بی پناهی ایتام و مسئله عدل الهی؟!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

بی پناهی ایتام و مسئله عدل الهی؟!

پرسش : چرا خداوند ایتام را از داشتن پدر و مادر محروم کرده است؟ آیا رحمت خداوند اقتضا می کند اطفالی بدون والدین زندگی کنند؟
پاسخ اجمالی:

اولا: مرگ هر انسانی تابع نظام «علّت و معلول» است؛ اگر خداوند بخواهد جلوی تأثیر «علل» را بگیرد، اساس این جهان مادی از هم خواهد گسست. هماهنگی با طبیعت و «کنترل نظام علت و معلول» به نفع «سلامت» انسانها بواسطه «نعمت عقل و تدبیر» به عهده خود انسانها گذاشته شده است. از طرفی عوامل بشری نیز در مرگ انسانها نقش مهمّی دارند و نمی توان «عدل خدا» را زیر سوال برد و «عمل و تدبیر انسان» را فراموش کرد!

ثانیا: خداوند در «دنیا و آخرت» بصورت «تکوینی و تشریعی» از یتیم «حمایت» می کند. اگر کودکی که یتیم شده است سختی های دنیا را تحمل کند، در دنیا به مقاماتی می رسد که همگان آرزوی آن را دارند. از طرفی دیگر اين افراد که با مجاهدت، مشکلات را تحمّل کرده و صبر پیشه می کنند، ثواب بيشتری در آخرت از اعمال خود مي برند؛ چون «برترين اعمال، مشكل ترين آنها است». در دستورات دینی نیز یتیم از رحمت خداوند مهربان بی نصیب نیست و قرآن كریم و پیشوایان معصوم(ع) امر سرپرستی كودكان یتیم را به مؤمنین سپرده اند تا در جامعه یتیمی آواره نماند و در پناه مؤمنان نیازهای آن ها برطرف شود. در نتیجه اگر در جامعه ای شاهد بدرفتاری با یتیم باشیم و کسانی پیدا نشوند که سرپرستی یتیم را برعهده گرفته و گرامی بدارند، بجای تردید در عدالت خداوند در «انسانیت» افراد آن جامعه باید شک کرد.

پاسخ تفصیلی:

خداوند در آیات 1 و 2ماعون پیغمبر اکرم(صلیعلیه وآله) را مخاطب قرار داده و اثرات شوم انکار روز جزا را در اعمال منکران بازگو مى کند: «اَ رَاَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ‏ * فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ‏»؛ (آیا دیدى کسى را که روز جزا را پیوسته انکار مى کند * او همان کسى است که یتیم را با خشونت مى راند). در اینجا این نکته جلب توجه مى کند که در مورد یتیمان مساله عواطف انسانى بیشتر مطرح است تا اطعام و سیر کردن، چرا که بیشترین رنج یتیم از دست دادن کانون عاطفه و غذاى روح است، و تغذیه جسمى در مرحله بعد قرار دارد.(1) اینکهبه نوازش یتیم سفارش میکند و راندن یتیم با خشونت را از آثار شوم انکار روز جزا بر می شمارد در آن شکی نیست، ولی نوازش دیگران هرگز جای خالی پدر و مادر را پر نمی کند. اگر مرگ و زندگی به دست خداست چرا اصلا با مرگ پدر و مادری کودکی یتیم می شود تا نیاز به نوازش دیگران پیدا کند؟ آیا رحمت خداوند اقتضا می کند اطفالی بدون والدین زندگی کنند؟
در پاسخ به این سوال دو نکته را باید مورد توجه قرار دهیم:

1) مرگ زود هنگام پدر و مادر، برخلاف زندگی طبیعی آنها و استثناء می باشد.

بسیارى‏ از موجودات‏ از نظر ساختمان‏ طبیعى‏ و ذاتى استعداد و قابلیت بقاء براى مدتى طولانى دارند، ولى در اثناء این مدت ممکن است موانعى ایجاد شود که آنها را از رسیدن به حد اکثر عمر طبیعى باز دارد، مثلا یک چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن، ممکن است مثلا بیست ساعت استعداد روشنایى داشته باشد، اما وزش یک باد شدید و ریزش باران و یا عدم مراقبت از آن سبب مى شود که عمر آن کوتاه گردد. در اینجا اگر چراغ با هیچ مانعى برخورد نکند و تا آخرین قطره نفت آن بسوزد سپس خاموش شود بهحتمى خود رسیده است و اگر موانعى قبل از آن باعث خاموشى چراغ گردد مدت عمر آن را «اجل غیر حتمى» مى گوئیم.
در مورد یک انسان نیز چنین است اگر تمام شرائط براى بقاى او جمع گردد و موانع بر طرف شود ساختمان و استعداد او ایجاب مى کند که مدتى طولانى- هر چند این مدت بالاخره پایان و حدى دارد- عمر کند، اما ممکن است بر اثر سوء تغذیه یا مبتلا شدن به اعتیادات مختلف و یا دست زدن به خودکشى یا ارتکاب گناهان خیلى زودتر از آن مدت بمیرد، مرگ را در صورت اولحتمى و در صورت دومغیر حتمى مى نامند. و به تعبیر دیگرحتمى در صورتى است که ما به مجموع علل تامه بنگریم وغیر حتمى در صورتى است که تنها مقتضیات را در نظر بگیریم.(2) اینکه کسی با وجود مقتضیات نمیرد نیز امکان پذیر نیست؛ چرا که تاثیر عوامل و اسباب مرگ لازمه عالم طبیعت و زندگی در آن است. اگر خداوند متعال بخواهد جلوی تاثیر این عوامل را بگیرد دیگر در هیچ موردی این علل، علیت نخواهند داشت و اساس این جهان مادی از هم خواهد گسست. در مورد بحث ما نیز که پدر و مادری قبل ازفرزندان از دنیا می روند و این امر منجر به یتیم شدن فرزندان می شود، خداوند آن پدر و مادر را طوری آفریده است که عمر بیشتری داشته باشند و هرگز دوست ندارد فرزندی یتیم شود و این خود پدر و مادر هستند که با اعمال و رفتار خود مرگ خود را جلو انداخته و زمینه یتیم شدن فرزندان را فراهم می کنند. گاهی نیز عوامل دیگری منجر به مرگ والدین می شوند که آنها نیز جزئی از این نظام طبیعی هستند. بنابر این نمی توان به این بهانه عدلرا زیر سوال برد. لذا شایسته است والدین با در نظر گرفتن نظام اسباب و علل، با اصلاح سبک زندگی و اقدامات پیش گیرانه از بروز حوادث جلو گیری نمایند، تا سبب یتیم شدن و محرومیت فرزندشان نشوند. همچنین انسانها موظف به اصلاح شیوه روابط موجود دربشری هستند تا احتمال ظلم و تعدی در حق یکدیگر را کاهش دهند.

2) خداوند در دنیا وچه بصورت تکوینی و چه بصورت تشریعی از یتیم حمایت می کند.

کودکی که به هر دلیلی یتیم شده است اینگونه نیست که زمینه پیشرفت و سعادت او در دنیا ووجود نداشته باشد؛ بلکه برعکس اگر سختی های دنیا را، که برای هر انسانی به نحوی وجود دارد، تحمل کند هم در دنیا به مقاماتی می رسد که همگان آرزوی آن را دارند و هم دردر بالاترین درجاتجای خواهد داشت.
بسیاری از انسان های بزرگ در کودکی یتیم شده اند و این امر باعث رشد و تکامل آنها بوده است و پس از مقاومت در برابر سختی ها به درجات بالایی دست پیدا کرده اند. به عنوان مثال حضرت رسول(صلىعلیه و آله) سه مرحله یتیمى در زندگی داشت که هر سه را به لطف خداوند پشت سر گذاشت. زمانى که آمنه حضرت رسول(صلىعلیه و آله) را حامله بود، پدرش عبداللَّه را از دست داد. پس از ولادت در دامن آمنه پرورش یافت. شش سال سایه پر مهر و محبّت مادر بر سرش بود، و در سنّ شش سالگى، آمنه نیز چشم از جهان فرو بست. پس از آن، نوزاد عبداللَّه تحت کفالت و حمایت جدّشقرار گرفت و خداوند به وسیله او پناهگاهى براى یتیم‏ عبداللَّه و آمنه فراهم ساخت. اما عمر این پناهگاه نیز طولانى نبود و در سنّ هشت سالگى پیامبر، عبدالمطلّب نیز چشم از جهان فرو بست. سپسکه مرد بسیار با شخصیّت وپرنفوذى در میانو مکّه بود، کفالت پیامبر(صلىعلیه و آله) را بر عهده گرفت.(3)
همچنینمعمار کبیر انقلاب اسلامی از جمله این افراد است و در حـالیکه بیـش از 5 مـاه از ولادت ایشان نمى گذشت، پدر بزرگوارشان ترور می شود.(4)
از طرفی دیگر این افراد که با سختی و مجاهدت، مشکلات ناشی از خلاء والدین را تحمّل کرده و صبر پیشه می کنند، ثواب بیشتری از اعمال خود می برند؛ چون (برترین اعمال، مشکل ترین آنها است)؛ «اَفْضَلُ الْاَعْمَالِ اَحْمَزُهَا».(5)
در دستورات دینی نیز یتیم از رحمت خداوند مهربان بی نصیب نیست و لطف پروردگار شامل حال او می باشد.کریم و پیشوایان معصوم(علیهم السلام) امر سرپرستی کودکان یتیم را از بهترین و پسندیده ترین امور به حساب می آورند و مومنان را در این راستا تشویق می نمایند، تا دریتیمی آواره نماند و در پناه مومنان نیازهای آن ها برطرف شود.
قرآن کریم در286بقره می فرماید: «یَسْـَلُونَکَ عَنِ الْیَتَـمَی قُلْ اِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَیْرٌ وَاِن تُخَالِطُوهُمْ فَاِخْوانُکُمْ»؛ (از تو درباره یتیمان می پرسند، بگو: اصلاح کار آنان بهتر است و اگر زندگی خود را با زندگی آنها بیامیزید، آن ها برادران دینی شما هستند).
پیامبر اکرم(صلیعلیه وآله) نیز جای دادن یتیم در منزل و تامین نیازمندی های او را باعث قبولی اعمال در پیشگاه خداوند دانسته می فرمایند: «خَیْرُ بُیُوتِکُمْ بَیْتٌ فیهِ یَتِیمٌ مُکَرَّمٌ»(6)؛ (بهترین خانه های شما، خانه ای است که یتیمی در آن گرامی داشته شود). دردیگری فرموده اند: «مَنْ عَالَ یَتِیماً حَتَّى یَسْتَغْنِیَ اَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ بِذَلِکَ الْجَنَّه»(7)؛ (کسی که یتیمی را در خاندان خود نگاهداری کند تا دوران کودکیش سپری گردد و از سرپرستی بی نیاز گردد، با این عملرا خداوند بر اومی کند).
در روایت دیگری از پیامبر(صلیعلیه وآله) می خوانیم: «هر کس از شما سرپرستى‏ یتیمى را بر عهده گیرد و حق آن را ادا کند و دست بر سر یتیم‏ کشد خداوند به عدد هر مویى حسنه اى براى او مى نویسد و به هر مویى سیئه اى از او محو مى کند و به هر مویى درجه اى به او مى بخشد».(8)
در نتیجه از طرف خداوند همه جانبه از یتیم حمایت شده است و کودکانی که بعد از یتیمی در برابر سختی ها مقاومت کرده اند لطف الهی شامل حال آنها بوده است. اگر درای شاهد بدرفتاری با یتیم باشیم و کسانی پیدا نشوند که سرپرستی یتیم را برعهده گرفته و او را نوازش کرده و گرامی بدارند، بجای تردید درخداوند در «انسانیت» افراد آنباید شک کرد.

پی نوشت:

(1). تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374 هـ ش، چاپ سی دوم، ج ‏27، ص 358.

(2). همان، ج ‏5، ص 150.

(3). سوگندهاى پر بار قرآن، انتشارات مدرسه الامام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم‏، 1386 هـ ش، چاپ دوم‏، ص 412.

(4). پا به پای آفتاب (گفته ها و ناگفته ها از زندگی امام ... )، ستوده، امیررضا، نشر پنجره، تهران، 1373 هـ ش، چاپ اول، ج 1، ص 20.

(5). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1403 هـ ق، چاپ دوم، ج‏ 67، ص 237.

(6). نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول(صلى الله عليه و آله))، پاينده، ابو القاسم‏، دنیای دانش، تهران، 1363 هـ ش، چاپ اول، ص 471.

(7). بحار الأنوار، همان، ج‏ 75، ص 100.

(8). مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، ترجمه: جمعی از مترجمان، تحقیق: ستوده، رضا، انتشارات فراهانى، تهران، 1360 هـ ش، چاپ اول، ج ‏27، ص 147.

تاریخ انتشار: « 1397/05/13 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 36