سرانجام «بنی امیّه» از زبان امام علي(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

سرانجام «بنی امیّه» از زبان امام علي(ع)

پرسش : امام علي(ع) در خطبه 166 نهج البلاغه، درباره سرنوشت یارانش و نيز سرانجام «بنی امیّه» چه پيشگوئي كرده است؟
پاسخ اجمالی:

امام علي(ع) درباره سرنوشت یارانش و نیز سرانجام «بنی امیّه» می فرماید: «آنها [ياران امام(ع)] پس از اتحاد پراكنده شدند و از اصلِ خويش متفرق گشتند، بعضى از آنها به شاخه محكمى چنگ زدند و به هر جاي آن شاخه تمايل يافت، همراه او به آن سو رفتند، اما بزودى خداوند آنها [يارانش] را براى بدترين روزى كه بنى اميّه در پيش دارند متحد خواهد كرد؛ ... به خدا سوگند! آنها [بنى اميّه] بعد از تسلّط و پيروزى، همه آنچه را در دست دارند از دست مى دهند [ذوب مى شوند] آن گونه كه چربى بر روى آتش آب مى شود».

پاسخ تفصیلی:

امام علي(علیه السلام) در خطبه 166 «نهج البلاغه» به سرنوشت اصحاب و يارانش و نيز سرانجامِ مرگبار و تيره و تار حكومت «بنى اميّه» اشاره مى كند و مى فرمايد: (آنها [ياران امام(ع)] پس از اتحاد و همبستگى پراكنده شدند و از اصلِ خويش متفرق گشتند)؛ «افْتَرَقُوا بَعْدَ أُلْفَتِهِمْ، وَ تَشَتَّتُوا عَنْ أَصْلِهِمْ». گروهى به خوارج پيوستند و بر ضدّ امام(ع) قيام كردند و گروهى در حال ترديد قرار گرفتند و از جمعيّت كناره گيرى نمودند؛ ولى در اين ميان (بعضى از آنها به شاخه محكمى چنگ زدند و به هر جاي آن شاخه تمايل يافت، همراه او به آن سو رفتند)؛ «فَمِنْهُمْ آخِذٌ بِغُصْنٍ أَيْنَمَا مَالَ، مَالَ مَعَهُ». اين اشاره به گروهى است كه بر اعتقاد حقّ باقى ماندند و به ثقلين [يعني كتاب و عترت] - كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) به پیروی از آن دستور داده بود - تمسّك جستند و به شاخه اى از شاخه هاى پربار شجره طيّبه خاندان پيامبر(ص)، یعنی ائمه معصومين(عليهم السلام) در آويختند و همراه آنها به حركت خود در مسير رضاى الهى حركت كردند.
بعضى اين جمله را نيز اشاره به گروه هاى منحرف مى دانند؛ در حالى كه دنباله اين سخن نشان مى دهد كه تفسير اوّل صحيح تر است؛ زيرا امام(عليه السلام) در جمله بعد مى فرمايد: (اما بزودى خداوند آنها [يارانش] را براى بدترين روزى كه بنى اميّه در پيش دارند متحد خواهد كرد؛ آن گونه كه قطعه هاى پراكنده ابر پاييزى جمع مى شود)؛ «عَلَى أَنَّ اللهَ تَعَالَى سَيَجْمَعُهُمْ لِشَرِّ يَوْمٍ لِبَنِي أُمَيَّةَ، كَمَا تَجْتَمِعُ قَزَعُ(1) الْخَرِيفِ(2)».
سپس مى افزايد: (خداوند همه آنها را گرد مى آورد و در ميان آنان الفت برقرار مى سازد؛ سپس آنان را همچون ابرهاى متراكم به هم مى پيوندد و به دنبال آن، درهاى فتح و پيروزى را به روى شان مي گشايد)؛ «يُؤَلِّفُ اللهُ بَيْنَهُمْ، ثُمَّ يَجْمَعُهُمْ رُكَاماً(3) كَرُكَامِ‏ السَّحَابِ؛ ثُمَّ يَفْتَحُ لَهُمْ أَبْوَاباً».
در ادامه اين سخن، هجوم شديد علاقه مندانِ مكتب اهل بيت(عليهم السلام) را به جمعيّت بنى اميّه، اين گونه بيان مى كند: (آنها همانند سيل خروشانى از جايگاه خود حركت مى كنند؛ همچون سيل [عظيم سرزمين قوم سبأ] كه دو باغستان [بسيار گسترده دو طرف نهر عظيم سرزمين سبأ] را درهم كوبيد كه در برابر آن هيچ برجستگى بر سطح آن زمين باقى نماند و چيزى مانع جريان آن نشد؛ نه كوه هاى عظيم و نه تپه هاى بلند)؛ «يَسِيلُونَ مِنْ مُسْتَثَارِهِمْ(4) كَسَيْلِ الْجَنَّتَيْنِ، حَيْثُ لَمْ تَسْلَمْ عَلَيْهِ قَارَةٌ(5)، وَ لَمْ تَثْبُتْ عَلَيْهِ أَكَمَةٌ(6)، وَ لَمْ يَرُدَّ سَنَنَهُ(7) رَصُّ(8) طَوْدٍ(9)، وَ لَا حِدَابُ(10) أَرْضٍ».
آنچه در اين جمله آمده اشاره به قوم سبأ است كه در سرزمين يمن زندگى مى كردند و سدّ عظيمى به نام «سدّ مأرب» در ميان دو كوه ساختند. سيلابها را مهار كردند و با آن، آب دو باغ عظيم و طولانى در دو طرف نهرى كه از آن جارى مى شد به وجود آوردند و زندگانى آنها در نهايت رفاه مى گذشت؛ ولى طغيانِ غرورِ ناسپاسى ها سبب مجازات الهى شد. شب هنگام سدّ شكست و سيل عظيمى تمام مزارع و باغها و عمارت هاى آنها را با خود برد و زمينى باير و ويران به جاى ماند و باقيماندگانِ از آن قوم، مجبور به مهاجرت شدند.
پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) نيز همچون سيلاب، زندگى ستمگران بنى اميّه را درهم مى كوبند؛ خانه هايشان را ويران مى كنند و گروهى را از ميان بر مى دارند و بقيه در مناطق مختلف پراكنده خواهند شد. سپس امام(عليه السلام) اين گروه از حاميان حقّ را بعد از اینکه بنى اميّه را درهم شكستند به آبهايى تشبيه مى كند كه در زمين، پنهان مى شود؛ سپس به صورت چشمه ها از نقاط مختلف ظاهر مى گردد و مايه عمران و آبادى مى شود و مى فرمايد: (خداوند آنها را مانند آب در درون درّه ها پراكنده مى سازد؛ سپس همچون چشمه سارهايى از قسمت هاى مختلف زمين بيرون مى آورد؛ آن گاه به كمك آنان، حقِّ گروهى [از مظلومان] را از گروهِ ديگر [ظالمان] مى گيرد و جمعى را در سرزمينِ ديگران اقامت مى بخشد)؛ «يُذَعْذِعُهُمُ‏(11) اللهُ فِي بُطُونِ أَوْدِيَتِهِ(12)، ثُمَّ يَسْلُكُهُمْ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ، يَأْخُذُ بِهِمْ مِنْ قَوْمٍ حُقُوقَ قَوْمٍ، وَ يُمَكِّنُ لِقَوْمٍ فِي دِيَارِ قَوْمٍ».
آرى، طرفداران اهل بيت(عليهم السلام) نخست همچون سيلابى مى خروشند و همچون سيلِ قوم سبأ كاخها و قصرهاى بنى اميّه را در هم مى كوبند و آنها را از اريكه قدرت به زير مى كشند؛ سپس در همه جا پراكنده مى شوند و همچون چشمه سارها سر بر مى آورند و از آبِ زلالِ عدل و داد، عمران و آبادى مى آفرينند.
و در پايان اين قطعه، امام(عليه السلام) سوگند ياد مى كند و مى فرمايد: (به خدا سوگند! آنها [بنى اميّه] بعد از تسلّط و پيروزى، همه آنچه را در دست دارند از دست مى دهند [ذوب مى شوند] آن گونه كه چربى بر روى آتش آب مى شود)؛ «وَ ايْمُ اللهِ، لَيَذُوبَنَّ مَا فِي أَيْدِيهِمْ بَعْدَ الْعُلُوِّ وَ التَّمْكِينِ، كَمَا تَذُوبُ الْأَلْيَةُ(13) عَلَى النَّارِ». تشبيه مذكور اشاره به اين است كه بنى اميّه گرچه در دوران حكومت خود چاق و فربه مى شوند؛ ولى دشمنانِ آنها همچون شعله هاى آتش، آنان را ذوب مى كنند و مى سوزانند؛ همان گونه كه يك قطعه چربى روى آتش؛ نخست ذوب مى شود و سپس مى سوزد و كمترين اثرى از آن باقى نمى ماند.
شارحانِ «نهج البلاغه» در اينكه چه كسانى اين بلا را بر سر بنى اميّه مى آورند و به حكومت ظالمانه و ننگين آنها پايان مى دهند و انتقام مظلومان را از آنها مى گيرند، تعبيرات مختلفى دارند؛ گاه به بنى عبّاس تعبير شده و گاه به شيعيانى كه بر ضد بنى اميّه قيام كردند و ظاهراً هر دو به يك معنا باز مى گردد؛ زيرا مى دانيم قيام بنى عبّاس، نخست به نام قيام علويّين صورت گرفت هر چند در ادامه راه، بنى عبّاس مسير آن قيام را تغيير داده و به صورت قيام عبّاسيين درآوردند و آنها نيز مظالم بنى اميّه را تكرار كردند و سرانجام، خودشان نيز نابود شدند.(14)

پی نوشت:

(1). «قزع» جمع «قزعة» (بر وزن ثمره) به معناى قطعه هاى ابر است و گاه به چيزهاى ديگرى كه داراى قطعات پراكنده است، اطلاق مى شود.

(2). «خريف» به معناى فصل پاييز است.

(3). «ركام» از ماده «ركم» (بر وزن مكر) به معناى اشيايى كه روى هم متراكم مى شوند، گرفته شده است.

(4). «مُستثار» به معناى محل فوران و بيرون ريختن چيزى است و از ماده «ثور» (بر وزن فور) به معناى هيجان است.

(5). «قارة» به معناى كوه كوچك است.

(6). «اكمة» به معناى تلّ و تپّه است.

(7). «سُنَن» به معناى طريقه و مسير مادى يا معنوى است.

(8). «رصّ» به معناى محكم از «رصاص» به معناى سُرب گرفته شده است.

(9). «طود» به معناى كوه بزرگ است.

(10). «حداب» جمع «حَدَب» (بر وزن هدف) تپّه و محل مرتفع است.

(11). «يذعذع» از ماده «ذعذعة» به معناى پراكندن و متفرق ساختن است.

(12). «اودية» جمع «وادى» به معناى درّه و محل جريان سيلاب است.

(13). «الية» به معناى دنبه و چربى است.

(14). گردآوری از: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 6، ص 414.

تاریخ انتشار: « 1397/12/04 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 67