تعداد «اسماء الحُسنی» در روايات

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

تعداد «اسماء الحُسنی» در روايات

پرسش : در روایات اسلامی چه تعداد از «اسماء الحُسنی» برشمرده شده است؟
پاسخ اجمالی:

در روايات متعدّدى که از طریق اهل بيت(ع) و اهل سنت وارد شده است تعداد اسماءِ حُسنى 99 اسم شمرده شده است. البتّه در بعضى از روايات عدد اسماءِ الهى بيش از اين ذكر شده، و حتّى در بعضى از دعاها مانند دعاى جوشن كبير عدد نام‌هاى مقدّس او به 1000 بالغ شده است، و منافاتى ميان اين روايات نيست؛ زيرا همان گونه كه اشاره كرديم عدد 99 به اسماء و صفاتى اشاره مى كند كه ويژگى و اهميّت بيشترى دارد.

پاسخ تفصیلی:

در روایات متعدّدى که از طرق اهل بیت(علیهم السلام) و اهلرسیده، تعداد «اسماءِ حُسنى» نود و نه شمرده شده است. از جمله در روایت معروفى از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «اِنَّ للّهِ تِسْعَهٌ وَ تِسْعینَ اسماً - مِاهً الاّ واحداً - مَنْ اَحْصاها دَخَلَ الْجَنَّهَ، اِنَّه وَتْرٌ یُحِبُّ الوَتْرَ»(1)؛ (خداوند نود و نه اسم - یکصد الا یک اسم - دارد، هرکس آنها را شمارش کند واردمى شود، خداوند فرد است و فرد را دوست دارد).
در روایت دیگرى درصدوق همین معنا ـ با تفاوت مختصرى از على(علیه السلام) از رسول خدا(صلىعلیه وآله)ـ نقل شده است، پس در شرح آن مى فرماید: «وَ هِىَ اللهُ الالهُ، الْواحِدُ، الاْحَدُ، الصَّمَدُ، الاَّوَّلُ، الآخِرُ، السَّمیعُ، الْقَدیرُ، القاهِرُ، العَلِىُّ، الاْعْلى، اَلْباقى، اَلْبَدیعُ، البارِىءُ، اَلاْکْرَمُ، الظّاهِرُ، اَلْباطِنُ، اَلْحَىُّ، اَلْحَکیمُ، اَلْعَلیمُ، اَلْحَلیمُ، اَلْحَفیظُ، اَلْحَقُّ، اَلْحَسیْبُ، اَلْحَمیدُ، اَلْحَفِىُّ، اَلرَّبُ، اَلرَّحْمانُ، اَلرَّحیمُ، الذّارِىءُ، اَلرّزّاقُ، اَلرّقیبُ، اَلرَّئُوفُ، اَلرّائى، السَّلامُ، الْمُوْمِنُ، اَلْمُهْیمِنُ، اَلْعَزَیزُ، اَلْجَبّارُ، اَلْمُتَکَبِّرُ، اَلسَّیِدُ، اَلسُّبُوحُ، الشَّهیْدُ، الصّادِقُ، اَلصَانِعُ، اَلطّاهِرُ، اَلْعَدْلُ، اَلْعَفُوُّ، اَلْغَفُوْرُ، اَلْغَنِىُّ، الغِیاثُ، اَلْفاطِرُ، اَلْفَرْدُ، اَلْفَتّاحُ، اَلْفالِقُ، اَلْقَدیمُ، اَلْمَلِکُ، اَلْقُدُّوسُ، اَلْقَوِىُّ، اَلْغَریبُ، اَلْقَیُّومُ، اَلْقابِضُ، اَلْباسِطُ ، قاضِىُ الْحاجاتِ، اَلْمَجیدُ، اَلْمَولى، اَلْمَنّانُ، اَلْمُحیطُ، اَلْمُبینُ، اَلْمُقیتُ، اَلْمُصَوِّرُ، اَلْکَریمُ، اَلْکَبیرُ، اَلْکافِىُ، کاشِفُ الضُّرِّ، اَلْوِتْرُ، اَلنُّورُ، اَلْوَهّابُ، اَلنّاصِرُ، الْواسِعُ، اَلْوَدُوْدُ، اَلْهادِى، الوقى، الوکیل، اَلْوارِثُ، اَلْبَّرُّ، اَلْباعِثُ، اَلتَّوابُ، اَلْجَلیلُ، اَلْجوادُ، اَلْخَبیرُ، اَلْخالِقُ، خَیْرُ النّاصِرِینَ، اَلدّیانُ، اَلشَّکُوْرُ، اَلْعَظیمُ، اَللَّطیفُ، اَلشّافى».(2)
نکته مهمّى که توجه به آن در اینجا لازم است این که منظور از «احصاءِ» و شمارش اسماءِ حسنى تنها به این معنا نیست که هرکس این نود و نه اسم را بر زبان جارى سازد بدون گفتگو واردمى شود؛ بلکه منظور این است که به محتواى این اسماءو معرفت داشته باشد، ورا به این اوصاف بشناسد، و علاوه بر معرفت، متخلّق به این اوصاف الهى نیز گردد. یعنى شعاعى از علم و قدرت و رحمت و رافت الهى و غیر این صفات در وجود او پرتو افکن گردد؛ چراکه لازمهبه این اوصاف کمالیّه چنین بازتاب و تخلّقى است.
در روایت دیگرى که درصدوق از امام على ابن موسى الرضا(علیه السلام) از پدرانشان از على(علیه السلام) نقل شده، مى فرماید: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه‏): لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَهٌ وَ تِسْعُونَ اسْماً مَنْ دَعَا اللَّهَ بِهَا اسْتَجَابَ لَهُ وَ مَنْ اَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّهَ»(3)؛ (خداوند نود و نه اسم دارد که هرکسرا به آن بخواند دعاى او را مستجاب مى کند، و هرکس آنها را شمارش کند داخلمى شود). مرحوم صدوق بعد از ذکر این روایت مى‌ گوید: «منظور از احصا کردن، همان احاطه به آنها و آگاهى از معانى ایناست؛ و معنى احصا تنها شمارش آنها نیست».
البتّه در بعضى از روایات عدد اسماءِ الهى بیش از این ذکر شده، و حتّى در بعضى از دعاها مانند دعاىعدد نام‌ هاى مقدّس او به یک هزار بالغ شده است، و منافاتى میان این روایات نیست؛ زیرا همان گونه که اشاره کردیم عدد نود و نه بهو صفاتى اشاره مى‌ کند که ویژگى و اهمیّت بیشترى دارد. مرحوم صدوق شرح مفصّلى در کتابدراین نام هاى نود و نه گانه ذکر کرده است.(4)

پی نوشت:

(1). اين روايت در الدر المنثور فى تفسير المأثور، سيوطى، جلال الدين، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، قم، 1404 ق، ج ‏3، ص 148، قوله تعالى و لله الأسماء الحسنى فادعوه بها؛ صحيح البخاري، أبو عبدالله البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل، تحقيق: ديب البغا، مصطفى، دار ابن كثير، اليمامة، بيروت، 1407 ق– 1987م، الطبعة الثالثة، ج 2، ص 981؛ الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، أبو الحسين القشيري النيسابوري، مسلم بن الحجاج، تحقيق: عبد الباقي، محمد فؤاد، دار إحياء التراث العربي، بيروت، بی تا، ج 2، ص 2062؛ مسند أحمد بن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني، المحقق: النوري، السيد أبو المعاطي، عالم الكتب، بيروت، 1419ق ـ 1998 م، الطبعة الأولى، ج 2، ص 258؛ الجامع الصحيح سنن الترمذي، الترمذي السلمي، محمد بن عيسى أبو عيسى، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، دار إحياء التراث العربي، بيروت، بی تا، ج 5، ص 350؛ كتب متعدّد معروف ديگرى نقل شده است.

(2). التوحيد، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: حسينى، هاشم‏، جامعه مدرسين‏، ايران، قم‏، 1398 ق، چاپ اول‏، ص 194، 29 «باب أسماء الله تعالى و الفرق بين معانيها و بين معاني أسماء المخلوقين»، ح 8، توجّه به اين نكته لازم است كه نام هايى كه در حديث فوق آمده يكصد نام است و از آنجا كه «الله» كه جامع همه اين صفات است به حساب نيامده، مجموع اسماءِ حُسنى 99، قسم شمرده شده است. بعضى نيز گفته اند «الرائى» نسخه بدل «الرئوف» است.

(3). همان، ص 195، 29 «باب أسماء الله تعالى و الفرق بين معانيها و بين معاني أسماء المخلوقين»، ح 9.

(4). پيام قرآن‏، مكارم شيرازى، ناصر، با همکاری جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 ش، چاپ نهم، ج 4، ص 42.

تاریخ انتشار: « 1397/05/17 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 27