آثار سوء جهل در آیات قرآن

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

آثار سوء جهل در آیات قرآن

پرسش : طبق آیاتجهل دارای چه آثار سوئی می باشد؟
پاسخ اجمالی: جهل آثار و نتایج سوئی را به دنبال دارد. جهل باعث دوزخی شدن است (سوره های اعراف و ملک)؛ جهل مايه سقوط آدمى است (سوره انفال)؛ جهل نابينايى است (سوره های رعد و فاطر)؛ زندگى با جهل ارذل العمر است (سوره های حج و نحل)؛ جهل عامل اصلى شكست است (سوره انفال).
پاسخ تفصیلی: با توجه به آیات قرآن، جهل آثار و نتایج سوئی را به دنبال دارد:
1. دوزخیان جاهلان اند:
«وَلَقَدْ ذَرَاْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالاِْنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ اَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا اُوْلَئِکَ کَالاَْنْعَامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ»(1)؛ (به یقین گروه بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [عقلها] یى دارند که با آن [اندیشه نمى کنند، و] نمى فهمند؛ و چشمانى که با آن نمى بینند؛ و گوشهایى که با آن نمى شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند [چون امکان هدایت دارند ونمى گیرد]).
«ذَرَا» از مادّه «ذراْ» (بر وزن زَرْع) به معناى خلقت و ایجاد و آفرینش است؛ ولى به طورى که از مقاییس اللغه برمى آید ریشه آن به معناى بذر افشاندن است، و شاید به همین دلیل راغب در مفردات معناى اصلى آن را اظهار و آشکار ساختن ذکر کرده، و بعضى مانند «التحقیق فى کلمات القرآن الکریم» معناى اصلى آن را بسط و گسترش مى دانند.
درمورد بحث اگر منظور خلقت و آفرینش باشد معناىاین است که این گونه افراد که از مواهب خداداد که منابع و ابزار معرفت و شناخت است، مانند: قلب و گوش و چشمنمى گیرند سرنوشتى جز دوزخ ندارند و گویى براى آن آفریده شده اند؛ و اگر به معناى بسط و گسترش باشد باز اشاره به این است که این گونه افراد به صورت گسترده در دوزخ پخش مى شوند.
به هر حال بیانگر این واقعیّت است که سرانجام جهل و از کار انداختن وسایل و ابزار شناخت چیزى جز آتش جهنم نخواهد بود.
«وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ اَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِى اَصْحَابِ السَّعِیرِ فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لاَِصْحَابِ السَّعِیرِ»(2)؛ (و مى گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقل مى کردیم، در میان دوزخیان نبودیم. ـ این جاست که بهخود اعتراف مى کنند؛ دور باشند دوزخیان [از رحمت خدا]).
آرىبزرگ آنها همین است که عقل خود را به کار نینداختند و به سخنان حق گوش فرا ندادند، و به این ترتیب درهاى معرفت و دانش را به روى خود بستند و درهاى دوزخ را گشودند.
لحندوّم کهرا نسبت به دوزخیان مى دهد و آنها اعتراف مى کنند که اگر عقل خود را به کار انداخته بودند جاى آنان در دوزخ نبود - اعترافى که حاکى از ندامت و پشیمانى است - دلیل بر آن است که آنها این راه را با اختیار خود برگزیدند، و اگر به زعم بعضى همچون فخررازىاوّل را دلیل بر جبر گرفته انددوّم مى تواند مفسّر آن باشد چرا که «اَلْقُرآنُ یُفَسِّرْ بَعْضُه بعضاً». به هر حال رابطه میان دوزخ و جهل از دیدگاهمسلّم است و بحث هاى آینده آن را آشکارتر مى سازد.(3)
2. جهل مایه سقوط آدمى است:
«اِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ»(4)؛ (به یقین بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لال [و کوردلى] هستند که اندیشه نمى کنند).
اینصریحاً وقبل تلویحاً این مطلب را بیان مى کند که هرگاه انسان از اسباب و ابزار شناخت کهدر اختیارش قرار داده استفاده نکند چنان سقوط مى کند که از تمام جنبندگان روى زمین پست تر مى شود. چرا چنین نباشد که او مى توانست به اوج قلّه افتخار و «اَعْلى عِلیّینْ» و جوار قرب حق پرواز کند و به جایى رسد که جزنبیند ولى چون به همه این امکانات پشت پا زد به «اَسْفَلُ السّافِلین» سقوط کرد.
بعلاوه انسان هنگامى که در طریق خیر و هدایت قرار نگیرد، آن مواهب بزرگ و استعدادهاى خداداد را در طریق شرّ به کار مى گیرد؛ دست به جنایات هولناک و اختراع اسباب و وسایل وحشتناکى مى زند که مسلّماً هیچ حیوان درنده اى به پاى او نمى رسد، همان گونه که نمونه هاى آن را در عصر خود در میان انسان هاى دور افتاده ازو خلق مشاهده مى کنیم.(5)
3. جهل نابینایى است:
«اَفَمَنْ یَعْلَمُ اَنَّمَا اُنزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَّبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ اَعْمَى اِنَّمَا یَتَذَکَّرُ اُوْلُوا الاَْلْبَابِ»(6)؛ (آیا کسى که مى داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسى است که نابیناست؟! تنها خردمندان متذکر مى شوند).
در این جا در یک طرف عالمان و آگاهان قرار گرفته اند و در نقطه مقابل آنها نابینایان! این تقابل نشان مى دهد که جهل با نابینایى یکسان است. همین معنا به تعبیر دیگر در آیات دیگرآمده است:
«وَمَا یَسْتَوِى الاَْعْمَى وَالْبَصِیرُ وَلاَ الظُّلُمَاتُ وَلاَ النُّورُ وَلاَ الظِّلُّ وَلاَ الْحَرُورُ وَمَا یَسْتَوِى الاَْحْیَاءُ وَلاَ الاَْمْوَاتُ»(7)؛ ([بدانید] نابینا و بینا هرگز برابر نیستند و نه تاریکى ها و روشنایى و نه سایه [آرام بخش] و باد داغ و سوزان و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند. خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد مى رساند و تو نمى توانى سخن خود را به گوش آنان که در گور [خفته]اند برسانى).
4. زندگى با جهل ارذل العمر است:
«وَمِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ اِلَى اَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَىْ لاَ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْم شَیْئاً»(8)؛ (و بعضى از شما به نامطلوب ترین مرحله عمر مى رسند؛ آنچنان که بعد از علم و آگاهى چیزى نمى دانند). همین معنا با تفاوت بسیار کمى درنحل70 نیز آمده است.
«ارذل» از ماده «رذل» به طورى که از بسیارى از منابع لغت مانند مقاییس و صحاح اللّغه و مفردات و غیر آنها استفاده مى شود به معناى موجود پست است. یا به تعبیر دیگر موجودى که قابل اعتنا نیست و ارزشى ندارد؛ بنابراین منظور از «ارذل العمر» بى ارزش ترین روزهاى عمر انسانى است.روزهاى نهایت پیرى را که غالباً توام با فراموشى و از دست دادن علوم و دانش هاى گذشته است «ارذل العمر» شمرده؛ بنابراین بهترین روزها و ساعات عمر انسان ساعات علم و آگاهى و معرفت است.(9)
5. جهل عامل اصلى شکست است:
«یَا اَیُّهَا النَّبِىُّ حَرِّضِ الْمُوْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ اِنْ یَکُنْ مِّنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَاِنْ یَکُنْ مِّنْکُمْ مِّائَهٌ یَغْلِبُوا اَلْفاً مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِاَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَ یَفْقَهُونَ»(10)؛ (اى پیامبر! مومنان را به جنگ [با دشمنان خطرناک] برانگیز. هرگاه از شما بیست نفر با استقامت باشند، بر دویست نفر غلبه مى کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند، پیروز مى گردند؛ چرا که آنها گروهى هستند که نمى فهمند).
اینکه ظاهراً در مورد جنگنازل شده و ناظر به نابرابرى تعداد مسلمانان با مشرکان مکه است؛ افسانه موازنه قوا را درهم مى شکند و به عنوان یک دستور اسلامى فرمان مى دهد که حتى اگر تعداد سپاهیانیک دهم سپاهیان دشمن باشد از میدان جنگ عقب نشینى نکنند!، امّا آنچه این نابرابرى صورى و ظاهرى را جبران مى کند (طبق صریح خود آیه) دو چیز است: نخست صبر و استقامت و پایمردى در مومنان، و دوّم جهل و نادانى و بى خبرى در دشمنان؛ و این به خوبى نشان مى دهد که استقامت و صبر سرچشمه پیروزى و جهل و نادانى عامل شکست است. جهل هایی مثل:
جهل به استعدادها و نیروهاى خدادادى وجود خویش.
جهل به قدرت و توانایى پروردگار.
جهل به فنون و اصول جنگى و جهل هاى دیگر.(11)،(12)
پی نوشت: (1). سوره اعراف، آيه 179.
تاریخ انتشار: « 1394/09/16 »
کلیدواژگان
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 10976