علت پیروزی های مسلمانان صدر اسلام

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

علت پیروزی های مسلمانان صدر اسلام

پرسش : امام علی(عليه السلام) علت پیروزی های مسلمانان در صدر اسلام را چه می داند؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) علت پيروزی های مسلمانان صدر اسلام را اخلاص و ايمان آنها معرفی می كند و می فرمايد: «ما در ركاب رسول خدا(ص) [مخلصانه مى جنگيديم و در راه پيشبرد اهداف آن حضرت گاه] پدران و فرزندان و برادرها و عموهاىِ خود را از پاى درمى آورديم. این ايثار و فداكارى، باعث افزايش ايمان مى شد و ما را در شاهراه صبر و استقامت در مقابل دشمن، ثابت قدم مى ساخت. هنگامى كه خداوند صدق و اخلاص ما را ديد ذلّت را بر دشمنان ما نازل كرد و پيروزى را به ما عنايت فرمود تا آنجا كه اسلام در همه جا استقرار يافت».

 

پاسخ تفصیلی:

امام علی(عليه السلام) در خطبه 56 نهج البلاغه که در صفیّن ایراد شده، اوصاف و ویژگی های یاران رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) را برای اصحابش بیان مى فرمايد، تا به آنها بفهماند رمز پيروزى مسلمانانِ نخستين چه بود و دليل شكست كوفيان چيست؟ امام فرمود: (ما در ركاب رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) [مخلصانه مى جنگيديم و در راه پيشبرد اهداف آن حضرت گاه] پدران و فرزندان و برادرها و عموهاىِ خود را از پاى درمى آورديم)؛ «وَ لَقَدْ كُنّا مَعَ رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه و آله و سلم) نَقْتُلُ آباءَنا وَ اَبْناءَنا وَ اِخْوانَنا وَ اَعْمامَنا».
اشاره به اين كه در راه خدا گاه لازم مى شود، عزيزترين افراد در نظر انسان كه سدّ راه هستند، برداشته شوند و در اين راه فدا گردند و در واقع اشاره است به آيه شريفه: «قُلْ اِنْ كانَ آباءُكُمْ وَ اَبْناءُكُمْ وَ اِخْوانُكُمْ وَ اَزْواجُكُمْ وَ عَشِيْرَتُكُمْ وَ اَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَونَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها اَحَبَّ اِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهاد فى سَبِيْلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّى يَأْتِىَ اللهُ بِاَمْرِهِ»(1)؛ (بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما و اموالى كه به دست آورده ايد و تجارتى كه از كساد شدنش مى ترسيد و خانه هايى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است در انتظار اين باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند).

سپس مى افزايد: (اين ايثار و فداكارى در راه حق نه تنها از ايمان و استقامت ما نمى كاست؛ بلكه بر ايمان و تسليم ما مى افزود و ما را در شاهراه حق و صبر و استقامت در برابر درد و رنجها و جهاد پيگير در مقابل دشمن، ثابت قدم مى ساخت)؛ «مَا يَزِيدُنَا ذلِكَ إلاَّ إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً وَ مُضِيّاً عَلَى اللَّقَمِ(2) وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ(3) الاَلَمِ وَ جِدّاً عَلَى جِهَادِ الْعَدُوِّ». البتّه آنچه امام علی(عليه السلام) در اين جمله به آن اشاره مى فرمايد، يك واقعيت تاريخى است. در بسيارى از جنگهاى اسلامى به خصوص جنگ بدر، گروهى از اقوام و عشيره مسلمين در برابر آنها قرار گرفته بودند و آنها براى جلب رضاى خدا، بى اعتنا به اين پيوندهاى قبيلگى كه در نظر عرب سخت محترم بود، بر مخالفان خود تاختند و آنها را از پاى در آوردند. اين نكته قابل توجه است كه امورى كه مايه سستى ديگران مى شد مايه استقامت و جدّيت بيشتر ياران رسول الله(صلى الله عليه و آله و سلم) مى گشت.
سپس به صحنه ديگرى از رويارويى ياران پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله و سلم) با دشمن پرداخته و مى فرمايد: (گاهى يكى از ما، با فرد ديگرى از دشمن به صورت دو قهرمان با هم نبرد مى كردند بگونه اى كه هر يك مى خواست كار ديگرى را بسازد و جام مرگ را به او بنوشاند [آرى] گاه ما بر دشمن پيروز مى شديم و گاه دشمن بر ما)؛ «وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الاْخَرُ مِنْ عَدُوِّنا يَتَصَاوَلاَنِ(4) تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ، يَتَخَالَسَانِ(5) أَنْفُسَهُمَا أيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ، فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنا مِنَّا».
اشاره به اين كه لزومى ندارد كه لشكريان حق در تمام مراحل نبرد با باطل پيروز شوند، ممكن است گاهى پيروز و گاهى مغلوب گردند؛ ولى سرانجام طبق وعده الهى پيروزند. بنابراين انتظار نداشته باشيد كه در مراحل جنگ ما با شاميان هيچ مشكلى پيش نيايد؛ و هرگز بروز مشكلات را بهانه و دستاويز براى سرپيچى از فرمان پيشواى خود قرار ندهيد. در ادامه اين سخن مى افزايد: (هنگامى كه خداوند صدق و اخلاص ما را ديد، ذلّت و خوارى را بر دشمنان ما نازل كرد و پيروزى و نصرت را به ما عنايت فرمود، تا آنجا كه اسلام در همه جا استقرار يافت و در كشور پهناور خود جاى گرفت)؛ «فَلَمَّا رَأَى اللهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ(6) وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ، حَتَّى اسْتَقَرَّ الاِسْلاَمُ مُلْقِياً جِرَانَهُ(7) وَ مُتَبَوِّئاً أَوْطَاَنَهُ».
سپس امام علي(عليه السلام) در يك نتيجه گيرى نهايى و صريح و آشكار مى فرمايد: (به جانم سوگند، اگر ما [در مبارزه با دشمنان اسلام] همانند شما بوديم، هرگز ستونى از دين بر پا نمى شد و شاخه اى از درخت ايمان سبز نمى گشت)؛ «وَ لَعَمْرِي لَوْ كُنَّا نَأْتِي مَا أَتَيْتُمْ، مَا قَامَ لِلدِّينِ عَمُودٌ وَ لاَ اخْضَرَّ لِلإِيمَانِ عُودٌ». در چه زمانى و در كجاى دنيا، كسانى از پراكندگى و نفاق بهره برده اند كه شما ببريد! اگر اصحاب حضرت محمد(صلى الله عليه و آله و سلم) در مدت كوتاهى ستونهاى محكم اسلام را بر پا كردند و بسرعت، شرق و غرب جهان را به زير اين خيمه آوردند و اگر وطن اسلامى در مدّت كوتاهى به تمام جهان متمدّن آن روز گسترش يافت، در سايه ايمان و اخلاص و انضباط و اطاعت از رهبرى و جهاد همه جانبه بود، شما عكس اين را مى پيماييد؛ ولى همان نتيجه را انتظار داريد و اين كار غير ممكن است.(8)

پی نوشت:

(1). قرآن کریم، سوره توبه، آيه 24.

(2). «لقم» به گفته جمعى از ارباب لغت و مفسّران نهج البلاغه به معنى شاهراه يا جادّه روشن است و در اصل از «لقم» (بر وزن لغو) به معنى سرعت در خوردن است و از آنجا كه جاده هاى وسيع افراد را در خود جاى مى دهد و گويى با سرعت مى بلعد به آنها «لَقَم» (بر وزن قلم) گفته شده است.

(3). «مضص» (بر وزن مرض) به معنى ريشه دار شدن اندوه در قلب يا ايجاد سوزش است (مانند وقتى كه انسان سركه سوزانى را در دهان بريزد).

(4). «تصاول» از ماده «صول» (بر وزن قول) به معنى پريدن روى چيزى است به عنوان قهر و غلبه و تصاول به حكم آن كه از باب تفاعل است به معنى اين است كه دو نفر يا دو گروه به يكديگر حمله كنند.

(5). «تخالس» از ماده «خلس» (بر وزن درس) به معنى ربودن و قاپيدن است به همين دليل به دزدانى كه كيف را مى زنند يا اشياء ديگر را مى ربايند و فرار مى كنند «مختلس» مى گويند و «تخالس» در موردى گفته مى شود كه دو نفر قصد غارت و ربودن اشياء يكديگر را داشته باشند.

(6). «كبت» (بر وزن ثبت) به معنى بر زمين زدن و خوار كردن و شكستن شخص يا چيزى است.

(7). «جران» البعير، به معنى قسمت جلو گردن شتر است كه به هنگام استراحت و آرامش كامل آنرا بر زمين مى نهد و اين تعبير در خطبه بالا كنايه از گسترش اسلام و پيروزى مسلمين و استقرار اسلام در مناطق مختلف جهان است.

(8). پيام امام امير المومنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 ش‏، چاپ اول‏، ج 2، ص 629.

تاریخ انتشار: « 1397/11/04 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 96