تأکید امام علی(ع) بر «آزادی بیان» مردم در برابر حاکم

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

تأکید امام علی(ع) بر «آزادی بیان» مردم در برابر حاکم

پرسش : امام علی(علیه السلام) شیوه برخورد باعادل را چگونه دانسته اند؟
پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) می فرماید: «با من آن گونه كه با زمامداران ستمگر سخن گفته مى شود سخن نگوييد و آن گونه كه مردم خود را در برابر حاكمان تندخو و جبّار حفظ مى كنند محدود نسازيد و به طور تصنّعى و منافقانه با من رفتار نكنيد، هرگز گمان مبريد كه درباره حقى كه به من پيشنهاد مى كنيد كوتاهى كنم [يا ناراحت شوم] و هرگز خيال نكنيد من در پى بزرگ ساختن خويشتنم، زيرا كسى كه شنيدن حق يا پيشنهاد عدالت به او برايش سنگين باشد عمل به آن دو براى او سخت تر و سنگين تر است».

پاسخ تفصیلی:

امام در بخشی از216به یکى از آفات زمامداران و مردم مى پردازد و آن اینکه رابطه آنها با یکدیگر رابطه تملّق و چاپلوسى و کتمان حقایق تلخ، به جهت ناخوشایند بودن آن و ترک انتقاد سالم و سازنده است، مى فرماید: (با من آن گونه که با زمامداران ستمگر سخن گفته مى شود سخن نگویید و آن گونه که مردم خود را در برابر حاکمان تندخو و جبّار حفظ مى کنند محدود نسازید و به طور تصنّعى و منافقانه با من رفتار نکنید)؛ «فَلا تُکَلِّمُونِی بِمَا تُکَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَهُ، وَ لاتَتَحَفَّظُوا مِنِّی بِمَا یُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ اَهْلِ الْبَادِرَهِ(1)، وَ لاتُخَالِطُونِی بِالْمُصَانَعَهِ».
اشاره به اینکه افراد عادى هنگامى که در برابر زمامداران جبّار قرار مى گیرند، شخصیت واقعى خود را پنهان مى سازند و از هرگونه نقد و شکایت و ایراد خوددارى مى کنند، مبادا مورد خشم آنها قرار گیرند و به عکس با چاپلوسى و تملّق سعى دارند از شرّ آنها در امان بمانند و به همین دلیل هرگز رخدادهاى واقعىبراى آنها روشن نمى شود و همواره در چاه ضلالت و گمراهى و بى خبرى گرفتارند.
امام(علیه السلام) به همه مخاطبان خود اطمینان مى دهد که در برابر حرف حساب و بیان مشکلات و انتقادها و شکایات هیچ مشکلى متوجّه آنها نخواهد شد، بلکه آزادند همه گفتنیها را در مسائل مربوط به حکومت وبگویند. آرى! این یکى از تفاوتهاى بارز حاکمان عدل و جور است. در کتاب «عقد الفرید» مى خوانیم هنگامى که هارون در «مکّه» بر منبرمى خواند مردى برخواست و اینراکرد: «کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ اَنْ تَقُولُوا مَا لاتَفْعَلُونَ»(2)؛ (هرگاه سخنى بگویید و عمل نکنید خشم عظیم خداوند را بر مى انگیزد). هارون دستور داد یک صد تازیانه بر او زدند به گونه اى که شب تا به صبح ناله مى کرد و مى گفت: مُردم مُردم! در همان کتاب آمده است که «ولید بن عبدالملک» روز جمعه بر منبر بود تا خورشید به زردى گرایید [وقتتنگ شد] مردى برخاست و گفت: وقتدر انتظار تو نیست [و خورشید تا پایان سخنرانى تو متوقف نمى شود] و خداوند تو را معذور نمى دارد! ولید گفت: راست گفتى؛ ولى کسى که این سخن را مى گوید نباید در اینجا باشد محافظان من کجا هستند که برخیزند و گردن او را بزنند.(3) این در حالى است که بارها در تاریخ زندگى امیرمومنان على(علیه السلام) دیده ایم که افراد منافقى همچون «اشعث بن قیس» و بعضى از خوارج، شدید اللحن ترین تعبیرات را در برابر آن حضرت داشته اند، ولى آن حضرت هرگز متعرض آنها نشد.
سپس در ادامه همین سخن مى فرماید: (هرگز درباره من گمان مبرید که درباره حقى که به من پیشنهاد مى کنید کوتاهى کنم [یا ناراحت شوم] و هرگز خیال نکنید من در پى بزرگ ساختن خویشتنم، زیرا کسى که شنیدن حق یا پیشنهادبه او برایش سنگین باشد عمل به آن دو براى او سخت تر و سنگین تر است)؛ «وَ لاتَظُنُّوا بِیَ اسْتِثْقَالاً فِی حَقٍّ قِیلَ لِی، وَ لا الِْتمَاسَ اِعْظَام لِنَفْسِی، فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ اَنْ یُقَالَ لَهُ اَو الْعَدْلَ اَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ، کَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا اَثْقَلَ عَلَیْهِ». اشاره به اینکه آنها که توان شنیدن انتقاد را ندارند از انجام اصلاحات ناتوان ترند و بنابراین هر روز در ظلم و فساد بیشتر فرو مى روند.
آنگاه امام(علیه السلام) در تاکید این سخن، همه مخاطبان خود را به بیان صریح حق و ذکر مشکلات فردى و اجتماعى و تاکید براجتماعى تشویق مى کند و مى فرماید: (با توجّه به آنچه بیان کردم از گفتن سخن حقّ یا مشورت عادلانه، خوددارى نکنید، زیرا من [به عنوان یک انسان و نه به عنوان یک امام معصوم] خود را بالاتر از آن نمى دانم که اشتباه کنم و از خطا در کارهایم ایمن نیستم مگر اینکه خداوندى که از من قادرتر است مرا از خطا حفظ کند)؛ «فَلا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَه بِحَقٍّ، اَوْ مَشُورَه بِعَدْل، فَاِنِّی لَسْتُ فی نَفْسِی بِفَوْقِ اَنْ اُخْطِیءَ، وَ لا آمَنُ ذلِکَ مِنْ فِعْلِی، اِلاَّ اَنْ یَکْفِیَ اللّهُ مِنْ نَفْسِی مَا هُوَ اَمْلَکُ بِهِ مِنِّی».
جمله «فَاِنِّی لَسْتُ فی نَفْسِی بِفَوْقِ اَنْ اُخْطِیءَ» دستاویز بعضى از مخالفانائمه شده و سر و صداى زیادى درباره آن به راه انداخته اند. در حالى که جمله «اِلاَّ اَنْ یَکْفِیَ اللّهُ مِنْ نَفْسِی» آن را به خوبىمى کند، زیرا مفهوم جمله اوّل این است که من به عنوان یک انسان، ایمن از خطا نیستم و مفهوم جمله دوم این است که به عنوان حفظ و حمایت الهى وضع دیگرى دارم، شبیه آنچهمجید درباره حضرت یوسف(علیه السلام) بیان کرده است، مى فرماید: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَ اَنْ رَّاى بُرْهَانَ رَبِّهِ»(4)؛ (آن زن قصد او کرد و او نیز ـ اگر برهان پروردگار را نمى دید ـ قصد مى نمود). اشاره به اینکه حضرت یوسف(علیه السلام) به عنوان یک انسان بیم این مى رفت که آلوده هوا و هوس همسر عزیز مصر شود، ولى مشاهده برهان ربّ که اشاره به مقامو معرفت بالاى یوسف نسبت به پروردگار است، او را نگه داشت.(5)

پی نوشت:

(1). «بادره» از ريشه «بدور» بر وزن «غروب» در اصل به معناى شتاب كردن براى انجام كارى است و «بادره» به معناى حركات تند و خشن و آميخته با خطاست كه از شخص غضبناك سر مى زند.

(2). قرآن کریم، سوره صف، آيه 3.

(3). العقد الفريد، ابن عبد ربه الأندلسي، أحمد بن محمد ، محقق / مصحح: قميحة، مفيد محمد دار الكتب العلمية، بيروت،‏ 1404 ق‏، چاپ اول‏، ج ‏1، ص 51، الوليد و معترض عليه في خطبته؛ بهج ‏الصباغة في ‏شرح ‏نهج ‏البلاغة، شوشتري، محمد تقى، موسسه ‏انتشارات ‏اميركبير، تهران، 1376ش، چاپ اول‏، ج 6، ص 448.

(4). همان، يوسف، آيه 24.

(5). پيام امام امير المومنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 ش‏، چاپ اول‏، ج 8، ص 267.

تاریخ انتشار: « 1397/09/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 28