عدم وصیت پیامبر(ص) درباره خلیفه بعد از خود!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

عدم وصیت پیامبر(ص) درباره خلیفه بعد از خود!

پرسش : آیا عقلاً قابل پذیرش است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) بعد از خود کسی را به عنوان وصی و جانشین معرفی نکرده باشد ؟
پاسخ اجمالی:

این ادّعا آنقدر بی اساس است که حتی بزرگان اهل سنت در آن دچار تردید شده اند؛ دکتر احمد محمود صبحی می گوید: آیا می شود باور کرد پیامبر(ص) مردم را بدون تعیین رهبر و خلیفه بعد از خود رها کند؟ واگر بر فرض چنین باشد آیا به ذهن کسی خطور نکرد که از پیامبر(ص) سؤال کند جایگزین تو، و رهبر آینده چه کسی خواهد بود؟
ابن ابی الحدید می گوید: در شگفتم که آنان از چگونگی تجهیز پیامبر(ص) و طریقه کفن و دفن ایشان سؤال می کنند، اما در مورد خلافت بعد از پیامبر(ص) سؤال نمی کنند و من نمی دانم در این رابطه چه بگویم؟

پاسخ تفصیلی:

این نسبت آنقدر واهی و بی اساس است که حتی برخی از بزرگان اهل سنت نیز در این مسأله دچار حیرت و تردید شده اند، از جمله: دکتر احمد محمود صبحی (نویسنده معروف مصری) در کتاب (نظریة الإمامة لدی الشیعه الاثنی عشریة) می گوید: «آیا می شود باور کرد پیامبر (صلی الله علیه وآله) مردم را بدون تعیین رهبر و خلیفه بعد از خود رها کند؟ ( و اگر بر فرض چنین باشد) آیا به ذهن کسی خطور نکرد که از پیامبر(صلی الله علیه و آله) سؤال کند جایگزین تو، و رهبر آینده چه کسی خواهد بود؟ آنان که در مورد همه چیز ( به اصطلاح از سیر تا پیاز) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) سؤال می کردند، حتی از مسائل دنیوی، مانند چگونگی باروری درخت خرما، و یا معالجه درد معده و امثال آن ....چگونه از پیامبر(صلی الله علیه و آله) در این مورد سؤالی نکردند، در حالی که می دانستند پیامبر(صلی الله علیه و آله) انسان است و او نیز می میرد، زیرا قرآن به آنان گفته بود «إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُم مَیِّتُونَ» (1) (تو می میری و آنان نیز می میرند).
امّا شیعه پاسخ آن را یافته است، شیعه می گوید: چون مرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله) نزدیک شد...» سپس دکتر صبحی حدیث غدیر و مسائل مربوط به آن را ذکر می کند.(2)
همچنین ابن ابی الحدید می­گوید: در شگفتم از اینکه آنان از چگونگی تجهیز پیامبر(صلی الله علیه و آله) سؤال می کنند، اما در مورد مسئله خلافت بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) سؤال نمی کنند، در حالی که اهمیت زمامداری بیش از سؤال در مورد کفن و دفن، و چگونگی نماز خواندن بر جنازه پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، و من نمی دانم در این رابطه چه بگویم ؟»
امّا همانطور که دکتر صبحی اعتراف دارد شیعه پاسخ به این حیرت زدگی و تردید را یافته است زیرا با توجه به اهتمامی که قرآن به اصل امامت(3) و حتی تعیین مصداق(4) آن داشته است هرگز تصور نمی شود که نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) آن را نادیده گرفته و توجهی به آن نداشته باشد در حالی که بلافاصله پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آگاهان و خبرگان به مسائل سیاسی ضرورت آن را درک کرده، و تلاش کردند، رهبری برای حکومت اسلامی در نظر بگیرند، چنانچه کسانی که در سقیفه بنی ساعدة گرد آمدند هدفشان همین بود.
و از جمله افراد سرشناس عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود که چون مرگ را در چهره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مشاهده کرد ضرورت وجود خلافت و رهبری را درک کرده و از علی(علیه السلام ) خواست تا در این رابطه از پیامبرصلی الله علیه و آله) سؤال کند.(5)
چگونه ممکن است که مردم در آن زمان از چگونگی تجهیز و تدفین پیامبر(صلی الله علیه و آله) سؤال کردند، اما از مسئله مهمتر که خلافت بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است غفلت نمودند و یا غفلت ننموده ولی پیامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ آنان را نداد و تکلیف آنان را روشن نساخت؛ مردمی که این آگاهی را داشتند که خطرات زیادی حوزه اسلام را تهدید می کند و برای همین پیشنهاد دادند ارتش اسلام مدینه را تخلیه نکند،(6) آیا نمی دانستند که لااقل همین ارتش موجود بدون رهبر اداره نمی شود؟ آنان این شعور را داشتند که فرماندهی جوانی را به بهانه بی تجربگی نپذیرند،(7) اما این احساس را نداشتند که جامعه بدون رهبر اداره نمی شود.
پس نه پیامبر(صلی الله علیه و آله) از این موضوع غفلت داشته است، و نه مردم؛ چرا که حکومت، بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مهمترین مسائل، و از مسئولیت های بزرگ آن حضرت محسوب می شد، مسئله ای که خداوند بزرگ، به سرانجام رسیدن رسالت پیامبر را منوط به ابلاغ آن می داند: «یا ایُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ مَا اُنزِ لَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَمَا بَلَّغتَ رِسَالَتَه وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»:(8)؛(ای رسول گرامی، آنچه به تو دستور داده شده، به انجام رسان، و اگر انجام ندهی بدان که رسالت پروردگار را انجام نداده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند) و تکامل دین و تمامیّت نعمت خود را، مرهون اجرای فرمان امامت علی(علیه السلام) می داند. آنجا که می فرماید:
«اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دِینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الاِسلاَمَ دِیناً»(9)
پس با اندک تأملی می توان دریافت که به هیچ وجه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در این رابطه سکوت ننموده است و ساحت مقدس آن حضرت از چنین نسبتی مبرّاست.(10)

پی نوشت:

(1). سورۀ زمره آیۀ 30.(2). نظریة الإمامة لدی الشیعة الاثنی عشریة، ص222،209 نویسنده یاد شده مصری واهل سنّت است.

تاریخ انتشار: « 1393/02/22 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1545