دلیل وصلت های «بنی هاشم» با «بنی امیّه»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

دلیل وصلت های «بنی هاشم» با «بنی امیّه»

پرسش : آیاهای بین «بنی هاشم» و «بنی امیه»، به معنای یکسان بودن و هم رتبه بودن این دو قبیله بوده است؟
پاسخ اجمالی:

امام علي(ع)، ازدواج بعضي از طايفه بني هاشم با بعضي از بني اميه را نشانه نوعي تفضّل و ايثار برشمردند. در واقع این پاسخ از سوي امام(ع) به معاويه بود كه بنى امیه را هم طراز بنى هاشم دانسته بود؛ در حالى كه بنى هاشم كانون نبوّت و ولايت بودند و بنى اميّه سردمدار كفر و شقاوت؛ ولى هنگامى كه ظاهراً مسلمان شدند، اسلام با آنها معامله هم طراز كرد و به همين دليل پيامبر(ص) با ام حبيبه دختر ابوسفيان ازدواج نمود و دخترش ام كلثوم را به ازدواج عثمان در آورد.

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در بخشی از نامه 28 «نهج البلاغه» بههشدار مى دهد تصور نکن اگر طایفه بنى هاشم با بعضى از بنى امیّه در آمیخته وکرده اند، دلیل بر یکسان بودن آنهاست؛ بلکه این، نوعى تفضّل و ایثار بوده است مى فرماید: (هرگز عزّت دیرین و عطایاى پیشینِ ما بر قوم و قبیله شما مانع نشد که ما با شماو اختلاط داشته باشیم؛ به همین دلیل ما از طایفه شما همسر گرفتیم و از دختران قبیله خویش به شما همسر دادیم همچون اقوامى که هم طراز هم هستند؛ در حالى که شما هرگز در این پایه نبودید)؛ «لَمْ یَمْنَعْنَا قَدِیمُ عِزِّنَا وَ لَا عَادِیُّ طَوْلِنَا(1) عَلَى قَوْمِکَ‏ اَنْ خَلَطْنَاکُمْ بِاَنْفُسِنَا فَنَکَحْنَا وَ اَنْکَحْنَا فِعْلَ الْاَکْفَاءِ(2)، وَ لَسْتُمْ هُنَاکَ!».
امام(علیه السلام) این سخن را از این جهت مى گوید که لحن نامه ای کهبرای او نوشته است این بوده که بنى امیّه را هم طراز بنى هاشم مى دانست؛ در حالى که بنى هاشم کانون نبوّت وو بنى امیّه سردمدار کفر و شقاوت بودند؛ ولى هنگامى که ظاهراً مسلمان شدند،با آنها معامله هم طراز و اَکفاء کرد؛ به همین دلیل پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) با «امّ حبیبه» که دختر «ابوسفیان» بودنمود و رسول خدا(صلىعلیه وآله) دخترش «ام کلثوم» را به«عثمان» در آورد.(3)

پی نوشت:

(1). «طَوْل» به معناى امكانات و توانايى مالى است، به معناى فضل و بخشش نيز آمده است و در اصل از «طول» در مقابل «عرض» گرفته شده؛ زيرا توانايى هاى مالى يا جسمى يك نوع طول قدرت انسان را مى رساند و «ذِى الطَول» به معناى بخشنده است، بنابراين تعبير «عادِىّ طَوْلِنا» در جمله بالا به معناى عطاياى هميشگى ماست.

(2). «الأَكْفاء» جمع «كفؤ» بر وزن «قفل» به معناى هم رديف و هم طراز در شخصيت است.

(3). گردآوری از کتاب: پيام امام اميرالمؤمنين(عليه السلام)‏، مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: جمعى از فضلاء، دار الكتب الاسلامية‏، تهران‏، 1386 شمسی‏، چاپ: اول‏، ج 9، ص 406.

تاریخ انتشار: « 1397/09/15 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 16