عدل الهی و مساله «حسن و قبح عقلی، و شرعی»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

عدل الهی و مساله «حسن و قبح عقلی، و شرعی»

پرسش : منظور از «حسن قبح عقلی» و «حسن و قبح شرعی» چیست؟ چه ارتباطی بین این دو با مساله «عدل الهی» وجود دارد؟
پاسخ اجمالی:

«حسن و قبح عقلی» به معنای اینست که عقل بطور مستقل نیکو بودن عدل و بد بودن ظلم را درک می کند. «حسن و قبح شرعی» نیز به معنای اینست که تنها راه تشخیص نیکی ها و بدی ها نقل شارع است. پیروان «حسن و قبح عقلی» معتقدند که با انکار آن، اثبات مسائلی مثل توحيد و وجود خدا و حقانیّت بعثت انبياء امکان پذیر نیست. یکی از راه های اثبات صفت «عدل» برای خدا و نفی صفت «ظلم» از او نیز، توجه به همین موضوع «حسن و قبح عقلی» است؛ بدین بیان که وقتی عقل تشخیص می دهد که کاری ظالمانه است، آن را از خداوند منتفی می داند.

پاسخ تفصیلی:

حسن و قبح عقلی و شرعی:
هنگامی که موضوع «عدل الهی» مورد بحث قرار می گیرد، یکی از مهم ترین موضوعاتی که خواه ناخواه پای آن به میان می آید، موضوع «حسن و قبح عقلی»، تفاوت آن با «حسن و قبح شرعی» و ارتباطشان با موضوع «عدل الهی» است. به طور کلی می توان گفت منشا اختلافی که میانواز یک سو واز سوی دیگر، راجع به موضوع «عدل الهی» وجود دارد نیز به همین بحث بازمی گردد.
منشا اختلافی که از دیرباز میان این دو جبهه فکری پدید آمده به این نکته بسیار حساس و ظریف برمی گردد که آیا عقل آدمی به تنهایی و مستقل ازو تشریع الهی، توانایی درک خوبی یا بدی پدیده های پیرامون خود را دارد یا خیر؟

منظور از «حسن و قبح عقلی»؟
امامیه وـ که به عدلیه معروف اند ـ معتقدند: عقل انسان خوبى و بدى و حسن و قبح بسیارى از اشیاء را درک مى کند و این به برکت نیروى معرفت خوب و بد است که خداوند به انسان عطا نموده است.
بنابراین حتّى قبل از نزول شرایع آسمانى، بخشى از مسائل به وسیله عقل بر انسان روشن بوده است. خوبىو نیکوکارى، بدى ظلم و بیدادگرى، خوبى بسیارى از صفات اخلاقى مانند «راستگویى»، «امانت»، «شجاعت»، «سخاوت» و همچنین بدى «دروغ» و «خیانت» و «بخل» و... همه از مسائلى است که عقل آنها را به تنهایی و پیش از تشریع الهی درک مى کند. به همین دلیل است که می گوییم به کار بردن عنوان «حسن و قبح عقلی» می تواند نظرگاهی مناسب و صحیح برای طبقه بندی اعمال و رفتارها و حالات و اوصاف پیرامون انسان باشد.
با این حال و با حفظ اعتبار عقل در تشخیص نیکی ها و بدی ها، نیز اعتقاد داریم از آنجا که عقل قادر به درک حسن و قبح همه اشیاء نیست و معلومات انسان در هر حال محدود است، ادیان الهى و کتب آسمانى و پیامبران براى تکمیل این امر از سوى خداوند مبعوث شدند تا هم بر ادراکات عقلى تاکید کنند و هم زوایاى تاریکى را که عقل از درک آن عاجز بوده بر او روشن سازند.(1)

منظور از «حسن و قبح شرعی»؟
در مقابل عدلیه،قرار دارند که معتقدند: عقل به تنهایی و قبل از ابلاغ حسن یا قبح پدیده ها توسط خداوند و از راه وحی، امکان هیچ گونه تشخیص بدی یا نیکی پدیده ها را ندارد. بنابراین ملاک خوب یا بد بودن هر پدیده ای – حتی پدیده ها و حقایق به ظاهر ساده ای چون قبیح بودن اعمال ظالمانه یکسفاک و خون خوار یا نیکو بودنپیشگی یک فرمانده نظامی در جبهه های جنگ – فقط و فقط شرع و مذهب و ابلاغ خداوند است نه هیچ چیز دیگر، حتی عقل آدمی.

ثمره ی بحث؟
بعد از بیان این مقدمه می گوییم استدلال ما برای پذیرش موضوع «حسن و قبح عقلی» و معتبر دانستن آن این است که اعتقاد داریم نتیجه انکار استقلال و توانایی عقل در تشخیص نیکی ها و بدی ها و حقایق کلی، از میان رفتن مسائل مهم و اساسی ای چون مسالهو خداشناسى و بعثت انبیاء و ادیان آسمانى است. زیرا اثبات وجودو حقانیّت دعوت انبیاء، جز از طریق عقل امکان پذیر نیست. بدیهى است بیانات شرع در صورتى قابل قبول است که این دو(توحید، نبوّت) قبلا با دلیل عقل ثابت شود و اثبات این دو موضوع تنها با دلیل شرع غیر ممکن است.(2)
بر اساس همین استدلال، معتقدیم دیدگاهدر انکار «حسن و قبح عقلى» و منحصر شمردن راه های شناخت خوبى و بدى در شرع و مذهب و پذیرش «حسن و قبح شرعی» صحیح نیست. چه اینکه اگر عقل ما قادر به درک خوبى و بدى نباشد، از کجا بدانیم خداوندرا در اختیار فرد دروغگویى نمى گذارد؟ شاید خداوند این گونه اراده کرده کهرا دست شخصی دروغگو قرار دهد و این کار عین عدل باشد؟! امّا در نزد معتقدین به «حسن و قبح عقلی»، احتمال بعثت یک کذّاب کاملا منتفی است. زیرا هنگامى که مى گوییمگفتن زشت و قبیح است و محال است از خداوند سر زند، مى دانیم که وعده هاى خداوند همه حقّ است و گفته هاى او همه صدق.(3)

ارتباط بحث حسن و قبح «عقلی» با موضوع «عدل الهی»؟
حال که کلیّات موضوع «حسن و قبح عقلی» و «حسن و قبح شرعی» روشن شد، به چگونگی ارتباط این بحث با موضوع «عدل الهی» می پردازیم و می گوییم یکی از راه های اثبات صفت «عدل» برای وجود مقدس باری تعالی و نفی صفت «ظلم» از آن وجود مقدس، توجه به همین موضوع «حسن و قبح عقلی» است. بدین بیان که وقتی عقل تشخیص می دهد که کاری ظالمانه است یا با تشخیص کلی تر به این نتیجه می رسد که پشت مفهوم «ظلم» چه قبحی نهفته است، آن را از وجود سراسر «خیر» خداوند منتفی می داند؛ و لزوما حکم می کند که از خداوند فقط اعمال عادلانه صادر می گردد؛ و بر وجود مقدس او تنها می توان صفت «عدل» را حمل کرد.(4)
این استدلال و اعتقادبر عدل الهی است که با اعتقادی کهراجع به عدل الهی دارند متفاوت است. آنها شاید بتوانند ادّعا کنند که «افعال الهی، جملگی عدل است» اما تنها دلیلشان بر عادلانه بودن افعال الهی، صدورشان از سوی خداوند است، و هیچ ملاک مستقل و استدلال دیگری برای موضوع نمی توانند ارائه دهند.

پی نوشت:

(1). اعتقاد ما، مكارم شيرازى، ناصر، قم، انتشارات نسل جوان، 1376 هـ ش، چاپ دوم، ص 92.

(2). همان.

(3). پنجاه درس اصول عقاید براى جوانان، مکارم شیرازی، ناصر، قم، انتشارات نسل جوان، 1386 هـ ش، چاپ هیجدهم، ص 88؛ بدایه المعارف الالهیه فی شرح عقاید الامامیه، خرازی، سید محسن، قم، موسسه نشر اسلامی(جامعه مدرسین)، 1424 هـ ق، چاپ یازدهم، ج 1، ص 119.

(4). ر.ک: اعتقاد ما، همان، ص 93.

تاریخ انتشار: « 1397/08/12 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 62