پیشرفت عظیم اقتصادی و عدالت اجتماعی در حکومت امام زمان

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

پیشرفت عظیم اقتصادی و عدالت اجتماعی در حکومت امام زمان

پرسش : در روایات اسلامی پیشرفت اقتصادی واجتماعی در حکومت جهانی امام زمان(عج) چگونه به تصویر کشیده شده اند؟
پاسخ اجمالی: آنچه در روایات عصر ظهور بر روی آنها تاکید شده است، اول عدالت است؛ یعنی هرکس به اندازه تلاش و لیاقتش بهره مند می شود.  دوم اینکه دستیابی به منابع زمین امکان پذیر می شود و زمين بر كات و گنجهاى خود را آشكار مى سازد. سوم اینکه انسانها به غنای روحی می رسند؛  یعنی حرص از دلهای آنها ریشه کن می شود. در آن دوران دیگر کسی نمی ماند که تهی دست و فقیر باشد. احداث شهرها و راههای وسیع و مساجد بزرگ اما ساده و نظارت بر معماری خانه ها، از جمله برکات حکومت حضرت مهدی(عج) است.
پاسخ تفصیلی: زمینى که در آن زندگى مى کنیم امکانات فراوانى براى زندگى ما و نسلهاى آینده و جمعیّتهائى بسیار زیادتر از جمعیّت کنونى ما دارد؛ امّا عدم آگاهى کافى به منابع موجود، و منابع بالقوّه زمین از یک سو، و عدم وجود یک نظام صحیح براى تقسیم ثروت زمین از سوى دیگر، سبب احساس کمبود از جنبه هاى مختلف شده است؛ تا آنجا که در عصر ما همهگروهى از انسانهاى مفلوک از گرسنگى مى میرند.
نظامبر اقتصاد جهان امروز که یک نظام استعمارى است در کنار خود یک نظام جنگى ظالمانه را پرورش مى دهد که قسمت مهمّى از نیروهاى فکرى و انسانى را که مى بایست بطور مداوم و پویا در جستجوى منابع جدید براى بهسازى زندگى انسانها به تلاش برخیزند؛ مى بلعد و نابود مى کند.
امّا به هنگامى که این نظام و نظام جنبى آن دگرگون شود، نیروها براى استخراج منابع بیشمار زمین به کار مى رود؛ و علم و دانش پیشرو در اختیار این برنامه قرار مى گیرد و بسرعت منابع تازه اى کشف مى گردد و شکوفائى خاصّى به اقتصاد بشریّت مى بخشد.
لذا در روایات مربوط به حکومت آن مصلح بزرگ اشارات پر معنائى به این توسعه اقتصادى دیده مى شود که از هر گونه توضیح بى نیاز است.
از جمله در حدیثى چنین مى خوانیم:
«انّه یبلّغ سلطانه المشرق و المغرب؛ و تظهر له الکنوز؛ ولا یبقى فى الارض خراب الاّ یعمّره»(1)؛ (حکومت او شرق و
غرب جهان را فرا خواهد گرفت؛ و گنجینه هاى زمین براى او ظاهر مى گردد و در سرتاسر جهان جاى ویرانى باقى نخواهد ماند مگر این که آن را آباد خواهد ساخت!)
و براستى باید چنین شود زیرا ویرانیهاى زمین نه به خاطر کمبود نیروى انسانى است، و نه کمبود مالى، بلکه مولود ویرانگرى انسانها، و صرف بیهوده منابع مالى و انسانى و عدم احساس مسوولیّت است؛ و هنگامى که اینها در پناه یک نظام صحیح اجتماعى بر طرف گردد، این آبادى حتمى است؛ بخصوص که از پشتوانه منابع جدید فوق العاده اى نیز برخوردار خواهد بود.
درجالب دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:
«اذا قام القائم: حکم بالعدل، و ارتفع الجور فى ایّامه، و امنت به السّبل، و اخرجت الارض برکاتها، و ردّ کلّ حقّ الى اهله».
«و حکم بین النّاس بحکم داوود(علیه السلام) و حکم محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) فحینئذ تظهر الارض کنوزها، و تبدى برکاتها، ولا یجد الرّجل منکم یومئذ موضعا لصدقته و لا لبرّه لشمول الغنى جمیع المومنین...»(2)؛ (هنگامى که قائم قیام کند: حکومت را بر اساسقرار مى دهد. و ظلم و جور در دوران او برچیده مى شود. و جادّه ها در پرتو وجودش امن و امان مى گردد. زمین بر کاتش را خارج مى سازد. و هر حقّى به صاحبش مى رسد. در میان مردم همانند داوود(علیه السلام) و محمد(صلىعلیه وآله وسلم) داورى مى کند. در این هنگام زمین گنجهاى خود را آشکار مى سازد. و برکات خود را ظاهر مى کند. و کسى موردى را براى انفاق و صدقه و کمک مالى نمى یابد زیرا همه مومنان بى نیاز و غنى خواهند شد...)!
تکیه روى ظاهر شدن برکات زمین و خارج شدن گنجها نشان مى دهد که هم مساله زراعت و کشاورزى به اوج ترقى خود مى رسد؛ و هم تمام منابع زیر زمینى کشف و مورد استفاده قرار مى گیرد، و در آمد سرانه افراد آنقدر بالا مى رود که در هیچاى فقیرى پیدا نمى شود و همه به سر حدّ بى نیازى و خود کفایى مى رسند.
و بى شک اجراى اصول عدل و داد و جذب نیروهاى انسانى به مسیرهاى سازنده، چنین اثرى را خواهد داشت؛ زیرا همان گونه که گرسنگى و فقر و نیازمندى بر اثر کمبودها نیست بلکه نتیجه مستقیم و غیر مستقیم مظالم و تبعیضها و بیدادگریها و تلف شدن نیروها و هدر دادن سرمایه هاست!
دردیگرى که در منابع اهل تسنّن آمده است، از ابوسعید خدرى چنین نقل شده:
«قال رسول اللّه(صلىعلیه وآله وسلم): ابشّرکم بالمهدى یملا الارض قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً، یرضى عنه سکّان السّماء والارض، یقسم المال صحاحاً، فقال رجل ما معنى صحاحاً، قال بالسّویه بین النّاس؛ و یملا قلوب امّه محمّد(صلىعلیه وآله وسلم) غنى؛ و یسعهم عدله، حتّى یامر منادیاً ینادى یقول من له بالمال حاجه فلیقم فما یقوم من النّاس الاّ رجل واحد (ثم یامر له بالمال فیاخذ ثم یندم و یردّه»)(3)؛ (پیامبر اکرم(صلىعلیه وآله وسلم) فرمود:
شما را بهمهدى(علیه السلام) بشارت مى دهم؛ زمین را پر ازمى کند همان گونه که از جور و ستم پر شده است؛ ساکنان آسمانها و ساکنان زمین از او راضى مى شوند و اموال و ثروتها را بطور صحیح تقسیم مى کند.
کسى پرسید: معنى تقسیم صحیح ثروت چیست؟
فرمود: بطور مساوى در میان مردم!
(سپس فرمود:) و دلهاى پیروان محمّد(صلىعلیه وآله وسلم) را پر از بى نیازى مى کند، و عدالتش همه را فرا مى گیرد؛ تا آنجا که دستور مى دهد کسى با صداى بلند صدا زند هر کس نیاز مالى دارد برخیزد، هیچکس ـ جز یک نفر بر نمى خیزد.
(سپس در ذیلمى خوانیم که امام دستور مى دهد مال قابل ملاحظه اى به او بدهند، امّا او بزودى باز مى گردد و پشیمان مى شود که چرا آزمند و حریص بوده است.)
دراینبه چند نکته باید توجّه کرد:
1ـ منظور از رضایت ساکنان آسمان از حکومت او، یا اشاره به فرشتگان آسمان و ملائکه مقرّب پروردگار است؛ و یا اشاره به گسترش حکومت او بر کرات دیگر مسکونى و گشوده شدن راه آسمانها و مسافرتهاى فضایى به نقاط دور دست جهان است.
2ـ منظور از تقسیم عادلانه ثروت در شکل تقسیم مساوى ـ با توجّه به این که مى دانیم درکه مهدى(علیه السلام) حافظ و مروّج احکام آن است در برابر کار بیشتر و تلاش و لیاقت فزونتر، سرمایه بیشترى پرداخته مى شود ـ یا اشاره به اموال بیت المال و اموال عمومى بطور کلّى است که همگان در حکومت اسلامى در مقابل آن برابرند ـ چنانکه ازپیامبر(صلىعلیه وآله وسلم) و على(علیه السلام) نقل شده، بعکس چیزى که درباره دوران بسیارى از خلفا همانندخوانده ایم که انواع تبعیضها را روا مى داشتند! و یا اشاره به این است که در شرایط مساوى، امتیازات و پاداشها و اجرتها مساوى به افراد داده مى شود؛ بعکس آنچه در دنیاى کنونى دیده مى شود که یک کارگر در نقطه اى از جهان ممکن است ساعتى ده دلار مزد بگیرد امّا کارگر دیگر با همان شرایط و کیفیّت در مقابل کار ده ساعته خود حتّى یک دلار هم نگیرد و این نهایت ظلم است که مزد افراد در شرایط برابر، کاملا متفاوت باشد.
3ـ نکته دیگر این که، از ذیلبخوبى استفاده مى شود که در آن روز حتّى یک نفر محتاج و نیازمند وجود ندارد، به دلیل این که آن یک نفر هم که بر مى خیزد غناى روحى نداشته و گرفتار حرص و آز بوده و الاّ از نظر مادّى بى نیاز بوده است؛ و مهم این است که او تحت رهبرى صحیح خود دلها را مملو از غناى معنوى و روانى مى کند؛ و این خلق و خوى زشت «حرص» را از سرزمین دلها ریشه کن مى سازد؛ همان حرصى که سرچشمه بسیارى از تلاشهاى بیهوده ثروت اندوزان تهى مغز است که با داشتن هزاران برابر سرمایه مورد نیاز زندگى خود و فرزندان خویش، باز هم دست و پا بر جمع ثروت فزونتر مى کنند؛ گوئى به بیمارى استسقا گرفتارند که هر چه مى نوشند باز هم سیراب نمى شوند.
یکى دیگر از عوامل، یا صحیحتر، از بهانه هاى جمع ثروت، که عدم اطمینان به وضع آینده است، در پرتواجتماعى او بکلّى از بین مى رود و هیچ کس نیازى در خود به ثروت اندوزى نمى بیند؛ زیرا هم امروز و هم آینده او تامین شده است.
باز دردیگرى از پیامبر اکرم(صلىعلیه وآله وسلم) مى خوانیم:
« حتّى تملا الارض جوراً فلا یقدر احد یقول اللّه! ثم یبعث اللّه عزّوجل رجلا منّى و من عترتى فیملا الارض عدلا کما ملاها من کانجوراً و یخرج له الارض افلاذ کبدها و یحثو المال حثواً و لا یعدّه عداً»(4)؛ (زمانى فرا مى رسد که زمین پر از ستم مى شود و کسى نمى تواند (آشکارا) نامرا ببرد (و دم از حقّ وبزند)؛ سپس خداوند عزّوجل مردى را از من و خاندان من، بر مى انگیزد؛ که زمین را پر از عدل مى کند آن گونه که پیش از او، پر از ستمش کرده اند و زمین قطعات کبد خود را براى او بیرون مى فرستد، و ثروت را بدون شماره و محاسبه در میان مردم پخش مى کند (و هر کس به قدر نیازش از آن بر مى گیرد...).
«افلاذ» جمع فلذ به معنى قطعه و شعبه است؛ و افلاذ کبد به اشیاء گرانبها اطلاق مى شود و در اینجا اشاره به منابع گرانقیمت و پر ارزش درون زمین است.
این احتمال نیز وجود دارد که تعبیر فوق اشاره به این باشد که انسان دسترسى به هسته درونى گداخته زمین مى یابد که یک پارچه آتش و حرارت است؛ و ممکن است از آن به عنوان یک منبع مهمّ انرژى استفاده کرد؛ و نیز ممکن است منابع گرانبهائى از انواع فلزّات از آن بتوان استخراج نمود؛ و با توجّه به این که پوسته جامد زمین پوسته نسبتاً نازکى است و درون دل زمین جهانى از موادّ گداخته و منابع گوناگون وجود دارد، دسترسى به چنین منبع عظیم و وسیعى مى تواند فکر انسان را از جهات فراوانى راحت سازد.
رشد اخلاقى، و تامین نیازهاى آینده بطور اطمینان بخش، و فراوانى منابع در آمد، و خلاصه جمع شدن غناى روحى و جسمى سبب مى شود که حتّى نیاز به شمارش اموال پیدا نشود و هر نیازمندى نیاز خود را از بیت المال حکومتش بدون تشریفات زاید بگیرد.
اینها همه از یک سو، و از سوى دیگر:
اشاراتى در اخبار دیده مى شود که نشان مى دهد در عصر حکومت او شهرهاى بسیار وسیع و آباد، جاده هاى وسیع، مساجد بزرگ امّا ساده و بدون زرق و برق و زینت ساخته خواهد شد؛ و نظارت کاملى بر طرز ساختمان خانه ها، به گونه اى که کمترین مزاحمتى براى مردم دیگر نداشته باشد، مى کند :
1ـ در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:
«و یبنى فى ظهر الکوفه مسجداً له الفو یتّصل بیوت الکوفه بنهر کربلا و بالحیره»(5) ؛ (در پشت کوفه مسجدى بنا مى کند که یکهزار در دارد، و خانه هاى کوفه به نهر کربلا و حیره مى رسد)!
و مى دانیم فاصله میان این دو شهر هم اکنون بیش از 70 کیلومتر است.
2ـ از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم:
«اذا قام القائم...یکون المساجد کلّها جمّاء لاشرف لها کما کان على عهد رسول اللّه(صلىعلیه وآله وسلم) و یوسّع الطّریق الاَعظم فیصیر ستّین ذراعاً و یهدم کلّ مسجد على الطّریق و یسدّ کلّ کوَّه الى الطّریق و کلّ جناح و کنیف و میزاب الى الطّریق»(6)؛ ( هنگامى که قائم قیام کند... مساجد در عصر او همگى داراى دیوارهاى کوتاه و بدون کنگره خواهد شد همان گونه که در عصر رسول اللّه(صلىعلیه وآله وسلم) بود.
جادّه هاى بزرگ و اصلى را توسعه مى دهد و به 60 ذراع مى رسد!
و تمام مساجدى را که در مسیر قرار دارند (و مزاحم مردم هستند به فرمان او) خراب مى شود!
و تمام دریچه ها و روزنه هائى که به راهها گشوده مى شود (و مزاحم عبور و مرور مردم است) ویران مى سازد.
و بالکنها (ى مزاحم) و فاضلابها و ناودانهایى که در راه (عبور مردم) باز مى شود مى بندد!).
3ـ و نیز در حدیثى طولانى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«... ولیصیّرنَّ الکوفه اربعه و خمسین میلا و لیجاورنَّ قصورها کربلا، و لیصیّرنَّ اللّه کربلا معقلا و مقاما...»(7)
؛ (او کوفه را پنجاه و چهار میل توسعه مى دهد تا آنجا که عمارات آن به کربلا مى رسد، و کربلا (کوى شهیدان و قهرمانان و جانبازان راه خدا) مرکز و کانون بسیارى از فعّالیّتها مى گردد...)
4ـ روایات در زمینه پیشرفت کشاورزى و فزونى فراورده هاى زراعى و فزونى آبها و دامها و عمران و آبادى در تمام زمینه ها فراوان است.(8)،(9)
پی نوشت: (1). اسعاف الرّاغبين، باب دوم، ص 140 و 141.
تاریخ انتشار: « 1392/11/27 »
کلیدواژگان
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2343