علت تأخیر شیعیان در افطار؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

علت تأخیر شیعیان در افطار؟

پرسش : قرآن می فرماید: «اَتِمُّوا الصِّیَامَ اِلَى اللَّیْلِ»؛خود را به هنگام غروب خورشید (اول شب) تمام کنید؛ چرا اکثر شیعیان با تاخیرمی کنند؟!
پاسخ اجمالی:

اولا: این تاخیر اختصاص به شیعه ندارد و اهل سنّت نیز - گرچه با غروب آفتاب افطار را جایز می دانند - احتیاط چند دقیقه را بیان کرده و حتی تأخیر در افطار و افطار بعد از نماز مغرب را درباره ابوبکر، عمر بن خطاب، و عثمان بن عفان نقل کرده اند.

ثانیا: شیعه نیز تأخیر در افطار را احتیاطا و بر اساس ادلّه کاملا منطقی قائل شده است و تأخیر بیش از حد افطار تا زمانی که ستاره ها نمایان شوند را، آنطور که گاهی آن را به شیعه نسبت می دهند، قبول ندارد.

ثالثا: حکمت مقداری تأخیر در افطار این است که آیه «أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ» وقت افطار را شروع شب می داند. پس تا مطمئن به حلول شب نشده ایم نمی توانیم افطار کنیم؛ زیرا در مناطق کوهستانی یا جایی که زمین پستی و بلندی دارد چه بسا خورشید از چشم پنهان شده باشد اما هنوز واقعا غروب نکرده باشد. ضمن اینکه نه تنها شیعه، بلکه حتی برخی از اهل سنت نیز معتقدند: «غايت داخل در مغيا نيست»؛ یعنی در آیه «أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ»، آخر روز داخل در مغیا که شب است نیست. از جهت علمی نیز دانشمندان بیان کرده اند که پس از آنکه خورشید غروب می کند، تا مدتی آسمان همچنان روشن است و در واقع برای ناظری که روی زمین قرار گرفته، خورشید غروب کرده است؛ اما اگر در همان لحظه در ارتفاع قابل توجهی قرار بگیریم مشاهده می شود که هنوز خورشید بالای افق است.

پاسخ تفصیلی:

در187بقره می خوانیم: «اَتِمُّوا الصِّیَامَ اِلَى اللَّیْلِ»؛ (روزه خود را به هنگام غروب خورشید [اول شب] تمام کنید). طبق اینروزه را در زمان غروب خورشید می توانکرد، اما شیعیان اکثرا با تاخیرمی کنند! آیا دلیل خاصی دارد که شیعیان به اینعمل نمی کنند؟

در پاسخ به این سوال چند نکته قابل توجه می باشد:

اولا: این تاخیر اختصاص بهندارد و اهل سنّت نیز - گرچه با غروب آفتابرا جایز می دانند - احتیاط چند دقیقه را بیان کرده و حتی تاخیر دروبعد ازمغرب را درباره ابوبکر، عمر بن خطاب، وبن عفان نقل کرده اند. در بسیاری از منابع اهلآمده است: «انوعثمان بن عفان کانا یصلیان المغرب حین ینظران الى اللیل الاسود قبل ان یفطرا ثم یفطران بعد الصلاه [و ذالک فی رمضان]»(1)؛ (عمر بن خطاب وبن عفانمغرب را زمانی که تاریکی شب را می دیدند و قبل از اینکهکنند می خواندند سپس بعد از نمازرامی کردند [و آن عمل در رمضان بود]). همچنین دکتر محمد رواس قلعه جی پرفسور دانشگاه ظهران عربستان سعودی در کتاب فقهمی نویسد: «حضرتنماز مغرب را برمقدم می داشتند، رای شان این بود که تاخیر دربه حد کافی وسعت دارد».(2) امام محمد، که از بزرگ ترین علمای اهلو شارح کتاب «موطا الامام مالک» می باشد، نیز در شرح موطا خودش بعد از نقل طرز عملوبن عفان می نویسد: «در این وسعت کافی هست، کسی که بخواهدکند قبل از نماز، کسی که بخواهد بعد ازافطار کند، در هر دو صورت حرجی نیست». و در تعلیقه موطا فقط تاخیر بیش از حدتا زمانی که همه ستاره ها نمایان شونددانسته شده است: «انما یکره تاخیره الى اشتباک النجوم على وجه المبالغه».(3)

ثانیا:نیز تاخیر دررا احتیاطا و بر اساس ادلّه کاملا منطقی قائل شده است و تاخیر بیش از حدتا زمانی که ستاره ها نمایان شوند را، آنطور که گاهی آن را بهنسبت می دهند، قبول ندارد؛ چنانکهالکاشف، بر اساس روایتی از امام صادق(علیه السلام)، تاخیر بیش از حد درمغرب ورمضان را عمل دشمندانسته و می گوید: «اما ما نسب الى الشیعه من انهم یوخرون صلاه المغرب و الافطار فی رمضان حتى تشتبک النجوم فهو کذب و افتراء، فقد قیل للامام الصادق(علیه السلام): ان اهل العراق یوخرون المغرب حتى تشتبک النجوم، قال: «هَذَا مِنْ‏ عَمَلِ‏ عَدُوِّ اللَّهِ‏ اَبِی‏ الْخَطَّابِ»»(4)؛ (آنچه بهدرباره تاخیر درمغرب ودر ماه رمضان نسبت می دهند،و افترا می باشد؛ چنانچه در روایتی به امام صادق(علیه السلام) گفته شد که: اهل عراقمغرب را تا زمانی که ستاره ها در آسمان نمایان شوند به تاخیر می اندازند. حضرت فرمود: «این از کارهای دشمنابی الخطاب می باشد»).
در کتاب «من لا یحضره الفقیه» نیز این روایت از امام صادق(علیه السلام) اینگونه نقل شده است: «وَ قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام)- مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَخَّرَ الْمَغْرِبَ طَلَباً لِفَضْلِهَا وَ قِیلَ لَهُ اِنَّ اَهْلَ الْعِرَاقِ یُوَخِّرُونَ الْمَغْرِبَ حَتَّى تَشْتَبِکُ النُّجُومُ. فَقَالَ: هَذَا مِنْ‏ عَمَلِ‏ عَدُوِّ اللَّهِ‏ اَبِی‏ الْخَطَّابِ»(5)؛ (امام صادق(علیه السّلام) فرمود: ملعون است ملعون است [از رحمت خداوند دور است، از رحمت خداوند دور است] کسى کهمغرب را بقصد برخوردارى از فضیلت بیشتر بتاخیر اندازد [یعنى فکر کند وقت فضیلتش موقعیست که ستاره‏ ها کاملا روشن شده باشند]، و به آن حضرت عرض نمودند: اهل عراقمغرب را از وقت مقرّر آن بتاخیر می اندازند تا آنگاه که پاسى از شب می گذرد و ستارگان بسیار پدیدار شده و آسمان را مشبّک می سازند، آن حضرت فرمود: این از کارها و بدعتهاى دشمنابى الخطّاب است‏).(6) لازم به ذکر است اینبه تاخیر انداختنمغرب را با این تصور که این کار فضیلت دارد،دانسته است نه اینکه اگرمغرب را به هر دلیلی نتوانستیم اول وقت بخوانیم بعد از آن قضا شده باشد.

ثالثا: حکمت مقداری تاخیر دراین است که: شیعیان وقترا ذهاب حمره مشرقیه (از بین رفتن سرخی آسمان در قسمت شرق) می دانند و این بدان خاطر است که«اَتِمُّوا الصِّیامَ اِلَی اللَّیْلِ»(7) وقترا شروع شب می داند. پس به صرف پنهان شدن خورشید و تا مطمئن به حلول شب نشده ایم نمی توانیمکنیم؛ زیرا در مناطق کوهستانی یا جایی که زمین پستی و بلندی دارد چه بسا خورشید از چشم پنهان شده باشد اما هنوز واقعا غروب نکرده باشد، لذا لازم است چند دقیقه احتیاط شود تا اطمینان به غروب خورشید حاصل شود و راه حصول این اطمینان از بین رفتن سرخی آسمان در قسمت شرق می باشد، مگر در زمین صاف و مسطح و مبسوط که کوه نباشد که در این صورت داخل شدن شب همان غایب شدن خورشید است.(8)
ولی بسیاری از اهلمطلقا جائی برای احتیاط باقی نگذاشته اند و برای اطمینان از صحتشان این دقائق اندک بین غروب خورشید و ذهاب حمره مشرقیه را هم صبر نمی کنند.
* * *
ضمن اینکه نه تنها شیعه، بلکه حتی برخی از اهلنیز معتقدند: «غایت داخل در مغیا نیست»؛ یعنی در«اَتِمُّوا الصِّیامَ اِلَی اللَّیْلِ»، آخر روز داخل در مغیا که شب است نیست؛ لذا در بحثمدتآخر روز است که به اول شب وصل می شود که عبارت از استتار تمام قرص خورشید در تمام نقاط شهر از سطح زمین تا بالاى کوه است و این شناخته می شود به رفتن سرخى از طرف مغرب تا بالاى سر یعنى نصف سطح بالا از سرخى خالى شود و سرخى به طرف مشرق بیفتد و به مجرد غروب شمس نمی تواننمود.(9) این دیدگاه گرچه با نظرکه رفتن سرخى از طرف مشرق را معتبر می داند اندکی تفاوت دارد، ولی درلزوم تاخیر نظررا تایید می کند.
* * *
از جهت علمی نیز دانشمندان بیان کرده اند که پس از آنکه خورشید غروب می کند، تا مدتی آسمان همچنان روشن است و در واقع برای ناظری که روی زمین قرار گرفته، خورشید غروب کرده است؛ اما اگر در همان لحظه در ارتفاع قابل توجهی قرار بگیریم مشاهده می شود که هنوز خورشید بالای افق است. درمغرب خورشید چهار و نیم درجه زیر افق قرار می گیرد، یعنی حدود 20 دقیقه بعد ازغروب خورشیدمغرب گفته می شود، اهل تسنن معتقدند که بلافاصله پس از اینکه خورشید پشت افق قرار بگیرد لحظهمغرب است، اما مذهبمعتقد به این هستند که باید سرخی افق گرفته شود، یعنی خورشید چهار و نیم درجه زیر افق قرار بگیرد که این اتفاق 20 دقیقه وقت نیاز است؛ بنابراین پس ازگذشت 20 دقیقهگفته می شود و می توانکرد.

پی نوشت:

(1). السنن‏ الكبرى، احمد بن حسين بيهقى‏، دار الفكر، بيروت‏، بی تا، چاپ اول، ج 3، ص 37، باب (تعجیل صلاة المغرب)، ح 1945؛ موطأ الإمام مالك، مالك بن أنس أبو عبدالله الأصبحي، تحقيق: د. تقي الدين الندوي، دار القلم، دمشق، 1413 هـ ق - 1991 م، چاپ اول، ج 2، ص 185، ح 364.

(2). فقه ابوبکر، محمد رواس قلعه جی، ج 1، ص 206؛ نقل از: شیعیت کا مقدمه، الامینی، حسین، اداره التقریب بین المذاهب اسلامیه، لاهور، 2005م، چاپ پنجم، ص277.

(3). موطأ الإمام مالك، همان؛ شرح الزرقاني على موطأ الإمام مالك، الزرقانی، محمد بن عبد الباقي بن يوسف الزرقاني المصري الأزهري، مكتبة الثقافة الدينية، مصر، 1424هـ ق/ 2003 م، چاپ اول، ج 2، ص 212.

(4). تفسير الكاشف، مغنيه، محمد جواد، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1424 هـ ق، چاپ اول، ج ‏1، ص 290.

(5). من لا يحضره الفقيه‏، ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، قم، 1413 ق، چاپ دوم‏، ج ‏1، ص 220، ح661.

(6). محمد بن مقلاص ابو الخطاب كوفى از سران فرقه گمراه است كه مدعى نبوت خويش و ربوبيّت امام صادق(عليه السّلام) گشت و او را دستگير كرده كشتند؛ ر.ک: من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على، ترجمه: غفارى، على اكبر و غفارى، محمد جواد و بلاغى، صدر، نشر صدوق، تهران، 1367هـ ش، چاپ اول، ج ‏1، ص 330.

(7). سوره بقره، آیه 187.

(8). مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 هـ ش، چاپ سوم، ج ‏2، ص 505.

(9). اطيب البيان في تفسير القرآن، طيب سيد عبد الحسين، انتشارات اسلام، تهران، 1378 هـ ش، چاپ دوم، ج 2، ص 343.

تاریخ انتشار: « 1397/05/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 62