مختصری از ويژگی های امام حسن(ع)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مختصری از ويژگی های امام حسن(ع)

پرسش : امام حسن(علیه السلام) دارای چه ویژگی های شخصیتی بودند؟
پاسخ اجمالی:

امام حسن(ع)، از چهره‌های برجسته اخلاقی است که رفتار و کردارش روشنگر راه هدایت است. انجام بيست و پنج سفر حج به صورت پیاده از ويژگی های مهم رفتاری اوست. بذل و بخشش در راه خدا، یکی دیگر از ویژگی های اخلاقی آن امام بزرگوار است. بطوری كه در طول زندگی خود، سه بار و هر بار نیمی از دارای خود را در راه خدا بخشیده است. ارتباط امام با كوفیانی كه براي حج به حجاز می آمدند، نشانه پذيرش امامت آن حضرت، از سوی آنان است. همچنین پيامبر(ص) در سخنانی ضمن اظهار علاقه به آن حضرت، دیگران را به دوست داشتن ايشان ترغيب می کند.

پاسخ تفصیلی:

امام حسن(علیه السّلام) در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری به دنیا آمد. آن حضرت شباهت زیادی به جدش رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) داشت.(1) پس از شهادت پدر بزرگوارش، ایشان رهبری شیعیان را عهده‌ دار شدند. از «ابی رزین» نقل شده است که امام در حالی برای مامی‌ خواند که لباسی سیاه و نیز عمامه‌ ای سیاه بر سر داشت.(2) امام حسن(علیه السّلام)، از چهره‌ های برجسته اخلاقی است که رفتار و کردارش روشنگر راه هدایت است. رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) در سخنان زیادی علاقه خویش را به فرزندشان امام حسن(علیه السّلام) بیان کرده و از دیگران نیز خواستند تا او را دوست بدارند. تعبیرهایی نظیر: «اَللّهُمَّ اِنِّی قَدْ اَحْبَبْتُهُ فَاُحِبُّهُ وَ اُحِبُّ مَنْ یُحِبُّهُ»(3)؛ «مَنْ اَحَبَّنِی فَلْیُحِبُّهُ وَ لِیَبْلُغِ الشَّاهِدُ مِنْکُمْ الْغَائِبَ»(4)؛ «مَنْ اَحَبَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَقَدْ اَحَبَّنِی وَ مَنْ اَبْغَضَهُمَا فَقَدْ اَبْغَضَنِی»(5)؛ «مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَنْظُرَ اِلَی سَیِّدِ شَبَابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ فَلْیَنْظُرْ اِلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ»(6)؛ نمونه‌ هایی از کلماتی است که رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) درباره فرزندشان [امام] حسن(علیه السّلام) فرموده‌ است.
درباره ویژگیهای عبادی امام مطالبی نقل شده است. از جمله درباره سفرهایآن حضرت که پیاده انجام شده، آمده است که: «اِنِّی لَاَسْتَحْیِ مِنْ رَبِّی اَنْ اَلْقَاهُ وَ لَمْ اَمْشِ اِلَی بَیْتِهِ، فَمَشَی عِشْرِینَ مَرَّهً مِنَ الْمَدِینَهِ عَلَی رِجْلَیْهِ»(7)؛ (من شرم دارم که خداوند را ملاقات کنم در حالی که پیاده به خانه او نرفته باشم. پس بیست بار از مدینه با پای پیاده بهخانهرفت). در نقل دیگری آمده است که آن حضرت بیست و پنج بار با پای پیاده به سفررفت.(8) «ابن سعد» در نقل خود پانزده بار ذکر کرده است.(9)
بذل و بخشش در راه خدا، یکی دیگر از ویژگی‌ های اخلاقی آن امام بزرگوار است که زبانزد خاص و عام بوده است. زمانی که «اسماعیل بن یسار» همراه «عبدالله بن انس» برای گرفتن پول به شام، نزدرفته و چیزی به دست نمی‌ آورند، اسماعیل در شعری خطاب به دوستش «ابن انس» می‌ گوید:
«لعمرک ما الی حسن رحلناو لا زرنا حسینا یا بن انس»(10)؛ (به جان تو سوگند ای فرزند انس که ما به سوی [امام] حسن(علیه السّلام) نرفته و بهحسین(علیه السّلام) نشتافته بودیم). مقصود او چنین بود که اگراین دو برادر است که زائر با دست پر باز می‌ گردد. در نقلی آمده است که شخصی حضور امام حسن(علیه السّلام) رسید و اظهار نیاز کرد. امام به او فرمود: نیازهایت را بنویس و به من ده. زمانی که او نوشت و آورد، امام دو برابر نیازش پرداخت.(11) و در روایت دیگری آمده است که امام، در طول زندگی خود، سه بار و هر بار نیمی از تمامی ما یملک خود را در راهبخشید.(12) «ابو هارون نامی» گوید: در سفربه مدینه رفتیم، گفتیم سری به فرزند رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) بزنیم و سلامی بر او بکنیم. نزد آن بزرگوار رفتیم و از سفر خود گفتیم. وقتی بازگشتیم، برای هر کدام ما چهار صد فرستاد. نزد آن حضرت برگشته گفتیم که وضعمان خوب است. حضرت فرمود: «لَاتُرَدُّوا عَلَیَّ مَعْرُوفِی».(13) به امام حسن(علیه السّلام) گفتند: «فِیکَ عَظَمَهٌ»؛ (شما عظمت خاصی دارید). امام فرمود: «لَا بَلْ عِزَّهٌ، قَالَ اللهُ تَعَالَی: فَلِلّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُوْمِنِینَ»(14)؛ (این عظمت نیست بلکه عزت است، خداوند فرموده است: عزت برای خدا، پیامبرش و مومنان است).
امام در مدت هشت نه سالی که پس از صلح در مدینه بودند، مرتب با شیعیان کوفه که برایبه حجاز می‌آمدند دیدار داشتند. طبیعی است که آنها حضرت را به عنوان امام خود پذیرفته و در کار دین‌ داری خود از آن حضرتمی‌ بردند. مردی از شامیان گوید: روزی در مدینه شخصی را دیدم با چهره‌ ای آرام و بسیار نیکو و لباسی در بر کرده که به طرز زیبایی آراسته و سوار بر اسب. درباره او پرسیدم. گفتند: حسن بن علی بن ابی طالب است. خشمی سوزان سر تا پای وجودم را فرا گرفت و بر علی بن ابی طالببردم که چگونه او چنین پسری دارد. پیش او رفته و پرسیدم آیا تو فرزند علی هستی؟ وقتی تایید کرد، سیل دشنام و ناسزا بود که از دهان من به سوی او سرازیر شد. پس از آن که به ناسزا گویی پایان دادم از من پرسید: آیا غریب هستی؟ گفتم: آری. فرمود: با من بیا، اگر مسکن نداری به تو مسکن می‌ دهم و اگر پول نداری به تو کمک می‌ کنم و اگر نیازمندی، بی‌ نیازت سازم. من از او جدا شدم در حالی که در روی زمین محبوبتر از او نزد من کسی نبود.(15)،(16)

پی نوشت:

(1). ترجمة الامام الحسن، ابن سعد، محقق: طباطبائي، سيد عبد العزيز، مؤسّسه آل البيت(عليهم السلام)، قم، بی جا، ص 130- 131.

(2). همان، ص 163.

(3). همان، ، ص 139؛ جامع الصحيح سنن الترمذي، أبو عيسى الترمذي السلمي، محمد بن عيسى، تحقيق: أحمد محمد شاكر، دار إحياء التراث العربي، بيروت، بی تا، ج 5، ص 661.

(4). ترجمة الامام الحسن(علیه السّلام)، ابن سعد، همان، ص 138؛ مسند أحمد بن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني، محقق: نوري، أبو المعاطي، عالم الكتب، بيروت، 1419 ق / 1998 م، چاپ اول، ج 5، ص 366؛ المستدرك على الصحيحين، أبو عبدالله حاكم نيسابوري، محمد بن عبدالله، دار المعرفه، بيروت، 1342 ق، ج 3، ص 173.

(5). ترجمة الامام الحسن(علیه السّلام)، ابن سعد، ص 138 و 143؛ مسند احمد بن حنبل، همان، ج 2، ص 440؛ المستدرک، همان، ج 3، ص 166.

(6). ترجمة الامام الحسن(ع)، ابن سعد، همان، ص 138؛ البداية و النهاية، ابن كثير الدمشقى، أبو الفداء اسماعيل بن عمر، دار الفكر، بيروت، 1407ق / 1986 م، ج 8، ص 35.

(7). اخبار اصبهان، اصبهانی، ابو نعیم، موسسه النصر، تهران، 1934 م، ج 1، ص 44.

(8). الإمامة و السياسة المعروف بتاريخ الخلفاء، ابن قتيبة الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم، تحقيق: شيري، علي، منشورات رضی، قم، 1413 ق، ص 73.

(9). ترجمة الامام الحسن(علیه السّلام)، ابن سعد، همان، ص 159.

(10). الأغاني، ابو الفرج اصفهانى‏، وزارة الثقایة و الارشاد القومی، الموسسة المصریة العامه‏، 1963 م، ج 4، ص 419.

(11). المحاسن و المساوی، بیهقی، ابراهیم بن محمد، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، دار صادر، بیروت، ۱390 ق، ص 55.

(12). ترجمة الامام الحسن(علیه السّلام)، ابن سعد، همان، ص 159؛ تاریخ الخلفاء، همان، ص 73؛ تذكرة الخواص‏، سبط ابن جوزى، يوسف بن قزاغلى‏، نینوی‏، تهران،‏ بی تا، ص 196.

(13). ترجمة الامام الحسن(علیه السّلام)، ابن سعد، همان، ص 155.

(14). ربيع‏ الابرار و نصوص الاخبار، زمخشرى، ابو القاسم محمود بن عمر، الرضى، قم، 1369 ق، ج 3، ص 177.

(15). الكامل في اللغة و الأدب، المبرد، النحوی، أبو عباس محمد بن يزيد، محقق / مصحح: تغاريد بيضون، نعيم زرزور، دار الكتب العلميه، بيروت‏، 1987 م / 1407ق، چاپ دوم‏، ج 1، ص 235.

(16). حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(علیهم‌السلام)، جعفریان، رسول، موسسه انصاریان، قم، 1381 ش، چاپ ششم، ص 165.

تاریخ انتشار: « 1397/07/19 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 20