سرچشمه تفاخر و فخر فروشى

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

سرچشمه تفاخر و فخر فروشى

پرسش : سرچشمه و ریشه تفاخر و فخر فروشى چیست؟
پاسخ اجمالی:

در آیات و روایات، جهل و نادانى نسبت به پاداش و کیفر الهى و عدم ایمان به معاد و همچنین احساس ضعف و حقارت ناشى از شکست، از عوامل تفاخر و فخر فروشی شمرده شده است.

پاسخ تفصیلی:

از آیاتاستفاده مى شود: یکى از عوامل اصلى تفاخر، تکاثر و فخر فروشى، همان جهل و نادانى نسبت به پاداش و کیفر الهى و عدمبهاست.
از این گذشته، جهل انسان به ضعف ها و آسیب پذیرى هایش، به آغاز پیدایش و سرانجامش، از عوامل دیگر این کبر و غرور و تفاخر است، به همین دلیلمجید براى درهم شکستن این تفاخر و تکاثر سرگذشت اقوام پیشین را در آیات مختلف بازگو مى کند، که چگونه اقوامى با داشتن امکانات و قدرت فراوان، با وسائل ساده اى نابود شده اند.
با وزش بادها، با یک جرقه آسمانى (صاعقه)، با یک زمین لرزه، با نزول باران بیش از حدّ، خلاصه، با «آب»، «باد»، «خاک» و گاه با «سجّیل» و «پرندگان کوچک»، نابود شدند و از میان رفتند.
با این حال، این همه تفاخر و غرور براى چیست؟!.
عامل دیگرى براى این امر، همان احساس ضعف و حقارت ناشى از شکست ها است که افراد براى پوشاندن شکست هاى خود، پناه به تفاخر و فخرفروشى مى برند، لذا در حدیثى، از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «مَا مِنْ رَجُل تَکَبَّرَ اَوْ تَجَبَّرَ اِلاّ لِذِلَّه وَجَدَها فِی نَفْسِه»؛ (هیچ کسو فخرفروشى نمى کند، مگر به خاطر ذلتى که در نفس خود مى یابد). (1)
و هنگامى که احساس کند به حدّ کمال رسیده است، نیازى به این تفاخر نمى بیند.
دردیگرى، از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: «ثَلاثَهٌ مِنْ عَمَلِ الْجاهِلِیَّهِ: الْفَخْرُ بِالاَنْسابِ وَ الطَّعْنُ فِی الاَحْسابِ وَ الاِسْتِسْقاءُ بِالاَنْواءِ»؛ (سه چیز است که از عملاست: تفاخر به نسب و طعن در شخصیت و شرف خانوادگى افراد و درخواست باران به وسیله ستارگان). (2)
دردیگرى، از امیرمومنان على(علیه السلام) مى خوانیم:«اَهْلَکَ النّاسَ اثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ»؛ (دو چیز مردم را هلاک کرده: ترس از فقر [که انسان را وادار به جمع مال از هر طریق و با هر وسیله مى کند] و تفاخر). (3)
به راستى، از مهمترین عوامل حرص، بخل، دنیاپرستى و رقابت هاى مخرب و بسیارى از مفاسد اجتماعى، همین ترس بى دلیل از فقر و تفاخر و برترى جوئى در میان افراد و قبائل و امت ها است.
لذا در حدیثى، از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) مى خوانیم: «ما اَخْشى عَلَیْکُمُ الْفَقْرَ وَ لکِنْ اَخْشى عَلَیْکُمُ التَّکاثُرَ»؛ (من از فقر بر شما نمى ترسم، ولى از تکاثر بیم دارم). (4)
«تکاثر» در اصل، به معنى تفاخر است، ولى گاه به معنى فزون طلبى و جمع مال آمده، چنان که در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) مى خوانیم.
«اَلْتَّکاثُرُ، (فِى) الاَمْوالِ جَمْعُها مِنْ غَیْرِ حَقِّها وَ مَنْعُها مِنْ حَقِّها وَ شَدُّها فِى الاَوْعِیَهِ»؛ (تکاثر، جمع آورى اموال از طرق نامشروع و خوددارى از اداى حق آن و بستن آنها در خزینه ها و صندوق ها است). (5)
این بحث دامنه دار را باپر معنایى از پیغمبر اکرم (صلىعلیه وآله) پایان مى دهیم، حضرت، در«الهاکم التکاثر» فرمود: «یَقُولُ ابْنُ آدَمَ مالِىْ مالِی، وَ مالَکَ مِنْ مالِکَ اِلاّ ما اَکَلْتَ فَاَفْنَیْتَ اَوْ لَبِسْتَ فَاَبْلَیْتَ اَوْ تَصَدَّقْتَ فَاَمْضَیْتَ»؛ (انسان مى گوید: مال من! مال من! در حالى که مال تو تنها همان غذائى است که مى خورى، و لباسى است که مى پوشى، و صدقاتى که در راهانفاق مى کنى). (6)
و این نکته اى است بسیار جالب، کههر کس از اموال فراوانى که جمع آورى مى کند، و گاه کمترین دقتى در حلال وبودن آن ندارد، چیزى جز همان مختصرى که مى خورد، مى نوشد و مى پوشد، و یا در راهانفاق مى کند، نیست، و مى دانیم: آنچه را شخصاً مصرف مى کند، ناچیز است و چه بهتر که از طریق انفاق،خود را بیشتر کند.(7)

پی نوشت:

(2). «بحار الانوار»، جلد 73، صفحه 291، حديث 15.

تاریخ انتشار: « 1392/11/10 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1085