سکوت خداوند در قبال ظالمان!

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

سکوت خداوند در قبال ظالمان!

پرسش : چرا خداوند در قبال ظلم ظالمان سکوت نموده است و آنها را نابود نمی کند؟!
پاسخ اجمالی:

مجازات فوری و نابود کردن ظالم با «اختیار» انسان و اتمام حجّت منافات دارد. اگر هر عمل ظالمانه ای، بلافاصله و به صورت فوری، جزا داده شود، هیچ کس جرأتی برای بروز اراده واقعی و ظهور باطنش نخواهد داشت.
فرصت دادن به ظالمان به معنی سکوت خداوند در برابر ظلم نیست؛ ممکن است برخي از ظالمان توبه كنند. گاهی خداوند طبق «سنّت استدراج» به ظالمان فرصت می دهد تا زمینه شدید تر شدن عذاب اخروی خود را فراهم کنند. همچنین طبق خاصیّت نظام هستی، نمی ‌‌توان در این دنیا تمام مجازات برخی از ظالمان را اجرا نمود.
از طرفی خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتى را تغییر نمى دهد مگر آن که آنان آنچه را در وجود خودشان است تغییر دهند؛ خداوند هم ظلم کردن و هم زير بار ظلم‌ رفتن را نمي‌ پذيرد.

پاسخ تفصیلی:

سکوتدربرابر ظالمان!
یکی از اموری که گاهی در تعارض با عدل الهی به آن استناد می شود مساله «ظلم ظالمان» می باشد؛ اینکه چرا خداوند در قبال ظلم ظالمان سکوت نموده است و آنها را نابود نمی کند؟
در پاسخ به این سوال چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد:

مجازات فوری و نابود کردن ظالم با اختیار انسان، اتمام حجّت و فرصت توبه منافات دارد:
اگر هر عمل ظالمانه ای، بلافاصله و به صورت فوری، جزا داده شود، هیچ کس جراتی برای بروز اراده واقعی وباطنش نخواهد داشت و با پدید آمدن حالتی شبیه به جبر، اختیار و جسارت هر کس برای انتخاب آزادانه اعمال از بین خواهد رفت و مجالِ کامل شدنِ حجتِ روز جزا فراهم نخواهد آمد. خداوند انسان ها را خلق کرده و زمینه تکامل را بسبب اختیار در وجود آنها قرار داده تا خود در مسیر کمال حرکت کنند، نه این که به مجرد ظلمی، آنها را هلاک نماید و فرصت تکامل را از بین ببرد، چه بسا که در فرض نابودی به محض ظلم، انسانی بر روی زمین باقی نمی ماند، کما اینکهکریم نیز در45فاطر می فرماید: «وَ لَوْ یُواخِذُ اللهُ النّاسَ بِما کَسَبُوا ما تَرَکَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّهٍ وَ لکِنْ یُوَخِّرُهُمْ اِلى اَجَلٍ مُسَمّىً فَاِذا جاءَ اَجَلُهُمْ فَاِنَّ اللهَ کانَ بِعِبادِهِ بَصِیراً»؛ (هر گاه خداوند مردم را به کارهایى که انجام داده‏ اند مجازات کند جنبنده‏ اى را بر پشت زمین باقى نخواهد گذاشت! ولى [به لطفش] آنها را تا سر آمد معینى تاخیر مى‏ اندازد [و مهلت مى‏ دهد تا خود را اصلاح کنند] اما هنگامى کهآنها فرا رسد، [خداوند هر کس را به مقتضاى عملش جزا مى ‏دهد] که او نسبت به بندگانش بیناست [و از اعمال و نیات همه آگاه است]).(1)
علاوه بر این ممکن است برخی ظالمان بالاخره در مراحل بعدی عمر خود توبه کنند و از طریق توبه شرایط جلب رحمت الهی جهت تکامل را فراهم سازند و افراد زیادی از این دسته اند. از مجموع آیاتاستفاده می ‌‌شود؛ خداوند افراد‌کار را در صورتى که زیاد آلوده بهنشده باشند، به وسیله زنگ ‌هاى بیدار باش و عکس العمل‌‏ هاى اعمالشان، و یا گاهى به وسیله مجازات‌‌ هاى متناسب با اعمالى که از آنها سرزده است، بیدار مى‌‌‏ سازد و به راه حق بازمى‌‌‏ گرداند. اینها کسانى هستند که هنوز شایستگى هدایت را دارند و مشمول لطف خداوند مى ‌‌‏باشند.(2)

فرصت دادن به ظالمدارد و به معنی سکوت خداوند در برابر ظلم و بی توجهی به مظلوم نیست:
اینکه بنا بر مصالحی خدواند به ظالم فرصت می دهد تا توبه کند یا اگر توبه نکرد در زمان مشخصی او را مجازات کند و فورا مجازات نمی شود به معنی سکوت خداوند در برابر ظلم نیست و خداوند حق مظلومان را از راه های دیگری جبران می کند. چرا که خداوند مدبر بندگان خویش است و از این جهت همانند پدر نسبت به فرزندان خود می‌ باشد، همان گونه که دفاع از فرزند و گرفتن حق او از ظالم بر پدراست، دفاع از مظلومان و گرفتن حقوق آنان از ستمگران نیز بر خداونداست.(3)
خداوند گاهی به ظالمان فرصت می دهد و این امر در واقع زمینه بیشتر و سنگین تر شدن عذاب اخروی آنها را مهیا می کند. این همان موضوعی است که در ادبیات دینی به «سنت استدراج» و «امهال»؛ (مهلت دادن) معروف است.کریم در178آل عمران به همینالهی اشاره کرده و می فرماید: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا اَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِاَنْفُسِهِمْ اِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا اِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ»؛ (آنها که کافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصوّر نکنند اگر به آنان مهلت مى ‌دهیم به سودشان است. ما به آنان مهلت مى ‏دهیم براى این که بر گناهان خود بیافزایند و براى آنها عذاب خوارکننده ایست). حضرت زینب(علیها السلام) نیز در شام و در پاسخ بهو یزیدیان که از جنایات خود خوشحال بودند به همیناستدلال کردند.(4)
در بسیاری از موارد ظالمان و ستم‌ گران در همین دنیا نیز به سزای بخشی از اعمال خود می‌‌ رسند؛ اما نظام هستی بر این قرار گرفته است که تمام مجازات در این دنیا نباشد، چرا که اساسا، نمی ‌‌توان در این دنیا تمام مجازات برخی از ظالمان را اجرا نمود. مثلا فردی که هزاران نفر را به قتل رسانده، چه مجازاتی در این دنیا می ‌‌توان برایش در نظر گرفت؟ اینکه خداوند جلوی برخی از ظلم ها و شرارت ها را نمی گیرد، به معنای آن نیست که از بی عدالتی ظالمین راضی است یا توان برطرف کردن آن را ندارد، بلکه گاهی ضرورت هایی بالاتر جلوی دخالت مستقیم خداوند در برطرف شدن این امور یا مانع شدن خداوند از تحقق این شرارت ها را می گیرد.

انسانها خودشان نیز باید برای برطرف شدن ظلم تلاش کنند:
قرآن در11رعد می‌ فرماید: «اِنَّ اللَّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى‏ یُغَیِّرُوا مَا بِاَنفُسِهِمْ»؛ (خداوند سرنوشت هیچ قومى [وملّتى] را تغییر نمى دهد مگر آن که آنان آنچه را در [وجود] خودشان است تغییر دهند). خداوند نه تنها ظلم بشر در حق همدیگر را تایید نکرده، بلکه زیر بار ظلم‌ رفتن را نیز نمی‌ پذیرد؛ چنانکه در279بقره هم از ظلم کردن منع شده است و هم زیر بار ظلم رفتن نکوهش شده است: «لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ»؛ (نه ظلم کنید و نه ظلم به شما شود). گرچه ایندرباره رباخواران است؛ ولى در حقیقت یک شعار وسیع اسلامى است که دستور مى‏ دهد به همان نسبت که مسلمانان باید از ستمگرى بپرهیزند باید از تن دادن به ظلم نیز اجتناب کنند. بنابراین همان‏ گونه که باید به ظالم بگوییم ستم مکن، به مظلوم باید بگوییم تن به ستم مده.(5)

نتیجه اینکه: وقتی انسانآفریده شد گاهی ظلم می کند و حق کسی را ضایع می کند؛ اما آنچه اهمیت دارد این است که ظالم قطعا نتیجه ظلم خود را خواهد دید و مظلوم نیز باید در رسیدن به حق خود تلاش کند و اگر در این دنیا موفق نشد دربه حق خود خواهد رسید.

پی نوشت:

(1). تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1374 هـ ش، چاپ سى و دوم‏، ج ‏18، ص 302.

(2). رک: همان، ج‏3، ص 183.

(3). ر.ک: كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، علامه حلى، محقق / مصحح: حسن زاده آملى‏، حسن، مؤسسة النشر الإسلامي‏، قم، 1413 هـ ق، چاپ چهارم، ص 335.‏

(4). بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403هـ ق، چاپ دوم، ج ‏45، ص 133.

(5). پيام امام امير المومنين(عليه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، 1386 هـ ش، چاپ اول‏، ج‏ 14، ص 461.

تاریخ انتشار: « 1397/09/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 48