امام رضا(ع) و «ايران»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

امام رضا(ع) و «ايران»

پرسش : زندگی و شهادت امام رضا(علیه السلام) در «ایران» چه آثار و برکاتی را برای این کشور و مردمان آن به همراه داشت؟
پاسخ اجمالی:

ورود امام رضا(ع) به ایران، آثار و برکات بسیاری را به همراه داشته است. از نظر تاریخی، وجود قبر حضرت در این محدوده، موجب گسترش تشیع شده است که تماس شیعیان ايران با امام(ع) و نگارش نامه هایی به حضرت و طرح سوال و گرفتن پاسخ، یکی از شواهد این امر است و مجموعه نامه های امام(ع) به افراد مختلف در توضیح مبانی شیعه، به راحتی گستردگی آن را نشان می دهد. از سویی توجه به حفظ آثار برجای مانده در مسير حركت امام(ع)، نشان از علاقه ویژه شیعی در میان مردم است؛ مانند مسجد امام رضا(ع) در «اهواز»، و... که در ایران به نام امام وجود دارد.

پاسخ تفصیلی:

در میان امامان شیعه، امام رضا(علیه السّلام) تنها امامی است که در کشور اسلامی ایران دفن شده است؛ امامی که از بدو ورودش به این سرزمین، سبب خیر و برکت و وجود پرجودش منشا خیرات و مبرّات شد. در حال حاضر آرزوی هر مسلمان شیعهِ ایرانی آن است که سالانه یک بار و یا حتی بیشتر بهمرقد شریفش مشرّف شود. گفتار «ابن حبّان» در این باره نشان می‌ دهد که نه تنها شیعیان؛ بلکه محدّثان و مردمان سنّی مذهب نیز زمانی احترام وافر نسبت به قبر آن اماماز خود نشان می‌ داده‌ اند و بهقبر شریفش نائل شده ومی‌ گرفتند.
بنا به نقل «ابن حجر» افرادی چون «ابوبکر بن خزیمه» و «ابو علی ثقفی» و عدّه‌ ای دیگر از مشایخ محدّثین بهمرقد شریفش می‌ رفته‌ اند.(1) «ابن حبان» از محدثان و رجال‌ شناسان قرن چهارم هجری، ذیل نام علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) می‌ نویسد: «علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) به وسیله سمّی کهبه ایشان خوراند، رحلت یافت. این حادثه در روز شنبه، آخرین روز صفر سال 203 بود. قبر او در سناباد، خارج ازدر کنار قبر هارون معروف است. من بارها آن راکرده‌ ام. وقتی در طوس بودم، هیچ مشکلی بر من وارد نمی‌ شد، مگر آن که بهقبر علی بن موسی الرضا(صلواتعلی جده و علیه) رفته و ازگشایش آن را می‌ خواستم و به درجه اجابت می‌ رسید و سختی از من برطرف می‌ شد». بعد می‌ نویسد: «و هذا شی‌ء قد جرّبته مراراً فوجدته کذلک اماتناعلی محبّه المصطفی و اهل بیته صلّیعلیه و علیهم اجمعین»(2)؛ (و این چیزی است که بارها آن را تجربه کردم و دیدم نتیجه همان بود،ما را با محبت رسولو اهل بیتش بمیراند).
از نظر تاریخی، تردیدی نیست که وجود قبر امام(علیه السّلام) در این محدوده، موجب گسترش تشیع بوده است. تماس شیعیان این ناحیه با امام(علیه السّلام) و نگارش نامه‌ هایی به آن حضرت و طرح سوال و گرفتن پاسخ، یکی از شواهد این امر است. مجموعه نامه‌ های امام(علیه السّلام) به افراد مختلف در توضیح مبانیبه راحتی، گستردگی آن را نشان می‌ دهد؛ نامه‌ هایی از قبیل تبیین جایگاهدر کتاب و سنّت.(3) برخی از مسائل کلامی(4) و نیز مسائل اختلافی میانو سنی مانند مسالهابو طالب(5)، توضیح مصداق شیعه(6)، توضیح مصداق صحابی(7) و معنای اولی الامر(8) و جز آن. این پاسخ‌ ها آموزه‌ هایی بود که برای شیعیان به عنوان دیدگاه قطعی پذیرفته می‌ شد. گزارشی هم حکایت از آن دارد که امام اموال خود را در روز عرفه میان مردم قسمت کرد و در برابر اعتراض «فضل بن سهل» که آن را «زیان» خوانده بود، امام آن را «غنیمت» دانست.(9)
یکی از شیعیان خالص امام(علیه السّلام) که در زمان حضور امام(علیه السّلام) در مرو به خدمت ایشان رسید، «دعبل خزاعی» بود. دانسته است که طایفه خزاعیان از طوایف شیعی عرب به شمار می‌ روند ودر این زمان شاعر برجسته عرب، خزاعی و شیعی شناخته می‌ شد. زمانی کهبه «خراسان» آمد، قصیده تائیه خود را سروده و گفته بود که نباید کسی پیش از امام رضا(علیه السّلام) آن را بشنود.(10) این قصیده تاریخرا در این دوره منعکس می‌ کند، تاریخی که همراه با درد و رنج و قتل و آزار است:
مدارس آیات خلت من تلاوه *** و منزلمقفر العرصات
لآل رسولبالخیف من‌*** و بالرکن و التعریف و الجمرات
دیار علی و الحسین و جعفر *** وو السجاد ذی الثفنات
دیار عفاها جور کلّ منابذ *** و لم تعف بالایّام و السنوات
... هم اهل میراث النبی اذا انتموا *** و هم خیر سادات و خیر حماه
تخیرتهم رشداً لامری فانهم ‌*** علی کلّ حال خیره الخیرات
نبذت الیهم بالموده جاهدا(11) *** و زد حبّهم یا ربّ فی حسناتی
... ا لم تر انّی مذ ثلاثین حجه *** اروح و اغدو دائم الحسرات
اری فیئهم فی غیرهم متقسّما *** و ایدیهم من فیئهم صفرات
دعبل امیدوار است کهدر اختیارقرار گیرد:
خروج امام لا محاله خارج ‌*** یقوم علی اسمو البرکات
یمیّز فینا کلّ حقّ و باطل ‌*** و یجزی علی النعماء و النقمات
امام از این شعر به شدت متاثر شد و یک صد دینار از دینارهایی که به اسم مبارک امام ضرب شده بود، به همراه جبّه‌ ای به وی داد.(12) عجیب آن که در راه دزدان قافله‌ ای را کهدر آن بود مورد حمله قرار دادند و پس از آن کهرا شناختند و او قصیده خود را برای آنها خواند، وسائل اهل قافله را پس دادند. مردمان قم، از وی خواستند تا جبّه اهدائی امام را به قیمت هزار دینار به آنان بفروشد، اما او نپذیرفت. پس از خروج از قم، جوانان عرب آن را از وی گرفتند. وی به شهر برگشت و تنها رضایت داد تا بخشی از جبه را به وی داده و هزار دینار نیز بگیرد.(13) به نظر آقای «اشتر» وی به احتمال در قم مانده تا زمانی کهدرگذشت امام را شنیده است.از روی خباثتی که داشت امام(علیه السّلام) را در نزدیکی قبر پدرشدر «طوس» دفن کرد. این امر آشوبی در وجودو شیعیان برانگیخت. در اشعار بعدیحملات صریحی به عباسیان است. وی به ویژه به همین ماجرا اشاره کرد:
«اری امیّه معذورین ان قتلوا *** و لا اری لبنی العباس من عذر
... قبران فی طوس: خیر الخلق کلهم ‌*** و قبر شرّهم هذا من العبر»(14) زمانی کهدر سال 210را به «طالبیان» بازگرداند،در شعری چنین سرود:
«اصبح وجه الزمان قد ضحکا *** بردّهاشم فدکا»(15)
دعبل با همه ارتباطی که با امیران و درباریان دورهو معتصم داشت، هیچ‌ گاه از تشیع دست نکشید و خود می‌ گفت که پنجاه سال است که چوبه دار خود را همراه می‌ برد؛ اما کسی او را بر دار نیاویخته است. اشعار وی در ستایشبسیار فراوان است:
«بابی و امی خمسه احبهم‌ *** لله، لا لعطیه اعطاها
بابی النبی محمد و وصیّه ‌*** الطیّبان و بنته و ابناها»(16) و در آخرین شعری که پیش از وفاتش سرود، گفت:
«اعدّ لله یوم یلقاه‌ دعبل: *** ان لا اله الا الله
... لله مولاه و النبیّ و من ‌*** بعدهما فالوصیّ مولاه(17)
به هر روی در زمینه گسترش تشیع در ایران، یکی از نکات غیر قابل انکار، آمدن امام رضا(علیه السّلام) به ایران است. توجه به حفظ آثار بر جای مانده از مسیر امام(علیه السّلام) در شهرها و مناطقی که به نحوی محل استقرار امام(علیه السّلام) بوده، نشان از علاقه ویژه شیعی در میان مردم است، هر چند ممکن است درباره برخی از این مکان‌ ها و ارتباط آنها با امام رضا(علیه السّلام)درستی در دست نداشته باشیم.
به عنوان نمونه، مسجددر «اهواز»(18) یکی از قدیمی‌ ترین نقاطی است که در ایران به نام امام رضا(علیه السّلام) وجود دارد. جدای از «ابو دلف»، «یاقوت» هم از «پل شوشتر» در «اهواز» و مسجدی که به نام امام رضا(علیه السّلام) روبروی آن بوده یاد کرده است.(19) دو نقطه منسوب به امام رضا(علیه السّلام) در شهر «شوشتر» است یکی از آنها کمی دورتر از پل «شاه علی» و لشکر(20) و دیگری در شرق «شوشتر» نزدیک رودخانه «شطیط.»(21) بر این بنای دوم تاریخی از سال 1094 دیده می‌ شود.
قدمگاه دیگری هم در شرق شهر «دزفول» موجود است.(22) همه اینها به نام امام رضا(علیه السّلام) «دیمی» قرار دارد که این «دیمی» نامی بر گرفته از منطقه است.(23) دو بقعه دیگر، یکی در «دزفول» و دیگری در «شوشتر» با نام «شاخراسون» وجود دارد. دو بقعه دیگر در «شوشتر» با نام‌ های «امام ضامن» در حوالی «کنارستان» و «بقعه امام رضا(علیه السّلام)» در حوالی «بلوک عقیقی» وجود دارد.(24) محلی هم به عنوان «قدمگاه امام رضا(علیه السّلام)» در جنوب آبادی «کهنک»(25) در حوالی «شوشتر» وجود دارد. در شهر «ارجان» که در قدیم شهر آبادی بوده و اکنون در یک فرسخی آن «بهبهان» با قدمت سیصدساله وجود دارد، محلی با نام قدمگاه یا مسجد امام رضا(علیه السّلام) است که گفته شده حضرت در حرکت خود به خراسان در اینجاخوانده‌ اند.(26)
مسجد قدمگاه امام رضا(علیه السّلام) در «ابرقو»، مشهور به مسجد بیرون هم از اماکنی است که شناخته شده و آثاری از آن بر جای مانده است.(27) در شهر «یزد» هم چندین قدمگاه وجود دارد. از جمله آنها قدمگاه «خرانق» (مشهدک) است. «خرانق» در شصت کیلومتری شهر «یزد» قرار دارد. تاریخ این قدمگاه بر اساس کتیبه موجود در آن مکان به قرن ششم هجری باز می‌ گردد. در این کتیبه آمده است: «لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه، امیر المومنین به تاریخ ست و تسعین مائه علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) اینجا رسیده است و در این مشهد فرود آمد و مقام کرد و به تاریخ سنه اثنی و تسعین و خمسمائه خراب بوذ و از جهد بوبکر بن علی ابی نصر فرمودند و به دست ضعیف پرگناه یوسف بن علی بن محمد بنا واکرده شد خدایا بر آن کس رحمت کن کی یک بار قل هوبه اخلاص در کار آنک فرمود و آنک کرد و آنک خواند کند کتبه یوسف بن علی بن محمد فی شهر ربیع الاول سنهو تسعین و خمسمائه».(28)
به یقین در آن حوالی شیعیانی زندگی می ‌کرده‌ اند که این بقعه را سر پا نگاه داشته‌ اند. اثر تاریخی دیگر مربوط به آثار سفر امام رضا(علیه السّلام) قدمگاه «ده‌شیر» در «فراشاه» است. این قدمگاه در کنار جاده «تفت» به «ده‌شیر» و در مرکز «فراشاه» قرار دارد. کتیبه‌ ای که در محراب بنای آن وجود دارد حکایت از آن می‌ کند که «گرشاسب بن علی» از امرای کاکویه دیلمی در سال 512 آن مکان را ساخته است. بنای مزبور در همان عصر به نام مسجد مشهد علی بن موسی الرضا شهرت داشته است.
کتیبه بر جای مانده چنین است:
حاشیه اول: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ ... (شوری 23)
حاشیه دوم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
و نام دوازده امام.
متن:تطهیر
خط دوم: لا اله الامحمد رسول الله (در زیر آن علی ولیبا خط جدیدتر به آن الحاق شده است)
خط سوم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قَدْ اَفْلَحَ الْمُوْمِنُونَ ...
خط چهارم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ ...
امر بعماره هذا المسجد المعروف بمشهد علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) العبد المذنب الفقیر الی رحمهتعالی کرشاسب بن علی بن فرامز ابن علاء الدوله تقبلمنه فی شهور سنه اثنی عشره ومائه.(29)
در محله «دار الشفای یزد»، مسجدی با نام مسجد «فرط» یا «پتک» وجود دارد که بسیار کهن و قدیمی است. داستان بنای این مسجد به زمان خروج «ابو مسلم خراسانی» برمی‌ گردد. گفته شده است که امام رضا(علیه السّلام) چون در سفر خراسان به یزد آمد در این مسجدگزارد. اکنون نیز یکی از حجرات مسجد به نام «صومعه امام رضا(علیه السّلام)» شناخته می‌ شود. این مسجد در سال 1087 بازسازی شده است. سنگی در صومعه وجود دارد با این عبارت: وقف کرد بر صومعه متبرکه امام علی موسی الرضا(علیهما السلام) میرک شربت‌دار فی تاریخ سنه 937.(30)
دو سنگ نبشته یکی با تاریخ 516 در موزهمشهد و دیگری با تاریخ 547 در موزه «فریر گالری واشنگتن» مربوط به مسجد مشهدموجود است که هر دو نشانی است از قدمگاه‌ های «یزد» و دیگر حضور تشیع در این دیار. متن هر دو سنگ را آقای افشار چاپ کرده‌اند.
عبارات سنگ مورخ 516 چنین است:
حاشیه اول: بسمالرحمن الرحیم و نام دوازده امام
حاشیه دوم: بسمالرحمن الرحیم وانما ولیکم الله
حاشیه سوم: امر بعماره المشهد الرضوی علی بن موسی الرضا(علیه السّلام) المذنب الفقیر الی رحمهابو القاسمبن علی بنالعلوی الحسینی تقبلمنه
پیشانی:اکبر
متن: هذا مقام الرضا(علیه السلام) اقبل علی صلاتک و لاتکن من الغافلین شعبان سنه سته عشر و خمس
زیر: مائه. عمل عبدالله بنمره.(31)
سنگ نبشته دوم:
حاشیه اول:17 و 18 آل عمران
حاشیه دوم و سوم: بسمالرحمن الرحیم و نام چهارده معصوم
پیشانی:تطهیر
متن:اخلاص و این جمله: امر بعماره هذا المسجد المعروف بمشهد علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) العبد المذنب الی رحمهتعالی جنید بنبر الفاد (نقطه فاء مشخص نیست).
زیر سنگ: فی سنه سبع وومائه. عملبن محمد بناسک.(32)
مسجد دیگری با نام «مسجد قدمگاه» در شهر یزد در محله مالمیر خارج حصار وجود دارد.(33)
در روستای «بافران» در پنج کیلومتری «نائین» درختی وجود دارد که مردم آن را «موم رضا» می‌ نامند و چنین شهرت دارد که امام رضا(علیه السّلام) زیر این درخت غذا تناول فرموده‌ اند. مردم هم درو بیست و یکم رمضان در آنجا جمع می‌ شوند. گفته شده که «شاه عباس» هم در آنجا بنایی ساخته بوده است.(34) در خود «نائین» هم قدمگاه مسجدوجود دارد. گفته شده که حضرت در این مسجدخوانده است. ایضاً در نائین حمام و مسجد امام رضا(علیه السّلام) وجود دارد که گفته شده حضرت در آنجا استحمام نموده و در مسجدخوانده است. این دو در محله «گودالو» در «نائین» قرار دارند. در پشت مسجد کلوان هم قدمگاهی وجود دارد که منسوب به امام رضاست.(35)
«رافعی» نوشته است که: «قد اشتهر اجتیاز علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) بقزوین و یقال انه کان مستخفیا فی دار داود بن سلیمان غاری»(36)؛ (شهرت دارد که علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) از قزوین عبور کرده و گفته شده که در خانه داود بن سلیمان غازی پنهان بوده است). گویا کسی در این نکته تردید ندارد که مسیر امام در سفر به خراسان از قزوین نبوده است. نیز گزارش شده است که امام رضا(علیه السّلام) از نطنز گذشته و محلی که اکنون به نام قدمگاه [حضرت] علی(علیه السّلام) شهرت دارد مربوط به توقف امام رضا(علیه السّلام) در این شهر است.(37)
همچنین گزارش شده است که امام رضا(علیه السّلام) از «دامغان» گذشته و در محلی با نام «آهوان»، چند آهو خدمت آن حضرت رسیده‌ اند.(38) ورود امام رضا(علیه السّلام) به «نیشابور» در منابع فراوانی آمده است. شیخ «صدوق» از ورود آن حضرت به محله «فرد» در «نیشابور» یاد کرده و نوشته است که تاکنون (نیمه دوم قرن چهارم) در آن محل حمامی بنا شده که به «حمام رضا» مشهور است.(39) همچنین در بیست و شش کیلومتری «نیشابور» قدمگاه معروف منسوب به امام رضا(علیه السّلام) موجود است و به این نام شهرت دارد. جایی هم با نام «عین الرضا» در محلی با نام «حمراء»(40) شناخته شده بوده است. از جایی نیز با نام «پسندیده»، که محل اقامت امام بوده و ایشان از آن راضی بوده و به همین دلیل از آن با عنوان «پسنده» یاد شده نام برده شده است.(41)
در میان اصحاب امام رضا(علیه السّلام) کسانی هستند که حتی اگر عرب نیز بوده‌ اند، در شهرهای ایرانی زندگی می‌ کرده و نامی ایرانی یافته‌ اند. چند نفری که به «همدانی» شهرت دارند ندانستیم که «همدانی» هستند یا «همدانی». بنابراین یادی از آنها نکردیم. از «رازی‌» ها و «قمی‌» ها و غیر شهرهای ایران هم یاد نکرده‌ ایم. کسانی که لقب آنها منسوب به شهرهای ایرانی است عبارتند از: ابراهیم بن ابی محمد خراسانی (مسند الرضا(علیه السّلام) 2/ 511) ابو سعید الخراسانی (مسند 2/ 514) محمد بن عبدالله الخراسانی (مسند 2/ 548) سلیمان بن حفص مروزی (مسند 2/ 533) سلیمان بن صالح مروزی (مسند 2/ 534/) سهل بن قاسم نوشجانی (مسند 2/ 534) ابو القاسم الفارسی (مسند 2/ 515) فتح بنالجرجانی (مسند 2/ 542) فضاله بن ایوب ازدی سکن اهواز (مسند 2/543) محمد بن اسحاق طالقانی (مسند 2/ 545) محمد بن ابی یعقوب بلخی (مسند 2/545)) محمد بن زید طبری (اصله کوفی) (مسند 2/ 547) نعیم بن صالح طبری (مسند 2/ 553) ابو سعید النیسابوری (مسند 2/ 515)بن جعفر الارجانی (مسند 2/ 515) ابو حیون مولی الرضا (مسند 2/ 514).(42)

پی نوشت:

(1). تهذيب التهذيب، العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل، هند، 1325 ق، ج 7، ص 387.

(2). الثقات، أبو حاتم التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد، مجلس دائره المعارف العثمانیه، هند ، 1393 ق، چاپ اول، ج 8، ص 456 - 457.

(3). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلاميه، تهران، ‏1407 ق، چاپ چهارم، ج 1، ص 223؛ بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد(صلّى الله عليهم)‏، صفار، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباس على‏، کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي‏، قم،‏ 1404 ق، چاپ دوم‏، ص 118؛ بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 ق، چاپ دوم، ج 23، ص 336.

(4). التوحيد، ابن بابويه، محمد بن على‏، مکتبة الصدوق، تهران، 1398 ق، ص 117؛ عيون أخبار الرضا(عليه السلام)‏، ابن بابويه، محمد بن على‏، نشر اعلمی‏، تهران،‏ بی تا، ج 1، ص 16.

(5). معادن الحکمه فی مکاتیب الائمه (علیهم السلام)، فیض کاشانی، محمد، تحقیق: احمدی، علی، جامعه مدرسین قم، 1407ق، ج 2، ص 176.

(6). قرب الإسناد، حميرى، عبد الله بن جعفر، مکتبة نینوی، تهران، بی تا، ص 203، 206.

(7). عیون اخبار الرضا(علیه السّلام)، همان،ج 2، ص 87.

(8). كتاب التفسير، عياشى، محمد بن مسعود، تحقيق: رسولى محلاتی، سيد هاشم، چاپخانه علميه، تهران، 1380 ق، چاپ اول، ج 1، ص 360؛ بحارالانوار، همان، ج 23 ص 296.

(9). محاضرات الأدباء ومحاورات الشعراء والبلغاء، راغب أصفهانى، أبو القاسم الحسين بن محمد، منشورات الرضی، قم، 1374 ش، ج 1، ص 589.

(10). دعبل بن علی الخزاعی شاعر اهل بیت(علیهم السّلام)،عبد الکریم الاشتر، دار الفکر، دمشق، 1404 ق، ص 83؛ الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، امينى، عبد الحسين، دار الکتب العربی، بیروت، 1397 ق، ج 2، ص 359؛ إتحاف بحب الأشراف‏، شبراوى‏، جمال الدين، المطبعة الادبیه‏، مصر، 1416 ق، الاتحاف، ص 161.

(11). «فیا رب زد قلبی هدیّ و بصیرة».

(12). دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص 89، از عیون اخبار الرضا(علیه السّلام)، همان، ص 368؛ فصول المهمة في معرفة الأئمة عليهم مالكى، ابن صباغ، منشورات الاعلمی‏، تهران،‏ ص 231.

(13). دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص 91.

(14). همان، ص 95 - 98.

(15). فتوح البلدان‏، بلاذرى، احمد بن يحيى‏، دار الکتب العلمیه‏، بيروت‏، 1404 ق، ص 37؛ دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص 107.

(16). دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص 212؛ همان، ، ص 247.

(17). همان، ص 140.

(18). سفرنامه ابو دلف در ایران، ابو دلف، مترجم: طباطبائی، ابوالفضل، زوار، تهران، 1354 ش، ص 89 در قرن چهارم از آن خبر داده است.

(19). معجم البلدان، الحموى، شهاب الدين ابو عبد الله ياقوت بن عبد الله، بيروت، دار صادر، 1995م، چاپ دوم، ج 1، ص 285؛ مرات البلدان، اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، ت‍ص‍ح‍ی‍ح: ن‍وائ‍ی، ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ‌، م‍ح‍دث، ‌م‍ی‍ره‍اش‍م‌، دان‍ش‍گ‍اه‌ ت‍ه‍ران‌، تهران، 1367 ش، ج 1، ص 132.

(20). جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام) از مدینه تا مرو، عرفان منش، جلیل، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1374 ش، ص 58 - 59.

(21). همان، ص 59 - 60.

(22). همان، ص 61.

(23). دیار شهر یاران، اقتداری، احمد، انجمن آثار ملی، تهران، 1353 ش، ج 1، ص 554 و368؛ جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص 57.

(24). دیار شهر یاران، همان، ص 320 و 869 و 771 و 775.

(25). جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص 63.

(26). مرات البلدان، همان، ج 1، ص 368؛ جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص 78 - 79.

(27). یادگارهای یزد، افشار، ایرج، انجمن آثار ملی، تهران، 1354 ش، ج 1، ص 357 و 358. قسمت ‌هایی از کتیبه کاشی معرق مورد نظر که اشاره به ورود امام رضا(علیه السلام) در آن آمده، به طور عمده از بین رفته است.

(28). یادگارهای یزد، همان، ج 1، ص 173 - 177.

(29). همان، صص 383 - 384.

(30). همان، ص 211 - 217.

(31). همان، ص 917.

(32). همان، ج 2، ص 918 گویا نویسنده دانشمند کتاب جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام) از این موارد و نمونه بعدی غفلت کرده ‌اند.

(33). همان، ج 2، ص 274.

(34). تاریخ نائین، بلاغی، عبدالحجه، بی نا، تهران، ۱۳۶۹ ق، ج 2، ص 236 – 237؛ جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص 109.

(35). تاریخ نائین، همان، ج 2، ص 230، 237، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص 113 - 115.

(36). التدوين في أخبار قزوين، الرافعي القزويني، عبد الكريم بن محمد، تحقيق: عطاري، عزيز الله، دار الكتب العلميه، بيروت، 1408 ق، ج 3، ص 428.

(37). میراث فرهنگی نطنز، اعظم واقفی، سید حسین، انجمن میراث فرهنگی نطنز، تهران، 1374 ش، ص 158 - 161.

(38). بحر الانساب، حسینی الموصلی، رکن الدین، افست اسلامیه، تهران، ۱۳۸۵ ق، ص 101 - 103 اشاره به ولایت خراسان کرده نه خصوص دامغان. (جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص 116 - 117).

(39). جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص 132 - 133.

(40). الثاقب فی المناقب، محمدبن‌علی طوسی، مصحح: نبیل ‌رضا علوان، انصاریان، قم، 1411 ق، ص 146. گفته شده که شاید حمراء آن روزگار ده سرخ فعلی باشد. (جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص 136).

(41). الثاقب فی المناقب، همان، ص 147.

(42). حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(علیهم‌السلام)، جعفریان، رسول، موسسه انصاریان، قم، 1381 ش، چاپ ششم، ص 459.

تاریخ انتشار: « 1397/08/13 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 29