مولفه های بردگی مدرن از منظر معظم له

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
makarem news

یادداشت روز:

مولفه های بردگی مدرن از منظر معظم له

استعمار؛ جایگزینی برای برده داری/ اصالت لذت؛ بردگی به سبک لیبرالیسم/ فرآیند جهانی شدن؛ برآیند بردگی مدرن/ نفی کرامت انسانی در سایۀ بردگی جنسی زنان/ بردگی در فضای مجازی

از دور دست‏ترين زمان ها، بردگى به رنگ‏هاى مختلفى در اجتماعات انسانى وجود داشته است؛[1]لیکن دنيا در حدود دو قرن پيش، تحت فشار بردگان و انديشمندان، بردگى را الغا کرد.[2]

اما در عين حال نبايد گمان كرد بردگى از اين زمان به بعد منسوخ گرديد، بلكه با كمال تأسف، بردگى و استثمار بشر به صورت‏ خطرناك‏تر و وحشتناك‏ترى‏ در آمد،[3]و مقارن دوران الغاى بردگى، قدرت های استکباری به نوعى ديگر، برده‏ دارى‏ را احيا كردند به نحوی که بردگى فردى به بردگى جمعى و مدرن تبديل شد.[4]

 درحقیقت شكل برده‏دارى عوض شد،لیکن بردگى هنوز به انحاء مختلف وجود دارد.[5]انواع و اقسام متعددی که در عصر مدرنیته بیش از پیش خودنمایی می کند؛ هم چون بردگى شهوات، بردگى هوى و هوس، بردگى پول و ثروت، بردگى جاه و مقام و ديگر اقسام بردگى‏‏ که شایسته است در این نگاشته مورد واکاوی قرار گیرد.[6]

استعمار؛ جایگزینی برای برده داری‌

اگرچه دولت های غربي ها در امر الغاى بردگى پیشقدم‏ بودند، اما در عمل، بردگى‏ نه تنها ريشه‏كن نشد، بلكه به صورت خطرناك تر و وحشتناكتر، در قالب استعمار ملت ها و بردگى‏ مستعمرات آشكار شد، به طورى كه هر قدر بردگى فردى رو به ضعف مى‏گذاشت بردگى دست جمعى و استعمار قوى‏تر و نيرومندتر مى‏شد.[7]

واژه‏ «استعمار» در لغت به معناى كوشش براى آباد ساختن است، ولى در اصطلاح سياسى در نقطه مقابل آن، يعنى كوشش براى ويران ساختن كشورى به منظور آباد کردن کشور استعمار گر به كار مى‏رود.[8]

لذا «استعمار» به معنی بردگى‏ دسته جمعى‏ ملّتى به وسيله ملّت يا دولت ديگر است؛ در حقيقت استعمار يك نوع بردگى‏ خطرناك دسته جمعى‏ است كه جانشين «بردگى فردى» می شود؛ در استعمار فردى، توان انسانى يك يا چند انسان بدون رضايت آنان، در راه منافع ديگرى به كار مى‏افتد، امّا در «استعمار» نيروى ملّتى به ضميمه تمام ذخاير و منابع آنها بدون رضايت آنان در راه مطامع ديگران به كار مى‏افتد.[9]

حال مقارن دوران الغاى بردگى‏، دوران استعمار كشورها شروع شد و كشورهاى استعمارگر تمام منابع حياتى مستعمرات را به غارت می بردند و ساكنان مستعمرات نیز عملًا در حكم برده بوده و كشورهاى مختلف جهان، يكى پس از ديگرى تحت استعمار استعمارگران غربى قرار می گرفتند.[10]

قابل توجه اين‏كه‏ دولت‏هايى هم چون انگلستان که در امر الغاى بندگى پيشقدم بود در امر استعمار هم پيشگام گردید؛ به نحوی که اداره این کشور کوچک، از طريق استعمار و استثمار كشورهاى ديگر انجام مى‏شد.[11]

 از این رهگذر جناياتى كه استعمارگران غربى در طول مدت استعمار خود انجام دادند نه تنها كمتر از جنايات دوران بردگى نبود، بلكه از شدت و گسترش بيشترى برخوردار بود، به گونه ای که تاريخ روابط دولت های بزرگ با مستعمرات ،تاريك‏ترين و دردناك‏ترين صفحات تاريخ را به خود اختصاص داده است. [12]

يكى ازنويسندگان معروف فرانسه در این زمینه مى‏نويسد:«بوميان آمريكا و اقيانوسيه، براى اقوام متمدّن و تربيت شده اروپا، مانند خرگوشى بودند براى يك نفر شكارچى! لذا مى‏بينيم امروز همه آنها برباد رفته‏اند.[13]

خلاصه اينكه بردگى در جهان معاصر تابع اسم نيست، بلکه این پدیدۀ شوم تابع مفهوم و محتواى بردگى است، که معنای واقعی بردگی در كشورهاى استعمار زده و در ممالك سرمایه داری و كمونيستى به بدترين اشكال پياده شد.لذا ادعای الغاى بردگى در جهان امروز صورى بوده و در حقيقت تنها يك تغيير شكل است![14]

اصالت لذت؛ بردگی به سبک لیبرالیسم

اصالت لذت که از «نفسانیات و شهوات» نشأت می گیرد شالودۀ فکری لیبرالیسم را تشکیل می دهد؛ تفكرى خطرناك كه باعث سقوط روزافزون جوانان در منجلاب گناه و تيره روزى و بردگی مدرن شده است.[15]

در این بین روح سركش، در قالب لذت طلبی، انسان را پیوسته به زشتى‏ها و بدى‏ها دعوت مى‏كند و شهوات و فجور را در برابر او زينت مى‏بخشد[16]، در ادامه وجدان انسان آن قدر ضعيف و ناتوان مى‏شود كه هوا و هوس بر آن مسلّط مى‏گردد.[17]

بدین ترتیب برده هواى نفس‏ بودن بسيار خطرناك تر از بردگی به معنای اصطلاحی است؛ هم چنان که رهيدن از بردگى‏ نفوس نیز بسيار مشکل تر از رهيدن از بردگى اشخاص است.[18]

بنابراین انسان هائى كه به دنبال اميال نفسانى بوده، و نفس‏ بر گردن آنها ريسمانى افكنده، و به هر سو مى‏كشد، نمی توانند مدعی شوند که آزادند و طعم آزادى را چشيده اند! [19] زیرا ماهیت واقعی لیبرالیسم بر آزادى شهوات و اسارت انسان در چنگال هواها و پستي ها بنا شده و به مثابۀ بردگی کامل انسان است.[20]

تأسف آور است که اصالت لذت در قالب آزادی در مکتب لیبرال چنان توسعه پيدا كرده كه به انواع تجاوزها، تعدي ها و اهانت ها منتهی شده است؛[21] در واقع مروجان لیبرالیسم می خواهند در همه چيز نفسانیات را محور قرار دهند، آنها آنچنان در اين مسير پافشارى كردند كه به عمل بسيار زشتى همچون همجنس گرايى جلوه قانونى بخشیدند، هم چنین آزادى بى حدّ و حصر به سبک لیبرالیسم، اهانت به مقدّسات را در قالب آزادی اندیشه! جایز شمرده است، تراژدی تلخی که در جهان غرب به دفعات علیه آدیان توحیدی تکرار شده است‏.[22]

سبب همه اين ناكارآمدى‏ها، كنار گذاشتن آموزه‏هاى دينى و نقش خداوند در زندگى بشر است. در حقيقت اومانيسم‏ و انسان محورى و تكيه بر عمل و تجربه‏گرايى و بى‏نيازى از وحى، جز اين ره‏آوردى نخواهد داشت و آن گاه كه بشر بخواهد در زمين خدايى كند نتايج آن وحشتناك است.[23]

در چنين فرضى ترويج لذت‏طلبى اجتناب‏ناپذير است و ره‏آورد آن نابرابرى، استفاده از شيوه‏هاى غير اخلاقى براى ثروت‏اندوزى، شيوع انواع بيمارى‏هاى اخلاقى، ناهنجارى‏هاى اجتماعى، تضعيف روابط عاطفى و سست شدن بنيان خانواده خواهد بود.[24]

حال در محيطى كه بر طبل لذت‏جويى كوبيده مى‏شود، به يقين فضيلت، تقوا، اخلاق و دگردوستى جايى ندارد، چرا كه از درختى كه ريشه‏هايش لذت‏جويى و ساقه‏هايش نفس پرستى است و با آب مفاخره و مصرف‏گرايى آبيارى مى‏گردد،در چنين جامعه‏اى بردگى نيز شكل تازه‏اى به خود مى‏گيرد و مردم برده پول و لذت ها و هوس‏ها مى‏شوند.[25] به تعبیر هنرى ميلر نويسنده معروف آمريكايى«وقتى كه لينكلن (رئيس جمهور وقت آمريكا) اعلاميه آزادى بردگان را صادر كرد، تصور كرديم كه به بردگى خاتمه داديم؛ ولى علاوه بر بردگان سياه، بردگان سفيد هم به وجود آورديم؛ يعنى بردگان عصر ماشين».[26]

فرآیند جهانی شدن؛ برآیند بردگی مدرن

گفتنی است پس از آزاد شدن مستعمرات از چنگال قدرت های استعماری ، لیکن بردگی ملت ها تاکنون تدام یافته است چرا كه اين آزادى، از نوع آزادى به اصطلاح سياسى بود، ولى استعمار اقتصادى‏ و فرهنگى هنوز در بسيارى از مستعمرات آزاد شده تحت عنوان «جهانی شدن[27]» حكمفرما است.[28]

در تبیین این مسأله باید به شعار پرطمطراق توسعه اقتصادى اشاره کرد که در نهایت ویرانی اقتصادهای منطقه ای اجتناب ناپذیر خواهد بود و نتیجه ای جز استثمار و استعمار، و بردگى‏ به همراه نخواهد داشت.[29]

این بحران از آنجا نشأت می گیرد که قدرت های استکباری اصرار دارند ديگران را عقب نگاه دارند تا از اين طريق بازارهاى‏ پر رونقى براى محصولات خود فراهم سازند.[30] لذا با تشكيل كمپانى‏هاى عظيم، و حتى شركت‏هاى چند مليتى در صددند[31] تا آخرين رمق اكثريت مردم جهان را گرفته و هيچ راهى جز مسير استثمار و بردگى‏ اقتصادى‏ مردم جهان باقی نگذارند.[32]

این دولت های زور گو با رویکرد «توليد انحصارى» و يا «نمايندگى‏هاى انحصارى» و يا «بازارهاى مصرف انحصارى» كه زير چتر آزادى تجارى و جهانی شدن انجام مى‏گيرد؛ در واقع منافع جمع را آشكارا فداى منافع فرد مى‏كنند، و هميشه در سايه آن نرخ كالاهاى مورد نياز به سود توليد كنندگان و دلالان و واسطه‏ها و بزبان مصرف كنندگان تغيير مى‏يابد .[33]

هم چنین صاحبان قدرت در جهان از طریق ایجاد‏ تقاضاهاى كاذب، تحت عنوان آزادى «توليد» ، «تبليغ» و «تجارت» ،مصرف گرایی را به اوج رسانده اند که این نقیصه نیز به نوبۀ خود بردگی نوین عصر کنونی به شمار می آید. [34]

به همين دليل مشاهده مى‏كنيم ممالك نفت خير مملو است از انواع كالاهاى تحملی، تا اینچنین ثروت‏هاى جوامع اسلامی به پاى اين اجناس بنجل به هدر رود، و سهمى از درآمد نفت از اين طريق به كيسه مروجان نظریه جهانی شدن واصل گردد.[35]

این بحران در حالی است که شكست اقتصاد سرمايه‏دارى و ركود اقتصادى و ورشكستگی بانك‏هاى بزرگ آمريكا و برخى از كشورهاى غربى و كاهش رشد اقتصادى بر جهان حاكم شده[36] و علیرغم اقدامات دولت های غربی براى نجات اقتصاد غرب، بحران عميق‏تر شد و شاخص بورس‏ها كاهش يافته است.[37]

آری بحران مالى آمريكا، غرب را نيز فرا گرفت و همه كشورهاى وابسته به بازار آمريكا را تحت تأثير قرار داد، به نحوی که كارشناسان اقتصادى‏ آمريكا، بحران بازارهاى‏ مالى اين كشور را نوعى شكست براى نظام سرمايه‏دارى تلقى كردند و گفتند، اين بحران مسير نظام سرمايه‏دارى آمريكايى را تغيير خواهد داد.[38]

با همۀ این اوصاف متأسفانه بسيارى از كشورهاى در حال توسعه مباحث اقتصادى بومی خود را‏ رها كرده و چشم و گوش بسته راه مكتب‏هاى اقتصادى غرب را كه به تمام معنى مادى است پيش گرفته، و ضربات سنگينى بر پايه‏هاى اقتصاد كشور خود وارد ساخته و وابستگى شديدى به آنها پيدا كرده‏اند، همان وابستگى اقتصادى كه سرچشمه وابستگى‏هاى فرهنگى و سياسى و در واقع نوعى بردگى‏ گرديده است واين دردى جانكاه و مصيبتى بزرگ براى جوامع بشری است.[39]

نفی کرامت انسانی در سایۀ بردگی جنسی زنان

«کرامت»يكى از بزرگ‏ترين مواهب الهی است كه به انسان عظا شده است ، [40] لذا شایسته نیست کسی خود را تحقير كند و در نظرها سبك و موهون سازد و كرامت‏ انسانى خويش را پايمال كند، زیرا مهم اين است كه شخصيّت اجتماعى انسان ضايع نشود و خوار و ذليل و بى مقدار نگردد.[41]

از سوی دیگر شاهدیم شعار حفظ كرامت‏ انسانی با گسترۀ وسيع از سوی قدرت های استکباری دنبال مى‏شود‏؛ ولى از آن اراده باطل مى‏شود.[42]

در تبیین این مسأله باید به پيام اصلى مدعیان صیانت از کرامت انسانی یعنی آزادى مطلق انسان و تساوى‏ زن‏ و مرد به نحو مطلق اشاره کرد؛[43] در حالی که حقوق يك انسان و تكاليف خواسته شده از او، بايد متناسب با وضع روحى و جسمى، و قدرت و توان فطری او باشد، در غير اين صورت مصداق ظلم خواهد بود![44]

و اینچنین تفكّر «تشابه زن و مرد» سبب خارج شدن كارهاى خانه از «زنانه بودن» و «تقسيم مسئوليّت خانه‏دارى» بين زنان و مردان و تبديل مُدل خانواده از سنّتى به روابط آزاد شد و سبب شد كه به تعبير خانم تونى گرنت، يكى از نويسندگان برجستۀ غربی؛ «زنان در شرايط جديد به جاى پيوند با مردى به نام شوهر با شغل خود پيوند خوردند».[45] ،[46]

اين چالش پيامدهاى مستقيم و غير مستقيم اخلاقى و اجتماعى زيادى را در پى داشت از جمله تزلزل نظام خانواده ، افزایش خشونت و آزار جنسى و آمار طلاق، همسرآزارى، خودكشى زنان، تك زيستى، كاهش شديد عواطف خانوادگى و از همه مهم تر تسهیل بهره‏كشى‏هاى ظالمانۀ جنسى از زنان در جوامع شرقی و غربی که در واقع باید آن را را بردگى‏ معاصر و يا شكل مدرن‏ بردگى ناميد.[47]

بی تردید حضور ابزارى زن‏ و رونق يافتن تجارت سكس، پيچيده‏ترين و مدرن‏ترين نوع بردگى‏ براى زنان محسوب می شود[48]، و شخصیت زنان را در قالب يك عروسك بى‏ارزش و ابزاری براى خاموش كردن آتش شهوات و تبليغ كالاهاي قدرت های صنعتی دنیا تنزل داده است.[49]به اين ترتيب زن مبدل به وسيله‏اى شد براى اشباع هوس هاى سر كش يك مشت آلوده فريبكار و انسان نماهاى ديو صفت![50]

هم چنین تجارت بردگى جنسى به يكى از درآمدهاى سرشار و غيراخلاقى در جهان تبدیل شد كه در واقع از قاچاق زنان و دختران به‏دست می آید.[51]

آمارها از گستردگى قاچاق زنان و دختران حكايت دارد؛ به نحوی که تعداد اين بردگان در قرن بيست و يكم ده ها برابر قرن هفدهم است؛ يعنى بالغ بر ده ها میلیون نفر از زنان که سهم عمده‏اى در اين تجارت سياه دارند.[52]

گزارش آماری کارشناسان شوراى اروپا نیز درباره تجارت زنان اروپاى شرقى، به عنوان بردگان هزاره سوم نشان مى‏دهد كه ميزان درآمد ناشى از اين تجارت نامشروع، ساليانه تا 13 ميليارد دلار است.[53]،[54]

هم چنین بر اساس گزارش مركز تحقيقاتى «ريپ ايز[55]» همه ساله چهار ميليون زن و كودك به عنوان كالاى اين تجارت مورد سوء استفاده خريداران و فروشندگان قرار مى‏گيرند و در اين ميان، درآمدى معادل 52 ميليارد دلار در سال عايد صاحبان اين تجارت مى‏شود.[56]،[57]

برخى از كشورهاى در حال توسعه نیز، بخش مهمّى از اقتصاد خود را بر تجارت بين المللى سكس اختصاص داده اند، به گونه‏اى كه سالانه ميليون‏ها جهانگرد همجنس گرا و دگر جنس خواه، از كشورهاى مختلف جهان را به خود جذب مى‏كنند و آمارهاى رسمى از وجود میلیونها زن روسپى در برخی از كشورهاى شرق آسيا حكايت مى‏كند.[58]

البته طبق اخبار متعدّد رسانه‏هاى جهانى، اين تجارت آلوده و كثيف منحصر به زنان و دختران نيست، بلكه كودكان و نوجوانان پسر را نيز شامل مى‏شود.[59]

با این تفاسیر در مواجهه با ادعای جوامع اومانیستی در صیانت از کرامت زنان باید پرسید،[60] به راستی در چنين جوامعی چگونه يك زن مى‏تواند يا ويژگي هاى اخلاقيش، علم و آگاهى و دانائيش جلوه كند، و حائز مقام والائى گردد؟![61]

 آيا فحشا و خودفروشى ننگين زن‏ احترام به مقام و شخصيت‏ زن مى‏باشد؟ آيا ايجاد اماکن اختصاصی فحشاء در بسيارى از شهرهاى دنياى امروز، موجب الغاى بردگى زنان و از بين بردن جواز آدم‏فروشى است؟[62]

سخن آخر:(بردگی در فضای مجازی)

در خاتمه باید تأکید کرد اگر اقتصاد از ايمان و اخلاق جدا شود فجايع متعددی به بار خواهد آورد؛ فجايعى كه مى‏تواند چهره جهان بشريت را از شكل انسانى آن تغيير دهد که اوضاع نابسامان فضای مجازی از جمله آن فجایع به شمار می آید.[63]

گفتنی است آسیب‌های فضای مجازی در جوامع بشری غوغا می‌کند[64] به عنوان نمونه گردانندگان وب سايت‏هاى غير اخلاقى در جهان، سالانه صدها ميليارد دلار درآمد کسب می کنند که این چالش، مقولۀ اخلاق و فرهنگ را در اقصی نقاط دنیا با مخاطرات جدی مواجه خواهد کرد و جوامع انسانی را به بردگی فرهنگی سوق خواهد داد. [65]

لذا باید خود و جامعۀ پیرامونی خود را به این نکته توجه دهیم که فضاهای مجازی غیر سالم و غیر مطمئن در راستای حفظ منافع قدرت های بیگانه و دامی برای مردم است تا بتوانند حاکمیت خود را بر دنیا تثبیت کنند، تا به سلطه‌گری خود ادامه دهند.[66]

آری فضای مجازی بردگی به تمام معنا است اگر دسترسی آسان و ارزان به شبکه‌های اجتماعی بومی در جوامع بشری محقق نشود[67] چرا که استقلال و تمامیت امنیتی و فرهنگی جوامع مختلف در گرو بهره گیری از فضای سالم و امن و منطبق با معرفت های بومی و منطقه ای است.[68]

لذا فضاسازى فرهنگى براى رسيدن به يك اقتصاد مطلوب و مبتنى بر اصول عدالت و اخلاق‏ از جمله امورى است كه باید در عرصه های مختلف به ویژه در فضای مجازی مورد اهتمام قرار گیرد.[69]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) makarem.ir.

 


[1] اسلام و آزادى بردگان ؛ ص6.

[2] كتاب النكاح ؛ ج‏7 ؛ ص116.

[3] اسلام و آزادى بردگان ؛ ص7.

[4] كتاب النكاح ؛ ج‏7 ؛ ص116.

[5] مثالهاى زيباى قرآن ؛ ج‏1 ؛ ص353.

[6] همان.

[7] اسلام و آزادى بردگان ؛ ص9.

[8] اسرار عقب ماندگى شرق ؛ ص103.

[9] همان؛ ص 105.

[10] كتاب النكاح ؛ ج‏7 ؛ ص116.

[11] همان.

[12] اسلام و آزادى بردگان ؛ ص8.

[13] ر.ک: تاريخ تمدّن اسلام.

[14] تفسير نمونه ؛ ج‏21 ؛ ص415.

[15] خدا را چگونه بشناسيم ؛ ص217.

[16] لغات در تفسير نمونه ؛ ص593.

[17] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص377.

[18] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج‏2 ؛ ص26.

[19] همان ؛ ص35.

[20] همان ؛ ص30.

[21] پيدايش مذاهب ؛ ص134

[22] داستان ياران: مجموعه بحث هاى تفسيرى حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (مدظله) ؛ ص222.

[23] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص57.

[24] همان.

[25] همان.

[26] تمدّن ماديگرايانه ما غربى‏ها، ص 53.

[27] Globalization.

[28] تفسير نمونه ؛ ج‏21 ؛ ص414.

[29] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص19.

[30] همان ؛ ص219.

[31] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص40.

[32] همان ؛ ص39.

[33] همان؛ص40.

[34] همان.

[35] همان؛ ص41.

[36] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص74.

[37] همان.

[38] همان.

[39] همان ؛ ص18.

[40] لغات در تفسير نمونه ؛ ص577.

[41] اخلاق در قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص78.

[42] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص440.

[43] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏1 ؛ ص84.

[44] احكام بانوان ؛ ص14.

[45] فصلنامه كتاب نقد؛ ش 29؛ ص 26.

[46] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏1 ؛ ص84.

[47] همان ؛ ج‏2 ؛ ص367.

[48] همان ؛ ج‏1 ؛ ص86.

[49] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏2 ؛ ص577.

[50] همان؛ ج‏3؛ ص 293.

[51] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص367.

[52] همان.

[53]هفته نامه زن روز؛ ش2038.

[54] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص367.

[55] rapeis

[56] سياحت غرب؛ش6؛ ص 39.

[57] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص367.

[58] همان ؛ ج‏1 ؛ ص86.

[59] همان ؛ ج‏2 ؛ ص367.

[60] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏2 ؛ ص577.

[61] همان؛ ج‏3؛ ص 293.

[62] آيين ما (اصل الشيعة) ؛ ص239.

[63] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص367.

[64] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار مسئولان و متصدیان بنیاد فرهنگی امام محمدباقر علیه السلام؛24/8/1397.

[65] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص367.

[66] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات؛24/12/1396.

[67] همان.

[68] همان.

[69] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج‏2 ؛ ص19.


تاریخ انتشار: « 1397/09/13 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 121