«ناطق» و «صامت» بودن قرآن

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

«ناطق» و «صامت» بودن قرآن

پرسش : چرا امام علی(علیه السلام) «قرآن» را «ناطق» و «صامت» می داند؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) در ارتباط با «قرآن» می فرماید: «قرآن خاموش است و گويا»، و در کلامی دیگر می فرماید: «اين قرآن خطوطى است كه با زبان سخن نمى گويد و نيازمند به ترجمان است»، در حقیقت این دو تعبیر منافاتی با یکدیگر ندارند؛ زیرا مراد از ناطق بودن قرآن اين است كه با لسان عربى مبين احكام را بيان كرده، اما برای كسانى كه از روى لجاجت پيام قرآن را نمى شنوند صامت و نیازمند ترجمان است.

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در بخشی از183 «نهج البلاغه» می فرماید: «قرآن خاموش است و گویا»، این در حالى است که در125 در داستان حَکَمین چنین فرمود: «هذَا الْقُرْآنُ اِنَّما هُوَ خَطٌّ مَسْتُورٌ بَیْنَ الدَّفَّتَیْنِ لَا یَنْطِقُ بِلِسانٍ وَ لَابُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمانٍ، وَ اِنَّما یَنْطِقُ عَنْهُ الرِّجَالُ»؛ (این قرآن، خطوطى است که در میان دو جلد مستور و پنهان شده است با زبان سخن نمى گوید و نیازمند به ترجمان است و تنها انسان ها مى توانند از آن سخن بگویند)، قریب به این معنا در158 نیز آمده است.
آیا این دو تعبیر با هم منافات ندارد؟ پاسخ این است که منظور از ناطق بودناین است که با لسان عربى مبین احکامرا بیان کرده است. هر کسى آماده پذیرش باشد او را به سوى خود فرا مى خواند و به خیر و سعادت هدایت مى کند، بنابراین براى حق طلبان کاملا گویاست؛ ولى کسانى که از روى تعصّب و لجاج به نزاع برخاسته اند پیامرا نمى شنوند و اگر بشنوند باز هم نشنیده مى انگارند. براى این افراد باید قاضى و حَکَم عادلى باشد که پیامرا به آنها برساند و اتمام حجت کند. مثلا در داستان جنگ صفّین،پیام روشنى داشت و مى فرمود: «فَاِنْ بَغَتْ اِحْدَاهُمَا عَلَى الاُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتّى تَفِىءَ اِلَى اَمْرِ اللهِ»(1)؛ (اگر یکى از آن دو بر دیگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمانباز گردد). بر همه واضح بود که حضرت علی(علیه السلام) اضافه بر اینکه از سوىبهپیامبر(صلیعلیه وآله) منصوب شده بود، از سوى قاطبه مومنان و اکثریت قریب به اتّفاق مهاجر ونیز براىپذیرفته شده بود وو لشکر شام، یاغیان و طاغیانی بودند که مى خواستند خود را بر مسلمین تحمیل کنند؛ ولى چون در برابر حکملجاجت و سرسختى نشان مى دادند لازم بود کسى به عنوان حَکَم آنها را به سوى حق رهنمون شود، هر چند متاسفانه حکمیّت در مسیر صحیحى قرار نگرفت و نتیجه مطلوبى نداد.(2)

تاریخ انتشار: « 1397/07/15 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 23