امام علی (ع) و هشدار درباره توطئه ناکثین

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

امام علی (ع) و هشدار درباره توطئه ناکثین

پرسش : امام علی (علیه السلام) چگونه به مردم درباره توطئههشدار می دهد؟
پاسخ اجمالی:

خطبه 22 نهج البلاغه، ناظر به آتش افروزان جنگ جمل، یعنى طلحه و زبیر و یاران آنها است. و با اشاره به حرکت هاى آشوب طلبانه اى که بعد از قتل عثمان و بیعت مردم با ایشان روى داد، از کسانی که در عصر عثمان با سلطه بر پُست هاى حسّاس کشور، به سوء استفاده از بیت المال اسلامى دست زده بودند و بعد از عثمان در انتظار خلافت و مقامات دیگر روز شمارى مى کردند، تعبیر به شیطان می نماید و به مومنین هشدار مى دهد که مراقب باشند تا در دامِ لشکرِ شیطان که به بهانه خونخواهی عثمان بود، نیفتند.

پاسخ تفصیلی:

خطبه بیست و دوم نهج البلاغه، ناظر به آتش افروزان جنگ جمل، یعنىوو یاران آنها است. آن دو که هواى حکومت در سر داشتند و على(علیه السلام) را آماده واگذارى بعضى از مناصب مهم حکومتى به خودشان ندیدند، تحت تاثیر هواى نفس و وسوسه هاى شیطانى،خود را با على(علیه السلام) شکستند و گروهى از مردم را پیرامون خود جمع کردند و همسر پیامبر،را هم با خود همراه نمودند و به عنوان خون خواهىِ عثمان، قیام کردند. (1)
آنان بصره را که به جهاتی برای این کار آمادگى داشت ـ به عنوان مرکز توطئه هاى خود برگزیدند.
امام (علیه السلام) در نخستین فراز این خطبه، به این توطئه، اشاره کرده مى فرماید:
(آگاه باشید! شیطان، حزب خود را بسیج کرده و سپاهش را گرد آورده است تا بار دیگر، ظلم و ستم به وطنش بازگردد و باطلِ به جایگاه نخستینش رسد)؛ «اَلا وَ اِنَّ الشَّیْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ(2) حِزْبَهُ وَاسْتَجْلَبَ جَلْبَهُ(3) لِیَعُودَ الْجَورُ الى اوْطانِهِ وَ یَرْجِعَ الْباطِلُ الى نِصابِهِ(4)».
این سخن، اشاره به حرکت هاى آشوب طلبانه اى است که بعد از قتلومردم با على(علیه السلام) روى داد. و منظور از حزب شیطان، همان کسانى هستند که در عصربه سوء استفاده از بیت المال و سلطه بر پُست هاى حسّاس کشور اسلامى دست زده بودند و در انتظارو مقامات دیگر، بعد از عثمان، روز شمارى مى کردند.
آن چه در تعبیر امام(علیه السلام) در جمله بالا آمده است، اشاره لطیفى است به چیزى که درمجید، در آخرمجادله آمده است. در آنجا، انسان ها را به دو گروه «حزب الله» و «حزب شیطان» تقسیم مى کند.
نشانه اصلی حزب شیطان این است که براى حفظ منافع خویش، رابطه دوستى با دشمنانبرقرار مى کنند و راه نفاق و دورویى را پیش مى گیرند و تکیه بر قدرت و اموال خود مى کنند و در میان بندگان خدا، تخمِ ظلم و فساد مى پاشند.درباره آنها مى گوید: «اِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فاَنْساهُمْ ذِکْرَاللهِ اُولئکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ اَلا انَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ»؛ (5) (شیطان بر آنها چیره شده و یادرا از خاطر آنها برده است. آنها حزب شیطانند. آگاه باشید حزب شیطان، زیانکار است!)
وجود این دو حزب، مخصوصِ زمان نزولو عصر پیامبر اسلام(صلىعلیه وآله وسلم) نبوده، بلکه در هر عصر و زمانى، به اَشکالِ مختلف ظاهر مى شوند و به گفته شاعر، این آب شیرین و شور تا نفخِ صور ادامه دارد.
حزب شیطان، همیشه در انتظار فرصت هاى مناسب است. و یکى از فرصت هاى مناسب براى آنها هنگام نقل و انتقال حکومت ها و پدید آمدن انقلاب ها و تحوّل ها است. نمونه روشنى از این فرصت طلبى، آغاز حکومت على(علیه السلام) بود. بازماندگان جنود جاهلى که در عصرجان گرفته بودند، دست به دست هم دادند تا در برابر بنده خالص و فرزند راستین اسلام، على(علیه السلام) بپاخیزند و آتش ظلم و فساد را که مى رفت با حکومت آن حضرت خاموش شود، برافروزند و به گفته مولا علی (علیه السلام) جور و ستم را به وطنش بازگردانند و باطل را بهو ریشه اش برسانند.
امام(علیه السلام) در این لحظات حسّاس از حکومت خود، به مردم باهشدار مى دهد که مراقب باشند تا در دامِ لشکرِ شیطان نیفتند و فریب توطئه هاى آنها را نخورند.
حضرت سپس در ادامه این سخن، این حقیقت را روشن مى سازد که آنها هیچ دلیلى براى مخالفت هاى خود ندارند و تابع هیچ منطقِ روشنى نیستند:
(بهسوگند! آنها هیچ کار خلاف و منکرى از من سراغ ندارند، و انصاف را، میان من و خود،نکرده اند)؛ «وَاللهِ! مَا اَنْکَرُوا عَلَىَّ مُنْکَراً، وَ لاَجَعَلُوا بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ نَصِفاً». (6)
در این جمله، امام علی(علیه السلام) اشاره بهوو گروه پیمان شکنان (ناکثین) مى کند و به طور سربسته، به بهانه واهى آنها اشاره مى فرماید. بهانه آنها، قتلبود.
آرى، تمام کتاب هاى تاریخى گواهى مى دهد که قتل عثمان، چیزى نبود که به امام(علیه السلام) نسبت داده شود، بلکه کسى که بیش از همه براى خاموش کردن فتنه در میان مسلمانان، تلاش و کوشش کرد، امام(علیه السلام) بود.
پیمان شکنان، در این قضاوت هاى عجولانه خود، هرگز راه انصاف را پیش نگرفتند، بلکه بهو تهمت هاى آشکار متوسّل گشتند. البته این رفتار، هنگامى که پاى منافع نامشروع شخصى به میان آید، غیرمنتظره نیست و در عصر خود، نمونه هاى آن را فراوان مشاهده مى کنیم که سردمداران سیاست هاى جور و ظلم در جهان، از هیچو تهمتى براى رسیدن به منافع نامشروع خویش اِبا ندارند! (7)

پی نوشت:

(1). مسأله خون خواهى عثمان، تنها، دستاویزى براى جنگ افروزان شام نبود؛ بلکه در جنگ جمل نیز دستاویز طلحه و زبیر و عایشه بود تا کار خود را در آتش افروزى جنگ جمل توجیه کنند. مورخ معروف، ابن اثیر در کتاب «کامل» مى گوید: هنگامى که عایشه، از مکه به مدینه مى آمد در وسط راه خبر قتل عثمان و اجتماع مردم بر بیعت على(علیه السلام) را شنید. بسیار ناراحت شد و گفت: «اى کاش، آسمان بر زمین فرود مى آمد اگر این کار سر بگیرد.» و سپس دستور داد که او را به مکه بازگردانند. او مى گفت: «به خدا! عثمان، مظلوم کشته شد! به خدا قسم! من از خون خواهان او خواهم بود.» کسى از حاضران به او گفت: «نخستین کسى که ضد عثمان سخن گفت، تو بودى! و تو بودى که نام «نعثل» بر عثمان نهادى! (نعثل، به گفته بعضى یک مردِ یهودىِ ریش بلند بوده است. و به گفته «لسان العرب» این کلمه، به معناى «پیرمرد احمق» است.) و تو بودى که مى گفتى نعثل را بکشید که کافر شده است»: کامل، جلد 3، صفحه 206. طبرى، مورّخ معروف، نیز همین معنا را در تاریخ خود آورده است: تاریخ طبرى، جلد 3، صفحه 477.

تاریخ انتشار: « 1392/11/15 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 631