بیان چگونگی آفرینش جسم آدم(ع)، در کلام امام علی(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

بیان چگونگی آفرینش جسم آدم(ع)، در کلام امام علی(ع)

پرسش : آفرینش جسم آدم(علیه السلام) در کلام امام علی(علیه السلام) چگونه بیان شده است؟
پاسخ اجمالی:
پاسخ تفصیلی: امام علی (علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه، در مورد آفرینش جسم آدم می فرماید: (خداوند سبحان از قسمتهاى سخت و ناهموار زمین و همچنین بخشهاى نرم و هموار و شیرین و شوره ‏زار، مقدارى خاک جمع فرمود)؛ «ثُمَّ جَمَعَ سُبْحانَهُ مِنْ حَزْنِ(1) الاَرْضِ وَ سَهْلِها، و عَذْبِه(2) وَ سَبَخِه(3) تُرْبَةً».
این در واقع از یک سو اشاره به آفرینش انسان از خاک است و از سوى دیگر این که آن خاک ترکیبى از تمام بخشهاى مختلف روى زمین بود، تا استعدادهاى گوناگون و تنوّع و تفاوتهایى را که مورد نیاز یک جامعه کامل بشرى در بخشهاى مختلف است، در بر داشته باشد و انواع انسانها را با ساختمانهاى مختلف از نظر شایستگیها و استعدادها و آمادگیها موجب شود. سپس به مادّه دیگرى که آب است و با خاک ترکیب یافت اشاره کرده، می فرماید: ([خداوند] آب بر آن جارى ساخت تا گلى خالص و آماده شد)؛ «سَنَّه(4) بِالْماءِ حتّى خَلَصَتْ».
(و آن را با رطوبت آمیخت تا به صورت موجودى چسبناک در آمد)؛ «وَ لاطَه(5) بَالْبَلَّةِ حَتّى لَزَبت». (6)
در واقع نقش آب، ترکیب ساختن آن اجزاى مختلف با یکدیگر و صاف کردن ناهمواریها و ایجاد چسب و پیوند در میان آن اجزاى پراکنده و مختلف بود.
سپس به مسأله شکل‏گیرى انسان از آن خاک و گل اشاره کرده، می فرماید: (خداوند از آن، صورتى آفرید که داراى خمیدگیها و پیوندها و اعضا و گسستگیها [مفاصل] بود)؛ «فَجَبَلَ مِنْها صُورَةً ذاتَ اَحْناء(7) وَ وُصُول وَ اَعْضاء وَ فُصُول».
در واقع «احناء»؛ (جمع حنو) اشاره به خمیدگیهاى مختلف بدن مانند خمیدگى دنده‏ ها و فکها و قسمت بالاى سر و پایین پا می کند که بدن را براى کارهاى مختلف آماده می سازد. زیرا اگر بدن مانند یک شکل هندسى مکعب و امثال آن بود، هرگز کارایى کنونى را نداشت.
جمله (و اعضاء و فصول) اشاره به اعضاى مختلفى دارد که از طریق مفاصل، با یکدیگر پیوند دارند و همین امر سبب کارایى زیاد می شود. دست انسان را تا مچ در نظر بگیرید، اگر همه یکپارچه بود و یک عضو و داراى یک استخوان بود کارآیى بسیار کمى داشت. ولى می دانیم که خداوند آن را از چند قطعه استخوان و چندین عضو و پیوندهاى میان آنها آفریده و همین سبب می شود که هر انگشت بلکه هر بندى از انگشتان علاوه بر کف دست، کارایى خاصّى داشته باشد و این یکى از نشانه‏هاى حکمت و عظمت پروردگار است.
سپس به مرحله بعدى اشاره کرده، می فرماید: ([خداوند] بعد از آن که این گل را شکل داد آن را سفت و جامد کرد تا خود را کاملا نگه دارد و صاف و محکم و خشک ساخت)؛ «اَجْمَدَها حَتَّى اسْتَمْسَکَتْ وَ اَصْلَده(8) حَتّى صَلْصَلَتْ». (9)
به این ترتیب انسان از نظر جسم کاملا ساخته و آماده شد: (این حال، تا وقت معیّن و سرانجامى معلوم ادامه داشت)؛ «لِوَقْت مَعْدُود وَ اَجَل مَعْلُوم». (10) در بعضى از روایات از «امام باقر»(علیه السلام) نقل شده است که این حال، چهل سال ادامه یافت. جسد آدم (علیه السلام) در گوشه‏ اى افتاده بود و فرشتگان از کنار آن می گذشتند و می گفتند براى چه منظورى آفریده شده‏ اى؟ (11) شاید این فاصله زمانى- همان گونه که بعضى از محقّقان گفته‏ اند- به خاطر آزمون ملائکه و یا به خاطر تعلیم مردم نسبت به ترک عجله در کارها و تأنّى در امور بوده است. (12)
پی نوشت: (1). «حَزْن» (بر وزن وزن) به معناى نقاط خشن روى زمین است و غم و اندوه را «حُزْن» یا «حَزَن» مى گویند، چون نوعى خشونت نسبت به روح آدمى است.
(2). «عَذْب» (بر وزن جذب) به معناى آب پاکیزه، گوارا و شیرین است.
(3). «سَبَخ» (بر وزن ملخ) به معناى زمین شوره زار است و جمع آن «سباخ» مى باشد.
(4). «سَنَّ» از مادّه «سَنّ» (بر وزن ظنّ) به معناى ریختن آب بر چیزى است و گاه به معناى نرم و صاف بودن چیزى آمده است.
(5). «لاط» از مادّه «لَوط» (بر وزن صوت) به معناى مالیدن و آمیختن چیزى با چیز دیگر است.
(6). «لَزَبَت» از مادّه «لُزُوب» (بر وزن سکوت) مى باشد و به معناى لزوم و ثبوت و چسبیدن است.
(7). «أحنا» جمع «حِنْو» (بر وزن حرص) به معناى انحنا و خمیدگى است و گاه به معناى جوانب و اطراف مى آید.
(8). «اَصْلَدَ» از ماده «صَلْد» (بر وزن صبر) به معناى محکم و صاف است.
(9). «صَلْصَلَ» از ماده «صَلْصَلَة» به معناى خشک شدن است به گونه اى که با برخورد اندک چیزى صدا کند و گاه به معناى خشک و محکم آمده است.
(10). لام در «لِوَقْت مَعْدُود» به معناى (الى) است و بعضى احتمال داده اند که لام علّت باشد. برخى احتمال داده اند که منظور از عبارت فوق، این باشد که این وضع تا دامنه قیامت ادامه مى یابد و سپس پیوندهاى بدن به کلّى گسسته مى شود امّا این احتمال بسیار بعید به نظر مى رسد زیرا از مراحل مختلف آفرینش انسان است و هنوز مسأله نفخ روح مطرح نشده است.
(11). «فَبَقِىَ اَرْبَعینَ سَنَةً مُلْقىً تَمُرُّ بِهِ الْمَلائِکَةُ فَتَقُولُ لاَمْر ما خُلِقْتَ؟» (منهاج البراعة، ج 2، ص 44).
(12). پيام امام امير المومنين عليه السلام‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1387 ه. ش‏، ج1، ص 171.
تاریخ انتشار: « 1399/09/15 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2483