شأن نزول آیه (11) سوره «احقاف»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

شأن نزول آیه (11) سوره «احقاف»

پرسش : شان نزول(11)«احقاف» چه می باشد؟
پاسخ اجمالی:

این آیه درباره ابوذر یا گروهى از قبایل بادیه نشین مکّه یا یک کنیز رومى یا مردان پاکدل اما فقیر و تهیدستی مثل بلال و عمار و... نازل شده که وقتی اسلام آوردند،  اشراف مکه گفتند: اگر اسلام چیز خوبى بود، اینها بر ما سبقت نمى گرفتند .  و یا درباره عبداللّه بن سلام و یارانش نازل شده که وقتی مسلمان شدند، جمعى از یهودیان گفتند: اگر اسلام خوب بود، آنها پیش قدم نمى شدند.

پاسخ تفصیلی:

در(11)«احقاف» می خوانیم: «وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا لَوْ کانَ خَیْراً ما سَبَقُونا اِلَیْهِ وَ اِذْ لَمْ یَهْتَدُوا بِهِ فَسَیَقُولُونَ هذا اِفْکٌ قَدِیمٌ»؛ (کافران درباره مومنان چنین گفتند: «اگر [اسلام] چیز خوبى بود، هرگز آنها [در پذیرش آن] بر ما پیشى نمى گرفتند»! و چون خودشان به وسیله آن هدایت نشدند مى گویند: «این یکقدیمى است»).
شان نزول:
مفسران براىمورد بحث، شان نزول هاى متعددى نقل کرده اند:
1 ـ ایندر مورد «ابوذر غفارى» است که در «مکّه»آورد و قبیله او (بنى غفار) نیز به دنبال اوآوردند، (و از آنجا که قبیله بنى غفار بادیه نشین و فقیر بودند کفارکه مردانى ثروتمند و شهرنشین بودند گفتند: اگرچیز خوبى بود، این بى سر و پاها بر ما سبقت نمى گرفتند!) در اینجا بود کهفوق نازل شد، و به آنها پاسخ گفت.(1)
2 ـ یک کنیز رومى در «مکّه» بود به نام «ذى النیره»(2) که دعوت پیامبر(صلىعلیه وآله) را اجابت کرد، بزرگانگفتند: اگر آنچه را محمّد(صلىعلیه وآله) آورده، چیز خوبى بود «ذى النیره ها» بر ما مقدم نمى شدند!(3)
3 ـ گروهى از قبایل بادیه نشین «مکّه» پیش از مردم شهر، بهروى آوردند، اشراف «مکّه» گفتند: اگرچیز خوبى بود، این شترچران ها! بر ما سبقت نمى گرفتند.(4)
4 ـ جمعى از مردان پاکدل، اما فقیر و تهیدست همچون «بلال»، «صهیب» و «عمار»،را با آغوش باز پذیرفتند، اشراف «مکّه» گفتند: مگر ممکن است آئین محمّد(صلىعلیه وآله) چیز خوبى باشد و اینها بر ما پیشى گیرند؟!(5)
5 ـ هنگامى که «عبداللّه بن سلام» و بعضى از یارانش،آوردند جمعى از یهودیان مغرور گفتند: اگرخوب بود آنها پیش قدم نمى شدند.(6)
شان نزول هاى چهارگانه اوّل را، در یک جمله مى توان خلاصه کرد و آن این که:از طرف قشرهاى فقیر و بادیه نشین و تهیدست، به سرعت مورد استقبال قرار گرفت؛ چرا که هم منافع نامشروعى نداشتند که به خطر بیفتد، و هم مغز آنها از باد غرور انباشته نبود، و هم قلب هائى پاک تر از قشر مرفه، عیاش و هوس باز داشتند .
این استقبال گرم، از ناحیه این گروه که یکى از بزرگ ترین نقطه هاى قوت این آئین الهى بود، از سوى مغروران مستکبر، به عنوان یک نقطه ضعف بزرگ شمرده شد، و گفتند: این چه آئینى است که پیروانش انبوهى بادیه نشین فقیر و تهیدست و کنیزان و بردگانند؟! اگر مکتب معقولى بود، هرگز نباید افراد سطح پائین و منحط اجتماع، از آن استقبال کنند! اما ما که در سطح بالا قرار داریم و چشم و چراغهستیم، عقب بمانیم!
جالب این که: این طرز تفکر انحرافى، امروز هم از رائج ترین طرز تفکرها در میان ثروتمندان مغرور، و هوسبازان مرفه در مورد مذهب است که مى گویند: مذهب، به درد فقرا و پابرهنه ها مى خورد، و هر دو براى هم خوبند، و ما در سطحى بالاتر و بالاتر قرار داریم!
قرآن، در آیات مورد بحث، پاسخ کافى به آنها داده که دراین آیات مى توانید بخوانید.
اما پنجمین شان نزولى که در بالا ذکر شد، که منظور «عبداللّه بن سلام» و یاران او هستند هر چند به گفته «طبرسى» در «مجمع البیان» و «قرطبى» در تفسیرش، از اکثر مفسران نقل شده، از دو جهت بعید به نظر مى رسد.
نخست این که: تعبیر به «الَّذِیْنَ کَفَرُوا» به طور مطلق، معمولاً در مورد مشرکان به کار مى رود، نهو یهود و نصارى.
دیگر این که، «عبداللّه بن سلام» مرد کم شخصیتى در میان یهود نبود، که درباره او بگویند: اگرآئین خوبى بود، او و یارانش بر ما پیشى نمى گرفتند.(7)

پی نوشت:

(2). «ذى النیرة» از زنانى بود که زود اسلام را پذیرفت، و به همین جهت «ابوجهل» او را شکنجه و آزار مى داد.

تاریخ انتشار: « 1392/11/07 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2116