مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام؟

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام؟

پاسخ اجمالی:

جهاد و ترور تفاوت ذاتی و گوهری دارند. ترور هرگونه اقدام خشونت آمیز و غیر قانونی است که با ایجاد ترس وحشت در بین مخالفان، برای کسب امتیازات فردی یا گروهی صورت می پذیرد. اما جهاد در اصطلاح اسلامی، به كوشش مسلحانه براى حفظ و پيشرفت آيين حق، دفع تجاوز ظالمان و از همه مهمتر ایجاد فضایی آزاد برای همه بشر است تا بتوانند کلام حق را بشنوند و در صورت تمایل بپذیرند. جهاد بايد تنها براى خدا، بر اساس قانون الهی و خالی از هرگونه غرض شخصى و مادى صورت گيرد.

پاسخ تفصیلی:

اسلام در مرزبندی بین تروریسم و جهاد، ترور و خشونت را محکوم و غیر مشروع دانسته ورا مشروع و عقلانی می داند. برای درک تفاوت این دو، لازم است در آغاز به تبیین مفهوم ترور وبپردازیم، تا جایگاه هر کدام در متون و منابع اسلامی آشکار شود.

ترور

تروریسم از ریشه ترور (terror)، در زبان فرانسه به معنی هراس و هراس افکنی است(1). در واقع ترور، به رفتار و اعمال فرد یا افرادی گفته می شود که سعی می کنند بابه جبر، و از طریق ایجاد ترس و وحشت، به اهداف سیاسی خود برسند. رفتارهای خشونت آمیز و غیر قانونی حکومت ها نیز که برای سرکوب و یا ترساندن مخالفان خود صورت می پذیرد، در ردیف تروریسم قرار دارد و به آن «تروریسم دولتی» گفته می شود.(2)
ترور در زبان عربی دارای سه معادل است: 1- «فَتک» به معنی ترور و به قتل رساندن.(3) 2- «اِرهاب» به معنی ترساندن.(4) 3- «اِغتِیال» به معنی کشتن پنهانی و غافلگیرانه.(5)
این واژه در فرهنگ فارسی به معنی ترس زیاد،و وحشت آمده است و در اصطلاح سیاسی به معنی کشتن و از بین بردن مخالفان و ایجاد رعب و وحشت در بین مردم می باشد.(6)
در جمع بندی مفهوم ترور می توان گفت: «ترور» هر گونه اقدامی است که به ایجاد ترس و وحشت در بین مخالفان بیانجامد، در حالی که این اقدامات، خشونت آمیز، زورمدارانه و غیر قانونی باشد.

جهاد

جهاد در لغت به هرگونه تلاش و کوشش اطلاق می شود که شامل تلاش فکرى، بدنى، مالى و اخلاقى براى پیشبرد مقاصد الهى و انسانى است.(7) اما در اصطلاح فقه، به کوشش مسلحانه، براى حفظ و پیشرفت آیین حق گفته می شود. غالبادر آیات و روایات با وصف «فى سبیل الله» همراه است، که به معنىدر راه خداست. از این رو نمى تواند به خاطر هوی و هوس، توسعه طلبى، و به دست آوردن غنایم جنگى، به سرزمین و دولتی حمله ور شد، بلکه باید تنها براىو اهداف الهى و خالص از هرگونه غرض شخصى و مادى صورت گیرد.(8) دقت کنید که این نکته اساسی، بیانگر تفاوت اقدامات مسلحانه مورد نظربا اقدامات مسلحانه سایر گروهها و اندیشه هاست.
بر اساس اهدافی کهبرای جنگ ومعرفی کرده، جنگ و درگیری مسلحانه همواره محکوم و غیر انسانی نیست. در واقع جنگ از نظر احساسات انسانی همیشه پدیده ای مذموم و ناراحت کننده است، اما از منظر عقل گاهی لازم واست.
جهاد اسلامی چه از نگاهمسلمانان که به آن اقدام می کنند و چه از نظر هدف، و چه از نظر نتایج و آثار، و چه از نظر قوانین و مقررات اسلامی، با جنگ هایی که در طول تاریخ واقع شده کاملا متفاوت است.در تبیین این مقررات در آیات 93 و 94بقره می فرماید: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَاِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ اِلَّا عَلَى الظَّالِمِینَ»؛ (با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‏ اى نباشد و دین مخصوصشود پس اگر دست برداشتند، دشمنی جز علیه ستمکاران روا نیست). بر اساس این آیه،برای رفع ظلم و پیشرفت آیین الهی می باشد.
همچنین در74نساء می فرماید: «فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَهِ وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ اَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُوْتِیهِ اَجْرًا عَظِیمًا»؛ (کسانى که زندگى دنیا را در ازای بدست آوردنمعامله کرده اند، باید در راهپیکار کنند! و آن کس که در راهپیکار کند، و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهیم داد). این آیه، جهادی را مشروع می داند که با اخلاص و در راهانجام شود، نه اینکه به قصد هوی و هوس و به دست آوردن غنیمت باشد.
از این رو اهدافدر منابع اسلامی عبارتند از:
الف) دفاع از جان، مال ومسلمین در برابر ظالمان.
ب) فرو نشاندن و ریشه کن کردن ظلم، فساد، فتنه و آشوب.
ج) آزاد کردن مسلمانان از سیطره کفار و دشمنان؛ بر اساس سخن پیامبر(صلیعلیه و آله) که می فرماید: «مَنْ اَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»(9)؛ (هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و کسى که صداى انسانى را بشنود که فریاد مى زند: اى مسلمانان به دادم برسید و کمکم کنید، کسى که این فریاد را بشنود و پاسخ نگوید، مسلمان نیست).
د) آزاد کردن انسانهای غیر مسلمان از سیطره حاکمان ظالم. خداوند در40 سورهمی فرماید: «وَ لَولَا دَفعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَّهدِّمَتْ صَوَامِعُ بِیَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسمُ اللَّهِ کَثِیراً»؛ (اگر خداوند جمعى از مردم متجاوز را به وسیله مردم صالح دفع نکند، صومعه‏ هاى رهبانان و معابد نصارى و کنایس یهود و مساجدى که نامدر آن برده مى‏ شود، به وسیله عناصر متجاوز ویران خواهد شد). جالب توجّه این‏که در ایندفاع از تمام معابد منتسب به ادیان آسمانی، یکسان مطرح گردیده است.
این بند بیانگر ماهیت آزادی گستراست. توضیح این که: مراد از «جهاد» تحمیل دین به زور شمشیر نیست. بلکهدر راستای آزادی اندیشه است. به این معنی که گردن کشان و حاکمان مستکبری را که جسم و فکر مردم را به بند کشیده اند از میان بر می دارد تا حقیقت به گوش همگان برسد؛ آنگاه مردم را مخیّر می کند هر آیینی که می خواهند انتخاب کنند؛ مانند رفتاری که پیامبر اکرم(صلیعلیه و آله) با مسیحیان نجران، یهودیان مدینه و ... کرد.
این اهداف زمانی که در کنار دستورالعمل هایی که به مجاهدان داده شده است مبنی بر آزار نرساندن به کودکان، زنان و پیران از کار افتاده و همچنین از بین نبردن زراعت و باغ های دشمن و ... بیانگر تلاش وافربرای رعایت اصول جوانمردی، حفظ ارزش های انسانی و صیانت از جان کسانی است که نقشی در جنگ ندارند و مقابله ای در برابر رسیدن ندایبه گوش همگان ننموده اند.
دیدگاهدر ارتباط با ترور و تروریسم:
سخنان معصومین(علیهم السلام) در کتب روایی، نشان از حرمت ترور دردارد. پیامبر(صلیعلیه و آله) فرمودند: هنگامی که دربودم مواردی را مشاهده کردم، سوال کردم که این ها چیست؛ گفتند این ها نشانه های آخرالزمان است. «... قُلْتُ اِلَهِی فَمَتَى یَکُونُ ذَلِک‏ فَاَوْحَى اِلَیَّ عَزَّ وَ جَلَّ یَکُونُ ذَلِکَ اِذَا رُفِعَ الْعِلْمُ وَ ظَهَرَ الْجَهْلُ وَ کَثُرَ الْقُرَّاءُ وَ قَلَّ الْعَمَلُ وَ کَثُرَ الْفَتْک‏ ...»(10)؛ (پرسیدم آخرالزمان چه زمانی است؟ خداوند عزوجل فرمود: آخرالزمان، وقتی است که علم محو شود و جهل و گمراهی ظاهر گردد، قاریانزیاد شوند و عمل کاهش یابد و ترور زیاد شود، ...).

همانطور که مشاهده می شود، قرار گرفتن ترور در کنار چیزهای ناپسندی مانند: جهل و عمل نکردن به دانش، از مخالفتبا این کار حکایت می کند.
هم چنین ابوصباح کنانی از امام جعفر صادق(علیه السلام) سوال می کند: «اِنَّ لَنَا جَاراً مِنْ هَمْدَانَ یُقَالُ لَهُ الْجَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ یَسُبُّ اَمِیرَالْمُوْمِنِینَ(علیه السلام) اَ فَتَاْذَنُ لِی اَنْ اَقْتُلَهُ قَالَ اِنَّ الْاِسْلَامَ قَیَّدَ الْفَتْکَ وَ لَکِنْ دَعْهُ فَسَتُکْفَى بِغَیْرِکَ»(11)، (یکی از همسایگانم از قبیله همدان که نامش جعد بن عبدالله است به امام علی(علیه السلام) دشنام می دهد، آیا اجازه می دهید او را بکشم؟ امام فرمود:ترور را منع کرده است. او را رها کن، زیرا بزودی فرد دیگری این کار را انجام می دهد).
و نمونه های فراوان دیگری از نفی ترور که در تاریخ و متون اسلامی وجود دارد.
با تمام این تفاصیل ممکن است این سوال پیش آید که اگر کسی مانندرشدی، مرتکب عملی شد که مجازات اعدام را در پی داشته باشد، چه باید کرد؟ چرا که او در دسترس حکومت اسلامی نیست و اگر مسلمانی بخواهد حکم او را علنی اجرا کند دستگیر و مجازات خواهد شد.
در پاسخ به این سوال، باید به چند نکته توجه کرد: اول اینکه صدور حکم در مورد کسانی مانندرشدی، باید توسط فرد عالم و عادلی که صلاحیت قضاوت دارد، صادر شود. در این صورت این حکم بر اساس قانون الهی خواهد بود. دوم اینکه صدور این نوع احکام، مخفیانه نخواهد بود، بلکه قاضی آن را علنی اعلام خواهد کرد، ولو اینکه شخص مجرم بر آن مطلع نشود. سوم اینکه چنین کاری، در راستای دفاع از آیین الهی یا حق مظلومینی کهوظیفه حمایت از آنها را بر عهده خود می داند، خواهد بود؛ نه در راستای ایجاد ترس و وحشت در میان مردم برای گرفتن امتیازات فردی یا حزبی.
از مجموع آنچه ذکر شد، آشکار می شود که ترور درممنوع بوده و تروریست ها در زمره سایر مجرمین و جنایتکاران هستند که باید مورد مجازات قرار گیرند. اما اجرای احکامی که توسط دادگاه عادل علیه مجرمین صادر می شود در حالی که تنها به صورت مخفیانه می توان آن را اجرایی نمود، در زمره دفاع و اعاده حق است، نه عملی غیر قانونی در راستای منافع فردی یا گروهی.

پی نوشت:

(1). دانشنامه سیاسی، آشوری، داریوش، مروارید، تهران، 1366 هـ ش، ص 98.

(2). فرهنگ خاص علوم سیاسی، علیزاده، حسین، روزنه، تهران، 1377 هـ ش، ص 274.

(3). فرهنگ اصطلاحات معاصر، میرزایی، نجف علی، دارالاعتصام، قم، 1376 هـ ش، ذیل کلمه فتک.

(4). تاج العروس من جواهر القاموس، الزبیدی، مرتضی، محقق: شیری، علی، دار الفکر، بیروت، ١۴١۴ هـ ق، ج 2، ص 41، ذیل ماده رهب.

(5). حقوق بشر از منظر اندیشمندان، بسته نگار، محمد، سهامی انتشار، تهران، 1380 هـ ش، ص 584.

(6). فرهنگ فارسی عمید، عمید، حسن، امیرکبیر، تهران، ذیل کلمه ترور.

(7). تاج العروس من جواهر القاموس، الزبیدی، مرتضی، محقق: شیری، علی، دار الفکر، بیروت، ١۴١۴ هـ ق، ج 4، ص 408، ذیل ماده جهد.

(8). اسلام در يك نگاه‏، مكارم شيرازى‏، ناصر، مدرسه امام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم، 1383 ش‏، چاپ اول، ص 96.

(9). كافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1407 هـ ق‏، چاپ چهارم، ج‏ 2، ص 164.

(10). بحارالانوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق/ مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، 1403 هـ ق، ج‏ 52، ص، 277.

(11). همان، ج‏ 47، ص 137.

تاریخ انتشار: « 1397/05/16 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 136