ممنوع نشدن اصل برده داری در اسلام!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ممنوع نشدن اصل برده داری در اسلام!

پرسش : هنوز هم در نظر علمای اسلام برده گرفتن کفّار حربی جایز است و برده زاده برده شمرده می شود، چرا اسلام اصل برده داري را ممنوع و حرام اعلام نکرد؟!
پاسخ اجمالی:

از نظر اسلام اصل اولیه «آزادی» انسانها می باشد. آزادی یکباره بردگان در صدر اسلام امری معقول و به مصلحت نبود. با ظهور اسلام تمامی راه های بردگی محدود و مسدود شد و برای آزادی بردگان برنامه دقیقی ارائه و احکام برده داری برای حفظ حقوق آنها در حین بردگی و آزادی تدریجی آنان تدوین شد. آزاد سازى بردگان آنچنان ثواب و فضیلت یافت که مسلمانان به این کار تشویق شدند و از طرفی کفاره بسیاری از گناهان را آزادی بردگان قرار داده شد. آنچه در صدر اسلام بر «جواز» و نه «رجحان و مطلوبیت» آن حکم شده جواز به بردگی گرفتن «اسیر جنگی کافر» است که حکم جواز آن از وضعیت و امکانات آن عصر نشأت گرفته بود و حکم برده برای «کافر محارب» از کشتن و اسیر کردن او معقول تر بود؛ در آن روز زندانهايى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت، و همه اسیران را نیز مصلحت نبود آزاد کنند تا به اردوی دشمن بر گردند یا جاسوسی کنند؛ لذا راهى جز تقسيم كردن آنها در ميان خانواده ها و نگهدارى به صورت برده وجود نداشت. در هر عصری همه انسانها مشمول حکم اولیه اسلام در «حرمت برده گرفتن آزاد» هستند؛ نیز در عصری که قراردادهای بین المللی روشن و مورد پذیرش اسلام و امکان «زندانی» کردن اسیر کافر و محارب وجود دارد از بردگی گرفتن آنها اجتناب می شود.

پاسخ تفصیلی:

بعضى بر اسلام خرده مى‏ گيرند كه چرا اين آئين الهى با آن همه محتوا و ارزشهاى والاى انسانى مسأله بردگى را به كلى ملغی نكرده، و طى يك حكم قطعى و عمومى آزادى همه بردگان را اعلام ننموده است؟! درست است كه اسلام سفارش زيادى در مورد بردگان كرده، اما آنچه مهم است آزادى بى‏ قيد و شرط آنها است، چرا انسانى مملوك انسان ديگرى باشد و آزادى را كه بزرگترين عطيه الهى است از دست دهد؟! و نیز می گویند: هنوز هم در نظر علمای اسلام برده گرفتن کفّار حربی جایز است و برده زاده برده شمرده می شود، چرا اسلام اصل برده داري را ممنوع و حرام اعلام نکرد؟!
کسانی که به وجود این حکم در اسلام ایراد می گیرند چند نکته را مورد توجه قرار نداده اند، که اگر این نکات لحاظ شود دیگر به این مسأله با دید نقص در اسلام نگاه نخواهد شد:
1) اصل اولیه در اسلام آزادی انسانهاست.
از نظر اسلام اصل اولیه آزادی انسانها می باشد، مگر اینکه خودشان اقرار به بردگی خود کنند یا در جنگ علیه اسلام اسیر شوند. در مورد این افراد نیز اسلام برنامه دقيق و زمانبندى شده براى آزادى آنها دارد كه در نتیجه آن همه آنها تدريجا آزاد مى‏ شوند، بى ‏آنكه اين آزادى عكس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد.(1) اسلام در عصری ظهور کرد که بسیاری از انسانهای آزاد بدون دلیل به بردگی گرفته می شدند و تا زنده بودند این بردگی ادامه داشت و راهی برای آزادی نداشتند. اما با ظهور اسلام تمامی راه های بردگی مسدود شد و برای آزادی بردگان برنامه دقیقی ارائه شد. [بنابراین] از نظر اسلام همه انسانها آزاد هستند و جز افراد خونریزی که در کشاکش جنگ با مسلمانان اسیر می شوند کسی را نمی توان به بردگی گرفت.(2) در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است که امام علی(علیه السلام) فرمود: «براستى كه انسانها همگى آزاد هستند جز آنكه خود به بندگى خويش اقرار نمايد در حالى كه بالغ و عاقل باشد...».(3) در هر عصری هم که کسی به عنوان فقهی برده نیست و آزاد است، همه انسانها مشمول حکم اولیه اسلام در حرمت برده گرفتن آزاد هستند؛ نیز در عصری که قراردادهای بین المللی روشن و مورد پذیرش اسلام و امکان زندانی کردن اسیر کافر و محارب وجود دارد از بردگی گرفتن آنها اجتناب می شود. آنچه در صدر اسلام بر «جواز» و نه «رجحان و مطلوبیت» آن حکم شده جواز به بردگی گرفتن «اسیر جنگی کافر» است که حکم جواز آن از وضعیت و امکانات آن عصر نشأت گرفته بود.
2) تفاوت برده داری مد نظر اسلام با آنچه امروزه از این لفظ برداشت می شود.
اسلام با استثمار انسان مخالف است و تدوین احکام برده داری فقط برای خدمت به برده های آن زمان و فراهم شدن زمینه آزادی آنها بود. در اینکه برده داری در صدر اسلام مجاز بوده و احکام فراوانی نیز برای آن هم در آیات و هم در روایات بیان شده است شکی وجود ندارد، اما مسأله این است که مقصود از برده داری که در صدر اسلام و حتی قبل از آن مطرح بوده است و مورد تایید اسلام قرار گرفته با آنچه امروزه مطرح می باشد و امری مذموم و ناپسند است تفاوت فراوانی دارد. امروزه برداشت ما از برده یعنی استثمار انسانها و بکار گرفتن کسی که توانایی زندگی مستقل را دارد و از روی اجبار در منزل کسی برای نوکری و انجام کارهای ارباب خود زندگی کند. گرچه برده داری به این معنی نیز قبل از اسلام وجود داشته است اما این قسم از برده داری هرگز مورد تایید اسلام قرار نگرفت. در اسلام کنیز و غلام دقیقا مصداق همین شرکتهای خدماتی امروزی است که افرادی که توان اداره زندگی خود را ندارند، در قبال تامین مایحتاج زندگی خود برای ولی و ارباب خود خدماتی را انجام می دادند. حتی این قسم از برده داری نیز بصورت کلی مورد تایید اسلام نمی باشد، بلکه تمام احکامی که در اسلام در مورد کنیز و غلام بیان شده است در راستای خدمت به برده ها و عزت بخشیدن به آنها و در نهایت ریشه کن کردن برده داری و از بین بردن آن می باشد.
3) حكم قطعى و عمومى آزادى همه بردگان در صدر اسلام ممکن نبود و لازم بود برنامه دقيق و زمانبندى شده براى آزادى بردگان وضع شود
هنگام ظهور اسلام، بردگى در سراسر جهان آن روز - حتى در مهد تمدن آن زمان یعنى یونان و روم - رواج داشت، و لغو چنین پدیده گسترده ‏اى به یکباره مقدور نبود. آنچه غالباً مورد توجه قرار نمى‏ گيرد اين است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعه‏ اى وارد شود ريشه كن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك مبتلا شده و بيماريش كاملا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه ده ها سال به اعتياد زشت خود خو گرفته، در اينگونه موارد حتماً بايد از «برنامه ‏هاى زمانبندى شده» استفاده كرد(4)، خصوصا وقتی اعلام آزادی بردگان به یکباره به نفع بردگان نیز نبود؛ زيرا آنها از كشورهاى دور دست به عربستان آمده بودند و در آنجا كس و كارى نداشتند؛ علاوه براين، هيچ سرمايه و ثروتى هم نداشتند، حال تصوّر كنيد كه اگر يكباره تمام بردگان در جامعه اسلامى آزاد مى ‏شدند و در كوچه‏ ها و خيابان‏ها رها مى‏ شدند، چه فاجعه اى رخ مى داد! بدون شك اين كار به نفع آنها نبود و عّده اى از آنها از گرسنگى مى مردند یا مجبور می شدند به سمت مشرکین روی آورده و برای آنها کار کنند که خود این باعث تقویت جبهه مشرکین می شد و در عین حال سختی و فشار بیشتری هم متحمل بردگان می شد بی آنکه هیچ اقدامی برای آزادسازی آنها رخ داده باشد، به اين جهت تدريجاً آزاد مى شدند تا به راحتى جذب جامعه گردند.(5) اسلام در ضمن ارائه یک برنامه دقیق برای آزادسازی برده ها، سفارش فراوانی نیز به مهربانی با آنها دارد. پیامبر اسلام به مسلمانان توصیه کرد که با بردگان (همچون عضوى از خانواده) رفتار انسانى داشته باشند و دستور داد صاحبان بردگان از غذاهایى که خود مى‏ خورند و از لباس هایى که خود مى‏ پوشند، به آنان بدهند. امام على(علیه السلام) به غلام خود «قنبر» مى فرمود: «من از خداى خود شرم دارم كه لباسى بهتر از تو بپوشم، زيرا رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مى فرمود: از آنچه خودتان مى پوشيد بر آنها بپوشانيد و از آنچه خود مى خوريد به آنها غذا دهيد».(6)
4) برنامه های اسلام برای آزادسازی برده ها
اسلام از راه هاى مختلفى زمینه لغو تدریجى برده داری را فراهم ساخت؛ بدین ترتیب که از یک طرف راه هاى برده ‏گیرى را تقلیل داده آن را محدود ساخت و خرید و فروش آن را محکوم کرد؛ چنانکه طبق روايتى از پیامبر(صلى الله عليه و آله) بدترين معاملات معامله انسان است.(7) از طرفی، آزاد سازى بردگان آنچنان داراى ارزش و ثواب و فضیلت می باشد که در روایات ما بسیارى از اعمال صالح، از نظر کثرت ثواب و فضیلت، به آزاد کردن بردگان تشبیه گشته و از این طریق مسلمانان به این کار تشویق شده اند.(8)
از طرف سوم اسلام برنامه های مختلفی برای آزادسازی تدریجی برده ها قرار داده است. رئوس اين برنامه چنين است:
الف_ يكى از مصارف هشتگانه زكات در اسلام خريدن بردگان و آزاد كردن آنها است (توبه- آيه 60) و به اين ترتيب يك بودجه دائمى و مستمر براى اين امر در بيت المال اسلامى در نظر گرفته شده كه تا آزادى كامل بردگان ادامه خواهد داشت.(9)
ب_ براى تكميل اين منظور مقرراتى در اسلام وضع شده كه بردگان طبق قرار دادى كه با مالك خود مى ‏بندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند (در فقه اسلامى فصلى در اين زمينه تحت عنوان «مكاتبه» آمده است).(10)
ج_ آزاد كردن بردگان يكى از مهمترين عبادات و اعمال خير در اسلام است، و پيشوايان اسلام در اين مسأله پيشقدم بودند، تا آنچه كه در حالات على(عليه السلام) نوشته ‏اند: «هزار برده را از دسترنج خود آزاد كردند».(11)
د_ پيشوايان اسلام بردگان را به كمترين بهانه ‏اى آزاد مى‏ كردند تا سرمشقى براى ديگران باشد، تا آنجا كه يكى از بردگان امام باقر(عليه السلام) كار نيكى انجام داد امام(عليه السلام) فرمود: «برو تو آزادى كه من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم».(12)
ه_ در بعضى از روايات اسلامى آمده است: بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مى‏ شوند، چنانكه از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مى شود صاحبش بخواهد يا نخواهد و به خدمت گرفتن كسى كه ايمان داشته بعد از هفت سال حلال نيست».(13)
و_ كسى كه برده مشتركى را نسبت به سهم خود آزاد كند موظف است بقيه را نيز بخرد و آزاد كند و هرگاه بخشى از برده اى را كه مالك تمام آن است آزاد كند اين آزادى سرايت كرده و خود بخود همه آن آزاد خواهد شد.(14)
ز_ هرگاه كسى پدر يا مادر و يا اجداد و يا فرزندان يا عمو يا عمه يا دائى يا خاله، يا برادر يا خواهر و يا برادر زاده و يا خواهرزاده خود را مالك شود فوراً آزاد مى شوند.
ح_ هرگاه مالك از كنيز خود صاحب فرزندى شود فروختن آن كنيز جائز نيست و بايد بعداً از سهم ارث فرزندش آزاد شود.
اين امر وسيله آزادى بسيارى از بردگان می شد، زيرا بسيارى از كنيزان به منزله همسر صاحب خود بودند و از آنها فرزند داشتند.
ط_ كفاره بسيارى از تخلفات در اسلام آزاد كردن بردگان قرار داده شده (كفاره قتل خطا، كفاره ترك عمدى روزه، و كفاره قسم را به عنوان نمونه در اينجا مى توان نام برد).
ى_ پاره‏ اى از مجازاتهاى سخت است كه اگر صاحب برده نسبت به برده‏ اش انجام دهد خود به خود آزاد مى شود.(15)
نکته دیگر در این باره این است که بزرگان دين در عمل مشوّق مردم در آزادى بردگان بودند، امام حسن مجتبى(عليه السلام) حتی به بهانه شاخه گلى كه يكى از كنيزانش به او هديه مى كند، كنيز خود را آزاد مى كند.(16) مجموع اینها دیدگاه اسلام در مورد بردگى و تلاش آن برای ریشه کن شدن این مسأله را تا حدى روشن مى‏ سازد.(17)
5) حکم برده برای کافر محارب از کشتن و اسیر کردن او معقول تر بود.
همانطور که اشاره شد اسلام راه هاى برده ‏گیرى را محدود ساخت و تنها در يك مورد اجازه برده گيرى داد و آن در مورد اسيران جنگى بود که آن نیز در دوران غیبت منتفی است و قبل از آن نيز جنبه الزامى نداشت. طبق آیه 4 سوره محمد، بعد از پيروزى بر دشمن بايد بجاى كشتن آنها اقدام به اسارت آنان كرد: (هنگامى كه با دشمن روبرو شديد ضربات سنگين خود را بر آنها وارد كنيد و هنگامى كه به قدر كافى نيروى آنها را درهم كوبيديد به گرفتن و بستن آنها به پردازيد)؛ «فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ». به اين ترتيب بعد از غلبه بايد بجاى كشتن آنها را اسير كرد، كارى كه گريزى از آن نيست، چرا كه اگر دشمن رها شود باز ممكن است نيروى خود را تجديد سازمان دهد و حمله مجددى را آغاز نمايد. اما حكم اسير بعد از خاتمه جنگ يكى از سه چيز است: آزاد كردن بى قيد و شرط (که در مورد همه اسیران معقول و منطقی نیست)، آزاد كردن مشروط به پرداخت فديه (غرامت، که این نیز برای همه اسیران امکان پذیر نیست)، و یا طبق روایات برده ساختن او. البته انتخاب يكى از اين سه امر منوط به نظر امام و پيشواى مسلمين است و او هم با در نظر گرفتن شرائط اسيران و مصالح اسلام و مسلمين از نظر داخل و خارج آنچه را شايسته تر باشد برمى گزيند و دستور اجرا مى دهد. یقینا حکم برده ساختن آنها نیز از کشتن یا زندانی کردن آنها که در بسیاری از جنگها توسط غیر مسلمانان اتفاق می افتد هم منصفانه تر و هم معقول تر می باشد. ضمن اینکه در آن روز زندانهايى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت، و همه اسیران را نیز عقلائی و مصلحت نبود آزاد کنند؛ لذا راهى جز تقسيم كردن آنها در ميان خانواده ها و نگهدارى به صورت برده وجود نداشت.(18)

پی نوشت:

(1). يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1386 هـ ش، چاپ چهارم، ص 449.

(2). من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على، ترجمه: غفاري، محمد جواد، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1385 هـ ش، چاپ اول، ج 4، ص 146.

(3). همان، ج 4، ص 183.

(4). يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، همان.

(5). مثالهاى زيباى قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان‏، قم، 1382 هـ ش، چاپ اول‏، ج ‏2، ص 179.

(6). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت، 1403 هـ ق، چاپ دوم، ج ‏71، ص 144؛ ر.ک: تفسير نمونه، مكارم شيرازى‏، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1374 هـ ش‏، چاپ سى و دوم، ج ‏21، ص 421.

(7). «شَرُّ النَّاسِ مَنْ باعَ النَّاس‏»؛ (بدترين مردم كسانى هستند كه بردگان را خريد و فروش مى كنند). ر.ک: الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1407 هـ ق، چاپ چهارم‏، ج ‏5، ص 114.

(8). بردگى در اسلام، ايرجى، محمد صادق (پايان نامه درجه ليسانس مولف از دانشگاه تهران)، کتابفروشی محمدی، تهران، 1339 هـ ش، چاپ اول، ص 73؛ سیره پیشوایان، پیشوایی، مهدی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1374هـ ش، چاپ دوم، ص 300.

(9). ر.ک: تفسير نمونه، همان، ج ‏21، ص 418.

(10). در زمينه مكاتبه و احكام جالب آن بحث مشروحى در تفسیر نمونه بیان شده است. ر.ک: تفسير نمونه، همان، ج 14، ص 459 و 467.

(11). وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، مؤسسة آل البيت(عليهم السلام‏)، قم‏، 1409 هـ ق، چاپ اول‏، ج ‏23، ص 11، ابواب العتق، باب 1، حديث 6.

(12). همان، ج ‏23، ص 53.

(13). همان، ج‏ 23، ص 59: «مَنْ كَانَ مُؤْمِناً فَقَدْ عَتَقَ بَعْدَ سَبْعِ سِنِينَ أَعْتَقَهُ صَاحِبُهُ أَمْ لَمْ يُعْتِقْهُ وَ لَا يَحِلُّ خِدْمَةُ مَنْ كَانَ مُؤْمِناً بَعْدَ سَبْعِ سِنِينَ».

(14). ر.ک: شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، محقق حلی، ابو القاسم نجم الدین جعفر بن حسن، انتشارات استقلال، تهران، 1409 هـ ق‏، چاپ اول، ج 3، ص 661، کتاب العتق.

(15). ر.ک: يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، همان، ص 451 - 453.

(16). مستند الامام المجتبى(عليه السلام)، عطاردی، عزیز الله، نشر عطارد، تهران، 1373 هـ ش، چاپ اول، ص 702.

(17). ر.ک: مثالهاى زيباى قرآن، همان، ج ‏2، ص 178.

(18). تفسير نمونه، همان، ج ‏21، ص 410 -411.

تاریخ انتشار: « 1397/05/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1742