مؤلّفه های اعجاز قرآن از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 
makarem news

یادداشت روز:

مؤلّفه های اعجاز قرآن از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدّ ظلّه العالی

اعجاز چیست؟ / اعجاز ادبی / اعجاز محتوایی / اعجاز قرآن و اصل جهان شمولی آن / اﻋﺠﺎز ﻗﺮآن در ﭘﯿﺮاﺳﺘﮕﯽ از اﺧﺘﻼف / اعجاز قرآن در اخبار غیبی / اعجاز علمی / «تحدی»؛ مهم ترین وجه اعجاز قرآن

همه می گوییم قرآن سند زنده حقانیت پیامبر اسلام است، کتابى است فوق افکار بشر، کسى تاکنون نتوانسته کتابى همانند آن بیاورد. این کتاب یک «معجزه» بزرگ آسمانى است. ولى به چه دلیل قرآن معجزه است؟ چرا مانند آنرا نمی توان آورد و چرا فوق افکار متفکران است؟[1]

باید رمز اعجاز و عظمت این کتاب آسمانى را در خود آن جستجو کرد،[2] و با تفکیک جنبه هاى مختلف اعجاز قرآن از یکدیگر، و بررسى این مسئله از دریچه ‏هاى گوناگون، گام هاى تازه ‏اى در راه شناخت این کتاب بزرگ برداشت.[3]

در حال حاضر، جهات زیر را در زمینه اعجاز قرآن می توان برشمرد که شواهد همه آن ها در خود قرآن موجود است،[4] البته ممکن است با گذشت زمان به جنبه‏ هاى تازه ‏اى از اعجاز قرآن برخورد کنیم که در گذشته براى ما روشن نبوده است.[5]

اعجاز چیست؟

اعجاز یک امر خارق العاده و مافوق توانایى انسان و حتى نوابغ جهان است، به طورى که حکایت کند که‏ یک‏ عامل‏ مافوق‏ طبیعی  در آن‏ تأثیر داشته است. هر گاه چنین عملى از کسى سربزند و مردم را به مقابله دعوت کند و همه از انجام مانند آن عاجز شوند، مسلّم می شود که از ناحیه مبدأ جهان آفرینش تأیید می گردد. و هر قدر این دعوت عمومى (تحدّى) قوی تر، گویاتر و اعتراف دیگران به عجز صریح تر باشد، قدرت اعجاز زیادتر خواهد بود.[6]

اعجاز ادبی

کسانى که از ادبیات عرب آگاه باشند و با قرآن آشنا گردند، مى ‏بینند این کتاب بزرگ الهى، این امتیاز مهم را در سرحّد اعجاز حفظ کرده که هم الفاظ در آن در نهایت شیرینى، و هم جمله بندی  هاى آن در کمال ظرافت و زیبایى، و کلمات آهنگ دار و موزون است، و هم حقّ معانى با تمام ریزه کاری  ها و دقایقش ادا شده است، و این یکى از ابعاد اعجاز قرآن در جنبه فصاحت و بلاغت است.[7]

یکى دیگر از مظاهر فصاحت و بلاغت قرآن، آهنگ مخصوصى است که در خود او وجود دارد؛ قرآن نه شعر است و نه حتّی  یک نثر معمولى و متعارف؛ بلکه نثرى است که آهنگ مخصوص به خودرا دارد، همان نثرى که هنگام تلاوت قاریان قرآن، کاملًا در غالب آهنگى قرار می گیرد.[8]

یکى از ظرافت ‏هاى فصاحت و بلاغت، پرهیز از فزونى الفاظ و رعایت اختصار در عین مفهوم بودن عبارات و بیان تمام مقصود است؛ این معنا در حد اعلا در آیات قرآن رعایت شده، و گاهى یک داستان بزرگ را در یک آیه که هر جمله از آن گویاى فراز وسیعى از آن داستان است بیان می کند که نمونه ‏هاى زیادى در قرآن، از آن به چشم می خورد.[9]

دیگر از ویژگى ‏هاى قرآن از نظر ادبى، این است که در عین ظرافت و لطافت عبارات، صراحت و قاطعیت فوق العاده ‏اى دارد.[10] قرآن بیشترین صراحت و قاطعیت را در زمینه جبهه مبارزه اسلام جبهه توحید و شرک دارد.[11]

در مباحث دیگر اعم از آنچه مربوط به مبدأ یا معاد و یا قوانین اجتماعى یا مسائل مربوط به جنگ و صلح، یا بحث ‏هاى اخلاقى است نیز این قاطعیت به وضوح به چشم می خورد که شرح کامل آن در خور یک کتاب جداگانه است.[12]

قرآن در تعبیرات خود نهایت متانت و عفّت را رعایت نموده است و این موضوع به فصاحت و بلاغت آن رنگ خاصّى بخشیده است.

در قرآن هیچ گونه تعبیر زننده، رکیک، ناموزون و دور از عفت یافت نمی شود. در میان تمام سرگذشت ‏هاى قرآن یک داستان عشقى واقعى (نه خیالى) وجود دارد و آن داستان یوسف و زلیخاست که از عشق سوزان یک زن زیباى هوس آلوده با جوانى ماهرو و پاک دل سخن می گوید.

امّا قرآن در ترسیم صحنه ‏هاى حساس‏ داستان‏ یوسف‏ و زلیخا به‏ طرز شگفت انگیزی «دقّت در بیان» را با «متانت» به هم آمیخته، بدون این که از ذکر وقایع چشم بپوشد.[13]

هنگامى که ما به قرآن مراجعه می کنیم، در هیچ موردى مبالغه دروغ آمیز نمی بینیم، و با تمام زیبایى و ظرافتى که در الفاظ و معانى وجود دارد همگى بیانگر حقایق است.[14]

قرآن مجید براى بیان حقایق، از مثال‏ هاى فراوانى بهره گیرى کرده است که مجموعه آن‏ ها از مظاهر بارز فصاحت و بلاغت این کتاب بزرگ الهى است، ریزه کارى ‏هایى که در این امثله به کار رفته و نکات ظریف و باریک و دلنشینى که در هر یک از آن ها به چشم می خورد به راستى انسان را به اعجاب وا می دارد.[15]

اعجاز محتوایی

از بررسى آیات قرآن مجید به خوبى برمی آید که آیات مربوط به معارف اسلامى، یعنی عقائد مربوط به آفرینش جهان و مبدأ بزرگ عالم هستى، و صفات ذات پاک او، و مسائل مربوط به آفرینش و سرنوشت انسان، و عوالم بعد از این جهان، و سفیران وحى و شرایط و صفات آنان و همچنین جانشینان آن ها کاملًا در سرحد اعجاز است.[16]

قرآن درباره اثبات وجود خدا روى «فطرت» تکیه نموده، سپس به «سیر آفاق و انفس» و مطالعه در اسرار آفرینش زمین و آسمان و انسان و گیاهان و حیوانات و کوه ها و دریاها و ابرها و بادها و حوادث دیگر، تکیه می کند.[17]

قرآن خدا را در صفاتش از هرگونه صفات محدود بشرى و صفات محدود آمیخته به نقص، مبرا و منزه معرفی می کند؛ «لَیسَ کمَثْلِهِ شیئی ؛ هیچ چیز مانند او نیست».[18]

قرآن مسئله معاد را به صورت یک امر حسى و ملموس در آورده است و گاهى انسان را متوجه آفرینش او از خاک که همچون زندگى پس از مرگ است، می کند.[19]

آیاتى که درباره حیات پس از مرگ و دلایل مختلف آن، و همچنین منازل و صحنه‏ هاى گوناگون آخرت و حوادثى که در آنجا رخ می دهد و چگونگى تجسّم اعمال و حساب و کتاب و میزان و شهود روز قیامت است، داراى چنان نکته ‏ها و ریزه کارى ‏هایى است که مطالعه و بررسى آنها هر انسانى را غرق در تعجّب می کند.[20]

در مجموع در محتویات قرآن، هم دلائل متین عقلى با ریزه کاری هاى مخصوصش در زمینه عقائد آمده، و هم بیان احکام متین و استوار بر اساس نیازمندی هاى بشر در همه زمینه‏ ها، هم بحث هاى تاریخى قرآن در نوع خود بی نظیر، هیجان انگیز، بیدارگر، دلچسب، تکان دهنده و خالى از هرگونه خرافه است.

هم چنین مباحث اخلاقیش که با دل هاى آماده همان کار را می کند که باران بهار با زمین هاى مرده! مسائل علمى که در قرآن مطرح شده، پرده از روى حقایقى بر می دارد که حد اقل در آن زمان براى هیچ دانشمندى شناخته نشده بود.[21]

اعجاز قرآن و اصل جهان شمولی آن

قرآن مجید مافوق زمان و مکان است یعنى همان است که در دست اصحاب پیامبر بود، و همان قدر ما مى ‏توانیم از آن بهره بگیریم که اصحاب رسول خدا از آن بهره می گرفتند، بلکه ما در اثر پیشرفت علوم به مسائلى از شگفتی هاى قرآن پى مى ‏بریم که شاید آن ها مى ‏بردند.

و نیز فاصله مکانى نمی تواند تأثیرى در وضع اعجاز قرآن داشته باشد زیرا کسانى که در حجاز زندگى می کردند به قرآن نزدیک تر از کسانى که در روم و ایران زندگى می کردند، نبودند.

بنابراین قرآن مجید یک حادثه زمانى نیست که با گذشت زمان چون دیگر معجزات محو گردد و یک حادثه مکانى نیز نیست تا براى کسانى که آن جا حضور داشته ‏اند پذیرفتن آن مشکل باشد.

بلکه باید گفت‏ قرآن معجزه ‏اى است که مرزهاى «زمان و مکان» را درهم شکسته و به «ابدیت» پیوسته و به صورت یک معجزه «جهانى» و «جاودانى» در آمده است.[22]

بی جهت نیست که صدها بار تلاوت قرآن باز نه تنها ملال آور نیست؛ بلکه جاذبه و شیرینى خود را حفظ می کند، این همان چیزى است که در حدیث معروفى از امام على بن موسى الرضا علیه السلام مى ‏خوانیم که مردى از امام صادق علیه السلام پرسید: «چرا قرآن بر اثر کثرت انتشار و درس و تلاوت کهنه نمى ‏شود بلکه هر روز شاداب‏تر است؟ فرمود: زیرا خداوند متعال، آن را براى زمان معین یا گروه خاصى قرار نداده؛ و لذا در هر زمان تازه است، و نزد هر قومى با طراوت تا روز قیامت».[23]

 بدیهى است یک دین جهانى و جاویدانى باید یک چنین سند جهانى و جاودانى هم در اختیار داشته باشد. این یکى از امتیازات قرآن است.[24]

اﻋﺠﺎز ﻗﺮآن در ﭘﯿﺮاﺳﺘﮕﯽ از اﺧﺘﻼف

قرآن که در مدت 23 سال بر طبق احتیاجات و نیازمندی هاى تربیتى مردم در شرائط و ظروف کاملا مختلف نازل شده، کتابى است که درباره موضوعات کاملًا متنوع سخن می گوید و مانند کتاب هاى معمولى که تنها یک بحث اجتماعى یا سیاسى یا فلسفى یا حقوقى یا تاریخى را تعقیب می کند نیست، بلکه گاهى درباره توحید و اسرار آفرینش، و زمانى درباره احکام و قوانین و آداب و سنن، وقت دیگر درباره امت هاى پیشین و سرگذشت تکان‏دهنده آنان، و زمانى درباره مواعظ و نصایح و عبادات و رابطه بندگان با خدا سخن می گوید، و به گفته گوستاولبون فرانسوی، قرآن کتاب آسمانى مسلمانان، منحصر به تعالیم و دستورهاى مذهبى تنها نیست بلکه دستورهاى سیاسى و اجتماعى مسلمانان نیز در آن درج است.[25]

چنین کتاب با این مشخصات، عادتاً ممکن نیست خالى از تضاد و تناقض و مختلف گوئى و نوسان هاى زیاد باشد، امّا هنگامى که مى ‏بینیم با تمام این جهات همه آیات آن هماهنگ، خالى از هرگونه تضاد و اختلاف و ناموزونى است، به خوبى مى ‏توانیم حدس بزنیم که این کتاب زائیده افکار انسان ها نیست بلکه از ناحیه خداوند است.[26]

خود قرآن نیز در یکى از آیاتش به این حقیقت اشاره کرده و صریحاً می گوید: «أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافًا کثیرًا؛ آیا درباره قرآن نمی اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن می یافتند».[27]

اعجاز قرآن در اخبار غیبی

در قرآن مجید اخبار غیبى فراوانى است که از ادله عظمت و اعجاز قرآن حکایت دارد؛[28] به عنوان نمونه خداوند متعال در طى چند آیه[29] با انواع تاکیدات از پیروزى بزرگ ارتش شکست خورده روم در چند سال بعد خبر می دهد، و آن را به عنوان یک وعده تخلف ناپذیر الهى معرفى می کند.

از یک سو خبر از اصل پیروزى مى ‏دهد: «وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیغْلِبُونَ‏». از سوى دیگر خبر از پیروزى دیگرى براى مسلمانان بر کفار مقارن همان زمان: «وَ یوْمَئِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ‏». و از سوى سوم تصریح می  کند که این امر در چند سال آینده به وقوع خواهد پیوست: «فِی بِضْعِ سِنِینَ‏». و از سوى چهارم با دو بار تاکید، قطعى بودن این وعده الهى را مسجل می کند: «وَعْدَ اللَّهِ، لا یخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ‏».

تاریخ به ما می گوید که هنوز نه سال نگذشته بود که این دو حادثه انجام یافت. رومیان در نبرد جدیدى بر ایرانیان پیروز شدند، و مقارن همان زمان مسلمانان با صلح حدیبیه (و طبق روایتى در جنگ بدر) پیروزى چشمگیرى بر دشمنان پیدا کردند.[30]

پیش گویی هاى قرآن مجید منحصر به موارد و آیات فوق نیست، بلکه آنچه گفتیم نمونه روشنى از آیات مربوط به این قسمت است.

آیات متعدد دیگرى داریم که از حوادثى مربوط به آینده به روشنى پرده برداشته، مانند آیات سوره نصر: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ‏»، که خبر از فتح نهایى مکه به دست مسلمانان و ایمان مردم مکه و اینکه فوج ‏فوج به اسلام می گروند و به صفوف مسلمین مى ‏پیوندند، داده است.

 همچنین آیات سوره کوثر که خبر از کثرت و گسترش دودمان و فرزندان پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم می دهد، با آنکه در آن زمان به هیچ وجه قابل پیش‏بینى نبود بلکه گاهى دشمنان او را «ابتر» و بلاعقب مى ‏پنداشتند.

 همچنین بازگشت پیروزمندانه آن حضرت به مکه چنانکه در آیه 85 سوره قصص می خوانیم: «إِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیک الْقُرْآنَ لَرادُّک إِلی  مَعادٍ».  و مانند این ها ...

مجموع این آیات مى ‏تواند یک گواه زنده بر ارتباط این کتاب بزرگ به جهانى ماوراى این جهان ماده بوده باشد، و دریچه ‏اى به سوى اعجاز قرآن بگشاید.[31]

اعجاز علمی

هرگز نباید انتظار داشت که قرآن مجید تمام مسائل علوم طبیعى و اسرار و خواص همه اشیاء را بیان کند. چه این‏که قرآن براى این مقصود بیان نشده است.[32]

ولى از آنجا که ذکر پاره ‏اى از آیات الهى و اسرار آفرینش در سرار جهان و در وجود خود انسان، کمک به معرفة اللّه و شناخت عظمت عالم آفرینش که فعل خدا است می کند، گهگاه در لابه لاى آیات قرآن، به این مسائل اشاره شده و پرده از روى امورى که تا آن زمان از همه دانشمندان عالم مخفى و پنهان بوده، برداشته است.[33]

قرآن در آیات متعدّدى، به یک سلسله اکتشافات علمى اشاره نموده که در آن عصر از نظر همگان و حتّى دانشمندان آن زمان کاملًا مکتوم و پوشیده بود و قرن‏ ها بعد مورد توجّه دانش پژوهان جهان قرار گرفت.

از جمله مسأله‏ «حرکت زمین‏[34]، ترکیب گیاهان از سلول‏ هاى نر و ماده‏،[35] وجود دو نیروى متضاد در درون همه ذرات جهان»[36] (ترکیب اتم‏ ها از الکترون با بار الکتریکى منفى و پروتون با بار الکتریکى مثبت) و «قانون جاذبه عمومى»[37] به روشنى بیان شده است.[38]

سخن آخر: («تحدی»؛ مهم ‌ترین وجه اعجاز قرآن)

قرآن در آیات متعددّى، مخالفان و منکران خود را به آوردن کتابى همانند آن دعوت کرده است و با این‏که مخالفان سر سخت پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم براى این کار کوشش کردند، هرگز نتوانستند به آن جامه عمل به آن بپوشانند.[39]

 قرآن صریحاً می فرماید: «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَ الجِنُّ عَلَی  انْ یأْتُوْا بِمِثْلِ هَذَا القُرْآنِ لَا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَو کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً؛ بگو اگر همه دست بدست هم دهند که همانند قرآن را بیاورند، قادر نخواهند بود».[40]

این آیه با صراحت تمام، همه جهانیان را اعم از کوچک و بزرگ، عرب و غیر عرب، انسان ها و حتّى موجودات عاقل غیر انسانى، دانشمندان، فلاسفه، ادباء، مورخان، نوابغ و غیر نوابغ، خلاصه همه را بدون استثناء در همه اعصار دعوت به مقابله با قرآن کرده است و می گوید: اگر فکر مى ‏کنید قرآن سخن خدا نیست و ساخته مغز بشر است، شما هم انسان هستید، همانند آن را بیاورید و هرگاه بعد از تلاش و کوشش همگانى، خود را ناتوان یافتید، این بهترین دلیل بر معجزه‏ بودن قرآن است.[41]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

منابع:

1. قرآن و آخرین پیامبر: تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه هاى گوناگون.

2. پیام قرآن.

 

[1] عقیده یک مسلمان، ص95.

[2] همان.

[3] قرآن و آخرین پیامبر: تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه هاى گوناگون، ص72.

[4] پیام قرآن، ج‏8 ، ص119.

[5] همان.

[6] عقیده یك مسلمان، ص102.

[7] پیام قرآن، ج‏8 ، ص125.

[8] همان، ص127.

[9] همان، ص129.

[10] همان، ص130.

[11] همان.

[12] پیام قرآن، ج‏8 ، ص132.

[13] عقیده یك مسلمان، ص117.

[14] پیام قرآن، ج‏8 ، ص126.

[15] همان، ص135.

[16] قرآن و آخرین پیامبر : تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه هاى گوناگون، ص108.

[17] همان، ص116.

[18] سورۀ شورى، آیۀ11؛ (قرآن و آخرین پیامبر: تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه هاى گوناگون، ص116).

[19] همان، ص121.

[20] پیام قرآن، ج‏8 ، ص150.

[21] تفسیر نمونه، ج‏12، ص276.

[22] عقیده یك مسلمان، ص96.

[23] میزان الحكمة، ج8، ص70؛ (پیام قرآن، ج‏8 ، ص128).

[24] قرآن و آخرین پیامبر : تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه هاى گوناگون، ص29.

[25] همان، ص309.

[26] همان.

[27] سوره نساء، آیه 82؛ (قرآن و آخرین پیامبر : تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه هاى گوناگون ، ص309).

[28] تفسیر نمونه، ج‏2، ص450.

[29] سورۀ روم، آیۀ6-1.

[30] تفسیر نمونه، ج‏16، ص366.

[31] قرآن و آخرین پیامبر: تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده اى درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه هاى گوناگون، ص302.

[32] پیام قرآن، ج‏8 ، ص151.

[33] همان، ص152.

[34] سوره نمل، آیه90.

[35] سوره طه، آیه35.

[36] سوره ذاریات، آیه49.

[37] سوره رعد، آیه2.

[38] براى توضیح بیشتر مى‏توانید به كتاب «قرآن و آخرین پیامبر» صفحات 147-200 مراجعه فرمایید؛ (اسلام در یك نگاه، ص60).

[39] اسلام در یك نگاه، ص61.

[40] سوره إسراء، آیه88.

[41] تفسیر نمونه، ج‏12، ص274.


تاریخ انتشار: « 1401/02/06 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 5600