نقل‌های تاريخی درباره بُعد الهی و غيبی واقعه كربلا

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

نقل‌های تاريخی درباره بُعد الهی و غيبی واقعه كربلا

پرسش : درباره بُعد الهی و غیبیچه نقل‌هائی وجود دارد؟
پاسخ اجمالی:

از مسائلی که در بُعد تاریخی حماسه عقیدتی کربلا سهم بسزایی دارد، مسأله «غیب» است. امری که موجب شد تا در بررسی این واقعه تاریخی اختلافاتی پیش آمده و بیشتر بصورت مقابله یک امر کلامی با یک مسأله تاریخی عنوان شود. در این زمینه روایات بسیاری وجود دارد که در بیشتر آنها آمده است که رسول خدا(ص) از شهادت امام حسین(ع) خبر داده بودند. علامه امینی بخشی از این نقل‌ها را در کتاب «سیرتنا و سنتنا» فراهم آورده‌اند. کتاب‌های اهل سنت مملو از این اخبار و آثار است. علاوه بر این روایات، اخباری نقل شده که به صراحت یا اشارت، وقوع حادثه کربلا را قبل از اتفاق افتادن آن، خبر داده است.
امّا طبیعی است که نه تنها امام حسین(ع)، بلکه پیامبر(ص) نیز در زندگی سیاسی خویش، از عنصر «غیب» استفاده نمی ‌کرد، جز در مقام اثبات نبوّت یا امامت؛ «رفتار پیامبر(ص) و ائمه مطابق ارزیابی سیاسی موجود بود». آگاهی از غیب را خداوند به طریقی به آنها داده است - به وسیله جبرئیل یا خواب و امثال آن- چرا که اصل غیب جز در اختیار خداوند نیست. اسوه بودن پیامبر(ص) و امام(ع) هم مبتنی بر وضع موجود و ارزیابی ظاهری است، نه بر غیب.

پاسخ تفصیلی:

از مسائلی که در بُعد تاریخی حماسه عقیدتی کربلا سهم بسزایی دارد، مساله «غیب» است. امری که موجب شد تا در بررسی این واقعه تاریخی اختلافاتی پیش آمده و بیشتر بصورت مقابله یک امر کلامی با یک مساله تاریخی عنوان شود. در این زمینه روایات بسیاری وجود دارد که در بیشتر آنها آمده است که رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) از شهادت امام حسین(علیه السّلام)داده بودند.بخشی از این نقل‌ها را در کتاب «سیرتنا و سنتنا» فراهم آورده‌اند. کتاب‌های اهلمملو از این اخبار و آثار است.(1)
علاوه(2) بر این روایات، که خود جنبه تاریخی دارد، اخباری نقل شده که به صراحت یا اشارت، وقوع حادثه کربلا را قبل از اتفاق افتادن آن،داده است. این اخبار در کتب تاریخی نقل شده که در ذیل به بخشی از آنها اشاره می‌کنیم.
در روایتی آمده است که: «امام حسین(علیه السّلام) در شبی قبل از آنکه از مدینه به سوی مکّه هجرت کند، بر سر قبر رسول الله(صلّی اللّه علیه و آله) آمد. پس از آنکه کنار قبر خوابش برد، در خواب پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) و جمعی از ملائکه را دید. پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) او را در آغوش گرفته و بدو فرمود: «یَا حُسَیْنُ! کَاَنَّکَ عَنْ قَرِیبٍ اَرَاکَ مَقْتُولاً مَذْبُوحاً بِاَرْضِ کَرْبُ وَ بَلَا مِنْ عَصَابَهٍ مِنْ اُمَّتِی وَ اَنْتَ فِی ذَلِکَ عَطْشَانٌ لَاتَسْتَقِی ... یَا حُسَیْنُ اَنَّ اَبَاکَ وَ اُمُّکَ قَدْ قَدَّمُوا عَلَیَّ وَ هُمْ اِلَیْکَ مُشْتَاقُونَ وَ اَنَّ لَکَ فِی الْجَنَّهِ دَرَجَاتٌ لَنْ تَنَالَهَا اِلَّا بِالشَّهَادَهِ»؛ (ای حسین! می‌بینم که بزودی به دست گروهی از امّت من در کربلا تشنه کشته خواهی شد ... ای حسین! پدر و مادرت بر من وارد شده و مشتاق دیدار تو هستند. تو درمقامی داری که جز با شهادت بدان دسترسی پیدا نمی‌کنی).
دردیگری آمده است که امام حسین(علیه السّلام) در مکّه فرمود: «اِنِّی رَاَیْتُ جَدِّی(صلّی اللّه علیه و آله) فِی مَنَامِی وَ قَدْ اَمرُونِی بِاَمْرٍ وَ اَنَا مَاضٍ لِاَمْرِهِ»(3)؛ (من جدّم را در خواب دیدم، به من دستوری داد که برای اجرای آن می‌روم). امام در نامه‌ای برای سعید بن عاص، با استناد به همین خواب، نوشت: «وَ اُعَلِّمُکَ اَنِّی رَاَیْتُ جَدِّی فِی مَنَامِی مُخْبِرُنِی بِاَمْرٍ وَ اَنَا مَاضٍ لَهُ»(4)؛ (تو را از این نکته آگاه کنم که من جد خود را خواب دیده‌ام. او به من خبری داده که من به دنبال آن هستم).
در منطقه خزیمیه، حضرت زینب(علیها السّلام) نزد برادرش امام حسین(علیه السّلام) آمد و عرض کرد: در نیمه‌های شب فریادی شنیدم. امام(علیه السّلام) فرمود چه شنیدی؟ زینب(علیها السّلام) گفت: هاتفی فریاد می‌زد: «اَلَا یَا عَیْنُ فَاحْتَفَلِی بِجُهْدٍ وَ مَنْ یَبْکِی عَلَی الشُّهَدَاءِ بَعْدِی وَ عَلَی الْقُوْمِ تَسُوقُهُمُ الْمَنَایَا بِمِقْدَارٍ اِلَی اِنْجَازٍ وَ عَدِی»؛ (یعنی ای چشم با جهد تمام جشن بگیر، چه کسی بعد از من بر شهیدان می‌گرید؟ مرگ به سوی این قوم حرکت می‌کند، به مقداری که وعده مرا منجز کند). امام(علیه السّلام) فرمود: «آنچه قضای الهی باشد، همان محقّق خواهد شد».(5)
از موارد دیگر هنگامی است که امام(علیه السّلام) به کربلا رسید. وقتی نام آن منطقه را پرسید و به او گفتند، فرمود: «لَقَدْ مَرَّ اَبِی بِهَذَا الْمَکَانِ عِنْدَهُ مَسِیرَهٌ اِلَی صِفَّیْنَ وَ اَنَا مَعَهُ فَوَقَفَ فَسَاَلَ عَنْهُ فَاَخْبَرَ بِاسْمِهِ فَقَالَ هَاهُنَا مَحَطُّ رِکَابِهِمْ وَ هَاهُنَا مِهْرَاقُ دِمَائِهِمْ، فَسَئَلَ عَنْ ذِلِکَ، فَقَالَ: ثِقْلٌ لِآلِ الْبَیْتِ مُحَمَّدٍ یَنْزِلُونَ هَاهُنَا»(6)؛ (پدرم در حین رفتن به صفّین از اینجا عبور کرد که من با او بودم. اسم این محل را پرسید و به او گفتند، فرمود: «اینجا محل فرود آنها و ریختن خونشان است». در این باره از او پرسش کردند، گفت: «جمعی ازدر اینجا فرود خواهند آمد».
امام در منطقهپس از ظهر، سرش را بر زمین نهاد و به خواب رفت. پس از بیدار شدن، شروع به گریه کرد.از علّت آن پرسید، امام فرمود: «انِّی رَاَیْتُ فَارِساً عَلَی فَرَسٍ حَتَّی وَقَفَ عَلَیَّ فَقَالَ: یَا حُسَیْنُ! اِنَّکُمْ تُسَرِّعُونَ الْمَسِیرَ وَ الْمَنایا لَکُمْ تَسْرَعُ اِلَی الْجَنَّهِ فَعَلِمْتُ اَنَّ اَنْفُسَنَا قَدْ نُعِیَتْ اِلَیْنَا»(7)؛ (سواری را دیدم که آمد و نزد ما توقف کرد، گفت: «ای حسین! شما در این سیر به سرعت می‌روید و مرگ برای شما به سرعت به سویمی‌رود. من دانستم که نفوس ما در حال وداع با ما هستند».
صبحامام(علیه السّلام) به خواهرش فرمود: «یَا اُخْتَاهُ! اِنِّی رَاَیْتُ جَدِّی فِی الْمَنَامِ وَ اَبِی عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ اُمِّی وَ اَخِی الْحَسَنَ(علیهم السلام) فَقَالُوا: اِنّکَ رَائِحٌ اِلَیْنَا عَنْ قَرِیبٍ وَ قَدْ وَ اللهِ یَا اُخْتَاهُ دَنَا الْاَمْرُ فِی ذَلِکَ لَا شَک»(8)؛ (ای خواهر! دیشب جدّم پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله)، پدرم علی، مادرم فاطمه و برادرم حسن را در خواب دیدم که می‌گفتند: تو بزودی به سوی ما خواهی آمد. ای خواهر بدون شک و بهقسم که وقت آن نزدیک است).
همچنین درباره شبنقل شده که امام فرمود: «پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) را دیدم که گروهی از اصحاب همراهش بودند و به من فرمود: «یَا بُنَیَّ! اَنْتَ شَهِیدُ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَدْ اِسْتَبْشَرَتْ بِکَ السَّمَاوَاتُ وَ اَهْلُ الصَّفْحِ الْاَعْلَی فَلْیَکُنْ اِفْطَارُکَ عِنْدِیَ اللَّیْلَه تَعْجَلْ وَ لَاتُوَخِّر»(9)؛ (فرزندم! تو شهید آل محمد هستی. آسمان‌ها و اهالی آسمان‌های اعلی به تو بشارت داده‌اند. تو باید امشب نزد منکنی، عجله کرده و تاخیر نکن).
در یک مورد دیگر از امیر المومنین علی(علیه السّلام) نقل شده که بنا به نقل مجاهد در کوفه بر سر منبر فرمود: «کَیْفَ اَنْتُمْ اِذَا اَتَاکُمْ اَهْلُ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ یَحْمِلُ قَوِیُّهِمْ ضَعِیفَهُمْ»؛ (چگونه خواهید بود، وقتی کهپیامبرتان بر شما وارد شوند در حالی که قوی‌تر آنها، ضعیفتر را بر دوش می‌کشد؟ مردم گفتند، چه و چه خواهیم کرد. امام سرش را تکان داد و فرمود: «تُورِدُونَ ثُمَّ تُعَرِّدُونَ ثُمَّ تُطِیعُونَ الْبَرَاءَهَ وَ لَا بَرَاءَهَ لَکُمْ».(10)
اینها نمونه‌هایی بود از آنچه دلالت بر آگاهی امام ازقبل از شهادت داشت، امّا طبیعی است که نه تنها امام حسین(علیه السّلام)، بلکه پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) نیز در زندگی سیاسی خویش، از عنصر غیب استفاده نمی ‌کرد، جز در مقام اثبات نبوّت یا امامت، رفتار پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) و ائمه مطابق ارزیابی سیاسی موجود بود. این آگاهی از غیب مواردی است که خداوند به طریقی آنها را آگاه می‌گردانید- به وسیله جبرئیل یا خواب و امثال آن- چرا کهغیب جز در اختیار خداوند نیست. پیشگامی و اسوه بودن پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) و امام(علیه السّلام) مبتنی بر وضع موجود و ارزیابی ظاهری است، نه بر غیب. این مشی تمامی انبیا و ائمه در شرایط طبیعی زندگیشان بوده است.(11)

پی نوشت:

(1). بیشتر این اخبار را با مصادر و منابع جدیدتر، علامه شیخ محمد باقر محمودی، در مجلد نخست کتاب عبرات المصطفین آورده‌اند.

(2). ترجمة الامام الحسین(علیه السّلام)، ابن سعد، محقق: طباطبائی، سید عبد العزیز، تراثنا، قم، بی تا، ص 161 - 154، و پاورقی همان صفحات.

(3). همان، ج 5، ص 51.

(4). همان، ص 116؛ تاريخ الأمم و الملوك، طبري، أبو جعفر محمد بن جرير، تحقيق: محمد أبو الفضل ابراهيم، دار الاعلمی بيروت، 1983 میلادی، ج 4، ص 291 همین مطلب را به عبدالله بن جعفر نیز نوشته است. (ترجمة الامام الحسين(علیه السّلام)، ابن سعد، همان، ص 202).

(5). الفتوح، الكوفى، أبو محمد أحمد بن اعثم، دارالکتب العلمیه، بيروت، 1406 قمری، ج 5، ص 122.

(6). الأخبار الطوال، الدينورى، ابو حنيفه احمد بن داود، محقق: عبد المنعم عامر، مکتبة عیسی البابی، قاهره، 1960 میلادی، ص 253.

(7). ترجمة الامام الحسين(علیه السّلام)، ابن سعد، همان، ص 177؛ الفتوح، همان، ج 5، ص 123.

(8). الفتوح، همان، ج 5، ص 175 - 176.

(9). همان، ج 5، ص 181.

(10). كتاب جمل من انساب الأشراف، البلاذرى، أحمد بن يحيى بن جابر، تحقيق: سهيل زكار، رياض زركلى، دارالفكر، بيروت، 1417 قمری/ 1996 میلادی، چاپ اول، ج 4، ص 82.

(11). گردآوری از کتاب: حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(علیهم‌السلام)، جعفریان، رسول، موسسه انصاریان، قم، 1381 شمسی، چاپ ششم، ص 217.

تاریخ انتشار: « 1397/06/24 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 17