ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هفتم - شماره هفتاد و دوم - دی 1400)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هفتم - شماره هفتاد و دوم - دی 1400)

طلیعه سخن

سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فتح بابی است برای بررسی اندیشه های متعالی حضرت زهرا(سلام الله علیها)؛ چرا که در کنار بی نشانی قبر حضرت فاطمه (س)، اندیشه های آن حضرت نیز علیرغم تلاش برخی دغدغه مندان، در سایۀ بی مهری نهادهای معرفت ساز هم چون حوزه و دانشگاه و رسانۀ ملی به شدت مهجور مانده است و صدا و سیما در سالروز شهادت آن حضرت به طرح برخی مباحث تکراری و کلیشه ای و پخش عزاداری بسنده کرده است.

گفتنی است حضرت زهرا (سلام الله علیها) پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای ممانعت از بازگشت انقلاب نبوی به دوران قبل از اسلام از هیچ تلاشی فروگذار نکرد و پیامد های سقیفه را به اهل آن هشدار داد و فرمود: «اکنون که چنین است این مرکب خلافت از آنِ شما، محکم بچسبید. ولی بدانید این مرکبی نیست که راه خود را بر آن ادامه دهید؛ پشتش زخم و کف پایش شکسته است».

به راستی این پیشگویی آن حضرت با تداوم تفرقه و خون ریزی در امت اسلامی و با ظهور جریان های تکفیری و داعش آشکار شد و اینچنین خشونت از دل سقیفه در امت اسلامی گسترش یافت.

تأمل در فرازهای نورانی کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) به ویژه در خطبۀ فدکیه نشان می دهد دغدغه ها و نگرانی های فکری معرفتی آن حضرت در راستای مقابلۀ با جریان ضد اندیشه و واپس گرای اهل سقیفه به ویژه جناب عمر است؛ چرا که خلیفه دوم با منع کتابت و انتشار حدیث و سنت نبوی و منع تفسیر قرآن در به ورطۀ ضدیت با اندیشه و تفکر افتاد و در ادامه با بازتولید عرفان رهبانیتی یهودی و مسیحی به فقه زهد محور، خشونت را در قالب جهاد(کشتار) تئوریزه کرد که حاصل تبدیل زهد عمری به فقه عمری، به کتاب سوزی های گسترده خلیفۀ دوم در ایران و روم و خشونت علیه مردم توأم گردید. خشونت تمام عیاری که نمونۀ کامل آن را باید در میوۀ شوم سلفی گری یعنی جریان داعش مشاهده نمود که با کشتار گستردۀ مردم اعم از شیعه و سنی و کتاب سوزی های فروان در جوامع اسلامی روی همۀ جنایتکاران تاریخ را سفید کرد.

آری همۀ هم و غم حضرت زهرا(سلام الله علیها) مقابله با ایدئولوژی واپس گرایانۀ اهل سقیفه است که از یک جهان بسته و ضد اندیشه حکایت دارند و مدنیت و شهرنشینی را بر نمی تابند و دم از بازگشت به دوران جاهلیت و بدوی گری و بیابان نشینی می دهند؛ همچنان که بن لادن میلیونر سعودی کاخ های خود را در عربستان رها کرد و به بیابان های دور افتاده و مناطق نا آرام افغانستان رانده شد.

و یا مروجان اسلام سقیفه ای همچون شاهان سعودی و اماراتی که هنوز جشن های خود را در چادر بر پا می کنند و یا چادر نشینی دیکتاتور معدوم لیبی که نشانه های اسلام سلفی، قبیه گرایی و ضدیت آنها با مدنیت و شهر نشینی در آن نمایان است.

از منظر جریان شناسی فکری نیز می توان ردپای اسلام عمری را در جریان عرفانی، فقهی سیاسی اخوان المسلمین جستجو کرد.

فراموش نکنیم محمد مرسی، رئیس جمهور پیشین مصر با تکرار شعار عمر سعد فرمانده لشکر یزید که ندا داد: «یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؛ ای لشکریان خدا! سوار شوید که شما را به بهشت بشارت میدهم!»تروریست های تکفیری مصر را به کشتار مردم در سوریه ترغیب نمود، البته پس از شکست مذبوحانۀ این جریان در سوریه و عراق، زمزمه های انزوای این جریان سلفی و فروپاشی حکومت های حامیان اخوان المسلمین از جمله اردوغان رئیس جمهور ترکیه به صدا درآمده است.

لازم به ذکر است اسلام عمری یعنی پان عربیسم دینی و قبیله گرایی و زندگی بیابانی ، خلاف منطق قرآنی است که بر مبنای (ام القری) بنا شده است؛ لذا حضرت زهرا(سلام الله علیها) منبعث از حکمت نبوی و حکمت علوی در پی مدنیّت (مدینه الرسول) است؛ آن حضرت با محوریت امامت در پی عمران و آبادانی جهان تمدنی و تحقق تمدن اسلامی است که دارای جهانی باز و گشوده است.

در طرف دیگر اسلام عمری قرار دارد که بر محور بدوی گرایی، زهدگرایی(رهبانیت) و ضدیت با اندیشه و تمسک به استحسان و قیاس استوار است، از این رهگذر خشونت ورزی برای بازداشتن مردم به عدم ارتکاب به گناه و لو از طریق نقض حریم خصوصی مردم و اتحاذ رویکرد های سلبی و خشن و جاهلانه هم چون دستور سنگسار زن دیوانه به فتوای خلیفه دوم امری پسندیده و ممدوح به شمار می آید.

نتیجۀ این رویکرد ضد عقل، خشونتی تمام عیار در شیوۀ زمامداری در جامعۀ اسلامی ایجاد می کند که نمونه های تلخ اسلام سلفی را می توان در نوع مواجهه جریانات تروریستی تکفیری با مردم عراق و سوریه مشاهده نمود.

ساختار قبیله گرایی توسط عمر در جهان اسلام در نهایت جریان اموی را بنیان نهاد و چهره هایی بی اصل و نسب هم چون معاویه و پسرش یزید عهده دار حکومت بر جهان اسلام شدند؛ جریانی که بیشترین فتنه و تفرقه انگیزی میان شیعه و سنی را ایجاد نمود.

این فتنه انگیزی در حالی است که محبت اهل بیت (علیهم السلام) اصل مشترک همه مذاهب اسلامی است؛ از آن جهت که چارچوب نظام ساز اسلام بر محوریت امام و بر مبنای وحدت و قاعدۀ فقهی حفظ نظام اجتماعی از طریق امر به معروب و نهی از منکر استوار است؛« طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ؛ خدا اطاعت و پیروى از ما اهلبیت (علیهم السلام) را سبب برقرارى نظم اجتماعى امت اسلام قرار داده است». و این است تمایز فقه وحدت محور علوی بر فقه جهاد محور عمری.

پیام ها و بیانیه ها

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)

به مناسبت رحلت آیت الله آقای حاج سید رضی شیرازی (قدّس سرّه )

بسم الله الرحمن الرحیم

فقدان اسفناک عالم ربانی حضرت آیت الله آقای حاج سید رضی شیرازی قدّس سرّه که از احفاد بیت شریف و اصیل مرحوم میرزای شیرازی بود مایه تأثر و تألم همه دوستان و علاقه مندان ایشان و حوزههای علمیه گردید.

عالمی فرزانه که علاوه بر توجه به تبلیغ اسلام در داخل و خارج کشور، بسیار متواضع و مردم دوست بود.

خداوند روحش را غریق رحمت واسعه خویش گرداند و به بازماندگان و بیت شریف ایشان، صبر و اجر فراوان عنایت فرماید.

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

به مناسبت رحلت متعلقه ی مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدّس سرّه )

بسم الله الرحمن الرحیم

رحلت بانوی صالحه متعلقه ی مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی قدّس سرّه و والده ی مکرمه ی حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ جواد فاضل دامت تأییداته را به این بیت محترم و تمام بازماندگان صمیمانه تسلیت عرض می کنم.

خداوند روح آن مرحومه را با ارواح اجدادش محمد و آل محمد علیهم السلام محشور گرداند و به بازماندگان صبر و اجر فراوان عنایت فرماید.

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

به مناسبت رحلت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباسعلی صادقی (قدّس سرّه )

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر رحلت عالم بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباسعلی صادقی قدّس سرّه موجب نهایت تأسف گردید.

این عالم فرزانه سالیان دراز در خرم آباد به تربیت طلاب دینی و سرپرستی حوزه علمیه مشغول بود و شاگردان زیادی را در این راه پرورش داد.

این ضایعه مؤلمه را به حوزه علمیه خرم آباد و تمام اهالی آن منطقه و همه دوستان و بستگان ایشان صمیمانه تسلیت میگویم و علوّ درجات او و صبر و اجر بازماندگان را از خداوند منّان خواستارم.

دیدارها

تربیت محوری در صدر برنامه های صدا و سیما باشد

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار دکتر جبلی، رئیس سازمان صدا و سیما، با تبریک انتصاب ایشان در این سمت خطیر فرمودند: سوابق و تجربۀ زیاد جنابعالی و نیروهای مستعدی که در صدا و سیماست، می تواند سبب شکوفایی و پیشرفت هرچه بیشتر این سازمان گردد.

ایشان فرمودند: همان گونه که وظیفۀ دانشگاه پرورش نخبگان، افراد لایق و ارائه راهکارهای مناسب جهت برطرف کردن مشکلات مردم و کشور است، صدا و سیما نیز می تواند با جلب اعتماد و رضایت مردم، در این زمینه اقدام کند.

معظم له با برشمردن تفاوت های صدا و سیمای اسلامی با نمونه غربی آن خاطرنشان ساختند: غربی ها در پخش برنامه های خود مقید نیستند، اما صدا و سیمای اسلامی باید به گونه ای باشد که عمق وجودی اسلام در تمام برنامه هایش، حتی در برنامه های طنز احساس شود.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی تربیت محور بودن را از دیگر تفاوت ها دانسته و فرمودند: باید در تمام برنامه ها، محور، تربیت باشد، نه کسب رضایت بی قید و شرط.

ایشان با اشاره به اینکه صدا و سیما نباید تنها به دنبال درآمدزایی باشد، افزودند: پخش آگهی های نامناسب و نیمه مبتذل بخاطر درآمد درست نیست و باید جنبۀ فرهنگی در پخش آگهی ها رعایت گردد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ادامه به ضرورت ارتباط میان صدا و سیما و حوزه های علمیه اشاره کرده و افزودند: صدا و سیما باید از حوزه های علمیه و طلاب جوان و مستعد در تولید محتوا و برنامه های خود استفاده کند، البته مقصود از جوان، فکر جوانی، روح جوانی و فعالیت جوان است.

ایشان این مسئولیت را بسیار خطیر و مهم دانسته و فرمودند: جنگ، جنگ صدا و سیماهاست، لذا شما باید تحولی چشمگیر ایجاد کنید.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی شبکه جهانی ولایت را یکی از شبکه های بسیار مهم جهت معرفی معارف اسلامی در سطح جهان برشمرده و خواستار همکاری بیشتر میان صدا و سیما و شبکه جهانی ولایت شدند.

ایشان تقویت و افزایش سطح رادیو معارف را ضروری دانسته و تأکید کردند: جمع میان سلیقه های متفاوت ضمن رعایت تمام اصول اخلاقی نشانۀ خطیر بودن وظیفۀ صدا و سیماست.

گفتنی است در ابتدای این دیدار، دکتر جبلی گزارشی از فعالیت های آن سازمان ارائه کرد.

شعار دفاع از حقوق بشر غربی ها دروغی بیش نیست

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار دکتر امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه فرمودند: امروز مشخص شده که غربی ها در روابط خارجی خود، تنها به دنبال منافع خود بوده و شعار دفاع از حقوق بشر آنها دروغی بیش نیست.

ایشان برخورد دوگانۀ آمریکا با بعضی از کشورهای منطقه را یادآور شده و افزودند: رفتار آمریکا با بعضی از کشورهای منطقه که تاکنون هیچ انتخاباتی در آن برگزار نشده و مجلسی ندارند، بیانگر شعاری بودن ادعای دموکراسی غربی است.

معظم له افزودند: آمریکا سالیان متمادی بر منابع کشور ما تسلط داشت و اکنون که دستش از حکومت بر ما قطع شده، درصدد است تا بار دیگر بر منطقه و ایران اسلامی که قلب کشورهای منطقه است، سیطره یابد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ادامه بر لزوم هوشیاری تیم مذاکره کننده تأکید کرده و فرمودند: آنچه باعث آبرو، عزت و قدرت کشور است باید در مذاکرات پیگیری شود.

ایشان افزودند: کوتاهی در مقابل خواسته های آنان سبب می شود که آنها در مباحث دفاعی، موشکی و منطقه ای نیز خواستار مذاکره شوند.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به فضاسازی های برخی جریان های داخلی اشاره کرده و افزودند: برخی ها در داخل می گویند که نباید تحت هیچ شرایطی با دنیا تعامل و مذاکره داشته باشیم و برخی دیگر نیز به عکس معتقدند که باید برای تعامل با دنیا هرگونه امتیازی داد، ازاین رو لازم است این دو گروه را به آنچه صواب است، متقاعد کرد.

ایشان هماهنگی میان قوای سه گانه ی کشور را در پیشرفت امور کشور و مذاکرات بین الملل مهم دانسته و خواستار استفاده از آراء و نظرات دانشگاهیان و حوزویان در امور مربوط به روابط خارجی شدند.

ایشان در پایان این دیدار از نفوذ مظاهر ابتذال فرهنگ غرب به دانشگاه های کشور احساس خطر کرده و نسبت بدان هشدار دادند.

گفتنی است در ابتدای این دیدار دکتر امیرعبداللهیان گزارشی درخصوص مذاکرات و فعالیت های وزارتخانه متبوع خود ارائه کرده و ضمن تجلیل از ابتکار مرجعیت معظم در برگزاری کنگره جهانی مقابله با جریان های افراطی و تکفیری و بازخوردهای آن در سطح منطقه و بین الملل درخواست کردند با توجه به شرایط منطقه و حضور گروه های تکفیری در کشورهای همسایه نسبت به برگزاری دومین کنگرۀ جهانی اقدام گردد.

روح حاکم بر نظام آموزشی، روح اسلامی باشد

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش با اشاره به ضرورت ارتباط حوزه های علمیه با نظام آموزشی کشور فرمودند: ارتباط آموزش و پرورش و دانشگاه با حوزه علمیه از قدیم مرسوم بوده و بوعلی سینا، شیخ بهایی و شیخ طوسی در کنار هم پرورش یافته اند.

ایشان افزودند: روح حاکم بر نظام آموزشی ما، باید روح اسلامی باشد و هیچ نشانه ای از فرهنگ غرب در آن وجود نداشته باشد و ما نسبت به پاکسازی آن مسئول هستیم.

معظم له با اشاره به نقش گسترده ی علمای شیعه در گسترش علوم اسلامی افزودند: برخی چنین تصور می کردند که علمای شیعه نقش چندانی در گسترش علوم خصوصا علوم اسلامی نداشتند، اما ما با برگزاری کنگره ی «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی» ثابت کردیم که شیعه در تمام علوم از جمله فقه، اصول، کلام و حتی طب، نجوم، معماری و غیره پیشتاز بوده و نقش مؤثری داشته است.

ایشان افزودند: باید دستاوردهای علمای بزرگ شیعه در کتب درسی دانش آموزان و دانشگاهیان گنجانده شود تا آنها نسبت به مواریث مهم پیشینیان خود و سابقۀ عظیم علمی آگاه گردند.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در بخش پایانی سخنان خود ایجاد تحول در آموزش و پرورش را یک ضرورت دانسته و افزودند: سند ٢٠٣٠ اعتقادات دینی و مذهبی دانش آموزان را هدف قرار داده که لازم است نسبت به اجرای این گونه سندها و جایگزینی فرهنگ غربی هوشیار بود.

مسئولان باید اهتمام ویژه ای به قم داشته باشند

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار سید محمد تقی شاهچراغی استاندار جدید قم فرمودند: شهر مقدس قم متعلق به جهان اسلام و تشیع بوده و مسئولان باید اهتمام ویژه ای در جهت حل مشکلات قم داشته باشند.

ایشان با اشاره به اهمیت جایگاه این شهر مقدس افزودند: قم به دلیل وجود بارگاه منور حضرت معصومه سلام الله علیها، مسجد مقدس جمکران و همچنین مرکزیت علمی جهان شیعه و حوزهی علمیه ی قم از اهمیت ممتاز و ویژهای برخوردار است و ضروری است که مسئولین محترم استان نسبت به جایگاه قم شناخت کاملی داشته باشند و برای آن برنامه ریزی خاصی ترتیب دهند.

ایشان به حضور سالانه ٢٠ میلیون زائر در قم اشاره کرده و افزودند: باید برای این تعداد زائر فکری کرد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی افزودند: افتخار حوزه ی علمیه این است که با بودجه خودش به جهان اسلام خدمت می کند.

ایشان عنوان کردند: مسائل اخلاقی و فرهنگی در قم با جاهای دیگر متفاوت است و دنیا انتظار بیشتری از قم دارد.

معظم له تأکید کردند: در مسائل اخلاقی فشار و زور پاسخگو نیست، بلکه باید با تقویت مراکز فرهنگی و آموزش به تهذیب جوانان پرداخت.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با تأکید بر ضرورت به نتیجه رساندن پروژه فرودگاه قم ابراز داشتند: متأسفانه در دولت گذشته با این استدلال که قم به تهران فاصله ی کمی دارد و ضرورتی به فرودگاه ندارد، جلوی این پروژه را گرفتند در حالی که اگر در قم فرودگاه ایجاد شود، قم مرکزیت بیشتری پیدا می کند و از همه دنیا می توانند در این شهر مقدس حضور پیدا کنند.

ایشان در پایان این دیدار با اشاره به ضرورت برگزاری کنگره ی قم شناسی، فرمودند: قم خاستگاه انقلاب اسلامی و مرکزیت علمی و دینی جهان تشیع است و ضروری است که کنگره ای جهت شناساندن این جایگاه و اهمیت آن برگزار شود.

گزارش تصویری

مراسم عزاداری روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

با حضور حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)

یادداشت

١

مفاهیم و مسائل فلسفه

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)

علوم موجود يا عقلى است يا نقلى و يا حسى، عقلى مثل فلسفه‏ و مسائل رياضى، نقلى علومى است كه از گذشتگان به جا مانده و براى ما نقل مى‏شود و علوم حسى، علوم آزمايشگاهى و علومى است كه دست تجربه به آن رسيده است.

در این بین علوم عقلى با عقل درك شده و علوم نقلى و حسى با گوش و چشم.

فلسفه چیست

به گفته بعضى از دانشمندان هيچ داستانى براى انسان لذت بخش ‏تر از داستان طبيعت و اسرار عالم نيست، ما اين حالت را غريزه دانش ‏طلبى و حس كنجكاوى، مى ‏ناميم.

حقيقت و روح فلسفه‏ نيز نيل به همين آرزوى ديرينه بشر يعنى «پاسخ گفتن به غريزه دانش‏ طلبى است» و شايد اين ساده‏ ترين تعريفى است كه براى فلسفه‏ مى‏ توان كرد.

سرچشمه و خاستگاه فلسفه

اصولًا اين نياز به بحث و استدلال ندارد كه‏ «كانون فلسفه» شرق بوده و هست. فلسفه از شرق برخاسته و هم ‏اكنون اصيل‏ ترين افكار فلسفى در شرق است.

آن همه استفاده سرشارى كه به هنگام انتقال علوم از آسيا به اروپا، و به هنگام نهضت علمى غرب از علوم ما مسلمانان كردند .

آلفرد گيوم‏ مدير دانشكده‏ «كلهم» انگلستان با اين كه بايد او را از دانشمندان متعصّبى به شمار آورد كه نسبت به علوم شرق با نظر منفى مى‏نگرد، در پايان مقاله اى كه در زمينه‏ فلسفه شرق‏ نگاشته و در كتاب «ميراث اسلام» به همراه مقالات‏ دوازده تن ديگر از اساتيد و مستشرقين انگلستان‏ چاپ شده، چنين مى‏نويسد:

«هنگامى كه تمام كتب و آثار گران بهاى كتابخانه‏ ها و موزه‏ هاى اروپا را با چراغ معرفت مطالعه كنيم، آن وقت خواهيم دايد كه نفوذ عرب (مسلمانان) كه هنوز هم در ما هست‏ در تمدّن قرون وسطى (از قرن پنجم تا پانزدهم ميلادى) خيلى بيش از آن است كه تاكنون تشخيص داده اند».

اين سخن، با گفتار كسى كه مى‏ گويد: «به جاى توجّه به فلسفه قديم، به سراغ فلسفه غرب برويد كه زنده و سيّال و پرتحرّك است؛ نه مثل فلسفه شرق جامد و يخ ‏بسته و راكد و تكرار مكرّر ...!» چقدر فاصله دارد!

اين گفتار كه‏ غرب‏ زدگى‏ بصورت تنفّرآميزى از آن مى ‏بارد، مسلّماً در برابر شهادت كسانى كه اين نويسنده به وكالت از طرف آن ها حرف مى‏زند، نمى‏تواند ارزش داشته باشد.

به گفته‏ ويل دورانت‏ مورّخ شهير غرب «اسلام در طى ٥ قرن (از قرن دوّم تا ششم اسلامى) از لحاظ فلسفه‏، پيشاهنگ جهان بود».

به گفته خاورشناس معروف غرب‏ گوستاولوبون: «... نفوذ فكرى مسلمانان دروازه‏ فلسفه‏ به روى اروپائيان كه از آن به كلّى بى‏خبر بودند باز كرد، و آن ها تا ٦٠٠ سال استاد و معلم ما اروپائيان بودند».

مفهوم کلی فلسفه

فلسفه در يك مفهوم كلّى به معنى آگاهى بر تمام جهان هستى است، به مقدار توان انسانى؛ و به همين دليل، تمام علوم مى‏تواند در اين مفهوم كلّى و جامع داخل باشد؛ و روى همين جهت، در اعصار گذشته كه علوم محدود و معدود بود، علم فلسفه از همه آن ها بحث مى‏كرد، و فيلسوف كسى بود كه در رشته‏ هاى مختلف علمى آگاهى داشت.

تقسیمات فلسفه

فلسفه را به دو شاخه تقسيم مى‏كردند:

الف: امورى كه از قدرت و اختيار انسان بيرون است كه شامل تمام جهان هستى بجز افعال انسان، مى ‏شود.

ب: امورى كه در اختيار انسان و تحت قدرت او قرار دارد؛ يعنى، افعال انسان.

بخش اوّل را حكمت نظرى‏ مى ‏ناميدند، و آن را به سه شاخه تقسيم مى‏كردند.

١. فلسفه اولى‏ يا حكمت الهى‏ كه درباره احكام كلّى وجود و موجود و مبدأ و معاد صحبت مى‏كرد.

٢. طبيعيّات‏ كه آن هم رشته ‏هاى فراوانى داشت.

٣. رياضيّات‏ كه آن هم شاخه‏ هاى متعدّدى را در بر مى‏گرفت.

امّا قسمتى كه مربوط به افعال انسان است، آن را حكمت عملى‏ مى ‏دانستند و آن نيز به سه شاخه تقسيم مى ‏شد.

١. اخلاق و افعالى‏ كه مايه سعادت يا بدبختى انسان مى‏شود و همچنين ريشه‏ هاى آن در درون نفس آدمى.

٢. تدبير منزل‏ است كه مربوط است به اداره امور خانوادگى و آنچه تحت اين عنوان مى‏گنجد.

٣. سياست و تدبير مُدُن‏ كه درباره روش هاى اداره جوامع بشرى سخن مى‏گويد.

البته امروز كه علوم شاخه‏ هاى بسيار فراوانى پيدا كرده و به همين دليل از هم جدا شده است، فلسفه و حكمت غالباً به همان معنى حكمت نظرى و آن هم شاخه اوّل آن، يعنى امور كلّى مربوط به جهان هستى، و همچنين مبدأ و معاد اطلاق مى‏شود.

در اين كه‏ حكمت نظرى‏ با ارزش تر است يا حكمت عملى‏، در ميان فلاسفه گفتگو است، گروهى اوّلى را با ارزش تر مى‏دانستند و گروهى دومى را، و اگر ما از زاويه‏ هاى مختلف نگاه كنيم حرف هر دو گروه صحيح است كه فعلًا جاى بحث آن نيست.

تفاوت فلسفه و علم

امروز «فلسفه‏» و «علم‏» را دو موضوع جداگانه مى ‏شمرند، برخلاف سابق كه «علوم» را هم جزيى از «فلسفه‏» مى ‏دانستند، در اصطلاح فعلى «فلسفه‏» عبارت از بحث پيرامون مسائل كلى و اساسى و تشريح قوانين عمومى سازمان عالم هستى است‏ كه در فلسفه‏ قديم به نام «امور عامه‏» و «فلسفه‏ اعلى‏» ناميده مى ‏شد.

«علم‏» همان مجموعه مسائل خاصى است كه در اطراف يك يا چند موضوع معين بحث و گفتگو مى‏كند مثل علم فيزيك، شيمى، فيزيولوژى، پسيكولوژى و غيره... .

 از سوی دیگر پايه مسائل فلسفى بايد هميشه يك سلسله مطالب مسلم و غير قابل انكار بوده باشد، يعنى يك نفر فيلسوف هيچ ‏گاه نمى‏تواند عقايد و ايدئولوژى‏ هاى فلسفى خود را بر شالوده مطالب غير قطعى استوار كند و به همين دليل نتيجه مسائل فلسفى بايد هميشه قطعى و مسلّم باشد.

ولى «تئورى‏ هاى علمى» معمولًا عبارت از يك سلسله «انتقالات ذهنى» است كه به وسيله «قرائن ظنى» و تجربيات محدودى تأييد مى‏شود و معمولًا جنبه قطعى و جزمى ندارند.

بنابراین علم در مقابل فلسفه قرار دارد چرا که علم، معلوماتى است كه درباره ساختمان موجودات طبيعى و آثار آن ها گفتگو مى‏كند و اغلب موضوع خاصّى دارد و موضوع هر يك از علوم طبيعى، موجود يا موجودات خاصّى است، ولى فلسفه عبارت است از:

بحث درباره قوانين كلّى كه بر همه يا قسمت قابل توجّهى از موجودات جهان هستى حكومت مى‏كند و اغلب روابط علّت و معلولى آن ها را روشن مى ‏سازد.

به طور خلاصه امتياز فلسفه‏ بر ساير علوم، در دو قسمت كلّى بودن موضوع و توجّه به جنبه‏ هاى علّت و معلولى است، به عنوان مثال بحث در مورد ساختمان و طرز كار دستگاه بدن انسان، يك بحث علمى است، امّا بحث از علل تنوّع جانداران، يك بحث فلسفى محسوب مى ‏شود.

البته علم و فلسفه بايد مرتّباً به پيش بروند و راه پيشرفت و تكامل آن، چيزى جز تحقيق و بررسى و انتقاد نيست.

مسائل فلسفه

فلسفه‏ مجموعه مسائلى است كه از احكام كلّى وجود بدون آنكه خصوصيّت طبيعى يا رياضى بودن در آن لحاظ شود گفتگو مى‏كند.

مسائل فلسفى يك سلسله مسائل كلّى و عمومى است كه هرگز اختصاص به موضوع معيّنى ندارد؛ مثلًا بحث در پيرامون علّت و معلول، بحثى فلسفى است؛ زيرا اين گونه مسائل در رشته مخصوصى بحث نمى‏كند، ولى بحث از آثار ظاهرى اجسام (فيزيك) و يا باطنى آن ها (شيمى) بحث علمى است نه فلسفى.

اصولًا مسائل فلسفى بر دو قسم است:

اوّل: مسائلى كه از قلمرو حس بيرون است و با ابزار علمى مادّى قابل آزمايش نيست و در «لابراتوار» و با ادوات مادّى نمى ‏توان آن ها را اندازه‏گيرى‏ نمود، مانند تمام مسائل ماوراى الطّبيعه كه فقط جنبه تعقّلى دارد و بايد در عالم وسيع عقل بررسى شود.

دوّم: آن سلسله بحث هاى كلّى كه از روى مسائل قطعى علوم طبيعى و رياضى كه متّكى به تجربه و آزمايش است مى ‏توان بر آن ها استدلال نمود و درباره آن نظر داد.

بنیان فلسفه

مباحث امور عامّه و الهيّات اساس فلسفه را تشكيل مى دهد بحث از كلّى ‏ترين قوانين هستى‏ مى شود، و آن اصول كلّى كه بر سراسر عالمِ وجود حكومت مى‏كند، مورد بررسى قرار مى ‏گيرد.

رسالت فلسفه

آخرين تحقيقات علمى و فلسفى به ما مى‏گويد كه جهان «آفرينش» يك واحد بزرگ بيش نيست و اين همه اشكال گوناگون و رنگ هاى مختلف، «خلقت» به يك‏ «اصل» باز مى ‏گردد.

رسالت بزرگ علم و فلسفه‏ اين است كه آن‏ اصل اساسى‏ را كشف كند و به همين دليل هر قدر دامنه علم و دانش بشر وسعت مى ‏يابد يك نواختى قوانين جهان و وحدت آن ها آشكارتر مى‏ شود.

اصل علیت و فلسفه

به گفته بعضى از محقّقان در ميان مسائل فلسفى قانون علّت و معلول از لحاظ سبقت و قدمت، اوّلين مسأله اى است كه فكر بشر را به خود مشغول ساخته، و او را به انديشه براى كشف معمّاى هستى وادار كرده است. براى انسانى كه داراى استعداد فكر كردن است مهم ترين انگيزه تفكر همان درك قانون كلّى علّت و معلول است كه به او مى‏گويد هر حادث هاى علّتى دارد، و همين امر سبب مى‏شود كه مفهوم چرا؟ در ذهن انسان پيدا شود اگر ذهن انسان مفهوم كلّى علّت و معلول‏ را نمى‏دانست و قانون علّيّت را نپذيرفته بود هرگز مفهوم چرا در ذهن او پيدا نمى ‏شد.

اصولًا همين چراها است كه سرچشمه پيدايش تمام علوم و دانش‏ هاى بشرى شده، و انسان را به بررسى ريشه‏ ها و نتيجه‏ هاى موجودات اين جهان و حوادث مختلف آن واداشته است.

به تعبير ديگر: تمام علوم بشرى‏ بازتابى‏ از قانون‏ علّيّت‏ است، و اگر اين قانون از او گرفته شود اين علوم محتواى خود را به كلّى از دست خواهد داد.

همچنين اگر قانون علّيّت از دست رود، فلسفه نيز با شاخ و برگ هايش مختل خواهد شد، به اين ترتيب علوم و دانش‏ ها و فلسفه متّكى به اين قانون است.

نحوۀ شکل گیری مكتب‏ هاى فلسفى

هنگامى كه فلاسفه وارد ميدان جهان‏شناسى شدند و خواستند به كمك فكر، فلسفه‏ هستى يعنى قوانين و مقررات كلي اى كه بر عالم حكومت مى‏كند به دست آورند راه‏ هاى مختلفى را پيمودند، و سرانجام هم به نتيجه‏ هاى مختلفى رسيدند هر يك از اين نظرات به صورت يك مكتب فلسفى در تاريخ فلسفه‏ باقى ماند و مورد مطالعه آيندگان قرار گرفت.

فلسفه و پویایی اجتماعی

در ميان جوامع بشرى امورى پيدا مى‏شود كه از نظر احتياجات زندگى مادى چندان واجد اهميّت نيستند، ولى چون در حد ذات خود، فضيلت محسوب مى‏شوند؛ مى ‏توانند معرف تكامل اجتماع بوده باشند؛ مثلًا تمام دانش‏ هايى كه فقط از لحاظ علم و فضيلت بودن مورد توجه هستند، مانند: فلسفه‏ که تكامل آن، معرّف ترقى اجتماع است.

رابطه فلسفه با علم اصول

يكى از خصوصيّات علم اصول در عصر حاضر اين است كه در آن از قواعد فلسفى، جهت تبيين يا تثبيت قاعده اصولى فراوان استفاده مى‏شود، به گونه اى كه در بعضى از مباحث اصولى، آثار استمداد از قواعد فلسفى به وضوح به چشم مى‏خورد.

بى شك آميختن مسائل فلسفى كه از «حقايق» بحث مى ‏كند با قواعد اصولى كه سر و كار با «امور اعتبارى» دارد، در بسيارى از موارد، مشكلات مهمّى به بار مى ‏آورد.

به همين دليل فقيه و مجتهد براى آنكه از اختلاط مباحث فلسفى با مباحث اصولى اجتناب كند و احكام امور تكوينى را در مورد امور اعتبارى جارى نكند، بايد مقدارى از علم فلسفه و قواعد آن آگاهى داشته باشد، تا بتواند از لغزش هاى احتمالى و اختلاط مباحث مصون بماند.

به بيان ديگر، فراگيرى علم فلسفه به عنوان پيش نياز استنباط و اجتهاد لازم نيست، ولى براى تفكيك مباحث و جلوگيرى از اختلاط مباحث امور تكوينى و امور اعتبارى كه اصوليون اخير گرفتار آن شده اند، ضرورى به نظر مى‏رسد.

سخن آخر: (فراگیری فلسفه از نظر شرع)

در خاتمه باید گوشزد نمود فراگرفتن فلسفه براى كسانى كه پايه‏ هاى اعتقادى خود را محكم كرده اند نه تنها ضررى ندارد، بلكه كمك به پيشرفت فكرى نيز مى‏كند، ولى بايد آن را نزد استاد متعهّدى فرا گرفت.

یادداشت

٢

سیری در مقام حضرت زینب سلام الله علیها

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

در سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها می­ توان گفت آن حضرت بزرگ بانویی است که با تحمل و بردباری در کربلا عهده دار پرستاری از بیمارانی همچون امام سجاد علیه السلام بود و پرستاران باید ایشان را الگو و سرمشق خود قرار دهند.

بنابراین باید اذعان نمود در پيشرفت اسلام، زنان بزرگ و با شخصيتى همچون خديجه و بانوى اسلام فاطمه زهرا و دخترش زينب‏ كبرى سلام الله علیهنّ شركت داشته ‏اند، و براى پيشرفت اسلام و اجراى حق و عدالت بزرگترين فداكارى را به خرج داده ‏اند و با ايمانى محكم و تفكرى عالى، مردان خود را با تمام وجود در اين مسير حمايت مى‏ كردند، و على علیه السلام نيز براى آنها احترام فوق العاده قائل بود.

این ادعا دارای دلیل و تحلیل منطقی است، زیرا اگر مرکب قلم دانشمندان نبود، خون های شهیدان فراموش می شد، لذا حضرت زینب سلام الله علیها در گام نخست زمینه جاودانگی خون شهیدان را به وجود آورد. از این رو برای تبیین مقام و منزلت حضرت زینب کبری سلام الله علیها باید این پرسش­ ها را مطرح نمود که بر زينب‏ كبرى عليها السلام چه گذشت؟ او كه پس از شهادت امام حسين عليه السلام رهبرى كاروان اسيران را به همراه امام سجاد عليه السلام به عهده داشت، و همه جا از جان او و زنان و كودكان مراقبت مى‏ كرد و گاه خود را سپر بلاى آنها قرار مى‏ داد و در كوفه و شام با افشاگرى‏ هايش ظالمان را رسوا ساخت، بذر انقلاب را در همه جا پاشيد و پيام خونين كربلا را به گوش مردم رساند، خاطرات بودنش با برادر، همراهى او در مسير مدينه به مكه و از مكه تا كربلا، سفارش‏هاى برادر به او، رنج‏ هاى حسين عليه السلام در شهادت ياران و برادران و فرزندان، بدن‏ هاى قطعه قطعه شهيدان و سرهاى جدا شده عزيزان، همه و همه حاکی از شأن منزلت و مقام والای  حضرت زینب کبری سلام الله علیها است که در ادامه به مهمترین شاخصه­ های آن اشاره می شود.

حضرت زینب سلام الله علیها؛ پرستاری نمونه

گفتنی است نامگذاری میلاد پرخیر و برکت حضرت زینب سلام الله علیها با عنوان روز پرستار ما را بر این نکته رهنمون می­ سازد که نسبت سیره ی حضرت زینب سلام الله علیها با مقوله ی پرستاری غیر قابل انکار است، به عنوان نمونه على بن الحسين عليه السلام مى‏ گويد: «شبى كه پدرم فرداى آن به شهادت رسيد، بيمار بودم و عمه‏ ام زينب از من پرستارى‏ مى‏ كرد.

در روايتى دیگر آمده است: هنگامى كه امام حسين عليه السلام تنها شد به خيمه‏ هاى برادرانش سر كشيد... آنگاه به سوی خيمه‏ هاى زنان روانه شد و به خيمه فرزندش امام زين العابدين عليه السلام رفت. او را ديد كه بر روى پوست خشنى خوابيده و عمه‏ اش زينب عليها السلام از او پرستارى‏ مى‏ كند. چون حضرت على بن الحسين عليه السلام نگاهش به پدر افتاد خواست از جا برخيزد، ولى از شدت بيمارى نتوانست، پس به عمه ‏اش زينب گفت: «كمكم كن تا بنشينم چرا كه پسر پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم آمده است» زينب عليها السلام وى را به خود تكيه داد و امام حسين عليه السلام از حال فرزندش پرسيد.

در فراز دیگر نیز می ­توان به خطاب امام حسین علیه السلام نسبت به خواهرش زینب سلام الله علیها مبنی بر نگهداری و مراقبت از كوچكترين فرزند امام حسن مجتبى عليه السلام را مورد تأکید قرار داد که فرمود؛ خواهرم! او را نگهدار». حال با این تفاسیر می توان نسبت نامگذاری تولد آن حضرت با روز پرستاری را بیش از پیش دریافت که همۀ این موارد حاکی از عمق ایثار و فداکاری و اوج مقام پرستاری آن حضرت است.

استقامت و پایداری

مرحوم محمد مهدى نراقى در جامع السعادات صبر را چنين تعريف‏ مى‏ كند: «صبر، استقامت‏ و پايدارى نفس و عدم تشويش در سختي ­ها و مصيبت­ ها است، به نحوى كه مقاومت كنى در برابر آن سختي­ها و بلاها و خارج نكنى نفس خود را از سعه صدر و از آن حالت سرور و آرامشى كه بر آن حاكم بود».،

باید اذعان کرد ایستادگی و پایداری زینب کبری سلام الله علیها در مقابل یزید، تحسین برانگیز است، لذا وقتی بانوی سرافراز عاشورا، حضرت زینب کبری سلام الله علیها در مقابل یزید می ایستد، میگوید: ای یزید فکر نکن که من مثل یک اسیر مقابل تو ایستاده ام بلکه برای من ننگ است با همچون تویی هم سخن و رودرو شدهام؛ پیام آن این است که در هیچ شرایطی، نباید تن به ذلت داد و این جزو درس های عاشوراست.

مقام پیام رسانی عاشورا

 بی تردید عاشورا با مفاهیمی چون آزادگی و مبارزه با ظلم گره خورده است که نه تنها کهنه نمی شوند بلکه روز به روز توسعه بیشتری می یابد، لیکن پیام های عاشورا می­ توان در خطبه­ های حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه و شام مشاهده نمود.

حال در سوی دیگر حضرت زينب‏ عليها السلام كه گويا سخنگوى آن صحنه عجيب (شهادت امام حسین علیه السلام) بود چنين گفت: پدرم فداى آن كسى باد كه (خيمه ‏گاه) سپاهش روز دوشنبه غارت شد. پدرم فداى آن كس باد كه طناب­هاى خيمه ‏اش بريده و بر زمين افتاد... پدرم فداى آن كس كه با دل پرغصه جان سپرد، پدرم فداى آن كس كه با لب تشنه شهيد شد، پدرم فداى آن كس كه از محاسنش خون مى‏ چكد».

مقام عفت

از جمله شاخصه­ های کلیدی در امر مقام شناسی آن حضرت باید به اهتمام ویژه آن حضرت به رعایت حدود عفاف و حجاب اشاره نمود، لذا آن حضرت در مواجهه با لشگر دشمن فرمود؛ به سپاهت بگو شتاب نكنند. مگذار دست نامحرمان به سوى خانواده پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم دراز شود. زينب کبری سلام الله علیها) خود لباس مندرس پوشيده بود به زنان فرمان داد هر چه وسايل و زيورآلات داشتند در گوشه‏ اى جمع كنند، گوشواره‏ ها را از گوشهايشان درآورند، حتى فاطمه دختر امام حسين عليه السلام كه نوعروس بود و دوست داشت گوشواره‏ هايش را كه يادگار پدر مظلومش بود نگه دارد، عمه ‏اش زينب‏ از ترس آنكه مبادا دست نامحرمى به سويش دراز شود، اجازه نداد. زنان و كودكان در گوشه‏ اى جمع شدند، آنگاه زينب‏ فرياد زد: هر كس مى‏ خواهد اسباب و وسايل دختران على و فاطمه عليهما السلام را به يغما ببرد بيايد. عده ‏اى از سپاه آمدند و هر چه بود را به غارت بردند.،

مقام سخنوری

گفتنی است مقام سخنوری و خطابه از جمله خصایص برجسته ی حضرت زینب کبری سلام الله علیها است، خطبههای عقیله بنی هاشم پس از واقعه عاشورا با خطبه های بلیغ، رسا و بیدارگرانه به گونه ای عمل نمود که آن را شبیه خطبه های امیرالمومنین علی علیه السلام دانستهاند.

حذيم بن شريك اسدى‏ مى‏ گويد: در آن روز به زينب دختر على عليه السلام نگريستم كه خطبه مى‏ خواند و هرگز زنى را سخن ورتر و زبان آورتر از او نديدم. گويا (زبان على عليه السلام در كام اوست و) با زبان اميرمؤمنان على عليه السلام سخن مى ‏گويد. به سوى مردم اشاره كرد كه «ساكت شويد!» ناگاه‏ نفس­ ها در سينه‏ ها حبس شد و زنگ كاروان­ها از حركت ايستاد..

مقام تبیین و روشنگری

تردیدی نیست  خطبه های حضرت زینب سلام الله علیها در شام و کربلا حاوی مطالب و نکات بسیار ارزشمندی برای جامعه است که باید در سطح وسیعی منتشر شود.

زیرا عقب‏ نشينى مصلحتى يزيد و تغيير موضع سياسى بر اثر خطبه‏ هاى افشاگرانه حضرت زينب‏(سلام الله علیها) در شام و بيدارى مردم به نوبۀ خود حاکی از مقام بی بدیل آن حضرت در مقولۀ روشنگری است!

به عنوان نمونه یکی از مصادیق مهم روشنگری آن حضرت در برابر حکومت خودکامه یزید محقق گردید؛ در خطبه‏ اى كه بانوى شجاع اسلام‏ زينب‏ كبرى عليها السلام‏ در شام در برابر حكومت خودكامه جبار، ايراد كرد، فرمود؛ «تو امروز شادى مى‏ كنى و چنين مى‏ پندارى كه چون فراخناى جهان را بر ما تنگ كرده‏ اى .... اشتباه می کنى، اين فرصت و آزادى را خداوند بخاطر اين به تو داده تا پشتت از بار گناه، سنگين گردد و عذاب دردناك در انتظار تو است ...»

مقام شجاعت

در حالات این بانوی شجاع می­ خوانیم زينب‏ كبرى عليها السلام در كنار پيكر خونين برادر زانو زد و پيكر خونين را با دو دست خود از زمين بلند كرد و گفت: «خداوندا اين قربانى را از ما، (خاندان پيامبرت) قبول فرما!».

هم چنین در وصف مقام شجاعت حضرت زینب سلام الله علیها باید به خطبه­ های آن حضرت اشاره کرد که در كوفه و شام بیان گردید كه پشت دشمنان را به لرزه درآورد و پايه‏ هاى كاخ آنها را متزلزل ساخت.

از شجاعت حضرت زينب‏ عليها السلام در تاریخ کربلا این است که در مواجهه با ابن زیاد و هنگامى كه مى ‏خواست او را سرزنش كند با تعبير «يابن مرجانة» او را مخاطب ساخت.

لذا در خطبه آتشين شير زن ميدان كربلا در كوفه، با صراحت آمده است: «گريه مى‏ كنيد و ناله سر مى‏ دهيد، بخدا بسيار بگرييد و كمتر بخنديد، لكه ننگى بر دامان شما نشست كه با هيچ آبى پاك نمى‏ شود. شما چگونه اجازه داديد سلاله پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و پناهگاه شما در مشكلات كشته شود و چراغ فروزان جامعه شما را خاموش كنند؟!»

آن حضرت در پاسخ ابن زياد، آن مرد سفاک بی رحم و خطرناک، با يك دنيا شجاعت فرمود: «ما رأيت إلا جميلا؛ جز خوبى (و شجاعت و عظمت) در كربلا نديدم».

هم چنین در خطبه معروف حضرت زينب‏ شير زن كربلا سلام الله علیها كه در شام در مقابل يزيد ايراد فرمود نيز می­ توان به مقام شجاعت بی نظیر آن حضرت اذعان نمود، که فرمودند؛ «اگر حوادث سخت روزگار، مرا در شرايطى قرار داد كه مجبور شوم با تو صحبت كنم، من تو را موجودى كوچك و بى ‏مقدار مى ‏دانم و در خور هر گونه توبيخ و سرزنش .... آنچه در توان دارى انجام ده؛ ولى هرگز نمى‏توانى نور ما را خاموش كنى و آثار ما را محو نمايى!».

سخن آخر

در خاتمه با تبریک میلاد با سعادت پیام آور عاشورا حضرت زینب کبری سلام الله علیها، باید به یکی از مهمترین فرازها و پیشگویی ­های مهم واقعۀ کربلا در کلام حضرت زینب سلام الله علیها اشاره نمود که فرمودند؛ خداوند از جماعتى از اين امت كه گردن كشان زمين آنها را نمى‏ شناسند ولى فرشتگان آسمان آنان را مى‏ شناسند، عهد گرفته است كه اين پيكرهاى پاره پاره و پراكنده را جمع كنند و به‏ خاك‏ بسپارند، در آينده در اين سرزمين بر مرقد پدرت حسين عليه السلام پرچمى به اهتزاز در مى ‏آيد كه هيچگاه كهنه نشود و در گذر زمان گزندى به آن نرسد و سردمداران كفر هرچه در محو آن تلاش كنند، روز به روز بر عظمت آن افزوده شود.

لذا زينب دختر شجاع امير مؤمنان عليهماالسلام با اين پيش‏گويى عجيب و شگفت‏ آورش، فرزند برادر خود را تسلى بخشيد و آينده كربلا و عاشورا را آن‏گونه كه ما امروز بعد از حدود ١٤ قرن مشاهده می ­کنیم دقيقا ترسيم نمود، آرى قلب نازنين زينب عليها السلام مى ‏دانست كه اين آغاز كار است هر چند تاريك ‏دلان بنى ‏اميه و منافقان آن را پايان كار مى‏ پنداشتند.

پرونده ویژه

١

راهکارهای پویایی دانشگاه ها

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

دانشگاه یک نهاد ضروری برای همه کشورها است، به نحوی که بدون دانشگاه در کشور پیشرفت حاصل نمیشود و پیشرفت کشورها بستگی به وضعیت دانشگاه های آن دارد. لذا دانشگاه سرمایه عظیمی است که از این سرمایه عظیم هم باید خوب نگهداری شود و هم باید سودمند و ثمره بخش و پویا باشد. از سوی دیگر دانشگاه قلب مملکت است اگر قلب بیمار شود کل کشور بیمار می شود، لذا به دور از تعصب باید نقایص و معایب بررسی شود و اصلاحاتی در دانشگاه ها انجام شود.

اولین دانشگاه تاریخ

اولین دانشگاه در طول تاریخ بر اساس آیه «نَفْر» به پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم نسبت داده شده است.

در حقیقت جرقهي نهضت علمی اسلام از زمان نزول این آیه زده شد. با اینکه جهاد بسیار مهم بود ولی قرآن کریم می فرماید: همه به میدان جهاد نروید، گروهی در مدینه بمانند و احکام اسلام را یاد بگیرند تا وقتی مجاهدان بر میگردند به آن ها تعلیم دهند، در واقع امر و فرمان خداست، «لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ» یعنی باید علوم اسلامی را فرا بگیرند و«َلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ» یعنی وقتی مجاهدين بر می گردند به آن ها تعلیم بدهند.

بنابراین دو فرمان هنگام نزول آيه ١٢٢ سوره توبه درباره نهضت علمی داده شده، چه زمانی این فرمان صادر شد؟ زمانی که جزیره عربستان در جهل کامل فرو رفته بود نه علمی، نه دانشگاهی، نه مدرسه ای، نه کتابخانه ای، نه کتابی، و این نشانهي عظمت اسلام است که این فرمان را صادر کرد.

اكنون هم همه ی علمای بزرگ روی این آیه تاکید می کنند، مي گويند: گروهی به عنوان واجب کفایی باید معارف قرآن و عترت را فرا بگیرند و به عنوان واجب کفایی به دیگران تدریس کنند و این عظمت اسلام است که از کانون جهل برخاست و پرچم دار علم، دانش، تعلیم و تعلّم بود.

گفتنی است هسته های اولیه این دانشگاه وجود عالمان و فرهیختگان علمی بوده اند که توانسته اند اسلام را به دنیا معرفی کنند، البته در جنگ های صلیبی که برای غربی ها هم از لحاظ مالی و هم جانی بسیار هزینه بر بود اما یک نکته مثبت هم داشت، آن هم این بود که اروپایی ها توانستند از علوم مسلمین استفاده کنند. غرب جایگاه علمی اش را مدیون دانشمندان مسلمان است. به عنوان مثال کتاب قانون ابوعلی سینا چندین و چند سال در دانشگاه های اروپا تدریس شده است.

لیکن متاسفانه جهان اسلام بعد از یک دوره پیشرفت علمی و دانشگاه های اسلامی زیاد که کتاب های اندیشمندان ما در شرق و غرب تدریس میشد این میراث از بین رفته و به یک دوره تاریک و انزوا فرو رفته است. که نیاز به یک نهضت علمی، خود باوری و اعتماد به نفس دارد.

بی تردید اگر جوانان ما این مطالب را بدانند و با علومی که در قرآن کریم آمده و یا به دست دانشمندان مسلمان کشف شده است، آشنایی پیدا کنند احساس استقلال و شخصیت می کنند و با اعتماد به نفس بیشتری به تحقیق و پژوهش می پردازند.

مانع زدایی از نهضت تولید علم

تنها با علم می توان جامعه را تقویت کرد و در آینده فارغ التحصیلان دانشگاه افرادی مشکلگشا برای جامعه باشند. امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «اَلْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ اَلْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْه؛ دانش حاکم است و بر مال حکمرانى مى شود». یعنی تا علم اقتصاد نباشد مال را نمی شود حفظ کرد، بنابراین حاکمیت، حاکمیت علم است. به وسیله علم، صنایع پیدا می شوند، به وسیله علم، کشاورزی کامل می شود به وسیله علم، پیشرفت ها حاصل می شوند.

لذا ما برای علم ارزش قائل هستیم اما این است که دانشگاه های امروزی از غرب به شرق آمده است و فرهنگ غربی را به جهان اسلام وارد کرده است؛ فرهنگ غرب به دو صورت پنهان و آشکار وارد فرهنگ اسلامی شد.

حال آنکه ما نباید غرب زده باشیم، یعنی فرهنگ غربی، هرگز حاکم بر دانشگاه اسلامی ما نگردد. ما ملتی هستیم با سابقه تمدن درخشان، آن روز که ما تحول علمی را در دنیا ایجاد کردیم اروپا دوران قرون وسطای خود را طی می کرد، بنیانگذاران بسیاری از علوم تجربی و طبیعی و پزشکی علمای اسلام بودند، با این حال چرا غرب زده باشیم؟ البته از علوم دیگران باید استفاده کنیم زیرا علم وطن ندارد، اما فرهنگ بیگانگان نباید حاکم بر نهادهای علمی ما گردد.

بر این اساس باید علوم مختلف غربی را با فرهنگ اسلام آمیخته کنیم، ولی باید فرهنگ اسلام را از اندیشه غربی تصفیه کنیم و وارد دانشگاه ها نماییم.

از سوی دیگر باید نهضت علمی اسلامی قرون گذشته مدون و در دانشگاه ها تدریس شود تا به خودباوری و اعتماد به نفس دست پیدا کنیم و به نقش تولید کنندگی خود بازگردیم و مصرف کننده نمانیم.

بنابراین دانشگاه باید تولید علم کند همان طور که رهبر انقلاب فرمودند، شما عزیزان دانشگاهی البته قناعت به ترجمه آثار دیگران نخواهید کرد، ترجمه در جای خودش خوب است ولی تولید علم وظیفه مهم دیگری است که بحمدالله در این اواخر می بینیم که دانشگاهیان ما به این سمت و سو حرکت می کنند.

در موضوع تحول علوم انسانی نیز به جای ترجمه علوم انسانی از منابع خارجی که با فرهنگ ما بیگانه است، باید این علوم در کنار فقه قرار گیرند.

در این میان وظیفه اساتید مومن و متدین ما این است که این علوم که رنگ و بوی غربی دارد را بومی سازی کنند. و فرهنگ اسلامی و مسائل علوم اسلامی را جایگزین فرهنگ غربی کنند و در علوم انسانی این کار امکان پذیر است.

در نتیجه دانشگاه هایی ایجاد می شود که جنبه اسلامی دارد وگرنه غربی ها فرهنگ مادی خود را در جایگاه های مختلف جانمایی می کنند.

برگزاری کرسی های آزاد اندیشی

آزادی اندیشه یکی از مساله های اصلی ما در اسلام به شمار می رود، لذا بايد کرسي هاي آزادانديشي در علوم انسانی و حتی علوم پايه نير گسترش يابد؛ زيرا اين حرکت به خودباوري جوانان کمک مي کند و تفکر هميشه شاگرد بودن را از بين مي برد.

بايد افرادي که در کرسي هاي آزادي انديشي حضور مي يابند، حمايت شوند تا افراد شجاعت پيدا کنند و به دنبال مسائل روز روند.

البته باید توجه به این داشت که کرسی های آزاداندیشی که در دانشگاه ها تشکیل می شود، خطوط قرمز را رعایت کنند و مبادا آزادی اندیشه تبدیل به طغیان اندیشه شود.

 ایجاد تحول فرهنگی در دانشگاه ها

دانشجو در جستجوى راه رستگارى است و همى خواهد زنگار شبهات و اوهام را از آينه درون بزدايد و به سالكان طريق حق‏پرستى ملحق گردد.

در این میان دانشگاه ها سرچشمه فرهنگ هستند. دانشجویان نیز در کنار سرچشمه هستند. وقتی در سرچشمه آب تصفیه شود، آب جاری در زندگی، آب صافی خواهد بود اما اگر از سرچشمه آلوده باشد، وقتی جاری می شود همه جا را گلآلود می کند.

لذا توجه به فرهنگ در دانشگاه ها ضروری است باید مسائل اعتقادی، فرهنگی و اخلاقی در دانشگاه ها رعایت شود، مساله حجاب، موضوع مربوط به نماز و دیگر موضوعات مربوط به ابعاد اجتماعی باید اصلاح آن از دانشگاه آغاز شود. اگر دانشجویان ایمان درستی نداشته باشند، مانند افرادی میشوند که فیش های نجومی گرفتند، اما برای مردم کاری انجام ندادند.

لذا نقش دانشگاه ها در ترویج دین باوری در بین دانشجویان و افزایش معرفت آنان نسبت به مسائل دینی انکار ناپذیر است.

برای تحقق این مهم باید به مناسبت های مختلف مذهبی در دانشگاه ها همایش ها و جلساتی برگزار شود، حتی در اردوهای دانشجویی هم باید برنامه های دینی و معرفتی داشته باشیم و برگزاری جلسات، نشست ها و محافل دینی در دانشگاه ها باید بهصورت مستمر صورت بگیرد.

از سوی دیگر باید امکاناتی همچون نمازخانه، کتابخانه، کتاب های دینی و وسایل برگزاری مراسم های مذهبی و معرفتی در اختیار دانشجویان قرار بگیرد تا آن ها به مراسم های دینی خود در دانشگاه ها برسند.

تربیت دانشجوی متعهد

وظيفه همه نيروهاى ما در تمام برهه ‏هاى تاريخ بايد حفظ نظام ارزشى اسلام در تمام بخش ‏هاى آن اعم از اقتصادى، فرهنگى، نظامى و سياسى باشد، اين وظيفه رسالتى است بر عهده دانشگاه ‏ها که تشكيل دهنده قشر فعال و متفكر جامعه هستند، آن ها بايد در اين مسئله دقيق باشند و نگذارند وزن شخصيت را با وزن ثروت‏ ها بسنجند.

این مسأله نشان می دهد دانشگاه جای بسیار حساسی است، زیرا بسیاری از رجال مملکت اگر مسئول غیراسلامی باشند، ضربات زیادی بر کشور، نظام و اسلام وارد می شود.

اگرچه دانشگاه محل تولید علم است لیکن این علم زمانی معنا پیدا می کند که همراه با ایمان و عمل باشد؛ وجود این دو بال می تواند موجب شکوفایی و پیشرفت علمی در کشور شود.

بنابراین کسانی که وارد دانشگاه می شوند باید متعهد، مومن و انقلابی باشند تا دانشگاه از همه جهت سالم بماند. اگر مسئولین نظام، متعهد، مومن و انقلابی باشند دست به فساد نمی زند، زیرا تعهد برای آن ها ارزشمند خواهد بود و جلوی بسیاری از انحرافات و فساد را خواهد گرفت.

یک مثال ساده عرض کنم. این کنگره آمریکا همه آن ها از تحصیل کرده های بالای مملکتشان هستند اما وقتی جنگ غزه پیش می آید و آن همه جنایات وحشتناک را اسرائیل مرتکب می شود آن ها به دفاع از اسرائیل بر خاستند و حتی تصویب کردند که کمک های بیشتری به اسرائیل برای این جنایات بی سابقه یا کم سابقه بشود.

لذا اگر دانشجو با مسائل اخلاقی ارتباط نداشته باشد، کار دچار مشکل می شود و دانشجویان بیش از آنکه افراد مفیدی برای جامعه باشند و به مردم خدمت کنند، در انتظار دریافت های حقوقی های نجومی و یا اعزام به مراکزی در خارج از کشور برای کسب درآمد بیشترخواهند بود.

حمایت و پشتیبانی از نخبگان

مهم ترین سرمایه جوامع افراد نخبه و به اصطلاح مغز های است؛ آلمان و ژاپن در جنگ جهانی بسیار از بین رفتند ولی چون مغزهای متفکر هنوز در آنجا وجود داشت توانستند به سرعت خود را بازسازی کنند.لذا باید با در نظر گرفتن مشوق های متعدد جلوی فرار مغزها گرفته شود.

هم چنین دانشجویان را باید چنان علاقه مند به این آب و خاک و نظام کنیم که هیچ گاه نخواهند کشور را ترک کنند؛ مایه تاسف است که ما نخبه ها را پرورش دهیم و خارجی ها بهره آن را ببرند.

بر این اساس ضرورت توجه به استعدادهای درخشان به عنوان سرمایه اصلی یک کشور ضروری است؛ نباید جوانان مستعدی در کشور به دلیل فقر از تحصیلات دانشگاهی محروم شوند. بلکه باید دانشگاه ها برای افرادی که استعداد خوبی دارند، ولی از طبقات پایین جامعه هستند، حداکثر ارفاق را در زمینه مالی داشته باشند. باید به دانشجویان مستعد کمک شود.

از سوی دیگر مبادا استادان از مشکلاتی رنج ببرند و این مشکلات را به جوانان دانشجو منتقل کنند، در صورت لزوم باید در دانشگاه ها این مشکلات مرتفع گردد.

استقلال دانشگاه ها

دانشگاهی مطلوب است که استقلال کامل داشته باشد، یعنی ابزار سیاسی این جناح و آن جناح نگردد، اگر خدای ناکرده دانشگاه های ما تبدیل به ابزار سیاسی برای یک جناح شد اعتبار و ارزش و کارآیی خود را از دست می دهد.

بی شک دانشگاه ها حق دارند درباره مسائل سیاسی اظهار نظر کنند، انتقاد کنند، اما نباید به پایگاه و باشگاه احزاب و جریان های سیاسی تبدیل شوند.

دانشجویان درباره موضوعات کشور انتقاد سازنده، مستدل و مؤدبانه و توام با ارائه راه حل و راهکار داشته باشند. ولی نباید جناحی عمل کنند، بهعنوان نمونه زمانی که شخصیتی در دانشگاه ها سخنرانی دارند عده ای از هر طرف شعار می دهند که این اصلاً درست نیست و چهره دانشگاه ها تخریب می شود.

ارتباط دانشگاه و صنعت

گردآوری علم مهم نیست، بلکه نوآوری مهم است، با نوآوری است که پیشرفت کشور عملی می شود؛ دانشگاه ها باید با نیازهای واقعی مردم رابطه عملی داشته باشد.

این که سلسله علومی را بخوانند اما متاعشان در بازار جامعه خریدار نداشته باشد فایده ای ندارد؛ باید رابطه پر رنگی بین علوم دانشگاهی و حل مسائل و نیازهای جامعه و مردم وجود داشته باشد.

لذا باید به کیفیت اهمیت داد؛ این که فلان دانشگاه چند میزان دانشجو دارد مهم نیست، این مهم است که دانشگاه چند نخبه داشته و چه گرهی از مشکلات جامعه باز کند. بنده وقتی اخبار موفقیت، ابداعات و اختراعات جدید دانشجویان را می شنوم و می بینم، بسیار مسرور می شوم.

بر این اساس باید دانشجویان علومی بیاموزند که کاربردی باشد و محصول آن ها در بازار تقاضا داشته باشد و اگر محصولی که خریدار ندارد چرا باید کاشته شود.

از سوی دیگر اتصال صنعت و دانشگاه نیز مساله بسیار مهمی است و اگر رونق گیرد بسیار خوب خواهد بود. لذا دانشگاه ها علاوه بر پرورش دانشجویان، باید همکاری خوبی با وزارتخانه های دیگر داشته باشند تا به موازات فارغ التحصیلی، اشتغال آن ها نیز با برنامه خوبی پیگیری شود.

تفکیک جنسیتی دانشگاه ها

شک نیست که تفکیک جنسی دانشجویان هم به پیشرفت آنان کمک می کند و هم به سلامت اخلاقی آنان؛ به عنوان نمونه تجاربی در آلمان روی این مسئله انجام شده که طبق اخبار منتشر شده پیشرفت کسانی که در غیر مدارس و یا دانشگاه های مختلط تحصیل می کردند بیشتر بوده و راندمان کارشان بیشتر بوده است.

و یا در همین قم دانشگاه حضرت معصومه سلام الله علیها را داریم که ویژه دختران است و در هشت سال گذشته یک مساله غیراخلاقی در آن گزارش نشده و پیشرفت درسی دانشجویان نیز بیشتر بوده است.

از سوی دیگر برای انجام وظایف شرعی و اسلامی و مبارزه با مفاسد اخلاقی هر گونه هزینه ای مجاز است؛ درست است نمیتوان در کوتاه مدت تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها را انجام داد ولی اگر مصلحت بر تفکیک جنسیتی است، از دانشگاه هایی که دانشجویان را تفکیک کرده اند حمایت شود که در این صورت نتیجه های خوبی به بار خواهد آمد و یک نقطه قوت برای وزارت علوم خواهد بود. البته تفکیک باید توأم با عدالت کامل نسبت به هر دو جنس باشد.

کاهش تعطیلات دانشگاه ها

باید تعطیلات در کشور کاهش پیدا کند، تعطیلات در کشورمان زیاد است، نباید درس های حوزه و دانشگاه به بهانه های مختلف تعطیل شود و تعطیلات زیاد به کشور ضربه میزند.

سخن آخر: (چند توصیه به دانشجویان)

دانشجویان عزیز، تلاش کنید سه چیز را فراموش نکنید؛ اولاً مطالعه را از دست ندهید و عالم به زمان باشید، شبهات را با لباس جدید بشناسید و جواب های آن را بدانید و ثانیاً ادبیات توأم با محبت داشته باشید و با زبان خوش سخن بگویید زیرا دلسوزانه و متواضعانه صحبت کردن خیلی اثر دارد و اگر کسی هم با ما خوب صحبت نکرد، شما جواب سیئه را با حسنه بدهید که برخورد مناسب شما باعث می شود آن شخص دوست صمیمی شما شود.

شما باید علومی که یاد میگیرید به دیگران یاد بدهید، زیرا بر اساس آیات و روایات کسی که علمی را فرا میگیرد و به دیگران تعلیم میدهد، روز قیامت در مرتبه ای پایین تر از انبیا قرار میگیرد.

ثالثاً سعی کنید اوقات به بطالت نگذرد، جوانی دورانی است که وقتی گذشت دوباره بر نمیگردد، تا جوان هستید و می توانید علم بیاموزید، بیاموزید، این سرمایه ای می شود برای شما تا آخر عمر، استفاده کنید و ان شاء الله بتوانید مایه های علمی خود را روز به روز زیادتر کنید.

من از صمیم دل به همهی شما دعا می کنم که در برنامه هايتان موفق باشید، زندگی خوب، با سعادت، توام با خوشبختی و موفقیت انشاء الله داشته باشید. امیدوارم شما هم با آن قلب صافی که دارید ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید.

پرونده ویژه

٢

بازخوانی اولویت های مجلس

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)

در مجلس شورای اسلامى، هدف تأمين نيازها و توجّه به خواسته ‏هاى مردم براى حلّ مشكلات و پيشبرد جامعه اسلامى است.  البته در اين مدت خدمات خوبی انجام شده و کسی نمی تواند انکار کند، ولی مشکلاتي است که بايد گفته شود.

مهمترین مشکل مردم گرانی و تورم است

در حال حاضر مهمترین مشکل مردم گرانی و تورم موجود در جامعه است. تورم دو اثر مختلف و سوء دارد که ثروتمندان را ثروتمندتر و نیازمندان را فقیرتر میکند. اینکه میگوییم فقرا به معنای فقیر مسکین نیست بلکه به معنای کسانی است که درآمد محدود ثابتی دارند.

شکی نیست که میراث بد اقتصادی از دولت گذشته به ارث رسیده است، و اینچنین تورم باعث شده است بسیاری از مردم از نظر معیشت با مشکل مواجه شوند.

نباید بار تورم را بر دوش فقرا گذاشت، بلکه باید فکری به حال طبقات نیازمند کرد، باید یارانه ها و درآمد های بیشتر که از افزایش قیمت حامل های انرژی به دست می آید برای رسیدگی به وضع محرومان جامعه، جوانانی که سرپناه ندارند، ازدواج نکرده اند و برای جهیزیه دختران و ... اختصاص داده شود.

فراموش نکنیم همه قشرها، به ویژه محرومان باید از حداقل زندگی آبرومندانه برخوردار باشند. اگر چه این مشکل در دنیا عمومیت دارد، اما نباید همه علل آن را مربوط به مشکلات جهانی یا خشکسالی بدانیم. دولت و مجلس و نهاد های دیگر، باید برای حل این مشکل بیشتر تلاش کنند و مجلس باید تصمیمات منطقی و معقول و البته بدون تنش و شجاعانه اتخاذ کند. تا قشر نیازمند از زیر بار تورم نجات یابد.

مبارزه با رانتخواری و مفاسد اقتصادی

اقتصاد ما، متاسفانه از بیماری و از مشکلات متعدد از جمله رانت خواری و سوءاستفاده های مالی رنج می برد، به قدری تشریفات قانونی ایجاد میگردد که سال ها طول میکشد و این روند اثرگذاری خاصی ندارد. به نحوی که امروزه بسیاری از سوء استفاده گران مالی از کار خود ترس ندارند، زیرا جریان رسیدگی دست و پاگیر است و به همین دلیل نمی ترسند؛ در کشورهای غربی مردم جرات ندارند مالیات خود را عقب بیندازند چون سیستمی حاکم است که به راحتی آن ها را تحت فشار قرار می دهد.

البته این مشکلات، غیر قابل حل نیست، ولی نیازمند یک عزم عمومی و جدی است که به این مشکلات به صورت مجزا بپردازد. برخی از مشکلات این حوزه از طریق همکاری مجلس و نهادها حل می شود.

در این میان مجلس شورای اسلامی برای حل معضلات افتصادی کشور از قبیل رانت خواری، قاچاق و بی انصافی برخی تجار و کسبه، به جای رسیدگی به معلول باید به سراغ علت ها برود.

اگرچه عزم دولت، مجلس و قوه قضاییه برای مبارزه با مشکلات و مقابله با رانت خواری و قاچاق و تخلفات کلان، فرصتی مغتنم است، لیکن مقابله با برخی تخلفات بزرگ شجاعت و قدرت می خواهد، واقعا برای ما و مردم زجر آور است که ببینیم سال ها دولت ارز ۴۲۰۰ تومانی در اختیار برخی قرار می دهد تا مایحتاج اولیه مردم تامین شود اما همان کالا با قیمت ارز بالای بیست هزار تومان در بازار به فروش می رسد، مطمئن باشید یک گروه منسجمی پشت این کارها هستند.

وظیفه مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد قانون گذار و ناظر این است که در این خصوص کارگروهی تشکیل دهند، راهکارها را بررسی کنند تا مردم دچار مشکل نشوند، باید جلوی نوسانات قیمت و بی انصافی ها گرفته شود.

ضرورت تغییر نظام بانکداری

بانکداری ضرورتی در دنیای امروز است، بانک محل مبادلات مالی مردم است و بدون بانک، فعالیت های بزرگ اقتصادی انجام نخواهد شد.

البته بانکداری کنونی از غرب آمده و اسلامی نیست، لذا باید سیستم بانکداری اسلامی شود؛ لیکن در عمل هرچه میخواهیم بانکداری را اسلامی کنیم باز هم غربی است!

بانکداری امروز ما با مشکلات بسیاری روبروست، برخی خیال می کنند که مشکل بانکداری امروز ما فقط جریمه و دیرکرد است؛ ولی در اصل با مشکلات بسیاری روبروست.

متأسفانه الان مسأله خلاف شرع در بانک ها وجود دارد و عقود اسلامی در غالب بانک ها رعایت نمی شود و فاکتورهای صوری وجود دارد و این مهم به ما نیز منتقل می شود و خود کارمندان بانک می گویند با این وضعیت حقوق ما حلال است یا نه؟

و یا اینکه سود بانکی در کشورهای غربی بین ٤ تا ٦ درصد است؛ اما در بانکداری اسلامی تا ٢٨ درصد از مردم سود می گیرند و اخیراً یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی اعلام کرده که تا ٣٥ درصد هم سود گرفته می شود؛ آن هم در قالب عقود شرعیه.

امروز بخش بسیاری از مطالبات بانک ها از سرمایه داران است و متأسفانه تسهیلات کلان در اختیار آنان قرار داده شده و طبعاً کارخانه های متوسط و ضعیف تر از دریافت تسهیلات جا مانده اند. حال آنکه باید نظام بانکداری در اختیار توده مردم بوده و کار و اشتغال ایجاد نماید. اگر سرمایه در اختیار افراد گردن کلفت قرار بگیرد، از میان آنان مفسدان اقتصادی و اختلاس گر بیرون خواهد آمد.

هم چنین یکی از درآمد ها بانک ها، حساب جاری مردم است که از این پول، به دیگران وام داده شده و سود ٢٥ تا ٣٠ درصدی گرفته می شود و درآمد آن در جیب بانک قرار می گیرد؛ در حالی که اصل پول برای مردم بوده است.

این چالش ها در حالی است که یکی از عوامل تورم، بانکداری ناسالم است، اگر بانکداری سالم شود، تورم به مقدار زیادی افت کرده و پایین خواهد آمد.

لذا باید کسانی باشند که جلوی این مساله را بگیرند و از همه اولی مجلس است، وضعیت بانک ها باید اصلاح و اسلامی شود، ربا خواری به نام اسلام زیبنده نظام اسلامی نیست اصل بانکداری اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد چراکه عملاً اسلامی نیست و مجلس باید به این مسأله توجه کنند.

طرح اصلاح قانون مهریه

گفتنی است مجلس شورای اسلامی در قبال همه اقشار مردم و نهادها به ویژه در قبال موضوعاتی همچون امور فرهنگی مسؤولیت دارد و در وضع قوانین باید به همه ابعاد و جنبه های مادی و معنوی اهتمام داشته باشد.

دین مبین اسلام همواره از مردم میخواهد تا به اصول و عقاید اسلامی پایبند بوده و در تمامی مراحل زندگی آن را به کار گیرند که یکی از این مراحل تعیین مهریه برای زنان است و باید این موضوع در چارچوب اسلام تعیین شود.

یک سلسله مسائلی وجود دارد که از نظر عمومی به نسل جوان فشار می آورد ... در موضوع مهریه بسیاری از جوانان به خاطر آن به زندان افکنده می شوند، در حالی که اصل فقهی اعسار است نه ایسار، و برای اثبات ایسار و توانمندی مالی باید دلیل بیاورند. ما خدمت مقام معظم رهبری هم عرض کردیم که ایشان گفتند: «اینها باید آزاد شوند».

عرض ما این است که اکثریت قریب به اتفاق این افراد بیگناه هستند و نباید در زندان جمهوری اسلامی این همه زندانی باشند.

برای آزادی این افراد راه های شرعی خوبی هست و اکثریت آنان آزاد میشوند، زیرا گناهی ندارند؛ از طرفی زندان عوارض زیادی دارد و شخص را به وجودی عاطل و باطل تبدیل می کند و زن و بچه او به خطر می افتند؛ شاید برخی ازدواج هم نمیکنند که به خاطر همین مهریه باشد.

این مسأله برای آبروی کشور در ذهن و افکار ملت های دیگر هم مطلوب و خوب نیست، برخی قوانین دست و پا گیر وجود دارد که مجلس باید این قوانین را اصلاح کنند زیرا همانطور که عرض کردیم اصل بر اعسار است.

ضرورت تحول در نظام آموزشی

انجام کارهای اساسی در مسألۀ تربیت و ارتقای کتاب های آموزشی در مقاطع مختلف آموزشی غیر قابل انکار است، این کار باید از کتب مقاطع ابتدایی و متوسطه شروعشده و تا دانشگاه ادامه یابد تا شاهد تحول در آموزش دختران و این آب و خاک باشیم.

متأسفانه عده ای مخالف این امر هستند، البته نباید در این زمینه تندروی هم باشد چراکه بیتفاوتی و هم تندروی آسیبزاست.

شکی نیست که آموزش باید بر اساس آموزه های دینی باشد، اگر مدارس با متون اسلامی پرورش یابند تحولات خوبی اتفاق می افتد.

امید است در مجلس فعلی که به موضوعات دینی و مذهبی اهمیت داده می شود، کمر همت را برای اعتلای فرهنگی ببندند و از کارهای فردی پرهیز شود.

تدوین قانون جامع امر به معروف و نهی از منکر

همه مردم مسؤول امر به معروف و نهی از منکر هستند، لکن مجلس مسؤولیت مضاعف و بیشتری دارد، باید در مقابل منکرات ایستاد چراکه اگر تبدیل به عرف شود و بدحجابی رواج یابد نمی شود برای آن کاری کرد.

مجلس باید در این موضوع دل بسوزاند، از جار و جنجال و هو کردن نترسد؛ چراکه متاسفانه برخی ها با جنجال و هو کردن می خواهند جلوی امر به معروف و نهی از منکر را بگیرند.

البته هیچ کس نمی گوید برخورد فیزیکی صورت گیرد، با این وجود متاسفانه برخی مغالطه کرده و به گونه ای وانمود می کنند که قرار است از طریق برخورد فیزیکی این مشکلات حل شود.

اصلاح وضعیت حجاب باید از ادارت و ارگان های دولتی شروع شود، باید با بخشنامه از طریق ادارات، ارگان ها مدارس و دبیرستان ها این مساله رواج یابد و جلوی بدحجابی گرفته شود؛ طرح آمرین به معروف نیز می تواند در این راستا راهگشا باشد.

مجلسیان ساده زیستی را از خودشان شروع کنند

مجلسی ها باید ساده زیستی را از خودشان شروع کنند؛ زمانی زمزمه هایی راجع به حقوق بود که اثر خوبی در بین مردم نداشت و خوب شد که جلوی آن گرفته شد و مجلسیان باید عملا ساده زیستی را نشان دهند.

یکی از طرق مبارزه با گرانی، ساده زیستی است، اگر ساده زندگی کنیم جلوی ٥٠ درصد گرانی ها را می شود گرفت، اما تجمل گرایی گرانی ها را به دنبال دارد.

سخن آخر: (مردم با توجه به هماهنگی سران قوا منتظر رفع مشکلاتشان هستند)

الان با توجه به همدلی قوا، مردم منتظر تغییر و لمس نتایج آن هستند و باید مسؤولان در قوای سه گانه از این فرصت به بهترین فرصت شکل ممکن بهره بگیرند و مشکلات را مرتفع کنند.

اینجانب ضمن دعا برای توفیق روز افزون مجلس در حل مشکلات و خدمت به مردم، آنان را به اطلاع رسانی اقدامات و فعالیت های صورت گرفته توصیه می کنم.

معرفی کتاب

سیری در کتاب

«خطوط اصلی اقتصاد اسلامی»

اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله)

نظام های اقتصادی دنیا از یک سو منبعث از چارچوب های تعین یافته ای است که پشت هر کدام از این برنامه ها و سیاستگذاری های متفاوت اقتصادی، جنگ مکاتب و اندیشه های اقتصادی قرار دارد.

از سوی دیگر باید اعتراف نمود در حوزه اقتصاد اسلامی با وجود گذشت حدود چهار دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی هنوز تعریف و ترسیم جامعی از اقتصاد اسلامی ارائه نشده است.

لذا نظر به اهمیت بررسی تاریخ عقاید اقتصادی از یک سو، و ترسیم اقتصاد مطلوب از منظر اسلام از سوی دیگر، آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) کتاب گرانسنگ «خطوط اصلی اقتصاد اسلامی» را به رشتۀ طبع آراسته است.

در این کتاب مکتب هاى مختلف اقتصادى مورد توجه و نقد و بررسى قرار گرفته و آسیب ها و ضعف هاى آن ها در برابر مکتب اقتصادى اسلام تبیین شده سپس خطوط اصلی اقتصاد اسلامی برای مخاطب ترسیم شده است.

انگیزۀ تألیف اثر

مولف در بیان انگیزۀ تألیف اثر با اشاره به این مسأله که کشور در مرحله تازه‏ ای از تاريخ خود، گام نهاده كه بازگشت به عقب در آن ممكن نيست.به تحولات عميق و دگرگوني هاى بزرگ پس از انقلاب، اشاره کرده و می نویسد: چيزى كه شايد بيش از همه درباره آن پرسش مى‏كنند «مكتب اقتصادى اسلام است».

مردم به راستى مى‏خواهند بدانند كه: آيا اسلام فقط مى‏تواند نقش يك عامل كلى براى «حركت اقتصادى» جامعه داشته باشد، و يا علاوه بر اين، «مسير حركت» و «برنامه» و «خطوطى» را كه به هدف نهائى منتهى مى‏شود تعيين مى‏كند.

مى‏خواهند بدانند آيا بعد از آمادگى يك اجتماع براى پياده كردن‏ «طرح آزادى و عدالت» بايد دست نياز به مكتب ‏هاى اقتصادى دنياى امروز دراز كرد، يا «خودكفائى» به نحو كامل حتى در برنامه اقتصادى در تعلميات اسلامى وجود دارد؟

لذا انگیزۀ تألیف اثر به اذعان نویسنده نه بررسی مكتب هاى گوناگون اقتصادى به سبك «اقتصاد كلاسيك» و نه بررسی مسائل اقتصادى به طور گسترده است، بلكه مولف ‏در پی آن است که در قالب یک جستجوگر بى‏طرف، بينش اسلام در مسائل اقتصادى‏، «تفاوت ها» و «جهات مشترك» برنامه ‏هاى اقتصادى اسلام را با ساير مكتب ‏ها و سيستم ‏ها، روشن سازد، تا بتواند موضع تفكر اسلامى را در اين مسائل در برابر گرايش هاى ديگر تشخيص داده و بتواند موضع گيري هائى را كه بر اثر عدم اطلاع كافى در برابر اقتصاد اسلامى صورت مى‏گيرد ارزيابى كند.

مولف در مجموع انگیزۀ نگارش کتاب را در این موضوعات خلاصه كرده است:

١- شناخت زير بناى برنامه ريزى اسلام در مسائل اقتصادى.

٢- شناخت مسائل روبنائى اقتصاد اسلام، و ضمانت اجرائى آن ها در يك بحث جامع و كلى.

٣- توجّه به‏ جنبه ‏هاى عملى‏ مكتب اقتصادى اسلام، مخصوصاً در شرائط كنونى و امروز دنيا، و جوابگوئى به نيازها و ضرورت ها.

٤- تشخيص چگونگى رابطه و يا بيگانگى مكتب اقتصادى اسلام با سه مكتب معروف جهان معاصر:(كاپيتاليسم- سوسياليسم- كمونيسم).

٥- تشخيص برداشت هاى صحيح و ناصحيح از اقتصاد اسلامى.‏

خطوط اصلی اقتصاد اسلامی در یک نگاه

معظم له در بخشی از کتاب دورنمایی کامل از کتاب ارائه داده و می نویسد: امروز استعمارگران ترجیح میدهند که بیش از هر چیز روی شاخه اقتصادی آن تکیه کنند.

حال بهترین خط اقتصادی برای ما و همه ملل آزاده جهان که میخواهند مستقل و آزاد زندگی کنند، و زیر سلطه هیچ ابرقدرتی نباشند، همان خط معروف نه شرقی و نه غربی است خطی که ما را به ترک هر گونه وابستگی دعوت می کند، خطی که ما را به سوی خودکفائی در تمام زمینه ها پیش می برد، خلاصه خطی که به ما اجازه می دهد خودمان باشیم، و نه بیگانه از خود.

ما بهترین راه رسیدن به خط را در اقتصاد اسلام می دانیم، اقتصادی که تمام ویژگی های ضد استعماری در آن نمایان است و از هر گونه گرایشی به اقتصاد های استعماری شرق و غرب خالی است.در این کتاب خطوط اصلی این اقتصاد را می خوانید.

مولف در ادامه ابعاد مختلف خطوط اصلی اقتصاد اسلامی را در قالب پاسخگویی به این پرسش ها تنظیم کرده است:

١- آيا اسلام مكتب خاص اقتصادى دارد؟

٢- آيا برنامه‏ هاى اقتصادى اسلام، مى‏تواند جوابگوى نيازمندي هاى عصر ما گردد يا مخصوص به اعصار و قرون گذشته بوده است؟

٣- خطوط اصلى مكتب اقتصادى اسلام كدام است؟

٤- آيا در اسلام برنامه قاطعى براى مبارزه با «تراكم ثروت» و «فاصله طبقاتى» پيش‏بينى شده است؟

٥- آيا اسلام، در زمينه مسائل اقتصادى، تنها به‏ توصيه‏ ها قناعت مى‏كند، يا قوانينى با «ضمانت اجرائى كافى» در اختيار دارد؟

٦- مكتب اقتصادى اسلام به كداميك از مكتب ‏هاى موجود و معروف جهان‏ (كاپيتاليسم، سوسياليسم‏ و كمونيسم) شباهت دارد؟ و يا به تعبير ديگر: به كدام يك نزديك تر است؟

٧- در مكتب اقتصادى اسلام تا چه اندازه روى‏ «مالكيّت فردى» و چه مقدار روى‏ «مالكيّت جمعى و گروهى» تأكيد شده؟

٨- آيا براى مبارزه با پديده ‏هاى خطرناك اقتصادى عصر ما، مانند انحصارطلبى اقتصادى كارتل بازى، تر است بازى، بيكارى تورم، و هر گونه استثمار اقتصادى در اسلام برنامه ‏اى وجود دارد؟

٩- مى‏دانيم‏ بن بست‏ ها و تضادهائى‏ در اقتصاد امروز دنيا بوجود آمده، آيا راهى براى رهائى از اين بن بست و تضادها، در برنامه‏ هاى اسلامى پيش بينى شده؟

١٠- آيا مكتب اقتصادى اسلام مى‏تواند «عدالت اجتماعى» را توأم با «آزادى‏ هاى انسانى» براى بشر عصر ما تأمين كند؟!

ساختار اصلی کتاب

عناوين اصلي كتاب عبارتند از: پيشگفتار؛ مؤثرترين شاخه استعمار استعمار اقتصادى است؛ مكتب اقتصادى اسلام؛ نقش اقتصاد، در حيات و مرگ ملت ها؛ پيشنهادى متفاوت در مسائل اقتصادى؛ اسلام براى مسائل اقتصادى اولويّت خاصّى قائل است؛ كار همرديف جهاد؛ مفاهيم سازنده مسخ شده!؛ سه مكتب اقتصادى معروف جهان؛ تضاد و ويرانگرى كاپيتاليسم در تمام زمينه ها!؛ دورنماى سوسياليسم؛ بهشت خيالى كمونيسم؛ كمونيسم جهان رويا ها؛ ضايعات قطع رابطه كار و در آمد؛ محو دولت، آخرين گام؛ ويژگي هاى اقتصاد اسلامى؛ سرچشمه مالكيّت در اسلام؛ تنوه مالكيّت و منابع و حدود آن در اسلام؛ نقش ابزار توليد در سيستم اقتصاد اسلامى؛ ابزار توليد چه حقى دارد؟؛ افكار التقاطى و نقش ابزار توليد؛ شركت در توليد صنعتى و كشاورزى و تجارى؛ احياى كشاورزى از مهم ترين وظائف دولت اسلامى است؛ شيوه كنترل خود به خود؛ فعاليت هاى غير مجاز اقتصادى در اسلام؛ چشم انداز فعاليت هاى ممنوع اقتصادى در اسلام؛ طرق كنترل ثروت؛ رباخوارى جنگ با خدا؛ فلسفه هاى هفتگانه تحريم ربا؛ فرار از ربا، يا كلاه شرعى!؛ اين كلاه هاى شرعى براى سر همه كس گشاد است!

گزارش محتوایی اثر

در اصالت «کار»

نویسنده اهميت مسائل اقتصادى را نه تنها از نظر تأمين آزادى و استقلال و حيات مادى امت ها بلکه از آن منظر که جريان يك‏ اقتصاد سالم‏ در پيكر اجتماع همچون جريان خون سالم در كالبد يك انسان است مورد تأکید قرار داده است

مولّف اهميت مسائل اقتصادى را از دو جنبه جسم و روان ماده و «معنى» مورد توجه قرار داده و با تأکید بر مبارزه با «تراكم» و «تكاثر» و «كنز» و جلوگيرى از تبديل جامعه به دو قطب‏ «ثروتمند» و «فقير» به اصالت کار اشاره کرده است.

در بخشی از کتاب می خوانیم: اگر ما اساس را «ابزار» بدانيم و «كار» را عامل درجه دو بگيريم، آنچنان كه نظام سرمايه دارى مى‏گويد، نتيجه اين مى‏شود كه درآمد حاصل از كارگاه هاى كوچك يا بزرگ را آن چنان تقسيم كنيد كه مثلًا هشتاد درصد يا ابزار و سرمايه تعلّق گيرد و تنها ٢٠ درصد براى نيروى انسانى قائل شويم در چنين صورتى مسلّماً جامعه دو قطبى خواهد شد، ولى اگر قضيه را عكس كنيم، بيشترين حق را براى كار، و حق عادلانه ‏اى را نيز براى ابزار و سرمايه قبول كنيم، در اين صورت هرگز جامعه دو قطبى نخواهد شد، و استثمار كارگر نمى ‏شود.

سه مكتب اقتصادى معروف جهان‏

در ادامه مولّف از ميان مكتب هاى متعدد اقتصادى، سه مكتب معروف«كاپيتاليسم» (سرمايه دارى)، «سوسياليسم» (ملى كردن منابع بزرگ توليد) و «كمونيسم» (اشتراكيت كامل) را كه امروز بيش از همه در جهان طرفدار و پيرو و مدافع دارد، مورد تحقيق و بررسى قرار داده است.

نویسنده در ابتدا به بررسی اجمالی كاپيتاليسم (سرمايه دارى) پرداخته و از چهار اصل پايه ‏هاى عمده كاپيتاليسم و ماهيت نظام سرمايه دارى و آزادى غربی و چیستی اندیشۀ غرب پيرامون‏ اقتصاد آزاد سخن گفته است.

نویسنده در ادامه اصول چهارگانه سوسياليسم‏ را بر شمرده و آن ها را مورد بررسى قرار داده است.

معظم له سپس به صورت كوتاه و گذرا، به اصول‏ «كمونيسم» پرداخته و تفاوت هاى آن را با «سوسياليسم» تبیین کرده و در ادامه اصول سه گانه کمونیسم را بیان کرده است.

ويژگي هاى اقتصاد اسلامى‏

مولف در این بخش از کتاب با اشاره به این نکته که ويژگي هاى اقتصاد اسلامى نه شباهتى به مكتب سرمایه داری دارد، و نه شباهتى به مكتب سوسیالیستی، به شرح ويژگي هاى اقتصاد اسلامى پرداخته، تا بيگانگى اين مكتب از مكاتب ديگر كاملًا مشخص گردد.

بهره‏گيرى از عنصر ايمان و اخلاق و كابرد آن در توليد و مصرف و خدمات، مالكيّت در شكل نمايندگى خدا، كنترل دقيق روى توليد و مصرف و هدف مالكيّت‏، امور چهارگانه ای است که نویسنده برای تبیین ويژگي هاى اقتصاد اسلامى مورد اشاره قرار داده و روشن کرده است كه ما با يك مكتب كاملًا جديد روبرو هستيم مكتبى كه به همان اندازه از كمونيسم فاصله دارد كه از كاپيتاليسم.

فلسفه‏ هاى هفتگانه تحريم ربا

به تعبیر مولف در فراز پایانی کتاب با بررسى ‏هائى که انجام شده فلسفه تحريم ربا به هفت بخش تقسیم می شود که عبارتنداز:١- ربا خوارى با فلسفه پيدايش پول تضاد دارد،٢- ربا گنج بى‏رنج و درد بى‏درمان! ٣- رباخوارى دشمن بزرگ ارزش هاى اخلاقى‏٤- تضاد ربا با پيوند هاى عاطفى‏٥- ربا و بحران ‏هاى اقتصادى‏٦- ربا عامل مهم ورشكست ها٧- رباخوارى امّ الفساد اجتماعى‏.

لازم به ذکر است اين اثر نفیس نخستین بار در سال ١٣٦٠، در یک جلد و در ١٤٧ صفحه در قطع رقعی توسط انتشارات امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) منتشر شده که تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است، این کتاب به زبان عربى نیز ترجمه و منتشر شده است.

معارف اسلامی

استدلال به «غیرت عرب نسبت به زنان»

برای انکار حمله به فاطمه (سلام الله علیها)!

پرسش :

آیا استدلال به غیرت عرب نسبت به زنان، برای انکار حمله به حضرت زهرا(سلام الله علیها) قابل پذیرش است؟

پاسخ اجمالی:

اگر غیرت عرب مانع از کتک زدن زنان می شد، پس چرا اعراب دختران خود را زنده به گور می کردند؟! چرا سمیّه مادر عمار در زیر شکنجه های اعراب به شهادت رسید؟! چرا اعراب مسلمان در جنگ ردّه زنان دیگر مسلمانان را اسیر کردند؟! چرا اعراب در فتح آفریقا و دیگر سرزمین ها زنان و دختران را به بردگی می گرفتند؟! 

عمر بن خطاب نیز کسی است که علمای اهل سنت گزارشات متعددی از آزار او نسبت به زنان نقل کرده اند: ١. عمر از اسلام آوردن خواهرش اطلاع یافت، به خانه او رفت و شوهر او را مورد ضرب و شتم قرار داد، خواهرش برای دفاع از شوهرش مداخله کرد، عمر چنان با مشت بر صورت او کوبید که خون از تمام صورتش جاری شد. ٢. زینب دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت، زنان بر او می گریستند. عمر با تازیانه ای که در دست داشت در حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله) شروع به کتک زدن زنان کرد. ٣. عمر زمانی که مشرک بود کنیزان مسلمان شده از بنومؤمل را کتک می زد تا دست از اسلام بردارند. ٤.  ابوبکر از دنیا رفت، عایشه به عزاداری پرداخت، عمر به درب خانه عایشه آمده و زنان را از گریه و عزاداری نهی کرد، ولی زنان گوش ندادند. زنان را به دستور عمر یکی پس از دیگری از خانه بیرون آوردند و عمر بر آنان تازیانه زد. ٥. خشونت عمر طوری مشهور بود که عبدالرزاق صنعانی در کتاب «المصنف» می نویسد: عمر، زنی را احضار کرد و آن زن از ترس، بچه اش را سقط کرد.

پاسخ تفصیلی:

گاهی گفته می شود عربها بیش از هر قوم و ملتی نسبت به زنان دارای غیرت بودند، حال چگونه می توان پذیرفت که «عمر بن خطاب» یک زن، آن هم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را کتک زده باشد، و اعراب با غیرتی که داشتند هیچ واکنشی نشان نداده باشند؟! جواب این شبهه را می توان در قرآن، تاریخ و روایات مورد بررسی قرار داد.

١. قرآن

قرآن کریم با توجه به برخورد اعراب نسبت به دختران می فرماید: «و اذا الموؤدةُ سُئِلت، بأی ذنبٍ قُتلَت»؛ (و در آن هنگام که از دختران زنده به گور سؤال شود؛ به کدامین گناه کشته شدند؟).(١) این نشان از این دارد که اعراب طبق صریح آیات قرآن، دختران را زنده به گور می کردند.

محمد بن جریر طبری در تفسیرش می نویسد: مردم عربِ زمان جاهلیت دخترانشان را می کشتند؛ و سگها را پرورش می دادند.(٢) ابن کثیر سلفی دمشقی می نویسد: مراد از الموؤده: یعنی همان دختران زنده به گور شده ای که اعراب جاهلی آنان را زنده به گور می کردند، چون از فرزندان دختر نفرت داشتند.(٣) وی در ادامه می گوید قیس بن عاصم بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وارد شد و گفت: یا رسول الله من در زمان جاهلیت دوازده یا سیزده دختر از دخترانم را زنده به گور کردم، حال چه کنم؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) بسیار ناراحت شدند و فرمودند برای هر یک، برده ای را آزاد کن.(٤)

٢. تاریخ قبل از اسلام اعراب

محمد بن جریر طبری می نویسد: اعراب قبل از ورودشان به اسلام منزلگاهشان کف زمین بود و پوششی نداشتند، و دین آنها این بود که همدیگر را می کشتند و به یکدیگر هجوم می بردند و دختران خویش را از ترس فقر زنده به گور می کردند(٥). ابن اعثم کوفی می گوید: قیس بن عاصم بود که زنده به گور کردن دختران را در میان عرب رواج داد.(٦)

٣. تاریخ اعراب بعد از اسلام آوردن

خلیفه اول، خالدبن ولید را فرمان داد که به جنگ اهل ردّه برود، او با بیش از چهار هزار نفر حرکت نمود، و در آن جنگ زن و فرزندان مسلمانان را اسیر کرد و اموالشان را به غارت گرفت، که مسلمانان نزد ابوبکر از او در مورد زنان و فرزندانشان شکایت کردند(٧).

در زمان خلیفه سوم که فتح آفریقا به دست عبدالله بن سعد بن ابی سرح اتفاق افتاد، اعراب به مرکز شهر«سبیطه»(٨) یورش بردند و اموال آنان را غارت کردند و زنان و دختران را به بردگی گرفتند، تا جایی که مردم آفریقا از عبدالله خواستند تا سیصد قنطار «زر» بگیرد و اعراب را که به مال و ناموس مردم رحم نکردند به دیار خودشان باز گرداند.(٩)

محمد بن سعد در شرح دوران بنی امیّه در کتاب الطبقات الکبری می نویسد: مردی پیش محمد بن حنفیه آمد و پرسید حالت چگونه است؟ محمدبن حنفیه گفت: همانا مَثَل ما میان این امت مَثَل بنی اسرائیل است میان فرعونیان، که پسران ایشان کشته می شدند و زنانشان زنده نگه داشته می شدند و همانا که این گروه (بنی امیه) پسران ما را می کشند و بدون اجازه ما زنان ما را به همسری خود در می آوردند، عرب چنین گمان می کند که بر دیگران برتری دارد.(١٠)

٤. روایات

اگر غیرت عرب مانع از آن می شد که زنان را کتک بزنند، پس چرا سمیّه مادر عمار یاسر را نه تنها کتک زدند، بلکه آنقدر شکنجه کردند که در زیر شکنجه به شهادت رسید. ابن حجر عسقلانی در الاصابه می نویسد: سمیه دختر خباط مادر عمار یاسر هفتمین کسی است که اسلام آورد، ابوجهل او را اذیت می کرد و آنقدر نیزه بر پایین شکمش زد تا به شهادت رسید، او نخستین زن شهید در اسلام است.(١١)

برخی از عالمان اهل تسنن، از جمله شمس الدین ذهبی در تاریخ الاسلام و محمد بن سعد در الطبقات الکبری نقل کرده اند: پس از اینکه عمر از اسلام آوردن خواهرش اطلاع یافت به خانه او رفت و شوهر او را مورد ضرب و شتم قرار داد، خواهرش برای دفاع از شوهرش مداخله کرد، عمر چنان با مشت بر صورت او کوبید که خون از تمام صورتش جاری شد.(١٢)

احمد بن حنبل در مسند خود می نویسد: زینب دختر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از دنیا رفت، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند او را به سلف صالح عثمان بن مظعون ملحق نماید، زنان با شنیدن این کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله) گریستند. عمر با تازیانه ای که در دست داشت در حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله) شروع به کتک زدن زنان نمود که با برخورد تند پیامبر(صلی الله علیه و آله) مواجه شد، حضرت تازیانه او را گرفت و فرمود: آرام باش! تو را با این زنها چکار؟! بگذار گریه کنند، پس به زنان فرمود: گریه کنید.(١٣)

بزرگان اهل سنت می گویند: ابوبکر می دید عمر کنیزان مسلمان شده از بنومؤمل از خاندان عدی بن کعب را کتک می زند، تا دست از اسلام بردارند و مسلمان بودن را ترک کنند (چون عمر هنوز مشرک بود) آن قدر آنان را زد تا خسته شد.(١٤)

از سعید بن مسیب نقل شده است که گفت: ابوبکر از دنیا رفت، عایشه به عزاداری و گریه پرداخت، عمر به درب خانه عایشه آمده و زنان را از گریه و عزاداری نهی کرد ولی زنان گوش ندادند. عمر به هشام بن ولید دستور داد تا وارد خانه شود و خواهر ابوبکر را بیرون آورد، عایشه هنگامی که سخن عمر را شنید گفت: من بر خانه ام از تو سزاوار ترم، عمر به هشام گفت: به تو اجازه می دهم وارد خانه شوی، آنگاه هشام وارد خانه شد و ام فروه خواهر ابوبکر را بیرون آورد و عمر ضرباتی از تازیانه اش به او زد. ابن حجر این روایت را صحیح می داند؛ و همچنین اسحاق بن راهویه به شکل دیگری نیز این قصه را نقل می کند و در آخرش می گوید: زنان را یکی پس از دیگری از خانه بیرون می آوردند و عمر آنان را تازیانه می زد.(١٥)

اینک کسی که این چنین جسور است که در محضر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و همراهان او و ام المؤمنین عایشه زنان مسلمان را کتک می زند، آیا در زمانی که حکومت در دست اوست و چماق به دستانی همچون خالد بن ولید، مغیرة بن شعبه، قنفذ العدوی و... او را همراهی می کنند، از کتک زدن به زنان یا دختر پیامبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) خود داری خواهد کرد؟!

آری، احدی غیر از عمربن خطاب جرأت و توان چنین جسارتی را نخواهد داشت. کسی که خشونت جزءِ ذات وی شده و در وجود او نهفته است، هیچ باکی ندارد تا زنان مسلمان را اذیت و آزار دهد، خشونت او به جایی می رسد که عبدالرزاق صنعانی در کتاب «المصنف» می نویسد: عمر، زنی را احضار کرد و آن زن از ترس، بچه اش را سقط کرد.(١٦)

پی نوشت:

(١). سوره تکویر،آیه ٨ و ٩.

(٢). جامع البیان، ج٣٠، ص ٧٢، ناشر: دارالفکر، بیروت.

(٣). تفسیرالقرآن العظیم، ج ٤، ص ٤٧٨.

(٤). تفسیرالقرآن العظیم، ج ٤، ص ٤٧٨.

(٥). تاریخ الطبری، ج ٤، ١٦٥٥.

(٦).الفتوح، ابن اعثم کوفی، ص٩٣٤.

(٧). تاریخ مختصرالدول، ص ١٣٤.

(٨). مرکز کشور اِفریقه.

(٩). تاریخ ابن خلدون، ج ٣، ص ٢٦٢.

(١٠). الطبقات الکبری، ج ٥، ٢٣١.

(١١). الاصابه فی تمییز الصحابه، ج ٧، ص٧١٢.

(١٢). انساب الاشراف، ج ٣، ٣٨٦؛ تاریخ المدینه المنوره، ج ١، ص ٣٤٨؛ تاریخ الاسلام و وفیات، ذهبی، ج ١، ص ١٧٤؛ المطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه، ج ١٧، ص ٢٥٩.

(١٣). مسند احمد بن حنبل، ج١، ص ٢٣٧؛ مستدرک علی الصحیحین، ج ٣، ص ٢١٠.

(١٤). فضائل الصحابه، ج ١، ص ١٢٠؛ والسیرة النبویة، ج ٢، ص ١٦١، و نهایة الأدب فی فنون الأدب، ج ١٦، ص ١٦٢، دارالکتب العلمیه، بیروت.

(١٥). فتح الباری فی شرح البخاری، ج ٥، ص ٧٤؛ الطبقات الکبری، ج ٣، ص ٢٠٨؛ الکامل فی تاریخ، ج ٢، ٢٦٧.

(١٦). الصنعانی، ابوبکر عبدالرزاق بن همام متوفای ٢١١هـ، المصنف، ج ٩، ص ٤٥٨.

احکام شرعی

احکام ویژه معاملات طلا و نقره

روش صحیح تعویض طلا

لطفا راهکار صحیح تعویض طلا را بیان فرمایید؟

چنانچه به صورت دو معامله جداگانه انجام شود اشکالي ندارد يعني طلاي کهنه را به قيمت معين بفروشد و طلاي نو را به قيمت بالاتر بخرد.

وام با ضمانت طلا و دریافت کارمزد بابت حق نگهداری طلا

آیا عمل بانک کارگشایی حلال است؟ این که مقداری طلا می گیرد و مبلغی پول می دهد و سالانه هم مبلغی پول می گیرد به عنوان حق نگهداری طلا؟

هر گاه عقود شرعی را رعایت کنند مانعی ندارد .

اجاره طلا

لطفا راه صحیح اجاره طلا را بفرمایید و اینکه آیا در اجاره طلا حتما باید عین همان طلاها را بازگرداند؟

در صورتي که عين همان طلاها را باز نگرداند اجاره مفهوم ندارد. بنابراين، راه صحيح براي آنچه معمول ميباشد، آن است که شخص خواهان اجاره، يک کيلو طلا از طلا فروش به قيمت مثلا يک ميليون و دويست هزار تومان در ذمه خود خريداري کند و طلا را تحويل بگيرد و بدهي در ذمه اوست، سپس يک کيلو طلا به صورت تحويل يک سال (سلف) به طلا فروش در مقابل يک ميليون از آنچه در ذمه اوست را بفروشد، که در رأس سال يک کيلو طلا به او بدهد و دويست هزار تومان باقيمانده در ذمه را نيز بپردازد.

خريد و فروش، ساخت و اخذ اجرت ظروف طلا و نقره

لطفا بفرمایید که خريد و فروش، ساخت و اخذ اجرت جهت ظروف طلا و نقره چه حکمی دارد؟

از ساختن ظروف طلا و نقره و مزدى که در مقابل آن مى گیرند بنابر احتیاط واجب باید اجتناب کرد، همچنین از خرید و فروش آنها و پولى که در مقابل آن گرفته مى شود نیز اشکال دارد.

خرید طلای قسطی به قیمت روز تسویه

طلای قسطی بخریم و فروشنده به قیمت روز حساب کند آیا ربا محسوب میشه؟

این معامله باطل است ولی می تواند طلا را قرض دهد و مثلا هر ماه یک گرم از آن را به قیمت روز به او بفروشد.

روش صحیح معامله طلا با طلا

معامله طلا با طلا با افزایش قیمت چه حکمى دارد؟ راه حلّ شرعى این نوع معاملات چیست؟

بهترین راه براى معامله طلا در این گونه موارد این است که دو معامله جداگانه انجام شود مثلا یک کیلو طلا را با پول نقد یک میلیون و یک صد هزار تومان بفروشند و در مجلس ردّ و بدل شود سپس یک کیلو طلا را که در رأس یک سال تحویل داده شود به یک میلیون از او خریدارى کند، نتیجه آن مى شود که صاحب طلا با این دو معامله طلاى خود را در رأس سال خواهد گرفت به اضافه یک صد هزار تومان.

خرید و فروش سکه و ارز در شرایط بحران و التهاب بازار

خرید و فروش ارز و سکه و طلا در شرایط کنونی که بازار ملتهب میباشد چه حکمی دارد؟

بهتر این است که در شرایط کنونی احتیاط شود زیرا معاملات ناسالم به نظر می رسد.

اضافه کردن قیمت طلای نسیه در مدت پرداخت اقساط

مادر بنده مقداری طلای زینتی بصورت قسطی خریده است اما با گران شدن طلا، فروشنده بر مقدار اقساط اضافه کرده است. آیا این مبلغ اشکال دارد؟

این کار جایز نیست.

خريد و فروش طلا با طلا و نقره با نقره

فروش طلا به طلا و یا نقره به نقره چه حکمی دارد؟

هرگاه طلا را به طلا، يا نقره را به نقره بفروشند (خواه سكّه ‏دار باشد يا بى ‏سكّه) در صورتى كه وزن يكى از آنها زيادتر باشد معامله حرام و باطل است هرچند يكى طلاى ساخته شده باشد و ديگرى نساخته، يا ساخت آنها از نظر مرغوبيّت تفاوت داشته باشد، يا عيار آنها مختلف باشد، مثلًا يك گرم طلاى ١٨ عيار را به يك گرم و نيم طلاى ١٤ عيار بدهد، همه اينها حرام و باطل است، ولى فروختن طلا به نقره اشكالى ندارد، چه وزن آنها مساوى باشد يا غير مساوى.

شرط تحويل طلا یا نقره قبل از جدا شدن بايع و مشترى

آیا در معامله طلا با طلا یا نقره با نقره می توان جنس و عوض را بعدا تحویل داد؟

در معامله طلا با طلا يا نقره با نقره، بايد فروشنده و خريدار پيش از آن‏كه از هم جدا شوند جنس و عوض آن را به يكديگر تحويل دهند، اگر تحويل ندهند معامله باطل است و اگر فقط مقدارى از آن را تحويل دهند معامله فقط به همان مقدار صحيح است و طرف مقابل مى‏تواند معامله را فسخ كند.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1400/10/01 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 123