فضائل «بنی هاشم» از زبان امام علي(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

فضائل «بنی هاشم» از زبان امام علي(ع)

پرسش : امام علی(علیه السلام) درباره فضائل «بنی هاشم» بهچه فرموده اند؟
پاسخ اجمالی:

امام علي(ع) درباره فضائل بنی هاشم به معاویه فرمودند: «آيا نمى بينى جمعيتى از مهاجران و انصار كه در راه خداوند به شهادت رسيدند، هر كدام داراى مقام و مرتبتى شدند؟ اما وقتي كه شهيد ما حمزه به شهادت رسيد به او «سيّدالشهدا» گفته شد و پيامبر(ص) هنگام نماز بر او هفتاد تكبير گفت، آيا نمى بينى گروهى دستشان در ميدان جهاد قطع شد و هر كدام مقام و منزلتى يافتند؟ ولى هنگامى كه اين جريان درباره يكى از ما رخ داد، لقب «طيار»، پرواز كننده در آسمان بهشت با دو بال به او داده شد، و اگر نه اين بود كه خداوند نهى كرده كه انسان، خودستايى كند، فضايلى را برمى شمردم كه دل هاىِ مؤمنانِ آگاه با آن آشناست و گوش هاى شنوندگان از شنيدن آن ابا ندارد».

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در نامه 28 «نهج البلاغه» که در پاسخ به یکی از نامه هاینوشته شده، بعد از آنکهرا در هدفى که داشت مایوس ساخت؛ [زیرا او مى خواست با برشمردن فضایل خلفاى سه گانه سخنى از امام(علیه السلام) بر ضد آنها بشنود و آن را پیراهندیگرى سازد؛ ولى امام(علیه السلام) دست رد بر سینه او زد و گفت تو در این میان نامحرمى و حق ورود به این مسئله و داورىِ میان مهاجران ورا ندارى] به بیان فضایل اهل بیت(علیهم السلام) با بهترین تعبیرات و محکم ترینمى پردازد تا به صورت غیر مستقیم ادعاهاىرا ابطال کند مى فرماید: (من نمى خواهم [درباره فضایل بنى هاشم] به تودهم بلکه به عنوان سپاس و شکرگزارى نعمت خداوند بازگو مى کنم آیا نمى بینى جمعیتى از مهاجران وکه در راه خداوند شربت شهادت نوشیدند، هر کدام داراى مقام و مرتبتى شدند اما هنگامى که شهید مابه شهادت رسید به او «سیّدالشّهداء» گفته شد [سرور شهیدان راه خدا] و رسول الله(صلىعلیه وآله) هنگامبر او [به جاى پنج تکبیر] هفتادگفت)؛ «اَ لَا تَرَى غَیْرَ مُخْبِرٍ لَکَ، وَ لَکِنْ بِنِعْمَهِ اللهِ اُحَدِّثُ اَنَّ قَوْماً اسْتُشْهِدُوا فِی سَبِیلِ اللهِ تَعَالَى مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْاَنْصَارِ، وَ لِکُلٍّ فَضْلٌ حَتَّى اِذَا اسْتُشْهِدَ شَهِیدُنَا قِیلَ: سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ خَصَّهُ رَسُولُ اللهِ(صلىعلیه وآله) بِسَبْعِینَ تَکْبِیرَهً عِنْدَ صَلَاتِهِ عَلَیْهِ». در روایات اسلامى آمده، پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) هر پنج تکبیرى را که مى گفت گروهى از فرشتگان با او برنماز مى گذاردند و به این ترتیب چهارده گروه از فرشتگان یکى پس از دیگرى آمدند و پشت سر پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) بر اوگزاردند.(1)

به هر حال هدف امام(علیه السلام) از این سخن آن است که اگر فضایل را از شهادت شروع کنیم برترین فضیلت از آنِ خاندان ماست؛ زیراسیّدالشّهداء از ماست. درست است که همه شهیدان مقام والایى دارند؛ ولى این شهیدِ هاشمى مقامش از همه والاتر بود. البتّه این لقب براى حمزه، در مورد شهداى عصر پیغمبر(صلىعلیه وآله) است وگرنه مقام امیر مومنان علی(علیه السلام) در شهادت بر مقام امام حسین(علیه السلام) و شهیدان کربلا مقام والاترى است. و جالب اینکه ابن ابى الحدید درباره شهادت امیر مومنان(علیه السلام) نیز همین سخن را بیان کرده است.(2)
سپس امام(علیه السلام) در ادامه سخن به بیان فضیلت دیگرى از شهداى بنى هاشم پرداخته و داستان شهادت جعفر طیّار را ذکر مى کند و خطاب بهمى فرماید: (آیا نمى بینى گروهى دستشان در میدانقطع شد و هر کدام [در اسلام] مقام و منزلتى یافتند، ولى هنگامى که این جریان درباره یکى از ما رخ داد، لقب «طیّار»، پرواز کننده در آسمانبا دو بال به او داده شد)؛ «اَ وَ لَا تَرَى اَنَّ قَوْماً قُطِّعَتْ اَیْدِیهِمْ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ لِکُلٍّ فَضْلٌ حَتَّى اِذَا فُعِلَ بِوَاحِدِنَا مَا فُعِلَ بِوَاحِدِهِمْ قِیلَ: الطَّیَّارُ فِی الْجَنَّهِ وَ ذُو الْجَنَاحَیْنِ».
در «شرح نهج البلاغه» مرحوم تسترى از مغازى واقدى چنین نقل شده که پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) بعد از شهادت جعفر بن ابى طالب وارد برهمسر او شد وشهادت جعفر را بهداد سپس فرمود: اىآیا بشارتى به تو بدهم؟ عرض کرد: آرى پدر و مادرم فدایت باد فرمود: خداوند متعال براى جعفر دو بال قرار داده که در آسمانِبا آن پرواز مى کند.گفت: پدر و مادرم فدایت باد اى رسولاین بشارت را به همه مردم بده. پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) برخاست و بر فراز منبر رفت و فرمود: «الَا انَّ جَعْفَراً قَدِ اسْتُشْهِدَ وَ قَدْ جَعَلَ اللهُ لَهُ جَناحَیْنِ یَطیرُ بِهِمَا فِى الْجَنَّهِ»(3)؛ (آگاه باشید جعفر [در میدان موته] به شهادت رسید و خداوند [به جاى دو دستش که قطع شد] دو بال براى او قرار داد که در آسمانِبا آن پرواز مى کند).
سپس امام(علیه السلام) بعد از ذکر این دو مورد مهم از فضایل بنى هاشم به یک بیان کلى مى پردازد و مى فرماید: (و اگر نه این بود که خداوند نهى کرده است که انسان، خودستایى کند، گوینده فضایلى را برمى شمرد که دل هاىِ مومنانِ آگاه با آن آشناست و گوش هاى شنوندگان از شنیدن آن ابا ندارد)؛ «وَ لَوْ لَا مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ مِنْ تَزْکِیَهِ الْمَرْءِ نَفْسَهُ، لَذَکَرَ ذَاکِرٌ فَضَائِلَ جَمَّهً، تَعْرِفُهَا قُلُوبُ الْمُوْمِنِینَ، وَ لَا تَمُجُّهَا(4) آذَانُ السَّامِعِینَ».
اشاره به اینکه فضایل ما اهل بیت(علیهم السلام) همه جا را پر کرده و یکى دو تا نیست و به قدرى شهرت دارد که نه تنها مومنان، بلکه منافقان و بیگانگان ازنیز با آن آشنا هستند و گروه زیادى آن را از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) شنیده اند، هرچند امثال تو (معاویه) با آن آشنا نباشید؛ ولى از آنجا که ممکن است حمل بر خودستایى شود من از بازگو کردن آن فضائلِ فراوان چشم پوشى مى کنم و آن را به داورى مومنان و اصحاب خاص پیامبر(صلىعلیه وآله) که هنوز بسیارى از آنها در میان مسلمانان زندگى مى کنند وا مى گذارم.
سرانجام امام(علیه السلام) در پایان این فراز از نامه، گویى بر سرفریاد مى زند و مى فرماید: (پس دست از این سخن ها بردار و گمراهان را از خود دور کن ما برگزیده و پرورش یافته و رهین منت پروردگار خویش هستیم و مردم، پرورش یافتگان و تربیت شدگان و رهین هدایت ما هستند)؛ «فَدَعْ عَنْکَ مَنْ مَالَتْ بِهِ الرَّمِیَّهُ(5) فَاِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا، وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا».
به اعتراف شارحان «نهج البلاغه»، این جمله بسیار فصیح و بلیغ محتواى بسیار والایى دارد و پاسخ دندان شکنى به سخنان بى ارزشاست؛ زیرا با توجّه به اینکه «صَنائِع» جمیع صنیعه و این واژه به معناى برگزیده و پرورش یافته و رهین منّت است، امام(علیه السلام) مى فرماید: جاى تردید نیست که آفتاب نبوّت از خانه ما طلوع کرد. خداوند برگزیده خودش پیامبر اسلام(صلىعلیه وآله) را از خاندان ما انتخاب نمود و او را پرورش داد و در آغوش وحى تربیت نمود؛ هنگامى که به اوج کمال و علم و هدایت رسید به هدایت مردم پرداخت و ما هم به دنبال او همین راه را برگزیدیم، بنابراین ما تربیت یافتگان و برگزیدگان خداییم و مردم تربیت یافته و ساخته و پرداخته برنامه هاى ما، از این رو جاى این ندارد که ما را با دیگران مقایسه کنى و در نامه خود نام افرادى را ببرى که اگر هدایت شده اند به وسیله ما هدایت شده اند.
در«صَنَائِعُ لَنَا» بعضى راه افراط را پوییده اند و مردم را مصنوع پیغمبر(صلىعلیه وآله) و ائمه هدى(علیهم السلام) یا برده آنها دانسته اند در حالى که این سخن با آیاتسازگار نیست؛درباره موسى(علیه السلام) در یک جا مى فرماید: «وَ اصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسی»(6)؛ (و من تو را براى خودم پرورش دادم) و در جاى دیگر مى فرماید: «وَ اَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّهً مِنِّی وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَیْنِی»(7)؛ (و من محبّتى از خودم بر تو افکندم، تا تحت مراقبت پرورش یابى).
متاسّفانهبالا بهانه اى به دست مخالفان داد و جالب اینکه در حدیثى معتبر از «عیون اخبار الرضا» مى خوانیم که اباصلت خدمت علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) عرض کرد: اى فرزند رسولاین چیست که مردم از شما نقل مى کنند؟ امام رضا(علیه السلام) فرمود: چه چیز؟ عرض کرد: مى گویند: (شما ادعا مى کنید که همه مردم بردگان شما هستند)؛ «اِنَّکُمْ تَدَّعُونَ اَنَّ النَّاسَ لَکُمْ عَبِیدٌ» امام هشتم(علیه السلام) سخت برآشفت و فرمود: «اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ عالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ اَنْتَ شَاهِدٌ بِاَنِّی لَمْ اَقُلْ ذَلِکَ قَطُّ وَ لَا سَمِعْتُ اَحَداً مِنْ آبَائِی(علیهم السلام) قَالَهُ قَطُّ وَ اَنْتَ الْعَالِمُ بِمَا لَنَا مِنَ الْمَظَالِمِ عِنْدَ هَذِهِ الْاُمَّهِ وَ اِنَّ هَذِهِ مِنْهَا لَمْ یَمْنَعْنَا قَدِیمُ عِزِّنَا وَ لَا عَادِیُّ طَوْلِنَا عَلَى قَوْمِکَ»(8)؛ (خداوندا تو که آفریدگار آسمان ها و زمین هستى و از پنهان و آشکار آگاهى تو خود گواهى که من هرگز چنین سخنى نگفتم و از هیچ یک از پدران و اجدادم هرگز نشنیدم، پروردگارا تو به ظلم هایى که از این امّت بر ما رفته است آگاهى و این تهمت نیز یکى از آنهاست).(9)

پی نوشت:

(1). اين حديث (هفتاد تكبير) به طور اجمال در الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، ‏1407 قمری، چاپ: چهارم، ج ‏3، ص 186، (باب من زاد على خمس تكبيرات) آمده است؛ ولى آنچه در بالا آمد كه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) چهارده بار نماز با چهارده گروه از فرشتگان خواند در شرح ‏نهج ‏البلاغة، بحرانى، ‏ميثم بن على بن ميثم، دفتر نشر الكتاب‏، بی جا، 1362 شمسی، چاپ: دوم‏، ج 4، ص 438 آمده است.

(2). شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد، أبو حامد عز الدين عبد الحميد بن هبة الله بن محمد بن محمد‏، محقق / مصحح: محمد ابوالفضل ابراهيم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، قم،‏ 1404 قمری، چاپ: اول، ج 15، ص 193.

(3). بهج ‏الصباغة في ‏شرح ‏نهج ‏البلاغة، شوشتري، محمد تقى، موسسه ‏انتشارات ‏اميركبير، تهران، 1376 شمسی، چاپ: اول‏، ج 3، ص 111؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، همان، ص 71.

(4). «تَمَجُّ» از ريشه «مج» بر وزن «حج» به معناى بيرون ريختن چيزى از مايعات از دهان است. سپس آن واژه در مورد شنيدن سخنان به وسيله گوش نيز به كار رفته است؛ معناى جمله بالا اين است كه گوش ها اين فضايل را از خود بيرون نمى ريزد، بلكه آن را پذيرا مى شود.

(5). «رَمِيّة» به معناى صيدى است كه با تيراندازى به دست بيايد و جمع آن «رمايا» است و جمله «مَنْ مالَتْ بِهِ الرَّمِيَّةُ» اشاره به كسى است كه دنبال صيدى مى رود و آن صيد او را از مسير اصلى منحرف مى سازد و اى بسا در بيابان گمراه شود. امام(عليه السلام)، با اين سخن به معاويه مى گويد: افرادى مثل عمرو بن عاص كسانى هستند كه دنبال صيد مقام و مال دنيا هستند و به همين دليل از جاده حق منحرف شده اند تو زمام اختيار خود را به اين گمراهان مسپار.

(6). سوره طه، آيه 41.

(7). همان سوره، آيه 39.

(8). عيون أخبار الرضا(عليه السلام)‏، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، نشر جهان‏، تهران،‏ 1378 قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏2، ص 184، باب 44 (في ذكر أخلاق الرضا الكريمة و وصف عبادته).

(9). گردآوری از کتاب: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 9، ص 394.

تاریخ انتشار: « 1397/09/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 33