«شر» دانستن وجود «زن» در کلام امام علی(ع)!؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

«شر» دانستن وجود «زن» در کلام امام علی(ع)!؟

پرسش : چرا امام علی(علیه السلام) «تمامی وجود زن» را شر دانسته است؟
پاسخ اجمالی:

روشن است كه منظور امام(ع) در اين كلام، تمام زنان نبوده و نيست؛ زيرا در اسلام زنان برجسته بسیاری بوده اند كه پيامبر(ص) و ساير ائمه(ع) براى آنها احترام فراوان قائل بودند؛ ضمن اینکه قرآن فضایل اخلاقی را برای مرد و زن به صورت مشترک بیان نموده و براى هر دو پاداش عظيمى وعده داده است. امام صادق(ع) در مورد زنان می فرماید: «از اخلاق برجسته پيامبران محبت زنان است»، از سوی دیگر بعضى از عبارات نهج البلاغه در نكوهش زنان، پس از جنگ جمل به رهبری یکی از همسران پیامبر بیان شده، بنابراين هدف آن حضرت زنانى از آن قبيل می باشد.

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در238 «نهج البلاغه» با اشاره به مشکلات موجود در میان «گروهى از زنان»، مى فرماید: (تمامى وجود زن شرّ است و بدترین چیزى که در اوست این که از وجودش چاره اى نیست)؛ «اَلْمَرْاَهُ شَرٌّ کُلُّهَا، وَ شَرُّ مَا فِیهَا اَنَّهُ لَابُدَّ مِنْهَا».
روشن است که منظور امام(علیه السلام) در این کلام، تمام زنان نبوده و نیست؛ زیرا درزنان برجسته بسیاری بوده اند که پیامبر(صلىعلیه وآله) و سایر ائمه(علیهم السلام) براى آنها احترام فراوان قائل بودند. و بیان رسول اکرم(صلیعلیه و آله) درمعروف ایشان که می فرماید: «حُبِّبَ الَىَّ مِنَ الدُّنْیا ثَلَاثٌ: النِّساءُ وَ الطّیبُ وَ جُعِلَتْ قُرَّهُ عَیْنی فِی الصَّلاهِ»(1)؛ (سه چیز از دنیاى شما محبوب من است: بوى خوش و زنان و نور چشمانم دراست)، شاهد گویاى این مطلب است.

افزون بر اینمجید با مدح بسیارى از زنان مى فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّنْ ذَکَر اَوْ اُنثَى وَ هُوَ مُوْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ اَجْرَهُمْ بِاَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»(2)؛ (هر کس کار شایسته اى انجام دهد خواه مرد باشد یا زن؛ در حالى که مومن است، به طور مسلّم او را حیات پاکیزه اى مى بخشیم، و پاداش آنها را مطابق بهترین اعمالى که انجام مى دادند، خواهیم داد).
درمعروفى که در«نور الثقلین» آمده مى خوانیم: «هنگامى کهبنت عمیس با همسرش جعفر بن ابى طالب از حبشه بازگشتند، بر زنان پیغمبر(صلىعلیه وآله) وارد شد و از آنها سوال کرد: آیا چیزى ازدرباره اهمیت زنان آمده است؟ آنها گفتند: نه.بى درنگ نزد رسول خدا(صلىعلیه وآله) آمد، عرض کرد: اى رسول خدا! زنان در ناامیدى و خسارتند، فرمود: چرا؟ عرض کرد: زیرا درباره آنها خوبى هایى که درباره مردان گفته مى شود ذکر نمى گردد! [براى رفع اشتباه او] ایننازل شد: «اِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُوْمِنِینَ وَ الْمُوْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِینَ وَ الْقَانِتَاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقَاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِرَاتِ وَ الْخَاشِعِینَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِمَاتِ وَ الْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِرَاتِ اَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَّغْفِرَهً وَ اَجْراً عَظِیماً»(3)؛ (به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان باو زنان با ایمان، مردان مطیع [فرمان خدا] و زنان مطیع [فرمان خدا]، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مرداندار و زناندار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یادهستند و زنانى که [بسیاررا] یاد مى کنند خداوند براى همه آنان آمرزش و پاداش عظیمى فراهم ساخته است)».
نیزبعضى از زنان را به عنوان الگو و اسوه حتى براى مردان قرار داده و می فرماید: «وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَاَهَ فِرْعَوْنَ اِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِنْدَکَ بَیْتاً فِى الْجَنَّهِ وَ نَجِّنِى مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَ مَرْیَمَ ابنَتَ عِمْرَانَ الَّتِى اَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ»(4)؛ (و خداوند براى مومنان به همسر فرعون مَثَل زده است در آن هنگام که گفت: پروردگارا براى من در نزد خود خانه اى دربساز و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما از روح خود در آن دمیدیم او کلمات پروردگار خویش و کتاب هایش را تصدیق کرد و از مطیعان [فرمان خدا] بود).
آرى این دو زن فداکار و باو بادر نوع خود سرمشق و اسوه اى براى مردان و زنان جهان شدند. هر چندمجید در کنار این دو زن سخن از دو زن دیگر ناصالح مى گوید که الگو براى کافران بوده اند: همسر نوح و همسر لوط که در کنار دو پیغمبر مى زیستند؛ اما از نورانیت وجود آنهانگرفتند و گمراه و همصدا با کافران شدند.
در روایات اسلامی، احادیث بسیاری دوست داشتن زنان را نشانه ایمان، و یا ازانبیاء شمرده، رسول خدا(صلىعلیه وآله) در حدیثى مى فرماید: «کُلَّما اِزْدادَ الْعَبْدُ ایماناً ازْدادَ حُبّاً لِلنِّساءِ»(5)؛ (هر قدر بندگاندر ایمانشان افزوده شود محبت زنان در قلوب آنها فزونى مى یابد). امام صادق(علیه السلام) دردیگرى می فرماید: «مِنْ اخْلاقِ الاَنْبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ»(6)؛ (یکى ازبرجسته پیامبران، محبت زنان است).
خدماتى کهبه زنان کرده و آنان را از آن وضعخارج کرد و شخصیت والاى انسانى به آنها بخشیده بر همه روشن است.
در عین حال مذمت هایى نیز درباره زنان در «نهج البلاغه» و سایر روایات اسلامى وجود دارد که اگر آنها را در کنار یکدیگر بگذاریم، نتیجه می گیریم که گروهى از زنان مورد نکوهش و گروه دیگرى مورد ستایش اند و از آنجا که در طول تاریخ از وجود زنان به عنوان ابزاری براى گمراه کردن مردان استفاده می شد، در روایات اسلامى و «نهج البلاغه» نسبت به این موضوع هشدار داده شده است. این سخن در میان دانشمندان معروف است که در هر پرونده جنایى، پاى زنى در میان است؛ در حالى که از مردان استفاده ابزارى کمتر شده است.
این نکته نیز شایان توجه است که بعضى از عبارات «نهج البلاغه» در نکوهش زنان، بعد از داستانکه سردمدار آن یکى از همسران پیامبر(صلیعلیه وآله) بود، وارد شده، جنگى که هفده هزار نفر از مسلمانان را به کشتن داد و شکاف عظیمى در صفوف مسلمانان ایجاد کرد. دلیل این مطلب در طلیعه80 «نهج البلاغه» آمده؛ «مِنْ خُطْبَهٍ لَهُ(علیه السلام) بَعْدَ فَراغِهِ مِنْ حَرْبِ الْجَمَلِ، فی ذَمِّ النِّساءِ بِبَیانِ نَقْصِهِنَّ»؛ (این یکى ازهاى امام(علیه السلام) است که پس ازدر نکوهش زنان ایراد فرموده است). بنابراین هدف آن حضرت، زنانى از آن قبیل بوده است.(7)

پی نوشت:

(1). الخصال‏، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، جامعه مدرسين‏، قم، 1362 شمسی، چاپ اول‏‏، ج ‏1، ص 165، (حبب إلى النبي ص من الدنيا ثلاث)؛ وسائل الشيعة، عاملى، شيخ حر، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت(عليهم السلام)‏، مؤسسة آل البيت(عليهم السلام‏)، قم، ‏‏1409 قمری‏، چاپ اول، ج ‏2، ص 144، باب 89 (استحباب التطيب)؛ بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 قمری‏، چاپ دوم، ج ‏73، ص 141، باب 19 (الطيب و فضله و أصله).

(2). قرآن کریم، سوره نحل، آيه 97.

(3). همان، سوره احزاب، آيه 35.

(4). همان، سوره تحريم، آيه 11 و 12.

(5). الجعفريات (الأشعثيات)، ابن اشعث، محمد بن محمد، مكتبة النينوى الحديثة، تهران، چاپ: اول‏‏، بى تا، ص 90، باب (الترغيب في النكاح)؛ دعائم الإسلام‏، ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى‏، محقق / مصحح: فيضى، آصف‏، مؤسسة آل البيت(عليهم السلام)‏، قم،‏ 1385 قمری‏، چاپ دوم‏، ج ‏2، ص 192، فصل 1 (ذكر الرغائب في النكاح)؛ النوادر، راوندى كاشانى، فضل الله بن على‏، محقق / مصحح: صادقى اردستانى، احمد، دار الكتاب‏، قم‏، بى تا، چاپ اول، ص 12، (في النساء و الزواج)؛ بحار الأنوار، همان، ج ‏100، ص 228، باب 2 (فضل حب النساء و الأمر بمداراتهن و ذمهن و النهي عن طاعتهن).

(6). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، ‏ ‏1407 قمری، چاپ چهارم، ج ‏5، ص 320، باب (حب النساء)؛ تهذيب الأحكام، طوسى، محمد بن الحسن‏، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، دار الكتب الإسلاميه‏، تهران، 1407 قمری‏، چاپ چهارم‏‏، ج ‏7، ص 403، باب 34 (اختيار الأزواج)؛ روضة الواعظين و بصيرة المتعظين( ط - القديمة)، فتال نيشابورى، محمد بن احمد، انتشارات رضى‏، ايران، قم،‏ 1375 شمسی‏، چاپ اول‏، ج ‏2، ص 375، (مجلس في ذكر الحث على النكاح و فضله)؛ مكارم الأخلاق‏، طبرسى، حسن بن فضل‏، شريف رضى‏، قم‏، 1412 قمری / 1370 شمسی‏، چاپ چهارم‏، ص 197، (الفصل الأول في الرغبة في التزويج و بركة المرأة و شؤمها)؛ بحار الأنوار، همان، ص 236، باب 3 (أصناف النساء و صفاتهن و شرارهن و خيارهن و السعي في اختيارهن و الدعاء لذلك).

(7). پيام امام امير المؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ اول‏، ج 13، ص 809.

تاریخ انتشار: « 1397/04/07 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 70