روش مواجهه با دشمن در کلام امام علی(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

روش مواجهه با دشمن در کلام امام علی(ع)

پرسش : امام علی(علیه السلام) چه روشی را برای مواجهه با دشمن پیشنهاد می کند؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) زمانى كه ديد بعضى از يارانش به دشمن بدگويى مى كنند. فرمود: «من دوست ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد؛ ولى اگر اعمال زشتشان را شرح دهيد و احوال آنها را بيان كنيد، به گفتار صحيح نزديك تر و براى اتمام حجّت رساتر است. شما بايد به جاى دشنام چنين مى گفتيد: پروردگارا خون ما و آنها را حفظ كن! ميان ما و آنها را اصلاح فرما! و آنان را هدايت نما تا كسانى كه جاهلند حق را بشناسند و آنها كه گمراهند و بر دشمنى با حق اصرار می ورزند از آن دست بردارند و [به راه راست] بازگردند».

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) زمانى كه در ماجراى «صفين» شنيد بعضى از يارانش به اهل «شام» بدگويى مى كنند، فرمود: (من دوست ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد؛ ولى اگر اعمال زشتشان را شرح دهيد و احوال آنها را بيان كنيد به گفتار صحيح نزديك تر و براى اتمام حجّت رساتر است)؛ «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ، وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ، كانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ، وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ».
«سبّاب» به كسى گفته مى شود كه زیاد بدگويى مى كند و حقيقت «سبّ» بدگويى كردن و دشنام دادن توأم با هتك طرف است؛ مانند خطاب كردن طرف به احمق، بى شعور، پست، رذل و امثال آن. امام(عليه السلام) در خطبه 206 نهج البلاغه يارانش را از اين كار باز مى دارد، هر چند حق داشتند دشمن را به اين گونه خطابها مخاطب سازند و به جاى آن دستور مى دهد صفات زشت و اعمال بد آنها را مورد نقد قرار دهند و حجّت را بر آنها تمام كنند كه هم تأثير بيشترى دارد و هم بهانه به دست دشمن براى مقابله به مثل نمى دهد.
سپس امام(عليه السلام) در ادامه اين سخن با بيان مصداق روشنى، شيوه برخورد با دشمن را در اين گونه موارد تعليم داده و مى فرمايد: (شما بايد به جاى دشنام چنين مى گفتيد: پروردگارا خون ما و آنها را حفظ كن! ميان ما و آنها را اصلاح فرما! و آنان را از گمراهيشان هدايت نما تا كسانى كه جاهلند حق را بشناسند و آنها كه گمراهند و بر دشمنى با حق اصرار می ورزند از آن دست بردارند و [به راه راست] بازگردند)؛ «وَقُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ إِيَّاهُمْ: اللَّهُمَّ احْقِنْ(1) دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ، وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ، وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلاَلَتِهِمْ، حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ، وَ يَرْعَوِيَ(2) عَنِ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ(3) بِهِ».
امام(عليه السلام) در اين عبارت پرمعناى خود سه دعا فرموده و يا به تعبير ديگر سه تقاضا از پيشگاه خدا دارد: نخست اينكه آتش جنگ خاموش گردد و خونهاى طرفين ريخته نشود. ديگر اينكه علاوه بر آتش بس، صلح و دوستى در ميان دو گروه، برقرار گردد و مسلمين متّحد و يكپارچه شوند. سوم اينكه گمراهي هايى كه دامان آنها را گرفته و آنان را از رسيدن به حق باز مى دارد از ايشان دور شود؛ ناآگاهان حق را بشناسند و آگاهان از ستيزجويى و دشمنى با حق دست بردارند. اين دعاها به خوبى نشان مى دهد كه تا چه حد امام(عليه السلام) داراى سعه صدر بوده و لطف و رحمت حتّى نسبت به دشمنان خود داشته است و با آن همه ظلم و جنايتى كه در حق امام و يارانش روا داشتند كمترين سخنى كه دليل بر انتقام جويى باشد؛ بيان نمى فرمايد و حتّى دوستانش را از سبّ و دشنام و بدگويى به دشمن، نهى مى كند.(4)

پی نوشت:

(1). «احقن» از ريشه «حقن» بر وزن «حمد» در اصل به معناى نگهدارى و حفظ چيزى است و هنگامى كه در مورد «دماء» به كار مى رود مفهومش جلوگيرى از خون ريزى است.

(2). «يرعوى» از «رعو» بر وزن «رعد» به معناى خوددارى كردن و بازگشتن از كارى گرفته شده است. قابل توجّه اينكه گاه واژه «رعو» به صورت رباعى (رعوى بر وزن دعوا) به كار رفته و همان معناى فوق را مى دهد و به گفته بعضى از ارباب لغت واژه «ارعوى» از واژه هاى كم نظير است و در صيغه هاى فعل معتل مانند آن ديده نشده است. براى توضيح بيشتر به لسان العرب ماده «رعو» مراجعه فرماييد.

(3). «لهج» از ريشه «لهج» بر وزن «كرج» به معناى وابستگى و شيفتگى به چيزى و حريص بودن به آن است.

(4). پيام امام امير المومنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 ش‏، چاپ اول‏، ج 8، ص 99.

تاریخ انتشار: « 1397/09/03 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 212