ناپايدارى «دنيا» و فناى آن از زبان امام علي(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ناپايدارى «دنيا» و فناى آن از زبان امام علي(ع)

پرسش : امام علی(علیه السلام) در182 «نهج البلاغه» چگونه ناپایدارى «دنیا» و فناى آن را به تصویر می کشد؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) در مورد ناپايدارى «دنيا» و فناى آن می فرماید: «اگر كسى راهى به سوى بقا و يا جلوگيرى از مرگ پيدا مى كرد چنين كسى به يقين سليمان پیامبر(ع) بود، در قرون گذشته براى شما عبرت فراوانى است؛ كجايند فرعون ها و فرزندانشان؟ و كجا هستند صاحبان شهرهاى رسّ؟ همان ها كه پيامبران را كشتند و چراغ پرفروغ سنّت هاى فرستادگان خدا را خاموش كردند و سنّت هاى جبّاران را زنده ساختند؛ كجايند آنها كه لشكرهاى گران به راه انداختند و هزاران نفر را شكست دادند و متوارى ساختند، همان ها كه سپاهيان فراوان گرد آوردند و شهرهاى بسيار بنا نهادند».

پاسخ تفصیلی:

از آنجا که بى تقوایى ها و انواع گناهان از حُبّ دنیا سرچشمه مى گیرد، امام علی(علیه السلام) در بخشی از182 «نهج البلاغه» به ناپایدارى «دنیا» و فناى آن مى پردازد و بخصوص انگشت روى یک مصداق روشن آن مى گذارد و مى فرماید: (اگر کسى راهى به سوى بقا و جاودانگى یا جلوگیرى از مرگ پیدا مى کرد چنین کسى به یقین سلیمان بن داود(علیه السلام) بود؛ همان که خداوند حکومت بر جنّ و انس را مسخّر وى ساخت؛ افزون بر [مقام] نبوّت و مقام قرب پروردگار)؛ «فَلَوْ اَنَّ اَحَداً یَجِدُ اِلَى الْبَقَاءِ سُلَّماً، اَوْ لِدَفْعِ الْمَوْتِ سَبِیلاً، لَکَانَ ذلِکَ سُلَیْمَانُ بْنُ دَاوُودَ(علیه السلام)، الَّذِی سُخِّرَ لَهُ مُلْکُ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ، مَعَ النُّبُوَّهِ وَ عَظِیمِ الزُّلْفَهِ(1)».
آرى سلیمان(علیه السلام) با آن همه جلال و جبروت، قدرت و عزّت و کرّ و فرّ، هرگز نتوانست راه را بر مرگ ببندد و درست در موعد مقرّر بدون اندک تاخیرى چشم از جهان فرو بست. از همین رو امام(علیه السلام) در ادامه سخن مى فرماید: (ولى آنگاه که آخرین روزیش را برگرفت و مدّت زندگانیش را کامل ساخت کمان هاى فنا تیرهاى مرگ را به سوى او پرتاب کردند و دار و دیار از او خالى گشت و مَسکن ها [و قصرها] ىِ او بى صاحب ماند و گروهى دیگر آن را به ارث بردند [و در آنها ساکن گشتند])؛ «فَلَمَّا اسْتَوْفَى طُعْمَتَهُ، و َاسْتَکْمَلَ مُدَّتَهُ، رَمَتْهُ قِسِیُّ(2) الْفَنَاءِ بِنِبَالِ(3) الْمَوْتِ، وَ اَصْبَحَتِ الدِّیَارُ مِنْهُ خَالِیَهً، وَ الْمَسَاکِنُ مُعَطَّلَهً، وَ وَرِثَهَا قَوْمٌ آخَرُونَ».
چه تشبیه گویایى! امام(علیه السلام) قانون فنا را به کمان هایى تشبیه کرده که تیرهاى آن مرگ است؛ این کمان ها همگان را نشانه گیرى کرده اند و منتظرند آخرین لقمه روزى را بخورند و آخرین دقیقه عمر را به پایان ببرند؛ بلافاصله تیرها رها شده و به اهداف خود اصابت مى کنند؛ خواه این هدف مورچه ضعیفى باشد یا سلیمانِبر انس و جنّ و وحش و طیور.
عجب اینکه قانون فنا و مرگ از قوانینى است که هیچ گونه استثناء در آن راه ندارد؛ خوبان و بدان، انبیاء و اولیاء، اشقیاء و ظالمان، اقویا و ضعفا، همه و همه را در بر مى گیرد و به هیچ کس رحم نمى کند و لحظه اى مهلت نمى دهد؛ «فَاِذَا جَاءَ اَجَلُهُمْ لَا یَسْتَاْخِرُونَ سَاعَهً وَ لَا یَسْتَقْدِمُونَ».(4)
سپس امام(علیه السلام) در نتیجه گیرى، مى فرماید: (در قرون گذشته براى شما درس هاى عبرت فراوانى است. کجا هستند «عمالقه» و فرزندان عمالقه؟! کجایند فرعون ها و فرزندانشان؟ و کجا هستند صاحبان شهرهاى «رسّ»؟؛ همان ها که پیامبران را کشتند و چراغ پرفروغ سنّت هاى فرستادگانرا خاموش کردند و سنّت هاى جبّاران را زنده ساختند؛ کجایند آنها که لشکرهاى گران به راه انداختند و هزاران نفر را شکست دادند و متوارى ساختند، همان ها که سپاهیان فراوان گرد آوردند و شهرهاى بسیار بنا نهادند)؛ «وَ اِنَّ لَکُمْ فِی الْقُرُونِ السَّالِفَهِ لَعِبْرَهً! اَیْنَ الْعَمَالِقَهُ وَ اَبْنَاءُ الْعَمَالِقَهِ! اَیْنَ الْفَرَاعِنَهُ وَ اَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَهِ! اَیْنَ اَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِینَ قَتَلُوا النَّبِیِّینَ، وَ اَطْفَوُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِینَ، وَ اَحْیَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِینَ! اَیْنَ الَّذِینَ سَارُوا بِالْجُیُوشِ، وَ هَزَمُوا(5) بِالْاُلُوفِ، وَ عَسْکَرُوا الْعَسَاکِرَ، وَ مَدَّنُوا الْمَدَائِنَ!».
امام(علیه السلام) در این عبارات پرمعنا و تکان دهنده بعد از اشاره به مرگ عبرت انگیز سلیمان(علیه السلام)، نظرى به پهنه تاریخ پیشین بشریّت افکنده و از قدرتمندانى که در زمان خود بر کشورها با جلال و جبروت حکومت مى کردند و امروز جز مشتى خاک از آنها باقى نمانده، یاد مى کند بخصوص روى چند گروه از آنها انگشت مى نهد:
نخست به «عمالقه» اشاره مى کند که از فرزندان «عملاق» یکى از نوادگان نوح پیامبر(علیه السلام) بودند و پیکرهاى قوى و نیرومندى داشتند و سالیان دراز بر شامات و غیر شامات حکومت مى کردند.
سپس به فراعنه یعنى پادشاهان مصر که از مقتدرترین شاهان تاریخ بودند مى پردازد و در سومین مرحله از صاحبان شهرهاى رسّ (رودخانه ارس یا چاهاى پرآبى که در بعضى از مناطق ایران وجود داشت) سخن به میان مى آورد؛ همان ها که در برابر پیامبران خداوند ایستادند، آنها را شهید کردند، سنّت هاى الهى را خاموش ساختند و سنّت هاى ستمگران را احیا نمودند.
در آخرین مرحله اشاره اى کلّى به همه شاهان قدرتمند پیشین مى کند که صاحب لشکر فراوان بودند و شهرهاى زیادى بنا نهادند؛ ولى سرانجام همگى در برابر مرگ زانو زدند و از فراز تخت هاى زرّین به زیر خاک هاى سرد و خاموش منتقل شدند.(6)

پی نوشت:

(1). «زلفة» و «زلفى» به معناى قرب و نزديكى و منزلت است.

(2). «قسىّ» جمع «قوس» به معناى كمان است.

(3). «نبال» جمع «نبل» به معناى تير است.

(4). سوره اعراف، آيه 34.

(5). «هزموا» از ريشه «هزيمت» به معناى شكست و متوارى شدن است.

(6). گردآوری از کتاب: پيام امام امير المؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 7، ص 60.

تاریخ انتشار: « 1397/07/16 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 16