منظور از «علم و دانایی» خداوند؟!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

منظور از «علم و دانایی» خداوند؟!

پرسش : منظور از «علم و دانایی» خداوند چیست؟
پاسخ اجمالی:

از مهمترين اوصاف خدا مسأله «علم» اوست كه تمام عالم هستى را شامل مى شود. هيچ ذرهّ اى در اين عالم پهناور از علم نامحدود او پنهان نيست و هر قطره بارانى كه فرو مى افتد، هر غنچه اى كه بر درخت مى شكفد، هر دانه اى كه در دل زمين نهفته است، هر موجود زنده اى كه در اعماق درياهاى ژرف و تاريك حركت مى كند، هر شهابى كه در اين آسمان پهناور روشن و خاموش مى گردد و ... همه در برابر علم او آشكار است؛ تا جائي كه قرآن در سوره «بقره» مى فرمايد: «بدانيد خداوند از هر چيزى [حتّى از نيّت هاى شما] آگاه است».

پاسخ تفصیلی:

یکى از مهمترین اوصاف پروردگار مساله علم و دانائى او است که تمام عالم هستى و ذات پاک خودش را شامل مى شود، و ذرهّ اى در این عالمِ پهناور از علم نامحدود او پوشیده و پنهان نیست. هر قطره بارانى که فرو مى افتد، هر غنچه اى که بر درخت مى شکفد، هر دانه اى که در دل زمین نهفته است، هر موجود زنده اى که در اعماق دریاهاى ژرف و تاریک حرکت مى کند، هر شهابى که در این آسمان پهناور روشن و خاموش مى گردد، هر موجى که بر صفحه اقیانوس ها ظاهر مى شود، هر نطفه اى که در ظلمتکده رحم منعقد مى شود، و سرانجام هر اندیشه اى که از فکر انسانى خطور مى کند، همه در برابر علم و دانش او روشن و آشکار است. آگاهى او بر ازل و ابد یکسان، و احاطه علمى او به میلیون ها سال گذشته و آینده همچون آگاهى او از امروز است؛ و اصولا با حضور او در هر مکان و هر زمان، دور و نزدیک، آینده و گذشته و حال براى او مفهومى ندارد، و همه یکسان است.
این حقیقتى است که از مجموعه آیاتمجید به دست مى‌ آید و تفکر در آن بازتاب گسترد ه‌اى در عقائد و اعمال ما دارد. خداوند دربقره در یک تعبیر کوتاه و پرمعنا، آگاهىرا نسبت به همه چیز بدون استثناء بیان کرده و مى فرماید: (و بدانید خداوند از هر چیزى [حتّى از نیّت‌هاى شما] آگاه است)؛ «وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ». این تعبیر که بیش از ده بار در سوره‌هاى مختلفمجید با همین عبارت، یا شبیه آن، تکرار و تاکید شده، به عنوان یککلّى قرآنى در معرفى صفت علم خداوند قابل توجّه است.
درمورد بحث این جمله بعد از ذکر قسمتى از حقوق زنان و احکام الهى در این زمینه آمده است، و به کسانى که نیّت سوء استفاده از قوانین الهى را در دل مى پرورانند هشدار مى دهد. در آیات دیگرنیز این جمله بعد از بیان لزوم تقوا، یا احکام دیگر، یا ذکر بعضى از اوصاف حق، و مانند آن آمده است، اینها از یک سو بیانگر این حقیقت است که اگر خداوند احکامى مقرّر داشته همه از روىو مصالح و فلسفه هایى بوده، و از سوى دیگر هشدارى است به تمام متخلّفان که خداوند از اعمال، و همچنین نیّات آنها آگاه است، و تاثیر تربیتى چنین اعتقادى براى انسان ناگفته پیدا است. کسى که مى داند فرمان از سوى کسى صادر شده است که از همه اسرار وجود و نیازهاى انسان باخبر است، و نیز مى داند کسى مراقب او است که از همه چیز آگاه است؛ مسلّماً چنین انسانى اجازه تخلّف به خود نمى دهد.
درآل‌عمران، سخن از آگاهى خداوند نسبت به نیّات انسان ها، و اسرار تمام موجودات جهان هستى است؛ مى فرماید: (بگو: اگر آنچه را در سینه‌ هاى شما است، پنهان دارید یا آشکار کنید، خداوند آن را مى داند)؛ «قُلْ اِن تُخْفُوا مَا فِی صُدُورِکُمْ اَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللَّهُ». (و [نیز] از آنچه در آسمانها و زمین است، آگاه مى باشد)؛ «وَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْاَرْضِ». ایننیز هشدارى است به انسان‌ ها که با بهانه جوئى ها ـ مانند بهانه تقیّه که درقبل از آن آمده است ـ شانه از زیر بار وظائف و مسئولیت‌ هاى خود خالى نکنند؛ چرا که طرف حساب آنها کسى است که نه فقط اسرار نهفته دل‌ ها را مى داند؛ بلکه از تمام اسرار آسمان و زمین باخبر است.
همین معنی در284بقره نیز آمده است؛ منتهی در آنجا مى فرماید: (اگر آنچه را در دل هایتان دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را مطابق آن، محاسبه مى کند)؛ «وَاِن تُبْدُوا مَا فِی اَنفُسِکُمْ اَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُم بِهِ اللَّهُ». مسلّم است محاسبه، فرع بر علم و آگاهى است، و تعبیر «صُدُوْر»؛ (سینه ها) درقبل به معناى نفوس است، به قرینه این آیه، و از آنجا که قلب در سینه نهفته شده، و حرکات این قلب رابطه نزدیکى با بقاءِ حیات انسان دارد و علاوه بر این، هرگونه تغییرى در روح انسان تاثیرى در همین قلب مى گذارد. در آیاتمجید «قلب» به معنى روح و جان به کار رفته است.

به تعبیر دیگر هرگونه احساس روحى به انسان دست مى دهد؛ مانند: عشق و تنّفر، حب و بغض، شادى و غم، ترس و وحشت، آرامش و آسودگىِ خاطر، کتمان و اظهار، نخستین بازتاب آن از نظر جسمى در قلب او خواهد بود، و ضربان قلب و فشار و آرامشِ قلب بازگو کننده آن پدیده روحى در جسم انسان است. وگرنه مسلّم است نه قلب مرکز احساسات روحى است، و نه سینه، و نه حتّى مغز؛ همه این امور مربوط به روح انسان است که در ماوراى این اعضاء قرار گرفته و لذا گفته اند: قلب، گاه به معناى عقل است.(1)،(2)

تاریخ انتشار: « 1397/05/17 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 10