یاد «شهدای صفّین» در کلام امام علی(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

یاد «شهدای صفّین» در کلام امام علی(ع)

پرسش : امام علی(علیه السلام) چگونه از «شهدای صفّین» یاد می نماید؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) در مورد یاد «شهدای صفّین» می فرمايد: «كجايند برادران من؟ همان ها كه در مسير صحيح گام نهادند و در راه حق پيش رفتند، كجاست عمار؟ كجاست ابن تيّهان؟ و كجاست ذوالشهادتين؟ كجايند مانند آنان از برادرانشان كه پيمان بر جانبازى بستند و سرانجام سرهايشان براى فاجران و فاسقان فرستاده شد، آه بر برادرانم؛ همان ها كه قرآن را تلاوت مى نمودند و به كار مى بستند، در فرايض الهى دقّت مى كردند و آنها را به پا مى داشتند، سنّت ها را زنده كرده و بدعت ها را ميراندند، بسوى جهاد دعوت شدند و مشتاقانه پذيرفتند، به رهبر خود اطمينان داشتند و از او پيروى كردند».

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در بخشی از182 «نهج البلاغه» از شهیدان بزرگوارى که در «صفّین» شربت شهادت نوشیدند و جاى آنها در میان اصحابش خالى است یاد مى کند و مى فرماید: (کجایند برادران من؟ همان ها که در مسیر صحیح گام نهادند و در راه حق پیش رفتند)؛ «اَیْنَ اِخْوَانِی الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّریِقَ، وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ؟».
سپس روى چند نفر از این پیشتازان ایثار و شهادت و آگاهى و معرفت، انگشت مى نهد و مى فرماید: (کجاست عمار؟ کجاست ابن تیّهان؟ و کجاست ذوالشهادتین؟ [سه نفر از بزرگان اصحاب حضرت علی(علیه السلام])؛ «اَیْنَ عَمَّارٌ؟ وَ اَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ؟ وَ اَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ؟». آنگاه به صورت کلى و عام از همه آنها چنین یاد مى کند: (کجایند مانند آنان از برادرانشان که پیمان بر جانبازى بستند و سرانجام سرهایشان براى فاجران و فاسقان فرستاده شد)؛ «وَ اَیْنَ نُظَرَاوُهُمْ مِنْ اِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِیَّهِ، وَ اُبْرِدَ(1) بِرُوُوسِهِمْ اِلَى الْفَجَرَهِ!».
اشاره به ده ها نفر از صحابیان بزرگوار پیامبر(صلىعلیه وآله) است که همراه امام علی(علیه السلام) در صفّین بودند و شربت شهادت نوشیدند و جنایتکاران لشکر معاویه، سرهاى آنها را جدا کردند و براىبردند.(2)
در اینجا خاطره آنان سبب شد که امام(علیه السلام) حالت تاثّر شدیدى پیدا کند آن گونه که راوى این(نوف بکالى) مى گوید: آنگاه امام(علیه السلام) دست به محاسن شریف خود زد و مدت طولانى گریست و فرمود: (آه بر برادرانم؛ همان ها کهرامى نمودند و به کار مى بستند، در فرایض الهى دقّت مى کردند و آنها را به پا مى داشتند، سنّت ها را زنده کرده وها را میراندند، بسوىدعوت شدند و مشتاقانه پذیرفتند، به رهبر خود اطمینان داشتند و از او پیروى کردند)؛ «قالَ: ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلى لِحْیَتِهِ الشَّریفَهِ الْکَریمَهِ، فَاَطالَ الْبُکاءَ، ثُمَّ قالَ(علیه السلام): اَوِّهِ(3) عَلَى اِخْوَانِی الَّذِینَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَاَحْکَمُوهُ، وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَاَقَامُوهُ، اَحْیَوُا السُّنَّهَ وَ اَمَاتُوا الْبِدْعَهَ. دُعُوا لِلْجِهَادِ فَاَجَابُوا، وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ».
این اوصاف شش گانه حکایت از عظمت مقام آنان در علم و عمل در پاسدارى دین و درو اطاعت از پیشوا و رهبر الهى مى کند. هم ازآگاهى داشتند و آن را مو به مو در مورد زندگى اجرا مى کردند، هم از واجبات بابودند و به آن عمل مى کردند هم پاسدارى از سنّت ها و مبارزه باها داشتند و به هنگام جهاد، اهل ایثار و فداکارى بودند.(4)

پی نوشت:

(1). «أبرد» از ريشه «برود» و «برودت» به معناى سرد شدن است و در مورد كسى كه آخر روز وارد محلى مى شود، اين واژه به كار مى رود؛ و نيز هنگامى كه نامه و يا چيزى را با پيك مخصوص از جايى به جايى مى فرستند واژه ابراد اطلاق مى شود و «بريد» در زمان ما به اداره پست اطلاق مى شود.

(2). «ابن عبدالبرّ» از «عبدالرحمن بن أبزى» نقل مى كند: «سيصد تن از كسانى كه در بيعت رضوان با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بيعت كردند، در جنگ صفين در ركاب امام على(عليه السلام) شركت داشتند و از آن ميان شصت و سه تن به شهادت رسيدند كه يكى از آنان عمار ياسر است». (الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، ابن عبد البر، يوسف بن عبد الله بن محمد، تحقيق: البجاوى، على محمد، دار الجيل، بيروت، 1412 قمری / 1992 میلادی، الطبعة: الأولى، ج ‏3، ص 1138).

(3). «اوّه» اين واژه آنگاه كه به سكون واو قرائت مى شود كلمه اى است كه به هنگام شكايت و اظهار درد گفته مى شود و معادل آن در فارسى «آه» است.

(4). گردآوری از کتاب: پيام امام امير المؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 7، ص 80.

تاریخ انتشار: « 1397/07/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 21