نگاه امام علی(ع) به پست های حکومتی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

نگاه امام علی(ع) به پست های حکومتی

پرسش : امام علی(علیه السلام) چگونه امانت بودن پست های حکومتی را به فرماندارش یادآور می شود؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) در نامه ای به اشعث بن قيس فرماندار آذربايجان ضمن نصایحی در ارتباط با مسئولیت او می فرماید: «فرماندارى تو وسيله آب و نان نيست، بلكه امانتى است در گردنت و تو از سوى مافوق خود تحت مراقبت هستى». آنگاه در بيان وظايف يك فرماندار مى فرمايد: «حق ندارى درباره رعيّت استبداد به خرج دهى»؛ سپس درباره بيت المال مى فرمايد: «بخشى از اموال الهی در دست تو است و تو بايد آن را حفظ كنى تا به دست من برسانى» و حضرت در پايان به او اطمينان مى دهد كه اگر در مسير صحيح گام بر دارد، در امنيت خواهد بود.

پاسخ تفصیلی:

نامه پنجم «نهج البلاغه» از نامه هاى امام علی(علیه السلام) است که به «اشعث بن قیس» فرماندار آذربایجان نوشته است.(1) اشعث بن قیس به موجب سوابق سویى که داشت بعد از روى کار آمدن امام(علیه السلام) احساس ناامنى در موقعیت خود کرد و گمان کرد که امام(علیه السلام) ممکن است او را از حکومت آذربایجان بردارد و لذا احتمال می رفت مسئلهو قتلرا بهانه اى براى سرکشى قرار دهد. امام(علیه السلام) براى پیشگیرى از فتنه انگیزى او این نامه را برایش نوشت و در آغاز نامه چنین فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیٍّ اَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ اِلَى الْاَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ اَمَّا بَعْدُ فَلَوْ لَا هَنَاتٌ وَ هَنَاتٌ کُنَّ مِنْکَ کُنْتُ الْمُقْدِمَ فِی هَذَا الْاَمْرِ قَبْلَ النَّاسِ وَ لَعَلَّ آخِرَ اَمْرِکَ یَحْمَدُ اَوَّلَهُ وَ یحمل بَعْضُه بَعْضاً اِنِ اتَّقَیْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ (اگر لغزشهایى چنین و چنان از تو سر نزده بود در این کار [فرماندارى آذربایجان یاکردن با امام(علیه السلام)] مقدم بر دیگران بودى و شاید پایان کار تو آغاز آن را جبران کند و بخشى از آن بخش دیگر را بپوشاند اگر تقواى الهى را پیشه کنى).
سپس امام(علیه السلام) در ادامه این نامه با اشاره به قتلومردم با او و شورشوو شکستنآن حضرت، می افزاید: آنهارا نیز با خود به سوى بصره بردند و من به اتفاق مهاجرین وبه سوى آنها رفتیم و در میدان نبرد در مقابل هم قرار گرفتیم. من از آنها خواستم که از سرکشى بازگردند و بهخود وفادار باشند و آنچه وظیفه اتمام حجت بود انجام دادم؛ ولى آنها نپذیرفتند جنگ در گرفت و شکست خوردند و گروهى مجروح شدند و گروهى فرار کردند و من دستور دادم مجروهان را نکشند و فراریان را تعقیب نکنند و هرکس سلاح خود را بر زمین بگذارد و به خانه خویش برود و در را به روى خود ببندد در امان خواهد بود.(2)
سپس امام(علیه السلام) این بخش از نامه را که سیّد رضى نقل کرده است بیان فرمود. امام(علیه السلام) در این بخش از نامه، اوّل او را با دو جمله پرمعنا هشدار مى دهد و مى فرماید: (فرماندارى تو براى تو وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتى است در گردنت و تو از سوى مافوق خود تحت مراقبت هستى)؛ «وَ اِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَه(3) وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ اَمَانَهٌ، وَ اَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَکَ».
تعبیر بالا بیانگر دیدگاهدرباره پست ها و منصب هاى حکومتى است. از دیدگاهرییس حکومت، وزرا، استان داران و فرماندهان، تنها امانت دارانى هستند که امانتاسلامى از سوى خداوند به آنها سپرده شده و نباید آن را وسیله برترى جویى و تحصیل منافع شخصى کنند؛ بلکه باید مانند هر امانت دار امین از آن مراقبت به عمل آورده و سالم به دست اهلش بسپارند.
در تفسیرشریفه «اِنَّ اللهَ یَاْمُرُکُمْ اَنْ تُوَدُّوا الاْمَانَاتِ اِلَى اَهْلِهَا»(4) در روایات متعدّدى آمده که این امانت همان(و حکومت والیان صالح) است.(5) البتّه اینبه آن معنا نیست که مفهوممنحصر در امر حکومت وباشد، بلکه یکى از مصادیق بارز و مهم آن است.
سپس امام(علیه السلام) بعد از این هشدار گویا به بیان سه وظیفه براى اشعث به عنوان یک فرماندار مى پردازد، نخست مى فرماید: (تو حق ندارى درباره رعیّت استبداد به خرج دهى)؛ «لَیْسَ لَکَ اَنْ تَفْتَاتَ(6) فِی رَعِیَّه(7)». بلکه باید طبق موازین الهى و آنچه دردرباره حقوق مردم پیش بینى شده رفتار کنى نه اینکه آنچه دلخواه توست خودسرانه انجام دهى و با مردم همچون بندگان و بردگان عمل کنى.
حضرت در دستور دوم مى فرماید: (تو حق ندارى در کارهاى مهم و خطیر بدون اطمینان وارد شوى)؛ «وَ لاَ تُخَاطِرَ اِلاَّ بِوَثِیقَه». با توجّه به اینکه جمله «وَ لاَ تُخَاطِرَ» از ریشه خطر است و امور مهم را خطیر مى گویند به سبب خطرهایى که آن را تهدید مى کند، منظور امام(علیه السلام) این است که در امورى که با سرنوشت مردم سر و کار دارد جز با دقت و تامل و مشورت کافى و در صورت لزوم گرفتن اذن از امام(علیه السلام) و پیشوایت اقدام مکن، زیرا براى حفظ امانت هاى مهم باید از دست زدن به کارهاى خطرناک پرهیز کرد؛ بنابراین واژه وثیقه هم تفکر و اندیشه را شامل مى شود و هم مشورت و هم اجازه گرفتن از امام(علیه السلام) در صورت نیاز.
در دستور سوم درباره حفظ اموال بیت المال مى فرماید: (در دست تو بخشى از اموال خداوند عزّوجلّ است و تو یکى از خزانه داران او هستى باید آن را حفظ کنى تا به دست من برسانى)؛ «وَ فِی یَدَیْکَ مَالٌ مِنْ مَالِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَ اَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّى تُسَلِّمَهُ اِلَیَّ». در پایان به او اطمینان مى دهد که اگر در مسیر صحیح گام بر دارد، امام(علیه السلام) نسبت به او هیچ گونه تعرضى نکند و از این نظر در امنیت باشد، مى فرماید: (امید است من رئیس بدى براى تو نباشم والسلام)؛ «وَ لَعَلِّی اَلاَّ اَکُونَ شَرَّ وُلاَتِکَ لَکَ وَ السَّلاَمُ». البتّه این تعبیر، تعبیرى است بسیار متواضعانه و پدرانه.(8)

پی نوشت:

(1). از جمله كسانى كه اين نامه را ذكر كرده اند نصر بن مزاحم در كتاب وقعة صفين‏، نصر بن مزاحم‏، محقق / مصحح: عبد السلام محمد هارون، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، قم‏، 1404 قمری، چاپ: دوم‏، ص 20 است كه آن را از آغاز كلام امام(عليه السلام) در اين نامه نقل كرده و با توجّه به اينكه نصر بن مزاحم حدود دو قرن جلوتر از سيّد رضى مى زيسته، و علاوه بر آن نامه را به صورت كامل ذكر كرده معلوم است كه از منابع ديگرى اخذ كرده است. ابن عبد ربه در العقد الفريد، ابن عبد ربه الأندلسي، أحمد بن محمد، محقق / مصحح: مفيد محمد قميحة، دار الكتب العلمية، بيروت،‏ 1404 قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏5، ص 78 نيز نامه را با اضافاتى آورده و ابن قتيبه نيز در الإمامة و السياسة المعروف بتاريخ الخلفاء، ابن قتيبة الدينوري، عبد الله بن مسلم، تحقيق: شيري، علي، دارالأضواء، بيروت، 1410 قمری/1990 میلادی، الطبعه: الأولى، ج ‏1، ص 111، كمى مختصرتر از عبارات نصر بن مزاحم ذكر كرده است (مصادر نهج ‏البلاغة و أسانيده،‏ حسينى خطيب، ‏سيد عبد الزهراء، دار الزهراء، بيروت، ‏1367 شمسی، چاپ: چهارم‏، ج 3، ص 191).

(2). تمام ‏نهج ‏البلاغة، موسوی، سید صادق، موسسه امام صاحب الزمان(عجّل الله تعالى فرجه الشريف)، تهران، 1376 شمسی، چاپ اول، ص 803؛ وقعة صفين‏، نصر بن مزاحم‏، محقق / مصحح: عبد السلام محمد هارون، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، قم‏، 1404 قمری، چاپ: دوم‏، ص 20.

(3). «طعمة» به معناى چيز خوردنى است؛ ولى گاه به صورت كنايه به كار مى رود مثلا مى گويند فلان كس خبيث الطعمة است يعنى كسب و كار بدى دارد و در نامه بالا به معناى وسيله آب و نان است.

(4). سوره نساء، آيه 58.

(5). به تفسير نور الثقلين‏، عروسى حويزى، عبد على بن جمعه‏، تحقيق: رسولى محلاتى، سيد هاشم، انتشارات اسماعيليان‏، قم‏، 1415 قمری، ‏چاپ: چهارم‏، ج ‏1، ص 495؛ الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، ‏1407 قمری، چاپ: چهارم، ج ‏1، ص 276، (باب أن الإمام يعرف الإمام الذي يكون من بعده و أن قول الله تعالى إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها فيهم نزلت) مراجعه شود.

(6). «تفتات» در اصل از ريشه «فوت» گرفته شده كه گاه به معناى از دست رفتن و گاه به معناى سبقت جستن است و طبق معناى دوم هنگامى كه به باب افتعال برود به معناى استبداد و خودسرى است. گويى بر همه كس در انتخاب مقصودش پيشى مى گيرد. اين احتمال نيز وجود دارد كه از ريشه «فأت» (به همزه) گرفته شده باشد كه آن نيز به معناى انفراد و استبداد است.

(7). «رعية» صفت مشبهه به معناى مراعات شده از ريشه «رعى» كه در اصل به معناى به چرا بردن گوسفندان است كه توام با مراعات و نگهدارى است، و اين تعبير نشان مى دهد كه در حكومت اسلامى، دولت بايد در خدمت مردم و مراقب و محافظ آنها باشد. حديث معروف «كُلُّكُمْ راع وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعَيَّتِهِ» نيز اشاره به اين معنا دارد كه همه مردم بايد مراقب يكديگر باشند و در مقابل هم مسئولند. (حديث مزبور در بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 قمری‏، چاپ: دوم، ج ‏72، ص 38، باب 35 (الإنصاف و العدل)؛ جامع الأخبار، شعيري، محمد بن محمد، مطبعة حيدرية، نجف‏، بى تا، چاپ: اول‏، ص 119؛ در كتابهاى اهل سنّت در صحيح البخاري، أبو عبدالله بخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل، تحقيق: مصطفى ديب البغا، دار ابن كثير، اليمامة، بيروت، 1407 قمری/ 1987 میلادی، چاپ: سوم، ج 1، ص 430؛ مسند أحمد بن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني، محقق: نوري، أبو المعاطي، عالم الكتب، بيروت، 1419 قمری / 1998 میلادی، چاپ: اول، ج 2، ص 54 نقل شده است).

(8). گردآوری از کتاب: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 9، ص 67.

تاریخ انتشار: « 1397/08/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 58