صفات سلبی خداوند از زبان امام علي(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

صفات سلبی خداوند از زبان امام علي(ع)

پرسش : امام علی(علیه السلام) در182 «نهج البلاغه» به کدام صفات سلبیاشاره نموده است؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) در بیان صفات سلبی خداوند می فرماید: «با فكر و عقل ژرف انديش درك نمى شود و هيچ گاه عطا و بخشش، از دارايى او نمى كاهد، نه با چشم مى بيند [زيرا جسم نيست] و نه در مكانى محدود مى شود [چون محدوديت مكانى، از ويژگى هاى اجسام است]، نه همتا و همسری دارد و نه در آفرينش نياز به وسيله اى دارد، ...». بر اساس سخن امام(ع)، خداوند از همه اين امور منزّه است و اینها همه از نامتناهى بودن ذات پاكش سرچشمه مى گيرند.

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در بخشی از182 «نهج البلاغه» اشاره به یازده صفت از صفات سلبیه مى کند که همه آنها از نامتناهى بودن ذات پاک خداوند سرچشمه مى گیرند.
در جمله اوّل و دوم مى فرماید: «لَا یُدْرَکُ بِوَهْمٍ، وَ لَا یُقَدَّرُ بِفَهْمٍ»؛ (نه با فکر و عقل ژرف اندیش درک مى شود و نه با نیروى فهم، اندازه اى برایش مى توان تعیین کرد).
بعضى از شارحاندرباره تفاوت این دو جمله گفته اند: «وهم» اشاره به نیروى درک جزئیات است و «فهم» اشاره به درک کلیّات. این احتمال نیز وجود دارد که «وهم» اشاره به قوّه تخمین و فرض باشد و «فهم» اشاره به درک و یقین؛ یعنى نه از راه علم و نه از راه ظنّ و گمان نمى توان به او رسید.
علاوه بر این، جمله اوّل اشاره به درکوجود او و جمله دوم اشاره به اندازه گیرى ذات پاک اوست و چون بى نهایت است نه در وهم مى گنجد و نه با عقل اندازه گیرى مى شود.
و در سومین و چهارمین وصف سلبى مى فرماید: «وَ لَا یَشْغَلُهُ سَائِلٌ، وَ لَا یَنْقُصُهُ نَائِلٌ(1)»؛ (هیچ درخواست کننده اى او را [از دیگرى] به خود مشغول نمى سازد و هیچ گاه عطا و بخشش، از دارایى او نمى کاهد).
انسان هر قدر باهوش و زیرک باشد، هنگامى که یک یا چند نفر درباره مطلب مهمى با او روبه رو بشوند نمى تواند مطلب دیگران را درک کند و پرداختن به شخصى او را از دیگرى باز مى دارد؛ زیرا وجودى است محدود و متناهى؛ ولى ذات پاک خداوند آن چنان است که اگر تمام مخلوقات در آنِ واحد، دست به درگاه او بردارند و حاجات خود را طلب کنند او صداى همه را مى شنود و از نیّات همه باخبر است و هیچ سائلى او را از دیگرى به خود مشغول نمى سازد.
همچنین اگر همه بندگان به درگاه او آیند و هر چه مى خواهند از او بخواهند و خواسته هاى همه آنها را یکجا بدهد کمترین نقصانى در ملک او حاصل نمى شود و به تعبیر روایت همه آنها روى هم رفته به منزله رطوبتى هستند که در یک نخ از ملاقات با آب دریا جاى مى گیرد(2)، که کمترین اثرى در وضع آن دریا نمى گذارد، بلکه از آن هم کمتر است؛ زیرا او خلّاق ما یشاء و چشمه جوشان فیض است.
سپس در بیان پنجمین و ششمین وصف پروردگار مى فرماید: «وَ لَا یَنْظُرُ بِعَیْنٍ، وَ لَا یُحَدُّ بِاَیْنٍ(3)»؛ (خداوند نه با چشم مى بیند [؛ زیرا جسم نیست] و نه در مکانى محدود مى شود [؛ چون محدودیت مکانى از ویژگى هاى اجسام است]).
آرى! او همه چیز و همه جا را مى بیند و همه عالم محضر اوست؛ در عین حال نه چشم دارد نه مکان، زیرا برتر از زمان و مکان و عوارض جسمانى است.
حضرت در هفتمین و هشتمین وصف مى فرماید: «وَ لَا یُوصَفُ بِالْاَزْوَاجِ(4)، وَ لَا یَخْلُقُ بِعَلَاجٍ»؛ (نه همتا و همسر و شبیه و مانندى براى او بیان مى شود و نه در آفرینش نیاز به وسیله اى دارد).
براى «ازواج» جمع «زوج» معانى زیادى ذکر کرده اند؛ مثل: همتا، همسر، شبیه، مانند، ضدّ و ترکیب. و مانعى ندارد که همه این مفاهیم در جمله بالا جمع باشد؛ یعنى خداوند از همه این امور منزّه است. جمله «لَا یَخْلُقُ بِعَلَاجٍ» اشاره به این است که انسان ها و مانند آنها اگر بخواهند چیزى بیافرینند ـ یا به تعبیر صحیح تر ـ هیات تازه اى از ترکیب اشیاء بوجود آورند ناگزیر از وسایل و ابزارى استفاده مى کنند که گاهى ساده و گاهى بسیار پیچیده است. تنها آفریننده اى که هیچ گونه نیازى به ابزار و ادوات ندارد ذات پاک پروردگار است(5)، بلکه همان گونه کهمجید مى گوید: «اِنَّمَا اَمْرُهُ اِذَا اَرَادَ شَیْئاً اَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»(6)؛ (فرمان او چنین است که هرگاه چیزى را اراده کند، تنها به آن مى گوید: موجود باش! آن نیز بى درنگ موجود مى شود).
در نهمین و دهمین وصف از اوصاف سلبیه خداوند مى فرماید: «وَ لَا یُدْرَکُ بِالْحَوَاسِّ، وَ لَا یُقَاسُ بِالنَّاسِ»؛ (با حواس درک نمى شود و با مردم مقایسه نمى گردد).
مى دانیم که قلمرو حواسِ انسان، اجسام مادى است، بنابراین ذات پاکى که مافوق جهان ماده است جز با عقل و اندیشه درک نمى شود و آنها که معتقدند خداوند در دنیا وبا این چشم دیده مى شود سخت دچار اشتباه و آلوده به شرکند. جمله «لَا یُقَاسُ بِالنَّاسِ» بیانگر یککلّى درباره صفات خداست که در هیچ مورد نباید صفات او را با صفات مخلوق مقایسه کرد که سبب گمراهى و ضلالت است و این همان است که دراوّلآمده است: «وَ کَمالُ الْاِخْلَاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ»؛ (همانا نهایت اخلاص و توحیدِ پروردگار، آن است که صفات مخلوقین را از او نفى کنند).
سرانجام در بیان آخرین وصف چنین مى فرماید: «اَلَّذِی کَلَّمَ مُوسَى تَکْلِیماً، وَ اَرَاهُ مِنْ آیَاتِهِ عَظِیماً؛ بِلَا جَوَارِحَ وَ لَا اَدَوَاتٍ، وَ لَا نُطْقٍ وَ لَا لَهَوَاتٍ(7)»؛ (او همان کسى است که با موسى سخن گفت و آیات بزرگش را به او نشان داد بى آنکه نیاز به اعضا و ابزار و زبان و حنجره داشته باشد).
چون در گذشته صفات مختلفى از صفات مخلوقین نقل کرد، هر چند نتیجه آن را در عالى ترین وجه براىاثبات نمود در اینجا نیز به مسئله تکلّم و سخن گفتن مى پردازد و مى فرماید: «خدا با موسى سخن گفت؛ ولى نه مثل انسان ها که با زبان، دهان و تارهاى صوتى مخارج حروف را تنظیم کند و کلمات را به وجود آورده؛ بلکه او امواج صوتى را در فضا آفرید و از این طریق با موسى سخن گفت و موسى سخنرا از شش جهت مى شنید که این خود از آیات عظیم پروردگار بود، بى آنکه نیاز به جوارح و اعضاى صوتى داشته باشد».(8)

پی نوشت:

(1). «نائل» هم معناى اسم فاعلى دارد و هم معناى مصدرى (مساوى نيل بر وزن سيل) به معناى عطا و بخشش يا طلب كننده بخشش است و در اينجا هر دو معنا مناسب است.

(2). در حديث قدسى آمده است: «يا عِبادى لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَ آخِرَكُمْ وَ إنْسَكُمْ وَ جِنَّكُمْ قامُوا فى صَعيدٍ واحِدٍ فَسَأَلُونى فَأَعْطَيْتُ كُلَّ إنْسانٍ مَسْأَلَتَهُ ما نَقَصَ ذلِكَ مِمّا عِنْدى شَيْئاً إلّا كَما يَنْقُصُ الْمَخيطُ إذا دَخَلَ الْبَحْرَ» (الجامع الصحيح المسمى بصحيح مسلم، القشيري النيسابوري، مسلم بن الحجاج، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، بی تا، ج 4، ص 1994).

(3). «أين» به معناى مكان است.

(4). «ازواج» جمع «زوج» معناى وسيعى دارد و شامل هر گونه نظير و قرين و همانند مى شود.

(5). توجّه داشته باشيد كه در متن نهج البلاغه صبحى صالح، «يَخْلُقُ» به صورت فعل مجهول ذكر شده كه هيچ مفهوم صحيحى براى آن به نظر نمى رسد در حالى كه اكثريت قريب به اتّفاق شارحان بزرگ؛ مانند مرحوم ابن ميثم، مغنيه، عبده، تسترى، خويى، جعفرى و ... همه به صورت فعل معلوم نوشته اند و حق نيز همين است و در جمله قبل «وَ لَا يَنْظُرُ بِعَيْنٍ» گرچه به صورت معلوم مفهوم مناسبى دارد؛ ولى اگر به صورت مجهول باشد با جمله بعد هماهنگ تر است.

(6). سوره يس، آيه 82.

(7). «لهوات» جمع «لهات» به معناى قطعه گوشت كوچكى است كه در آخر سقف دهان قرار دارد و به آن زبان كوچك مى گويند، ولى در خطبه به نظر مى رسد به قرينه مجاورت به معناى حنجره باشد.

(8). گردآوری از کتاب: پيام امام امير المؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 7، ص 49.

تاریخ انتشار: « 1397/07/12 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 28