ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هفتم - شماره شصت و هشتم - شهریور 1400)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هفتم - شماره شصت و هشتم - شهریور 1400)

طلیعه سخن

داستان کربلا آنچنان از کاراکترها (خانواده) و شخصیت ها و پیچیدگی مکانی و روابط برخوردار است که برای زمان ها و مکان ها به شدت الگو آفرین است.

در واقع داستان کربلا داستان امامت است، اهمیت این واقعه از آن جهت است که بدون امام، امّت به شدت دچار بی معنایی شده و هویت خود را از دست می دهد؛ چرا که در سایۀ فقدان تفسیر قرآن صامت توسط قرآن ناطق(امام)، بدعت ها (سقیفه و خلافت) پدید می آید که در نهایت به فتنه ها (ظهور داعش و طالبان) در ممالک اسلامی منتهی می شود.

بر خلاف نظام خلافت که بر مدار حزب گرایی و قبیله گرایی (اشرافیت) استوار است و حق در آن به ناکجا آباد سوق داده می شود لیکن امامت به شدت با غایت تاریخی یعنی اقتصای حق و ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیوند ناگسستنی دارد، لذا نهضت عاشورا به شدت غایتمدار است و بدون آن نهضت، زمینه برای ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهیا نمی شود.

امامت بر خلاف نظام خلافت که به علت شیوع اشرافیت به دورویی و نفاق می انجامد، بر عقلانیت، فطرت، حکمت و عزت متکی است و اینچنین صداقت در جامعه آشکار می شود؛ بی جهت نیست که نهضت عاشورا در زمان ها و مکان ها و تاریخ و جغرافیای مختلف به شدت جاری است چرا که داستان کربلا داستان اخلاص است.

اخلاص(دوری از عجب و خودپسندی) به نوبۀ خود از افسردگی و نهیلیسم و جنگ طلبی و خشونت جلوگیری می کند و اینچنین صلح گرایی امام حسین(علیه السلام)، معنازایی را در زمان های مختلف پدید می آورد، در حقیقت عنصر اخلاص و فروتنی امام(علیه السلام) در زمان های انقباض یافته، وارد شده و آن را بسط می دهد که اوج آن در روز اربعین حسینی به منصۀ ظهور می رسد.

بسط زمانی به همراه خود منافع و کارکردهای کلان و بی شماری به همراه دارد، «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر بهتر از هزار ماه است» ، و همانگونه که دعا برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بالاترین دعا در شب بسط یافته زمانی یعنی شب قدر به شمار می آید دعا برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در چهار دهۀ اربعین زمان را به شدت بسط می دهد که در روز اربعین به اوج خواهد می رسد.

البته شرط بهره گیری از منافع زمان بسط یافته، همراهی زمانی با امام زمان است که فعلیت این امر در سایۀ ولایت اتفاق می افتد؛ چرا که امام زمان با روش ولایت «تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ؛ یکدیگر را به شکیبایی و رحمت توصیه میکنند» سبب تحقق مهربانی می شود و اینچنین زمان بسط می یابد و امت با نقش آفرینی بی بدیل امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عمران و آبادی می رسد و مدینه فاضله با اصالت زمان و نوسازی مردم محور(عمران و آبادانی منهای توسعۀ آمریکایی(لیبرالیسم) و پیشرفت اروپایی(سوسیالیسم) محقق می شود.

احیای سرمایۀ اجتماعی امت و صیانت از اصل حفظ نظام اجتماعی و اصل تبعی آن یعنی امر به معروف و نهی از منکر در زمان غیبت و عصر ظهور در پرتو همراهی با امام زمان (عج) میسر است که این مهم در اربعین امام حسین(علیه السلام) به علت گذار از یک دهه شور و تداوم آن با چهاردهه شعور و فرآیند مناسکی هم چون تأکید بر خواندن دعای عهد در ٤٠ روز، و ترویج صلح طلبی و سیرو سلوک حسینی (چله نشینی)، زمان را به شدت بسط می دهد که اجتماع پرشور و بی نظیر آحاد مردم جهان در کنگرۀ بزرگ اربعین حسینی به نوبۀ خود مویّد این مدعاست.

بی تردید دعا از آن جهت که از اخلاص، تواضع و فروتنی و تضرع نشأت می گیرد و از ذهنیت خود بنیاد خلافتی مبرّاست لذا به شدت در ترسیم چارچوب امامت و فقه هنجاری و تشریح عقاید و تدوین علم کلام به ویژه در حوزۀ مهدویت و انتظار موفق عمل می کند.

در این بین آموزه های دعای عهد از قبیل خداشناسی، درخواست و طلب از درگاه الهی، سلام به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، عهد و پیمان و میثاق با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای همراهی و اطاعت و شهادت در رکاب آن حضرت و حتی درخواست رجعت و دعا برای ظهور، ترسیم کننده ترسیم عقاید و فقه هنجاری به عنوان نرم افزار زندگی مهدوی است.

منتظران با قرائت این دعا تا روز اربعین از طرف همه آزادی خواهان جهان، به امام خود سلام می دهند؛«عن جمیع المومنین والمومنات؛ از طرف همه مردان و زنان باایمان» و اینچنین معناداری زندگی با دعای عهد در پرتو معنازایی نهضت کربلا در روز اوج اندیشه و تفکر یعنی روز اربعین، اساس تربیت را بنیان می نهد.

از سوی دیگر چلۀ دعای عهد و صلوات و استغفار و دعا برای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رمز معنوی تسهیل در مقابله با بلای جهانی کرونا به شمار می آید.

دعای عهد ورای از آموزه های دینی، مهمترین تئوری اقتصادی علوم انسانی یعنی نظریۀ علم عمران و علم آبادی را در تضاد با نظریه توسعه و نظریه پیشرفت به ودیعه نهاده است؛ آنجا که در فرازی از دعای عهد می خوانیم: «وَاعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَک وَ أَحْی بِهِ عِبَادَک؛ خدایا به دست او کشورهایت را آباد کن، و بندگانت را به وسیله او زنده فرما».

آری دعای شریف عهد به غایت معناگراست به نحوی که علاوه بر آثار و برکات معنوی، به بازسازی مردم محور و تحقق مدینه فاضله می انجامد.

تصویرسازی

روز تکمیل دین

در روز عید غدیر، آیین اسلام و نعمت خدا براى آينده مردم تکامل یافت.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

پیام ها و بیانیه ها

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله) به مناسبت درگذشت

حجت الاسلام آقای حاج سیدرضا حسینی(رحمه الله)

حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای محمدی گلپایگانی (دامت تأییداته)

درگذشت فقید سعید حضرت حجت الاسلام آقای حاج سیدرضا حسینی(رحمه الله) را به شما و تمام خانوادۀ محترم و بستگان مکرم صمیمانه تسلیت میگویم و علو درجات آن مرحوم و صبر و اجر بازماندگان را از خداوند منان خواستارم.

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته) به مناسبت رحلت

حجت الاسلام والمسلمین آقای پیشوایی (رحمه الله)

خبر رحلت دانشمند ارجمند حجت الاسلام والمسلمین آقای مهدی پیشوایی (رحمة الله علیه) بسیار مایۀ تأسف و تأثر گردید. او مردی توانمند در علوم اسلامی مخصوصا در تاریخ اسلام بود که اکنون جای او خالی است. این ضایعۀ جانکاه را به حوزۀ علمیۀ قم و عموم فضلا و بیت معظم ایشان تسلیت عرض می کنم و علوّ درجات آن مرحوم و صبر و اجر فراوان برای بازماندگان ایشان از خداوند منان خواهانم.

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته) به مناسبت رحلت

حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید محمود موسوی نژاد(رحمه الله)

خبر رحلت مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید محمود موسوی نژاد(رحمة الله علیه) که از علمای معروف منطقة مرودشت بود، موجب نهایت تأسف و تألم گردید.

این عالم فرزانه از عمر بابرکت خویش برای پیشرفت اسلام و مکتب امام صادق(علیه السلام) استفاده کرد و خدمات او بر کسی پوشیده نیست.

اینجانب این ضایعة بزرگ را به علمای استان فارس خصوصاً حوزة علمیة مرودشت و بیت شریف ایشان تسلیت میگویم.

خداوند روح او را با ارواح اجداد طاهرینش محشور گرداند و به بازماندگان صبر و اجر عنایت فرماید.

فن آوری

افتتاح تارنمای اختصاصی نهج البلاغه

در ایام پر خیر و برکت عید غدیر خم، عید امامت و ولایت، تارنمای نهج البلاغه به همراه متن تفسیر نهج البلاغه "پیام امام امیر المؤمنین علیه السلام" توسط آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی افتتاح گردید.

معظم له در این جلسه ضمن تشکر از دست اندرکاران تولید این تارنما، فعالیت در زمینه گسترش معارف اسلام ناب را خدمتی لازم و مهم دانسته و برای موفقیت های بیشتر آنها در عرصه خدمت به اسلام و مسلمین دعا نموده و این فعالیت ها را ذخیره ای برای یوم المعاد برشمردند.

معرفی تارنمای نهج البلاغه

http://nahj.makarem.ir

«گنجینه بزرگ معارف اسلام»

«عالى ترین درس براى تعلیم و تربیت انسان ها»

«بهترین سرمایه خودسازى و تهذیب نفس»

و «مؤثّرترین برنامه براى ساختن جامعه اى سالم، پاک و سربلند»

عناوینی است که به حق می توان برای نهج البلاغه انتخاب کرد.

تنها کسانى مى توانند درباره این کتاب بزرگ و بى نظیر سخن بگویند که حدّاقل یک بار با دقّت کامل، تمام آن را از آغاز تا پایان مطالعه کرده باشند. آنگاه روشن خواهد شد که هرچه درباره این مجموعه گران بها گفته شود، کم است!

هر کس بیشتر در این کتاب غور کند خود را با دریایى از علم و دانش روبرو خواهد دید که با مهم ترین مسائل زندگى انسان در تمام ابعاد معنوى و مادّى سروکار دارد، دریایى مواج و خروشان که گوهرهایش را همراه امواجش به ساحل مى پاشد و ساحل نشینان خود را غرق در انواع مواهب معنوى و مادّى مى کند، ولى غواصان تلاشگر سهم بیشترى دارند.

در طول تاریخ اسلام شروح متعدّدى بر نهج البلاغه نوشته شده و علماى عالى قدرى چه در گذشته و چه در عصر ما براى تبیین و تفسیر و کشف گنجینه هاى آن کوشیده اند و خدمات پرارزشى ارائه داده اند، ولى انصاف این است که نهج البلاغه هنوز دست نخورده و در بین مسلمانان، مظلوم است و لازم است براى فهم آن تلاش هاى بسیارى انجام شود. به خصوص در عصر و زمان ما که عصر مشکلات پیچیده جوامع انسانى، عصر ظهور مکتب هاى مختلف فکرى و عصر تهاجم بر اعتقادات و اخلاق و تقوا و فضیلت ازسوى دنیاپرستان وجهان خواران است، تا راه را براى رسیدن به منافع آلوده و نامشروعشان هموار سازند. آرى در این عصر، نهج البلاغه تلاش وکوشش و کار بیشترى را مى طلبد. کار تحقیقاتى و گروهى براى یافتن راه غلبه بر مشکلات معنوى و مادّى و فردى و اجتماعى، و مقابله با مکتب هاى ویرانگر فکرى و اخلاقى به وسیله آن.

به همین دلیل بعد از تألیف و تدوین تفسیر نمونه و پیام قرآن توسط حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی و جمعی از فضلا، به اصرار گروهى از اهل فضل کاری مشابه تفسیر نمونه بر روى نهج البلاغه انجام شد و کتاب پیام امام امیر المؤمنین علیه السلام به رشته تحریر درآمد

با توجه به افزایش بی رویه هزینه های چاپ کتاب و گسترش روزافزون دسترسی ها به اینترنت، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ادامه روند توسعه ای ارائه اطلاعات و محتوای تولیدی، تارنمای اختصاصی نهج البلاغه را جهت دسترسی راحت تر و به روزتر کاربران به محتوای نهج البلاغه تولید و رونمایی کرده است و در این تارنما متن نهج البلاغه سید شریف رضی به همراه متن پیام امام امیر المؤمنین علیه السلام در شرح نهج البلاغه در دسترس کاربران قرار گرفته است.

امکانات:

١. امکان نمایش متن و ترجمه همزمان نهج البلاغه

٢. امکان جستجو در فهرست خطبه ها ، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه

٣. امکان مشاهده تفسیر خطبه ها و نامه های نهج البلاغه

ویژگی ها:

١. بهره مندی از تکنولوژی های روز برنامه نویسی

٢. ماژولار بودن نمایش مطالب و سهولت چینش

٣. استفاده از موتور جستجوی قدرتمند در یافتن مطالب مدنظر

٤. دسترسی راحت تر و به روزتر کاربران به محتوای نهج البلاغه

پویش عهد اربعینی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی با توجه به مشکلات مهمی که در این ایام دنیا را فراگرفته است، پیشنهاد راه اندازی پویشی به نیت تعجیل در ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و رفع گرفتاری ها را به محضر معظم له ارائه نمود.

متن سوال و پاسخ معظم له:

باسمه تعالی

محضر مبارک آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر شما بر آن است که با توجه به مشکلات مهمی که در این ایام دنیا را فراگرفته است، به نیت تعجیل در ظهور امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و رفع گرفتاریها در پویشی سراسری از مومنین دعوت نماید از فرصت چهل روزه عاشورا تا اربعین حسینی کمال بهره را برده و در این چهل روز دعای عهد را بخوانند و با توجه به پاکی و صفای وجود کودکان خردسال آنها را با خود همراه کنیم تا خداوند نظر عنایتی بفرمایند، خواهشمند است نظر خود را در این مورد بیان فرمایید.

باسمه تعالی

باسلام

همانطور که اشاره کردید ایام عزاداری سید الشهدا علیه السلام تا اربعین زمان مناسبی برای توجه، توسل و دعا جهت رفع مشکلات و بلایا می باشد.

آنچه مرقوم داشتید، بلامانع است. ما نیز برای حل مشکلات دعا می کنیم.

خداوند از همه مومنان قبول فرماید

همیشه موفق باشید

از این رو پویشی با عنوان عهد اربعینی ترتیب داده شد.

در این پویش از مؤمنین دعوت می شود از فرصت چهل روزه عاشورا تا اربعین حسینی دعای عهد را بخوانند و با توجه به پاکی و صفای وجود کودکان خردسال آنها را با خود همراه نمایند تا خداوند نظر عنایتی بفرمایند.

مراحل اجرای طرح

١. علاقه مندان به شرکت در این پویش می توانند با مراجعه به صفحه اختصاصی پویش به نشانی

https://landing.makarem.ir مشخصات خود را در کادر مورد نظر درج نمایند تا خادمان حرم سید الشهداء علیه السلام به نیابت از آنها زیارت انجام دهند.

٢. روز بعد از ثبت مشخصات، پیام کوتاهی شامل اعلام انجام زیارت نیابتی و لینک تصویر ارسالی کودکان شما در قابی که در دستان خادمان حرم سید الشهدا علیه السلام می باشد ارسال خواهد شد.

٣. تمامی تصاویر ارسالی در صفحه اینستاگرام #عهد_اربعینی و تصاویر منتخب در صفحه اینستاگرام اصلی پایگاه به نشانی makarem.ir_official قرار خواهد گرفت.

٤. در روز اربعین به قید قرعه هدایای نفیسی به پنج خانواده شرکت کننده در این کمپین اهدا خواهد شد.

یادداشت

١

ولایت امیر المؤمنین علی علیه السلام در حدیث غدیر

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )

هيجدهم ماه ذى الحجه، روز عيد سعيد غدير، عيد ولايت‏ و امامت، و از مهمترین اعياد اسلامى است. روزى است كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم پس از انجام حج در سال دهم هجرى به هنگام مراجعت به مدينه، مردم را در وادى «غدير» جمع كرد و فرمان خدا يعنى نصب على عليه السلام به امامت و ولايت‏ بر امت را به آنان ابلاغ كرد.

و آن‏جا بود كه آيه‏ «اليوم اكملت لكم دينكم، و أتممت عليكم نعمتى، و رضيت لكم الإسلام دينا»نازل شد. و خداوند با برگزيدن على عليه السلام به امامت امت، دين اسلام را كامل گردانيد و دشمنان را نااميد و مأيوس ساخت. اين روز را بايد به حق از عظيم‏ ترين اعياد ناميد، همان‏گونه كه در روايات بر اهميت فراوان اين روز و برترى آن بر ساير اعياد تأكيد شده است.

لذا واقعۀ غدیر شمس فروزانی است که تاریخ اسلامی و دل­های عاشقان را روشن ساخته است. غدیر یک دنیا محتوا و مفاهیم عالیه دارد و سزاور است پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام بلکه همه مسلمین روز به روز با آن آشناتر شوند و از آن بهره گیرند.

حديث غدير در یک نگاه

بسيارى از مورخان اسلامى نوشته اند كه پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در آخرين سال عمرش، پس از انجام مراسم حج با انبوه عظيمى از ياران قديم و جديد و مسلمانان شيفته‏ اى كه از تمام نقاط حجاز براى انجام اين مراسم به او پيوسته بودند به هنگام بازگشت از مكه به سرزمين «جحفه» در ميان مكه و مدينه، در بيابان خشك و سوزان «غدير خم»، بعد از حمد و ثناى الهى، مردم را مخاطب ساخته چنين فرمود: من به زودى دعوت خدا را اجابت كرده از ميان شما مى ‏روم، لیکن دو چيز گرانمايه و گرانقدر در ميان شما به يادگار مى ‏گذارم؛ «اول «ثقل اكبر»، «كتاب خدا قرآن» است، دست از دامن آن برنداريد تا گمراه نشويد، عترتم دومين يادگار گران‏قدری است که خداوند لطيف خبير به من خبر داده، اين دو هرگز از من جدا نشوند تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك مى ‏شويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد!».

ناگهان پيامبر صلى الله عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد، كسى را جست‏جو مى‏ نمود، و همين كه چشمش به على عليه السلام افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند كرد آنچنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و همه مردم او را ديدند و شناختند.

در اين‏جا صداى پيامبر رساتر و بلندتر شد و فرمود: «ايها الناس! من اولى الناس بالمؤمنين من انفسهم؟؛ چه كسى از همه مردم نسبت به مؤمنين از خود آنها سزاوارتر است؟»گفتند: خدا و پيامبر داناترند.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خدا مولا و رهبر من است، و من مولا و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم»، سپس افزود: «فمن كنت مولاه فعلى مولاه؛ هر كس من مولا و رهبر او هستم على مولا و رهبر اوست».

اين سخن را سه بار تكرار كرد، و به گفته بعضى از راويان حديث چهار بار، سپس سر به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم وال من‏ والاه، و عاد من عاداه، و احب من احبه، و ابغض من ابغضه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله، و ادر الحق معه حيث دار!؛ خداوندا دوستان او را دوست دار، و دشمنانش را دشمن دار، محبوب دار آن كس كه او را محبوب دارد، و مبغوض دار آن كس كه كينه او به دل گيرد، يارانش را يارى كن، و ترك كنندگان ياريش را محروم ساز، حق را همراه او بدار، و او را همراه حق»، سپس فرمود: «همه حاضران به غائبان اين خبر را برسانند».

هنوز صفوف جمعيت از هم متفرق نشده بود كه جبرئيل، امين وحى خدا را نازل گشت و اين آيه را بر پيامبر فروخواند «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى ...»؛«امروز آيين شما را كامل و نعمت خود را بر شما تمام نمودم»!

در اين هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «الله اكبر، الله اكبر، على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى و الولاية لعلى من بعدى؛ خدا را تكبير مى‏ گويم، خدا را تكبير مى‏ گويم، بر اين‏كه آيين خود را كامل و نعمت خويش را بر ما تمام كرد، و رضايت خود را به رسالت من، و ولايت على پس از من، اعلام داشت».

در این هنگام شور و غوغايى در ميان مردم افتاد، و همگان على عليه السلام را به اين مقام تبريك گفتند از جمله ابوبكر و عمر اين جمله را در حضور جمعيت به على عليه السلام گفتند: «بخ بخ لك يابن ابيطالب اصبحت و امسيت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة؛ آفرين بر تو، آفرين بر تو، اى فرزند ابوطالب تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ايمان شدى ...»! این خلاصه‏ اى است از حديث‏ معروف غدير كه در كتب دانشمندان اهل تسنن و شيعه آمده است.

واکاوی سندی در حدیث غدیر

بدیهی است واقعه غدیر، مورد اجماع و اتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه ای در نصوص دینی و ادبیات و اشعار مسلمانان دارد. لذا جریان غدیر از نظر سند متقن، مسلم و انکار ناپذیر است، به همین جهت دشمنان نمی توانند روی به فراموشی سپردن اصل روایت غدیر و از میان بردن محتوای غدیر مانور دهند، بلکه رواياتى كه درباره جريان «غدير خم»، خطبه پيامبر صلى الله عليه و آله و معرفى على عليه السلام به عنوان وصى و ولى نقل شده، بسیار فراوان و یقیناً در حد تواتر است،

به عنوان نمونه مرحوم علامه امينى «رضوان الله عليه» در كتاب ارزشمند و بى نظيرش، الغدير، به صورت گسترده‏ اى پيرامون واقعه غدير بحث كرده است. وى حديث‏ غدير را، در اين كتاب تحقيقى، از يكصد و ده نفر از صحابه پيامبر نقل مى‏ كند؛ علاوه بر اين، از هشتاد نفر از «تابعين» و٣٥٠٠ نفر از علما و محدثان اسلامى حديث‏ ارزشمند غدير را نقل مى‏ كند؛ نويسنده توانمند الغدير احاديث مربوط به اين حادثه بزرگ و كم نظير را از سيصد و شصت كتاب مختلف نقل كرده است؛ كتاب­هايى كه قسمتى از آن، از اهل سنت و قسمتى ديگر، از شيعه است.

هم چنین حدیث غدیر در غالب كتب تفسير و تاريخ و حديث برادران اهل سنت آمده است، حتى گروه عظيمى از علماى اسلام كتاب مستقل درباره خصوص اين حديث نگاشته‏ اند، از جمله مرحوم علامه امينى كه خود كتاب مستقل بسيار پرمايه و كم‏ نظيرى در اين باره نوشته، نام بيست و شش تن از علماى اسلام را كه درباره حديث غدير «كتاب جداگانه» نوشته‏ اند نام برده است.

از این رو بحث درباره همه رواياتى كه در مورد «حديث غدير» نقل شده نياز به نوشتن كتاب قطورى دارد و هر شخص بى‏ نظرى نگاهى به مجموعه اين اسناد و مدارك بيندازد يقين پيدا مى‏ كند كه حديث‏ غدير از قطعى‏ ترين روايات اسلامى و مصداق روشنى از حديث متواتر است و به راستى اگر كسى در تواتر آن شك كند، بايد به هيچ حديث متواترى اعتقاد نداشته باشد.

در مورد تبیین اسناد حديث به همين مقدار قناعت كرده، وكسانى را كه مى‏ خواهند مطالعه وسيع ترى روى اسناد حديث داشته باشند به كتابهاى «الدر المنثور» سيوطى و« الغدير»علامه اميني و «احقاق الحق» قاضى نور الله شوشترى و «المراجعات» علامه شرف الدين و نیز «دلائل الصدق» محمد حسن مظفر ارجاع مى ‏دهيم.

تبیین ولايت و مولی در حديث غدير

مى‏دانيم در مسأله امامت و خلافت بعد از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دو نظر در ميان مسلمانان هست؛ مطابق عقيده شيعه، امامت و خلافت با نص است؛ يعنى به وسيله خداوند از طريق پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله، امام عليه السلام و خليفه بعد از او تعيين شده است. آياتى از قرآن نيز اين نظر را تأييد مى‏ كند و احاديثى همچون حديث‏ غدير.. نيز گواه بر آن است. اضافه بر اين شيعيان دليل عقلى نيز بر اين مسأله اقامه مى ‏كنند.،

لیکن اهل تسنن طرفدار شورى هستند و معتقدند پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تعيين خليفه بعد از خود را به امت واگذار كرده و آنها بر طبق شوراى مهاجرين و انصار و بيعت مردم تعيين شده‏ اند.

حال با این تفاسیر حديث متواتر غدير و جمله معروف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه در همه كتب آمده است: «من كنت مولاه فعلى مولاه‏» حقايق بسيارى را روشن مى‏ سازد.

١. اگرچه بسيارى از نويسندگان اهل سنت اصرار دارند كه‏ «مولى» را در اينجا به معنى «دوست و يار و ياور» تفسير كنند، لیکن قرائن متعددى در كار است كه نشان مى‏ دهد «مولى» در حديث بالا به معنى‏ «ولى» و «سرپرست» و «رهبر» مى ‏باشد.

مسأله دوستى على عليه السلام با همه مؤمنان، مطلب مخفى و پنهان و پيچيده ‏اى نبود كه نياز به اين همه تأكيد و بيان داشته باشد، و احتياج به متوقف ساختن آن قافله عظيم در وسط بيابان خشك و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعتراف هاى پى‏ درپى از جمعيت داشته باشد.

هم چنین بر مبنای نص صریح قرآن: «إنما المؤمنون اخوة؛مؤمنان همه برادر يكديگرند».باید گفت اخوت اسلامى و دوستى مسلمانان با يكديگر از بديهى‏ترين مسائل اسلامى است كه از آغاز اسلام وجود داشت و پيامبر صلى الله عليه و آله بارها آن را تبليغ كرد و بر آن تأكيد نهاد؛ بعلاوه، مسأله اخوت مسأله ‏اى نبوده كه با اين لحن داغ در آيه بيان شود و پيامبر صلى الله عليه و آله از افشاى آن خطرى احساس كند.

٢. جمله‏ «ألست اولى بكم من أنفسكم؛ آيا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر و اولى نيستم‏!» كه در بسيارى از متون اين روايت آمده است، هيچ تناسبى با بيان يك دوستى ساده ندارد، بلكه مى‏ خواهد بگويد: «همان اولويت و اختيارى كه من نسبت به شما دارم و پيشوا و سرپرست شما هستم، براى على عليه السلام ثابت است.» مخصوصا با توجه به تعبير «بكم من انفسكم؛ از شما نسبت به شما اولى هستم».

٣. تبريك ‏هايى كه از سوى مردم در اين واقعه تاريخى به على عليه السلام گفته شد، مخصوصاً تبريكى كه «عمر» و «أبو بكر» به او گفتند، نشان مى‏دهد مسأله چيزى‏ جز مسأله نصب خلافت نبوده است كه در خور تبريك و تهنيت باشد؛ زيرا اعلام دوستى، كه براى همه مسلمانان بطور عموم ثابت است، تبريك ندارد.

٤. اشعارى که حسان بن ثابت قبلا در روز عید غدیربا آن مضمون و محتواى بلند و آن تعبيرات صريح و روشن ، نيز گواه ديگرى بر اين مدعا است؛ و به اندازه كافى در اين مسأله گويا است.

لذا اگر ما قرائن  جمله معروف حضرت رسول صلى الله عليه و آله «من کنت مولاه فعلی مولاه؛ اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» را جمع کنیم تفسیر این جمله آسان است؛ اگر بیان یک دوستی معمولی باشد همه مسلمانان دوست همدیگرند و دیگر نیازی نیست بعد از حجه الوداع مردم را در آن بیابان جمع کنند و خطبه بخوانند و بعد افراد به مولا علی علیه السلام «بخ بخ لک یا علی» بگویند.

گفتنی است اخیراً در گوشه و کنار، مقالاتی می نویسند و اعلام می دارند که باید مقام علمی علی علیه السلام مورد توجه قرار گیرد و مسئله حکومت دیگر نیاز به بررسی ندارد، تعجب برانگیز است که اینها این گونه تاریخ اسلام و فقه را تحلیل می کنند.

حال آنکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله از همان آغاز، دین را با حکومت آمیخت و اصولاً پیشرفت دین از طریق حکومت امکان پذیر است . حال  اگر قرار بود علی علیه السلام، فقط به بیان احکام و حلال و حرام بپردازد و حکومتی در میان نباشد، مسئله بیعت دیگر معنی نداشت.

بنابراین طبق حديث‏ متواتر غدير و جمله‏ «من كنت مولاه فهذا على مولاه»؛ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در غدير خم رسما او را از سوى خدا به اين مقام منصوب كرد؛ ولى بيعت مردم با ديگران سبب شد كه او مدتى نتواند ولايت خويش را اعمال كند؛ و تنها بعد از بيعت مردم با او بود كه امكان اعمال اين ولايت حاصل شد. آرى مردم زمينه ‏هاى اجرائى را فراهم كردند، نه اينكه مقام ولايت ‏او رابه فعليت برسانند.

بنابراین منظور پیامبر صلی الله علیه و آله، از این کارها، بیان مسأله ی بسیار مهم و اساسی بوده و آن عبارت است از ا علام ولایت و امامت علی علیه السلام و انتصاب او به این مقام. لذا در این حدیث هیچ یک از معانی دیگر «مولی» غیر از همان اولویت، ولایت و امامت منظور نیست، چون معانی دیگر در این مقام بی تناسب می باشد.

دلالت حدیث غدیر بر ولایت علی علیه السلام در منابع اهل سنت

باید دانست اسناد مربوط به واقعۀ «غدير» و مساله جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله تنها در كتب شيعه نقل نشده است، بلكه در بسيارى از كتب اهل تسنن نيز آمده است. به عنوان نمونه در تاريخ معروف طبرى مورخ بزرگ اهل سنت، كه مردى دانشمند و در عصر و زمان خود كم‏ نظير بود. نوشته ‏هاى زيادى وجود دارد كه از جمله آن‏ها تفسير مهمى به نام جامع البيان و تاريخ مشهورش است و كتابى به نام كتاب الولاية دارد كه طرق مختلف حديث‏ غدير را در آن بيان كرده است.

هم چنین در دیگر منابع مهم علمای اهل سنت هم چون «مسند» امام «احمد» آمده است: عمر بعد از آن بيانات پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به على عليه السلام عرض كرد: هنيئا يا بن أبي طالب أصبحت و أمسيت مولى كل مؤمن و مؤمنة؛گوارا باد بر تو اى فرزند أبي طالب! صبح كردى و شام كردى در حالى كه مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى!

در تعبيرى كه فخر رازى در ذيل آيه‏ «يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك» ذكر كرده، مى‏خوانيم: عمر گفت: «هنيئا لك أصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة»به اين ترتيب، عمر او را مولاى خود و مولاى همه مؤمنان می شمرد.

در تاريخ بغداد روايت فوق به اين صورت آمده:بخ بخ لك يا بن أبي طالب! أصبحت مولاى و مولى كل مسلم‏؛ آفرين، آفرين به تو اى فرزند ابو طالب! صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمانى هستى.

و در «فيض القدير» و «الصواعق» آمده است كه اين تبريك را ابو بكر و عمر هر دو به على عليه السلام گفتند: «أمسيت يا بن أبي طالب مولا كل مؤمن و مؤمنة».،

ناگفته پيداست دوستى ساده‏اى كه ميان همه مؤمنان با يكديگر است چنين تشريفاتى ندارد، و اين جز با ولايت به معنى خلافت سازگار نيست.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت مساله غدیر یک مساله واضح و روشن است منتهی جهات سیاسی و سایر شرایط اجازه نمی داده است که پرده از روی این حدیث برای همه مردم برداشته شود.

لذا احیای غدیر به معنای احیای آثار حضرت علی علیه السلام و حکومت اسلامی است، چرا که مسأله غدیر، ادامه حکومت اسلامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است.

غدیر واقعۀ باشکوهی است که بزرگانی همچون آیت الله امینی و میرحامد حسین هندی و علامه محسن امین و بزرگان دیگر برای تبیین زوایای آن کوشش­ های شایان تقدیری کرده اند ولی غدیر هنوز ناگفته های فراوانی دارد که نسل امروز باید برای شرح آن دامن همت به کمر زند و ابعاد و زوایای آن را روشن سازد.

البته به حق ما ادعا می کنیم شیعه علی علیه السلام هستیم و غدیر نشانه ولایت ما است، اما باید بدانیم این جشن ها و توسلات خوب و لازم است، اما کافی نیست.بلکه باید آثار عشق به مکتب امام علی علیه السلام و سایر ائمه اطهارعلیهم السلام و برنامه های ایشان در رفتار و کردار ما نمود و بروز داشته باشد. لذا باید همه نسبت به عید غدیر اهمیت بدهند به ویژه جوانان را باید با تاریخ، برکات، کتاب ها و سخنان بزرگان درباره غدیر آشنا کرد.

 بی شک ما خدا را شاکریم که تابع کسی هستیم که فضائل و مناقب او آشکار و دلایل ولایت او محکم و متقن است و این راهی است که ما باید بپیماییم.

ان شاءالله در برابر این رسالت همه وظیفه خود را انجام خواهیم داد و امیدواریم قدم در جای پای حضرت علی علیه السلام بگذاریم.

 

یادداشت

٢

بازخوانی فضائل اهل البیت علیهم السلام در سوره ی انسان

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )

روز بيست و پنجم ماه ذى الحجّه، روزى است كه سوره «انسان» که به نام های «هل اتی» و «دهر» نیز مشهور است در آن روز نازل شد.، سوره انسان يكى از اسناد مهم فضيلت على عليه السلام و اهل بيت پيامبر صلوات الله علیهم است. دقّت در محتواى اين سوره و تعبيرات آن و همچنين شأن نزولى كه براى آن ذكر شده پرده از روى مسائل زيادى بر مى دارد.

فضايل مهمّ و عبرت آموز اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام، در آيات سوره انسان بدین گونه است که هيجده آيه از سى و يک آيه اين سوره، پيرامون اين فضيلت بى نظير سخن مى گويد. بخشى از آيات هيجده گانه فوق، پيرامون اصل ماجرا سخن مى گويد و چهارده آيه ديگر در موردجزاء و پاداش عمل بزرگ آن خانواده گرانقدر بحث مى كند.

نزول سورهی «هل أتی» در شأن اهل بیت مصطفی صلوات الله علیهم

ابن عباس مى گويد حسن و حسين علیهما السلام بيمار شدند پيامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم با جمعى از ياران به عيادتشان آمدند، و به على علیه السلام گفتند: اى ابو الحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى كردى، على و فاطمه سلام الله علیهما و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند سه روز روزه بگيرند (طبق بعضى از روايات حسن و حسين علیهما السلام نيز گفتند ما هم نذر مى كنيم روزه بگيريم).

چيزى نگذشت كه هر دو شفا يافتند، در حالى كه از نظر مواد غذايى دست خالى بودند على علیه السلام سه من جو قرض نمود، و فاطمه سلام الله علیها يک سوم آن را آرد كرد، و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت: السلام عليكم اهل بيت محمد؛ سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم، غذايى به من بدهيد خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند، آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند.

روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذا را آماده كرده بودند (همان نان جوين) يتيمى بر در خانه آمد آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند (بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را نیز روزه گرفتند).

در سومين روز اسيرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذاى خود را به او دادند هنگامى كه صبح شد على علیه السلام دست حسن و حسين علیهما السلام را گرفته بود و خدمت پيامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم آمدند هنگامى كه پيامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم آنها را مشاهده كرد ديد از شدت گرسنگى مى لرزند! فرمود! اين حالى را كه در شما مى بينم براى من بسيار گران است، سپس برخاست و با آنها حركت كرد هنگامى كه وارد خانه فاطمه سلام الله علیها شد؛ ديد در محراب عبادت ايستاده، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبيده، و چشمهايش به گودى نشسته. پيامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم ناراحت شد.

در همين هنگام جبرئيل نازل گشت و گفت اى محمد! اين سوره را بگير؛ خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مى گويد؛ سپس سوره« هل اتى» را بر او خواند. بعضى گفته اند كه از آيه «ان الابرار» تا آيه «كان سعيكم مشكورا» كه مجموعا هيجده آيه است در اين موقع نازل گشت.

واکاوی شأن نزول سوره ی «هل اتی» از منظر فریقین

روايات فراوانى از طرق شيعه و سنى، حكايت از اين دارد كه آيات ٨ و ٩ سوره «دهر» در فضيلت اهل بيت عليهم السلام نازل شده است. «مرحوم علامه امينى» در «الغدير» ٣٤ نفر از علماى معروف اهل سنت را نام مى برد كه اين حديث را در كتابهاى خود آورده اند (باذكر نام كتاب و صفحه آن).،

بنابر اين حديث مزبور در ميان اهل سنت مشهور، بلكه متواتر است و علماى شيعه اتفاق نظر دارند كه همه سوره «دهر» يا بخش قابل ملاحظه اى از آيات آن، درباره اهل بيت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم (على، فاطمه زهرا، حسن و حسين عليهم السلام) نازل شده است .لذا علماى شيعه همه اتفاق نظر دارند كه اين هيجده آيه يا مجموع اين سوره، در ماجراى فوق نازل شده است و همگى بدون استثناء در كتب تفسير يا حديث روايت مربوط به آن را به عنوان يكى از افتخارات و فضائل مهم على و فاطمه زهرا و فرزندانشان عليهم السّلام آورده اند.

داستان سوره ی «هل اتی» (فضیلت اهل بیت علیهم السلام) در اشعار شعرا

گفتنی است نزول آيات سوره دهر درباره اهل بيت عليهم السلام به قدرى معروف و مشهور است كه در اشعار شعرا، و حتى در شعر معروف «امام شافعى»، يكى از پيشوايان اهل سنّت نيز منعكس شده است.

در قسمتى از اشعار وى چنين مى خوانيم:

الى مَ الى مَ وَ حَتّى مَتى اعاتَبُ فى حُبِّ هذَا الْفَتى

وَ هَلْ زُوِّجَتْ فاطِمُ غَيْرَهُ وَ فى غَيْرِه هَلْ أَتى «هَلْ أَتى»؟      

به كجا بروم؟ تا كى مرا تعقيب مى كنيد؟ آيا مرا به خاطر عشق على ملامت و سرزنش مى كنيد؟ (اگر چنين است) آيا فاطمه (اى كه محبّت او محبّت خدا و غضبش غضب خداست) با غير على ازدواج كرده است؟ آيا سوره «هل أتى» (با آن فضايل و پاداش هاى كم نظيرش) در مورد غير على نازل شده است؟ (پس چرا مرا به خاطر عشق على ملامت و سرزنش مى كنيد!؟).

هم چنین ابن بطريق از علماى قرن ششم هجرى در كتاب عمده عيون صحاح الاخبار، از تفسير ابواسحاق ثعلبى نقل مى كند كه گفته است:

انَا مَولى لِفَتى انْزِلَ فيهِ هَلْ اتى

«من غلام جوانمردى هستم كه سوره «هل اتى» درباره او نازل شد».،

و نيز محمد بن طلحه شافعى (از علماى قرن هفتم) در كتاب مطالب السؤال درباره اهل بيت پيامبر صلوات الله علیهم مى گويد:

هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقى لِمُعْتَصِمٍ بِها مَناقِبُهُمْ جائَتْ بِوَحْىٍ وَ انْزالِ

مَناقِبُ فى الشُورى وَ سُورَةُ هَلْ اتى وَ فى سُورَةِ الاحزابِ يَعْرِفُهَا التالى

«آنها دستگیره هاى محكم ايمانند براى هر كس كه به دامن آنها چنگ زند؛ فضائل آنها در وحى قرآنى آمده است. مناقب و فضائلى در سوره «شورى» و سوره «هل اتى» آمده و در سوره «احزاب» نيز مناقب آنها موجود است كه هر تلاوت كننده اى آن را مى داند».،

اشعار فراوان ديگرى نيز در اين باره از طلائع ابن رزيك (ابوالغارات) نقل شده است.،

فضائل اهل البيت عليهم السلام در سوره ی «هل اتی»

گفتنی است چهار آيه از آيات هيجده گانه در مورد اصل كار اين خاندان بزرگوار بحث مى كند، و چهارده آيه ديگر به بيان اجر و پاداش اين ايثار به يادماندنى و بى نظير مى پردازد. حال  در اين آيات، پنج ويژگى و فضیلت بارز اهل البيت عليهم السلام مطرح شده است:

سوره «هل اتی»؛ تجلی وفای به عهد اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام

در فرازی از آیات سوره ی «هل اتی» می خوانیم:«يُوفُونَ بِالنَّذْرِ...؛ آن ها به نذر خود وفا مى كنند»؛ اوّلين كار با ارزش اين خاندان، كه بايد سرمشق همه شيعيان باشد، اين است كه به نذر خويش عمل كردند. امّا بعضى از شيعيان به هنگام زحمت و رنج و بلا و مصيبت و بيمارى و كسالت نذر مى كنند، ولى هنگامى كه مشكلاتشان برطرف مى شود و زمان عمل به نذر فرا مى رسد، به بهانه هاى مختلف از عمل كردن به نذر شانه خالى مى كنند، امّا اهل البيت عليهم السلام اينگونه نبودند و نه تنها به نذرهاى خويش، بلكه به تمام تعهّداتشان عمل مى كردند؛ چرا كه يكى از نشانه هاى ايمان و علامت هاى مسلمان حقيقى، وفاى به عهد و نذر و تعهّدات است؛ هر چند به زيان انسان باشد.

اهل بیت علیهم السلام و خوف از قیامت

دومين ويژگى بارز اهل البيت عليهم السلام، كه خداوند متعال در اين حادثه به آن اشاره كرده، اين است كه: «وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً؛ آن ها از معاد و روز قيامت مى ترسند.» البتّه نه به خاطر اين كه در آن روز ظلمى به كسى مى شود، بلكه از دادگاه عدل الهى مى ترسند؛ زيرا تمام اعمال انسان، از ريز و درشت، در اين دادگاه مورد بازخواست قرار مى گيرد. دادگاه عدل الهى در روز قيامت گسترده و فراگير است و شامل مرد و زن، كوچك و بزرگ، پير و جوان، فقير و غنى، عالم و جاهل و خلاصه، همه انسان ها مى شود. ايمان و اعتقاد به چنين دادگاهى انسان را در خوف و ترس قرار مى دهد.

انفاق اهل بیت علیهم السلام و رسیدگی به نيازمندان

ويژگى سوم اهل البيت عليهم السلام در آيات شريفه سوره ی هل اتی، رسيدگى به نيازمندان جامعه مى باشد. لذا در این سوره می خوانیم؛ «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اسير؛ و غذاى (خود) را با اين كه به آن علاقه (ونياز) دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى دهند»

اين خاندان بزرگوار حتّى آنچه را خود به آن نياز دارند در اختيار فقرا و نيازمندان قرار مى دهند. به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» كمک مى كنند. در اين آيه شريفه بر روى سه گروه نيازمند اجتماعى انگشت گذاشته شده است.

نزول سوره ی هل اتی؛ تبلور اخلاص اهل بیت علیهم السلام در اطعام سائلین

چهارمين فضيلت اهل بیت علیهم السلام كه فضيلت فوق العاده با ارزشى است، مسأله اخلاص آن بزرگواران است؛ آن ها مى گويند: «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً؛(و مى گويند): ما شما را به خاطر خدا اطعام مى كنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهيم.» به عبارت دیگر «كمكى كه به شما مساكين، ايتام، اسراء و ديگر نيازمندان جامعه مى كنيم، فقط و فقط براى جلب رضاى خداست و هيچ انگيزه ديگرى در آن نيست، بدين جهت پاداشى از شما نمى خواهيم و حتّى انتظار قدردانى و تشكّر نداريم!»

به راستی آيا انسان هاى عادى مى توانند چنين ادّعايى داشته باشند؟ از اين بالاتر، اگر نيازمندان در مقابل، به جاى پاداش و تشكّر جسارت به خرج مى دادند و توهين مى كردند، بازهم تفاوتى به حال آن خاندان نداشت!

اخلاص گوهر بسيار ارزشمند و كميابى است، بدين جهت اسلام تأكيد بر كيفيّت و چگونگى عمل مى كند، نه كمّيّت و مقدار آن. زيرا تمام آنچه را اين خانواده محترم انفاق كردند بيش از چند كيلو جو نبود، امّا از آنجا كه اين كار توأم با اخلاص بود و فقط براى رضاى خداوند انجام شد، ارزش كار آن ها را بقدرى بالا برد كه پاداش هاى بى سابقه اى در قرآن براى كار آن ها در نظر گرفته شد.

خوف از خداوند

پنجمين ويژگى و فضیلت آنان خوف از خداست، لذا در سوره ی انسان می خوانیم: «إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً؛ ما از پروردگارمان خائفيم، در آن روزى كه عبوس و سخت است!»

 شايد گفته شود، در ويژگى دوم خوف از معاد و قيامت مطرح بود و اينجا از خوف خداوند سخن به ميان آمده است، آيا اين دو با هم متفاوت است؟

در پاسخ باید گفت لازم نيست خوف از خدا به خاطر ترس از جهنّم و قيامت و عذاب هاى هولناک و دردآور آن باشد، بلكه ممكن است خوف از عظمت خدا باشد. وقتى انسان مؤمن به عظمت خداوند فكر مى كند، ترس سراسر وجودش را فرامى گيرد و بدنش به لرزه درمى آيد، همان گونه كه وقتى به ملاقات شخصيّت مهمّى مى رود و مى خواهد مطلبى را به او بگويد، ممكن است عظمت آن شخصيّت، او ر بگيرد و قادر به سخن گفتن نباشد؛ هر چند آن شخصيّت، انسانى بسيار مهربان و خوش اخلاق و خوش برخورد باشد. بنابراين، ويژگى پنجم چيزى غير از ويژگى دوم است و خوف از خدا به معناى خوف از عظمت و بزرگى خداوند مهربان است.

سخن آخر

خدايا! خاندان على عليه السلام چگونه ايثارگرى مى كردند! آيا ما هم اينگونه هستيم؟ آيا مى دانيم همسايگان ما در چه وضعى به سر مى برند؟ آيا خبر داريم همسايگان ما چگونه معیشت و زندگی خود را مى گذرانند؟ آيا از وضع اقوام و بستگان و آشنايان اطّلاعى داريم؟ اگر پاسخ اين سؤالات خداى ناكرده منفى باشد، آيا مى توانيم ادّعا كنيم كه شيعه هستيم؟

لذا بر همگان فرض است تا در خطّ ايثار حضرت على عليه السلام و حضرت زهرا عليها السلام كه سوره «هل أتى» درباره آنان نازل شد قدم بردارند. 

پرونده ویژه

١

بازشناسی ماهیت و رسالت خبرنگاری

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

در عصری به سر می بریم که موج روز افزون نشر انديشه و گسترش علم و دانش و آگاهى از همه اخبار جهان در دسترس همگان قرار گرفته است، در این میان براى كارايى بيشتر، بايد از اسباب و وسائل موجود در دنياى امروز با برنامه ريزى صحيح و كار گروهى استفاده كرد.

در این بین رسالت خبرنگارى بر مبنای معنى عرفى که خبر واقعيّتى را بيان مى كندو حوادثى كه آشكارا در سطح جامعه اتفاق می افتد را شرح می دهد. مبدأ معرفت و آگاهى بسيار عظيم به شمار می آید، که بيدارى و آگاهى همگان مخصوصاً نسل جوان و تحصيل كرده و بصیرت و آگاهى و رشد فكرى ملت ها در مبارزه با حكومت هاى خودكامه و شيطانى را به همراه دارد.

البته نباید فراموش نمود مقولۀ خبرنگاری هم به لحاظ گستره و پهنه اطّلاع رسانى، و هم تأثيرگذارى عميق آن در آحاد مردم، و هم از جهت نقش نظارتى و كنترلى آن كه رابط ميان توده مردم با حكومت؛ متأثر از تحوّلات ماشينى و تکنولوژی قرون اخير است و به نوعی  اين موضوع پديده اى نو قلمداد می شود؛ لیکن از شمول عمومات و قوانين كلّى اسلام خارج نيست بلکه باید الزامات و بایسته هایی را در انجام بهینۀ رسالت خبرنگاری مورد توجه قرار داد.

خبرنگاران؛ افسران جنگ نرم

شکی نیست که دشمنان اسلام براى متزلزل ساختن ايمان مسلمانان از هر وسيله اى استفاده می کنند که عرصۀ اطلاع رسانی یکی از مهمترين ابزارهاى غرب در تهاجم فرهنگى به شمار مى رود.

لذا خبرنگاران متعهد و متدین نظام اسلامی مى توانند با تهاجم، يا شبيخون فرهنگى مقابله كنند، بدین نحو که فعالان عرصل خبر از طريق اطّلاع رسانى به افرادى كه آماده انجام وظيفه در مورد اين مبارزه هستند، همچنين از طريق افشاگرى در سطح جامعه، به ويژه اطّلاع رسانى درباره پيامدهاى سوء و اثرات زيانبار اين تهاجم، مى تواند به نحوم موثر و مطلوب در مقابله با تهام فرهنگی تلاش نمایند.

خبرنگاری؛ مهمترین جبهه امر به معروف و نهی از منکر

بی تردید فعالان عرصۀ خبر بر مبنای «كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعيَّته؛ هريك از شما مراقب و هريك از شما مسئول رعيت خود هستيد»، ابزارى براى اعمال نظارت در همه شئون (امور سياسى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى) جامعه قلمداد می شوند؛ لذا يك خبرنگار باید از مسير قوانين شرعى و اخلاقى خارج نگردد، و هم وظيفه نظارت دقيق را بر عهده گیرد.

از این رو يك خبرنگار می تواند مطابق ضوابط در مقابل ضدّ ارزش ها امر به معروف و نهى از منكر كند، یعنی در جايى كه احتمال تأثير وجود دارد، و ضررى بر آن مترتّب نمى شود، و منكر بودن آن مسلّم است، بايد به وظيفه امر به معروف و نهى از منكر عمل كند. مگر اين كه شغل او (كه به عنوان يک واجب كفايى عمل مى كند) به خطر افتد؛ در اين صورت مى تواند اين كار را به طور غير مستقيم انجام دهد؛ يعنى به وسيله ديگران.

اینگونه است که می گوییم افشای هر گونه اخباری که موجب امر به معروف و نهى از منكر و تقویت مبارزه با فساد باشد، هيچ اشكالى ندارد.

خبرنگاران؛ تجلی نظارت مردم بر دولت

گفتنی است برخی فعالیت های مختلف دولت در مقام اجرا با دشوارى هايى روبرو است كه ممكن است از سوى گروهى سودجو و قانون شكن پديد آمده باشد. حال آنکه نظارت بر اعمال همگان به ویژه دولتمردان توسط نهادهاى مختلف رسمى و غير رسمى از درصد اشتباه و خطاى آنان مى كاهد؛ لذا نظارت ملّت و رسانه ها بر ارکان اجرایی دولت، پى جويى، جستجوگرى و اطلاع رسانى صحيح در كاستن از ستم ها، نابرابرى ها، اشتباهات تأثيرگذار است.

در اين صورت، كار رسانه ها به ویژه فعالان عرصه خبر مى تواند سازنده و تأثيرگذار باشد. رسانه ها به ویژه خبرنگاران به عنوان چشم و گوش ملّت، سودجويان را تعقيب، شناسايى و معرّفى كرده و از زيان رسانى آنان به عرصه های كشور جلوگيرى مى كنند.

آری رسانه ها مى توانند نقش چشم هاى بينا را براى واليان عادل و توده هاى مردم داشته باشند و با اطلاع رسانى صحيح، به روز و سازنده، نقش حرفه اى خود را ايفا كنند.

روشن است كه اگر رسانه ها نخواهند و يا نتوانند نقش اساسى خود را در اين زمينه ايفا كنند و يا به طور سليقه اى و جناحى عمل نمايند و يا با غوغاسالارى، مسائل فرعى و غير مهم را مهم و اصلى نشان دهند، و يا اخبار ناصحيح را منعكس سازند، به يقين نقش نظارتى سازنده خود را از دست مى دهند و نه تنها به ثبات اقتصادى جامعه كمک نمى كنند، بلكه جامعه را به بى ثباتى و به هم ريختگى مى كشانند.

متأسفانه در عصر ما بسيارى از رسانه ها زير نظر مالكان خصوصى اداره مى شوند؛ گرچه اين كار از جهت مردمى بودن داراى امتياز است؛ ولى از اين جهت كه اين گونه رسانه ها در اختيار گروه هاى ثروتمند و سرمايه دارند دائماً به منافع آنها مى انديشند و از تحريف حقايق و دادن نشانى هاى غلط و امور ديگرى از اين قبيل ابا ندارندکه باید برای برون رفت از این نقیصه چاره ای اندیشید.

لزوم صیانت از منافع ملی جمهوری اسلامی ایران

بدیهی است نظام بر اساس اسلام بنا شده است، لذا نباید از خطوط قرمز نظام فراتر رفت.

در این زمینه باید گفت هرگونه خبرى كه انتشار آن به حال جامعه مضرّ است، يا سبب بيدارى دشمنان يا بهره بردارى سوء آنان مى شود، يا موجب تفرقه بين صفوف مسلمين مى گردد، يا ايجاد يأس و وحشت و بدبينى مى كند ويا تبعات ديگر...، چنين اخبارى نبايد انتشار يابد. به همين دليل در زمان جنگ، بسيارى از اخبار موقّتاً مكتوم مى ماند، و پس از برطرف شدن خطر، انتشار می یافت. لذا بايد اخبار واقعى را در مسير مصلحت نظام منتشر كرد.

اهمیت رتبه بندی اخبار در عرصه خبر

بی شک رسانه هاى جمعى در جامعه اسلامى، وظيفه دارند اخبارى را كه باعث پيشرفت و شكوفائى اسلام مى شود، يا ضرر و زيانهاى محتمل (از داخل، يا خارج) را مى گيرد، با نهايت دقّت و بى كم و كاست در اختيار آنان بگذارند. و هر خبرى تأثير بيشترى در جهت فوق داشته باشد، اهميّت بيشترى دارد، و اخبار بر اساس همين معيار درجه بندى مى شود.

راستگویی و صداقت؛ مهمترین رسالت خبرنگاران

بی شک براى هر كارى به ویژه در عرصۀ خبررسانی بايد حتی الامکان از صداقت بهره گرفت، كه هم به شرع نزديكتر است، و هم به عقل. لذا لازم است از طريق صداقت و راستگويى اخبار را منعكس كنيم، و مراقب توطئه هاى دشمنان اسلام باشيم، و دروغ هاى آنها را افشا كنيم، و مطمئن باشيم دروغ سرانجام فاش، و سبب بى اعتبارى مى شود.

وثاقت خبری؛ رسالت بنیادین فعالان عرصه خبر

باید دانست ساختن خبرهاى دروغين و تكيه بر اخبار غير موثق يكى از حربه هاى قديمى نظام هاى جبار و استعمارى است كه به وسيله آن جو كاذبى ايجاد كرده، و با فريب و اغفال مردم ناآگاه آنها را گمراه مى سازند، و سرمايه هاى آنها را به تاراج مى برند.حال اگر مسلمانان دقيقا خبرهاى فاسقين را بدون تحقيق و تبين نپذيرند از بسیاری از بلاهاى بزرگ مصون خواهند ماند.

زیرا به همان اندازه كه حجيت خبر واحد ثقه به زندگى سامان مى بخشد، تكيه بر اخبار غير موثق بسيار خطرناک، و موجب از هم پاشيدگى نظام جامعه ها است، مصائب فراوانى به بار مى آورد، حيثيت و حقوق اشخاص را به خطر مى اندازد، و انسان را به بيراهه و انحراف مى كشاند، و سرانجام مايه ندامت و پشيمانى خواهد بود.

لذا نمى توان انكار كرد كه مساله اعتماد بر اخبار موثق اساس تاريخ و زندگى بشر را تشكيل مى دهد، به طورى كه اگر مساله حجيت خبر عادل يا موثق از جوامع انسانى حذف شود بسيارى از ميراثهاى علمى گذشته، و اطلاعات مربوط به جوامع بشرى، و حتى مسائل زيادى از آنچه امروز در جامعه خود با آن سر و كار داريم به كلى حذف خواهد شد، و نه تنها انسان به عقب باز مى گردد، بلكه گردش چرخ هاى زندگى فعلى او نيز متوقف خواهد شد.

اینچنین است که می گوییم تا آن جايى كه خبر به حدّ تواتر نرسد، و محفوف به قرائن اطمينان بخش نباشد، بايد آن را به صورت خبر محتمل ذكر كند؛ نه خبر قطعى.لذا هرگاه خبرنگارى شاهد ماجرايى نبوده، ولى مى خواهد خبر آن را نقل كند، اگر يك فرد مورد وثوق خبر را نقل كند، كافى است. ولى احتياط آن است كه در اخبار مهمّ به قول يك نفر قناعت نكند.

آری باید به مساله مهم وثوق و اعتماد به خود خبر اهتمام ورزید، منتها گاهى اين وثوق از ناحيه اعتماد به «شخص خبر دهنده» حاصل مى شود، و گاه از قرائن ديگرى از بيرون؛ بنابر اين وثوق و اعتماد از هر راهى حاصل شود، خواه از طريق عدالت و تقوا و صداقت گوينده باشد، و يا از قرائن خارجى، براى ما معتبر است، و سيره عقلا كه مورد امضاى شرع اسلام قرار گرفته، نيز بر همين اساس است.

راهکارهای تشخیص وثاقت خبر

در تبیین این مهم باید گفت خبر موثّق را از چند طريق مى توان شناخت: نخست از طريق وثاقت راوى؛ يعنى ناقل خبر شخص مورد اعتمادى باشد. دوّم، از طريق مقبوليّت عمومى، يعنى اگر چه راوى شناخته شده نيست، امّا خبر در ميان مردم چنان شهرتى دارد كه موجب اطمينان مى شود. سوّم، از طريق محتواى خبر، يعنى مضمون خبر چنان مستدلّ و توأم با قرائن است، كه خود گواه صحّت خويش است.

هم چنین ثقه بودن مخبر نیز از طريق معاشرت، يا شهادت افراد مطّلع و آگاه و ثقه به دست می آید.

خبرنگاران؛ منشأ حقیقی تنظیم تضارب آرا

بی شک طبيعت تضارب آرا موجب خلق تجربه هاى جديد در عرصه هاى استنباط مى شود و اینگونه است انديشه ها در يك مرحله متوقّف نمى گردند.

این مهم در حالی است که برخى فعالان رسانه و عرصۀ خبر در بيان نظرات بسته عمل نموده، و فقط به نشر ديدگاه هاى خود بسنده مى كنند. امّا عدّه اى براى تنوير افكار جامعه نظر ديگران را گرفته، و آن را نقد نموده، و به نوعى تضارب آرا مى كنند. لذا مادام كه طرح نظرات ديگران، و نقد و بررسى آن، سبب پيشرفت فكرى و فرهنگى مسلمين است، بايد از اين روش استفاده كرد. و اگر در مواردى جنبه تخريبى پيدا كند، بايد از آن پرهيز كرد.

لزوم بازنمایی خبر، بر مبنای رويکرد تحلیلی

لازم به ذکر است دشمنان نظام اسلامی در عرصه بين المللى به صورت دائم از طريق خبر، گزارش، تحليل دروغ عليه ما تبليغ مى كنند؛ به عنوان نمونه فردی در يكى از خيابان هاى تهران به صورت مشكوك كشته مى شود، تمام رسانه هاى جهان خبر آن را منعكس كرده، و ساعتها روى آن تحليل نموده، و ناجوانمردانه بر عليه جمهورى اسلامى ايران تبليغ مى كنند، امّا عدّه اى از مردم آزادى خواه و غيرتمند جهان هم چون مردم مظلوم غزه توسط رژیم صهیونیستی به خاک خون کشیده می شوند ولی آب از آب تكان نمى خورد! و رسانه هاى جهان به آن نمی پردازند.

حال برای برون رفت از این چالش، تفسير و تحليل اخبار در رسانه های داخلی، كه سبب بهره گيرى صحيح و پرهيز از سوء استفاده مى شود، نه تنها جايز بلكه گاه واجب است.زیرا اگر مخاطبان تحليل روشنى در مواجهه با سیل روز افزون انتشار اخبار داشته باشند ماهیت پلید رسانه های غربی را به خوبی خواهند شناخت و مقصود فریبکارانۀ رسانه ها بیگانه را در خواهند یافت.

البته براى تحليل اخبار بايد از قرائن و شواهد و سوابق موجود و مسائل مشابه استفاده كرد. اگر به نتيجه قطعى برسند، مى توانند به طور قطع قضاوت كنند. در غير اين صورت، بايد روى عنوان احتمالى بودن تكيه شود، تا مطلبى بر خلاف واقع نگفته باشند.

حد افشای خبر محرمانه

حدّ افشاى یک خبر محرمانه تا آنجاست كه توليد ضرر و زيانى براى جامعه نكند.لذا اخبارى كه افشاى آن سبب سوء استفاده افراد منحرف، يا آگاهى دشمن، يا ضرر و زيانى در سطح جامعه شود، يا آبروى فرد يا گروهى را به خطر مى اندازد، يا افشاى اسرار خصوصى افراد را در پى دارد، جزء اخبار محرمانه به شمار مى رود.

تبیین مبانی و حدود آزادی مطبوعات

با توجّه به اصل ٢٤ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، كه مقرّر مى دارد: «نشريّات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر اين كه مخلّ به مبانى اسلام، يا حقوق عمومى باشد.» باید گفت منظور از «مبانى اسلام»، مسائل ضرورى دينى است. خواه در مسائل اعتقادى باشد، مانند توحيد و معاد و عصمت انبيا و ائمّه معصومين عليهم السلام و امثال آن، و خواه در فروع دين و احكام و قوانين اسلام، و خواه در مسائل اخلاقى و اجتماعى باشد، و منظور از «اخلال» هر كارى است كه سبب تضعيف مبانى فوق، يا ايجاد بدبينى و شكّ و ترديد نسبت به آنها شود، خواه از طريق درج مقاله باشد، يا داستان، يا عكس و كاريكاتور، و يا غير آن.

بنابراین طرح سؤال، و طرح برداشت های جدید نسبت به مسائل اسلامی اگر منظور، گرفتن پاسخ باشد، اخلال نيست. ولى اگر به منظور ايجاد شبهه در افكار مردم باشد، إخلال محسوب مى شود. و منظور از برداشت، اگر صرفاً بيان يك احتمال علمى باشد كه تحت مطالعه قرار گيرد، إخلال نيست؛ امّا هرگاه به طور قطع روى آن تكيه شود، يا به طورى نشر گردد كه در تضادّ با مسائل ضرورى اسلام محسوب گردد، اخلال به مبانى خواهد بود.

البته باید ميان طرح سؤال و برداشت هاى جديد در مجلّات علمى و تخصّصى، با طرح آنها در نشريّات عمومى تفاوت قائل شد زیرا در نشريّات عمومى گاه ممكن است شكل إخلال به مبانى اسلام به خود بگيرد، ولى در نشريّات خصوصى اين چنين نيست.

حدو مرز انتقاد کجاست؟

از جمله آثار و حقوق متقابل زندگى دسته جمعى در آموزه های اسلامی این است که به هر مسلمانى اجازه مى دهد تا روح «اجتماعى بودن» را به طور كامل در خود حفظ كرده و از مرحله فرديّت گام بيرون نهاده و چيزى جز اجتماع نبيند، لذا هر فردى باید خود را در برابر همه افراد اجتماع مسؤول دانسته و اجتماع هم خود را در برابر هر فرد مسؤول ببيند، در موقع لزوم انتقاد كرده، و به هنگام نياز پيشنهاد دهند و خلاصه در ساختن اجتماع خود از هر نظر سهيم باشند.

لذا انتقاد نه تنها جايز است؛ بلكه براى يك اجتماع يا يك رشته علمى و فكرى زنده، لازم و ضرورى است؛ امّا كدام انتقاد؟ انتقاد از طرف كسانى كه صلاحيّت علمى براى انتقاد دارند؛ يعنى، در آن رشته، صاحب نظر و صاحب تخصّصند؛ نه از افرادى كه الفباى آن فن را هم نمى دانند.

وانگهى، انتقاد را نبايد هرگز به معنى توهين، تحقير، هتّاكى، حق كشى، و يا مانند اينها تفسر كرد؛ اين طرز فكر بسيار نادرست است.بلکه انتقاد اگر با پيشنهاد توأم باشد، به يقين بهتر است؛ ولى اگر انتقادكننده نتواند پيشنهادى مطرح كند، بازهم از باب امر به معروف و نهى از منكر بايد وظيفه خود را انجام دهد.

لیکن توهين در هر صورت جرم است. البتّه با تفاوت اشخاص و زمان و مكان و گستره آن، تفاوت مى كند. که احراز این موضوع گرچه از موضوعات مستحدثه است، ولى از چهارچوب قوانين كلّى اسلام خارج نيست، و ثبوت موضوع به وسيله اهل خبره در اينجا چيز تازه اى نیست، و عناوين اوّليّه براى تبيين احكام مربوط به جرايم مطبوعاتى كافى است، لیکن اگر در شرايط خاصّى كافى نباشد، مى توان از عناوين ثانويّه استفاده كرد.

تساهل و تسامح و حدود آن در عرصه خبرى

تسامح و مدارا معانى مختلفى دارد. اگر منظور سازش با مخالفان اسلام، و ميدان دادن به دشمن براى ضربه زدن به دوست است، چنين چيزى جايز نيست؛ امّا اگر منظور همزيستى مسالمت آميز، با گروه هاى سالم، يا پيروان مذاهب ديگر باشد، به گونه اى كه ضررى به حال مسلمين و آيين اسلام نداشته باشد، جايز است.

لزوم اجتناب از برجسته سازی کاذب در عرصه خبر

برخى افراد كه مورد اعتماد نظامند، بايد مطرح شوند. لیکن مبالغه بى جا و بزرگ نمايى بى مورد جايز نيست. البته در صورتى كه هدف مشروع و مثبتى در «برجسته سازى»، «انگاره سازى (ارائه تصويرى هدفدار از يک موضوع )» ، «چينش اطّلاعات در كنار هم» دنبال شود مانعى ندارد. ولی اگر منظور معرّفى چهره هاى ناشناخته گرانقدر با ايمان است، نه تنها كار خوبى است، بلكه لازم مى باشد.

عرصه خبر و پدیده ای به نام كم فروشى!

كم فروشى معنى خاصّى دارد، كه در معاملات تصوّر مى شود، و مفهوم عامّى دارد، كه هركس از كار خودش كم بگذرد (و به اصطلاح بدزدد) مصداق آن خواهد بود. و در مورد خبر، اگر خبر را به طور ناقص و دست و پا شكسته نقل كنند، يا اصلًا بعضى از اخبار را نقل كنند و بعضى را نقل نكنند، شبيه آن است كه كم فروشى كرده اند.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت در همۀ عرصه ها به ویژه عرصۀ خبر، هر آن چه موجب تضعيف نظام، يا تشويش اذهان عمومى است باید پرهيز شود، و صرفاً مى توان آنچه را مفيد، و يا حدّ اقل فاقد ضرر است، منتشر ساخت. زيرا حفظ نظام از مهمترين اهداف اسلام است، كه انحراف از آن جايز نيست.

 

پرونده ویژه

٢

اهداف و انگیزه های نهضت عاشورا

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )

لزوم تعمیق، دقت و واکاوی چیستی اهداف قیام امام حسین علیه السلام ما را برآن داشت تا با بهره­ گیری از اندیشه های ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) در راستای تحقق استخراج مهمترین ره­یافت های این مسأله ی مهم گام برداریم، لیکن از آنجا که بهترين منبع براى رسيدن به این مهم بر سخنان آن حضرت در طول مسير نهضت از مدينه تا كربلا؛ و ديگر زيارتنامه‏ هاى مربوط به آن حضرت استوار شده است، لذا بازتولید معرفتی از اهداف قیام امام حسین(علیه السلام) در کلام و اندیشه ی معظم له با بهره گیری از اين دو منبع مهم و استراتژیک صورت گرفته است که به مخاطبان گرامی ارائه می گردد.

اصلاح امّت با راهبرد امر به معروف و نهی از منکر

در تبیین این مسأله باید گفت؛ در بخشی از وصیت نامه ی امام حسین علیه السلام به محمد بن حنفیه و پس از عدم بیعت آن حضرت با یزید آمده است؛ «... إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي‏؛به منظور اصلاح امّت جدّم قيام كرده ‏ام».،

بنابراين، اوّلين هدف امام حسين عليه السلام از نهضت عاشورا اصلاحات است. «اصلاح» مقابل «افساد» است، و افساد به تباهى كشاندن نظم‏ لازم يک موجود، يا يک فرد، يا خانواده، يا جامعه، يا يك كشور و اصلاح بازگرداندن آن نظم به حالت سابق است. يك امّت نيز ممكن است از جهت مسايل اقتصادى، اخلاقى، اعتقادى، فرهنگى و عاطفى فاسد شود، و اصلاح آن به از بين بردن تک تک مفاسد مذكور و بازگرداندن نظم سابق است.

از این رو امام حسين عليه السلام به قصد اصلاح مفاسدى كه در طول مدّت حکومت معاویه و یزید بر جامعه تحمیل شده بود دست ردّ بر سينه يزيد براى بيعت با او زد، و تصميم گرفت با بازگرداندن نظمِ لازمِ سابق به زندگى فردى و اجتماعى مردم، خاطرات وسنّت‏ هاى دوران حضرت رسول صلى الله عليه و آله را زنده كند.

لذا امام حسين عليه السلام در وصيّت‏نامه‏ اش خطاب به محمّد حنفيّه فرمود: «أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعرُوفِ وَ أَنْهى‏ عَنِ الْمُنْكَرِ؛ هدف من از قيام امر به معروف و نهى از منكر است». که این رویکرد در زيارتنامه‏ هاى مربوط به امام حسين عليه السلام از جمله زيارت وارث نیز مشاهده می­گردد.

احياى سنت پيامبر اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم

بدیهی است يكى ديگر از اهداف نهضت عاشورا، احياى سنّت پيامبر عاليقدر اسلام، حضرت محمّد صلّى الله عليه وآله وسلّم است. امام حسين عليه السلام در این زمینه مى‏ فرمايد:«ادْعُوكُمْ الى‏ كِتابِ اللَّه وَسُنَّةِ نَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله فَانَّ السُّنَّةَ قَدْ امِيتَتْ وَ انَّ الْبِدْعَةَ قَدْ احْيِيَتْ،؛ شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم دعوت مى‏ كنم چرا كه سنّت رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم را ميرانده و بدعت‏ ها را احيا كرده‏ اند.

در تشریح این فراز نورانی باید گفت؛ زیرا بدعت‏ هاى فراوان معاویه در دين، سنّت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم را ميراند، هم چنین تغییر ارزش ها بر مبنای ثروت محوری و طرح­ ریزی شالودۀ حکومت معاویه و یزید بر مبنای مطامع دنیوی، امتيازات قومى‏،برتری عرب (هر چند داراى انحطاط اخلاقى بود) بر عجم (غير عرب)، و نیز شیوع تبعيض‏ هاى نابجا و ظالمانه موجب گردید امام حسين عليه السلام بر عليه يزيد قيام نماید تا تبعيض‏ ها برچيده، و عدالت جايگزين آن گردد.

احیاء حق؛ نابودی باطل

به شهادت تاريخ معاويه گروه هايى را تشكيل داده بود كه از شام به سوى عراق مركز حكومت امام على عليه السلام رفته، و مخفيانه به مرزنشينان هجوم برده، و اموالشان را غارت كرده، و باز مى‏ گشتند تا مردم عراق را نسبت به حكومت على عليه السلام متزلزل و نااميد كرده، و امنيّت مناطق تحت نفوذ حضرت را از بين ببرند.، هم چنین معاويه در طول مدّت به قدرت رسيدن على عليه السلام، و به منظور تضعيف حكومت آن حضرت، كشته شدن خليفه سوم، عثمان، را به دست شورشيان بر ضد او مطرح مى كرد، لیکن اوج انحراف معاویه را باید در انتصاب یزيد به عنوان مردى فاسد و فاجر و قاتل انسان‏ هاى پاك و بى‏ گناه و شرابخوار و قمارباز و آلوده دانست. لذا باید گفت آیا این مصادیق احياى باطل و از بين بردن حق نيست؟ از این رو امام حسين عليه السلام قيام كرد تا حق را احيا و زنده كند، و باطل را بميراند و از صحنه جامعه برچيند، و در اين مسير و براى رسيدن به اين هدف حاضر بود هر بهايى بپردازد.

جهل زدایی

از جمله اهداف قيام امام حسين عليه السلام، كه در زيارت اربعين‏«وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ، وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ؛ امام حسين عليه السلام خون قلبش را در راه تو داد (و نهايت ايثار و فداكارى را كرد) تا بندگانت را از جهل و نادانى و حيرت و سرگردانى نجات دهد» نیز به آن اشاره شده است، مبارزه با جهل و نجات مردم از ضلالت و گمراهى است، لیکن مسلمانان در دوران بنى اميّه عموماً و در عصر حاكميّت معاويه و يزيد خصوصاً به علت فقدان دشمن‏ شناسی نمى دانستند كه بنى اميّه جانشينان بر حق رسول اللَّه صلّى الله عليه وآله وسلّم نيستند، از این رو جهل آنها به خاطر تقصير و كوتاه ى‏شان بود، و لذا جاهل مقصّر بودند. در حالی که امام حسين عليه السلام در گفتگو با مروان بن حكم فرمود: «خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است و اگر روزى معاويه را بر بالاى منبر من ديديد او را بكشيد» مردم مدينه او را بر فراز منبر آن حضرت ديدند و نكشتند و در نتيجه خداوند آنها را مبتلا به يزيد فاسق كرد».

لذا امام حسين عليه السلام براى بيدارى و آگاهى مردم قيام كرد، امّا آن قدر خواب آنها عميق و جهل و نا آگاهيشان ريشه‏ دار بود كه جز خون قلب امام عليه السلام و ياران وفادارش اين آفت مهم را از مزرعه اسلام دور نساخت.

تشكيل حكومت اسلامى در پرتو نفی اسلام سکولار

بی شک يكى از مهم‏ترين اهداف قيام امام حسين عليه السلام تشكيل حكومت اسلامى بود، لذا آنهایی که مدّعى جدايى دين از سياست اند، نه معناى سياست را فهميده ‏اند و نه دين و برنامه‏ هاى آن را به درستى شناخته‏ اند. زیر ا هنگامى كه پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم به مدينه هجرت نمود، و از شرّ دشمنان اسلام نجات پيدا كرد، در اوّلين گام حكومت اسلامى را تشكيل داد تا بتواند اهدافش را پياده كند. لذا با استناد به فرازی نورانی از امام حسین(علیه السلام)« ...وَلكِنْ لِنُرِىَ الْمَعالِمَ مِنْ دِينِكَ، وَنُظْهِرَ الْإِصْلاحَ فِي بِلادِكَ، وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ، وَيُعْمَلُ بِفَرَائِضِكَ وَسُنَّتِكَ وَأَحْكامِكَ‏؛ بارخدايا!...هدف من از حكومت ارايه معالم و نشانه‏ هاى دينت به مردم، واصلاح بلاد و شهرها و ايجاد امنيّت براى بندگانت و عمل به فرايض و سنّت ‏ها و احكام توست». می­توان دریافت آن حضرت قصد تشكيل حكومت اسلامى داشت لیکن عواملى مانع تحقّق اين هدف مقدّس آن حضرت گردید.

امام حسین علیه السلام و اجرای عدالت

امام حسين عليه السلام در نامه‏ اى به مردم كوفه، يكى از اهدافش را جلوگيرى از ظلم و ستم ظالمان و اجراى عدالت بيان مى كند و مى فرمايد:.. خداوند خداوند انسان بی اعتنا به حاكم ظالم و سیاست­های مخالف سنّت و سيره رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم را در جايگاه همان ظالم ستمگر داخل مى كند (و سرنوشت هر دو يكى است!)»، امام حسين عليه السلام در اين نامه ...پيام رسول اللَّه صلّى الله عليه وآله وسلّم را در مبارزه با ظلم و ستم و بى‏ عدالتى بيان مى كند، و ضمن اعلام هدف قيامش، همه را به همكارى در اين مبارزه دعوت مى كند.

لذا بايد با مظالم و بى‏ عدالتى‏ هايى كه در گوشه و كنار به چشم مى‏ خورد مبارزه كرد، و به كمك مظلومان شتافت، و آنان را از چنگال ظالمان و ستمگران نجات داد؛ چرا كه اين مجالس سوگوارى مقدّمه ‏اى است براى بيان اين اهداف، و سپس پياده كردن آن.

قیام حسینی؛ محل ابتلا و آزمایش

بی شک  قيام امام حسين علیه السلام سرور آزادگان جهان آزمونى بود براى مسلمين آن عصر. زیرا بعضى از شيعيان پرادّعا و كم ‏محتوا، كه خود را فدايى پاكباز آن حضرت مى ‏پنداشتند بايد در كوره امتحان فرو روند، و بازماندگان صحابه و ياران پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم كه بارها وصف امام حسن و امام حسين عليهما السلام را از آن حضرت شنيده بودند و كسانى كه آرزو مى‏ كردند در جنگ ‏هاى بدر و احد در خدمت آن حضرت بودند و شربت شهادت می نوشيدند، و آنها كه تأسّف مى‏ خوردند اى كاش در ركاب اميرمؤمنان على عليه السلام با «ناكثين» و «قاسطين» و «مارقين» پيكار مى‏ كردند همه و همه بايد به امتحان فرا خوانده مى ‏شدند، و قيام امام حسين عليه السلام آزمونى براى همه آنها بود؛ ولى از اين كوره آزمون بزرگ، تنها گروه­ اندكى پاك بيرون آمدند و "سياه سيم‏ هاى زراندود" هنگامى كه به كوره امتحان رفتند خلاف آن بدر آمدند كه خلق‏ مى‏ پنداشتند.

بهره گیری از مقام شفاعت عظمى

با استناد به زيارت عاشوراى حسينى «أَللَّهُمَّ ارْزُقْني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَومَ الْوُرُودِ؛ خدايا شفاعت حسين را روز ورود در صحنه محشر به من روزى كن»و... باید به مقام شفاعت آن حضرت اذعان نمود، لیکن شفاعت معصومين و اولياى الهى عليهم السلام نه تنها چراغ سبز براى انجام گناه نيست، بلكه بالعكس به عنوان يك عامل بازدارنده در برابر گناه مطرح است، زيرا به هنگام تقاضاى شفاعت مى گویيم اگر لغزشى از ما سر زد بايد مراقب باشیم آلوده گناه ديگر نشویم تا رابطه ما با اولياى الهى قطع نگردد و روى اين را داشته باشیم كه از آن حضرات بخواهیم شفيع ما بر درگاه خداوند غفور و رحيم باشند.

سخن آخر

بايد در سايه عزادارى‏ ها معروف‏ ها را گسترش داده و منكرات را برچينيم؟ به يقين هر سال بايد بر عظمت و وسعت عزادارى‏ ها افزوده شود، امّا اگر همچنان معروف‏ ها فراموش شود و منكرات گسترش يابد، قطعاً به هدف سيّد الشهداء سلام الله علیه نرسيده‏ ايم. لذا در عصر و زمان ما هم مزرعه دين نيازمند آبيارى به وسيله امر به معروف و آفت‏ زدايى با نهى از منكر است و اگر از اين دو اصل مهم غفلت شود، خطرات و آفات جامعه اسلامى را با هجوم فرهنگ ضدّ دينى غرب تهديد خواهد كرد.

هم چنین پيروان و عاشقان مكتب آن حضرت، زمانى مى‏ توانند ادّعاى عشق و پيروى راستين كنند كه به مفاسد موجود عصر و زمان خود بينديشند، و آنچه در توان دارند براى مبارزه با آن به‏ كار گيرند. و به يقين آن حجم عظيم عزاداران هرگاه تصميمى منطقى و حساب‏ شده و مدبّرانه براى برخورد با مفاسد و سوق جامعه به سوى اصلاح بگيرند موفّق خواهند شد.

بنابراین از آنجایی که اكنون نيز يزيديان و پيروان حكومت بنى‏ اميّه در سراسر جهان، مخصوصاً كشورهاى اسلامى وجود دارند و در مسير جاهل نگه داشتن مردم تلاش مى كنند، لذا همه ما وظيفه داريم مسلمانان را نسبت به اين خطر بيدار كنيم. به ویژه آن دسته از دولتمردان به ظاهر اسلامى كه با دشمنان شماره يک مسلمانان، آمريكا و اسرائيل، هم پيمان شده و در جبهه آنها قرار گرفته و بر عليه مسلمانان مظلوم فلسطين، یمن، بحرین، عراق و سوریه .... موضع‏ گيرى مى‏ كنند.

 

معرفی کتاب

سیری در کتاب

«معراج، شق القمر، عبادت در قطبین»

اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله)

مساله چگونگی سیر طی الارض در سطح کره ی زمین و همچنین عروج از نقطه ای به آسمان و سیر در آسمان ها از جمله مسائلی است که ذهن کنجکاو مردم جهان را به شدت برانگیخته است، حال سفری آسمانی با تشریفاتی خاص برای پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) آن هم سفری که تمامی کرات آسمانی و کهکشان ها را در بر گرفته و تا آخرین نقطه ی هستی پیش رفته است ، بی تردید مسألۀ معراج ایشان را به یکی از موضوعات مشهور و بحث برانگیز تبدیل کرده است.

از سوی دیگر معجزۀ شق القمر از جمله معجزات پیامبر(صلی الله علیه و آله) است که در طول تاریخ، موضوع بحث مفسران قرار گرفته است.

اگرچه دانشمندان اسلامی در مورد معجزۀ شق القمر به دیدگاه واحدی دست نیافته اند، لیکن اکثر تفاسیر قرون گذشته معجزۀ شق القمر را پذیرفته اند، با این تفاسیر پاسخ به اشکالات مطروحه در این زمینه ضروری است.

از دیگر مسائل مهم می توان به تبیین معنای جهانی بودن و جهان شمول بودن اسلام اشاره کرد؛ به ویژه در جایی که شبهۀ مانع جهان شمول بودن اسلام وجود دارد هم چون برخی عبادات وابسته به ساعات شبانه روز به ویژه در مناطقی که شب و روز در آنجا ماه ها به طول می انجامد، همۀ این مسائل ضرورت ارائۀ پژوهش ها و تألیفات متعدد اسلامی را در این موضوعات اجتناب ناپذیر می سازد.

در این میان کتاب «معراج، شق القمر، عبادت در قطبین» از جملۀ آثار و تألیفات ارزشمند آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) به شمار می آید که در راستای تبیین و پاسخگویی به ابعاد و زوایای مختلف این موضوعات مهم دینی به رشتۀ تحریر درآمده است.

انگیزۀ تألیف اثر

کمتر کسى است که سخنى درباره «معراج» پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مسئله شقّ القمر نشنیده باشد و درباره صحت این قضیه و سپس در مورد جزئیات آن از خود «سؤالاتى» نکرده باشد. گاهى این سؤالات براى عده اى همچنان بدون جواب مى ماند و توضیحات کافى و قانع کننده اى براى آن نمى یابند، بعضى آن را جزو خرافات حساب مى کنند و عده اى هم با سکوت آمیخته با تردید به آن مى نگردند.

از جمله ايراداتى كه بارها در گوشه و كنار در مورد «جهانى بودن آئين اسلام» عنوان مى‏شود این است که چگونه ممكن است اسلام يك دين جهانى باشد، در حالى كه دستورهاى مهم آن مانند «نماز و روزه» در همه نقاط جهان قابل عمل نيست؟!

این بحث در صدد است تا به این پرسش ها، جواب هاى صریح و روشنى داده و سؤال کنندگان را از هرگونه شک و تردید برهاند.

« معراج، شق القمر، عبادت در قطبین» در یک نگاه

كتاب معراج شقالقمر با توجه داشتن به رويكردهاي تربيتي اسلام به سه مساله بسیار مهم معراج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، معجزه ايشان و عبادت در قطبين كه پرسشهاي متعددي درباره آنها مطرح ميشود، پاسخهايي را ارايه ميكند. مساله معراج و سفر پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) با بدن مادي به آسمانها و تصديق حقيقت اين مساله و مساله شقالقمر كه در رديف معجزات و كارهاي خارقالعاده پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين كتاب بررسي شدهاند. مسايل انجام وظايف و فرايض اسلامي مانند نماز، روزه و ... در مناطق قطبي و در سرزمينهايي كه طول شبانه روز بسيار زياد است و گاهي به اندازه شش ماه طول ميكشد، در اين اثر تشريح شده است. اين اثر ميكوشد مطالب و احكام ديني را با بياني روشن، ساده و در عين حال كاملا مستدل و منطقي به دور از هرگونه تعصب بررسي و بيان كند.

ساختار اصلی کتاب

کتاب در بردارندۀ یک مقدمه و سه فصل و عناوین فرعی متعدد می باشد که عبارتند از:

١. معراج پیامبر

قرآن و معراج/ معراج پیامبر از نظر حدیث و عقیده دانشمندان اسلام/ معراج پیامبر از نظر علوم/ چگونه پیامبر بر این موانع پیروز گردید؟/ معراج و مشکل زمان/ آخرین بحث درباره معراج/ چرا پیامبر به معراج رفت؟/ معراج و عظمت خيره كننده كواكب آسمان‏.

٢. شقّ القمر

شق القمر و قرآن/ شق القمر در منابع حدیث/شق القمر از نظر علوم روز/ شق القمر از نظر تاریخ.

٣. وظایف کسانی که در قطبین زندگی می کنند

آفتاب نیمه شب اسلام را به خطر انداخته!/پاسخ/ بهم خوردن شب و روز در مناطق قطبی/ شناسائی ظهر و نیمه شب در مناطق قطبی/ نتيجه نهائى بحث با توضيح بيشتر/ چند یادآوری لازم.

گزارش محتوایی اثر

معراج در قرآن

مولّف در فصل نخست کتاب، به مهمترين سؤالاتى كه در مسئله «معراج» مطرح مى‏شود پاسخ قانع كننده علمى بیان کرده است.

معظم له در مورد اين سؤال كه آيا در قرآن مجيد اشاره‏اى به معراج شده است يا نه، می نویسد؛ قسمت اول اين موضوع يعنى سير از مسجد الحرام (مكه) تا مسجد اقصى (بيت المقدس) در نخستين آيه سوره «اسراء» و قسمت دوم يعنى سير به آسمانها در آيات ١٣ تا ١٨ سوره «والنجم»، اشاراتی كلى و سربسته به موضوع معراج و سير فضائى پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى مشاهده آيات آفرينش و نشانه‏هاى عظمت آفريدگار جهان شده که در آن آیات بيان گرديده است.

اجماع مسلمانان در مسألۀ معراج پیامبر(صلی الله علیه و آله)

نویسنده در ادامه تأکید می کند اكثر مفسران شيعه و سنى اين آيات را مربوط به معراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته و شرح جريان معراج را در ذيل اين آيات بيان كرده‏اند.

معظم له در ضمن خاطرنشان می سازد مسلمانان اولين كسانى نيستند كه درباره پيغمبر خود چنين اعتقادى دارند بلكه اين عقيده بصورت بسيار «غليظ تر» در ميان مسيحيان جهان عموماً وجود دارد.

نویسنده بر مبنای آنچه از مطالعه كتب مختلف تفسير و حديث و عقائد كه بوسيله دانشمندان اسلامی تأليف شده بر این مسأله تأکید می کند كه برخلاف آنچه شايد بعضى تصور مى‏كنند عقيده به معراج پيامبر اسلام مخصوص دسته معينى از مسلمانان نيست، بلكه عموم مسلمين در اين عقيده مشتركند.

به بیان مولّف، احاديث فراوانى که از طريق شيعه و اهل تسنن در اين زمينه نقل شده به نوبۀ خود موجب تصدیق«تواتر» يا «شهرت» اين احاديث توسط بسيارى از علماى اسلام را فراهم کرده است، ایشان در ادامه گفتار سه تن از دانشمندان بزرگ تفسير و حديث و عقائد شيعه و سپس گفتار بعضى از دانشمندان اهل تسنن را به عنوان مویّد مدعای خود بیان کرده است.

به بیان مولّف، قبول مسئله معراج به معنى پذیرش و تأیید هر خبرى در هر كتابى در اين زمينه نیست، زيرا متأسفانه مسئله معراج مانند بسيارى از مسائل ديگر از دستبرد جاعلان حديث مصون نمانده، و پيرايه‏هاى فراوانى به آن بسته‏اند.

به اذعان نویسنده بايد به كمك مدارك عقلى و نقلى روشنى كه در دست است اين احاديث را صرافى نمود و درست و نادرست آن را از هم جدا كرد.

اثبات علمی معراج پیامبر(صلی الله علیه وآله)

مولّف در ادامه، معراج پیامبر را از نظر علوم مورد بررسی قرار داده و و براى رفع همه ايرادات علمی چند سؤال کلیدی را طرح کرده و بدان پاسخ گفته است.

١- آيا اصولا معراج يعنى سير در آسمان ها و به عبارت ديگر مسافرت دامنه‏دار فضائى براى يك بشر از نظر علوم امكان‏پذير است؟

٢- اگر امكان دارد نياز به چه وسائلى دارد؟

٣- مدت زمانى كه براى چنين سفرى لازم است چه اندازه مى‏باشد؟

نویسنده در فرازی از این کتاب می نویسد: به هر حال ما مى‏دانيم پيامبر با نيروى يك بشر عادى اين راه را نپيموده بلكه با نيروى عظيمى كه از جهان ماوراى طبيعت در اختيار داشت و با وسيله كاملاً مجهزى اين راه را طى كرد، و در اين قسمت هيچ مشكل لاينحلى به چشم نمى‏خورد.

مولّف در بخش دیگر از کتاب در تطبیق رابطه علم و مذهب در مسألۀ معراج پیامبر(صلی الله علیه و آله) می نویسد: منظور از «علم» در اين بحث تنها آن دسته مسائلى است كه صد درصد جنبه قطعى به خود گرفته، نه آن دسته از نظرات و تئوري ها كه ممكن است در پرتو اكتشافات آينده دگرگون شود. ما هرگز نبايد انتظار داشته باشيم حقايق مذهبى بااين گونه مسائل غير قطعى تطبيق گردد. بلكه اين هماهنگى و توافق تنها در ميان «عقائد مسلم مذهبى» با «مسائل قطعى علوم» خواهد بود، و اگر اين اصل را دقيقاً رعايت كنيم ارزش علم و مذهب را توأمان دريافته ‏ايم.

حکمت معراج پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) چه بود؟!

مولّف اثر در ادامه ادعای خاورشناسان در زمینۀ معراج پیامبر (صلی الله علیه و آله) مبنی بر بار يافتن به بارگاه سلطنت خداوند، يا شنيدن صداى قلم او، يا مشاهده جمالش.. را‏ مورد انتقاد قرار داده و می نویسد: معلوم نيست آن ها اين لاطائلات و خرافات را از كجا گرفته ‏اند، و چگونه به خود اجازه داده ‏اند آن ها را به عنوان تاريخ زندگى پيامبرى اسلام «صلی الله علیه و آله» و عقائد مسلمانان منعكس سازند.

سپس معظم له به بهترين سند زنده و دست نخورده براى درك هدف اصلى معراج پيغمبر «صلی الله علیه و آله» و درك همه حقايق اسلامى یعنی قرآن مجيد اشاره کرده و بدین نکته رهنمون میشود که منظور از معراج همان مشاهده آثار عظمت خدا در جهان بالا بوده است، تا قلب نورانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو مشاهده اين آثار حيرت‏انگيز، نورانى ‏تر گردد، و فكر و روح بلند او وسيع تر شود، و براى رهبرى و هدايت خلق به سوى خدا، آمادگى بيشترى پيدا كند.

شق القمر در ترازوی قرآن و حدیث

يكى ديگر از مسائل جنجالى و پر سرو صدا مسئله «شق القمر» است که نویسنده اين مسئله را از جهات گوناگون مورد بحث قرار داده است.

معظم له در وهلۀ نخست به تبیین وضع اين مسئله، از نظر «قرآن» «حديث» و «كلمات دانشمندان اسلام» پرداخته سپس اشكالات و ايرادات و طرق حل آن را مورد بررسی قرار داده است.

مولّف بر ظهور آيات اول سوره «قمر» در معنى معروف «اعجاز شق القمر» و نیز بر وجود روايات فراوان هم درباره اصل وقوع اين معجزه و هم درباره ارتباط آيه با آن در منابع حديث شيعه و اهل تسنن تأکید کرده است.

البته معظم له این نکته را یادآور می شود که اين مسئله نيز مانند مسئله معراج از دستبرد خيالبافان و جاعلان حديث مصون نمانده و پيرايه‏ هاى فراوانى به آن بسته شده است، مانند مطلب بى اساسى كه در افواه عوام مشهور است كه نيمى از ماه به پائين آمد و از آستين آن حضرت گذشت، حال آنکه اين مطلب در هيچ يك از كتب احاديث شيعه و سنى نيامده و صرفاً ساخته افكار پاره ‏اى از خيالبافان عوام مى‏باشد.

شق القمر در آینۀ علوم روز

واکاوی شق القمر از نظر علوم روز و اثبات وقوع انشقاق و شكاف در اجرام آسمانى از جمله مباحثی است که نویسنده بدان پرداخته است.

به اذعان نویسنده اين امر در پاره‏ اى از موارد (طبق فرضيه‏ هاى موجود) شناخته شده، و در پاره‏ اى از موارد شناخته نشده و همچنان به صورت مرموز باقى مانده است.

مولف معجزۀ شق القمر را در زمرۀ موارد شناخته نشده محسوب کرده می نویسد: مسلماً عامل مرموزى در كار بوده كه توانسته است چنان اثرى را از خود بگذارد به ویژه آنکه پيامبر «ص» نه تنها با همين نيروى عادى بشرى بلکه از نيروى مافوق طبيعى و غير عادى استمداد جسته است.

وظايف كسانى كه در قطبين زندگى مى‏كنند

بخش پایانی کتاب به شبهۀ عبادت در قطبین اختصاص یافته که مولّف به مانند دیگر فصول کتاب، با رویکردی علمی پژوهشی و با قلمی روان بدان پاسخ داده است.

موضوع مورد بحث؛ يعنى وظيفه كسانى كه در مناطق قطبى زندگى مى‏كنند در این اثر در زمرۀ موضوعاتی قرار می گیرد كه حكم خاصى براى آن تعيين نشده و بايد به «قواعد» و «اصول كلى» اسلامى رجوع شود، يعنى حكم آنها را مى‏توان از قواعد و اصول كلى استنباط نمود.

لذا معظم له در نتيجه نهائى بحث می گوید:اين نكته كاملاً روشن شد كه ساكنان مناطق قطبى موظف نيستند تمام آن روزهاى طولانى مثلا روز يك ماهه را در ماه مبارك رمضان از خوردن غذا امساك نمايند، يا تنها چند ركعت نماز در سراسر اين روز طولانى بخوانند.

بلكه وظيفه آن ها اين است كه بر طبق افق مناطق معتدله رفتار نمايند، يعنى همانطور كه در اين روز طولانى يك ماهه مثلا حساب روزهاى هفته و ماه را طبق مناطق معتدله كه شب و روز دارند در نظر مى‏گيرند، و شنبه و يكشنبه و ... ماه و سال را حساب مى‏كنند، همچنين طول روز و شب را بايد در فصول مختلف مطابق مناطق معتدله تعيين نمايند.

لازم به ذکر است اين كتاب نفیس در سال ١٣٧١، در یک جلد و در ١٤٦صفحه، در قطع جیبی توسط انتشارات نسل جوان به زیور طبع آراسته شده و تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

معارف اسلامی

هدف قیام امام حسین(علیه السلام)

در بیانات و نامه های ایشان

پرسش :

هدف قیام امام حسین(علیه السلام) در بیانات و نامه های ایشان چه بوده است؟

پاسخ اجمالی:

امام حسین(علیه السلام) با هدف احیاى دین و سنّت فراموش شده رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قیام کرده و در نامه اى به جمعى از بزرگان بصره و هم چنین در سخنان متعدد، با اشاره به بدعت هاى موجود در جامعه، هدف خود را مبارزه با بدعت ها، مفاسد دستگاه بنى امیّه و رهایى اسلام از چنگال منافقان و دشمنان خدا بیان می کند.

امام در نامه اى به جمعى از بزرگان بصره به بدعت هاى موجود در جامعه اشاره کرده، و هدفش را از قیام بر ضدّ حکومت یزید، احیاى سنّت و مبارزه با بدعت ها معرّفى مى کند. مى فرماید: «وَ اَنَا اَدْعُوکُمْ اِلى کِتابِ اللّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ(صلى الله علیه وآله) فَاِنَّ السُّنَّةَ قَدْ اُمِیتَتْ وَ اِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ اُحْیِیَتْ، وَ اِنِ اسْتَمِعُوا قَوْلی وَ تُطِیعُوا اَمْرِی، اَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ»؛ (من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش فرا مى خوانم؛ چرا که (این گروه) سنّت پیامبر را از بین برده و بدعت (در دین) را احیا کردند. اگر سخنانم را بشنوید و فرمانم را اطاعت کنید، شما را به راه راست هدایت مى کنم).

پاسخ تفصیلی:

امام حسین(علیه السلام) با هدف احیاى دین خدا قیام و حرکت خویش را آغاز کرد؛ در مرحله نخست ـ اگر ممکن است ـ با تشکیل حکومت اسلامى و در غیر این صورت، با شهادت خود و یارانش به مقصود بزرگ خود برسد.

به هر حال، مى بایست دین از دست رفته و سنّت فراموش شده رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را زنده کرد و چه کسى سزاوارتر از فرزند رسول خداست که پیش گام چنین حرکتى شود.

امام حسین(علیه السلام) نخست با این جمله: «وَ عَلَى الاِسْلامِ اَلسَّلامُ اِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ»؛ (زمانى که امّت اسلامى گرفتار زمامدارى مثل یزید شود، باید فاتحه اسلام را خواند).(١)تصریح کرد که با وجود خلیفه اى همچون یزید، فاتحه اسلام خوانده است و دیگر امیدى به بقاى دین خدا در حکومت یزید نمى رود.

همچنین در نامه اى به جمعى از بزرگان بصره به بدعت هاى موجود در جامعه اشاره کرده، و هدفش را از قیام بر ضدّ حکومت یزید، احیاى سنّت و مبارزه با بدعت ها معرّفى مى کند. مى فرماید: «وَ اَنَا اَدْعُوکُمْ اِلى کِتابِ اللّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ(صلى الله علیه وآله) فَاِنَّ السُّنَّةَ قَدْ اُمِیتَتْ وَ اِنَّ الْبِدْعَةَ قَدْ اُحْیِیَتْ، وَ اِنِ اسْتَمِعُوا قَوْلی وَ تُطِیعُوا اَمْرِی، اَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ»؛ (من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش فرا مى خوانم؛ چرا که (این گروه) سنّت پیامبر را از بین برده و بدعت (در دین) را احیا کردند. اگر سخنانم را بشنوید و فرمانم را اطاعت کنید، شما را به راه راست هدایت مى کنم).(٢)

آن گاه که در مسیر کربلا با «فرزدق» ملاقات مى کند، به روشنى از بدعت ها و خلاف کارى هاى حاکمان شام و قیام براى نصرت دین خدا سخن مى گوید: «یا فَرَزْدَقُ اِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیْطانِ، وَ تَرَکُوا طاعَةَ الرَّحْمانِ، وَ أَظْهَرُوا الْفَسادَ فِی الاَرْضِ، وَ اَبْطَلُوا الْحُدُودَ، وَ شَرِبُوا الْخُمُورَ، وَ اسْتَأْثَرُوا فِی اَمْوالِ الْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینَ، وَ اَنَا اَوْلى مَنْ قامَ بِنُصْرَةِ دِینِ اللهِ وَ اِعْزازِ شَرْعِهِ، وَ الْجِهادِ فِی سَبِیلِهِ، لِتَکُونَ کَلِمَةُ اللهِ هِىَ الْعُلْیا»؛ (اى فرزدق! اینان گروهى اند که پیروى شیطان را پذیرفتند و اطاعت خداى رحمان را رها کردند و در زمین فساد را آشکار ساختند و حدود الهى را از بین بردند، باده ها نوشیدند و دارایى هاى فقیران و بیچارگان را ویژه خود ساختند و من از هر کس به یارى دین خدا و سربلندى آیینش و جهاد در راهش سزاوارترم. تا آیین خدا پیروز و برتر باشد).(٣)

تعبیراتى با این مضمون، در کلمات و خطابه هاى امام حسین(علیه السلام) بسیار دیده مى شود. این مطلب را با جمله دیگرى از آن حضرت پایان مى دهیم:

امام(علیه السلام) در خطبه اى که در مسیر کربلا در جمع لشکریان حرّ ایراد کرد، فرمود: «اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا یُعْمَلُ بِهِ، وَ اِلَى الْباطِلِ لا یُتَناهى عَنْهُ، لِیَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِی لِقاءِ رَبِّهِ حَقّاً حَقّاً»؛ (آیا نمى بینید به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگیرى نمى گردد، در چنین شرایطى بر مؤمن لازم است مشتاق دیدار پروردگارش (شهادت) باشد).(٤)

امام حسین(علیه السلام) با این کلمات هم هدف خویش را از قیام و حرکتش بیان مى کند و هم آمادگى خویش را براى شهادت در طریق مبارزه با باطل و احیاى دین خدا اعلام مى دارد.

بنابراین، روشن است که یکى از اهداف مهمّ قیام امام حسین(علیه السلام) احیاى دین خدا، مبارزه با بدعت ها و مفاسد دستگاه بنى امیّه و رهایى اسلام از چنگال منافقان و دشمنان خدا بود و در این راه موفّقیّت بزرگى نصیب آن حضرت شد، هر چند آن حضرت و یاران باوفایش به شهادت رسیدند، ولى تکانى به افکار خفته مسلمین دادند و لرزه بر اندام حکومت جبّاران افکندند، در نتیجه اسلام را زنده ساختند و از اضمحلال دستاوردهاى نهضت نبوى(صلى الله علیه وآله) جلوگیرى کردند و مسلمانان را از حیرت و گمراهى نجات دادند.

در زیارت معروف اربعین مى خوانیم: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ»؛ (او (حسین) خون پاکش را در راه تو نثار کرد، تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهى نجات دهد).

همچنین در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) وقتى که ابراهیم بن طلحة بن عبیدالله، خطاب به امام سجاد(علیه السلام) گفت: «یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ مَنْ غَلَبَ»؛ (اى على بن الحسین! چه کسى (در این مبارزه) پیروز شد؟!)

امام(علیه السلام) فرمود: «اِذا اَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاةِ فَاَذِّن ثُمَّ اَقِمْ»؛ (اگر مى خواهى بدانى چه کسى (یزید یا امام حسین(علیه السلام)) پیروز شده است، هنگامى که وقت نماز فرا رسید، اذان و اقامه بگو)( آن گاه ببین چه کسانى ماندند و چه کسانى رفتند).(٥)

امام چهارم(علیه السلام) مى خواهد بگوید، هدف حکومت یزید محو نام رسول خدا(صلى الله علیه وآله)بود، ولى امام حسین(علیه السلام) با شهادتش از این کار جلوگیرى کرد، به هنگام اذان و اقامه همچنان نام محمد(صلى الله علیه وآله) که نشانه بقاى مکتب اوست برده مى شود (و هر قدر زمان مى گذرد این حقیقت آشکارتر مى شود).

به گفته شاعرى با اخلاص:

اى یاد تو در عالم، آتش زده بر جان ها هر جا ز فراق تو چاک است گریبان ها

اى گلشن دین سیراب با اشک محبّانت از خون تو شد رنگین هر لاله به بستان ها

بسیار حکایت ها گردیده کهن امّا

جانسوز حدیث تو، تازه است به دوران ها

در دفتر آزادى، نام تو به خون ثبت است شد ثبت به هر دفتر، با خون تو عنوان ها

این سان که تو جان دادى، در راه رضاى حق آدم به تو مى نازد، اى اشرف انسان ها

قربانى اسلامى با همّت مردانه

اى مفتخر از عزمت همواره مسلمان ها

محدّث معروف «دینورى» نیز نقل کرده است: امام حسین(علیه السلام) هنگامى که از «بطن الرمّه» راه افتاد و با عبدالله بن مطیع(٦) که از عراق مى آمد، برخورد کرد. وى به امام(علیه السلام) سلام داد و عرض کرد: پدر و مادرم فداى تو اى پسر رسول خدا! چه چیز تو را از حرم خدا و حرم جدّ تو بیرون کشاند؟

امام(علیه السلام) فرمود: «إِنَّ أَهْلَ الْکُوفَةَ کَتَبُوا إِلِىَّ یَسْأَلُونَنِی أَنْ أَقْدِمَ عَلَیْهِمْ لِما رَجَوْا مِنْ إِحْیاءِ مَعالِمِ الْحَقِّ وَ اِماتَةِ الْبِدَعِ»؛ (مردم کوفه نامه نوشتند و از من خواستند که به سوى آنان بروم بدان امید که (با قیام علیه بنى امیّه) نشانه هاى حق زنده و بدعت ها نابود شود).(٧)، (٨)

پی نوشت:

(١). ملهوف (لهوف)، ص ٩٩؛ بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٦ و فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ٢٤.

(٢). تاریخ طبرى، ج ٤، ص ٢٦٦ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٤٠.

(٣). تذکرة الخواص، ص ٢١٧-٢١٨.

(٤). تاریخ طبرى، ج ٤، ص ٣٠٥ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٨١.

(٥). بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٧٧.

(٦). «عبدالله بن مطیع» در زمان پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به دنیا آمد. و همانند عموم مردم در جامعه پر التهاب صدر اسلام نشو و نمو یافت. در ماجراى حرّه ـ هنگام یورش سپاه یزید به مدینه و قتل عام مردم آن شهر ـ از مدینه گریخت و به سپاه عبدالله بن زبیر در مکّه پیوست. در زمان محاصره اوّل خانه خدا توسّط سپاه یزید و نیز در زمان محاصره دوم توسّط سپاه حجّاج بن یوسف ثقفى در کنار ابن زبیر به دفاع برخاست. وى سرانجام از سوى ابن زبیر به حکومت کوفه منصوب شد ولى پس از اوج گرفتن قیام مختار از کوفه به بصره نزد مصعب بن زبیر گریخت و از شرم به مکّه نزد عبدالله بن زبیر باز نگشت. (مراجعه شود به: اسدالغابة، ج ٣، ص ٢٦٢؛ کامل ابن اثیر، ج ٤، ص ٢١٧ و طبقات ابن سعد، ج ٥، ص ١٤٤-١٤٥).

(٧). اخبار الطوال، ص ٢٤٥.

(٨). گرد آوري از کتاب: «عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد،(زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى)، انتشارات امام على بن ابى طالب(عليه السلام‏)، قم، ١٣٨٨ ه. ش‏، ص ٢٣٢ و ٣٥٧.

 

احکام شرعی

نی زدن در مراسم عزاداری

چنانچه در مراسم شام غریبان اباعبدالله(علیه السلام)هم زمان با مدّاحى، نى نواخته شود چه حکمى دارد؟

هرگاه آهنگ مناسب مجالس لهو و فساد باشد جائز نيست اما اگر مناسب مجالس لهو و فساد نباشد در غیر مساجد و حسینیه و مجالس اهل بیت علیهم السلام مانعی ندارد.

نواختن دمام در عزاداری

نواختن سازهایى همانند دمام در مسجد و در مراسم عزادارى امام حسین(علیه السلام) چه حکمى دارد؟

در مسجد جائز نیست ولى در دسته جات سینه زنى و عزادارى مانعى ندارد. البتّه به صورتى که مایه آزار مردم نشود.

گوش کردن به موسيقى در ایام عزا

آیا گوش کردن به موسیقی در ایام عزاداری و شهادت جایز است؟

کليه صداها و آهنگهايي که مناسب مجالس لهو و فساد است حرام، و غير آن حلال است. حرمت گوش دادن به آهنگ هاي حرام، در ايام عزا بيشتر است و مناسب است از گوش دادن به موسيقي هاي حلال که با اين ايام تناسب ندارد پرهيز شود.

بیان خواب در عزاداری

بعضى از خطبا اصرار دارند که در منابر خود از خواب هاى مختلفى که درباره مسائل مربوط به عزادارى یا غیر آن است بهره بگیرند، آیا این کار درست است؟

گرچه گاهى خواب ها پرده از روى مسائل مهمّى برمى دارد; ولى با توجّه به اینکه خواب، شرعاً حجّت نیست نباید در منابر، زیاد روى آن تکیه کرد.

اشعار و الفاظ نامناسب در عزاداری

اگر اشعاری مانند؛ قنداقه حسین شرف عرش اعظم است; صد مرده زنده مى شود از ذکر یا حسین; من عبد حسین گردیدم، من سگ حسینم، در مدّاحى خوانده شود آیا گوش دادن به آن مشکل دارد؟

عزاداري خامس آل عبا از مهمترين شعائر ديني است و هیچ کدام از این اشعار مناسب مقام با عظمت سالار شهیدان کربلا نیست همچنین این گونه تعبیرات شایسته عزاداران حسینی نیست. لذا بايد از سخنان و اشعاري كه متناسب با عزاداران اهل بيت علیهم السلام نيست جداً خودداري شود زيرا حضرت سيدالشهدا علیه السلام از اين گونه امور بيزار است.

پرهیز از خرافات در عزاداری

در شرایطى که دشمنان اسلام سعى در منزوى کردن مسلمانان دارند و با حیله هایى مى خواهند اسلام را خرافى و مسلمانان را بى منطق معرّفى کنند، انجام برخى اعمال که در متن دین وجود نداشته و در بعضى مناطق، عدّه اى در تظاهر به اسلام و تعظیم شعائر، مرتکب آن مى شوند که احیاناً موجبات وهن شیعه و عزادارى را فراهم آورده است، چه حکمى دارد؟

لازم است در این شرایط و اوضاع، پیروان اهل بیت(علیهم السلام)و عاشقان مکتب حسینى از هر کارى که موجب وهن این مراسم مى شود بپرهیزند و به جاى آن به سراغ مراسمى بروند که عظمت اهداف حسینى را بیش از پیش آشکار مى سازد و اگر جمعى از بزرگان فقهاى پیشین(رحمه الله) در عصر و زمان خود، بعضى از این کارها را به دلایلى اجازه فرموده اند، هرگاه در عصر و زمان ما بودند مسلّماً نظر دیگرى داشتند. خداوند همه ما را از پیروان مکتب آن بزرگوار و جان نثاران او قرار دهد.

تصاویر منتسب به ائمه علیهم السلام

آیا این عکس هاى نقّاشى شده که به امام على(علیه السلام)یا امام حسین(علیه السلام) یا ابوالفضل العباس(علیه السلام) و ... نسبت مى دهند حقیقت دارد؟ آیا نصب آنها در خانه و مساجد و دیگر جاها اشکال دارد؟

این عکسها واقعیّت ندارد; ولى چنانچه تصاویر نامناسبى نباشد، و اهانتی در آن نباشد و نسبت قطعى به آن بزرگواران ندهند، اشکالى ندارد. ولی در مساجد باید پرهیز شود.

خواستگاری رفتن در ایام عزا

آیا در ایام شهادت و عزاداری و محرم و صفر خواستگاری کردن صحیح است؟

این کار اشکالی ندارد اما بهتر است در ایام عزا، بصورت مهمانی ساده باشد و از برگزاری مراسم شادی پرهیز شود.

عقد کردن در محرم و صفر

از نظر شرعى و قانونى حکم ازدواج دایم و موقّت در ماه هاى محرّم و صفر چیست؟

عقد کردن در این ایام اشکالی ندارد اما جنبه هاى شادى در آن حذف شود و به اصل عقد كه در آن عجله دارند، اكتفا كنند.

مرثیه خوانی زنان

مرثیه خوانى و یا مدّاحى زنان با بلندگو، بطورى که موجب بروز مفسده گردد، چه صورت دارد؟

در فرض سوال؛ جایز نیست.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1400/06/04 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 109