ناعادلانه بودن کفاره روزه خواری عمدی!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ناعادلانه بودن کفاره روزه خواری عمدی!

پرسش : آیا دو ماهگرفتن علاوه بر قضای آن روز برایتنها یک روزخواری اجحاف نیست؟!
پاسخ اجمالی:

در متون دینی آثار والایی برای روزه بیان شده است. برای رعایت حرمت چنین عبادت مهمی باید از سوی خداوند به عنوان قانونگذار جریمه های سنگینی وضع شود تا کسی از آن تخطی نکند. علاوه بر آن چنین جریمه ای آثار تربیتی و روانی بسیار مثبتی برای توبه کنندگانی که می خواهند روح شان را از عصیان روزه خواری برهانند، دارد. از آن گذشته کفاره روزه منحصر در این یک مورد نیست و می توان با اطعام فقرا که خود عاملی جهت شکل گیری بیشتر عدالت اجتماعی است، این کفاره را به جا آورد.
در نهایت خداوند به تصریح آیه 256 سوره بقره «هیچ کس را، جز به اندازه توانایی اش، تکلیف نمى کند»؛ لذا فقها فرموده اند: كسى كه كفاره روزه بر او واجب شود، بايد يكى از اين دو (60 روز روزه گرفتن یا اطعام 60 فقیر) را انجام دهد و اگر هيچ يک از اينها برايش مقدور نيست، بايد يا 18 روز روزه بگيرد و يا چند مُدّ طعام به فقير بدهد و اگر نتواند هرچند روز را كه مى‏ تواند روزه بگيرد و اگر آن را هم نتواند انجام دهد، بايد استغفار كند.
این میزان از رأفت و ارفاق در حکم کفاره نشان می دهد که هدف خداوند از تشریع چنین حکمی نه آزار بندگان و نه ظلم به آنهاست بلکه او توبه و رشد معنوی بندگان و نفوذ هر چه بیشتر عدالت اجتماعی در لایه های مختلف اجتماعی شان را مد نظر قرار داده است.

پاسخ تفصیلی:

در رساله های توضیح المسائل، به عنوان کفاره، این حکم بیان شده که هر کس یک روز از روزهای ماه مبارک رمضان را به عمد و بدون عذر موجه شرعی،خواری کند، لازم است – به ازایخواری همان یک روز – دو ماهبگیرد.(1) سوالی که در مواجهه با این حکم ممکن است به نظر برسد این است که آیا چنینای با چنان معصیتی، تناسب دارد؟ یعنی آیا این مجازات عادلانه است که در ازای یک روزخواری، شخص مجبور به جریمه ای حدودا 60 برابری برای آن گردد؟

در پاسخ به این سوال پیش از هر چیز می گوییم کهیکی از مهم ترین عبادات تشریع شده در دینوکریم است و در متون دینی تاکید فراوانی بر اهمیت آن و آثار معنوی اش در رشد معنوی و تقویت اراده و اخلاص آدمی صورت گرفته و برای مثال از آن به عنوان «سپری در برابر آتش دوزخ»(2) یاد شده یا گفته شده که «هر کس یک روز در ماه مبارک رمضانگیرد، مانند روزی که از مادر زاده شده، ازخود بیرون رود»(3) و یا این نوید بهداران داده شده که «بهشت درى دارد به نام ریان [به معنای سیراب شده] که تنهاداران از آن وارد مى شوند».(4)

با وجود چنین اهمیتی و آثار بسیار والا و ارزشمند معنوی اش که مثل تمام آموزه های وحیانی دیگر – به تصریح25حدید(5) – جهت قیام مردم برای تحققتشریع شده، این ضرورت احساس می شود که خداوند به عنوان قانونگذار دینی، پیش بینی هایی درباره ناقضان این قانون داشته باشد و با وضع کیفرهایی، عوامل بازدارنده ای را جهت نقض نشدن آن حرمت های الهیسازد تا بقای آن آثار ارزشمند معنوی تضمین گردد. یعنی دقیقا همان موضوعی که دربه عنوان فلسفه وضع کفارات گفته شده، آنجا که در95مائده می خوانیم: «...لِّیَذُوقَ وَبَالَ اَمْرِهِ...»؛ (...تا کیفر کار خود را بچشد...). امام رضا(علیه السلام) نیز در راستای همین فلسفه ای که در اینبرایروزه بیان شده، تصریح می کند که: (خداوندماه رمضان را یک ماه قرار داد، اماآن را دو برابر کرده و به خاطر تاکید و تغلیظ، آن را پی در پی قرار داده است تا انجام دادن آن آسان نباشد و آن را سبک نشمارند زیرا اگر به طور متفرق بود، کار قضا برای او آسان می شد ورا سبک می شمارد)؛ «اِنَّمَا وَجَبَ عَلَیْهِ صَوْمُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ لِاَنَّ الْفَرْضَ الَّذِی فَرَضَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ هُوَ شَهْرٌ وَاحِدٌ فَضُوعِفَ هَذَا الشَّهْرُ فِی الْکَفَّارَهِ تَوْکِیداً وَ تَغْلِیظاً عَلَیْهِ وَ اِنَّمَا جُعِلَتْ مُتَتَابِعَیْنِ لِئَلَّا یَهُونَ عَلَیْهِ الْاَدَاءُ فَیَسْتَخِفَّ بِهِ لِاَنَّهُ اِذَا قَضَاهُ مُتَفَرِّقاً هَانَ عَلَیْهِ الْقَضَاءُ وَ اسْتَخَفَّ بِالْاِیمَانِ»(6). در واقع خداوند متعال به عنوان قانونگذار حکمروزه خواری، می خواسته بندگانش عاصی اش را متوجه میزان جسارت و گستاخی شان در نقض عهد بندگی شان بکند.

موضوع دیگری که درک متناسب بودن معصیتخواری را با چنینای موجه می کند، توجه به جنبه هایی ازاست که در کنار مفهوم «توبه» قرار می گیرد. در92نساء، راجع به پرداختدر قتل غیرعمد می بینیم که از آن با تعبیر «تَوْبَهً مِّنَ اللَّهِ»؛ (این یک توبه الهی است) یاد شده است. چرا؟ در پاسخ می گوییم که حرمت شکنی و ارتکاب معاصی از سوی برخی از افراد ممکن است آنها را در ادامه مسیر عبودیت مایوس سازد. وقتی شخص روح خود را آلوده و غرق در تباهی بینند، آرامش و امیدش را از دست می دهد و بیش از هر زمان دیگری برای غلتیدن به اعماقو تباهی مورد تهدید قرار می گیرد. در چنین وضعیتی وقتی خداوند با حکمراهی برای پاک کردن روح و روان شخص عاصی از آلودگیبه روی می گشاید، از وجدان رها می گردد و نور پرهیزگاری وخواهی ورا درونش روشن می سازد. همچنان که در4مجادله نیز، فلسفه پرداخت«ظهار»، مسالهآوردن معرفی می شود: «... لِتُوْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ»؛ (این برای آن است که بهو رسولشبیاورید؛ این ها مرزهای الهی است). پدید آمدن چنین ارتباط تنگاتنگی بینو توبه(7) وقتی از سوی شخص عاصی محکم تر و در روان او ایمنی بخش تر احساس می شود که جنبه تنبیهی بودن آنمحسوس و مشخص باشد. در مثالروزه خواری نیز می بینیم که 60 روزگرفتن به ازای یک روزخواری، جهت تنبیهی بسیار مشخص و روشنی دارد.

همه این توضیحات اما فقط برای وقتی است که شخص بخواهد به عنوانروزه خواری، 60روزبگیرد و این در حالی است که می دانیم اینمنحصر در این حکم نیست بلکه ادای اینبا اطعام 60 فقیر یا دادن یک مد طعام به آنها هم امکان پذیر است.(8) در چنین صورتی نیز از آنجا که ایندر راستای تحققاجتماعی و رفع محرومیت از فقرا و نیازمندان صورت می گیرد، باز هم تشریع قانونی غیرعادلانه نیست.تشریع حکم خودبه تعبیر امام صادق(علیه السلام) برای «ایجاد مساوات بین فقیر و غنی است»(9) و علاوه بر آن، تشریع حکمفطره در انتهای ماه مبارک رمضان نیز برای رفع نیازهای نیازمندانو استقراراجتماعی صورت پذیرفته است. یکی ازهای این عبادت الهی نیز به گونه ای تشریع شده که در راستای همان رفع فقر و افزایشاجتماعی درباشد.

البته در این بین ممکن است افرادی کهروزه بر عهده دارند، توانگرفتن و یا دادن طعام به فقرا را نداشته باشند که در حق آنان نیز هیچ اجحاف و ظلمی صورت نمی گیرد. زیرا خداوند به تصریح256بقره (هیچ کس را، جز به اندازه توانایی اش،نمى کند)؛ «لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا اِلَّا وُسْعَهَا». لذا فقها فرموده اند: کسى کهروزه بر اوشود، باید یکى از این دو(60 روزگرفتن یا اطعام 60 فقیر) را انجام دهد و اگر هیچ یک از اینها برایش مقدور نیست، باید یا 18 روزبگیرد و یا چند مُدّ طعام به فقیر بدهد و اگر نتواند هرچند روز را که مى‏ تواندبگیرد و اگر آن را هم نتواند انجام دهد، بایدکند.(10)
این میزان از رافت و ارفاق در حکمنشان می دهد که هدف خداوند از تشریع چنین حکمی نه آزار بندگان و نه ظلم به آنهاست بلکه او توبه و رشد معنوی بندگان و نفوذ هر چه بیشتراجتماعی در لایه های مختلف اجتماعی شان را مد نظر قرار داده است.

پی نوشت:

(1). رساله توضيح المسائل، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه الامام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم‏، 1429هـ.ق، چاپ پنجاه و دوم‏، ص 260.

(2). الكافي، کلینی، محمد بن يعقوب، دار الکتب الإسلامية، تهران، 1407هـ.ق، ج ‏4، ص 62.

(3). مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، نورى، حسين بن محمد تقى‏، مؤسسة آل البيت(عليهم السلام)‏، قم، 1408هـ.ق ،ج ‏7، ص 397.

(4). بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403هـ.ق، چاپ دوم، ج 93، ص 252.

(5). «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛ (همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن، کتاب و میزان نازل کردیم، برای اینکه مردم قیام به تحقق عدالت نمایند).

(6). وسائل الشيعة، شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، مؤسسة آل البيت(عليهم السلام)‏، قم، 1404هـ.ق، ج‏ 9، ص 31.

(7). تفسير الميزان، طباطبايي، سيد محمد حسين، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374هـ.ش، ج 4، ص 248.

(8). رساله توضيح المسائل، همان.

(9). من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على‏، دفتر انتشارات اسلامى‏، قم، 1413هـ.ق، ج ‏2، ص 73.

(10). رساله احكام جوانان، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب(عليه السلام)‏، قم ، 1390هـ.ش، ص 122.

تاریخ انتشار: « 1397/05/18 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 50