ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هفتاد و ششم - اردیبهشت 1401)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هفتاد و ششم - اردیبهشت 1401)

طلیعه سخن

در آستانه فرارسیدن شب های پرفیض قدر که یادآور شهادت مظلومانه‏ ی امام علي(علیه السلام) است شایسته است مبانی و شاخصه های معرفتی آن امام همام بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

آغاز اسلام با مقولۀ حکمت پیوند خورده است کتاب اسلام قرآن، و پیامبر اسلام حکیم اند و خداوند حکیم، در شب قدر امر حکیم[١] را نازل فرمود.

لذا مبنای معرفتی اسلام، رد عرفان و فلسفه و تأکید بر حکمت است که مقوله ای کلامی و فقهی است. اما پس از رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم و وقوع سقیفه حکمت به قهقرا رفت و قبیله گرایی و اشرافیت بر اریکۀ قدرت نشست که اوج آن در زمان خلیفۀ دوم بر مبنای عرفان و زهد نمایان شد و شالوده های معرفتی اسلام تغییر یافت و خودمفسری و عقل خودبنیاد «فقه رأی» با چاشنی خشونت، جایگزین حکمت نبوی و احکام و فقه روزمرۀ مردم گردید.

دوگانۀ زهد عمری و اشرافیت عثمانی به شکل گیری عرفان خشن خوارجی و عرفان باز و اباحه گر بنی امیه منتهی شد که این همانی عرفان رادیکالی خوارج و عرفان اباحه گر بنی امیه در تکفیر و سب امام علی (علیه السلام) و در نهایت شهادت مظلومانۀ آن حضرت و نیز خشونت زاید الوصف نسبت به جنازه امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) نمایان گردید.

به هر حال نابودی ارزش های اسلامی، از بین رفتن عدالت، توزیع ناعادلانۀ ثروت و غارت بیت المال و فساد بی حدو حصر در عصر خلفای سه گانه، زمینه ساز نابودی شورای خلافت و بیعت مردم با امام علی (علیه السلام) شد،و انیچنین آن حضرت با رد زهد و اشرافیت خلفا، فطرت، حکمت و مصلحت را در بستر عدالت مبنای حکومت خود قرار داد.

گفتنی است عدالت و تلاش برای تحقق قسط مقوله ای فطری و جهانشمول است که همۀ مکاتب و ادایان الهی و همۀ جوامع بشری برای دست یابی به آن تلاش می کنند؛ بر این اساس می توان فطرت، عدالت و حتی حکمت را به عنوان عنصر فراساختار در نظر گرفت که بر دین حاکم و وارد است.

 کلام نورانی امير المؤمنين علي (عليه السلام) که فرمود: «خُذِ الحِكمَةَ مِمَّن أتاكَ بِها ، وَ انظُر إلى ما قالَ وَ لا تَنظُر إلى مَن قالَ ؛ حكمت را ، از هركه برايت آورد ، فراگير، و به گفتار بنگر و به گوينده منگر»[٢]موید این مدّعاست و نشان می دهد فقه منهای حکمت و مصلحت (به معنای ایجاد صلح و آرامش) غیر قابل پذیرش است؛ چرا که فلسفۀ دین احیاء زندگی است: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد!»[٣]

عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیزی در جای مناسب خود، در این بین حکمت علم و دانش راهبردی در تحقق این مسأله است که بر مبنای عرف و زندگی روزمرۀ مردم(عقل عملی) شکل می گیرد.

این مهم غیر از حکمت نظری(فلسفه) است که فارغ از عدالت طلبی و صلح محوری مردم، با عقل نخبگانی به دنبال صدور فتوای جنگ و خشونت است، همانطور که فیلسوفان غربی هم چون پوپر، دو جنگ جهانی اول و دوم را بر جهان تحمیل کردند و هم اکنون نیز فیلسوفان لیبرال و فاشیست، جهان را به ورطۀ جنگ جهانی سوم کشانده اند.

فقه عرفانی نیز هم چون فلسفه، فارغ از عدالت و مصلحت و حکمت، در قالب اشرافیت عثمانی، بنی امیه و خوارج(زهد عمری) در پی جنگ طلبی است که جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان مویّد این مدعاست؛ در واقع جنگ طلبی و استبداد، اهرم فشار فقه رادیکال و فقه اباحه گر برای استمرار و تداوم حکومت است که استمرار این جریان را امروزه می توان در داعش مشاهده کرد.

بر خلاف حکومت عمر که به نام جهاد بر طبل جنگ طلبی می کوبید، لیکن امام علی (علیه السلام) به دنبال مصلحت و صلح بر مبنای رأفت و عدالت بود؛ لذا به قراردهای اجتماعی اهتمام می ورزید که مسألۀ حکمیّت موید این مدعاست.

لذا اساس حکمت علوی بر فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر منحصر است، و این مسأله یعنی نفی اشرافیت و اولیگارشی و تأکید بر جمهوریت که در روش شناسی حکومت آن حضرت بسیار درخشان است، لذا در بیان نورانی امام علی (علیه السلام) می خوانیم: تمام کارهای نیک ، حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ی آبی است در برابر دریای پهناور.

در واقع هرمنوتیک صلح طلبی و مردم گرایی امام علی (علیه السلام)را می توان در فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر مشاهده کرد؛ چرا که این فریضه باید توسط امت نه با زبان و سخنرانی.. بلکه با عمل و رفتار در جامعه ساری و جاری گردد تا پیبغمبر شاهد بر امت باشد و امت نیز شاهد بر امت های دیگر گردد.

عمران و آبادی نقطۀ ثقل حکومت امام علی (علیه السلام) است؛ لذا بالاترین عبادت، کار و عمل است و نه زهد و گوشه نشینی؛ در دوران کوتاه خلافت آن حضرت علیرغم تحمیل جنگ های فراوان از سوی دشمنان، لیکن رفاه نسبی در کوفه ایجاد شد و مردم از خدمات اجتماعی بهره مند شدند، در گسترۀ حکومت آن حضرت که برنامه های اقتصادی ایجاد شد تقریبا فقر ریشه کن شد و در آن مناطق فقیر وجود نداشت. با همۀ این تفاسیر امام علی (علیه السلام)حاضر نبود با شکم سیر بخوابد به گمان اینکه در وسط بیابان برهوت عربستان در یمامه شاید کسی گرسنه باشد، به راستی اسلام علوی در شیوۀ حکمرانی مسئولان و سبک زندگی و معیشت آنان تا چه حد محقق شده است!  

[١] «فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ؛در آن شب هر امری بر اساس حکمت (الهی) تدبیر و جدا میگردد»؛( سوره دخان،آیۀ٤).

[٢] غرر الحكم و درر الكلم،ص٥٨.

[٣] سوره انفال، آیۀ٢٤.

پیام ها و بیانیه ها

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدّظلّه) به مناسبت رحلت
آیت الله حاج شیخ محمد محمدی ری شهری رحمت الله علیه

خبر رحلت آیت الله حاج شیخ محمد محمدی ری شهری رحمت الله علیه موجب تاسف و تاثر گردید.

این عالم مجاهد خدمات زیادی را در کارنامه خود بر جای گذاشته که یکی از شاخص ترین آن، پایه گذاری و تاسیس مجموعه دارالحدیث است که در تربیت طلاب و اساتید برجسته علوم قرآن و حدیث و تدوین و نشر تراث اهل بیت علیهم السلام نقش بسزایی دارد.

اینجانب این ضایعه را به بیت ایشان و حوزههای علمیه و عموم ارادتمندان و خصوصاً خدمتگزاران آستان حضرت عبدالعظیم حسنی تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال علوّ درجات ایشان و صبر و اجر بازماندگان را مسئلت می نمایم.

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدّظلّه) به مناسبت رحلت
آیت الله سید مجتبی رودباری رحمت الله علیه

 خبر رحلت عالم وارسته و فقیه مجاهد آیت الله سید مجتبی رودباری رحمت الله علیه موجب نهایت تاسف گردید.

 این عالم ربانی در منطقه گیلان منشاء برکات فراوانی برای عموم مردم بود.

 ارتباط گرم با مردم، تربیت علمی و اخلاقی شاگردان و تالیف آثار علمی از ثمرات وجودی ایشان بود.

اینجانب ضایعه رحلت این فقیه بزرگوار را به بیت ایشان و حوزه علمیه و مردم مؤمن استان گیلان و ارادتمندان وی تسلیت عرض می کنم و علوّ درجاتش را از درگاه خداوند متعال مسئلت می نمایم و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل طلب مینمایم.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به مناسبت رحلت
حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی بیگدلی رحمت الله علیه

حضور محترم حضرت آیت الله شبیری زنجانی (دامت برکاته)

خبر فوت صهر مکرّمتان جناب آقای حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی بیگدلی (رحمةاللهعلیه) موجب تأسّف و تأثّر گردید.

وجود این عالم فاضل که به دقت و سختکوشی شهرت داشت برای حوزه علمیه قم مایه برکت بود.

ضایعه فقدان ایشان رابه جنابعالی، تمامی بستگان و آن بیت مکرّم و شاگردان وی تسلیت عرض میکنم و از درگاه خداوند متعال علوّ درجات آن عالم بزرگوار و صبر جمیل و أجر جزیل برای بازماندگان مسئلت مینمایم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به مناسبت رحلت
حجت الاسلام و المسلمین کاردان رحمت الله علیه

خبر رحلت عالم ربانی، ابوالشهید جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ رضا کاردان رحمت الله علیه موجب تأثّر و تأسّف فراوان گردید.

این استاد اخلاق و حافظ قرآن سالیان متمادی در نشر معارف اهل بیت علیهم السلام و دفاع از حریم ولایت کوشید و با تربیت شاگردان و تالیف کتب ارزنده به حوزه علمیه و نشر فرهنگ اسلامی خدمت نمود. عموم کسانی که با ایشان آشنا بودند به اخلاق حسنه و معاشرت نیکوى وی گواهی می دهند و جز خیر و نیکی از او سراغ ندارند.

اینجانب این ضایعه مؤلمه را به حوزه علمیه و عموم شاگردان و علاقمندان آن مرحوم و خصوصاً به بیت شریف و فرزندان گرامی و جناب آقای حاج حمید مکارم داماد مکرم ایشان تسلیت عرض می کنم و از درگاه خداوند متعال علوّ درجات آن فقید سعید و صبر و اجر برای بازماندگان را مسئلت دارم.

والسلام علیکم و رحمة الله

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدّظلّه) به مناسبت رحلت
آیت الله آقای حاج سید محمد فقیه نیریزی رحمت الله علیه

خبر رحلت فقیه وارسته و عالم مجاهد و مردمی آیت الله آقای حاج سید محمد فقیه نیریزی رحمت الله علیه را دریافت کردم.

وجود این عالم ربانی در میان مردم نیریز و امامت جمعه در سالیان طولانی مایه برکات زیادی برای آن شهرستان و استان فارس بود. فقدان این عالم بزرگوار و استاد اخلاق در آن منطقه خسارتی جبران ناپذیری است.

اینجانب این ضایعه را به بیت ایشان و مردم استان فارس علی الخصوص شهرستان نی ریز تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال علوّ درجات ایشان و صبر و اجر جزیل را برای بازماندگان مسئلت دارم.

والسلام علیکم و رحمة الله.

پیام آیت الله العظمی مکارم شیرازی
به مناسبت ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

شهر رمضان الذی أنزل فیه القرآن

خدا را صد هزار مرتبه شکر می گوییم که منت بر ما نهاد و این ماه پربرکت را بار دیگر درک کردیم.

شکرانه ی این نعمت بزرگ آن است که احترام ماه رمضان را نگه داریم؛ همگان سعی کنند در روزه ی آن بکوشند و آن کس که معذور است تظاهر به روزه خواری نکند و اگر افرادی متجاهرین به روزه خواری را ببینند به مسئولین ذی ربط خبر دهند تا از این کار خلاف جلوگیری شود.

از وظائف مهم روزه داران در این ماه مبارک، کمک به نیازمندان است که اصولاً یکی از فلسفه های مهم روزه، باخبرشدن از حال محرومان می باشد. در دعاهای ماه رمضان بارها برای جلب توجه همگان به محرومان دعا شده، لذا هر کس باید به قدر توانایی خود در این راه بکوشد چرا که اجر و پاداش آن تا هفتاد برابر پاداش در غیر ماه رمضان است.

از سوی دیگر این ماه، ماه قرآن است و لازم است جلسات قرائت قرآن مخصوصاً برای تعلیم نوجوانان و جوانان تشکیل شود و قرآن با توجه به معانی آیات و محتوای پربار آن مورد توجه قرار گیرد. در این ماه باید مظاهر گناه ازجمله کشف حجاب برچیده شود.

توبه از گناهان گذشته، یکی دیگر از وظایف مهم روزه دارانِ این ماه است؛ باید آن چنان توبه کاران توبه کنند که با پایان ماه، پاک و پاکیزه به استقبال آینده بروند.

به هر حال ماه رمضان فرصت مهمی برای همه کارهای خیر و برنامه های تربیتی است. این فرصت پرارزش را غنیمت بشمریم و از آن حداکثر استفاده را بنماییم و برای ظهور صاحب الامر امام زمان علیه السلام دعا کنیم.

من به همه ی روزه داران و علاقه مندان به این ماه دعا می کنم و امیدوارم که توفیقات الهی در این ماه عزیز شامل حال همه ی ما گردد.

دیدارها

فضای مجازی پایگاه شیطان شده است

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار سردار اشتری فرمانده کل نیروی انتظامی کشور با تبریک آغاز سال جدید و اعیاد شعبانیه، تنوع در وظایف و تعداد بالای کادر را از علل اهمیت و سختی کار در نیروی انتظامی دانسته و فرمودند: اینکه بتوان به تمام جنبه های نیروی انتظامی رسیدگی کرد، کار آسانی نیست اما بدون تردید با تلاش مؤثر واقع خواهد شد.

ایشان مسألۀ حجاب را از موارد مهم در سطح جامعه و به ویژه قم دانسته و افزودند: وضع حجاب در مجموع خوب نیست به خصوص در مسافرت ها که گویا آزادی بیشتری احساس می کنند. باید برای معضل بی حجابی راهکار ارائه داد.

ایشان در ادامه به معضلات و مفاسد فضای مجازی اشاره کرده و فرمودند: همچنان که قبلا نیز گفته شد فضای مجازی بلای مهم عصر و زمان ماست و بسیاری از مفاسد، از فضای مجازی است و در واقع، فضای مجازی پایگاه شیطان شده است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی بازشدن دانشگاه ها و مدارس را ضروری دانسته و فرمودند: با کم شدن بیماری کرونا باید هر چه زودتر دانش آموزان و دانشجویان در کلاس های درس شرکت کنند. ما در حوزه علمیه نیز اصرار داریم که درس ها به صورت حضوری برگزار گردد.

معظم له در پایان این دیدار بر آموزش پرسنل و کادر اداری نیروی انتظامی نسبت به مسائل دینی و مذهبی تأکید کرده و فرمودند: اگر خدای ناکرده میان پرسنل نیروی انتظامی افراد ضعیف الایمانی باشند، باعث می شود تا نسبت به وظیفۀ خود کوتاهی کرده و به جایگاه نیروی انتظامی خدشه وارد گردد.

گزارش تصویری

حضور آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله در مسجد مقدس جمکران

دیدار حجت الإسلام والمسلمین محمد جواد فاضل لنکرانی (زید عزّه)

گزارش تصویری دیدار بیت آیت الله علوی گرگانی (رحمت الله علیه)

یادداشت

١

مسأله ی ولایتعهدی امام رضا علیه السلام

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

زندگى امام على بن موسى الرضا علیه السلام ابعاد مختلفى دارد که یکى از ابعاد مهم آن‏ مسأله ی ولایت عهدی است. هدف این است که در این نوشتار، این بُعد زندگى امام علیه السلام را مورد بررسى قرار دهیم.

دشمنی با اهل بیت علیهم السلام، سیاست ثابت خلفای عباسی

خودکامگان عباسى‏ پس از سقوط امویان، از این فرصت بسیار مناسب سیاسى و اجتماعى به نام اهل بیت پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم و به عنوان عباس عموى رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم و با استفاده از شعار «الرضا لآل محمّد»، که‏ شعار ثابت و قطعى انقلاب هاى اسلامى و مردمى بر ضد بنى امیه بود، روى کار آمدند.

مردم مسلمان گمان مى کردند که چون آن ها به راستى نسبتى با پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم دارند، مى خواهند آیین و سنت او را زنده کنند و مرهمى بر زخم هاى جانکاه دوران بنى امیه بگذارند؛ امّا بنى عباس به سرعت نقاب ها را کنار زدند و هنگامى که پاى خود را محکم دیدند، همان حکومت خودکامه و استبدادى و خفقان بار بنى امیه را تکرار کردند، و حتى بسیارى از جنایت هاى آن ها از بنى امیه نیز پیشى گرفت!

زندان ها در زمان آن ها گسترش عجیبى پیدا کرد و در بغداد زندان ها و شکنجه گاه هاى هولناکى تأسیس شد. مخصوصاً کشتار بى رحمانه آل على علیه السلام و اولاد فاطمه زهرا علیها السلام شدت گرفت. حیف و میل بیت المال و غارت ذخایر اسلامى به حد اعلى رسید و تشریفات و تجملات دربار آن ها از بنى امیه بیشتر شد.

اموال عظیمى که از طریق غنایم جنگى و گسترش اسلام و خراج به بیت المال سرازیر مى شد و مى بایست در راه نشر فرهنگ اسلامى و عمران سرزمین ها پهناور اسلام و رفاه حال مستضعفان هزینه مى شد، به طرز بسیار زننده اى صرف هوسرانى هاى آن ها مى گشت.

امّا خیلى زود مردم مسلمان ماهیت آن ها را شناختند و نطفه انقلاب هاى مجدد بر ضد این گروه سالوس و ریاکار، مخصوصاً در ایران زمین، پرورده شد و بذر قیام هاى اسلامى و مردمى در همان سرزمین قهرمان پرور خراسان و زادگاه ابومسلم پرورش یافت.

تحمیل ولایتعهدی به امام رضا علیه السلام

نوبت به مأمون رسید. او که شامه سیاسى قوى داشت و بسیار زیرک و هوشیار و در عین حال، بى رحم و قسى القلب بود، براى این که بر این انقلاب ها پیشى بگیرد، فوراً مرکز حکومت را تغییر داد و از بغداد به قلب خراسان منتقل کرد تا از طریق تهدید و تطمیع، این مرکز مهم انقلاب را خاموش سازد و از نزدیک ناظر بر اوضاع باشد.

از سوى دیگر، او مى دانست تمام چشم ها در آن زمان به امام على بن موسى الرضا علیه السلام دوخته شده است و اوست که مى تواند رهبر این انقلاب بزرگ باشد. لذا پیش از آن که مردم مقدمات کار را فراهم کنند و اطراف امام على بن موسى الرضا علیه السلام را بگیرند، مأمون پیشنهاد خود مبنى بر واگذارى خلافت به آن حضرت را مطرح کرد.امام علیه السلام از پذیرفتن آن به شدت امتناع ورزید.

مأمون گفت: پس ولایت عهدى‏ را به شما واگذار مى کنم. حضرت علیه السلام فرمود: مرا از این کار معذور دار. «فقال له المأمون کلاما فیه کالتهدید له على الامتناع علیه و قال فى کلامه: ان عمر بن الخطاب جعل الشورى فى ست احدهم جدک امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام و شرط فیمن خالف منهم ان یضرب عنقه و لابد من قبولک ما اریده منک، فانى لا اجد محیصاً عنه؛ مأمون سخن تهدیدآمیزى به زبان آورد و در ضمن سخنانش گفت: عمر بن خطاب خلافت را به طور مشورت میان شش تن قرار داد که یکى از آنان جد تو امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام بود و شرط کرد درباره آن کس که از این شش تن سرپیچى کند، گردنش را بزنند و شما به ناچار باید آن چه را من خواسته ام، بپذیرى. من راهى جز این ندارم».

و اینچنین مأمون حضرت را مجبور ساخت که به خراسان بیاید، ظاهراً محترمانه و به عنوان ولایت عهد، امّا در باطن ایشان را تحت نظر قرار داد تا از این جهت فکرش راحت باشد. او فکر مى کرد با این برنامه،دیگر خطرى حکومت او را تهدید نخواهد کرد.

ولایتعهدی به مثابه ی رسانه ای برای نشر علوم اسلامی

زمان امام رضا علیه السلام زمان بسیار مهمّى بود که اسلام گسترش یافته و مکاتب و مذاهب مختلف در جامعه پیدا شده بود. کتاب هاى متعدّدى به عربى ترجمه شده و افکار اسلام با مکاتب مختلف مخلوط شده و افکار التقاطى به وجود آمده بود. تبلیغات ضد اسلامى فراوان و مسلمان هاى خالص کم شدند. امام علیه السلام در چنین زمانى براى یک نهضت فکرى و علمى قیام کرد. در آن زمان وسایل ارتباط جمعى نبود، یکى از بهترین مکان ها براى نشر افکار، دربار خلفا بود که اگر مسئله اى در آنجا مطرح مى شد، سینه به سینه نقل شده و گسترش مى یافت. یکى از دلایلى که امام ولایت عهدى مأمون را پذیرفت همین جهت بود به خصوص که مأمون هم در ظاهر ادّعاى تشیع مى کرد و هم مردى دانشمند بود و مى خواست با علما باشد و دانشمندان به دربارش راه داشتند، به همین جهت دربار او محلّ بحث مذاهب مختلف بود.

لذا گرچه ولایتعهدی از سوی مأمون به حضرت رضا علیه السلام تحمیل شد وایشان برخلاف میلشان از مدینه به طوس آمدند، لیکن هنر امام تبدیل این تهدید بهعنوان فرصت بود و با توجه به اینکه در آن زمان رسانه ای وجود نداشت و تنها رسانه فعال نیز از آن دشمن بود، امام علیه السلام با پذیرش ولایت عهدی از شرایط دربار مأمون که مانند رسانه اخبار را در جامعه پخش میکردند به خوبی بهره گرفت و از طریق همین رسانه برای تقویت پایه های عقیدتی دین تلاش کرد و شک و شبهه ها را برطرف نمود.

یکی از دلایل پذیرش ولایت عهدی از سوی امام رضا علیه السلام این بود که ایشان می توانست از طریق جایگاه ولایت عهدی علوم اسلامی را در جهان گسترش دهد. جایگاهی که امام رضا علیه السلام در ولایت عهدی به دست آورد باعث شد تا پرده از علوم اسلامی برداشته شود.

در تبیین این مدعا باید گفت به دلیل جاذبه دربار خلافت (بیم و ترسى که مردم داشتند از یک سو و جوایز کلان مأمون از سوى دیگر)، معروف ترین و فعال ترین دانشمندان مذاهب و فرقه ها به آن جا راه مى یافتند و جلسات مناظره اى که با هیچ قیمت امکان تشکیل آن در خارج از دربار نبود، برپا مى کردند. این جلسات به امام علیه السلام مجال بسیار خوبى براى اداى رسالت بزرگ خویش در نشر علوم اسلامى و بستن راه بر مخالفان در آن شرایط حساس تاریخ اسلام مى داد که این، یکى از بزرگ ترین آثار غیر منتظره ولایت عهدى تحمیلى مأمون بر امام علیه السلام بود.

ولایتعهدی و مناظره های تاریخی امام رضا علیه السلام

به اعتقاد من یکی از دلایلی که حضرت، ولایتعهدی را پذیرفت این بود که بتواند با سایر بزرگان ادیان و مذاهب مناظره کند و حقانیت اسلام را به آن ها بفهماند؛ چون حضرت به این مسئله شناخته شده بودند؛ امام رضا علیه اسلام می دانستند در دربار مامون امکان مناظره و شکست مذاهب انحرافی را دارند و در این راستا ولایتعهدی مامون را پذیرفتند.

در نتیجه امام علیه السلام از جلسات مناظره دربار مأمون به عنوان‏ یکى‏ از مؤثرترین‏ وسایل‏ ارتباط جمعى آن روز بهره کافى گرفت؛ زیرا اخبار این جلسات به دلیل شرایط خاص حاکم بر آن، در سرتاسر کشورهاى اسلامى پخش مى شد. امام از این طریق نه تنها توطئه هاى تخریبى مأمون را خنثى فرمود و او را ناکام گذاشت، بلکه جامعه اسلامى آن روز را که، در شرایط بسیار حساسى از نظر فکرى و فرهنگى به سر مى برد، از انحراف‏ رهایى بخشید.

در واقع اگر دفاعیات امام رضا علیه السلام از مکتب اهل بیت علیهم السلام نبود اسلام به خطر می افتاد، لذا خدمتی که حضرت رضا علیه السلام در مناظرات خود کردند بسیار بینظیر و ارزشمند بود، به همین جهت نیز یکی از القاب این بزرگوار عالم آل محمد صلّى الله علیه وآله وسلّم است.

ولایتعهدی و تعمیق و گسترش تشیع ایرانیان

یکی از عللی که امام رضا علیه السلام ولایتعهدی مامون را پذیرفتند این بود که با الهام الهی، توجه داشتند که مهم ترین پایگاه تشیع ایران است و اگر به ایران سفر کنند این کشور را پایگاه فرهنگ اهل بیت علیهم السلام خواهند کرد.

لذا مأمون زمانی که حضرت رضا علیه السلام را به خراسان طلبید، از ترس اینکه حضرت از کوفه و قم که مرکز عمده شیعیان آن روز بود عبور نکند تا مشکلى براى حکومت وقت حاصل نشود، به حضرت نوشت از طریق‏ بصره و اهواز و فارس به سمت خراسان حرکت کند. ولى برخى شواهد تاریخى نشان مى‏دهد که حضرت از مسیر قم به خراسان رفت و مدّت کوتاهى در قم اقامت داشت.

ورود حضرت رضا علیه السلام در سال ٢٠٠ هجرى به قم و استقبال گرم مردم از آن حضرت، بیانگر آن است که در اواخر قرن دوم وآغاز قرن سوم هجرى در قم زمینه‏ هاى عمیق و وسیعى براى بروز فرهنگ تشیع‏ و فقه آل محمّد صلّى الله علیه وآله وسلّم وجود داشته است.

قبول ولایت از طرف ظالم!

در روایات متعددى که از امام على بن موسى الرضا علیه السلام نقل شده می خوانیم که: بعضى از مردم که آشنا به معیارهاى اسلامى نبودند، گاهى به امام ایراد می گرفتند که چرا با آن همه زهد و بى‏اعتنایى به دنیا این پست و مقام ولایت عهدى مامون را پذیرفته اى؟ امام در جواب سؤال فرمود: «آیا پیامبر برتر است یا وصى پیامبر» در پاسخ عرض کردند: نه پیامبر افضل است، فرمود: کدام افضل است، مسلم یا مشرک، عرض کردند مسلم، فرمود: عزیز مصر مشرک بود و یوسف پیامبر بود، و مامون (ظاهرا) مسلمان است و من وصى پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم و یوسف از عزیز مصر خواست که او را بر خزائن مصر قرار دهد و گفت من حفیظ و علیمم، در حالى که من مجبور به پذیرفتن این مقام شدم.

در «فقه» در بحث قبول ولایت از طرف ظالم این بحث بطور گسترده آمده است که قبول پست و مقام از سوى ظالم همیشه حرام نیست، بلکه گاهى مستحبّ و یا حتى واجب می گردد و این در صورتى است که منافع پذیرش آن و مرجحات دینیش بیش از زیان هاى حاصل از تقویت دستگاه باشد.

 به هر صورت قبول یا رد اینگونه پست ها تابع قانون اهم و مهم است، و باید سود و زیان آن از نظر دینى و اجتماعى سنجیده شود، چه بسا کسى که قبول چنین مقامى می کند سرانجام به خلع ید ظالم می انجامد و گاه سرچشمه اى می شود براى‏ انقلاب ها و قیام هاى بعدى، چرا که او از درون دستگاه زمینه انقلاب را فراهم می سازد، و یا سنگر و پناهگاهى هستند براى مظلومان و محرومان و از فشار دستگاه روى اینگونه افراد می کاهند. بنابراین نجات یک ملت و حفظ جان انسان هاى بی گناه ایجاب می کرد که از فرصتى که ایجاد شده به نفع همه مردم، مخصوصا محرومان، استفاده کند.

از سوی دیگر گاهى بحران هاى اجتماعى و اقتصادى چنانست که پایه‏ هاى حکومت خود کامگان را از اساس می لرزاند آن چنان که همه چیز خود را در خطر می بینند، در اینگونه موارد براى رهایى خویشتن از مهلکه حتى حاضرند از یک حکومت عادلانه مردمى استقبال کنند، تا خود را نجات دهند. این ها امورى است که هر یک به تنهایى مى‏تواند مجوز قبول اینگونه پست ها باشد.

سخن آخر: (ولایتعهدی امام رضا علیه السلام، بازنمایی رابطه بین دین و سیاست است)

سیره ائمّه اهل بیت علیهم السلام نشان می دهد که آنان، دین را جداى از سیاست نمی دانستند؛ لذا در عصر خلفاى بنى عبّاس و بنى امیه، غالباً امامان اهل بیت علیهم السلام یا در زندان بودند و یا در تبعید و یا در خانه‏ هایشان تحت نظر، و تمام این امور به جهت آن بود که حاکمان ستمگر وقت از قیام آن ها براى تشکیل حکومت اسلامى بیم داشتند.

قبول ولایت ‏عهدى‏ از سوى امام على بن موسى الرضا علیه السلام هر چند تحت فشار مأمون و براى جهات سیاسى صورت گرفت. به خوبى نشان می دهد که امامان راستین تشکیل حکومت عدل الهى را از وظایف‏ حتمى خود می شمردند و از هر فرصتى براى آن استفاده می کردند و دشمنان آن ها نیز به خوبى بر این امر واقف بودند.

یادداشت

٢

«انجیل» در قرآن

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله

بحث و بررسی پیرامون انجیل در پژوهش های اسلامی دارای اهمیت است. آیات و روایات و منابع تاریخی مسلمانان به دفعات از انجیل یاد کرده و نقل قول های فراوانی در این زمینه ذکر کرده اند.

حال در ماه رمضان که ماه نزول کتاب هاى بزرگ آسمانى است و در کلام نورانی امام صادق علیه السلام در دوازدهم ماه مبارک رمضان «انجیل» نازل گردیده، شایسته است این مسأله بیش از پیش مورد واکاوی قرار گیرد.

معنی «انجیل»؟

«انجیل» در اصل، کلمه یونانى است به معناى‏ «بشارت» یا «آموزش جدید» و نام کتابى است که بر حضرت عیسى علیه السلام نازل شده است.

انجیل در قرآن

واژه «انجیل» ١٢ بار در قرآن‏ مجید استعمال شده است. قرآن‏ در هر جا که از کتاب عیسى علیه السلام نام برده «انجیل» را به صورت مفرد آورده است، و نزول آن را از طرف خدا معرفى می کند، بنا بر این اناجیل بسیارى که بین مسیحیان متداول است، حتى معروف ترین آن ها یعنى انجیل هاى چهارگانه (لوقا، مرقس، متى و یوحنا) وحى الهى، نیستند.

مسیحیان اعتقاد دارند که این چهار انجیل به وسیله این چهار تن از یاران مسیح علیه السلام، یا شاگردان آن ها نگاشته شده، و تاریخ تألیف آن ها به ٣٨ سال بعد از حضرت مسیح علیه السلام، تا حدود یک قرن بعد از او می رسد؛ بنابراین کتاب اصلى مسیح علیه السلام به عنوان یک کتاب آسمانى مستقل، به دست فراموشى سپرده شده و تنها بخش هایى از آن که در حافظه این چهار تن بوده است، آمیخته با افکار خودشان در این‏ «چهار انجیل» تحریر یافته است.

فلسفه نزول کتاب های آسمانی؟

براى هر زمانى حکم و قانونى مقرر شده: «لِکلِّ أَجَلٍ کتابٌ‏» تا بشریت به مرحله بلوغ نهایى برسد و آخرین فرمان صادر شود. بنابراین جاى تعجب نیست که خداوند یک روز تورات را نازل کند، و روز دیگر انجیل را، و سپس قرآن را، چرا که بشریت‏ در زندگى‏ متحول‏ و متکامل خود، نیاز به برنامه هاى متفاوت و گوناگونى دارد.

آیه بعد به منزله تأکید و استدلالى است بر آنچه در ذیل آیه قبل گفته شد و آن اینکه هر حادثه و هر حکم و فرمانى، زمان معینى دارد که گفته اند: «الاُمورُ مَرهونَةٌ بأوقاتِها؛ کارها، گروگان زمان هاى خود هستند».

و اگر می بینى بعضى از کتب آسمانى جاى بعض دیگر را می گیرند به خاطر آن است که؛ «یمْحُوا اللَّهُ ما یشاءُ وَ یثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکتابِ؛ خداوند هر چیزى را بخواهد محو می کند همانگونه که به مقتضاى اراده و حکمت خویش امورى را اثبات می نماید، و کتاب اصلى و ام الکتاب نزد او است».

انجیل؛ کتاب آسمانی مسیح علیه السلام

قرآن کریم حضرت مسیح علیه السلام را به عنوان یکى از پیامبران اولوا العزم (صاحب شریعت و کتاب آسمانى) ستوده است، و در موارد متعددى از انجیل به عنوان یک کتاب آسمانى یاد می کند:«وَ آتَیناهُ الْإِنْجِیلَ؛ ما به او انجیل عطا کردیم».

خداوند اهل کتاب (یهود و نصارى) را مخاطب ساخته و می گوید: «قُلْ‏ یا أَهْلَ‏ الْکتابِ‏ لَسْتُمْ‏ عَلى‏ شَی‏ءٍ حَتَّى تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیکمْ مِنْ رَبِّکمْ‏؛ اى اهل کتاب شما هیچ موقعیتى نخواهید داشت مگر آن زمانى که تورات و انجیل و تمام کتب آسمانى را که بر شما نازل شده بدون تبعیض و تفاوت بر پا دارید». زیرا این کتاب ها همه از یک مبدء صادر شده و اصول اساسى آن ها یکى است، اگر چه آخرین کتاب آسمانى، کامل ترین و جامع ترین آن ها است‏.

انجیل؛ کتاب هدایت گر

انبیای الهی یکى بعد از دیگرى با اهدافى هماهنگ قیام کردند و چراغ هدایت را فرا راه مردم قرار دادند تا نوبت به حضرت مسیح علیه السلام رسید؛ «وَ قَفَّینا بِعِیسَى ابْنِ مَرْیمَ؛ و بعد از آنان عیسى بن مریم را مبعوث کردیم».

در قرآن‏ مجید از «انجیل‏» به عنوان هدایت و نور، یاد شده‏ است؛ «وَ قَفَّینا عَلى‏ آثارِهِمْ بِعِیسَى ابْنِ مَرْیمَ مُصَدِّقاً لِما بَینَ‏ یدَیهِ‏ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَیناهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَینَ‏ یدَیهِ‏ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ؛ و به دنبال آن ها (یعنى پیامبران پیشین) عیسى بن مریم را قرار دادیم که به آنچه پیش از او فرستاده شده بود از تورات تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود و (کتاب آسمانى او نیز) تورات را که قبل از او بود تصدیق می کرد و هدایت و موعظه براى پرهیزکاران بود».

قابل توجه اینکه در آیه فوق در مورد انجیل نخست «فِیهِ هُدىً‏» گفته شده سپس «هدى» بطور مطلق آمده است، این تفاوت تعبیر ممکن است بخاطر آن باشد که در انجیل و کتاب هاى آسمانى دلائل هدایت بر هر کس بدون استثناء هست ولى براى پرهیزکاران که در آن به دقت می اندیشند، باعث هدایت و تربیت و تکامل است. البته اطلاق نور به این کتاب در قرآن، ناظر به انجیل اصلى است.

سخن آخر: (آیا قرآن مندرجات تورات و انجیل را تصدیق می کند؟!)

خداوند در آیه ٤٨ مائده می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الْکتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ مِنَ الْکتابِ؛ ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم در حالى که این کتاب، کتب آسمانى پیشین را تصدیق می کند».

همین امر سبب شده که جمعى از مبلغان یهود و مسیحى، این آیات را سندى بر عدم تحریف تورات و انجیل بگیرند.

در پاسخ باید گفت: در مورد آیاتى که تعبیر به‏ «مُصَدّقًا لِّمَا بَینَ یدَیهِ» شده، اشاره به این حقیقت است که آیات مختلفى از قرآن گواهى می دهد که نشانه هاى پیامبر اسلام و آیین او در همان کتاب هاى محرّف که در دست یهود و نصاراى آن زمان بوده وجود داشته، زیرا مسلّم است منظور از تحریف کتاب هاى آسمانى این نیست که تمام کتاب هاى موجود باطل و بر خلاف واقع است، بلکه به یقین بخشى از تورات و انجیل واقعى در لا به لاى همین کتاب ها وجود داشته و دارد و نشانه هاى پیامبر اسلام یا در همین کتاب ها و یا سایر کتاب هاى مذهبى که در دست یهود و نصارى بوده، وجود داشته است (الان هم اشاراتى در آن ها هست).

در آیه‏ «الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولُ النَّبِّىَّ الْأُمّىَّ الَّذِى یجِدُونَهُ مَکتُوبًا عِنْدَهُمْ فِى التَّورَیةِ وَالْإِنْجِیلِ» این حقیقت صریحاً بیان گردیده است.

در هر حال آیات فوق چیزى جز «تصدیق کردن عملى» قرآن و پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم نسبت به نشانه‏ هاى حقانیت او که در کتب گذشته بوده است نیست، و دلالتى بر تصدیق تمام مندرجات تورات و انجیل ندارد.

ضمنا از جمله «أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکتابِ‏؛ بهره اى از کتاب (آسمانى) داشتند» بر می آید که تورات (و انجیلى) که در دست یهود و نصارى در آن عصر بود، تمام تورات و انجیل‏ اصلى نبود، بلکه تنها قسمتى از آن بود احتمالا و قسمت بیشتر از این دو کتاب آسمانى، از میان رفته یا تحریف شده بود.

تاریخ گواهى می دهد، اناجیل‏ چهارگانه سال ها پس از حضرت مسیح علیه السلام به وسیله عدّه اى به رشته تحریر درآمده و بدین ترتیب از انجیلى که به صورت یک کتاب آسمانى بر حضرت عیسى علیه السلام نازل شده نشانى در دست نیست.

مورّخان مسیحى نیز به این مسأله معترفند که این کتاب ‏ها بعداً نگارش یافته و از دادن توضیح قانع کننده درباره اینکه انجیل واقعى (کتاب آسمانى مسیح) چه شده است عاجزند.

به همین دلیل نمی توان همه آنچه را در عهد جدید (انجیل و کتب وابسته به آن) آمده است پذیرفت، و نه همه آن قابل انکار است، بلکه مخلوطى است از تعلیمات این پیامبر بزرگ، با افکار و اندیشه هاى دیگران.

منابع:

١.تفسیر نمونه

٢. پیام قرآن

٣. مسیحیت در دنیاى کنونى

پرونده ویژه

١

واکاوی مفهوم «جمهوری اسلامی»

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

بی تردید براى پيشبرد اهداف مقدس الهى و برچيدن بساط ظلم بايد از قدرت و قوت استفاده كرد. ممكن است انكار زبانى تأثيرات محدودى داشته باشد ولى آنچه مى تواند بساط ظلم ظالمان را برچيند و عدل و داد را جايگزين سازد همان تكيه بر قدرت است.

از اين جا لزوم تشكيل حكومت اسلامى براى تحقق بخشيدن به اهداف اسلام استفاده می شود که تحقق اين موضوع را با چشم خود در تشكيل نظام جمهورى اسلامى مشاهده كرديم. قبل از آن در مساجد و مجالس مختلف مذهبى سخن از احكام و برنامه هاى اسلامى، بسيار بود كتاب هاى فراوانى در اين زمينه نوشته شد ولى تأثير آن ها محدود بود. آنچه توانست به حكومت ظالمان و خودكامگان پايان دهد و به اجراى احكام اسلامى در سطح گسترده كمك كند قيام عمومى مردم و تكيه بر قدرت جماهير بود؛ اینگونه است که کشور ما تنها كشورى است كه به نام جمهورى اسلامى است.

چیستی مفهوم «جمهوری اسلامی»

بدیهی است حاكمى كه پيرو هواى نفس باشد منافع و حقوق مردم را فداى مطامع خويش مى كند، و به همين دليل حكومتش ناپايدار و مواجه با شكست خواهد بود.

ممكن است هواى نفس در اينجا معنى وسيعى داشته باشد كه هم هواى نفس خود انسان را شامل شود، و هم هواى نفس مردم را، حال ما امروز شاهد آثار نكبت بار اين طرز تفكر در دنياى به اصطلاح متمدن هستيم كه گاهى شنيع­ترين اعمال زشت را به خاطر تمايلات مردم شكل قانونى داده، و رسوايى را به حد اعلى رسانده اند كه قلم از شرح آن شرم دارد.

درست است كه پايه هاى حكومت بايد بر دوش مردم باشد، و با مشاركت عموم تحقق يابد، اما اين به آن معنى نيست كه معيار حق و باطل در همه چيز و در همه جا تمايلات اكثريت باشد.

بلکه حكومت بايد چهارچوبه اى از حق داشته باشد اما در پياده كردن اين چهارچوب از نيروى جامعه كمك گيرد. و معنى جمهورى اسلامى كه ما خواهان آن هستيم و از دو كلمه «جمهورى» و «اسلامى» تركيب يافته نيز همين است؛ لذا اصول از مكتب گرفته مى شود و اجرا با مشاركت مردم، به عبارت دیگر جمهوریت یعنی اتکا به ملت و اسلامیت یعنی در چارچوب اسلام حرکت کردن.

جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد

اگر با دیده ی انصاف نگاه کنیم می بینیم که انقلاب اسلامی در نوع خودش یا کم نظیر و یا بی نظیر بوده است؛ در کنار ستایش از  امام (قدس سره) باید در عوامل این حرکت بی نظیر تأمل نمود؛ عوامل بسیاری را می توان مورد لحاظ قرار داد ولی می توان به سه عامل مهم اشاره نمود:

عامل اول آن مسأله ی وحدت رهبری بود یعنی همه اعم از شیعه و سنی و اقلیت های سیاسی و مذهبی تحت یک پرچم و تحت رهبری یک رهبر جمع شدند.

عامل دوم قاطعیت امام (قدس سره) بوده است. امام با دیگران مشورت می کرد و هیئت مشورتی داشت و امثال شهید بهشتی و مطهری در این هیئت حضور داشتند ولی وقتی امام (قدس سره) تصیمی می گرفت در آن قاطعیت داشت. وقتی تصمیم گرفت که شاه باید برود دیگر آن را تغییر نداد و هرچه گفتند که بماند و اختیاراتش را به شما محول کند قبول نکرد و گفت شاه باید برود. روی این کلام ایستاد و آن را عملی کرد. همچنین فرمود: «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر »، هرگز آن را تغییر نداد. هرچه گفتند که برای اینکه برای دنیا قابل قبول شود آن را به نام جمهوری دموکراتیک اسلامی و مانند آن تغییر دهند قبول نکرد.

سوم اینکه ایشان از نیروی مذهب استفاده کرد و به سراغ نیروهای مادی نرفت و برای اسلام و برنامه های اسلامی دل می سوزاند. وقتی آن مرد نادان به قرآن اهانت کرد و آیات شیطانی را نوشت، امام (قدس سره) رأی مهم خود را صادر کرد و با اینکه به ایشان گفتند که دولت ها بر علیه شما اقدام می کنند اعتنا نکرد.

در کنار این عوامل مردم نیز این همه جانفشانی کردند و در جبهه ی جنگ تحمیلی شرکت کردند و شب ها را با دعا به صبح می رساندند همه به سبب خلوص نیّت امام و اهتمام ایشان بوده است.

اگر این عوامل موجب به ظهور رسیدن انقلاب شده است و علت محدثه ی آن بوده است علت مبقیه ی آن هم می تواند باشد. یعنی امروز هم باید متحد شده زیر یک پرچم جمع شویم، در مقابل دشمن قاطع باشیم و نگذاریم دشمن فکر کنیم که سست شده ایم و همچنین نباید بگذاریم که پایه های مذهب سست شود. ایران بعد از انقلاب دارای عظمتی شده است و قدرتی در منطقه به حساب می آید.

لذا جمهوری اسلامی ایران دو رکن جمهوریت و اسلامیت دارد که اگر هر کدام از این دو نباشد نظام ما زمین میخورد. اسلامیت نظام باید از مدارس و دانشگاهها شروع شود و اگر کم و کاستی در این مراکز باشد، اسلامیت متزلزل خواهد شد و به مشکل برمیخوریم.

تفاوت نظام جمهوری اسلامی ايران با ساير نظام های سیاسی

نظام ارزشى دنياى امروز دلار و يورو و پست و مقام است، و اينها نبايد نظام ارزشى حكومت اسلامى باشد. گاه ديده مى شود، كه در بعضى موارد آهسته آهسته دنباله رو نظام ارزشى غرب مى شويم. در حالى كه تبعيت كردن از نظام ارزشى آنها ما را بيچاره خواهد كرد. ما نبايد براى به دست آوردن رأى مردم در انتخابات رياست جمهورى يا مجلس شوراى اسلامى يا ديگر انتخابات اين همه پول خرج كنيم، بلكه مردم بايد بر اساس معيارهاى برخواسته از نظام ارزشى اسلام همچون تقوا، ايمان، علم، دانش، سابقه مبارزاتى، حضور در ميدان هاى جهاد و شهادت و مانند آن، فرد مورد نظر خود را انتخاب كنند.

به عنوان نمونه حضرت نوح پيامبر عليه السلام براى حفظ نظام ارزشى خود حاضر نشد به خواسته ثروتمندان و صاحبان قدرت تن در دهد و تسليم آنها شود، ما نيز به تبعيت از پيامبران الهى بايد در حفظ نظام ارزشى خود كوشا باشيم و اجازه ندهيم آن را دستخوش تغيير كنند، كه آثار بد و پيامدهاى شومى به جاى خواهد گذاشت.

همانگونه که حضرت على عليه السلام حتى در اوج قدرت و به هنگام رسيدن به خلافت و پس از آن، ساده ترين لباس (لباس كرباس) را می پوشد و از ساده ترين غذا (نان جو) استفاده می كند تا لباس گران قيمت و سفره رنگين ارزش محسوب نشود و مردم به ارزش هاى واقعى و حقيقى رهنمون شوند.

رابطه توحید و اخلاص در گفتمان معرفتی جمهوری اسلامی

در تعلیمات دینی مسئله ی توحید و اخلاص بسیار مهم است. توحید فقط یک اصل نیست بلکه خمیرمایه ی تمام اصول دین است و بعضی توحید را به نخ در تسبیح تشبیه می کنند که اگر آن نخ پاره شود تمام مهره ها پراکنده می شود. ولی تشبیه بهتری هم وجود دارد و آن اینکه توحید مانند روح است در بدن که تمام اوامر و نواهی و عقاید شرعی، جسم است و روحِ همه ی آنها توحید است.

مفهوم اخلاص هم اگر تحلیل شود به همین معنای توحید باز می گردد یعنی همه کار برای خدا باشد. ما باید در تمام مسائل خود اعم از سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و سایر امور باید دنبال اخلاص و توحید باشیم.نفاق مغایر آئین اسلامی است. ما نیز مطابق فرمایش امام (قدس سره) باید بگوئیم جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر است و نه یک کلمه کمتر.

«جمهوری اسلامی» منبعث از ارزش های فرهنگی

 گفتنی است جمهوری اسلامی دو کلمه است و کلمه اسلامی در این میان خیلی معنا دارد، زیرا نظام ما جمهوری اسلامی است و اسلامیت حرف اول را می زند و نباید مسائل غیر دینی حاکم باشد.

لذا باید اذعان نمود مسائل فرهنگی از ارکان جمهوری اسلامی است، به طور کلی مسائل فرهنگی یکی از ارکان و پایههای نظام است که متأسفانه در حال کم رنگ شدن است و نهادها یکی پس از دیگری مسئولیت فرهنگ را از خود سلب میکنند. وقتی ما میگوییم جمهوری اسلامی، تقویت جمهوری و اسلامی بودن، وظیفه همه نهادهاست. تمام نهادها بدون استثنا در مقابل مسائل فرهنگی مسئولیت دارند.

لذا باید درک کنیم در چه زمانی و در چه شرایطی قرار داریم ؛ دشمن معتقد است اگر بخش فرهنگی تخریب شود کل نظام تخریب میشود و دشمنان بر این موضوع تأکید دارند؛ به عنوان نمونه یکی از ابزارهای آنها فضای مجازی است که غوغا میکند و دارای مفاسد بسیار است البته موضوعات خوبی را هم شامل میشود اما نشر فسادش بسیار بیشتر است و این موضوع در راستای زدودن اسلامیت نظام است و برای رفع این مشکل باید با برنامه و با تفکر وارد شد.

نظام جمهوری اسلامی؛ امانتی الهی

 بی شک اگر ادای امانت رعایت شود، خیانت برچیده می شود. مشکلات اقتصادی به مقدار زیادی زائیده ی اختلاس ها و خیانت واسطه ها و امثال آن است.

 لذا امانت فقط این نیست که کسی مبلغی در اختیار ما بگذارد و بعد ما آن را به او بگردانیم. بالاتر از آن نظام جمهوری اسلامی، قرآن، ولایت اهل بیت (علیهم السلام)، فرزندان و جوانان ما همه امانت های الهی است و باید سالم به دست دیگران برسانیم، و از آن صیانت کنیم، ما اجازه نداریم در امانت خون شهیدان خیانت کنیم.

نعمت «جمهوری اسلامی»

نعمت ها گاه مادی است و گاه معنوی و گاه نعمت ها زودگذر است و گاه مستمر و پایدار. انسان بعد از نعمت های زودگذر شکر آن را به جا می آورد ولی گاه نعمت هایی به انسان روی می آورد که استمرار دارد؛منظور از این مقدمه ی کوتاه اشاره به نظام جمهوری اسلامی است که یکی از نعمت هایی است که خداوند به ما ارزانی کرده است و به راحتی هم به دست نیامده است. ما سابقاً در رژیم منحط پهلوی از نظر اخلاقی، اقتصادی و سیاسی دچار انحطاط بودیم.

حال آنکه نظام جمهوری اسلامی و استقلال و افتخار که از این ناحیه به ما می رسد و اینکه در منطقه حرف اول را زده و حکومت جمهوری اسلامی مقتدرترين حکومت منطقه است همه و همه از جمله نعمت های بزرگ الهی بر ماست.

لذا باید خدا را شکر کرد که بعد از سی و هشت سال با همه کارشکنی هایی که در مورد نظام جمهوری اسلامی می شود این نظام همچنان پابرجا مانده است و نه تنها در منطقه بلکه در دنیا نیز حرف اول را می زند. البته انکار نمی کنیم که مشکلاتی نیز وجود دارد و باید در حل آنها کوشش نمود.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت برخی از مردم مى گويند دنيا خراب شده در حالى كه خراب نشده، بلكه ما از آن بد استفاده مى كنيم. آفتاب و ماه مى تابند، باران مى بارد، زمين مى روياند، قلب آدمى كار مى كند، اينها كه بد نيست، آدمى از آنها بد استفاده مى كند. از این رو بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه خداوند سرمايه هاى فراوانى به ما داده كه از آن جمله سرمايه انقلاب و نظام جمهورى اسلامى است كه اگر قدر آن را ندانيم دنيا بر ما لعنت مى فرستد.

لذا تقويت نظام جمهورى اسلامى ، رهبرى و مراجع بايد مد نظر قرار گيرد وعشق به امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) در همه مجالس به عنوان اساسى ترين مطلب، زنده نگه داشته شود.

معرفی کتاب

سیری در کتاب

«مسیحیت در دنیای کنونی»

اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله)

در عصر و زمانه ای به سر می بریم که از یک سو ارتباطات میان دینی به ویژه تعامل با جهان مسیحیت اجتناب ناپذیر است، از سوی دیگر تهاجم فراگیر غرب علیه مسلمانان در قالب اسلام هراسی و حملۀ مذهبی از سوی اربابان کلیسا به شدت خودنمایی می کند، که بسط و گسترش هدفمند کلیسا های خانگی و ترویج مسیحیت در کشورهای اسلامی به نوبۀ خود مویّد این مدّعاست.

بر این اساس ضرورت بازشناسی الهیات و عقاید مسیحی و نشر حقایق آموزه های مسیحیت کنونی به طور منطقی و مستدل در قالب تألیف کتاب در راستای صیانت از امت اسلامی به ویژه جوانان بر علمای اسلامی انکار ناپذیر است.

در این بین آیتالله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) از جملۀ علمای فرهیخته و دغدغه مندی است که در همین راستا با تألیف کتاب ارزشمند «مسیحیت در دنیای کنونی» به معرفی چهره واقعی مسیحیت امروزی پرداخته است.

انگیزۀ تألیف اثر

مولّف در پیشگفتار کتاب در تشریح انگیزۀ تألیف کتاب به تحریف آئین مسیحیت و تبدیل آن به تثلیث و خدایان سهگانه، بدعت ناروای زهد و رهبانیت مسیحی و نیز نقش مسیحیت تبلیغی، به عنوان ابزار دست استعمار اشاره کرده و می نویسد: سردمداران کلیسا پیوسته از دولت های استعماری حمایت میکنند، رژیم غاصب اسرائیل هرگز از سوی ارباب کلیسا مورد نکوهش جدّی قرار نگرفت. در کشورهای اسلامی مبلّغان مسیحی نیز فعّالتر شده اند که استعمارگران را برای رسیدن به اهداف خود و مصادره کردن انقلاب ها کمک کنند.

اختصاص بیشترین پیروان مذاهب جهان به مسیحیت، گسترۀ مسیحیت در ممالك به ‏اصطلاح متمدّن اروپايى و آمريكايی، وابستگى و پيوند آن با استعمار و جنبش‏ هاى ضدّ اسلامى و بهره گیری از دستگاه ‏هاى مجهّز تبليغاتى حتّى در كشورهاى اسلامى از جمله عواملی است که مولف در بیان ضرورت مطالعه و بررسی مسيحيّت كنونى بر شمرده است.

لذا این امور سبب شد که معظم له برای روشن شدن اذهان برادران و خواهران مسلمان، مجموعه ای کاملًا گویا و مستدل و مستند و دور از هرگونه اهانت را تألیف نموده و اینچنین چهره واقعی مسیحیّت کنونی را معرفی کرده و آن را در اختیار همگان قرار داده است تا همگی خطرات و اهداف تبلیغاتی آن ها را دریابند و هرگز فریب چهره ظاهری بشردوستانه آن ها را نخورند.

«مسیحیت در دنیای کنونی» در یک نگاه

نویسنده در این کتاب پس از بررسی فرقه های مسیحیت، اناجیل چهارگانه و دیگر کتب مسیحیان را بیان کرده و سپس محتوی اناجیل و سایر کتب عهد جدید را توضیح داده است. موضوعاتی چون: عقاید مسیحیان، شگفتی های توحید و تثلیث، شخصیت مسیح از دیدگاه مسیحیان، ولادت و نسب مسیح و سرانجام زندگی وی نیز در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته اند.

ساختار اصلی کتاب

کتاب «مسیحیت در دنیای کنونی» شامل پیشگفتار و عناوین اصلی است که مهمترین آن عبارت است از: پیش آهنگان استعمار، مذاهب بزرگ دنیا، آیین مسیحیت، بررسی اناجیل چهارگانه و کتب دیگر مسیحیان، دورنمای مسیحیت، چگونگی عقاید مسیحیان، سرانجام زندگی مسیح.

گزارش محتوایی اثر

گونه شناسی مسیحیت معاصر

مولف در آن اثر به خاستگاه معرفتی و تاریخی فرقه هاى سه گانه اصلى مسیحیت یعنی کاتولیک، پُروتِستان و اُرتودُکس پرداخته و ویژگی و شاخصه های این مذاهب سه گانه را مورد واکاوی قرار داده است.

در فرازی از کتاب می خوانیم: کاتولیک ها به بهشت فروشی و مغفرت نامه و بخشش گناه به وسیله کشیشان و شفاعت مقدّسین عقیده دارند. آن ها روحالقدس را در عین حال از پدر و پسر میدانند و معتقد به رهبانیّت شدید و تجرّد اجباری کشیشان و ازدواج نکردن آن ها در تمام عمر هستند.

بررسی اناجیل چهارگانه

نویسنده در این بخش وضعيّت اناجيل و ساير رساله‏ هاى عهد جديد و چگونگى پيدايش آن ها و مضامين موجود در آن ها را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.

مولّف با توجه به تاريخ نگارش انجيل ‏هاى چهارگانه و ساير كتب عهد جديد و هويّت نويسندگان آن ها، همچنين با توجه به مطالعه محتويّات اين كتاب‏ ها و گواهى مسيحيان، می نویسد: اناجيل و ساير كتاب ‏ها و رساله‏ هاى عهد جديد هيچ‏ يك صورت كتاب آسمانى ندارد بلکه بخشى از نوشته‏ هايى است كه شاگردان مسيح يا شاگردانِ شاگردان او سال ‏ها پس از وى به رشته تحرير درآوردند.

نقد و بررسی رهبانیت مسیحی

صاحب اثر قطع نظر از مدارك تاريخى و اعترافات صريح مورخان مسیحی مبنی بر غیر آسمانی بودن اناجیل موجود، خود اناجيل را از نظر محتويّات، مورد مطالعه و بررسى قرار داده و با تبیین تناقض ها و اختلاف های موجود در محتوای کتب عهد جدید، سست و بى‏اساس بودن بسيارى از مندرجات و محتويّات آن ها را اثبات کرده است.

الوهیت پنداری مسیح، نسبت شراب سازى به حضرت عیسی (علیه السلام) در انجیل، اهانت به حضرت عیسی (علیه السلام) در داستان مریم مجدلیه، ممنوعیت طلاق در مسیحیت و ترویج رهبانیت و منع ازدواج از جمله مسائلی است که در این اثر مورد نقد و بررسی مولّف قرار گرفته است.

معظم له در بخشی از کتاب در نقد رهبانیت مسیحی می نویسد: تجرّد هميشگى كه كليساى كاتوليك الان هم آن را به عنوان يك قانون اجبارى براى كشيشان مى‏شناسد، هم بر خلاف مندرجات كتب مقدّسه عهد جديد است و هم برخلاف عقل و مصالح اجتماع.

اين موضوع سبب مى‏شود كه روحانيّت كاتوليك كه طرفدار تجرّد اجبارى كشيشان است آلودگى ‏هاى فراوانى پيدا كند، چه اينكه مى‏دانيم غريزه جنسى از سركش‏ترين غرايز بشر است و محدود ساختن آن در يك عمر براى اغلب افراد ميسّر نيست و طغيان آن موجب بروز رسوايى مى‏شود و اين موضوع در روحانيّت مسيحيّت بارها اتّفاق افتاده و جنجال‏ هاى عجيبى آفريده است.

بررسی و نقد مساله گناه از دیدگاه مسیحیت

مولف بحث گناه را یکی از مسائل اصولی مسیحیّت کنونی دانسته؛ چرا که طبق منابع مسیحی ، همه گناهکار و غلام و بنده گناهان هستند و اصولًا سرشت و طبیعت آدمی بر فساد و گناه بنیان شده است.

معرفی شدن نسل بشر به يك نسل گناهكار، تعیین گناه ارثی و بی دلیل برای بشر، مغایرت تطهیر از گناه از طریق قربانى شدن يك تن و شكنجه ديدن حضرت عیسی(علیه السلام)! با آثارعمیق گناه در روح و جان و صفات و اخلاق انسان و انحصار مسيحيّت كنونى در تخدير و تسكين غير منطقى وجدان ناراحت گناهكاران، از جمله ایراداتی است که مولّف به مسألۀ گناه از دیدگاه مسیحیت وارد کرده است.

نویسنده این بخش از تعلیمات کلیسا را در قسمت تبلیغات خارجی نیز مهم ارزیابی کرده زیرا مسیحیت تبشیری همواره دورافتادگان از مسیحیّت را به نجات از گناه و تطهیر از پلیدی ذاتی و اکتسابی در سایه ایمان به مسیح دعوت میکنند.

مولف نتیجه این مسأله را هموار سازی «گناهبخشی کشیش» که از مراسم هفتگانه مقدّس مذهبی مسیحی است، بر شمرده که رونق کامل خصوصاً از نظر درآمد های مادّی به دستگاه کلیسا میبخشد.

تثلیث در ترازوی نقد

آموزه تثلیث که در واقع ريشه همه انحرافات اساسى و بهعنوان پاشنه آشیل و نقطه ضربهپذیر مسیحیت بهشمار میآید، از جمله موضوعاتی است که مورد نقد و بررسی مولّف قرار گرفته است.

نویسنده کتاب در اینباره مینویسد: موضوع جدایی علم از مذهب نیز که نه تنها مخالفان مسیحیت عنوان کرده اند، بلکه بسیاری از مؤمنان به مسیحیت آن را به رسمیت میشناسند و صریحا میگویند نباید انتظار داشته باشیم که تمام مسائل مذهبی بر وفق عقل و علم باشد، بلکه ممکن است با یکدیگر تطبیق نکنند، ظاهرا از مسأله تثلیث(البته و امثال آن) سرچشمه گرفته است تا آنجا که قلمرو علم و دین را به کلی از یکدیگر جدا ساخته اند.

بی شک مخاطبان با مطالعه کتاب«مسیحیت در دنیای کنونی» در مى یابند که مسیحیت کنونى که این همه در زمان ما در داخل و خارج براى آن تبلیغ مى کنند آئینى است که با منطق عقل سازگار نیست، و عمر آن پایان یافته است.

لازم به ذکر است اين اثر نفیس ، نخستین بار در سال ١٣٩٠ در یک جلد و در ١١٩صفحه و در قطع رقعی، توسط انتشارات امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) به زیور طبع آراسته شده که تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

معارف اسلامی

ثمرات معنوی و مادی روزه

چکیده :

روزه از جمله اعمال عبادی است که در تمام ادیان الهی با روش های مختلفی وجود دارد و از ارکان اصلی ادیان به شمار می آید. روزه در واقع عنایت خاصی است که خداوند به روزه دار دارد و آنرا به بندگان خود سفارش کرده تا در سایه آن، بتوانند با رهانیدن خود از دام های شیطان، خود را در مسیر انبیا و ائمه(ع) قرار دهند و از هرگونه فساد و بیماری نیز مصون بمانند.

مقدمه

اسلام، تن پروری به معنای نفس پروری و شهوت پرستی را شدیداً محکوم کرده است، اما پرورش بدن به معنای مراقبت و حفظ سلامت و بهداشت را از واجبات شمرده و هر نوع عملی که برای بدن زیان بخش باشد را حرام کرده است. نفس پروری و شهوت رانی، همچنانکه ضد روح پروری است و موجب بیماری روح و روان می گردد، ضد بهداشت و پرورش صحیح جسم نیز هست و منجر به بیماری جسمی نیز می گردد.

بسیاری از آداب و سنن اسلامی نه تنها موجب رشد روحی و معنوی می گردد بلکه بهداشت و سلامت بدن را نیز تضمین می کند. از جمله دستورات خداوند که این اهداف را محقق می سازد روزه است. انسان روزه دار در سایه روزه داری می تواند به رشد روحی و جسمی خود کمک کند و هرگونه آفت و میکروبی را از روح و جسم خود بزداید.

معنای روزه

روزه در لغت به معنای خودداری کردن از چیزی و ترک آن آمده است.(١) و در اسلام به معنای عملی است که انسان برای انجام فرمان خدا از اذان صبح تا اذان مغرب از چیزهایی که روزه را باطل میکند خودداری نماید.

روزه در ادیان الهی

روزه از آن واجباتی است که در تمام ادیان الهی به عنوان یک رکن اصلی به شمار آمده است. علاوه بر اديان الهي مثل اسلام، مسيحيت و يهوديت در طوايف دیگر که جزء اديان الهي نيستند مانند بتپرستان هند نيز اين امر وجود دارد؛ هرچند در جزئیات و کیفیت گرفتن روزه تفاوت­هایی وجود دارد.

قرآن كريم در این خصوص ميفرمايد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَّلَكُمْ تَتَّقٌون» (٢)؛ اي کسانی كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر كساني كه قبل از شما بودند، نوشته شده، تا پرهيزگار شويد.

علامه طباطبايي مي فرمايد: از آيه شريفه «كما كتب علي الذين من قبلكم» بر مي آيد كه بر اديان آسماني گذشته نيز روزه واجب بوده است، هرچند در تورات و انجيلي كه امروز در دست يهودي ها و مسيحي ها است، چيزي كه دلالت بر وجوب روزه نمايد نيست و فقط روزه را بزرگ شمرده و ستوده اند، ولي در عين حال در سال چند روزي را به شيوه هاي مختلف روزه مي گيرند.(٣)

علامه طبرسی مفسر بزرگ قرآن نیز بر وجوب روزه در میان همه ادیان تصریح می کند و می نویسد: روزه در میان انبیا و امت آنان همواره از زمان آدم تاکنون مورد توجه بوده است.(٤)

روزه در اديان ابتدايى

روزه در ادیان ابتدایی و در ميان بوميان و قبايل ابتدايى تقدّس داشته است. از جمله مراسم های قبايل بومى آمريکا پرهيز از خوردن غذا بود. آنها بر این باور بودند که روزه گرفتن در کسب هدايت و راهنمايى از روح اعظم موثر است. نزد بسيارى از اقوام کهن نیز، پرهيز از خوردن و آشاميدن يکى از ابزار ندامت به درگاه خداوند (يان) و به عنوان فديه و کفاره گناهان بوده است. مردم کهن مکزيک نیز امساک از خوردن غذا را به عنوان کفاره گناهان به جا ميآوردند و مدت آن از يک روز تا چند سال متفاوت بود. پارسايان آن ها براى رفع مصيبت ها و بلاهاى همگانى، ماه ها از خوردن غذا خوددارى مى کردند.(٥)

در مصر کهن نيز پس از مرگ پادشاه، رعاياى او روزه مى گرفتند و از مصرف گوشت، نان، گندم، شراب و هر تفريحى پرهيز مى کردند. آن ها حتى از استحمام، تدهين (ماليدن روغن به موى سر) و بستر نرم هم خوددارى مى کردند(٦)

روزه در آيين يهود

در کتاب هاى عهد عتیق، از روزه داشتن انفرادى افرادى هم چون داود، عزرا، الياس، دانيال و ديگرانسخن گفته شده است.(٧) حضرت موسي (عليهالسلام ) نیز پيش از دريافت الواح عهد از يهوه، چهل شبانهروز در کوه سينا روزه گرفت و از خوردن و آشاميدن پرهيز کرد.(٨) همچنین درتورات آمده است كه خداوند به يعقوب نبي (عليهالسلام ) فرمود : «فجعلك صائماً وَ متواضعاً »؛ خداوند ترا خاضع و روزهگير ساخت. همه این شواهد بيانگر آن است که روزه درميان يهوديان وجود داشته است و به آن توجه ویژه ای می ­شده است.

روزه در آيين مسیحیت

در کتب مقدس مسیحیان نیز به وجوب روزه تصریح شده و روزه داری مورد ستایش قرار گرفته است. (٩) و در انجیل به روزه گرفتن حضرت مسیح (علیه السلام) به مدت چهل شبانه روز اشاره شده است.(١٠) روزه مشهور مسیحیان چهل روز و پیش از عید فصح(پاک) است.

روزه در اسلام

در دین اسلام نیز از روزه به عنوان یکی از واجبات الهی نام برده شده است. در چندین آیه از قرآن، دستور روزه گرفتن در ماه رمضان و بسیاری از احکام مربوط به آن آمده است.(١١) در آیات دیگری نیز دستور روزه گرفتن به عنوان کفّاره برخی گناهان ذکر شده است.(١٢)

حکم روزه در صدر اسلام

بر اساس آنچه از روايات به­دست مي آيد، در آغاز نزول حكم روزه، مسلمانان فقط حق داشتند پيش از خواب شبانه غذا بخورند و چنانچه كسي در شب به خواب مي رفت سپس بيدار مي شد خوردن و آشاميدن بر او حرام بود. حتي اگر كسي بعد از نماز شام افطار نكرده خوابش مي برد و آنگاه بيدار مي شد، ديگر نمي توانست چيزي بخورد.(١٣) همچنین در آن زمان آميزش با همسران در روز و شب ماه رمضان حرام بود.(١٤)

در این شرایط يكى از ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نام" مطعم بن جبير" كه مرد ضعيفى بود و روزه داشت، هنگام افطار وارد خانه شد، اما از شدت خستگی قبل از اینکه چیزی بخورد خوابش برد، وقتى بيدار شد گفت: من ديگر حق افطار ندارم، با همان حال شب را خوابيد و صبح در حالى كه روزه‏ دار بود براى حفر خندق (در آستانه جنگ احزاب) در اطراف مدينه حاضر شد، در اثناء تلاش و كوشش به واسطه ضعف و گرسنگى مفرط بيهوش شد، پيامبر بالاى سرش آمد و از مشاهده حال او متاثر گشت. و از طرف دیگر جمعى از جوانان مسلمان كه قدرت كنترل خويشتن را نداشتند، شبهاى ماه رمضان با همسران خود آميزش مى‏ نمودند.

در اين هنگام آيه نازل شد و به مسلمانان اجازه داد كه در تمام طول شب مي توانند غذا بخورند و با همسران خود آميزش جنسي داشته باشند:(١٥) «اُحِلَّ لكم ليلة الصّيام الرَّفثُ الي نسائكم هنَّ لباسٌ لكُم و أنتُم لباسٌ لَهُنَّ علمَ الله أنّكُم كُنتُم تختانُونَ أنفُسكُم فتاب عليكُم و عَفا عنكُم فالآن با شروهُنَّ و ابتغوا ما كتب الله لكُم و كُلُوا و اشربوا حتَّي يَتَبيَّنَ لَكُم الخيطُ الأبيضُ من الخيط الأسود من الفجر ثُمَّ أتِموّا الصِّيامَ الي اللَّيل...» (١٦)؛ (آميزش جنسي با همسرانتان، در شب روزهايي كه روزه مي گيريد، حلال است . آنها لباس شما هستند، و شما لباس آنها. خداوند مي دانست كه شما به خود خيانت كرديد. (و اين كار ممنوع را انجام مي داديد) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد. اكنون با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براي شما مقرر داشته، طلب نماييد و بخوريد و بياشاميد، تا رشته سپيد صبح، از رشته سياه (شب) براي شما آشكار گردد سپس روزه را تا شب ، تكميل كنيد...).

بدين ترتيب خداوند حكم قبلي را برداشت و نسبت به مسلمانان از روي رأفت و رحمت اش تخفيف داد.

البته بايد توجه داشت كه اين مطالب مربوط به شأن نزول آيه است نه اينكه علت برداشتن حكم اين ها باشد و درباره فلسفه جعل ابتدايي حكم پيشين مفسران به اموري اشاره كرده اند، از جمله:

١. اين حكم از همان ابتدا موقت بوده تا به زودي برداشته شود و مسلمانان عملاً بدانند كه در شريعت اسلام اندازه قدرت و توانايي آنها در نظر گرفته شده و به دليل اينكه حكم روزه منجر به حرج مي شد، برداشته و نسخ گرديد.(١٧)

٢. اين حكم شايد آزمايشي بود براي مسلمانان(١٨) تا مسلمانان متعهد را از دیگر مسلمانان شناخته شود.

٣. ممكن است براي آماده ساختن مسلمين نسبت به پذيرش احكام روزه بوده باشد(١٩) تا بدانند كه خداوند در احكام روزه مراعات توانايي هاي آنها را كرده است و از آنها نه تنها كارهاي خارج از توان شان را نمي خواهد، بلكه به اعمالي كه مشقت زياد داشته باشد نيز امر نمي كند و شاهد آن برداشتن حكم مشقت آور روزه از عهده مسلمانان، و اجازه دادن به مسلمانان در انجام اعمال زناشويي و خوردن و آشاميدن در شب هاي ماه رمضان است.

منافع روزه

خداوند متعال قوانینش را بر مبنای فطرت انسان­ها بنانهاده و در دستوراتش مصلحت انسان را لحاظ کرده است. امام باقر(علیه السلام) می فرماید: خداوندی که انسان را خلق کرده می داند که چه چیزی برای او مفید و چه چیزی مضر است در نتیجه چیز مفید را حلال و چیز مضر را حرام کرده است.(٢٠)

خداوند حکیم است و کارش بر اساس حکمت است و کار قبیح و بیهوده ای انجام نمی دهد؛ لذا در ورای هر امر و نهی الهی، حکمتی نهفته است که دربرخی موارد با عنوان «فلسفه احکام» از آن یاد می شود. بخشی از فلسفه احکام را می توان از طریق عقل و یا علوم تجربی شناسایی کرد ولی بخش زیادی از آن را باید از طریق آیات و روایات کشف نمود، و اگر در آیات و روایات مطلبی نیامده باشد عقل و علم بشر راهی برای فهم آنها ندارد. روزه نیز یکی از اوامر الهی است که به طور حتم و یقین از حکمت و فلسفه خاص خود برخوردار است. روزه هرچند به ظاهر تکلیفی شاق است ولی آثار و برکات فراوانی دارد که علم و آگاهی به آنها در پرتو ایمان به وحی و رجوع به آیات آن و تحلیل عمیق علمی برای جامعه بشری ممکن است؛ چرا که حکمت برخی از احکام با تکامل علمی جامعة بشری روشن می شود. ما در این مقاله به برخی از این آثار با توجه آیات و روایات و نیز سخن دانشمندان متخصص اشاره می کنیم:

منافع معنوی

روزه دارای منافع معنوی و اخلاقی بسیاری است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف- روزه مايه تقرب به خداوند متعال است؛

زيرا روزهها شهوت نفس را ميكوبد و قواي قدسي و معنوي انسان را تقويت مينمايد، انسان را به­ياد ترس روز قيامت مياندازد و عطش و گرسنگي آن روز را يادآوري ميكند و انسان را از كسالتها و دیگر مفاسد ميرهاند.

احاديث فراواني كه روزه و روزهداري را مايه تقرب به خداوند دانسته است در متون روائي ما به چشم ميخورد:

١. پيامبر ( صلي الله عليه و آله) در ضمن توصيهاي به اسامه بن زيد چنين فرموده است: «عَلَيْكَ بِالصوْمِ فَاِنَّهُ قُربة اِلَي الله» (٢١) ؛ بر توباد روزهداري زيرا كه روزه موجب تقرّب به خدا ميشود».

٢. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ صَامَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْماً فِی شِدَّةِ الْحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَأٌ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ أَلْفَ مَلَکٍ یَمْسَحُونَ وَجْهَهُ وَ یُبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَطْیَبَ رِیحَکَ وَ رَوْحَکَ مَلَائِکَتِی اشْهَدُوا أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُ» (٢٢)؛ هر کس برای خداوند در روزی بسیار گرم روزه بگیرد و تشنه شود ، خداوند هزار ملک را موظف می کند تا بیایند و صورت این روزه دار را مسح کنند و به او بشارت ( بهشت ) بدهند ، تا اینکه در وقت افطار خداوند به او می فرماید:چقدر بوی تو و روح تو خوش بو شده اند. ای ملائکه ی من! شاهد باشید که من این بنده ام را بخشیده ام.» ایشان همچنین می فرمایند: « أَفْضَلُ الْجِهَادِ الصَّوْمُ فِی الْحَرِّ» (٢٣)؛ روزه گرفتن در گرما از بهترین جهادها است.»

٣. پيامبر(صلي الله عليه و آله) در شب معراج سؤال كرد خدايا برترين اعمال چيست؟ خداوند در جواب فرمود! توكّل بر من و راضي بودن به آنچه قسمت بندهام نمودهام... بعد در ضمن همين حديث خداوند ميفرمايد: اي احمد آيا ميداني كدام وقت بنده به من نزديك ميشود. حضرت فرمود: نه اي پروردگار من. خداوند فرمود: موقعي كه گرسنه و يا در سجده باشد.(٢٤)

٤. خداوند متعال در حديث قدسي ميفرمايد: «الصَّومُ ليِ و اَنا اُجْزي بِهِ» : روزه براي من است و من خودم پاداش او هستم، يعني تقرب به من بهترين پاداش اوست.»

ب- روزه سبب تثبیت اخلاص می شود؛

از عالي‏ترين مراحل تكامل معنوي اخلاص است. در اثر اخلاص، قلب مركز تابش نور الهي مي‏ گردد و حكمت و دانش از قلب بر زبان جاری می شود. در این باره روایاتی نیز وجود دارند:

١. حضرت زهرا(سلام الله عليها) مي‏ فرمايد: «... فرض الله الصيام تثبيتا للاخلاص؛(٢٥) خداوند روزه را براي تثبيت اخلاص واجب كرد».

٢. امام علی(عليه السلام ) در روایتی می فرماید: «فرض الله الصيام ابتلاءً لاخلاص الخلق (٢٦)؛ خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص مردم را بيازمايد».

از اين روايات استفاده مي‏ شود كه روزه با اخلاص رابطه خاصي دارد.

ج- روزه سبب مهار شهوات می شود:

١. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) در این رابطه می فرمایند:«کسی که تمکّن مادی دارد ازدواج کند وگرنه با روزه گرفتن طغیان برخی از غرایز را مهار نماید.»(٢٧)

٢. امام رضا(علیه السلام) نیز می فرماید: روزه گرفتن عامل شکسته شدن شهوت است و روزه انواع شهوات (لعب، لهو، زینت، تفاخر و تکاثر) را تعدیل می کند.(٢٨)

د- تقویت نفس، اراده و ایمان؛

علاوه بر تقرب به خدا، تثبیت اخلاص و مهار شهوات، روزه انسان را به نظم و قناعت و صبر و سایر فضائل عادت می دهد. روزه سبب تقويت روح ايمان در انسان می شود که در قرآن با عبارت «لعلكم تتقون» (٢٩) به آن اشاره شده است. انسانی که تنها به خاطر خدا و در راه او روزه می گيرد، بهترين و بالاترين نتيجه را خواهد گرفت؛ چرا که به وسيله تربيت نفس و ايستادگى در مقابل تمايلات جسمانى و تسلط بر نفس سركش اماره، آنچنان اراده ای پیدا می کند كه چه بسا هيچ دستور اخلاقى و تربيتى ديگرى نمى تواند اين اثر را داشته باشد. انسان سست اراده، با يك لذت زود گذر و يك برخورد ساده، عنان اختيار را از دست می دهد و خود را در مسیر ضلالت می اندازد؛ ولى شخصى كه اراده قوى دارد، در برابر مال دنيا، مقام دنيا، شهوات جنسى، غضب و مانند اين ها مقاوم است و هیچگاه اسیر آنها نمی شود. بهترین شاهد این آثار کاهش آمار جرایم در ایام ماه مبارک رمضان با امساک از خوردن و آشامیدن و کنترل غرایز همراه با خلوص و قصد تقرّب است.(٣٠)

بزرگ ترین مانع پیشرفت معنوی بشر اشتغال به خوردن و آشامیدن و لذایذ بدنی است و بهترین عامل رشد روحی وی نزاهت و پرهیز از این امور است. روزه انسان را از اشتغال به مسائل مادی باز می دارد و فراغت بیشتری برای او فراهم می کند تا به راز آفرینش خود بیندیشد و زاد راهش را فراهم آورد. کم خوری و رعایت اعتدال از بهترین راه های طیّ مسیر کمال است، چنان که پرخوری از بزرگ ترین موانع کمال به شمار می آید. طی مسیر کمال و از جمله رسیدن به مقامات عالی علمی و نیز مشاهده ملکوت عالم، تنها از طریق علم آموزی به شیوه امروزی حاصل نمی شود.

به گفته آیة الله جوادی آملی «ممکن نیست انسان به صرف درس خواندن و پرداختن به یک سلسله الفاظ و نقوش مکتوب و امواج ملفوظ به نورانیت علم که امری ماورای طبیعی و مجرد است راه یابد؛ زیرا محال است امری مادی موجب پیدایش امری مجرد شود. معلم حقیقی نه کتاب نویس است و نه گوینده. کتاب و استاد و درس همگی ابزار و مقدمات خوبی برای تحقق یافتن علمند. عمده سالک بودن، کم خوری و دوری از پرخوری و بدخوری است که انسان را به مشاهدة ملکوتِ عالم می رساند.»(٣١) بر همین اساس برخی از بزرگان فرموده اند: در فضیلت روزه همین بس که انسان روزه دار شبیه فرشتگان شود و غذای او چون فرشتگان جز تسبیح و تحمید حضرت حق تعالی چیز دیگری نیست.(٣٢)

منافع اجتماعی

يكي از فلسفههاي روزه بعد اجتماعي آن است، پيامبر( صلي الله عليه و آله) فرمود: «و هو شهر المواسات؛ ماه رمضان، ماه همدردي است.»(٣٣) روزه ماه رمضان از تعالیم شگفت اسلام است که با آداب و شرایط خاص خود علاوه بر فواید بسیار جسمی و روحی که دارد، فرد مسلمان را در معرض یک تجربه واقعی از گرسنگی و محرومیت قرار می دهد و بدینوسیله حس همدلی و همدردی با نیازمندان را در او زنده نگه می دارد.

از فايده هاى روزه، باخبر شدن اغنيا از حال فقرا است. هشام بن حكم مى گويد: از امام صادق( عليه السلام) از چرایی وجوب روزه پرسیدم، ایشان در پاسخ فرمودند: علت وجوب روزه اين است كه ثروتمند و مستمند با هم يكسان شوند؛ زيرا شخص متمكن و پولدار، هرگز احساس ‍گرسنگى را درك نكرده تا بر شخص فقير و بيچاره رحم كند. براى آن كه هر وقت هر چه خواسته، در اختيار او بوده است و رنج و سختى نكشيده؛ پس خداى تعالى خواست به وسيله روزه بين بندگانش تساوى برقرار فرمايد و به ثروتمند طعم و مزه گرسنگى را بچشاند و اين درد را براى او واضح و ملموس كند؛ تا شايد دلش براى بيچارگان نرم شود و بر گرسنگان ترحم كند.(٣٤)

بنابراین يكي از مهمترين منافع روزه این است كه به انسان هشدار ميدهد كه مسلماني تنها نماز و عبادت و زيارت و اصول عبادي اسلام را بجا آوردن نيست؛ بلكه بايد از حال فقيران و مستمندان نیز مطلع شد و به آنها رسيدگي كرد؛ زيرا هر اجتماعي كه اغنياء آن به فكر مستمندان باشند روي فقر و محروميت را نخواهند ديد و اين از فوائد روزه به شمار می آيد.

تقویت هنجارهای اجتماعی

روزه با توجه به اینکه در اسلام زمان خاصی به آن اختصاص داده شده است، در ایجاد و تقویت هنجارهای مذهبی در جامعه، نقش به سزایی دارد. نمودهای اجتماعی ماه روزه داری (تغییرات ساعات کار و خواب و بیداری مردم، تعطیلی اغذیه فروشی ها در طول روز، ممنوعیت دخانیات، و برپایی افطاریها و مجالس مذهبی، و ... ) با تأثیری که بر فضای عمومی جامعه می گذارد، موجب تقویت هنجارهای دینی و دعوت افراد به همنوایی (درونی یا ظاهری) با فرهنگ دینی، و هماهنگ شدن با اخلاق و رفتار مذهبی می شود.

افراد در جامعه اسلامی، در ماه رمضان، با مشاهده روزه دار بودن اکثریتِ جامعه و حالت ویژه ای که فضای جامعه در شب و روز این ماه به خود می گیرد، یکی از دو نوع احساس درونی متفاوت را تجربه می کنند: در افراد متدین و روزه دار احساس هماهنگی و همرنگی اعتقادی با دیگران و روحیه اعتماد به نفس مذهبی بیشتر پدید می آید؛ و در افراد لاابالی و بی اعتنا به احکام دینی نوعی احساس ناخوشایند ناهمنوایی و ناهمرنگی با جمع بروز می کند که از نظر روانی می تواند منزوی کننده یا بازدارنده و تغییر دهنده رفتار باشد. بی شک هر یک از این دو پیامد روانی، به حفظ و ارتقای سطح دینداری جامعه و امنیت روانی فرد مسلمان در جامعه اسلامی کمک می نماید. بنابراین تعجب برانگیز نیست که هر ساله، طبق آمارهای رسمی نهادهای انتظامی و قضایی، میزان تخلفات و جرایم مختلف در طول ماه رمضان، کاهش چشمگیری پیدا کرده است(٣٥).

تقویت پیوندهای دوستانه و خانوادگی

بی تردید یکی از عوامل تقویت روابط اجتماعی خاص در گروه دوستان، خویشان، و همسایگان، رفت و آمدهایی است که بر اساس دعوت و اجابت برای وعده های غذایی صورت می گیرد، که علاوه بر فایده ای که از نظر برآوردن نیازهای عاطفی و پرورش شخصیت کودکان دارد، برای خود بزرگسالان بسیار مفید و می توان گفت برای سلامت روانی ایشان حیاتی است.

اکنون در دنیایی که به سرعت رو به فردیت و دوری عاطفی افراد از یکدیگر حرکت می کند و به تدریج ارتباطات خانوادگی و خویشاوندی را تضعیف می نماید، ماه مبارک رمضان فرصتی برای مقابله بر این جبر نامیمون دنیای مدرن است. توصیه های موءکد اولیای دین بر افطاری دادن در این ماه شریف از یک سو، و تأکید بر اجابت دعوت دیگران از سوی دیگر، از عواملی است که به طور محسوس، بهبودی و تقویت روابط دوستانه و خویشاوندی افراد و خانواده ها را در جامعه اسلامی در ماه رمضان موجب می شود.

البته باید توجه داشت که افطاری رفتن و افطاری دادن نیز همچون هر نوع تعامل اجتماعی دیگر، در معرض آفاتی قرار دارد که ممکن است در صورت بی توجهی، فواید آن را تحت الشعاع قرار دهد. به عنوان مثال هم چشمی و رقابت کردن در بالا بردن کیفیت و کمیت پذیرایی ها، داشتن توقعات غیر واقعی از یکدیگر در دعوت یا اجابت شدن، به زحمت انداختن بیش از حد همسر و فرزندان برای برگزار کردن مراسم افطاری، و مواردی از این قبیل، همه مخالف هدف اصلی پیامبر و امامان معصوم (علیهم السلام) در تشویق و ترغیب به افطاری دادن و افطاری رفتن است. به نظر می رسد از همه اینها و موارد مشابه آن می توان با بازگشتن به نیت اصلی که حصول ثواب الهی و تقویت روابط اجتماعی و خانوادگی دوستانه است، احتراز نمود. (٣٦)

روزه؛ عامل ازدیاد صبر جامعه

هیچ جامعه‏ای اگر تحمل ناگواری‏ها را نداشته باشد، بر مشکلات مختلف و بر دشمنان خویش نمی‏ تواند پیروز گردد. با صبر و مقاومت است که می‏توان به پیکار ستمگران رفت و دست استعمارگران را کوتاه نمود و روزه - به ویژه در روزهای گرم و طولانی تابستان که فشار تشنگی طاقت‏ فرسا می‏ شود، به طور چشمگیری به انسان صبر و مقاومت می‏ بخشد و تحمل رنج و سختی را بر آدمی آسان می‏سازد؛ لذا در قرآن کریم از روزه به صبر تعبیر شده است: « و استعینوا بالصبر و الصلوة... (٣٧)؛ از صبر و از نماز کمک بگیرید...» .

امامان معصوم (علیهم السلام) «صبر» را در این آیه به «روزه» تفسیر کرده‏اند(٣٨) و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نیز ماه رمضان را ماه صبر نامیده‏است: «شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنة؛ (٣٩) رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است».

منافع بهداشتی

روزه دارای منافع بهداشتی بسیاری نیز می باشد؛ روزه سبب به وجود آمدن نظم و حساب در کار ذخایر بدنی می شود. همچنین سبب پاک شدن بدن از سموم و تازه شدن مواد بین بافتی آن می شود.

با توجه به اینکه شهرها به خصوص شهرهای صنعتی هوای آلوده دارند و دارای مقداری از گازهای فلزات سنگین مانند سرب و جیوه و آهن هستند که از راه ریه به همراه هوای تنفسی وارد بدن می شود و از طرفی ضرر سرب بر گلبول های قرمز خون نسج عصبی و استخوانی ثابت شده که باعث کم خونی و عصبانیت و لاغری و دردهای استخوانی می شود، روزه و گرسنگی ملایم، اسید دزترشی خون را بالا می برد و باعث می شود این مواد سمی از محل های خود خارج شده، وارد جریان خون گردد و از کلیه ها دفع شوند.

منافع پیشگیرانه

روزه سبب پیشگیری بسیاری از بیماریها می شود. رسول خدا( صلی الله علیه و آله) می فرماید: «صوموا تصحّوا؛ روزه بگيريد تا سالم و تندرست باشيد». (٤٠)

در کتاب های طبی جدید و قدیم و توصیه های پزشکان مسئله امساک اهمیت خاصی دارد؛ زیرا عامل بسیاری از بیماری ها پرخوری و زیاده روی در خوردن غذاهای مختلف است. پرخوری باعث می شود که مواد اضافی جذب بدن نشود و به صورت چربی های مزاحم در نقاط مختلف بدن یا چربی و قند اضافی در خون باقی بماند. این مواد اضافی در لابلای عضلات بدن در واقع لجنزار های متعفتی برای پرورش انواع میکروب ها است و در این حال بهترین راه برای مبارزه با این بیماری ها نابود کردن آن از طریق امساک و روزه می باشد. روزه زباله ها و مواد اضافی و جذب نشده بدن را می سوزاند و در واقع بدن را خانه تکانی می کند، به علاوه یک نوع استراحت قابل ملاحظه برای دستگاه های گوارشی -که در تمام سال به طور دائم مشغول کارند- است و نیز عامل مؤثری برای سرویس کردن آنهاست.(٤١)

دکتر فریتس بکر می گوید: روزه گرفتن نه گرسنگی کشیدن است نه یک روش درمان گر، بلکه یک نوع استراحتی است که به بدن این امکان را می دهد که خود را برای ترمیم و نظافت درونی و بیرون ریختن مواد مزاحم بسیج نماید و دوباره خود را پاکسازی و بازسازی کند.(٤٢) او همچنین می گوید: در مقام پیشگیری از بیماری ها، نتایج روزه غیر قابل تصور می باشد و به نظر من با ارزش ترین روش برای جوان شدن و ترمیم بدن است و در مقایسه با روش درمانی ای که پیوند سلول های تازه روی شخص نیازمند اجرا می گردد قابل مقایسه نیست.

بدن مانند منبع ذخیره شده ای است از آنچه به نام خوردنی ها و آشامیدنی ها به آن وارد می شود، و با توجه به اینکه بسیاری از اعضا برای دفع سموم در تلاش مداوم هستند لازم است به بدن فرصتی به منظور خوب عملی ساختن دفع سموم داده شود که جز با روزه داری و منظم ساختن کیفیت و کمیت مواد وارداتی به بدن این امر محقق نمی شود. عوض شدن مایع و مواد بین بافتی و پاک شدن بدن از سموم در ماه رمضان نتیجه پایداری دارد که با شرکت سالیانه یک ماه در ضیافتی که به نام پروردگار برقرار است، موجب می شود بقیه سال را بتوان به برکت روزه های آن ایام در نعمت تعادل ترشحی و در نتیجه در نعمت سلامتی به سر برد. اگر در طول سال پیشامدهای ناگوار اعم از سوءتغذیه یا غیر آن تعادل ترشحات غددی را به هم زده باشند، روزه می تواند تعادل مجددی بین آنها برای مدت ها برقرار سازد.

بدیهی است شخص روزه دار طبق دستور اسلام به هنگام افطار و سحر نباید در غذا افراط و زیاده روی کند تا از این اثر بهداشتی نتیجه مفید و مؤثر بگیرد و در غیر این صورت ممکن است نتیجه برعکس شود.(٤٣)

علاوه بر همه اینها باید توجه داشت که هرچند روزه در سلامت جسم و صحت روح سهیم است لیکن روزه سهم اعدادی و نصیب امدادی در سلامتی روزه گیر دارد و سهم ایجادی و اعطایی از آن مبدأ فاعلی یعنی خداوند است.(٤٤)

منافع درمانی

روزه دارای منافع درمانی زیادی نیز هست، به گونه ای که در سوئیس، آلمان، انگلستان، آمریکا و... بیمارستان هایی وجود دارد که بیماران را به روش روزه­داری درمان می کنند.

دکتر فریتس بکر می گوید: مطمئن ترین، بی ضررترین و بی خطرترین روش درمانی، روزه درمانی است و هیچ روشی را نمی توان با آن مقایسه نمود، به نظر من و دکتر شلتون روزه درمانی بهترین روش برای درمان بیماری های معده، روده و سلسله اعصاب است. به وسیله روزه درمانی می توان از شر زائدات جمع شده در بدن راحت شد و به کل ارگانیسم بدن این امکان را داد که اعمال حیاتی خود را دوباره مرتب و منظم نماید. روزه یک عمل جراحی بدون چاقو است هم چنان که دکتر سیمرمن آن را تشریح کرده است.(٤٥)

دکتر کارل نیز می گوید: لزوم روزه داری در تمام ادیان تاکید شده است، در روزه ابتدا گرسنگی و گاهی نوعی تحریک عصبی و بعد ضعفی احساس می شود، ولی در عین حال کیفیت های پوشیده ای که اهمیت زیادی دارند به فعالیت می افتند. قند کبد در خون می ریزد و چربی هایی که در زیر پوست ذخیره شده اند و پروتئین های عضلات و غدد و سلول های کبدی آزاد می شوند و به مصرف تغذیه بافت ها می رسند و بالاخره تمام اعضا مواد خاص خود را برای نگهداری تعادل محیط داخلی و قلب قربانی می کنند و به این ترتیب روزه، تمام بافت های بدنی را می شوید و آنها را عوض می کند.

دکتر ژان فروموزان روش معالجه با روزه را به شست وشوی احشا تعبیر می کند که: در آغاز روزه داری زبان باردار است، عرق بدنی زیاد است، دهان بو می گیرد، گاه آب از بینی راه می افتد و همه علامت شروع شست وشوی کامل بدن است، پس از ۴-۳ روز بو برطرف می شود، اسید اوریک ادرار کاسته و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده می کند، در این حال اعضا هم استراحتی دارند. همچنین الکسی سوفورین دانشمند روسی می نویسد: درمان از طریق روزه فائده ویژه ای برای درمان کم خونی، ضعف روده ها، التهاب بسیط و مزمن، دمل های خارجی و داخلی، سل، اسکلیروز، روماتیسم، نقرس، استقساء، نوراستنی، عرق السناء، خراز (ریختگی پوست)، بیماری های چشم، مرض قند، بیماری های جلدی، بیماری های کلیه، کبد و بیماری های دیگردارد. معالجه از طریق امساک اختصاص به بیماری های فوق ندارد بلکه بیماری هایی که مربوط به اصول جسم انسان است و با سلول های جسم آمیخته شده همانند سرطان سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا می بخشد.(٤٦)

دانشمند دیگری در اين رابطه می گوید: پزشكان همه به اين نكته رسيدهاند كه روزه گرفتن روزهاي ماه مبارك رمضان همچون سي عدد قرص است كه هر سال مصرف می شود تا معده تقويت و خون تصفيه و بافتهاي خون ترميم گردد.(٤٧) دكتركارلو امريكايي نیز مي‏نويسد: «شخص بيمار بايد در هر سال مدتي از غذا پرهيز كند، زيرا مادامي كه غذا به تن مي‏رسد، ميكروبها در حال رشد هستند، ولی هنگامي كه از غذا پرهيز می كند، ميكروبها رو به ضعف می روند.» سپس مي‏افزايد: «روزه‏اي كه اسلام واجب كرده، بزرگترين ضامن سلامتي تن مي ‏باشد».(٤٨)

دکتر عبدالعزیز در کتاب طب و بهداشت اسلام نیز می گوید: روزه برای معالجه در موارد زیر استفاده می شود:

١. در موارد اضطرابات مزمن امعاء و هنگامی که مقرون با تخمیر مواد زلالیه و مواد نشاسته ای باشد.

٢. هنگام زیاد شدن وزن که ناشی از کثرت خوراک و کمی حرکت باشد. در این مورد روزه با رعایت اعتدال در غذا وقت افطار و اکتفا به آب هنگام سحر از هر قسم معالجه مفیدتر است.

٣. زیادی فشار خون، این مرض در اثر عیاشی و انفعالات نفسانی رو به ازدیاد می رود در چنین هنگامی روزه نقش درمانی خود را ایفا می کند مخصوصاً اگر وزن شخص بیشتر از وزن طبیعی امثالش باشد.

٤. مرض قند، آن نیز مانند فشار خون رو به انتشار می رود. در اوایل بروز و قبل از ظهورش غالباً توأم با سنگینی بدن است در این صورت باز روزه علاج نافعی می باشد. زیرا مرض قند با تقلیل در چاقی تخفیف می یابد. در مواقعی که مرض قند به طور خفیفی وجود داشته باشد پنج ساعت پس از خوردن غذا، قند در خون به کمتر از میزان طبیعی پائین می آید و پس از ده ساعت به کمترین حد طبیعی می رسد. حتی پس از پیدایش آمپول انسولین (مخصوصاً وقتی که وزن مریض از حد طبیعی تجاوز کند) مهمترین طریق معالجه، روزه است.

٥. در مورد التهاب حاد و مزمن کلیه که مقرون با ترشح و تورم است.

٦. در مورد امراض قلب که توأم با تورم باشد.

٧. التهاب مزمن مفاصل به ویژه وقتی که توأم با امراض چاقی باشد. به طوری که غالب زن ها پس از چهل سالگی به آن مبتلا می شوند. در این باره مکرر دیده شده است که در ماه رمضان عوارض این مرض به درجات خفیف تر از مواقعی است که برق و خون گرفتن و تمام وسائل طب جدید به کار برده می شود. ممکن است بگویند در مورد امراض سابق الذکر که روزه علاج قاطع شناخته می شود محتاج به دستور پزشک است و روزه اسلامی وظیفه افراد سالم و تندرست است. می گوییم این بیان صحیح است ولی فایده روزه برای افراد سالم همانا جلوگیری از امراض است خصوصاً برخی از امراضی که در بالا ذکر شد.

نکته دیگر این است که تمام این امراض در انسان تدریجاً بروز می نماید به طوری که در آغاز پیدایش تشخیص صحیح آن ممکن نیست؛ به این معنا که نه شخص مریض و نه پزشک هیچکدام نمی توانند در اول بروز مرض، آن را بشناسند زیرا طب هنوز آنقدر پیشرفت ننموده است که همه موجبات و علل امراض را بشناسد ولی چیزی که از نظر طبی برای جلوگیری از این امراض قطعاً باید اجرا شود روزه گرفتن است. بلکه قبل از ظهور عوارض هرگونه مرضی بدیهی است شرط عقل همانا رعایت بهداشت است. طبق آمار قطعی معین شده است که هرگاه در بدن چربی زیاد و چاقی پدید آید برای قبول مرض قند و زیادی فشار خون و التهاب مزمن مفاصل و غیر مستعد و از طرف دیگر به هر نسبت که از وزن بدن کاسته شود به همان نسبت استعداد پذیرفتن این امراض نیز کمتر خواهد شد.(٤٩)

بنابراین درصورتی که فرد روزه دار توصیههای بهداشتی را رعایت کند، بهطور طبیعی بعد از ماه رمضان، بهدلیل کاهش چربیهای بدن باید تا چند کیلوگرم کاهش وزن پیدا کند. هرچند در سالهای اخیر متأسفانه بهدلیل عادات و رفتارهای غلط غذایی، روزهداری موجب کاهش وزن نمیشود و تهیه انواع و اقسام خوراکیها و شیرینیهای مختلف در مهمانیهای افطار نهتنها موجب از بین بردن اثرات معنوی روزه شده بلکه با اسراف و پرخوری باعث اضافه وزن و چاقی نیز شده است.

باید توجه داشت که این منافع بهداشتی و درمانی وقتی حاصل می شود که با استفاده از فلسفه روزه استراحت لازم را به معده و دستگاه گوارشى داد، و اگر انسان مراقب نباشد و در هنگام افطار و سحر در خوردن زياده روى كند و غذاهای متنوع و ناسازگار با هم بخورد نه تنها اثر بهداشتى و درمانی روزه حاصل نمی شود، بلکه چه بسا دچار بیماریهای جدیدی نیز می شود.

لازم به ذکر است که با تمام منافع بهداشتی و درمانی ای که اطباء بزرگ و دانشمندان متخصص برای روزه تصریح کرده ­اند برخی از پزشکان مخالفت هایی با روزه نموده اند که هیچ پایه علمی ندارد. جمله معروفی وجود دارد که می گوید بهترین دلیل امکان چیزی وقوع آن چیز می باشد؛ ما که می گوییم روزه موجب سلامتی است دلیلمان نمونه های فراوانی است که اولاً: با روزه درمانی، سلامتی از دست رفته خود را بازیافته اند. ثانیاً: بسیاری از افراد ده ها سال روزه گرفته اند و از بسیاری از افرادی که روزه نگرفته اند سالم ترند.

دکتر شلتون یکی از پزشکان آمریکایی که خود در آمریکا مؤسسه روزه درمانی دارد و بسیار موفق بوده می گوید: بیشتر کتاب هایی که علیه روزه نوشته شده توسط کسانی است که در تمام عمر خود حتی یک وعده غذایی خود را کنار نگذاشته اند. روزه گرفتن نقش موثری در تندرستی و حفظ آن ایفا می کند.(٥٠)

باید توجه داشت که این منافعی که برای روزه ذکر شد، مانند توجه به وضعیت فقیران و گرسنگان، سلامت و تندرستی بدن و ... همگی حکمت های حکم روزه هستند نه علت حکم. و حکم روزه تابع این حکمت ها نیست، بلکه تابع علت آن است و حکمت های روزه با انجام این فریضه الهی حاصل می شود؛ بنابراین اگر فردی ورزشکار باشد و هیچ درد و بیماری ای نداشته باشد و کاملا سالم باشد، باز هم روزه بر او واجب می باشد.

درجات روزه داری

غزالی در کتاب کیمیای سعادت روزه را به سه درجه تقسیم کرده است: روزه عوام، روزه خواص، روزه خاص الخاص

روزه عوام که کمترین درجه است و آخرین تلا ش و نهایت حد آن نگهداری شکم و دامن است. روزه خواص که اعضا و جوارح را از ناشایست نگهدارند؛ چشم نگاه بد نکند و گوش بد نشنود و دست بد ندهد و بد نگیرد و پا بد نرود و وقت افطار از حرام و غذای شبهه ­ناک نخورد و از حلا ل هم پرخوری نکند و بین بیم و امید باشد که نداند روزه اش پذیرفته شده است یا خیر؟ روزه خاص الخاص که بالاترین درجه است؛ علاوه بر آن چه گفته شد، دل را از اندیشه غیر خدا نگهدارد و این درجه صدیقان است.(٥١)

امام علی (علیه السلام) می فرماید: چه بسیار روزه داری که بهره ای نیست او را از روزه به غیر از گرسنگی و تشنگی، و چه بسیار عبادت کننده ای که نیست او را بهره ای از عبادت به غیر از رنج، ای خوشا خواب فهمیدگان که بهتر از بیداری و رسم احمقان است؛ زیرا که خواب مقربان چون به نیت صحیح و قلب طاهر واقع می شود از جمله عبادات ایشان است؛ بلکه ارواح آنها در عالم قدس با ارواح پیامبران و جانشینان آن ها و برگزیدگان از مومنین محشور می شود و بر اسرار غیب یا رویاهای صادقه آگاه می گردند و راهی از راه های قرب ایشان است و افطار دانایان چون روی خرد است و آن گونه که خدا خواسته افطار می کنند بهتر است از روزه احمقان که روزه را وسیله خودفروشی نموده و به تظاهر و تکبر ممزوج می گردانند و به شرایط روزه عمل نمی کنند. روزه تنها دهان بستن از خوردن و آشامیدن نبوده، بلکه تمرین برای توفیق یافتن در انجام خدمات خیرخواهانه انسانی نیز می باشد.

آسیب شناسی روزه

در ميان تمامي عباداتی كه خدای متعال بر بندگان خويش واجب فرموده، بدون ترديد «روزه» از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ چرا كه در كلامي قدسي، خداوند اين عمل بزرگ را منتسب به خود کرده و پاداش آن را نيز خود برعهده گرفته: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مي فرمايد: «آن حضرت عزشانه فرموده كه: روزه از براي من است و مختص به من و من خود ثواب او را چنانكه لايق به من است به روزه دار خواهم داد».(٥٢)

همچنین در شرافت قدر اين عبادت همان بس كه در روايات اسلامي آن را به عنوان سپر و محافظي در برابر آفات و خطرات دنيوي و عذاب اخروي معرفي كرده اند، كما اينكه امام صادق (علیه السلام) از جد گرامي اش حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نقل مي فرمايد كه آن حضرت (ص) فرمود: «روزه سپري است براي روزه دار از آفتهاي دنيا و مانعي است از عذاب آخرت براي او».(٥٣)

اما بايد دانست اگرچه روزه در ميان عبادات اسلامي از چنين جايگاه رفيع و مرتبه والايي برخوردار است، ولی چنان نيست كه هر روزه گرفتني مشمول اين پاداشها و فوايد عظيم دنيوي و اخروي گشته و در نزد خداوند درخور ثواب باشد. زيرا با نگاهي به احاديث و بيانات اولياء دين و حضرات معصومين عليهم السلام اين نكته بسيار مهم اثبات مي گردد كه اين عمل با تمام اهميتي كه داراست از جهات گوناگون و بوسيله عوامل متعدد در معرض آسيب و خطر مي باشد، كه هرگاه از جانب حتي يكي از آنها تهديد واقع گردد، نه تنها هيچيك از پاداشهاي فوق را شامل نمی شود، بلكه خود تبديل به وسيله اي مي شود براي رنج و عذاب دنيوی و اخروی! از جمله اعمال و صفاتی كه اين عبادت را تهديد مي كند از این قبیل اند:

١. ریا؛

«ريا» از جمله گناهان مهلكي است که درلسان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به «شرك اصغر» تعبیر شده است. در روایتی ایشان فرمودند: «بدرستی كه بدترين چيزی كه بر شما مي ترسم شرك اصغر است، عرض كردند شرك اصغر چيست؟ فرمود: ريا....».(٥٤) طبق روایات اگر در عملی به قدر ذره ای ریا وجود داشته باشد، آن عمل مورد قبول خدا واقع نمی شود.(٥٥)

٢. عجب؛

«عجب» عبارت است از: «بزرگ شمردن عمل صالح و مسرور شدن به آن و خود را از حد تقصير خارج دانستن است.»(٥٦) يكي از مفاسد اخلاقي بسيار خطرناك و مهلك، كه بر باد دهنده سرمايه هاي مادي و معنوي انسان است، «عجب و خودبيني» است. امام علی( علیه السلام) می فرمایند: «من دخله العجب هلك: كسي كه عجب در او راه يابد هلاك شود».(٥٧)

بنابراین عجب از مهمترين آسيب هايي است كه عبادت انسان را مورد تهديد قرار مي دهد و بيم آن مي رود كه با نفوذ آن در دل و جان انسان، زحمات طاقت فرسای او را در راه بندگي پروردگار از بين ببرد و روزه گرفتن كه خود عبادتي بزرگ و نشانه تسليم انسان در برابر خداوند است، نيز به شدت از جانب اين رذيله مهلك در معرض خطر قرار دارد؛ زيرا از آنجا كه اين عبادت برخلاف ساير عبادات، با سختي و مشقت بيشتري همراه است (مخصوصاً در فصول گرم سال)، انسان غير مهذب و غافل مي پندارد به صرف تحمل اين سختي ها، كاري كرده و حتماً مستحق پاداش است و چنانچه در مقابل اين زحمات از سوی خداوند كوچكترين بي توجهي به او شود در حق او ظلم روا داشته اند!! و از همين رو گستاخانه خود را از ذات باری تعالي طلبكار دانسته و در نتيجه به گناه بزرگ «عجب» گرفتار آمده و نه تنها هيچگونه پاداشي را در مقابل روزه گرفتن دريافت نمي كند بلكه با ابتلا به عجب و خودبينی، مستحق دخول در عذاب الهي می گردد.

٣. گناه و پيروی از شيطان؛

گناه و پیروی از شیطان از جمله اموری است که به روزه و آثار آن آسیب می زند. کسی که مي خواهد روزه گرفتن او مورد رضاي خداوند باشد و به پاداش هاي الهي واصل گردد، باید در ایام روزه داری مراقب اعمال، اعضا و جوارح خود باشد تا مبادا مرتكب گناهي شده و در نتيجه از ثواب روزه خود كاسته و يا در صورت تكرار به طور تام و تمام از پاداش روزه محروم گردد.

در روايات اسلامي وارد شده است كه چه بسا افرادي كه بهره آنها از روزه و ماه مبارك رمضان، تنها گرسنگي و تشنگي است و بجز اين دو، بهره و پاداشي از آن نصيبشان نمي شود؛ لذا در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است كه: «هرگاه اراده كردي كه روزه بگيري، لازم است قصد بازداشتن نفس از خواهشهاي نفساني بكني مثل فحش و مجادله با كسي و قسم دروغ خوردن و لغو گفتن و شنيدن؛ چرا كه ارتكاب اينها در روزه موجب نقصان ثواب روزه و باعث حرمان از قبول آن است».(٥٨)

پی نوشت:

(١). لسان العرب، ابن منظور محمد بن مكرم، ج۱۲، ص ٣٥٠، واژه «صوم».

(٢). بقره: ١٨٣.

(٣). الميزان فى تفسير القرآن، طباطبايى سيد محمد حسين، ج‏٢، ص٧، بيان ... .

(٤). تفسير جوامع الجامع، طبرسى فضل بن حسن، ج‏١، ص١٠٣، [سورة البقرة(٢): الآيات ١٨٣ الى ١٨٤] .

(٥). روزه در آینه ادیان و مکاتب، محمد کاشانی، ص١٤. (مجله: پگاه حوزه، ٧ شهریور ١٣٨٨ ، شماره ٢٦١)

(٦). همان.

(٧). كتاب مقدس، (ترجمه قديم)، دوم تواريخ ۲۰:۳ ؛ كتاب مقدس، (ترجمه قديم)، يوئيل ۱۱:۲۱ ؛ كتاب مقدس، (ترجمه قديم)، يونس ۳:۷؛ كتاب مقدس، (ترجمه قديم)، دوم سموئيل ۱۲:۱۵.

(٨). كتاب مقدس، (ترجمه قديم)، خروج ۳۴:۲۹

(٩). كتاب مقدس، (ترجمه قديم)، انجیل متی، باب چهارم.

(١٠). دایره المعارف تشیع، صدر حاج سید جوادی، احمد، فانی، کامران، خرمشاهی، بهاالدین، شهید سعید محبی، ج ٨ ، ص٣٧٢.

(١١). بقره: آیات ۱۸۳-۱۸۵ و آیه ۱۸۷.

(١٢). نساء: آیه ۹۲؛ مائده: آیات ۸۹ و ۹۵؛ مجادله: آیه ۴.

(١٣). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، ج‏٤، ص٩٨، باب الفجر ما هو و متى يحل و متى يحرم الأكل ... ؛ تهذيب الأحكام، طوسى، محمد بن الحسن‏، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج‏٤، ص١٨٤، ٤٣ باب علامة وقت فرض الصيام و أيام الشهر و دليل وقت الإفطار .

(١٤). وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ج‏١٠، ص١١٤، ٤٣ باب جواز الأكل و الشرب في شهر رمضان ليلا قبل النوم و بعده إلى أن يتبين الفجر و الجماع حتى يبقى لطلوع الصبح مقدار إيقاعه و الغسل

(١٥). تفسير نمونه، مكارم شيرازى ناصر، ج‏١، ص٦٤٩، شان نزول: ... .

(١٦). بقره: ١٨٧.

(١٧). تفسير احسن الحديث، قرشى سيد على اكبر، ج‏١، ص٣٤٠، شرحها ... .

(١٨). تفسير نمونه، مكارم شيرازى ناصر، ج‏١، ص٦٥٠، شان نزول: ... .

(١٩). تفسير نمونه، مكارم شيرازى ناصر، ج‏١، ص٦٥٠، شان نزول: ... .

(٢٠). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، ج‏٦، ص٢٤٢، باب علل التحريم، ح١.

(٢١). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، ج‏٩٣، ص ٢٥٨، باب ٣٠ فضل الصيام ... .

(٢٢). وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ج‏١٠، ص٤٠٩، ٣ باب استحباب الصوم في الحر و احتمال الظمإ فيه ... .

(٢٣). مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، نورى، حسين بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ج‏٧، ص٥٠٤، ٢ باب استحباب الصوم في الحر و احتمال الظمإ فيه ... .

(٢٤). إرشاد القلوب إلى الصواب، ديلمى، حسن بن محمد، ج‏١، ١٩٩، الباب الرابع و الخمسون فيما سأل رسول الله ص ربه ليلة المعراج .

(٢٥). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، ج‏٩٣، ص٣٦٨، باب ٤٦ وجوب صوم شهر رمضان و فضله .

(٢٦). نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق / مصحح: للصبحي صالح، هجرت ص٥١٢، خطبه [٢٤٩] ٢٥٢ ... .

(٢٧). الدر المنثور فى تفسير المأثور، سيوطى جلال الدين، ج‏١، ص١٨١، قوله تعالى و أن تصوموا خير لكم إن كنتم تعلمون .

(٢٨). تفسیر تسنیم ، عبدالله جوادی آملی، ج ٩، ص ٢٩٨.

(٢٩). بقره: ١٣٨.

(٣٠). تفسیر تسنیم ، عبدالله جوادی آملی، ج ٩، ص ٢٨٨.

(٣١). تفسیر تسنیم ، عبدالله جوادی آملی، ج ٩، ص ٢٩٦.

(٣٢). جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام ، محمد حسن بن شيخ باقر بن شيخ عبد الرحيم نجفى، ج ١٦، ص ١٨١؛ العروة الوثقى، سيد محمد كاظم طباطبائى يزدى، ج ٢، ص ٢٤١، فصل ١٥.

(٣٣). وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ج‏١٠، ص٣٠٧، ١٨ باب تأكد استحباب الاجتهاد في العبادة سيما الدعاء و الاستغفار و العتق و الصدقة في شهر رمضان و خصوصا ليلة القدر و آخر ليلة من الشهر .

(٣٤). «اما العله فى الصيام ليستوى به الغنى و الفقير و ذلك لان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع فيرحم لان الغنى لما اراد شيئا قدر عليه فارادا لله عزوجل ان يستوى بين خلقه و ان يذيق الغنى من الجوع و الالم ليرق على الضيعف فيرحم الجائع»؛ بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان ج‏٩٣، ٣٧١، باب ٤٦ وجوب صوم شهر رمضان و فضله .

(٣٥). ر.ک: علی رضا شیخ شعاعی، روزه؛ بهره های فردی و هنجارهای اجتماعی، ص٦. مجله:پگاه حوزه-نهم مهر ١٣٨٤، شماره ١٦٨

(٣٦). ر.ک: همان. مجله: پگاه حوزه-نهم مهر ١٣٨٤، شماره ١٦٨

(٣٧). بقره: ١٥٣.

(٣٨). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان ج‏٩٣، ص٢٥٤، باب ٣٠ فضل الصيام .

(٣٩). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان ج‏٩٣، ص٣٥٩، باب ٤٦ وجوب صوم شهر رمضان و فضله ؛ الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏٤، ص٦٦، باب فضل شهر رمضان .

(٤٠). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان ج‏٩٣، ص٢٥٥، باب ٣٠ فضل الصيام.

(٤١). ر.ک: روزه راز سلامتی، فرادیس، ص٣١.

(٤٢). دکتر طب فریتس بکر در پیشگفتار کتاب روزه می تواند زندگی ات را نجات دهد، ص ١٩.

(٤٣). آلکسی سوورین، روزه روش نوین برای درمان بیماریها، ترجمه محمد جعفر امامی، ص ٦٥.

(٤٤). تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، ج٩، ص٣٠٨.

(٤٥). دکتر طب فریتس بکر در پیشگفتار کتاب روزه می تواند زندگی ات را نجات دهد، ص .١٩

(٤٦). تفسير نمونه، مكارم شيرازى ناصر، ج‏١، ص ٦٣٢، اثر بهداشتى و درمانى روزه .

(٤٧). به نقل از: آموزش دين و اخلاق براي همه،شرح و تفسیر خطبه شعبانیه یا آداب روزه داری، شمس الدین سید مهدی، ص ٢٠.

(٤٨). روزه درمان بيماريهاي روح و جسم، موسوی راد لاهییجی حسین، ص٨٦ ـ ٨٥.

(٤٩). اسلام و طب جدید، عبدالعزیز اسماعیل پاشا، ترجمه: سعیدی سید غلامرضا، ص ٤٤.

(٥٠). دکتر طب فریتس بکر در پیشگفتار کتاب روزه می تواند زندگی ات را نجات دهد، ص٤٧؛ روزه راز سلامتی، ص٣١.

(٥١). إحياء علوم الدين، محمد بن محمد الغزالي أبو حامد، ج٣، ص٤٢٨، أما صوم العموم .

(٥٢). مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة، امام صادق عليه السلام، ص١٣٦، الباب الثالث و الستون في الصوم .

(٥٣). مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة، امام صادق عليه السلام، ص١٣٥، الباب الثالث و الستون في الصوم .

(٥٤). معراج السعادة، ملا احمد نراقى‏، ٢، ص٦١٣، صفت بيست و يكم: ريا .

(٥٥). رسول مكرم اسلام(ص):«خداوند قبول نمي فرمايد عملي را كه در آن بقدر ذره اي از ريا باشد.»؛ معراج السعادة، ملا احمد نراقى‏، ج٢، ص٦١٤، صفت بيست و يكم: ريا .

(٥٦). چهل حديث‏، روح الله، موسوی خمينى، ص٦١، الحديث الثالث.

(٥٧). چهل حديث‏، روح الله، موسوی خمينى، ص٦٨، فصل در مفاسد عجب است .

(٥٨). مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة، امام صادق عليه السلام، ص١٣٥، الباب الثالث و الستون في الصوم .

احکام شرعی

استعمال دخانیات در حال روزه

استعمال سیگار و قلیان در حال روزه چه حکمی دارد؟

لازم است تمام افراد از كشيدن سيگار و استعمال هرگونه دخانيات درهرحال پرهيز كنند بعلاوه سبب باطل شدن روزه می شود بنابر احتياط واجب و اگر عمداً انجام دهند احتياط واجب قضاي روزه است و کفاره عمد دارد.

بوییدن بوهای مختلف در حین روزه

رسیدن انواع بوها و گازها به حلق چه حکمی دارد؟

به طورکلی بوييدن بوهاي مختلف مانند بوي مواد غذايي، عطر، ادکلن، الکل، هر ماده گازدار و شوينده روزه را باطل نمی کند.

استفاده از اسپری آسم برای روزه دار

استفاده از اسپری آسم برای فرد روزه دار چه حکمی دارد؟

اگر به صورت گاز رقیق وارد بدن می شود مانعى ندارد و روزه اش صحیح است و ما نمونه های معمول آن را دیده ایم اشکالى ندارد.

آروغ زدن روزه دار

چنانچه فرد روزه دار آروغ بزند، روزه ی او چه حکمی دارد؟

هرگاه يقين دارد كه به واسطه آروغ زدن چيزى از گلو بيرون می آید كه به آن قى كردن می گویند نبايد عمداً آروغ بزند، ولى اگر يقين نداشته باشد اشكال ندارد و هرگاه براثر آروغ زدن بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد بايد آن را بيرون بريزد و اگر عمداً فروببرد روزه اش باطل است، ولى اگر بی اختیار فرورود اشكالى ندارد.

قی کردن روزه دار

چنانچه فرد روزه دار استفراغ نماید، روزه ی او چه حکمی دارد؟

قى كردن (استفراغ) از روى عمد روزه را باطل می کند، هرچند براى نجات از مسموميّت و درمان بيمارى و مانند آن باشد، ولى قى كردن بدون اختيار يا از روى سهو روزه را باطل نمی کند.

تهیه غذا در ماه رمضان برای شخص معذور و متعمّد

فردی در یک کارخانه آبدارچی است، حکم آماده و تهیه کردن غذا برای کسانی که روزه بجا نمی آورند (چه به صورت عمدی و چه به صورت عذر شرعی) برای او چیست؟

به طورکلی اگر آن شخص، شرعاً معذور از روزه گرفتن باشد مانعي ندارد ولي درصورتی که معذور نيستند بايد آنها را با زبان خوب نهي از منکر نمایید و از تهيه غذا خودداري نمایید؛ و اگر بعد از نهي از منکر ناچار به اين کار باشيد براي شما مسؤوليتي ندارد.

افطار روزه به خاطر ضعف

آیا فرد روزه دار میتواند به خاطر ضعف، روزه ی خود را باطل نماید؟

انسان نمی تواند به خاطر ضعف، روزه را بخورد، ولى اگر به قدری ضعف پيدا كند كه تحمّل آن بسيار مشكل شود، می تواند روزه را بخورد و همچنين اگر خوف بيمارى داشته باشد.

خوردن و آشامیدن سهوی هنگام اذان صبح

چنانچه فردی بعداً متوجه گردد که سحری را هنگام اذان صبح خورده است، روزه او چه حکمی دارد؟

بايد قبل از شروع اذان، از مبطلات روزه ازجمله خوردن و آشاميدن دست کشيد ولي اگر بدون اطلاع از شروع اذان و يا از روي ندانستن حکم، ادامه داده است درصورتی که تا پيش از پايان اذان خوردن و آشاميدن را ترک کرده، استثنائا روزه این روز صحيح است.

غذا دادن به کارگر روزمزد در ماه رمضان

آیا می توانیم به کارگری که روزه نمی گیرد غذا دهیم؟

به کارگر نمی توانید غذا دهید اما می توانید مزد او را اضافه دهید.

افطار در ملأعام برای فرد معذور

برای افراد معذور از روزه یا غذا خوردن درملأعام قبل از اذان مغرب در ماه رمضان، در بلاد کفر یا بلاد اسلام تفاوت دارد؟

روزه خواری برای افراد معذور در بلاد اسلام قطعاً جایز نیست و در بلاد کفر اگر سبب وهن اسلام نشود مانعی ندارد.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1401/02/01 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 325