پيامدهاي فتنه «بنی امیّه» از زبان امام علي(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

پيامدهاي فتنه «بنی امیّه» از زبان امام علي(ع)

پرسش : امام علي(ع) در خطبه 158 نهج البلاغه، درباره پيامدهاي گسترش فتنه «بنی امیّه» چه فرموده است؟
پاسخ اجمالی:

امام علي(ع) در خطبه 158، با اشاره به فتنه بنی امیّه، آن را آن قدر گسترده می داند که تمام مسلمین را در غم و اندوه فرو می برد و گرفتار می کند؛ مردمی که بر اثر کوتاهی و فرار از زیر بار مسئولیت و سکوت در برابر ظالمان گرفتار ظلم و ستم شده اند و هیچ یار و یاوری نیز ندارند. سپس امام(ع) در ادامه این سخن به انتقام خداوند از ظالمان اشاره می کند؛ انتقامی که خاندان بنی امیّه و وابستگان به آنها را چنان متلاشی و نابود کرد که چیزی جز نام ننگیني از آنان باقی نماند.

پاسخ تفصیلی:

امام علي(عليه السلام) در بخشی از خطبه 158 «نهج البلاغه» به فتنه فراگير بنى اميّه اشاره مى كند كه تمام مسلمين را در غم و اندوه فرو مى برد و ظلم و ستم آنها در تمام خانواده ها وارد مى شود؛ در حالى كه راه فرارى از آن ندارند؛ چرا كه نتيجه اعمال خود مردم است؛ مى فرمايد: (در آن هنگام خانه اى در شهر و خيمه اى در بيابان باقى نمى ماند، جز اين كه ستمگران غم و اندوه را در آن فرو مى ريزند و بلا و بدبختى را در آن وارد مى كنند)؛ «فَعِنْدَ ذَلِكَ لَا يَبْقَى بَيْتُ مَدَرٍ(1) وَ لَا وَبَرٍ(2) إِلَّا وَ أَدْخَلَهُ الظَّلَمَةُ تَرْحَةً(3)، وَ أَوْلَجُوا فِيهِ نِقْمَةً».
ممكن است در خانه اى غم و اندوه بيايد، ولى ظلم نيايد؛ غم و اندوهِ ديگران، دوستان و بستگان و توده مردم؛ ولى ظلم بنى اميّه چنان بود كه هم غم و اندوه را با خود به همه جا مى برد و هم مصيبت و بلا و بدبختى را؛ چرا كه دستياران ظالمان هميشه از ميان افرادى همانند خود آنها انتخاب مى شوند. گويى روح آنها در تمام پيكر حكومتشان دميده مى شود و همه به ظلم و ستم مى پردازند تا چند صباحى بر سر قدرت بمانند.
سپس مى افزايد: (در آن روز براى آنها [مردم ستمديده] نه در آسمان عذرپذيرى وجود دارد و نه در زمين يار و ياورى. [و به آنها خطاب مى شود]: شما حكومت را به غير اهلش سپرديد و آن را در غير محلّش قرار داديد [و اين نتيجه كار خود شماست])؛ «فَيَوْمَئِذٍ لَا يَبْقَى لَهُمْ فِي السَّمَاءِ عَاذِرٌ، وَ لَا فِي الْأَرْضِ نَاصِرٌ، أَصْفَيْتُمْ بِالْأَمْرِ غَيْرَ أَهْلِهِ، وَ أَوْرَدْتُمُوهُ غَيْرَ مَوْرِدِهِ».
بنابراين، مخاطب در اين چند جمله مردمى هستند كه بر اثر كوتاهى و فرار از زير بار مسئوليت و سكوت در برابر ظالمان گرفتار ظلم و ستم شده اند و جمله هاى «أَصْفَيْتُمْ بِالْأَمْرِ غَيْرَ أَهْلِهِ، وَ أَوْرَدْتُمُوهُ غَيْرَ مَوْرِدِهِ» شاهد گوياى اين معناست؛ زيرا خطاب به مردم مى گويد: شما كار را به غير اهل سپرديد و حكومت را به دست افراد ناشايست داديد.
شبيه اين معنا در خطبه 192 آمده است؛ آنجا كه مى فرمايد: «وَ اِنَّكُمْ إِنْ لَجَأْتُمْ إِلَى غَيْرِهِ حَارَبَكُمْ أَهْلُ الْكُفْرِ ثُمَّ لَا جَبْرَائِيلُ وَ لَا مِيكَائِيلُ وَ لَا مُهاجِرُونَ وَ لَا اَنْصارٌ يَنْصُرُونَكُمْ»؛ (شما اگر به غير اسلام پناه بريد كافران با شما نبرد مى كنند و بر شما مسلّط مى شوند؛ سپس نه جبرئيل و نه ميكائيل نه مهاجران و نه انصار نمى توانند شما را يارى دهند).
و اين كه بعضى از شارحان مخاطبان اين جمله را حاكمان ظالم قرار داده اند، به هيچ وجه با مجموعه خطبه سازگار نيست.
سپس امام(عليه السلام) در ادامه اين سخن اشاره به انتقام خداوند از ظالمان مى كند؛ انتقامى سخت و درهم كوبنده؛ مى فرمايد: (و به زودى خداوند از ستمگران انتقام مى گيرد [و كارهايشان را مو به مو كيفر مى دهد] خوردنى به خوردنى و آشاميدنى به آشاميدنى، در برابر هر لقمه لذيذى كه خوردند لقمه اى بس ناگوار و زهرآلود خواهند خورد و در مقابل هر جرعه گوارائى، جامى تلخ و مسموم خواهند نوشيد. از درون، وحشت و از برون، شمشير بر آنها مسلّط خواهد كرد؛ چرا كه اين گروه مركب هاى معاصى و شتران باركش گناهانند)؛ «وَ سَيَنْتَقِمُ اللهُ مِمَّنْ ظَلَمَ، مَأْكَلاً بِمَأْكَلٍ، وَ مَشْرَباً بِمَشْرَبٍ، مِنْ مَطَاعِمِ الْعَلْقَمِ(4)، وَ مَشَارِبِ الصَّبِرِ(5) وَ الْمَقِرِ(6)، وَ لِبَاسِ شِعَارِ الْخَوْف، وَ دِثَارِ السَّيْفِ وَ إِنَّمَا هُمْ مَطَايَا(7) الْخَطِيئَاتِ وَ زَوَامِلُ(8) الْآثَامِ». اشاره به اينكه هر بلايى بر سر مردم آوردند خداوند بر سر آن ها خواهند آورد و در برابر هر لذتى كه از مقام بردند خداوند تلخى ذلت را در كام آنها فرو خواهد ريخت. در حكومت، خود مردم را در ترس و وحشت و در زير برق شمشيرها قرار دادند، خداوند گروهى را بر آنها مسلّط مى كند كه همين كار را با آنها خواهند كرد.
امام(عليه السلام) در اين بخش از خطبه به دو مسئله مهمّ در ارتباط با حوادث تلخ تاريخى اشاره مى فرمايد: نخست مسئوليت حاكمان و ديگر، مسئوليت حكومت پذيران. امام(ع) گناه حاكمانِ ظالم را يك طرفه نمى شمارد، بلكه حكومت پذيرانى که به ظلم تن دادند نيز شريك جنايات آنها مى شمارد.
حاكمان جور و دار و دسته آنها معمولا گروه محدودى اند، اگر توده مردم در برابر آنها سكوت نكنند و وظيفه الهى امر به معروف و نهى از منكر را در تمام ابعادش انجام دهند، هرگز آنان به قدرت نمى رسند و دمار از روزگار مظلومان در نمى آورند.
امام(عليه السلام) در اين خطبه مى فرمايد: بلاهايى كه در حكومت بنى اميّه به شما مى رسد و مظالم بى سابقه اى كه نسبت به شما روا مى دارند از يك نظر، نتيجه اعمال خود شماست. شماييد كه آنها را تقويت مى كنيد. شماييد كه كار را به دست غير اهلش سپرده و مى سپاريد. آرى، شماييد که با سكوت و تسليمِ خود، راه را براى به قدرت رسيدن آنها هموار كرده ايد، و شايد اين وضع نابسامان نيز يكى از الطاف خفيه الهى باشد كه بيدار شويد و ديگر از اين راه نرويد؛ همان گونه كه «قرآن مجيد» مى فرمايد: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِى عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»(9)؛ (فساد در خشكى و دريا به سبب اعمال مردم آشكار شد. خدا مى خواهد نتيجه قسمتى از اعمال آنها را به آنان بچشاند؛ شايد [به سوى حق] بازگردند).
بديهى است، مسئوليت حكومت پذيران به معناى تبرئه حاكمان ظالم نيست؛ لذا امام(عليه السلام) مجازات شديد آنها را هم در اين خطبه بيان كرده و در عباراتى كوتاه و بسيار پرمعنا سرانجام شوم و مرگبارشان را شرح مى دهد.(10)

پی نوشت:

(1). در لغت گاه به معناى گل هاى به هم فشرده و گاه به معناى خشت خام و گاه به معناى آجر سنگ آمده است و «بيت مدر» معمولا به خانه هاى شهرى گفته می شود.

(2). «وبر» به معناى كُرك و پشم است و «بيت وبر» به خانه هاى بيابانى كه به صورت چادرهاى پشمى است، اطلاق مى شود.

(3). «ترحه» به معناى اندوه و حزن است.

(4). «علقم» بوته اى است كه ميوه اى بسيار تلخ دارد و به آن «حنظل» نيز گفته مى شود.

(5). «صبر» (با كسر «ب») جمع «صبر» (بر وزن فقر) نام شيره تلخ درختى است كه در تلخى آن هم ضرب المثل است و گاه به خود آن درخت هم اطلاق مى شود.

(6). «مقر» گياهى است سمّى و گاه به هر گونه سمّ نيز گفته مى شود.

(7). «مطايا» جمع «مطيّة» به معناى مركب راهوار و سريع السير است.

(8). «زوامل» جمع «زاملة» به معناى حيوان باربر است.

(9). سوره روم، آيه 41.

(10). گردآوری از: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 6، ص 196.

تاریخ انتشار: « 1397/11/15 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 54