بیان عظمت خلقت «مورچه»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

بیان عظمت خلقت «مورچه»

پرسش : امام علی(علیه السلام) چگونه عظمترا در خلقت «مورچه» به تصویر می کشد؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) عظمت خدا را در خلقت «مورچه» چنين به تصویر می کشد: «به اين مورچه نگاه كنيد با آن جثه كوچك و اندام ظريفش، با چشم ديده نمى شود و در انديشه نمى گنجد، ولى با اين حال چگونه روى زمين راه مى رود و به روزيش دست مى يابد، ... اگر در مجارى خوراك و در بالا و پايين دستگاه گوارش او و آنچه در جوفش از جوانب دنده ها وجود دارد و آنچه در سر او از چشم و گوش قرار گرفته، بينديشى شگفت زده خواهى شد و از وصف عجايب آن به زحمت خواهى افتاد، پس بزرگ و بلند مرتبه است خداوندى كه در آفرينش اين حشره با او شريك نبوده و هيچ قدرتمندى او را در آفرينش آن يارى نكرده است».

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در بخشی از185 «نهج البلاغه» درباره مورچه چنین مى فرماید: (به این مورچه نگاه کنید با آن جثه کوچک و اندام ظریفش که از کوچکى درست، با چشم دیده نمى شود و در اندیشه نمى گنجد)؛ «اُنْظُرُوا اِلى النَّمْلَهِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا، وَ لَطَافَهِ هَیْئَتِهَا، لَا تَکَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ، وَ لَا بِمُسْتَدْرَکِ الْفِکَرِ». سپس مى افزاید: (ولى با این حال چگونه روى زمین [ناهموار و پر سنگلاخ] راه مى رود و به روزیش دست مى یابد، دانه ها را [از راه هاى دور و نزدیک] به لانه اش منتقل مى کند و در جایگاه مخصوص نگهدارى مى نماید، در فصل گرما براى سرما و به هنگام توانایى براى روز ناتوانى ذخیره مى کند)؛ «کَیْفَ دَبَّتْ عَلَى اَرْضِهَا، وَ صُبَّتْ عَلَى رِزْقِهَا، تَنْقُلُ الْحَبَّهَ اِلَى حُجْرِهَا، وَ تُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا. تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا، وَ فِی وِرْدِهَا(1) لِصَدْرِهَا(2)».
آرى، این موجود ضعیف و ناتوان به قدرى هوشیار است که راه و رسم زندگى خود را به خوبى مى داند، با این دست و پاى کوچک، کوه و دشت و بیابان و درخت ها را جولانگاه خود قرار مى دهد و آن دسته از مواد غذایى که با مزاج او سازگار است از میان مواد مختلف بر مى گزیند و دانه هاى غذایى را از راه هاى دور و نزدیک به لانه خود مى برد؛ دانه هایى را انتخاب مى کند که از پیچ و خم لانه بگذرد و مشکلى براى عبور و مرور سایر همنوعانش ایجاد نکند. دانه ها را در جایگاه مخصوص جاى مى دهد به گونه اى که فاسد نشود. در فصل تابستان با یکدرونى بى آنکه زمستان را دیده باشد ـ یعنى متولّد همان سال باشد ـ پیش بینى ایّامى را که برف و باران سراسر روى زمین را گرفته و جمع آورى روزى را بر او غیر ممکن ساخته، مى کند و درست به اندازه نیازش با دوراندیشى مواد غذایى را ذخیره مى سازد.
امام در ادامه مى فرماید: (روزیش [از سوى خدا] تضمین شده و خوراک موافق طبعش در اختیار او قرار گرفته، خداوند منّان هرگز از او غافل نمى شود، و پروردگارِ مدبّر محرومش نمى سازد، هر چند در دل سنگى سخت و خشک و در میان صخره اى فاقد رطوبت باشد)؛ «مَکْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَهٌ بِوِفْقِهَا؛ لاَ یُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ، وَ لَا یَحْرِمُهَا الدَّیَّانُ(3)، وَ لَوْ فِی الصَّفَا(4) الْیَابِسِ، وَ الْحَجَرِ الْجَامِسِ!(5)».
اشاره به اینکه خداوند منّان این موجودات کوچک را که در دشت ها و بیابان ها و کوه ها زندگى مى کنند از نظر لطفش دور نداشته هر غذایى که موافق طبع آنهاست در اختیارشان قرار داده است، حتى اگر در دل سنگ سخت و خشکى زندگى کنند غذا و رطوبت لازم را هر چند از طریق هوا باشد براى آنها فراهم مى کند و بادرونى آنها را وادار مى سازد که در ایّام توانایى براى روزهاى ناتوانى ذخیره کنند و این واقعاً حیرت آور است.
آیا این حشره مى داند چند روز از زمستان را نمى تواند از لانه بیرون آید؟ آیا مى فهمد که جیره غذایى او در این مدت چه اندازه است؟ آیا توجّه دارد چه موادى ممکن است در این مدت سالم بماند و فاسد نشود؟ و آیادارد که این مواد در کجاست و از چه جایى باید به دست آورد؟ آرى همه اینها را مى داند و استاد ازل به او آموخته است.
سپس امام(علیه السلام) ساختمان شگفت آور این موجود زنده کوچک را با نیروى فکر و اندیشه تشریح مى کند و مى فرماید: (اگر در مجارى خوراک و در بالا و پایین دستگاه گوارش او و آنچه در جوفش از جوانب دنده ها وجود دارد و آنچه در سر او از چشم و گوش قرار گرفته، بیندیشى شگفت زده خواهى شد و از وصف عجایب آن به زحمت خواهى افتاد)؛ «وَ لَوْ فَکَّرْتَ فِی مَجَارِی اَکْلِهَا، فِی عُلْوِهَا وَ سُفْلِهَا، وَ مَا فِی الْجَوْفِ مِنْ شَرَاسِیفِ(6) بَطْنِهَا، وَ مَا فِی الرَّاْسِ مِنْ عَیْنِهَا وَ اُذُنِهَا، لَقَضَیْتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً، وَ لَقِیتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً!».
اشاره به اینکه اگر انسان در آفرینش این موجود کوچک که به زحمت دیده مى شود دقّت کند، و پرده هاى غفلت را که ناشى از عادى شدن مسئله است کنار بزند، به راستى یک دنیا شگفتى در آن دیده مى شود؛ در سرِ بسیار کوچک او هم چشم است و هم گوش و هم دهان و دو شاخکى همچون دو آنتن دارد که براى برقرارى ارتباط از آن استفاده مى کند و در شکمش چیزى همانند معده و روده است و دنده هاى بسیار ظریف و کوچکى از هر طرف آن را احاطه کرده است. اعصاب و عضلات ظریفش به اندازه نیاز اوست و مغز کوچکش مدیریت زندگى پیچیده او را بر عهده گرفته، پاهایش مفاصل مختلف دارد و هر مفصلى همچون مفاصل حیوانات بزرگ کار ویژه اى انجام مى دهد.
سپس امام(علیه السلام) به نتیجه گیرى از بیان بالا پرداخته، چنین مى فرماید: (پس بزرگ و بلند مرتبه است خداوندى که مورچه را روى دست و پاى [ضعیف و ظریفش] برپا داشته و او را بر ستون هاى محکمى [نسبت به او] بنا نهاده است، هیچ آفریدگارى در آفرینش این حشره با او شریک نبوده و هیچ قدرتمندى او را در آفرینش آن یارى نکرده است)؛ «فَتَعَالَى الَّذِی اَقَامَهَا عَلَى قَوَائِمِهَا، وَ بَنَاهَا عَلَى دَعَائِمِهَا! لَمْ یَشْرَکْهُ فِی فِطْرَتِهَا فَاطِرٌ، وَ لَمْ یُعِنْهُ عَلَى خَلْقِهَا قَادِرٌ».
امام(علیه السلام) در این عبارت همگان را به دو موضوع توجّه مى دهد و آن اینکه خداوند این پیکر ظریف را بر دست و پاى ظریفى که توان حمل آن را دارد بلکه گاه کوله بار سنگینى که چندین برابر وزن اوست بر دوش مى گیرد، استوار ساخته و عجب اینکه با کوله بارش از دیوار صاف بالا مى رود و گاه به سقف مى چسبد و به راه خود ادامه مى دهد کارى که از هیچ انسان قهرمانى ساخته نیست. اضافه بر این براى او اسکلتى متناسب حالش آفریده که امام(علیه السلام) از آن تعبیر به «دعائم»؛ (ستون ها) فرموده است. این اسکلت نه چندان سنگین است که از توان حرکت او بکاهد و نه آن قدر سبک و ظریف که نتواند هیات او و محتواى درون وجودش را نگهدارد.(7)

پی نوشت:

(1). «ورد» به معناى عطش و نيز آبگاه است و در اينجا كنايه از امكان و توانايى است.

(2). «صدر» يعنى بازگشت از آبگاه و در اينجا كنايه از ناتوانى و فقدان است.

(3). «ديّان» به معناى پاداش دهنده و داور حاكم و مدبّر است.

(4). «صفا» به معناى تخته سنگ سخت و صاف است.

(5). «جامس» يعنى خشكيده.

(6). «شراسيف» جمع «شُرسُوف» به معناى انتهاى نرم دنده ها در طرف شكم است.

(7). گردآوری از کتاب: پيام امام امير المؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 7، ص 159.

تاریخ انتشار: « 1397/07/16 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 61