توصیف «زنبور عسل» در قرآن؟!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

توصیف «زنبور عسل» در قرآن؟!

پرسش : درزندگی شگفت انگیز «زنبور عسل» چگونه توصیف شده است؟
پاسخ اجمالی:

زندگى زنبوران عسل پر از شگفتی است. خانه سازى، شیوه جمع آورى شيره گلها، ساختن و ذخيره كردن عسل و پرورش نوزادان و كشف مناطق پرگل و دادن آدرس به ساير زنبورها و پيدا كردن كندو از ميان صدها يا هزاران كندو، همگى نشانه هوش فوق العاده اين حشره است. قرآن مجید نیز با نامیدن سوره ای به نام «نحل»؛ (زنبور) به برخی از شگفتی های این موجود اشاره می کند.

پاسخ تفصیلی:

زندگى زنبورهای عسل از شگفت انگیزترین پدیده‌ هاى آفرینش است، و در پرتو مطالعات دانشمندان عجائبى از زندگى این حشره کوچک کشف شده که حتی بعضى معتقدند تمدّن و زندگى اجتماعى آنها از انسان پیشرفته ‌تر است! شما هیچپیشرفته‌ اى را پیدا نمى‌ کنید که مساله بیکارى و گرسنگى را به طور کامل حل کرده باشد؛ ولى این مساله در کشور زنبور عسل (کندوها) کاملا حل شده است.

در تمام این شهر یک زنبور بیکار و نیز یک زنبور گرسنه پیدا نمى‌ شود! خانه سازى، شیوه جمع‌ آورى شیره گل ‌ها، ساختن و ذخیره کردن عسل و پرورش نوزادان و کشف مناطق پرگل و دادن آدرس به سایر زنبوران و پیدا کردن کندو از میان صدها یا هزاران کندو، همگى نشانه هوش فوق‌ العاده این حشره است. مسلّمآ انسان در گذشته چنین اطلاعاتى را درباره زنبور عسل نداشت؛ اما با این حالمجید در سوره‌ اى که به نام همین حشره «نَحْل» نامیده شده؛ اشاره ‌هاى پرمعنایى به زندگى پیچیده و شگفت‌ انگیز این حشره کرده است.
با این مقدمه به آیات زیر گوش جان فرا مى‌ دهیم:
مجید روى چند قسمت مختلف از زندگى زنبورهای عسل تکیه کرده که هریک از دیگرى جالب‌ تر و عجیب‌ تر است. نخست به مساله خانه‌ سازى آنها اشاره کرده و مى ‌فرماید: (و پروردگار تو، به زنبور عسل وحى [الهام غریزى] نمود که از کوهها و درختان و داربستهایى که [مردم] مى سازند، خانه هایى برگزین)؛ «وَاوْحى رَبُّکَ الَى النَّحْلِ اَنِ اتَّخِذِى بُیُوْتآ وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعْرشُوْنَ».
تعبیر به «اِتَّخِذِى»؛ (انتخاب کن) به صورت فعل مونث ممکن است اشاره به این باشد که زنبوران عسل به هنگام کوچ کردن براى انتخاب خانه جدید به دنبال ملکه که فرمانرواى کندو است حرکت مى‌ کنند. بنابراین انتخابگر اصلى همان ملکه است.

تعبیر به «اوحى» تعبیر زیبایى است که نشان مى‌ دهد خداوند با یکمرموز طرز خانه ‌سازى را که از ظریف‌ ترین کارهاى این حشره است به این حیوان آموخته است؛ و او مطابق این وحى الهى وظیفه خود را به خوبى انجام مى‌ دهد. گاه صخره ‌هاى کوه‌ ها یا درون غارها را براى خانه سازى انتخاب مى‌ کند و گاه در لابه لاى شاخه‌ هاى درختان خانه مى‌ گزیند و گاه از کندوها و خانه ‌هاى مصنوعى که بشر براى او مى‌ سازد و بر داربست‌ ها مى‌ نهدمى‌ گیرد و یا خودش بر روى داربست ‌ها اقدام به خانه ‌سازى مى‌ کند؛ به این ترتیب به انواع خانه ‌هاى زنبوران عسل اشاره شده است. تعبیراتبه خوبى نشان مى‌ دهد که این خانه سازى یک خانه سازى ساده نیست وگرنهاز آن تعبیر به «وحى» نمى‌ کرد و با دقت در این مسئله خواهیم دید مطلب همین گونه است.
2ـ در آیات 68 و 69«نحل» نیز به سراغ عسل سازى زنبوران رفته و می فرماید: (سپس از تمام ثمرات [و شیره گلها] بخور)؛ «ثُمَّ کُلِى مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ»، و (و راههایى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده است، براحتى بپیما)؛ «فَاسْلُکِى سُبُلَ رَبِّکِ ذُلَلا»

«سُبُل» جمع «سبیله» به معنى راه آسان است. چنانکه راغب در کتاب مفردات آورده است و در اینکه منظور از این راه‌ ها درفوق، چیست؟ مفسّران احتمالات گوناگونى داده‌ اند. بعضى گفته‌ اند: منظور، راه‌ هایى است که زنبوران عسل به سوى گل‌ ها طى مى‌ کنند و تعبیر به «ذلَل» (جمع «ذلول» به معنى تسلیم و رام)(1) نشان مى‌ دهد که این راه‌ ها چنان دقیق تعیین مى‌ شود که پیمودن آن، براى زنبوران سهل و ساده است.

مطالعات زنبور شناسان امروز نیز این معنى را تایید مى‌ کند. آنها مى‌ گویند: هنگام صبح گروهى از زنبوران که مامور شناسایى محل گل‌ ها هستند از کندو بیرون آمده و پس از کشف مناطق پرگل به کندو باز مى‌ گردند و آدرس دقیق آن محل را به طرز مرموز و شگفت‌ انگیزى دقیقا در اختیار دیگران مى‌ گذارند و گاه از طریق نشانه‌ گذارى در مسیر راه به وسیله موادّى که بوهاى مخصوصى دارد، چنان مسیر را مشخص مى ‌کنند که هیچ زنبورى سرگردان نشود.
بعضى نیز گفته‌اند: منظور راه ‌هاى بازگشت به کندو است. چرا که گاهى زنبور مجبور مى ‌شود فاصله ‌هاى طولانى را بپیماید و در بازگشت هرگز گرفتار سرگردانى نمى‌ شود، دقیقا به سوى کندو مى‌ آید و حتّى از میان ده ‌ها کندوى مشابه، کندوى خود را به راحتى پیدا مى‌ کند.

بعضى نیز گفته‌ اند: «سُبُل» در اینجا معنى مجازى دارد و اشاره به روش ‌هاى دقیقى است که زنبوران براى تهیّه عسل از شیره گل‌ ها به کار مى‌ برند. آنها شیره گل‌ ها را به طرز خاصّى مى‌ مکند و پس از مکیدن به چینه دان خود مى‌ فرستند و در آنجا که حکم یک لابراتوار مواد شیمیائى دارد با تغییر و تحوّل‌ هایى، تبدیل به عسل شده و زنبور آن را از چینه دان باز مى‌ گرداند.
آرى او روش ‌هاى لازم را براى این کار، بااز یک فرمان الهى به خوبى مى ‌داند و دقیقا این راه را مى‌ پیماید. از آنجا که تضادى میان این تفاسیر سه گانه نیست و ظاهرعام است مى‌ توان گفت: همه این مفاهیم را شامل مى ‌شود، و زنبوران با استفاده از شعور خداداد یاغریزى، این طرق پر پیچ و خم را به راحتى پیموده و این روش‌ ها را با مهارت و تسلّط کامل به کار مى‌ گیرند.
در مرحله بعد به اوصاف عسل و فوائد و برکات آن اشاره کرده و مى‌ فرماید: (از درون [چینه دان] آنها، نوشیدنى با رنگهاى مختلف خارج مى شود)؛ «یَخْرُجُ مِنْ بُطُوْنِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ اَلْوانُهُ». تعبیر به «بُطُوْنِ» (جمع «بطن» به معنى شکم) را بعضى بر معنى مجازى حمل کرده‌ اند و گفته‌ اند: به معنى «افواه» (دهان‌ ها) است و گفته ‌اند عسل که همان شیره گل‌ ها است در دهان زنبور ذخیره شده و به کندو منتقل مى‌ شود.(2) در حالى که بعضى گمان مى‌ کنند عسل مدفوع زنبوران عسل است!(3) بعضى نیز آن را از مسائل اسرارآمیزى مى‌ دانند که هنوز براى بشر کشف نشده.(4) ولى همانگونه که در بالا اشاره کردیم تحقیقات دانشمندان نشان مى‌ دهد که هیچ یک از این نظرات درست نیست. بلکه زنبوران عسل شیره گل‌ ها را به درون حفره مخصوص بدن که آن را چینه ‌دان مى‌نامند، فرستاده؛ و بعد از تغییر و تحوّل ‌هایى مجدّدآ از دهان بیرون مى ‌آورند.(5)
تعبیر به «بُطُون» گواه بر این معنى است و از آن روشن ‌تر تعبیر به «کُلى» (بخور) مى ‌باشد. چرا که عرب هرگز نگهداشتن چیزى را در دهان «اکل» نمى‌ گوید واین جمله به برداشتن و برگرفتن نیز یکمجازى است که ضرورتى براى آن به نظر مى ‌رسد.
اما اینکه منظور از الوان مختلف در اینجا چیست باز تفسیرهاى متفاوتى وجود دارد: بعضى آن را به معنى همین رنگ ظاهرى دانسته‌ اند که عسل‌ ها در آن متفاوت ‌اند، بعضى سفید شفّاف، بعضى زرد، بعضى سرخ، و بعضى متمایل به سیاهى است. این تفاوت ممکن است مربوط به تفاوت سن زنبوران و یا منابع گل‌ هایى است که عسل را از آن مى‌ مکند و یا هر دو.

این احتمال نیز داده شده که منظور، تفاوت کیفیت عسل‌ ها باشد. بعضى غلیظ و بعضى رقیق و یا اینکه عسل‌ هاى گل‌ هاى متفاوت آثار و خواص متفاوتى دارد همچنین عسل معمولى با ژله (عسل خاصّى که براى ملکه کندو مى‌ سازند) بسیار متفاوت است. زیرا معروف است که ژله به قدرى از نظر غذائى ارزش دارد که طول عمر ملکه را بسیار زیاد مى‌ کند و اگر انسان بتواند از آن تغذیه نماید اثر عمیقى در طول عمر او دارد.
در بعضى از کشورها مزارعى از گل‌ هاى یکنواخت وجود دارد که کندوهاى مخصوص زنبور عسل را در آن نصب مى‌ کنند و به این ترتیب انواع مختلف عسل که هرکدام از گل مخصوصى گرفته شده است تهیّه مى‌ کنند و علاقمندان مى‌ توانند عسل گل مطلوب خود را خریدارى کنند. به این ترتیب با الوان مختلف دیگرى از عسل روبه رو مى‌ شویم که در مفهوم گسترده و عامممکن است داخل باشد. تعبیر به «شراب» (نوشیدنى) به خاطر آن است که به گفته بعضى از مفسّران در لغت عرب، تعبیر به «اکل» (خوردن) در مورد عسل نمى‌ کنند و همیشه در مورد آن تعبیر به شرب مى‌ شود. (شاید به این دلیل که عسل در آن مناطق رقیق‌ تر است).(6)
سرانجام به تاثیر شفابخش عسل اشاره کرده و مى‌ فرماید: (در آن شفاى خاصى براى مردم است)؛ «فِیْهِ شِفاءٌ لِلنّاسِ». تعبیر به «شفاءٌ» به صورت نکره اشاره به اهمّیّت فوق‌ العاده آن است و چنانکه می دانیم؛ عسل داراى بسیارى از خواص درمانى گل‌ ها و گیاهان روى زمین است و دانشمندان براى آن مخصوصآ در عصر ما، خواص زیادى گفته‌ اند که هم جنبه درمانى را شامل مى‌ شود و هم پیشگیرى از بیمارى‌ ها. عسل در درمان بسیارى از بیمارى ‌ها تاثیرات شگفت‌ انگیزى دارد و این به خاطر انواع ویتامین ‌ها و مواد حیاتى موجود در آن است به طورى که مى‌ توان گفت عسل در خدمت درمان و بهداشت و زیبائى انسان‌ ها است.
در پایانبه سه بخش گذشته (مساله خانه سازى زنبوران، برنامه جمع‌ آورى شیره گل‌ ها و ساختن عسل و خواص درمانى آن) اشاره کرده و مى‌ فرماید: (به یقین در این امر، نشانه روشنى است براى گروهى که فکر مى کنند)؛ «اِنَّ فى ذلِکَ لاَیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُوْنَ». به این ترتیب در تمام مراحل زندگى زنبوران عسل، و فرآورده محصول این حشره باهوش و سخت کوش، نشانه بلکه نشانه‌ هاى علم و قدرت آفریدگار به چشم مى‌ خورد که این چنین پدیده ‌هاى شگرفى را به وجود آورده است.(7)

پی نوشت:

(1). «ذُللا» ممكن است حال براى «سبل» باشد، يا براى «نحل». احتمال اوّل صحيح‌ تر به نظر مى ‌رسد.

(2). مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 ش، چاپ سوم، ج 6، ص 574.

(3). الجامع لأحكام القرآن، قرطبى محمد بن احمد، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1364 ش، چاپ اول، ج 11، ص 135.

(4). در همان تفسير قرطبى، داستانى از ارسطو نقل مى ‌كند كه كندوئى از شيشه درست كرده بود كه چگونگى ساختن عسل را ببيند. ولى زنبور به هنگامى كه مى ‌خواست دست به كارشود شيشه را تار كرد تا راز او فاش نشود. (همان مدرك).

(5). پرورش زنبور عسل، محمد مشيرى، اشرفی، تهران،۱۳۵۲ش، ص 113، و كتاب نظرى به طبيعت و اسرار آن، برتون، لیون، زرین، تهران، ۱۳۶۶ ش، ص 126.

(6). روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، آلوسى سيد محمود، تحقيق: على عبدالبارى عطيه، دارالكتب العلميه، بيروت، 1415 ق، چاپ اول، ج 7، ص 422.

(7). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1386 ش، چاپ نهم، ج 2، ص 379.

تاریخ انتشار: « 1397/05/13 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 397