سکوت علی(ع) در مقابل غصب خلافت!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

سکوت علی(ع) در مقابل غصب خلافت!

پرسش : آیا علی(عليه السلام) در مقابل انحراف مسلمانان از مسأله خلافت، سکوت اختیار کرد؟
پاسخ اجمالی:

اولا: علی(ع) در موارد متعدد به حدیث غدیر و دستور پیامبر(ص) به جانشینی اش احتجاج نموده و هرگز سکوت نکرد، از جمله: در روز شورا، در زمان خلافت عثمان و در روز جنگ جمل. ثانیاً: علی(ع) مشغول تجهیز جنازه پیامبر(ص) بود و در سقیفه حضور نداشت تا در برابر جریان غصب خلافت در سقیفه بایستد. علی(ع) می فرماید: «آیا جنازه پیامبر را بدون غسل رها می کردم و به سوی مردم رفته، بر سر خلافت درگیر می شدم؟» از طرفی پیامبر(ص) در حدیثی علی(ع) را تشبیه به کعبه نموده و این را وظیفه مردم دانسته که بسوی او بیایند.

پاسخ تفصیلی:

در پاسخ به این سؤال باید گفت :
اولاً: با مراجعه به تاریخ در می یابیم که امیرمؤمنان علی(عليه السلام) در موارد متعددی به حدیث غدیر و دستور خاص پیامبراکرم(صلي الله عليه و آله) به جانشینی خویش اشاره کرده است و به گفتار رسول خدا (صلي الله عليه و آله) درباره خود احتجاج نموده است و هرگز سکوت نکرده است.
ما به برخی از این موارد اشاره می کنیم:
1- در کتاب مناقب خوارزمی از ابوطفیل عمرو بن واثله روایت شده است که: در روز شورا کنار درب منزل ایستاده بودم و شنیدم که علی(عليه السلام) به اهل شورا فرمود: «لاحتجن علیکم بما لا یستطیع عربیکم و لا عجمیکم تغییر ذلک»؛ (من بر علیه شما استدلالی می آورم که هیچ عرب و عجمی قدرت تغییر آن را نداشته با شد). سپس حضرت بعد از چندین احتجاج می فرماید: شما را به خدا سوگند آیا درباره کسی غیر از من رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: « من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره» و آنگاه فرمان داد حاضران به غایبان اطلاع دهند؟ همگان گفتند: بار خدایا خیر!»(1)
2- حاکم در کتاب مستدرک به سند خود از رفاعه از پدرش از جدّش روایت کرده است: در روز جنگ جمل با علی(عليه السلام) بودیم، حضرت به طلحة بن عبید الله خبر رساند که به دیدار من بیا! پس از حضور طلحه حضرت فرمود: تو را به خدا سوگند، آیا از رسول خدا شنیدی که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه »؛ (هر کس من مولای اویم پس این علی مولای اوست. بار خدایا دوست بدار دوست دار او را و دشمن بدار دشمن اورا!؟) گفت: بله، فرمود: پس چرا به جنگ من آمدی؟(2)
3-جوینی در فرائد السمطین می نویسد: علی (عليه السلام) در احتجاجی طولانی که با گروهی از انصار و مهاجرین در زمان خلافت عثمان داشته است، می فرماید:« شما را به خدا سوگند آیا می دانید زمانی که آیه «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » (3) و آیه « انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»(4) و آیه «ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله اذین جاهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة»(5) نازل شد ، گروهی از مردم گفتند: ای رسول خدا! آیا این آیات مخصوص بعضی از مؤمنین است یا همه را شامل می شود ؟ در اینجا بود که خداوند پیامبر (صلي الله عليه و آله) را مأمور کرد تا والیان امر را به مردم بشناساند و برای آنان همان گونه که نماز و روزه و زکات و حج را تفسیر کرد ، ولایت را نیز تفسیر کند. پس پیامبر(صلي الله عليه و آله) مرا در روز غدیر به ولایت منصوب فرمود...
همگان گفتند: بار خدایا آری! این را از رسول خدا شنیدیم و آنچه را گفتی شاهد بودیم.(6)
ثانیاً: علی (عليه السلام) در سقیفه حضور نداشت و مشغول تجهیز جنازه مطهر رسول خدا(صلي الله عليه و آله) بود، با این حال چگونه در برابر جریان غصب خلافت در سقیفه بایستد و نظر خویش را بیان کند. مؤید این مطلب ، گفتاری است که ابوبکر جوهری در کتاب « السقیفة و فدک» می نویسد، وی می گوید: " امام ابوجعفر محمد بن علی (عليه السلام) می فرماید: علی(عليه السلام)، فاطمه (عليها السلام) را بر دراز گوشی می نشانید و شبانه به در خانه انصار می رفت و از آنها مدد می جست. فاطمه نیز از آنان یاری می طلبید ولی آنان در پاسخ آن حضرت می گفتند: ای دختر رسول خدا! ما با ابوبکر بیعت کردیم و اگر پسر عمویت قبل از ابوبکر می آمد با او بیعت می کردیم. علی (عليه السلام) فرمود: «اکنت اترک رسول الله میتاً فی بیته لا اجهزه و اخرج الی الناس انازعهم فی سلطانه»؛ (آیا جنازه رسول خدا را بدون غسل رها می کردم و به سوی مردم رفته ، بر سر جانشینی و خلافت او با مردم درگیر می شدم؟) پس فاطمه(عليها السلام) فرمود: ابو الحسن جز آنچه که سزاوار بوده انجام نداد و آنها کاری کردند که خدا به حسابشان خواهد رسید(7)
از طرفی پیامبر گرامی اسلام در حدیثی امیر مؤمنان را تشبیه به کعبه نموده و این را وظیفه مردم دانسته که بسوی علی(عليه السلام) بیایند ، نه آنکه حضرت بسوی مردم رفته ، خلافت و امارت خویش را بر مردم تحمیل کند. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) می فرماید :« ای علی! مثل تو همانند کعبه است که مردم بسویش می آیند، نه آنکه او بسوی مردم برود»(8)

پی نوشت:

(1). مناقب خوارزمی، ص313

(7). شرح نهج البلاغه، ج6، ص13 به نقل از "سقیفه و فدک"، ص 62.

تاریخ انتشار: « 1393/02/22 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1994