مقایسه سیاست امام علي(ع) و معاويه

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مقایسه سیاست امام علي(ع) و معاويه

پرسش : امام علی(علیه السلام) در پاسخ به کسانی کهرا سیاست مدارتر از ایشان می دانستند چه می فرماید؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) در پاسخ به کسانی که معاویه را از حضرت سیاستمدارتر می دانستند، می فرماید: «به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست؛ او نيرنگ مى زند». بر این اساس سياست بر دو گونه است: سياست آميخته با انواع گناه، که حد و مرز دینی ندارد و سياست آميخته با تقوی، که در چهارچوب ارزش هاى الهى و انسانى قرار دارد، آنگاه امام(ع) براى اينكه كسى تصوّر نكند با اين صفاى دل ممكن است فريب سياست بازان را بخورد، مى فرمايد: «به خدا سوگند با كيد و مكر دشمن اغفال نمى شوم و در برابر مشكلات زانو نمى زنم».

پاسخ تفصیلی:

بعضى از ناآگاهان و بى خبران در عصر امیرمومنان علی(علیه السلام) بودند که وقتى آن امام بزرگوار(علیه السلام) را بامقایسه مى کردند، مى گفتند:سیاستمدارتر است. سخنى که در قرون بعد، از بعضى شنیده شده و امروز غافلانى هستند که آن را تکرار مى کنند. اما امام(علیه السلام) پاسخ منطقى و دندان شکنى به این گونه افراد می دهد و مى فرماید: (بهسوگنداز من سیاستمدارتر و زیرک تر نیست؛ ولى او نیرنگ مى زند و مرتکب انواعمى شود [سیاستش بى قید و شرط است و هر کار خلافى را براى پیشبرد اهداف سیاسى مجاز مى شمرد])؛ «وَ اللهِ مَا مُعَاوِیَهُ بِاَدْهَى(1) مِنِّی، وَ لکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ». «یَغْدِرُ» از «غدر» به معناى نیرنگ و پیمان شکنى گرفته شده و «یَفْجُرُ» از «فجور» به معناىاست و در واقع این فجور نتیجه این غدر است؛ زیرا «غدر» راه آن را هموار مى سازد.
سپس در ادامه این سخن مى افزاید: (اگر غدر و خیانت، ناپسند نبود من سیاستمدارترین مردم بودم)؛ «وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ اَدْهَى النَّاسِ». در واقع امام(علیه السلام) اشاره به این نکته مهم مى کند که سیاست بر دو گونه است: سیاست بى قید و شرط و آمیخته با انواعو در یک کلمه سیاست شیطانى، و سیاست و تدبیر آمیخته با تقوی و پرهیزکارى و در یک کلمه سیاست رحمانى. راه این دو با هم متفاوت است و نتیجه هاى آن مختلف.
گونه اوّل هیچ حدّ و مرز اخلاقى و دینى و انسانى و وجدانى را به رسمیّت نمى شناسد و هرو قانون و ضابطه و فضیلتى مزاحم آن شود، بى رحمانه آن را از سر راه بر مى دارد، همان گونه که در شرق و غرب عالم سیاست امروز دیده مى شود.
اما قسم دوم سیاستى است که در چهارچوب ارزش هاى الهى و وجدانى و انسانى قرار دارد؛ هرگز متوسّل بهو ظلم و ستم، بخصوص بر افراد بىو بى دفاع، نمى شود؛ غدر و خیانت و فجور و پیمان شکنى را مجاز نمى داند، زیاده خواهى و زیاده طلبى را نمى پسندد و خطوط قرمزى براى خود قائل است که از آن فراتر نمى رود. لذا امام(علیه السلام) در ادامه این سخن اشاره به کسانى که غدر و نیرنگ و فجور را وسیله پیشرفت سیاست هاى خود مى دانند کرده، مى فرماید: (ولى هر گونه غدر و پیمان شکنى منتهى به فجور ومى شود و هر گناهى سر از کفر در مى آورد [همان گونه که رسول خدا(صلىعلیه وآله) فرمود:] هر غدّار و پیمان شکنى روزپرچم خاصى دارد که به وسیله آن شناخته مى شود [و در صحنه محشر رسوا مى شود])؛ «وَ لکِنْ کُلُّ غُدَرَهٍ فُجَرَهٌ، وَ کُلُّ فُجَرَهٍ کُفَرَهٌ. (وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ یُعْرَفُ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ)». جمله «وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ...»؛معروفى است که از پیامبر اکرم(صلىعلیه وآله) در بسیارى از کتب نقل شده است. از جمله شوکانى در «نیل الاوطار» و بخارى در «صحیح» خود، آن را آورده اند و شوکانى تصریح مى کند که اینمورد اتّفاق است.(2)
آنگاه در پایان این سخن براى اینکه کسى تصوّر نکند امام(علیه السلام) با این صفاى دل ممکن است فریب سیاست بازان غدّار و جبّار را بخورد، مى فرماید: (ولى بهسوگند من [با اینکه اهل این گونه سیاست ها نیستم، اما] با کید و مکر دشمن اغفال نمى شوم و در برابر مشکلات و سختى ها زانو نمى زنم)؛ «وَ اللهِ مَا اُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَهِ، وَ لَا اُسْتَغْمَزُ(3) بِالشَّدِیدَهِ».
این سخن در واقع پاسخى است به آنها که مى گویند: در برابر افراد فاجر و بى دین تنها کسانى مانند آنها مى توانند بایستند و افراد دیندار و درستکار، در چنگال آنها گرفتار خواهند شد. امام(علیه السلام) در پاسخ به این سخن مى فرماید: ممکن است انسان اهل نیرنگ و فجور نباشد؛ ولى راه و رسم اهل نیرنگ و فجور را بشناسد تا هرگز در دام آنها گرفتار نشود.(4)

پی نوشت:

(1). «أدهى» از ريشه «دهى» بر وزن «وحى» به معناى شدّت هوشيارى و زيركى مى آيد و گاه به معناى مصيبت و حادثه بزرگ. در جمله بالا همان معناى اوّل اراده شده است.

(2). نيل الأوطار، الشوكاني اليمني، محمد بن علي بن محمد بن عبدالله، تحقیق: الصبابطي، عصام الدين، دار الحديث، مصر، 1413 قمری / 1993 میلادی، الطبعة: الأولى، ج 8، ص 33؛ صحيح البخاري، البخاري، محمد بن إسماعيل، تحقيق: ديب البغا، مصطفى، دار ابن كثير، اليمامة، بيروت، 1407 قمری/ 1987 میلادی، چاپ: سوم، ج 3، ص 1164.

(3). «استغمز» از ريشه «غمز» بر وزن «رمز» به معناى ناتوان ساختن گرفته شده است و به معناى فشردن و بدگويى كردن نيز آمده و در اينجا همان معناى اوّل اراده شده است.

(4). گردآوری از کتاب: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 7، ص 753.

تاریخ انتشار: « 1397/08/12 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 34