«عدالت صحابه» و توجیه خلافكاري هاي آنها توسط اهل سنّت

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

«عدالت صحابه» و توجیه خلافكاري هاي آنها توسط اهل سنّت

پرسش : اهل سنّت خلافکاری هایرا بعد از پیامبر اکرم(صلىعلیه وآله) چگونه توجیه می کنند؟
پاسخ اجمالی:

اغلب اهل سنت قائل به تنزیه صحابه بوده و آنان را افرادی با ایمان می دانند؛ اما در برابر اقدامات طلحه، زبير و عايشه در جنگ جمل، سکوت کرده و مى گويند: «صحابه به اجتهاد خود عمل كرده اند»؛ در حالی كه اجتهاد مربوط به مسائل نظرى بوده و حرمت خون مسلمان جاى هیچ شك و ترديد ندارد تا كسى بخواهد در آن اجتهاد كند و اگر گرفتار خطا شد معذور باشد. در واقع باید گفت: گروهى از صحابه بعد از پيامبر(ص)، بر اثر جاه طلبى از صراط مستقيم منحرف شدند و مصائبى را براى جهان اسلام به بار آورند و نتوانستند از عهده امتحان الهى پس از پيامبر(ص) برآيند.

پاسخ تفصیلی:

غالب اهل سنّت قائل به تنزیههستند؛ یعنى همه آنها را بدون استثنا افرادى پاک، با ایمان، عادل و قابل اعتماد مى شمرند. بعضى به قدرى در این امر راه اغراق و مبالغه را پوییده اند که حتى مخالفان یک نفر ازرا زندیق و کافر مى دانند. از جمله ابن حجر عسقلانى در کتاب «الاصابه» از ابو زرعه رازى نقل مى کند که او مى گوید: «هرگاه کسى را دیدید که به یکى از اصحاب پیغمبر خرده مى گیرد بدانید که او زندیق است [دلیل او قابل توجّه است]؛ زیرا رسولحقّ است وحقّ است و آنچه او آورده حقّ است و تمام اینها رابراى ما آورده اند و مخالفان مى خواهند شهود ما را از اعتبار بیاندازند تا کتاب و سنّت از دست برود».(1)
آنها هنگامى که در برابر حوادث مسلم تاریخى قرار مى گیرند که مثلاوو حتىآتش جنگى را در برابر خلیفه مسلمانان برافروختند که توده هاى مردم و مهاجر وبا اوکرده بودند و در آن جنگ بیش از ده هزار و به قولى هفده هزار نفر کشته شدند، حیران و سرگردان مى شوند که در جواب چه بگویند؟ و نیز هنگامى که مى بینندبر ضد خلیفه مسلمین امام على بن ابى طالب(علیه السلام) بر مى خیزد ورا به راه مى اندازد و دهها هزار نفر از مسلمین و حتى افرادى ازمانندیاسر به دست پیروانکشته مى شوند، در تنگناى عجیبى قرار مى گیرند. آنها نه این حقایق مسلم تاریخى را مى توانند انکار کنند و نه حاضرند دست از تنزیهبردارند؛ لذا در اینجا متوسل به منطق عجیبى مى شوند و توجیهاتی می کنند:
1. گاه مى گویند ما نباید دربارهصحبت کنیم «تِلْکَ اُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ...»(2) و به این ترتیب درهاى فهم و درک را بر خود مى بندند. آیا هیچ فرد خردمندى مى تواند چشم خود را بر حقایق تاریخى که بیانگر بسیارى از مسائل مورد نیاز امروز ماست، ببندد؟!
2. گاه مى گویندهمه مجتهد بودند و هر یک بهخود عمل کردند؛ علی(علیه السلام) بهخود عمل کرد و طلحه، زبیر،ونیز بهخود عمل کردند و همه در پیشگاهمعذورند. اینها فراموش کردند کهمربوط به مسائل نظرى و مورد شک و تردید است و مسائل بدیهى و مسلّم، جاىندارد. آیا کسى مى تواند با اجتهادِ خود، روز را شب و شب را روز کند؟ مسئلهیا صفین که اساس آن قیام بر ضد حکومت اسلامى و مورد قبول مسلمانان بود و ریختن خون هاى آنان بر اثر جاه طلبى و هوی و هوس ها چیزى نیست کهبودن آن جاى شک و تردید باشد تا کسى بخواهد در آنکند و اگر درخود خطا کرد معذور و مغفور باشد. چرا این برادران حاضر نیستند دست از تعصّب بردارند و اعتراف کنندپیغمبر مانند سایر گروه هاى مردم داراى خوب و بد و صالح و ناصالح اند؟
قرآن مجید درهای «بقره»، «توبه»، «احزاب» و «منافقین»، بحث هاى زیادى درباره منافقین و نکوهش آنان دارد. این منافقان چه کسانى بودند؟ همان کسانى بودند که تعریفبر آنان کاملاً تطبیق مى کند. چرا انسان شعرى بگوید که در قافیه اش بماند؟ آیا بهتر این نیست که بگوییم: گروهى در زمان پیغمبر(صلیعلیه وآله) ناصالح بودند و گروهى صالح و صالحان نیز دو دسته شدند: گروهى بعد از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله)، پاکى و قداست خود را حفظ کردند و گروهى بر اثر جاه طلبى ازمستقیم منحرف شدند و مصائبى براى جهانبه بار آورند، آرى آنها نتوانستند از عهده امتحان الهى پس از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) برآیند.
خوش بُوَد گر محک تجربه آید به میان.(3)،(4)

پی نوشت:

(1). الإصابة فى تمييز الصحابة، العسقلانى، احمد بن على بن حجر، تحقيق: عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، دارالكتب العلمية، بيروت، 1415 قمری / 1995 میلادی، الطبعه: الأولى، ج 1، ص 22.

(2). سوره بقره، آيه 134.

(3). در کتاب پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 1، ص 376 به بعد؛ همان، ج 4، ص 320 توضيحات ديگرى درباره تنزيه صحابه آمده است و نيز در كتاب شيعه پاسخ مى گويد، مكارم شيرازى، ناصر، مدرسة الامام على بن ابى طالب(ع)، قم‏، 1428 قمری، ‏چاپ: هشتم‏، ص 47 به طور کافی در اين باره بحث شده است.

(4). گردآوری از کتاب: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، همان‏، ج 9، ص 28.

تاریخ انتشار: « 1397/08/12 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 22