از هدایتگری حسینی تا هدایت مهدوی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

از هدایتگری حسینی تا هدایت مهدوی

پرسش : هدایتگری در اندیشه و عمل ائمه(علیم السلام) چه جایگاهی دارد؟
پاسخ اجمالی:

هدف خداوند از خلقت انسان، رساندن او به رشد و کمال حقیقی است. رسولان الهی مامورند تا انسان را به سوی این مسیر، هدایت کنند. ایشان در مسیر هدایتگری خویش، مامور به تلاش و برپایی حکومت الهی می باشند؛ چرا که حکومت، ابزار نیرومندی برای هدایتگری است. امام حسين‏(ع) در شرایطی دست به قیام و روشنگری زد که حکومت به ابزاری برای فساد مبدّل شده بود. ایشان در جهت رهایی مردم از فساد اموی و هدایت مردم به سوی دین راستین، از بذل جان نیز فروگذار نکرد؛ و به همین دلیل ملقّب به «مصباح الهدی» گردیده است. حضرت مهدی(عج) نیز در شرایطی شبیه به شرایط امام حسین(ع) قیام می کند. وضعیت جامعه در آن روزگار، بصورتی وخیم و ناگوار در خواهد آمد که افراد فاسد با قرائت های خود خوانده و خود خواهانه به تحریف دین خواهند پرداخت. گروهی از آنان به نام دین و گروهی دیگر به وسیله مخالفت با دین، مردم را در باتلاق های جهل و نادانی فرو خواهند برد و آنها را سرگرم مسائلی کم ارزش و حتی بی ارزش خواهند نمود؛ و این همه، در راستای تأمین منافع خودشان می باشد. در آن روزگار «دین حقیقی» به فراموشی سپرده می شود؛ بطوری که در روایات آمده: «امام زمان(عج) به هنگام ظهور به بنای دوباره اسلام می پردازد و آیینی را بنا می نهد که برای همگان تازگی دارد»؛ در حالیکه او فقط دین حقیقی اسلام را ارائه می کند.

پاسخ تفصیلی:

هدف خداوند از خلقت انسان، رساندن او به رشد و کمال حقیقی است.(1) خداوند برای رسیدن به این هدف، رسولانی را به سوی جوامع بشری فرستاده است تا انسان را به سوی این مسیر هدایت کند.(2) فرستادگان الهی نیز در مسیر هدایتگری خویش مامور به تلاش و برپایی حکومت الهی می باشند؛ چرا که حکومت، ابزار نیرومندی برای هدایتگری است. اما اگر همین قدرت به دست افراد ناصالح بیفتد، بسیار خطرناک و ویرانگر است؛ خطرناک تر از سلاحی مرگبار که در دست شخصی شرور و جنایتکار باشد. چرا که او نهایتا می تواند جان ده ها و یا صدها انسان را بگیرد؛ اما حکومت های فاسد اندیشه و فکر مردم را نیز فاسد می کند. حتّی این فساد می تواند به نسل های آینده نیز منتقل شود و موجب خسارات مادی و معنوی جبران ناپذیری گردد.
این حالت دقیقا در زمان حکومت بنى امیّه به وقوع پیوسته بود. چرا که آنها با برداشت های ابزاری و خودخواهانه از دینو تبلیغات مسموم علیه آن، چهره ی واژگون و تحریف شده ای از آن ارائه نمودند. ظلم، فساد و تبهکاری، مخصوصا در عصرهمه جا را فرا گرفته بود، و حتّى مدینه منوّره، مرکز حکومت پیامبر(صلىعلیه و آله)، به انواع فسادها و کارهای ناپسند آلوده بود.
در چنین شرایطی بود که امام حسین‏(علیه السلام) به مبارزه برخاسته، و فرمود: «اَلَا وَ اِنَّ‏ هوُلَاءِ قَد لَزِمُوا طَاعَهَ الشَیطَانِ‏، وَ تَرَکُوا طَاعَهَ الرَحمَنِ، وَ اَظهَرُوا الفَسَادِ، وَ عَطَّلُوا الحُدُودَ، وَ استَاثَرُوا بالفَی‏ءِ، وَ اَحَلُّوا حَرَامَ اللّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلَالَ اللّهِ، وَ اَنَا اَحَقُّ مَن غَیَّرَ»(3)؛ (اى مردم! آگاه باشید که رژیم اموى فرمانبردارى شیطان را برگزیده و از قانونو فرمانبردارى او سر برتافته است. آنها تبهکارى و بیداد را همه جا آشکار ساخته و مرزهاى قوانین و مقرراترا به تعطیلی کشانده و ثروت ملّى را به انحصار خویش در آورده‏ اند. آنان با بهانه و توجیه و برخورد ابزارى با دین، حرامرا حلال مى‏ سازند و حلال او را حرام؛ و من زیبنده‏ ترین فرد برای تلاشی خستگى ناپذیر و شجاعانه در راه دگرگونى این وضعیت هستم).
ایشان قیامش را حرکتی «اصلاحگر و هدایتگر» معرفی نموده، بیان داشت: «اَنِّی لَمْ‏ اَخْرُجْ‏ اَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ اِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلَاحِ فِی اُمَّهِ جَدِّی‏»(4)؛ (من نه براى راحت طلبى و وانهادن مسئولیت، به راه افتاده ام و نه براى خوش گذرانى و بیهودگى؛ نه انگیزه ام ستم کارى و بیدادگرى است و نه تبهکارى، بلکه مى‏ خواهم امت جدّم را اصلاح کنم).
او تصریح کرد که اگر با من همراه شوید شما را به راه هایی هدایت می کنم که به سعادت و نیک روزی می رسد: «فَاِنِّی اَدعُوکُم‏ اِلَى‏ اِحیَاءِ مَعَالِمِ الحَقِّ وَ اِمَاتَهِ البِدَعِ، فَاِن تُجِیبُوا تَهتَدُوا سُبُلَ الرَّشَادِ»(5)؛ (شما را برای احیای حق و از بین بردنها به یاری می‌ طلبم؛ اگر دعوتم را بپذیرید، به راه های رشد و سعادت رهنمون خواهید شد).
این تلاش های هدایتگرانه، سبب شد که بُعد هدایتگریِ «قیام عاشورا» جلوه ی بیشتری پیدا کند؛ ونیز به عنوان یکی از هدایتگران بزرگ تاریخ شناخته شود. از این رو در روایات نیز به ایشان لقب «مصباح الهدی» اطلاق شده است.
به عنوان مثال در روایتی از پیامبر اکرم(صلیعلیه وآله) نقل شده که فرمود: «اسمُهُ مَکتُوبٌ عَن یَمِینِ الْعَرْش: انَّ الحُسَینَ مِصبَاحُ‏ الهُدَى‏ وَ سَفِینَهُ النّجَاه»(6)؛ (در سمت راست عرش اینگونه نوشته شده است: همانا حسین(علیه السلام) چراغ هدایت و کشتی نجات است).
کاربرد این تعبیر، توسط پیامبر اکرم(صلیعلیه وآله) بسیار جالب و دقیق است. زیرا هدایت به دو شیوه انجام می شود، یکی نشان دادن راه و دیگری رساندن به مقصد؛ و ایشان برای امام حسین(علیه السلام) هر دو را به کار برده است؛ هم بُعد راهنمایی و هم بُعد همراهی و رساندن به مقصد.
امام صادق(علیه السلام) نیز ثمره خون امام حسین(علیه السلام) را این گونه بیان فرموده است: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک‏ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الضَّلَالَهِ وَ الْجَهَالَهِ وَ الْعَمَى وَ الشَّکِّ وَ الاِرْتِیَابِ اِلَى‏ بَابِ‏ الْهُدَى‏ مِنَ‏ الرَّدَى‏»(7)؛ ([خداوندا] او خون خود را در راه تو داد تا بندگانت را از گمراهی و جهالت و شک و تردید نجات دهد و از هلاکت بههدایت رهنمون گرداند).
نه تنها سید الشهداء، بلکه ائمه شیعیان همه هدایتگران بزرگی بودند. حضرت مهدی(عجلتعالی فرجه) نیز در شرایطی شبیه به شرایط امام حسین(علیه السلام) قیام می کند. وضعیتدر آن روزگار، بصورتی وخیم و ناگوار در خواهد آمد که افراد فاسد با قرائت های خود خوانده و خود خواهانه به تحریف دین خواهند پرداخت. گروهی از آنان به نام دین و گروهی دیگر به وسیله مخالفت با دین، مردم را در باتلاق های جهل و نادانی فرو خواهند برد و آنها را سرگرم مسائلی کم ارزش و حتی بی ارزش خواهند نمود؛ و این همه، در راستای تامین منافع خودشان می باشد. در آن روزگار «دین حقیقی» به فراموشی سپرده می شود؛ بطوری که در روایات آمده: «امام زمان(عجلتعالی فرجه) به هنگامبه بنای دوبارهمی پردازد و آیینی را بنا می نهد که برای همگان تازگی دارد»؛ در حالیکه او فقط دین حقیقیرا ارائه می کند.
امام صادق(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «یَصْنَعُ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ(صلیعلیه و آله) یَهْدِمُ‏ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ(صلیعلیه و آله) اَمْرَ الْجَاهِلِیَّهِ وَ یَسْتَاْنِفُ الْاِسْلَامَ جَدِیدا»(8)؛ (مهدی(علیه السلام) همان کاری را انجام می دهد که رسول خدا(صلیعلیه و آله) انجام داد.های موجود را خراب می کند. چنانکه رسول خدا(صلیعلیه و آله) اساسرا منهدم نمود. آنگاهرا از نو بنا می کند).
ایشان دردیگری می فرماید: «اِذَا قَامَ الْقَائِمُ(علیه السلام) دَعَا النَّاسَ اِلَی الْاِسْلَامِ جَدِیداً وَ هَدَاهُمْ اِلَی اَمْرٍ قَدْ دَثَرَ وَ ضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ»(9)؛ (وقتی قائم ما قیام کند مردم را از نو به سویدعوت می نماید. او آنها را به سوی چیزی هدایت می کند که مندرس شده و عموم مردم از آن دور افتاده اند). آن حضرت در ادامه می افزاید: «وَ اِنَّمَا سُمِّیَ الْقَائِمُ مَهْدِیّاً لِاَنَّهُ یَهْدِی اِلَی اَمْرٍ ضَلُّوا عَنْهُ»؛ (آن جناب،نامیده شده، چون به چیزی که مردم از آن دور شده اند هدایت می کند).
آری، خدواند او را به آیین راستین خود هدایت نموده و او نیز مردم را به این آیین رهنمون می شود تا آن کهودر سراسر زمین گسترش یابد (10)؛ و همین تلاش ها است که موجب شده هدایت و هدایت گری با نام او نیز عجین گردد.

پی نوشت:

(1). خداوند در آیات 56 تا 58 سوره ذاریات می فرماید: (من جن و انسان را فقط برای عبادت آفریدم [تا بدین وسیله به من نزدیک شوند و کمال یابند]. و برای این کار از آنها چیزی نمی خواهم؛ چرا که من توانا و مقتدرم)؛ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ * ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ* إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ».

(2). خداوند در آیه 24 سوره سجده می فرماید: «وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»؛ (و از میان آنها امامان و پيشواياني برگزيديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مي‏ كردند).

(3). وقعة الطفّ، ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى، جامعه مدرسين، قم، 1417 هـ ق، چاپ سوم، ص 172.

(4). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1403 هـ ق، چاپ دوم، ج‏ 44، ص 329.

(5). الأخبار الطوال، دينوري، أحمد بن داود، محقق: عبد المنعم عامر، مصحح: جمال الدين الشيال، دار إحياء الكتب العربي، قاهرة، 1960 م، چاپ اول، ص 231.

(6). مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر و دلائل الحجج على البشر، بحرانى، سيد هاشم، مؤسسة المعارف الإسلامية، قم، 1413 ق، چاپ اول، ج ‏4، ص 52. در بعضی کتب بصورت «مِصْبَاحُ هَادٍ وَ سَفِينَةُ نَجَاةٍ» نیز نقل شده است.

(7). كامل الزيارات، ابن قولويه، جعفر بن محمد، دار المرتضوية، نجف اشرف‏، 1356 هـ ش‏، چاپ اول‏، ص 228.

(8). الغيبة، ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، نشر صدوق، تهران، 1397 هـ ق، چاپ اول، ص 231.

(9). الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفيد، محمد بن محمد، كنگره شيخ مفيد، قم، 1413 هـ ق، چاپ اول، ج ‏2، ص 383.

(10). رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَا عَلَى ظَهرِ الْأَرْضِ‏ بَيتُ حَجَرٍ وَ لَا َمدرٍ الّا ادخَلَهُ اللَّه كَلِمَة الاسلَام»؛ (بر روى زمين خانه اى از سنگ يا گل باقى نمى ماند مگر اينكه اسلام در آن وارد مى شود).

تاریخ انتشار: « 1397/06/17 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 30