عقلانیت در سیرۀ حضرت زینب سلام الله علیها از منظر معظم له

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 
makarem news

یادداشت روز:

عقلانیت در سیرۀ حضرت زینب سلام الله علیها از منظر معظم له

چرا به حضرت زينب سلام الله علیهاعقيله بنی هاشم می گویند؟/ علم حضرت زینب سلام الله علیها/ زینب سلام الله علیها؛ بانوى حیا، پاسدار عفت و پاکدامنى/ بانوی عقل و صبر/ حضرت زینب سلام الله علیها و مدیریت بحران/بانوان حضرت زینب سلام الله علیها را الگوی خود قرار دهند

خداوند انسان را با فطرت الهى آفريد و چراغ روشنى به نام «عقل » در اختیارش نهاد؛[1] لذا در نظامات اجتماعى و اديان الهی به ویژه اسلام، خرد و عقلانیت از اهمیت بالایی برخوردار است؛ به طورى كه «عقل» اساس دين اسلام،[2]پديده مميز انسانى و تنها راه مستقيم سعادت بشر معرفی شده است.[3]

دراهميت عقل همين بس كه مقام و شخصيت نيز زاييده عقل است و آسايش و آرامش و سعادت دو جهان با عقل حاصل مى شود.[4]

لذا یکی از مهمترين ویژگی های انبيای الهی این است که آنان بر منطق و استدلال و عقل تكيه مى کنند.[5] چرا که خداوند عقلانیت و خردورزی را در انبيا و اوصياى معصوم آنها قرار داده است، به نحوی که عقول انبيا و اوليا، شعاع بسيار گسترده اى را در بر می گیرد و حقايقى برای آنان حاصل می شود كه برای ديگران پوشيده و پنهان مانده است.[6]

در این میان بانوى قهرمان كربلا، حضرت زينب كبرى عليها السلام ، که در دامن ولایت و در بیت امامت رشد کرد، بالاترین ابعاد خردورزی و عقلانیت را در تاریخ اسلام به منصۀ ظهور رساند؛ گويى تمام آن از روح بلند على بن ابى طالب عليه السلام و حکمت و عقلانیت بى نظيرش تراوش كرده و بر گفتار و رفتار دخترش زينب كبرى عليها السلام جارى شده است.[7]

چرا به حضرت زينب سلام الله علیهاعقيله بنی هاشم می گویند؟

در عرب معمول است كه هنگامى كه مى خواهند به كسى احترام بگذارند نام اصلى او را نمى برند بلكه او را به كنيه یا لقب صدا مى زنند كه برخاسته از اوصاف ذاتي اوست؛ در این بین زينب كبري سلام الله علیها به خاطر برخورداري از اوصاف عاليه و زكيه ملقب به القاب زيادي شده به طوري كه بيش از شصت لقب به آن حضرت در كتب معتبره آمده است که لفظ عقيله از جمله مهم ترین آن به شمار می آید و ملقب شدن آن حضرت به اين لقب به قبل از حادثه كربلا در سال ۶۱ هجري قمري بر می گردد.[8]

گفتنی است به زن خردمندی که مسائل را با صبر و خرد حل و فصل کند و در کارش دوراندیشی و آینده نگری داشته باشد عقیله اطلاق می شود.[9]

حال یکی از ويژگي‌های حضرت زينب سلام الله عليها كه به او موقعيت ويژه مي‌بخشيد عقل و تدبيرش در صبر و تحمل حوادثی بود که بعد از جدش رسول الله صلی الله علیه و آله به او روي آورد، به نحوی که او در بين زنان قريش و بني هاشم به خاطر درايت و تدبير و حلم و بردباريش ملقب به عاقله و عقيله و عقيلة النساء شده بود.[10]

علامة قزويني در بيان عقيله بودن زينب سلام الله علیها اینچنین مي‌نويسد: عقل و درايتي كه زينب سلام الله علیها داشت حادثه كربلا را رهبري و از فرزندان امام حسین علیه السلاک چنان آبرومندانه سرپرستي نمود و جان امام زين العابدين عليه السّلام را از مرگ حتمي نجات داد و كاخ يزيد را به لرزه در آورد ونهضت حسيني را تا به امروز زنده و پاينده نمود.[11]،[12]

هم چنین «عقيله» به معناى برگزيده هر چيزى است، که منبعث از خردگرایی و علم محوری است؛[13] لذا حضرت زینب سلام الله علیها در بنیهاشم به «عقیله» یعنی بانوی خردمند معروف بود؛ به نحوی که ابن عباس صحابی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم، از وی با عبارت « حدثتني عقيلتنا زينب؛[14] بانوی خردمند ما زینب سلام الله علیها برای ما روایت کرد» یاد می کند.[15]

از سوی دیگر ريشه اصلى معنای عقیله، همان منع و باز داشتن از كارهاى ناهنجار است که از خرد سرچشمه می گیرد.[16]،[17] لذا «عقيله » به زنى گفته مى شود كه داراى عِفت و حجاب و پاكدامنى است،[18] که حضرت زینب سلام الله علیها نمونه کامل آن به شمار می رود؛ چرا که آن حضرت در میان مردم و در کاخ ابن زیاد و یزید در هاله ای از حیا و عفاف، به پاسداری از حریم اهل بیت علیه السلام و خانواده امام حسین علیه السلام پرداخت.[19]

علم حضرت زینب سلام الله علیها

يكى از وظايف مهمّ امامت و ولايت، پاسدارى از قرآن و خزائن علوم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و انتقال صحيح آن به علماء و دانشمندان و تبيين اختلافاتى است كه در ميان امّت اسلامى پديد مى آيد. [20]

لذا امام على عليه السلام بنابر کلام نورانی پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم که فرمود:«انَا دارُ الْحِكْمَةِ وَ عَلِىٌّ بابُها[21]؛من خانه دانشم و على در آن خانه است». دروازه شهر علم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است.[22]

مسلّم است كه هر كس بخواهد وارد خانه اى شود بايد از در وارد گردد، همان گونه كه خداوند در قرآن مجيد دستور داده است: «وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها[23] ؛ از درِ خانه‌ها وارد شوید ». بنابراين، بايد از على عليه السلام آغاز کرد، و كليد اين گنجينه را از او طلب کرد.[24]

و اینگونه بود که امام على عليه السلام بعد از رحلت پيامبر عالى قدر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم، شاگردان بزرگى چون امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام، حضرت زینب سلام الله علیها ، ابن عبّاس و ابن مسعود و مانند آن ها تربيت كرد، تا پاسخگوى تهاجمات فرهنگى و اشكالات اعتقادى دانشمندان كشورهاى فتح شده باشند، و نيازهاى فقهى و حقوقى حقوقدانان را برآورند، و اصول اعتقادى و مسائل فقهى و ديگر مسائل فرهنگى اسلام را به بهترين وجه به ملل تازه مسلمان تعليم دهند.[25]

اهمیت این مسأله از آن جهت است که محبّت اولياى خداوند نسبت به افراد، يك محبّت ساده نيست و حتماً از عواملى سرچشمه مى گيرد كه مهم ترين آنها علم و ايمان و تقواست، بی شک علاقه فوق العاده علی علیه السلام به دخترش زینب کبری سلام الله علیها دليلى است بر وجود اين امتيازات بزرگ در اين بانوى بزرگ اسلام.[26]

لذا اميرمؤمنان عليه السلام با آن مقام عظيمى كه در علوم و دانش داشت كه دوست و دشمن همه به آن معترفند و باب مدينه علم پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله بود علوم الهی را به حضرت زینب سلام الله علیها انتقال داد.[27]

هم چنین باید اذعان کرد حضرت زینب سلام الله علیها تربیت شده مکتب پنج معصوم است و کلام و کردار آنها در او متجلّی گردیده است؛ ایشان دانش آموخته مکتبی است که در آن از تعالیم پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن و امام حسین علیهم السلام بهره وافر برده شده است و این یادگیری طی سال های طولانی انجام شده است.[28]

بیان سخنان و خطبه‌های عالمانه و همراه با استدلال به آیات قرآن کریم، در کربلا، بازار کوفه، و مجلس عبیدالله زیاد، و دربار «یزید» از سوی زینب علیهاالسلام هر یک شاهد گویایی بر توانایی علمی و دانش آن بزرگوار است.[29]

اضافه بر این، زینب سلام الله علیها مقام بیان روایت و حدیث را، که از ویژگی‌ های افراد آگاه و بلند مرتبه است، دارا بوده، و گواه دیگر مقام علمی اوست. [30]

اینچنین اسن که حضرت زین‌ العابدین علیه السلام، به هنگامی که حضرت زینب سلام الله علیها، خطبه پرمحتوا و آتشینی را در «بازار کوفه» ایراد نمود، در مورد تایید مقام علمی آن حضرت فرمود:«اَنتِ بحمدالله عالمة بلا معلمة، فهمة غير مفهمه؛شكر خدا كه دانشمندی هستی بدون اين كه از كسي تعليم ببينی و فهيم هستی بدون اين كه كسی آن را به تو ياد بدهد»[31]

آری، زینب علیهاالسلام مانند افراد عادی، کلاس و مکتب اصطلاحی را ندیده، و از استاد و آموزگاری که افراد معمولی جامعه را به تعلیم و تربیت وا می‌ دارند استفاده نکرده است، بلکه چند سال اوائل کودکی خود را در کنار «معلم بزرگ بشریت» حضرت محمد صلی الله علیه و آله و مادر دانشمند و بزرگوار خود می‌زیسته است و ده‌ها سال با پدر و برادران والامقام خود زندگی کرده و با قرآن و معارف دین، انس و الفت داشته است و در عین حال جنگ ها، درگیری‌ها و حوادث تلخ و شیرین زمان پدر و برادران خود را از نزدیک می‌نگریسته است، و به هر حال، تمام عمر خویش را در معاشرت و همراهی با بزرگترین دانشمندان جهان بشریت سپری نموده است، و فهم دانایی، علم و توانایی، و شیوه خطابه و سخنرانی را از آنان آموخته است.[32]

زینب سلام الله علیها؛ بانوى حیا، پاسدار عفت و پاکدامنى

حیاورزی و اهتمام به حجاب و عفت به عنوان یکی از مسلّمات ، و ضروريّات دين اسلام، [33] ریشه در اعماق عواطف و عقل و شعور انسانى دارد .[34]

در تبیین این مهم باید گفت حیاء به معنای شرم داشتن و و آزَرم[35] و خجالت است که در مقابل آن «وقاحت» و بی‌شرمی قرار دارد. و منظور از آن خودداری از انجام دادن کار‌های زشت به سبب ترس از سرزنش شدن است.[36]

لذا برّ و نيكى را به صفت حميده عفّت تعبیر کرده اند كه حد وسط بين خمودى شهوت و فجور است؛ از این رو به انسان بدكار «فاجر» گويند،[37] زيرا پرده حيا و پاكى را مى درد.[38]

این نقیصه از آن جهت است که مواجهه منفعلانه در مواجهه با مصائب و مشکلات، یک نوع رخوت و سستى بر اعصاب مستولى می کند و از مفاهيم انسانى جز هوی نفس، چيزى در برابر ديدگان بى فروغ عقل انسان مجسّم نمى گردد؛ و آن چنان سرپوش روى ادراك و نيروى خرد گذارده مى شود كه مفاهيمی مقدّس هم چون عفّت و حيا، به دست فراموشى سپرده مى شود.[39]

با این تفاسیر حیاورزی، ثمره شجره معرفت و عقل و خرد است و مانع انسان از ارتكاب زشتي ها و گناهان است،[40] زیرا انسان به هنگام مواجهه با گناه و معصيت از خداوند خويش شرم می كند و به سراغ گناه نمی رود بلکه بر مبنای حیای معقول از گناه و زشتي ها بیزاری می جوید.[41]

بنابراین الزام به حجاب و پاکدامنی ، از جمله قوانین متعالی در صیانت از ارزش های عقلانی جامعه در گسترش خیر و نیکی است که در راستای جلوگیری از گسترش فساد در جوامع بشری به منصۀ ظهور می رسد.[42]

زینب کبری سلام الله علیها در خانه وحی و ولایت،و در آغوش نبوت، مهد امامت و ولایت و مرکز نزول وحی الهی نشو و نما نمود و در آغوش پرمهر مادر، عفت و حیا را فرا گرفت.[43]

حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها در آن مدّت کوتاه، دخترش زینب سلام الله علیها را از نظر رشد فکری، اخلاقی، فرهنگی و معنوی تربیت کرد و حیا و عفت را به انحای مختلف هم چون رفتار شناسی فاطمه زهرا سلام الله علیها در برابر فرد نابینا، عملاً به او آموخت ، و این چنین درس های حیا را زینب سلام الله علیها به خوبی فرا گرفت.[44]

آری زینب سلام الله علیها تربیت شده پدری است که در اوج شجاعت و قهرمانی، از بالاترین حد حیا برخوردار است. و اوج حیای آن مادر پاکدامن و این پدر دلاور را هنگام خواستگاری علی علیه السلام از زهرا سلام الله علیها می توان مشاهده کرد که فاطمه عليها السلام جز سكوت محض هیچ نگفت و صورت برنگرداند.[45]،[46]

لذا در واقعۀ کربلا هنگامى كه سپاه ابن سعد به خيمه ها يورش بردند، زينب عليها السلام فرياد زد: عمر سعد! اگر مقصودتان اسباب و زيورآلات است، خودمان [47] مى دهيم، به سپاهت بگو شتاب نكنند. مگذار دست نامحرمان به سوى خانواده پيامبر صلى الله عليه و آله دراز شود.[48]

 زينب خود لباس مندرس پوشيده بود به زنان فرمان داد هر چه وسايل و زيورآلات داشتند در گوشه اى جمع كنند، گوشواره ها را از گوش هايشان درآورند، حتى فاطمه دختر امام حسين عليه السلام كه نوعروس بود و دوست داشت گوشواره هايش را كه يادگار پدر مظلومش بود نگه دارد، عمه اش زينب از ترس آنكه مبادا دست نامحرمى به سويش دراز شود، اجازه نداد. زنان و كودكان در گوشه اى جمع شدند، آنگاه زينب فرياد زد: هر كس مى خواهد اسباب و وسايل دختران على عليه السلام و فاطمه عليها السلام را به يغما ببرد بيايد. عده اى از سپاه آمدند و هر چه بود را به غارت بردند.[49]

و یا در تاریخ می خوانیم: وقتی كاروان حیا وارد كوفه شد، مردم در حالی كه خاندان رسالت را به سوی عبیدالله بن زیاد می بردند، اسیران را تماشا می كردند. در این لحظه صدای بانوی حیا بلند شد:«یا اهل الكوفة، اما تستحیون من الله ورسوله ان تنظروا الی حرم النبی صلی الله علیه و آله [50]؛ ای مردم كوفه! از خدا و فرستاده او شرم نمی كنید كه به خانواده پیامبر چشم دوخته اید».[51]

بی شک مجلس یزید؛ اوج بروز حیای حضرت زینب علیهاالسلام به شمار می آید؛ زیرا یزید، هنگامی که بزرگان اهل شام و سفرای خارجی را دعوت کرده بود. آنگاه دستور داد که اسیران را وارد کنند. لذا اهل مجلس به دختران و دودمان پیامبر نگاه می کردند، که تا دیروز در پسِ پرده عزّت و احترام قرار داشتند و بیگانه ای رخسار آنان را ندیده بود.[52]

اينجا بود كه زينب دختر على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و خطبه اى غرّا خواند و فرمود:«...أَ مِنَ الْعَدْلِ يَابْنَ الطُّلَقاءِ! تَخْدِيرُكَ حَرائِرَكَ وَإِمائَكَ، وَسَوْقُكَ بَناتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّم سَبايا، قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ، وَأَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ، تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعداءُ مِنْ بَلدٍ الى بَلدٍ، يَسْتَشْرِفُهُنَّ أَهْلُ الْمَناهِلِ وَالْمَناقِلِ، وَيَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِيبُ وَالْبَعِيدُ، وَالدَّنِيُّ وَالشَّرِيفُ، لَيْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجالِهِنَّ وَلِيُّ، وَلا مِنْ حُماتِهِنَّ حَمِيٌّ؛ اى پسر كفّار آزاد شده![53] آيا اين از عدالت است كه تو زنان و كنيزان خود را پشت پرده ها بنشانى، ولى دختران رسول خدا صلى الله عليه و آله را اسير كرده و به اين و آن سو بكشانى و در حالى كه پرده حرمت آنان را دريده و چهره هاى آنان را در معرض ديد مردم قرار داده اى، آنها را توسط دشمنان در شهرهاى مختلف بگردانى، تا مردم هر كوى و برزن به تماشاى آنان بنشينند وافراد دور و نزديك و پست و شريف به چهره هايشان چشم بدوزند، با آنكه همراه آنان مردان و حمايت گرانشان نبودند»[54]

بانوی عقل و صبر

بر خلاف آنچه امروزه مرسوم شده، كه مردم با كمترين مشکل، صبر و تحمل خود را از دست می دهند اسلام تأكيد مى كند كه مسلمان عاقل بايد اهل صبر باشد، و هر چه قدرت تحمل بیشتر باشد، عقل او بيشتر خواهد بود.[55]

در این زمینه اميرمؤمنان على عليه السلام مى فرمايد: «الْحِلْمُ نورٌ جُوْهَرُهُ الْعَقْلُ ؛ حلم و بردبارى نورى است كه جوهره آن عقل است».[56] و در تعبير ديگرى مى فرمايد: «بِوُفُورِ الْعَقْلِ يَتَوَفَّرُ الْحِلْمُ؛ با افزايش عقل بر ميزان حلم و بردبارى نيز افزوده مى شود».[57]،[58]

و نيز در حديثى از همان بزرگوار مى خوانيم: «عَلَيْكَ بِالْحِلْمِ فَانَّهُ ثَمَرَةُ الْعِلْمِ؛ بر تو باد به حلم و بردبارى كه ميوه درخت علم است».[59]،[60]

به تعبیر علمای اخلاق، صبر آن است كه فرق نكند، ميان حال نعمت و محنت و سكون نفس در بلاء و بلا را به همت توان كشيد، بايد اگر بلاى كونين بر تو گمارند در آن آه نكنى و اگر محنت عالَمين بر تو فرود آيد، به جز كوى صبر نجوئى و در بلا در آمدن همچنان باشى كه از بلا بيرون آمدن.[61]

به تعبیر شاعر:

صبر بايد مرد را در هر چه هست                تا تواند بر در شادى نشست

گوشمال نفس تو صبر است و بس              جوهر عقل است صبر اى بوالهوس [62]

امام صادق عليه السلام در بیان نسبت عقل و صبر چنين مى فرمايند: «بلا و گرفتارى زينت مؤمن و كرامت و عزت براى كسى است كه صاحب عقل و تدبر است، زيرا در مباشرت و مصاحبت با بلا و صبر بر آن استقامت در برابر آن، ايمان از ناخالص ها و تيرگي ها پاك گشته و نسبت انسان با ايمانش تصحيح مى گردد و شخص مؤمن تر مى گردد.[63]

حال نگاهی به وجه عقلانی سیره حضرت زینب سلام الله علیها و بررسی صفات ویژه ایشان، نشان می دهد آن حضرت به راستی اسطوره صبر و عقل به شمار می آید.[64]

به گواهی تاریخ، زینب در واقـعه عـاشورا از نـهایت حلم برخوردار بود و به سفارش امـام حـسین علیه السلام که فرمود:« یا أخیّة، إتّقی اللهَ و تَعزّی بعَزاءِ اللهِ و اعلمی أنّ أهـلَ الأرض یـموتونَ و أهلَ السّماءِ لایَبقونَ و أنّ کلّ شیءٍ هالکٌ إلا وجهُ اللهِ الذی خَلقَ الارضَ بقدرَتِه.... خواهرم، صبر داشته باش و بدان که اهل زمین و آسمان همه می میرند. همه موجودات از بـین رفـتنی اند، جز خدای کریم که زمین را به قدرتش آفرید» به خوبی جامۀ عمل پوشانید.[65]

به عنوان نمونه حضرت زینب سلام الله علیها در لحظه وداع جانسوز قافله اسيران با بدن هاى پاره پاره شهيدان ، در حالی که مشاهده آن صحنه هاى دلخراش با آن بدن هاى پاره پاره و پايمال سمّ اسبان كه عمدتاً قابل شناسايى نبودند، مى توانست هر بيننده اى را از پاى درآورد، ولى طمأنينه و آرامشى در زينب كبرى عليها السلام، این يادگار صبر و شكوه على عليه السلام ظهور كرد و صلابت و استحكامى در كلمات دلنشين او موج مى زد، تا حدی که فضاى سنگين را شكست و آن را براى آل رسول صلی الله علیه و آله قابل تحمل كرد.[66]

زينب كه مى دانست دشمن در انتظار است تا با ديدن كوچك ترين نشانه اى از ضعف وپشيمانى درخاندان پيامبر، قهقهه مستانه سر دهد، با ديدن پيكر به خون آغشته برادر، رو به آسمان كرد و گفت: «أَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ هذا الْقُرْبانَ ؛ خدايا اين قربانى را قبول فرما!».[67] اين جمله چون پتكى بر سر دشمن فرود آمد و كوس رسوايى آنها را به صدا درآورد.[68]

و یا کلام محکم حضرت زینب سلام الله علیها در پاسخ به ابن زياد، آن مرد سفّاك بى رحم و خطرناك، که فرمود:«ما رَأَيْتُ إِلّا جَميلًا؛ جز خوبى و زیبایی در كربلا نديدم». [69] همه و همه نشانی دیگری از حیات عقلی عقیله بنی هاشم است.[70]

حضرت زینب سلام الله علیها و مدیریت بحران

در زندگى اجتماعى، بحران هايى پيش مى آيد كه افراد را وادار مى كند، براى رسيدن به وضع بهتر، مبارزه دامنه دارى كنند[71] در واقع اينجاست كه كفايت و استعداد و مديريت افراد در مدیریت بحران آشكار مى شود.[72]

در این بین حضرت زینب پس از شهادت امام حسين عليه السلام رهبرى كاروان اسيران را به همراه امام سجاد عليه السلام به عهده گرفت، و همه جا از جان آن حضرت و زنان و كودكان مراقبت مى كرد و گاه خود را سپر بلاى آنها قرار مى داد و در كوفه و شام با افشاگرى هايش ظالمان را رسوا ساخت، بذر انقلاب را در همه جا پاشيد و پيام خونين كربلا را به گوش مردم رساند.[73]

از جمله مهم ترین مصادیق مدیریت آن حضرت در مقابله با چالش های پس از واقعۀ عاشورا، خطبه هاى افشاگرانۀ زينب كبرى عليهما السلام است که اوضاع شام را به كلّى دگرگون کرد و از همان جا بذرِ انقلاب بر ضدِّ بنى اميّه پاشيده شد؛ و در نتيجه همين خطبه ها، بنى اميّه در تمام جهان اسلام رسوا گشت و خطرى كه از سوى آنان اسلام و قرآن را تهديد مى كرد، به بركت خون هاى شهيدان و خطابه هاى پيام آورانِ عاشورا، دفع شد.[74]

اهمیت این مسأله از آن جهت است حضرت زینب سلام الله علیها داغ شش برادر و دو فرزند و ده ها نفر از بستگان و اصحاب باوفاى پدرش را ديد و خود نیز در اسارت بود، لذا بايد چنان پريشان و افسرده حال و ناتوان باشد كه حتى سخن گفتن عادى خويش را فراموش كند. امّا هنگامى كه مى بينيم همچون شيرى مى غرّد و همچون طوفانى سهمگين مى خروشد و سيلى از ملامت و سرزنش را به سوى قاتلان امام حسین علیه السلام و مردم کوفه و شام سرازير مى سازد و قلوب و عواطف را تسخير مى كند و بذر انقلاب را بر ضدّ حكومت جائر بنى اميّه در سرزمين دل ها مى پاشد؛ بر او آفرين و هزاران آفرين مى گوييم و مى دانيم كه او زاده على عليه السلام شير خدا و فاطمه عليها السلام بانوى بزرگ و شجاع اسلام است.[75]

به راستى انسان نمى داند در برابر اين همه شجاعت و عقلانیت چه بگويد، جز اينكه در برابر عظمت اين بانوى بزرگ، اين دختر على بن ابى طالب عليه السلام زانو به زمين بزند و اعتراف كند كه الفاظ و جمله ها قادر نيستند، عظمت مدیریت آن حضرت در آن شرائط مخصوص و در برابر مردان سفّاك و بى رحمى همچون ابن زياد و یزید را بيان كند، جز اينكه بگويد به حقيقت تو دختر اميرمؤمنان عليه السلام و خواهر حسينى![76]

سخن آخر:( بانوان حضرت زینب سلام الله علیها را الگوی خود قرار دهند)

در خاتمه باید تأکید نمود مطالعه حالات بزرگان، مخصوصاً انبيا و اولياى الهى كه بر اثر مبانی معرفتی هم چون عقلانیت به مقامات عالى روحانى نايل گشتند، مى تواند از جمله انگيزه هاى مؤثر در الگو پذیری قرار گیرد، چرا كه آنها در همه چيز الگو و اسوه اند.[77]

در این بین اگر زنان می خواهند جايگاه ويژه خود را در محیط خانه و اجتماع بيابند و ملعبه دست هوسرانان شهوت پرست و بازيچه غرب گرایان كثيف قرار نگيرند، بايد زندگى سراسرافتخار حضرت زینب عليها السلام را الگوى خود قرار دهند كه راه سعادت همين است و بس.[78]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir

 


[1] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 3 ؛ ص234.

[2] «العقل اساس دينى»، حديث نبوى.

[3] جلوه حق بحثى پيرامون( صوفيگرى) در گذشته و حال ؛ ص125.

[4] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 12 ؛ ص343.

[5] داستان ياران: مجموعه بحث هاى تفسيرى حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (مدظله) ؛ ص84.

[6] پيام قرآن ؛ ج 7 ؛ ص214.

[7] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص603.

[8] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 9 ؛ ص234.

[9] همان.

[10] همان.

[11] « زينب من المهد الي اللحد»؛ ص 40.

[12] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 9 ؛ ص234.

[13] همان ؛ ج 6 ؛ ص622.

[14] معالي السبطين؛ ج 2؛ ص 109.

[15] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 9 ؛ ص234.

[16] ر.ک: «لسان العرب» ، «مفردات راغب».

[17] پيام قرآن ؛ ج 1 ؛ ص141.

[18] همان.

[19] همان.

[20] آيات ولايت در قرآن ؛ ص459.

[21] صحيح ترمذى؛ ج 5؛ ص 637( به نقل از پيام قرآن؛ ج 9؛ ص272). رواياتى كه به اين مضمون ولى با الفاظ ديگر است، فراوان مى باشد؛ ولى چون روايت مذكور مشتمل بر كلمه حكمت بود بخصوص در اينجا ذكر شد. مثلًا روايت معروف« أنا مدينة العلم و علىّ بابها» به طور گسترده در روايات ما منعكس شده، و تنها در بحار الأنوار،ج40، دوازده مرتبه ذكر شده است.

[22] آيات ولايت در قرآن ؛ ص460

[23] سوره بقره؛آیۀ189.

[24] آيات ولايت در قرآن ؛ ص460.

[25] همان.

[26] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص87.

[27] همان ؛ ص88.

[28] همان.

[29] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، ص: 604.

[30] همان ؛ ص564

[31] همان.

[32] همان.

[33] كتاب النكاح ؛ ج 1 ؛ ص53.

[34] تفسير نمونه ؛ ج 14 ؛ ص428.

[35] دهخدا؛ ذیل واژۀ «حیا».

[36] مجمع البحرین؛ ج۱؛ ص۶۰۸؛ ذیل «ح ی ی».

[37] ابن ميثم؛ج 3؛ ذيل همين فراز؛ ص 418.

[38] تفسيرنمونه؛ ج 25؛ ص 351.

[39] پاسخ به پرسشهاى مذهبى ؛ ص361.

[40] تفسير نمونه ؛ ج 24 ؛ ص331.

[41] از تو سوال مى كنند(مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله) ؛ ص17.

[42] احكام خانواده ؛ ص33.

[43] شيوه همسرى در خانواده ؛ ص43.

[44] همان.

[45] بحارالانوار؛ ج43؛ ص 130 - 132.

[46] شيوه همسرى در خانواده ؛ ص43.

[47] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص537.

[48] همان؛ص538.

[49] ر.ک: انساب الاشراف؛ ج 3؛ ص 204.

[50] مقتل الحسین علیه السلام؛ ص 310.

[51] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص537.

[52] همان ؛ ص598.

[53] اشاره است به ماجراى فتح مكه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله، ابوسفيان و معاويه و ديگر سران قريش ومعاندان را بخشيد و فرمود:«إذْهَبُوا فَأَنتُمُ الطُّلَقاءُ؛ برويد! شما آزاديد»،( ر.ک: بحارالانوار؛ ج 21؛ ص 106 ، تاريخ طبرى؛ ج 2؛ ص 337).

[54] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص598.

[55] والاترين بندگان ؛ ص87.

[56] شرح غررالحكم؛ ج 1؛ ص 311؛ ح 1185.

[57] همان؛ ج 3؛ ص 221؛ ح 4274.

[58] اخلاق در قرآن ؛ ج 3 ؛ ص408

[59] شرح غررالحكم ؛ ج 4؛ ص 285؛ ح 6084.

[60] اخلاق در قرآن ؛ ج 3 ؛ ص408.

[61] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج 2 ؛ ص509.

[62] همان.

[63] همان ؛ ص506.

[64] تفسير نمونه ؛ ج 25 ؛ ص93.

[65] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص402.

[66] همان؛ص546.

[67] مقتل الحسين مقرّم؛ ص 307.

[68] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص547.

[69] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص25.

[70] همان.

[71] آفريدگار جهان ؛ ص251.

[72] ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ؛ نص ج 3 ؛ ص379.

[73] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص639.

[74] كليات مفاتيح نوين ؛ ص611.

[75] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص565.

[76] همان؛ص578.

[77] اخلاق در قرآن ؛ ج 2 ؛ ص456.

[78] شيوه همسرى در خانواده ؛ ص10.


تاریخ انتشار: « 1397/10/22 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1066