امكان «امامت» براي کودکِ ممنوع التصرف در اموال؟!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

امكان «امامت» براي کودکِ ممنوع التصرف در اموال؟!

پرسش : چگونه کودکی که بر اساس دستورات اسلام ممنوع التصرف در اموال است می تواند امام باشد؟
پاسخ اجمالی:

اين اشكال از كسى صادر مى شود كه بصيرتى در دين ندارد؛ زيرا آيه اى را كه مخالفان در اين باب به آن اعتماد كرده اند خاص است و شامل امام معصوم(ع) نمى شود، به جهت آنكه خداوند با برهان عقلى و دليل نقلى امامت آنان را ثابت نموده است و اين مى رساند كه امام(ع) مخاطب آيه فوق نمى باشد و از زمره اَيتام خارج است. هيچ اختلافى بين امت نيست كه آيه فوق مربوط به كسانى است كه عقلشان ناقص است و هيچ ربطى به آنان كه عقلشان به عنايت الهى به حد كمال رسيده ندارد، اگر چه كودك باشند. لذا آيه شريف شامل ائمه اهل بيت(ع) نمى شود.

پاسخ تفصیلی:

برخى اشکال می کنند شما چگونه به امامت كودك اعتقاد داريد؟ در حالى كه خداوند مى فرمايد: «وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُم‏ ...»(1)؛ (و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند بیازمایید! اگر در آنها رشد [کافی] یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! ...) حال اگر خداوند كسى را كه به حدّ بلوغ نرسيده از تصرف در اموالش منع كند؛ پس چگونه ممكن است او را «امام» قرار دهد؛ زيرا امام، ولیّ بر خلق در تمام امور دين و دنيا است و صحيح نيست كه والى و سرپرست تمام اموال - از قبيل صدقه ها و خمس ها و امين بر شريعت و احكام و ... - كسى باشد كه ولايت بر درهمى از اموال خود را هم ندارد؟
در پاسخ به این اشکال باید بگوییم: اين اشكال از كسى صادر مى شود كه بصيرتى در دين ندارد؛ زيرا آيه اى را كه مخالفان در اين باب به آن اعتماد كرده اند خاص است و شامل امام معصوم(عليه السلام) نمى شود، به جهت آنكه خداوند با برهان عقلى و دليل نقلى امامت آنان را ثابت نموده است و اين مى رساند كه امام(عليه السلام) مخاطب آيه فوق نمى باشد و از زمره اَيتام خارج است. هيچ اختلافى بين امت نيست كه آيه فوق مربوط به كسانى است كه عقلشان ناقص است و هيچ ربطى به آنان كه عقلشان به عنايت الهى به حد كمال رسيده ندارد، اگر چه كودك باشند. لذا آيه شريف شامل ائمه اهل بيت(عليهم السلام) نمى شود.(2)
پاسخ ديگرى كه مى توان داد اين است كه: عنوان حقيقى و اصلى براى حكم به وجوب دفع مال به يتيمان، «رشد عقلى» است نه «بلوغ» و اگر تعبير به بلوغ در آيه به حدّ نكاح ذكر شده به جهت عنوان مشير به رشد عقلانى است؛ زيرا غالباً در اين هنگام است كه انسان رشيد مى شود و شاهد اين مطلب اينكه: اگر كسى از حد بلوغ بگذرد و حتى به سنين بالايى از عمر خود برسد؛ ولى رشيد نشده باشد اموالش را به او نمى دهند از اينجا معلوم مى شود كه ملاك، رشد عقلانى است كه از ابتداى سنين كودكى در امام معصوم(عليه السلام) وجود دارد.
از اينجا پاسخ پرسش هاى ديگر نيز درباره امامت كودك داده مى شود مثل اينكه طفل چگونه مى تواند امام باشد در حالى كه نمى تواند حتى امام جماعت باشد؟ طفل چگونه مى تواند امام باشد با آنكه معامله با او صحيح نيست؟ طفل چگونه مى تواند امام باشد در حالى كه عقد او باطل است؟ طفل چگونه مى تواند امام باشد در حالى كه گواهى او جز در موارد خاص مورد قبول نيست؟ و ...(3)

پی نوشت:

(1). سوره نساء، آيه 6.

(2). الفصول المختارة، مفيد، محمد بن محمد، محقق / مصحح: مير شريفى، على‏، كنگره شيخ مفيد، قم‏، ‏1413 قمری‏، چاپ: اول، ص 149 و 150، (فصل مناظرة في ما يخص مذهب الإمامة).

(3). گردآوری از: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، رضواني، علی اصغر، مسجد مقدس جمکران، قم، چاپ هفتم، 1390 ش، ص 240.

تاریخ انتشار: « 1397/02/13 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 719