ارتباط سرّی علی بن یقطین با امام کاظم(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ارتباط سرّی علی بن یقطین با امام کاظم(ع)

پرسش : علی بن یقطین چگونه با امام کاظم(علیه السلام) ارتباط داشت؟
پاسخ اجمالی:

على بن يقطين که مامور امام کاظم(ع) در دربار هارون بود به طور سرّى «خمس» اموال خود را به حضور پيشواى هفتم مى‏ فرستاد و گاهى در شرائط خطرناك، اموالى  براى آن حضرت مى‏ فرستاد. دو نفر از ياران او نقل مى‏ كنند كه روزى على بن يقطين ما را احضار كرد و اموال و نامه‏ هايى به ما داد و گفت: دو مركب سوارى بخريد و از بيراهه برويد و اين اموال و نامه‏ ها را به امام كاظم(ع) برسانيد، به طورى كه كسى از وضع شما آگاه نشود.

پاسخ تفصیلی:

على بن يقطين که مامور سری امام کاظم(علیه السلام) در دربار هارون بود به طور سرّى «خمس» اموال خود را به حضور پيشواى هفتم مى‏ فرستاد و گاهى در شرائط باريك و خطرناك، اموالى براى آن حضرت مى‏ فرستاد. دو نفر از ياران او نقل مى‏ كنند كه روزى على بن يقطين ما را احضار كرد و اموال و نامه‏ هايى به ما داد و گفت: دو مركب سوارى بخريد و از بيراهه برويد و اين اموال و نامه‏ ها را به امام ابى الحسن(علیه السلام) (حضرت كاظم) برسانيد، به طورى كه كسى از وضع شما آگاه نشود. اين دو نفر مى‏ گويند: به كوفه آمديم و مركب سوارى خريديم و توشه راه تهيه نموديم و از بي راهه حركت كرديم تا آنكه به سرزمين «بطنُ الرّمَه» رسيديم و چهارپايان را بستيم و براى آنها علوفه گذاشتيم و براى صرف غذا نشستيم. در اين هنگام سواره‏ اى همراه شخصى ديگر، نمايان گرديد. وقتى نزديك شد، ديديم امام كاظم(علیه السلام) است! از جا برخاسته سلام كرديم و اموال و نامه‏ ها را تحويل داديم، در اين هنگام امام نامه ‏هايى را بيرون آورد و به ما داد و فرمود: اينها جواب نامه‏ هاى شما است. گفتيم: غذا و توشه ما تمام شده است، اگر اجازه فرماييد به مدينه برويم تا هم پيامبر را زيارت كنيم و هم توشه تهيه نماييم. فرمود: آنچه از توشه شما باقى مانده بياوريد، توشه را بيرون آورديم، آن را با دست زير و رو كرد و فرمود: اين شما را تا كوفه مى‏ رساند. امام رفتن ما را به مدينه صلاح تشخيص نداد و فرمود: شما (در واقع) پيامبر را ديديد، اينك در پناه خدا بر گرديد.(1)
پسر على بن يقطين مى‏ گويد: امام كاظم(علیه السلام) هر چيزى لازم داشت يا هر كار مهمى كه پيش مى‏ آمد، به پدرم نامه مى‏ نوشت كه فلان چيز را براى من خريدارى كن يا فلان كار را انجام بده ولى اين كار را به وسيله «هشام بن حكم» انجام بده، و قيد همكارى هشام، فقط در موارد مهم و حساس بود.(2)
در سفرى كه امام كاظم(علیه السلام) به عراق نمود، على از وضع خود به امام شكوه نموده گفت: آيا وضع و حال مرا مى‏ بينيد (كه در چه دستگاهى قرار گرفته و با چه مردمى سر و كار دارم؟) امام فرمود: خداوند مردان محبوبى در ميان ستمگران دارد كه به وسيله آنان از بندگان خوب خود حمايت مى‏ كند و تو از آن مردان محبوب خدايى.(3)
بار ديگر كه على، در مورد همكارى با بنى عباس، از پيشواى هفتم(علیه السلام) كسب تكليف نمود، امام فرمود: اگر ناگزيرى اين كار را انجام بدهى مواظب اموال شيعيان باش. على‏ بن‏ يقطين فرمان امام را پذيرفت، و روى همين اصل، ماليات دولتى را برحسب ظاهر از شيعيان وصول مى‏ كرد، ولى مخفيانه به آنان مسترد مى نمود(4) و علت آن اين بود كه حكومت هارون يك حكومت اسلامى نبود كه رعايت مقررات آن بر مسلمانان واجب باشد. حكومت و ولايت از طرف خدا از آن موسى بن جعفر(علیه السلام) بود كه پسر يقطين به دستور او امول شيعيان را مسترد مى‏ كرد.(5)

پی نوشت:

(1). طوسى، اختيار معرفه الرجال، تحقيق: حسن المصطفوى، مشهد، دانشكده الهيات و معارف اسلامى، ص 436 ـ 437.

تاریخ انتشار: « 1392/11/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 857