ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هشتادم - شهریور 1401)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هشتادم - شهریور 1401)

طلیعه سخن

واقعۀ عاشورا یک تراژدی کامل در ابعاد جهانی است که به شدت محرک و تأثیرگزار است؛ قهرمانی که در اوج قدرت و عزت به ناحق به نحو مظلومانه به شهادت می رسد؛ و اینچنین یک تراژدی و حماسه خلق می شود.

حماسه عاشورا در قالب شهادت طلبی پدیده ای به شدت محرک است که قیام توابین و مختار در آن برهه از تاریخ و تاریخ شکوهمند دفاع مقدس در تاریخ معاصر مویّد این مدعاست، از سوی دیگر نشانه شناسی آن حماسه بزرگ در قالب عزاداری های حماسی و تبدیل دین به هنر و زیبایی شناسی به شکل گیری موسیقی محرم، موسیقی اربعین و نمادهای دیگر از پرچم و لباس... به اوج می رسد.

لذا نشانه شناسی حماسه عاشورا به شدت پویاست، که اوج آن را می توان در راهپیمایی اربعین حسینی مشاهده کرد، در این میان اصلاح طلبی[١] و نفی رادیکالیسم در قیام امام حسین علیه السلام نشان می دهد آن حضرت شهید بصیرت است، در نتیجه اربعین  بازتولید شور و احساس دهۀ محرم به شعور و عقلانیت اربعینی درچهل روز چلۀ تفکر و اندیشه و سیرو سلوک عرفانی است.

فراموش نکنیم مردم فطرتاً[٢] با فطرت خدایی خود به شدت صلح محورند؛ این ظرفیت عظیم معرفتی در مردم در نقطۀ مقابل حامیان خشونت هم چون مکاتب لیبرالیستی و مارکسیستی قرار دارد که بر طبل اصالت جنگ می کوبند.

لذا خروش مردم در راهپیمایی اربعین بر مدار صلح طلبی است؛ یعنی شهادت مظلومانۀ انسانی که با رد ظلم و نظامی گری و خشونت، به همراه خانواده خود در پی عدالت و صلح طلبی قیام کرد، در این بین حضور مردم توأم با سکوت و تفکر و اندیشه ورزی در پیاده روی اربعین در راستای ترویح ارزش های اخلاقی و انسانی و عاطفی و فقهی مکتب امام حسین علیه السلام، در امتداد صلح جهانی قابل تحلیل و بررسی است.

مسألۀ صلح طلبی در هویت شناسی اربعین از آن جهت حائز اهمیت است که انسان معاصر دچار سرگشتگی است و در ایصال به کمال و سعادت به شدت عاجز است. در این بین اربعین به عنوان میعادگاه واقعی صلح، برای انسان سرگشتۀ معاصر مبنا قرار می گیرد؛ چرا که معنازایی اربعین در تقویت  احساس هویتی انسانی و ترسیم مسألۀ آینده (ظهور منجی موعود) و ایجاد صلح جهانی، سرشار از  امید و غایت مندی است و از نهیلیسم جلوگیری می کند.

در این میان ایجاد صلح جهانی در گرو مبدأ شناسی و مقصد شناسی تاریخی است که از عاشورا آغاز شده و به ظهور منجی موعود عجّل الله تعالی فرجه الشریف می انجامد، از این رهگذر بازشناسی تاریخی قیام امام حسین علیه السلام و اربعین از یک سو آئینۀ تمام نمای صلح محوری امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و از سوی دیگر مبیّن حقیقت  پیاده روی اربعین یعنی ندایی شیعی در سطح عمومی برای تحقق صلح جهانی است.

این دستاورد عظیم معرفتی ضامن جهانشمولی اربعین است، لذا نمایندگان مذاهب و ادیان مختلف توحیدی و حتی ادیان غیر توحیدی هم چون مذاهب و عرفان های نوظهور و نوبنیاد با حضور در راهپیمایی اربعین حسینی در راستای بهره گیری از مناسک آئینی اربعین و بسط و گسترش راهیپمایی های مناسکی خود هم چون (عید پاک) مسیحیت و یا مناسک بودایی ها...گام برمی دارند.

جهانشمولی اربعین و ارزش های مشترک جهانی موجود در آن، به نوبۀ خود ضرورت تبلیغ و جذب مذاهب جهانی را در بزرگ ترین مناسک آئینی جهان دو چندان می سازد؛ چرا که تحقق این امر یعنی اربعین در گسترۀ جهانی.

در این میان نمی توان از کارکردهای اربعین در پیوند هویتی شهرهای شیعی هم چون ارتباطات شهرهای مذهبی عراق و ایران در مقولۀ تمدن سازی به سادگی گذر کرد.

 اهمیت این مسأله از آن جهت است که با خودآگاهی های عمومی در جهان معاصر، ساختارهای دولت و ملت (سوژه و ابژه) جای خود را به دوگانۀ مردم و شهر سپرده است؛ در این میان شهرهای مذهبی شیعه  با ورود به ارتباطات جهانی از طریق فرهنگ یعنی اجرای تئوری امت و امامت در بستر هم گرایی غیب و شهادت در تولید و انتقال اندیشه ها(معنازایی) فعال خواهند شد که این مهم با ایجاد معنا و پیشگیری از افسردگی به ترمیم مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی منتهی خواهد شد.  

ورای از ابعاد دینی و معرفتی راهپیمایی اربعین باید به ابعاد اقتصادی آن اشاره کرد که ظرفیتی عظیم برای تعامل اقتصادی شیعیان را رقم می زند؛ ارتباط میان شیعیان به ویژه میان ایران و عراق در قالب حضور باشکوه زائران ایرانی در اربعین حسینی و نیز  حضور زائران عراقی در ایام شهادت امام رضا علیه السلام در ایران ظرفیتی بی بدیل در ارتقای تعاملات اقتصادی شیعیان به شمار می آید؛ به راستی این دستاورد مهم نباید به تجمیع و تشکیل نخبگان اقتصادی جهان تشیع برای تقویت ساختارهای اقتصادی جهان شیعه بینجامد؟

همۀ این مسائل یعنی مناسک عاشورا و اربعین و فرهنگ عزاداری در بستر مبانی معرفتی و شناختی، با بهره گیری از نشانه ها هم چون فرهنگ همدلی، مشارکت و اطعام و پذیرایی از زائران و ترویج ارزش های انسانی و اخلاقی به نحو قاعده مند بر حوزه های فرهنگی اسلام و دیگر حوزه های فرهنگی جهان تأثیرگذار است.

لذا مناسک اربعین به شدت مدنیت ساز است؛ مدنیتی فعال که با نفی مدنیت غیر معنوی سوسیالیستی و رهبانیتی(جامعۀ مدنی)، از چشمۀ جوشان حکمت امام علیه السلام نشأت می گیرد و به جای جامعه خلافتی، امت حول محور امام علیه السلام قرار می گیرد که سرشار از معنا و معنویت است.

بی شک بازشناسی نقش اربعین و مدنیت آن در گسترۀ جهانی، می تواند در برون رفت از جهان فلسفی و غربی و تحقق امت در گسترۀ جهانی نقش به سزایی ایفا نماید. 

[١] (إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّه جَدّی؛همانا من برای اصلاح در امت جدم محمد (ص) قیام کردهام)؛ (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۸)

[٢] (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا؛ این فطرتی است که خداوند، مردم را بر آن آفریده)؛(سورۀ روم، آیۀ٣٠).

پیام ها و بیانیه ها

توصیه های حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)
به عزاداران حسینی به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله وعلی الأرواح التی حلّت بفنائک

ماه محرم، ماه عزاداری سرور و سالار شهیدان یکی از سرمایههای عظیم جهان تشیّع بلکه جهان اسلام است. ماهی که باید مسلمانان با الهام از عاشورای حسینی و در ظلّ عنایات آن حضرت، راه نجات از یوغ ستمگران را پیدا کنند و با شعار «هیهات منا الذلة»، راه و رسم تقوا، آزادگی، جوانمردی، شجاعت و عدالت را بیاموزند.

اکنون و در آستانهی این ماه غمبار و جانسوز لازم است نکاتی چند را خدمت همهی عزیزان یادآور شوم:

نخست: ضروری است ضمن رعایت مسائل بهداشتی، مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام باشکوهتر از هر سال و با شور و شعور حسینی برگزار گردد و هر یک از عاشقان آن حضرت به قدر توان خود در اقامهی فرهنگ عاشورایی خدمت نماید.

دوم: سزاوار است خطبای محترم تنها به توصیف واقعهی تاریخی عاشورا بسنده نکنند بلکه با بیان ریشهها، انگیزهها، رویدادها و پیامدهای نهضت امام حسین علیه السلام مخصوصاً جوانان را با اهداف عالی و مقدس این حادثه بزرگ که همان مبارزه حق در برابر باطل بود، آشنا سازند.

سوم: به مداحان محترم و مخلص نیز توصیه میکنم ضمن بیان حماسهها و رشادتهای سالار شهیدان و دیگر شهدای مظلوم کربلا و توسل به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف، بر آگاهی مردم بیفزایند و از اشعار موهن یا غلوّآمیز و یا سبکهای نامناسب بپرهیزند و جلوی انحرافات احتمالی را بگیرند.

چهارم: عزاداران محترم و عاشقان اباعبدالله الحسین علیه السلام شایسته است از کارهایی که موجب وهن مذهب میگردد، جداً خودداری نمایند تا بهانه به دست مغرضان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام ندهند.

پنجم: متولیان هیئات مذهبی ضمن پرهیز از اسراف با برگزاری ساده مجالس و مراسم پرخیر و برکت عزای حسینی، خلوص نیّت را بر هر چیز ترجیح دهند، اوقات نماز را محترم بشمارند تا مشمول تفضّلات الهی و عنایات خاصهی آن حضرت گردند.

ششم: بیشک یکی از آموزههای مهم قیام امام حسین علیه السلام احیای دو فریضهی فراموششدهی امر به معروف و نهی از منکر و همچنین تعلیم و تربیت اسلامی است که حضرت در راه رسیدن به آن، خون پاک خویش و یارانش را نثار کرد. اگر این ارزشها با رعایت ادب اسلامی و بدون هرگونه توهین در سطح جامعه به صورت فرهنگ عمومی درآید، بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی همچون بدحجابی و امثال آن چارهجویی خواهد شد، و البته یکی از وظایف مجالس عزاداری خنثی سازی نقشههای شوم و سمپاشیهای دشمنان در ایجاد همین معضلات اخلاقی است.

هفتم: اگرچه نابسامانیهای اقتصادی و گرانیهای افسارگسیخته به شدت مردم را رنج میدهد و همانطور که مکرراً متذکر شدهایم، لازم است متولیان امر نسبت به بهبود اوضاع معیشت مردم و مهار گرانی و تورم تلاش مضاعف کنند، ولی این مسائل نباید شور عزاداریهای حسینی را تحت الشعاع قرار داده، از حرارت آن بکاهد. توصیه میکنم که همگان دست به دست هم داده، بر شکوه و عظمت این مراسم بیفزایند.

در پایان از همه عزاداران و ارادتمندان سید و سالار شهیدان میخواهم که برای سلامتی و تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم ارواحنا له الفداء و همچنین حل گرفتاریها و مشکلات جوامع اسلامی دست به دعا بردارند و همگان از خداوند بخواهیم که به برکت عزاداری و اشک بر مصائب سید الشهداء و شهدای کربلا علیهم السلام، خیر و برکت و توفیقات خاصّه خویش را برای امت اسلامی و به ویژه مردم شریف و مؤمن ایران عنایت فرماید.

والسلام علیکم و رحمة الله

گزارش تصویری

گزارش تصویری مجلس عزا و سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین علیه السلام

پویش ها

در سال گذشته پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی تصمیم گرفت با توجه به مشکلات مهمی که دنیا را فراگرفته است، پیشنهاد راه اندازی پویشی به نیت تعجیل در ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و رفع گرفتاری ها را به محضر معظم له ارائه نماید که با موافقت و حمایت ایشان روبرو گردید.

متن سوال و پاسخ معظم له:

باسمه تعالی

محضر مبارک آیت الله العظمی مکارم شیرازی پایگاه اطلاع رسانی دفتر شما بر آن است که با توجه به مشکلات مهمی که در این ایام دنیا را فراگرفته است، به نیت تعجیل در ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و رفع گرفتاری ها در پویشی سراسری از مومنین دعوت نماید از فرصت چهل روزه عاشورا تا اربعین حسینی کمال بهره را برده و در این چهل روز دعای عهد را بخوانند و با توجه به پاکی و صفای وجود کودکان خردسال آنها را با خود همراه کنیم تا خداوند نظر عنایتی بفرمایند، خواهشمند است نظر خود را در این مورد بیان فرمایید.

بسمه تعالی

همانطور که اشاره کردید ایام عزاداری سید الشهداء علیه السلام تا اربعین زمان مناسبی برای توجه، توسل و دعا جهت رفع مشکلات و بلایا می باشد. آنچه مرقوم داشتید، بلامانع است. ما نیز برای حل مشکلات دعا می کنیم.

خداوند از همه مومنان قبول فرماید

همیشه موفق باشید

بحمد الله در سال اول این پویش استقبال بی نظیری از سوی مومنین ایران و بیش از ٢٠ کشور از جمله جمهوری آذربایجان، انگلیس، کانادا، افغانستان، هندوستان، پاکستان، افریقای جنوبی، کامرون، استرالیا، ایالات متحده، اتریش، بحرین، آرژانتین، ترکیه، امارات متحده، عربستان سعودی، تانزانیا، روسیه، نیجریه، مالزی و... انجام شد.

و با عنایت حضرت حق زیارت نیابتی در حرم حضرت امیر المؤمنین، امام حسین، امامین جوادین، امامین عسکریین و حضرت عباس علیهم السلام به همراه پیاده روی نجف تا کربلا و قرائت زیارت اربعین به نیابت از شرکت کنندگان در پویش انجام شد.

و در ظهر اربعین به قید قرعه ٦ خانواده انتخاب شدند و هدایای نفیس مادی و معنوی در روز هفتم مهرماه از طریق پست برای آنها ارسال گردید.

و تصمیم بر آن شد که این پویش هر ساله به یاری حضرت حق تکرار شود:

در این پویش از مؤمنین دعوت می شود از فرصت چهل روزه عاشورا تا اربعین حسینی دعای عهد را بخوانند و با توجه به پاکی و صفای وجود کودکان خردسال آنها را با خود همراه نمایند تا خداوند نظر عنایتی بفرمایند.

مراحل اجرای طرح

١. علاقه مندان به شرکت در این پویش می توانند با مراجعه به صفحه اختصاصی پویش به نشانی:

https://landing.makarem.ir

مشخصات خود را در کادر مورد نظر درج نمایند تا خادمان حرم سید الشهداء علیه السلام به نیابت از آنها زیارت انجام دهند.

٢. روز بعد از ثبت مشخصات، پیام کوتاهی شامل اعلام انجام زیارت نیابتی و لینک تصویر ارسالی شما در قابی که در دستان خادمان حرم سید الشهدا علیه السلام می باشد ارسال خواهد شد.

٣. تمامی تصاویر ارسالی در صفحه اینستاگرام #عهد_اربعینی و تصاویر منتخب در صفحه اینستاگرام اصلی پایگاه به نشانی:

makarem.ir_fa

قرار خواهد گرفت.

٤. در روز اربعین به قید قرعه هدایای نفیسی به پنج خانواده شرکت کننده در این پویش اهدا خواهد شد.

تصویرسازی

یادداشت

١

شاخصه های عقلانیت شیعی در عزاداری حسینی

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

صحنه کربلا جولانگاه رویارویی تمام ارزش های الهی در برابر تمام ارزش های غلط جاهلی بود، که در این صحنه، سرنوشت اسلام اصیل و ناب رقم خورد و از اسلام بدلی و تقلبی متمایز گردید.

اینچنین است که غنای فرهنگی و عقلانیت شیعه باعث شده فرهنگ شیعی بیش از گذشته مورد توجه جهانیان قرار گیرد. امروز برای شنیدن پیام اسلام در دنیا گوش های شنوای زیادی وجود دارد و برای گرایش به مذهب شیعه این علاقه بیشتر از سایر مذاهب است و ما در این میان بر اساس عقلانیت فرهنگ شیعی می توانیم معارف اهل بیت علیهم السلام را در دنیا بدون اینکه به مقدسات دیگران اهانت کنیم، گسترش دهیم. 

لزوم عقلانیت در عزاداری حسینی

بی تردید مجالس عزاى امام حسين‏ عليه السلام به عنوان مجالس تحول روحى و مركز تربيت و تزكيه نفس مورد نظر است، مردمى كه با گريه بر مظلوميت امام حسين عليه السلام آن حضرت را الگو قرار مى‏دهند، در واقع زمينه تطبيق اعمال و كردار خويش و همرنگى و سنخيت خود را با سيره عملى آن حضرت فراهم مى ‏سازند.

تأثير عميق اين مجالس به قدرى است كه افراد زيادى در اين مجالس، دگرگونى عميقى يافته و تصميم بر ترک گناه و معصيت مى‏ گيرند، و چه بسا اشخاص گمراهى كه با شركت در اين مجالس تنبه حاصل كرده و راه نجات را پيدا مى ‏كنند.

ائمه اطهار عليهم السلام با گشودن اين باب، و تشويق مردم به شركت در اين محافل در واقع همه را به تحصيل و تربيت در اين دانشگاه حسينى دعوت كردند، لذا باید با  تشكيل دسته‏ جات عزادارى باشكوه، توأم با شعارهاى بيدار كننده و سازنده و پخش جزوه‏ ها و پوسترهاى حساب شده و پر محتوا، و استفاده از پلاكاردها يا شعارهاى جالب و جذاب و روشن كننده، وجود استاد روحانی در هيئت مذهبى و تبیین اصول و فروع اسلام به ویژه شرح مسائل مورد نياز و آموزش اخلاق اسلامی، عقلانیت را در عزاداری حسینی بیش از پیش محقق سازیم.

قمه زنی؛ پروژه ی نفوذ دشمن در نفی عقلانیت عزاداری حسینی

امروز دشمن به دنبال آن است که در مجالس عزاداری امام حسین عليه السلام نفوذ کرده و چهرهای خرافی از آن به نمایش بگذارد که یکی از راههای آن، قمه زنی است. لذا در رسانه های خارجی برای نمایش عزاداری شیعیان، قمهزنی را با چهره ها و لباس های پرخون به نمایش می گذارند تا این مراسم را غیرعقلانی جلوه دهند، که در نهایت دنیا آن را به عنوان سندی بر ضد مراسم عاشورا در ذهن خود جای می دهد.

از این رو دشمنان بر انجام این مسائل اصرار داشته تا نفوذ کرده؛ چهره ها را تغییر داده و چنین سرمایه بزرگی را از دست ما بگیرند.

لزوم اجتناب از آموزه های ضدّ عقلانی در عزاداری عاشورا

باید مراقب بود كارهايى كه بدعت‏ آميز است وارد مقوله عزادارى‏ نشود. لذا از كارهايى كه موجب وهن مذهب در نظر بيگانگان مى ‏شود، باید خوددارى و اجتناب گردد. البته با رعايت اين مسأله، عزادارى‏ ها نه تنها بدعت‏ نيست و اشكالى ندارد، بلكه مصداق تعظيم شعائر الهى است و از افضل قربات، محسوب مى شود.

متأسفانه برخی عاشقان حسینی بعضاً کارهایی را به نیت أبا عبدالله الحسین عليه السلام انجام می دهند، که انجام آن به مصلحت نیست و باید کارهایی عقلانی انجام داد. به عنوان نمونه شیشه را خرد کردن و با بدن برهنه رفتن روی آن هرچند از روی عشق و علاقه باشد لیکن باید همه از این کارها بپرهیزند، زیرا مصلحت مراسم امام حسین عليه السلام نیست، بلکه اصل راه رفتن بر روی آتش، برنامه ای از هندوهاست و دشمن این حرکات را اسنادی برای نشان دادن عدم عقلانیت در مراسم ما بیان می کند. از این رو باید به صورت عقلانی عزاداری شود تا این مشکلات پیش نیاید.

تبیین قیام عاشورا از منابع معتبر؛ شاخصه ی کلیدی تحقق عقلانیت در عزاداری حسینی

تبیین قیام عاشورا و بیان اهداف قیام امام حسین عليه السلام از جمله مسائل مهم و کلیدی در عزاداری امام حسین عليه السلام است که به نام عزاداری امام حسین عليه السلام، احکام اسلام و قرآن و عقاید اسلامی برای مردم بیان می شود.

لیکن مبلغان و مداحان باید سعی و تلاش نمایند مباحث از کتب معتبر بیان شود. کتاب های مناسبی در این زمینه از علمای بزرگواری همچون علامه مجلسی، مرحوم مفید، سید بن طاووس، شیخ عباس قمی و مرحوم مقرم نوشته شده و حریم امام حسین عليه السلام را حفظ کرده است.

لذا باید بر آلوده نشدن عزاداری امام حسین عليه السلام با مسایل خرافی تأکید کرد و اذعان نمود؛ واقعه کربلا، یک دعوت و قیام عقلانی بود و باید با استفاده از کتب معتبر، عقلانیت این قیام حفظ شود.

بنابراین تکیه بر خواب دیدن ها در عزاداری سید الشهداء عليه السلام مطلوب و مناسب نیست زیرا آنقدر منابع معتبر در زمینه قیام عاشورا وجود دارد که نیازی به اینها نیست، حتی زبان حال هایی که گفته می شود باید اقتضای شخصیت عظیم و والای امام حسین عليه السلام و یاران و خاندانش را داشته باشد.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت در سایه اهل بیت عليهم السلام مکتب عقلانی داریم و اساس دین و حدیث و برنامه تشیع عقلانیت است و این به ما قدرت می دهد در دنیای امروز در برابر همه کسانی که به عقلانیت پشت کرده اند، پیروز شویم.

هم چنین باید گفت عقلانیت نقطه اتکای مکتب اهل بیت عليهم السلام است و بزرگترین سرمایه ای که به تشیع قدرت و قوت می دهد تا در برابر هجمه ها و موانع بایستد عقلانیت شیعه است، هر چند در جبهه ها و میدان های مختلف جهانی عقلانیت نیست، ولی منطق ما عقلانیت است که می توانیم از آن استفاده کنیم و با طرح منطق عقلانی شیعه؛ همگان را به سوی خود جذب کنیم.

بنابراین باید عقلانیت واقعه عاشورا حفظ شود و پایگاه علمی و فرهنگی عاشورا احیاء شود و تحقق این مهم در گرو این مسأله است که عقلانیت شیعه را در مراسم حسینی نشان دهیم.

اینجانب برای همه خطبا و مداحان که به وظیفه خود عمل کرده و تمام بانیان مجالس و شرکت کنندگان آن، مخصوصاًً جوانان از صمیم دل دعا کرده و امیدوارم دعای آنان نیز برای ما باشد تا بتوانیم به وظایف خود عمل نماییم.

یادداشت

٢

بازشناسی خطبه های امام سجاد علیه السلام در کوفه و شام

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

امام حسين عليه السلام پس از شهادت یاران با وفایش در روز عاشورا به خيمه فرزندش امام زين‏ العابدين‏ عليه السلام رفت و او را به سينه چسباند و فرمود: «يا ولدي أنت أطيب ذريتي، و أفضل عترتي، و أنت خليفتي على هؤلاء العيال و الأطفال، ...؛ فرزندم! تو پاك‏ترين ذريه و برترين عترت منى و تو جانشين من بر اين بانوان و كودكانى... هر گاه كه ناله سر دادند آنان را آرام كن، و چون هراسان شدند مونسشان باش و با سخنان نرم و نيكو، خاطرشان را تسلى بخش...».

چه مطلب بزرگى است كه امام حسین عليه السلام در آخرين لحظات عمر خود با كوله ‏بارى از تجربه‏ هاى تلخ و شيرين، امام سجاد عليه السلام را به سينه مى‏ چسبانند و سفارش می کنند.

بلکه آخرين سخنان امام حسین عليه السلام اين پيشواى بزرگ ايثار و فداكارى به خوبى نشان مى‏ دهد، آن حضرت در لحظات حساس، تنها فرزندش امام سجاد عليه السلام را آماده پذيرش مسئوليت عظيم به ثمر رساندن نهال برومندى را كه در كربلا نشانده و با خون عزيزانش آبيارى كرده بود مى‏ ساخت. لذا آخرين وصايايش را با او در ميان مى‏ گذارد و خواهران و دخترانش را به  اطاعت از او سفارش مى‏ كند.

زیرا امام حسین عليه السلام شيعيان و پيروان مكتبش را در لحظات بحرانى و طوفانى فراموش نمى‏ كند، و پيام مظلوميت خود را به وسيله تنها پسرش به آنها مى‏رساند، تا بدانند در ادامه راه از چه حربه ‏اى استفاده كنند.

امام سجاد عليه السلام؛ میراث دار قافله عشق و حماسه، پیام آور حماسه سازان عاشورا

به حق عاشورا یک حماسه‏ است، لذا پس از حادثه جانگداز و حماسه‏ آفرين كربلا، سخنان فراموش نشدنى كه در خطبه ‏هاى امام سجاد عليه السلام در کوفه و شام و در نزديكى مدينه آمده است، هر كدام بيانگر روح حماسى‏ اين واقعه بزرگ تاريخی است.

لذا خطبه ‏هايى كه امام سجاد عليه السلام ايراد كردند به مانند کلام حضرت علی عليه السلام، در هر موضوعى وارد مى‏ شود و در موعظه، حماسه‏ و .... شاهكار مى ‏آفريند.،

زیرا در مقابل توطئه های دشمنان و تبلیغات دروغین حکومت اموی، همواره بايد آماده دفاع و جهاد بود؛ و هميشه بايد حالت حماسه‏ و سلحشورى را در جوانان مسلمان زنده نگهداشت.

از این رو خطبه امام سجاد عليه السلام در كوفه و بیان جملاتی تأثیرگذار هم چون «... شما بوديد كه به پدرم نامه نوشتيد...، آنگاه او را تنها گذاشته و با وى پيكار كرديد؟!..» و «شما با چه چشمى مى‏ خواهيد به پيامبر خدا بنگريد... » و در ادامه نیز فریاد مردم کوفه مبنی بر اینکه «اى فرزند رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم همه ما گوش به فرمان و مطيع توايم ... به ما فرمان بده ما با هر كس تو بجنگى، مى‏ ستيزيم!!»، و در نهایت کلام نهایی حضرت مبنی بر اینکه خواسته من از شما اين است كه نه از ما طرفدارى كنيد و نه با ما به جنگ و ستيز برخيزيد (ما را به خير شما اميدى نيست، شر مرسانيد)». نشان دهنده ی این مسأله است كه كوفيان با ضرباتى كه خطبه كوبنده امام سجاد عليه السلام بر روحشان وارد كرد چنان به هيجان آمدند كه آماده پيكار با دشمنان اهل‏بيت عليهم السلام و گرفتن انتقام از قاتلان شهداى كربلا شدند، ولى امام عليه السلام كه مى‏ دانست آنها بى‏وفايى خود را بارها نشان داده اند و سست‏ تر از آن هستند كه قيام همه جانبه ‏اى بر ضد جانيان بنى ‏اميه كنند.

خطبه تاريخی که کاخ یزید را لرزاند

بی تردید خطبه امام سجاد عليه السلام در شام از خطبههای بسیار پرمعنی است و اگر هیچ دلیلی بر علم و عرفان و شجاعت و کرامت و تدبیر آن بزرگوار جز خطبه آتشینی که آن حضرت در شام ایراد کرد وجود نداشت، کافی بود تا از لابلای آن، همه چیز را درک کنیم.

آرى یک خطبه غرا مى‏ تواند چنين اثرى از خود به يادگار بگذارد، الان هم هنگامى كه انسان آن را مى‏ خواند مو بر بدنش راست مى‏ شود و به گوينده آن هزاران درود مى‏ فرستد.

نكته قابل توجه اينكه امام سجاد عليه السلام در شرايطى اين خطبه‏ را ايراد كرد كه يزيد سرمست از باده پيروزى، مجلسى عظيم تشكيل داد و سفراى كشورهاى ديگر و همچنين اعيان و اشراف را به آن مجلس فراخواند.

از سوی دیگر يزيد كه كم و بيش با درياى علم و تقوا و قداست و پاكى خاندان نبوى آشناست، ابتدا حاضر نمى‏ شود كه امام سجاد عليه السلام با آن كه ضعف سفر و اسارت را بر اندام دارد بر فراز منبر رود و خطبه‏ اى براى مردم بخواند؛ چراكه خاندان اموى زراعت خويش را در زمين جهل و بى خبرى مردم كاشته ‏اند و مى ‏دانند آگاهى مردم محصول چندين ساله آنان را بر باد مى‏ دهد؛ ولى بر اثر فشار افكار عمومى مى ‏پذيرد امام عليه السلام خطبه‏ اى بخواند، و يزيد از آنچه كه مى‏ ترسيد دامن­گيرش شد. اعتراض ها بلند شد؛ فرياد و شيون و گريه مجلس را فرا گرفت و جمعى بدون آنكه به خليفه مسلمين! اقتدا كنند، مجلس را ترک كردند.

اینچنین است که پس از روشن گری امام سجّاد علیه السلام برخی افراد هم چون پیرمرد فریب خورده شامی به راه راست برگشت و در راه عقیده اش به شهادت رسید.

خطبه طوفانی امام سجاد عليه السلام در شام و بیان فضائل امیرالمومنین علی عليه السلام

گاه ضرورت ايجاب مى ‏كند كه انسان خود را با امتيازاتى كه دارد معرفى كند، زيرا بدون آن هدف‏ هاى مقدس پايمال مى‏ شود. اين‏گونه سخنان با خودستايى و تزكيه نفس بسيار تفاوت دارد

نمونه اين سخن خطبه امام سجاد عليه السلام در مسجد شام است، در آن هنگام كه مى‏ خواهد خود و خاندانش را به مردم شام معرفى كند، تا توطئه بنى اميه در زمينه خارجى بودن شهيدان كربلا عقيم گردد، و نقشه ‏هاى شيطانى آنها نقش بر آب شود.

امام سجاد عليه السلام به معرفى اميرمؤمنان على عليه السلام پرداخت (تا تبليغات سوء ساليان دراز را بر ضد او خنثى كند) و چنين فرمود: «من فرزند كسى هستم كه در برابر رسول خدا با دو شمشير و با دو نيزه نبرد مى‏ كرد و دوبار هجرت كرد و دوبار بيعت نمود،... او بزرگ عرب، شير بيشه نبرد، وارث دو مشعر، پدر دو سبط رسول خدا، حسن و حسين بود؛ آرى؛ او جد من على بن ابى‏ طالب عليه السلام است‏».

اگر مى‏ بينيم امام سجاد عليه السلام در خطبه معروف شام، به حسب و نسبشان افتخار مى ‏فرمودند، نه براى برترى‏جويى بود، بلكه هدف ديگرى داشتند، آنها مى ‏خواستند رسالت امامت‏ و رهبرى خود را براى نا آگاهان از اين طريق تبيين كنند. درست مثل اينكه فرمانده لشكر براى معرفى خود و دعوت لشكريان به پيرويش، مقام و موقعيت خويش را شرح مى‏ دهد.

خطبه های ماندگار امام سجاد عليه السلام؛ تبیین واقعه عاشورا؛ تداوم نهضت کربلا

«حذيم بن شریک اسدى‏» مى‏ گويد: امام زين العابدين عليه السلام‏ در کوفه رو به مردم نمود و فرمود؛« ...من على فرزند حسينم، همان كس كه بدون هيچ جرم و گناهى كنار شط فرات (با لب تشنه) سر بريده شد. من فرزند كسى هستم كه حريمش مورد بی حرمتى قرار گرفت و اموالش به غارت برده‏ شد و خانواده اش به اسارت گرفته شد. من پسر كسی ام كه با آزار و شكنجه به شهادت رسيد و همين افتخار ما را كافى است!».

آنگاه امام زين العابدين عليه السلام با اين ابيات سخنش را پايان داد: «...جانم فداى آن كشته ‏اى كه كنار شط آب (با لب تشنه) به شهادت رسيد، ولى كيفر آن كس كه وى را شهيد كرد، آتش دوزخ است».،

و یا در شام‏ خطبه امام سجاد عليه السلام كار را به جايى رساند كه يزيد خود را تبرئه كرده و گفت: خدا روى ابن زياد را سياه کند، يزيد هم از ترس، دستور برگرداندن اسيران را به مدينه صادر كرد.

به تعبیر یکی از علمای بزرگ اهل سنت اگر چه بعد از جریان کربلا که امام سجاد علیه السلام، دردناک ترین حوادث را در روز عاشورا مشاهده کرد، لیکن سخنان و  خطبه های امام سجاد علیه السلام تجلی یافته از ادامه مبارزه کربلا است و خلافت حاکمان اموی را به شدت کوبید.

بعد از اين ايام قيام ‏هاى مختلفى شروع شد و شعار همه آنها خون خواهى امام حسين عليه السلام بود، تا به قيام ابومسلم خراسانى رسيد كه شعار او «الرضا لآل محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم» بود.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت امام سجاد علیه السلام با خطبه های آتشین خلافت اموی را تحت ضربات سنگین خود قرار داد؛ و آن حضرت هنگامی که نتوانست با خون خود انقلاب کربلا را آبیاری کند، با ایراد خطبه های غرّاء که همچون شمشیر بُرنده بود در آن شرکت کرد.

لذا شام بر اثر خطبه هاى امام سجاد به كلى دگرگون گرديد و از همان جا بذر انقلاب بر ضد بنی ‏اميه پاشيده شد؛ و در نتيجه همين خطبه ها، بنی اميه در تمام جهان اسلام رسوا گشت و خطرى كه از سوى آنان اسلام و قرآن‏ را تهديد می كرد، به بركت خون هاى شهيدان و خطابه هاى پيام آوران عاشورا، دفع شد.

پرونده ویژه

١

نقش شعرای مشهور اهل بیت علیهم السلام در تداوم فرهنگ عاشورا

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

نهضت عاشورا  برخلاف طبيعت تاريخ بشرى كه نوها را كهنه و كهنه ها را به فراموشى مى سپارد، هر روز درخشش تازه اى به خود می گیرد؛ لذا هزاران كتاب و مقاله و شعر درباره اين فصل از تاريخ اسلام نوشته و سروده شده، ولى «چون نيك بنگرى همه آغاز دفتر است». اینگونه است در هر قرن شاعران توانا، رساترين اشعار را به زبان عربى و فارسى و زبان هاى ديگر درباره قیام عاشورا سروده اند؛ بدین نحو که شاعران ضمن سرودن اشعار سوگوارى، جنبه هاى حماسى عاشورا را نیز به نظم كشیدند که به نوبه ی خود ماندگاری و جاودانگی نهضت حسینی را به همراه داشته است.

نگاه اسلام به شعر و شاعری

بدون شک ذوق شعر، و هنر شاعرى از جمله سرمايه هاى وجودى انسان است که اگر در مسير صحيح به كار افتد و از آن بهره گيرى مثبت و سازنده شود، بسیار ارزشمند خواهد بود. اما اگر به عنوان یک وسيله مخرب براى ويران كردن بنيان اعتقاد و اخلاق جامعه و تشويق به فساد و بى بند و بارى مورد استفاده واقع شود، و يا انسانها را به پوچى و بيهودگى و خيال پرورى سوق دهد، يا تنها یک سرگرمى بى محتوى تلقى گردد، بى ارزش و حتى زيانبار است.

لذا در پاسخ به این پرسش که آیا شاعر بودن خوبست يا بد؟ زشت است يا زيبا؟ و آیا اسلام با شعر موافق است يا مخالف؟؛ باید گفت، ارزيابى اسلام در اين زمينه بر روی «هدف ها»، «جهت گيری ها» و «نتيجه ها» است؛ به گفته امير مؤمنان على علیه السلام هنگامى كه گروهى از يارانش در يكى از شبهاى ماه مبارک رمضان به هنگام افطار، سخن به شعر و شاعران كشيدند، آنها را مخاطب ساخته فرمود: اعلموا ان ملاك امركم الدين، و عصمتكم التقوى، و زينتكم الادب، و حصون اعراضكم الحلم؛ بدانيد ملاك كار شما دين است، و مايه حفظ شما تقوى است، زينت شما ادب و دژهاى محكم آبروى شما، حلم و بردبارى است» اشاره به اينكه شعر وسيله اى است و معيار ارزيابى آن هدفى است كه شعر در راه آن به كار گرفته مى شود.

طبقات شعرای اسلام

در تاریخ تشیع مى بينيم شعراى شيعه از همه ماهرتر و معروفترند و آثار شعرى آنها سرآمد آثار اسلامى محسوب مى گردد. لذا طبقات شعراى اسلام را می توان اینگونه ترسیم نمود:

١. طبقه صحابه که بزرگان اين طبقه همه از شيعه هستند، در رديف اوّل نام نابغه جعدى را بايد برد كه در جنگ صفين در ركاب امير مؤمنان على عليه السلام بود و رجزها و حماسه هاى پرهيجانى از خود در آن ميدان به يادگار گذارد.

همچنين عروة بن زيد كه او نيز در ركاب آن حضرت در صفين بود. لبيد بن ربيعه عامرى كه جمعى از بزرگان تصريح به شيعه بودن او كرده اند.، ابوالطفيل عامر بن وائله، ابوالاسود دوئلى، كعب بن زهير صحاب قصيده معروف «بانت سعاد»، و بسيارى ديگر.

٢. طبقه معاصر تابعين؛ مانند «فرزدق» و «كميت» و «كثير» و «سيّد حميرى» و «قيس بن ذريح» و مانند آنان.

٣. طبقه بعد از آنان كه در قرن دوم هجرى زيست مى كردند مانند دعبل خزاعى و ابونواس و ابوتمام و بحترى و عبدالسلام ديك الجن! و ابوالشيص و حسين بن ضحاك و بحترى و ابن الرومى و منصور النمرى و اشجع اسلمى و محمد بن وهيب و صريع الغوانى.

خلاصه اينكه غالب شعراى دولت عباسى در قرن دوم و سوم همه از شيعه بودند به جز مروان بن ابى حفصه و فرزندان او.

٤. طبقه اى كه از آغاز قرن چهارم روى كار آمدند مانند متنبى غرب ابن هانى اندلسى و ابن تعاويذى و حسين بن حجاج صاحب المجنون و مهيار ديلمى و امير الشعراء و ابو فراس حمدانى كه درباره او گفته اند (شعر با او آغاز و با او پايان يافت)! و كشاجم و ناشى ء صغير و ناشى كبير و ابوبكر خوارزمى و بديع همدانى و طغرائى و جعفر شمس الخلافه و سرى الرفاء و عمارة اليمينى و وداعى و خبزارزى و زاهى و ابن بسام بغدادى و سبط ابن تعاويذى و سلامى و نامى.

شعرای مشهور اهل بیت علیهم السلام؛ مورد تحسین ائمه ی شیعه

گفتنی است شاعرانى كه مصايب امام حسين عليه السلام را به شعر درآورده و در مجالس و محافل مى خواندند، همواره مورد لطف خاصّ و عنايت ويژه ائمّه معصومين عليهم السلام قرار داشتند. شعراى بنامى چون «كُمَيت اسدى» ، «دِعبل خُزاعى»، «سيّد حِمْيرى » و ... به عنوان (شاعران اهل بيت) با تشويق ائمّه اطهار عليهم السلام از موقعيّت هاى اجتماعى بلندى در بين مردم برخوردار بودند.

روایت خونخواهی حسین علیه السلام در اشعار فرزدق شاعر

فرزدق همان شاعر معروفى است كه نام اصلى اش همام و لقبش فرزدق بود و اشعار او درباره امام زين العابدين عليه السلام در برابر هشام بن عبدالملک در كنار خانه خدا او را مشهور ساخته است كه در آن اشعار بسيار بلند و زيبا و پرمعنايش مقام امام عليه السلام را به بهترين وجه در مقابل دشمنش بيان كرد و از عواقب آن نيز نترسيد.

و در جريان كربلا هنگامى كه خبر از آن حادثه خونين شد جمله تكان دهنده اى بيان كرد. گفت: اگر عرب به دليل شهادت فرزند بهترين فرد عرب خشم گيرد و يكپارچه بر ضد آن قاتلان قيام كند سبب دوام عزت و كرامت آن ها خواهد شد و اگر كوتاهى كند و حركتى انجام ندهد براى هميشه از سوى خداوند به ذلت گرفتار خواهد شد. و اين بيت را دراين باره گفت:

وانتم لا تثار لابنِ خَيرِكم

فالقُوا السّلاحَ و اغزِلوا بالمَغازِل

اگر براى خونخواهى فرزند بهترين فردتان قيام نمى كنيد سلاح ها را كنار بگذاريد و همانند پيرزنان مشغول پشم ريسى شويد.

فرزدق از همان كودكى شعر می گفت. مردى غيور و بسيار شجاع و باشخصيت بود. در كتاب الاعلام زركلى آمده است كه اگر اشعار فرزدق نبود یک سوم لغت عرب و نيمى از اخبار تاريخى آن ها از ميان مى رفت. او در سال ١١٠ هجرى چشم از جهان فرو بست.،

شعر عاشورایی کمیت اسدی در محضر امام باقر علیه السلام

در تبیین اهتمام شعرای اهل بیت علیهم السلام در تداوم نهضت حسینی می توان به در سرودن اشعارى توسّط كميت اسدى در محضر امام باقر علیه السلام در رثاى شهيدان كربلا اشاره کرد كه امام علیه السلام با شنيدن آن، اشكش جارى شد که امام عليه السلام پس از آن در حقّ كميت دعا كردند.،

امام باقر علیه السلام و تأیید کمیت اسدی، شاعر آزاده و مدافع مکتب ولايت

درباره شاعر معروف اهل بيت عليهم السلام كُميت بن زيد اسدى مى خوانيم هنگامى كه بر امام باقر عليه السّلام وارد شد و اشعار معروف: «من لقلب متيّم مستهام غير ما صبوهٍ و لا احلام؛ چه كسي به فرياد دل شيفته و مشتاقي مي رسد كه نه به دنبال ميل و هوا مي گردد و نه در پي آرزوست؟» را انشاد كرد؛ امام باقر عليه السلام به او فرمود: «براى تو همان است كه پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به حسّان بن ثابت فرمود: «لَنْ يَزالَ مَعَكَ رُوحُ القُدُسِ ما ذَبَيْتَ عنّا»: «هميشه روح القدس(جبرئیل) با تو خواهد بود مادامى كه از ما دفاع مى كنى».،

آری «كُمَيْت » شاعر در صف مجاهدانى بود كه با مدد گرفتن از ذوق سرشار خويش در دوران هاى خفقان بار حكومت بنى عباس به مبارزه با آن نظام فرعونى برخاست و از مكتب اهل بيت عليهم السلام در آن عصر تاریک حمايت كرد؛ آن شاعر قهرمان که مدافعاتش از حريم اهل بيت عليهم السلام و مبارزه با دستگاه جور و ستم معروف است سرانجام جان خود را در همين راه از دست داده و به شهادت رسید.

شعر خوانی عاشورایی شعرای اهل بیت علیهم السلام در محضر امام صادق علیه السلام

عبداللّه بن غالب مى گويد: به محضر امام صادق عليه السلام شرفياب شدم و در حضور آن حضرت مرثيه اى در باره امام حسين عليه السلام خواندم. هنگامى كه به یک بيت حسّاس از آن مرثيه رسيدم، صداى زنى را از پشت پرده شنيدم كه با گريه فرياد زد: «يا ابتاه ؛ پدرجان!».،

ماجراى مرثيه سرايى ابوعماره در محضر امام صادق عليه السلام و گريه آن حضرت و اهل خانه نيز نمونه ديگرى است.

روایت ابو هارون از مرثیهخوانی نزد امام صادق علیه السلام

هارون مكفوف (يكى از ياران امام صادق عليه السلام) مى گويد: به محضر آن حضرت شرفياب شدم، فرمود: «برايم مرثيه بخوان. برايش خواندم. فرمود: «لا، كَما تَنْشِدُونَ وَ كَما تَرْثِيهِ عِنْدَ قَبْرِهِ؛ اين گونه نمى خواهم، آن گونه كه در كنار قبر آن حضرت عليه السلام مرثيه مى خوانيد، بخوان» و من خواندم:

أُمْرُرُ عَلى جَدَثِ الْحُسَيْنِ

فَقُلْ لَأَعْظُمِهِ الزَّكِيَّةِ

«از كنار قبر حسين عليه السلام گذر كن و به آن استخوان هاى پاک او بگو ...»

ديدم آن حضرت به گريه افتاد، سكوت كردم، ولى فرمود: ادامه بده، ادامه دادم.

فرمود: «باز هم بخوان» خواندم تا به اين بيت رسيدم:

يا مَرْيَمُ قُومي وَانْدُبِي مَوْلاكِ

وَ عَلَى الْحُسَينِ فَاسْعَدي بِبُكاكِ

«اى مريم! برخيز و بر مولاى خود ندبه كن و با گريه ات بر حسين عليه السلام رستگارى طلب كن».

ديدم امام صادق عليه السلام گريه كرد و بانوان، شيون سر دادند. وقتى آرام شدند، حضرت فرمود: «يا أَبا هارُونَ مَنْ أَنْشَدَ فِى الْحُسَيْنِ فَأَبْكى عَشْرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ اى ابوهارون! هركس بر امام حسين عليه السلام مرثيه بخواند و ده نفر را بگرياند، پاداش او بهشت است».،

شکوه فرهنگ عاشورایی در اشعار دعبل خزاعی

دعبل بن على خزاعى از شاعران زبردست و شجاعى كه با اشعار بديع و نغز خويش در اوج مظلوميّت اهل بيت علیهم السلام به دفاع از عترت طاهرين قيام كرد. و همواره مورد عنايت ويژه ائمّه اطهار عليهم السلام خصوصاً امام رضا عليه السلام قرار داشت.

معروف است دعبل خزاعى مى گفت: چهل سال است چوبه دار خودم را بر دوش مى كشم اما هنوز كسى كه مرا به آن بياويزد نيافتم!

همين دعبل بود كه «هارون الرشيد» و «مأمون» و «امين» و «معتصم» را در اشعار خود هجو نمود و از امام صادق و امام كاظم و امام رضا عليهم السلام مدح بليغ كرد كه اشعارش در كتابهاى تاريخ و ادب ضبط شده است.

در بازخوانی اشعار عاشورایی دعبل خزاعى می توان به قصيده معروفى كه در حضور امام على بن موسى الرضا علیه السلام خواند اشاره کرد.

سابكيهم ما ذر فى الافق شارق

و نادى مناد الخير فى الصلوات

«من بر شهيدان خاندان پيامبر گريه مى كنم تا آن زمان كه خورشيد بر افق مشرق نور مى پاشد و تا آن زمان كه بانگ اذان براى دعوت به نماز بر مناره ها سر مى دهد»

هم چنین دعبل شاعر اهل بيت عليهم السلام در فرازی دیگر اینگونه سروده است:

كَيْفَ الْقَرارُ؟ وَفِي السَّبايا زَيْنَبُ

تَدْعُو بفَرْطٍ حَرَّارَةٍ يا أحْمَدُ

هذا حُسَيْنٌ بِالسُّيُوفِ مُبَضَّعُ

مُتَخَضَّبٌ بِدِمائِهِ مُسْتَشْهَدُ

«چگونه آرام و قرار گيرند در حالى كه در ميان اسيران، زينب حضور دارد كه با تمام حرارت وجودش فرياد مى زد: اى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم! اين حسين توست كه با شمشيرها پاره پاره شده است و در خون خويش غلتيده، و به شهادت رسيده است».،

قصیده ای از دعبل که امام رضا علیه السلام را گریاند

از دِعبل خُزاعى (شاعر معروف اهل بيت عليهم السلام) نقل شده است كه من در ايّام شهادت امام حسين عليه السلام به محضر امام رضا عليه السلام شرفياب شدم. ديدم آن حضرت محزون و اندوهگين نشسته و يارانش نيز گرد آن حضرت نشسته اند. هنگامى كه مرا ديد فرمود: «خوش آمدى اى دعبل! آفرين بر كسى كه با دست و زبانش ما را يارى مى كند!».

سپس در كنار خويش براى من جا باز كرد و مرا كنارش نشاند. آنگاه به من فرمود: اى دعبل! دوست دارم امروز براى ما مرثيه بخوانى؛ چراكه اين ايّام روزهاى اندوه ما اهل بيت عليهم السلام و ايّام شادمانى دشمنان ما -به ويژه بنى اميّه- است. (سپس امام عليه السلام مطالبى را در پاداش گريه كردن و گرياندن در مصيبت اهل بيت عليهم السلام به خصوص مصائب امام حسين عليه السلام بيان كرد).

آنگاه امام رضا عليه السلام برخاست و پرده اى ميان ما و حرمسراى خويش زد و خانواده اش را پشت پرده نشاند، تا آنان نيز براى مصيبت جدّشان امام حسين عليه السلام گريه كنند. سپس به دعبل فرمود اشعار خود را بخوان و وى نيز مرثيه اى را در ماتم امام حسين عليه السلام و اهل بيتش خواند كه قسمتى از آن چنين است:

أَفاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَيْنَ مُجَدَّلًا

وَ قَدْ ماتَ عَطْشاناً بِشَطِّ فُراتِ

إِذاً لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فاطِمُ عِنْدَهُ

وَ أَجْرَيْتِ دَمْعَ الْعَيْنِ فِي الْوَجَناتِ

أَفاطِمُ قُومِي يَا ابْنَةَ الْخَيْرِ وَ انْدُبِي

نُجُومَ سَماواتٍ بِأَرْضِ فَلاتِ

بَناتُ زِيادٍ فِي الْقُصُورِ مَصُونَةْ

وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ مُنْهَتِكاتِ

وَ آلُ زِيادٍ فِي الْحُصُونِ مَنِيعةٌ

وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ فِي الْفَلَواتِ

سَأَبْكِيهِمْ ما ذَرَّ فِي الْأَرْضِ شارِقُ

وَ نادى مُنادِى الْخَيْرِ لِلصَّلَواتِ

وَ مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَ حانَ غُرُوبُها

وَ بِاللَّيْلِ أَبْكيهِمْ وَ بِالْغَدَواتِ

«اى فاطمه! اگر پيكر به خاک و خون غلطيده حسين را كه تشنه كام كنار شطّ فرات به شهادت رسيده به خاطر آورى در آن هنگام اى فاطمه كنار آن پيكر، به چهره ات طپانچه مى زنى و اشک چشمانت را بر رخسارت سرازير مى سازى اى فاطمه اى دختر بهترين مردم، برخيز! و بر ستارگان آسمان ها در آن صحراى خشك ناله بزن (چرا گريان نباشم وقتى كه به خاطر آورم) دختران زياد در قصرهاى خويش درامانند؛ ولى حريم خاندان رسول خدا دريده شده است. در حالى كه آل زياد در دژهاى محكمى آسوده اند فرزندان رسول خدا در صحراهاى خشك و سوزان سرگردانند. آرى! تا آن زمان كه خورشيد در عالم پرتو افشانى مى كند و نداى مؤذّنى براى نماز بلند است ومادامى كه خورشيد طلوع و غروب مى كند و به هنگام شبانگاهان و صبح گاهان بر آنان مى گريم».،

سخن آخر: (توصیهای به شاعران جوان آئینی)

زندگى پرماجراى شعراى بزرگ قرن اوّل و دوم نشان می دهد آنها با اينكه هم از نظر مادى به هيأت حاكمه وقت شديداً محتاج بودند و هم از آنان حساب مى بردند و مى ترسيدند، در عين حال نه ترس و نه طمع و نه فشارهاى حكومت، و نه شمشيرهاى برهنه اى كه بر سر آنها سايه انداخته بود، مانع از حق طلبی و ظلم ستیزی آنان نشد؛ از فرزدق گرفته تا كميت، و از سيّد حميرى تا دعبل خزاعى، تا ديك الجن تا ابى تمام تا بحترى تا امير ابوفراس الحمدانى صاحب قصيده معروف كه در آن مى گويد:

الدِّينُ مُخْتَرَمٌ وَالْحَقُّ مُهْتَضَمُ

وَفَىْ ءُ آلِ رَسُولِ اللَّهِ مُقْتَسَمُ!

پرده هاى دين را دريده، و آيين حق را زيرپا گذارده اند، و اموال خاندان پيغمبر را به يغما مى برند!

آرى اينها بودند كه در آن محيط پرخفقان به يارى حق برخواستند و با اشعار كوبنده خود از خاندان پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به ویژه نهضت حسینی دفاع نمودند.

لذا شاعران جوان آئینی بدانند، قدم جاى پاى شاعرانى همچون فرزدق؛ کُمیت اسدی و دعبل خزاعی مى گذارند، لذا می گوییم باید متخلّق به اخلاق حضرت امام حسين عليه السلام و يارانش باشيد تا سخنان شما بر دل نشيند و به مصداق «كونوا دعاة للناس بغير السنتكم؛ مردم را به غير از زبانتان دعوت به دين كنيد » همه شنوندگان ازاشعار و مرثیه های عاشورایی شما الگو گيرند.

پرونده ویژه

٢

واکاوی شاخصه های «استکبارستیزی» در قیام عاشورا

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

در وهله ی نخست باید گفت عاشورا یک «حادثه» نبود بلكه یک «جريان تاريخى» بود، جريان مبارزه‏ حق و باطل، عدالت و ظلم، که اين مبارزه‏ در همه اعصار و قرون ادامه دارد. تصميم جدّى امام عليه السلام مطابق آنچه در تواريخ آمده ادامه راه و مبارزه‏ با حكومت يزيد بود. هر چند در اين راه شهيد شدند و شهادت ايشان اثر خود را گذاشت، لیکن اهداف سيّد مظلومان و سالار شهيدان را كه همان دادن آگاهى به مردم و نشر احكام قرآن، كسب عزّت، شرف، آزادى، امر به معروف و مبارزه‏ با ظلم و فساد است به بهترین وجه در جامعه بسط و گسترش یافت. حال با این تفاسیر ضرورت واکاوی و بازشناسی شاخصه های استکبار ستیزی در قیام عاشورا با بهره گیری از آراء و اندیشه های حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) می­ تواند مهم ترین مولّفۀ نهضت امام حسین علیه السلام یعنی ظلم ستیزی در برابر حاکمان جائر را بیش از پیش آشکار سازد.

استکبارستیزی علیه معاویه؛ مهمترین آرزو در مکتب امام حسین علیه السلام

در تبیین ضرورت استکبار ستیزی علیه حاکمان جور به ویژه معاویه می توان به نامه ی شديد اللحن امام حسين عليه السلام به دستگاه فرعونى معاويه ‏ اشاره نمود که فرمودند؛ ما أَرَدْتُ حَرْباً وَ لا خِلافاً، وَ إِنّي لَاخْشَى اللَّهَ فِي تَرْكِ ذلِكَ مِنْكَ وَ مِنْ حِزْبِكَ الْقاسِطيِنَ الُمحِلِّينَ، حِزْبِ الظَّالِمِ، وَ أَعْوانِ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ....وَ إِنّي وَاللَّهِ ما أَعْرِفُ افْضَلَ مِنْ جِهادِكَ، فَإِنْ أَفْعَلْ فَإِنَّهُ قُرْبَةٌ إِلى رَبِّي، وَ إِنْ لَمْ أَفْعَلْهُ فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِدينى‏، وَ أَسْأَلُهُ التَّوْفيقَ لِما يُحِبُّ وَ يَرْضى. من در حال حاضر، قصد جنگ و درگيرى با تو را ندارم (به خاطر پيمان صلحى كه ميان تو و برادرم امام حسن عليه السلام امضا شده است) و براى ترک مبارزه با تو و با حزب ستمکارت كه حرام خدا را حلال شمرده ‏اند، همان گروه ستم پيشه و ياران شيطانِ رانده شده - از خداى خود بيمناكم!... به خدا سوگند! من كارى را برتر از جهاد با تو سراغ ندارم؛ پس اگر چنين كارى كنم، مايه تقرّب و نزديكى من به پروردگار خواهد بود و اگر دست به كارى نزنم، از خداوند (براى ترک جهاد) استغفار مى‏ كنم و از او -در آنچه را دوست دارد و بدان خشنود است- طلب توفيق مى‏ نمايم.

اين نامه شجاعانه و متين و حساب شده امام عليه السلام آن هم در زمانى كه ظاهراً قدرتى در دست ندارد، در برابر سلطان ستمگر و جبّارى همچون معاويه كه همه چيز را در دست داشت، در نوع خود گوشه‏ هايى از تاريخ ننگين بنى اميّه را افشا مى‏ كند و به نقد آن مى‏ پردازد، امام عليه السلام در اين نامه به ريختن خون افراد پاک باز و با تقوا و با ايمانى كه از بهترين الگوهاى جهاد و ظلم ستيزى‏ بودند، اشاره می­ کند. امام عليه السلام در اين نامه مقوله ی استکبارستیزی و لزوم جهاد با دستگاه فرعونى معاويه را از آرزوهاى مهمّ خويش بر مى‏ شمرد، و از تهديدهاى او كمترين هراسى به خود راه نمى‏ دهد.

امر به معروف و نهی از منکر؛ مولّفه ای بنیادین در استکبارستیزی

امام حسين عليه السلام نه تنها با سخنانش به افشاى جنايات بنى‏ اميّه پرداخت كه با شمشير بر ضدّ آنان به مبارزه‏ برخاست و تا پاى جان ايستادگى كرد و اين حركت خويش را «امر به معروف و نهى از منكر و اصلاح امور جامعه» ناميد و در بيان و سخنان خويش، به طور مكرّر از اين فريضه بزرگ ياد كرد، و با صراحت، يكى از انگيزه هاى حركتش را احياى همين امر مهم شمرد.

شايد بتوان صريح ‏ترين و رساترين تعبير امام عليه السلام در تبيين این مسأله، جمله ‏اى دانست كه در وصيّت نامه آن حضرت به برادرش محمّد حنفيّه آمده است. آن حضرت پس از آن‏كه انگيزه ‏هايى چون هوى و هوس و كسب مقام را از قيام خود دور دانست، چنين نوشت: «وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي، ارِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهى‏ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ اسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي عَلِىِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ‏؛ من تنها به انگيزه اصلاح در امّت جدّم بپا خاستم، مى‏ خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به روش جدّم و پدرم على بن ابى طالب عليه السلام رفتار نمايم!».

امام عليه السلام در اين عبارات كوتاه و گويا در همان آغاز راه، هدف حركت الهى خويش را ظلم ستیزی و مبارزه با استکبار بيان مى ‏كند كه قصدش كشورگشايى و به چنگ آوردن مال و مقام دنيا نيست، بلكه هدفش فقط اصلاح جامعه اسلامى و احياى امر به معروف و نهى از منكر است.

احیاء دین خدا؛ شاخصه ی حیاتی در ظلم ستیزی

باید اذعان نمود امام حسين عليه السلام با هدف احياى دين خدا قيام و حركت خويش را آغاز كرد؛ در مرحله نخست- اگر ممكن است- با تشكيل حكومت اسلامى و در غير اين صورت، با شهادت خود و يارانش به مقصود بزرگ خود برسد. به هر حال، مى‏ بايست دين از دست رفته و سنّت فراموش شده رسول‏ خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم را زنده كرد و چه كسى سزاوارتر از فرزند رسول خداست كه پيش گام چنين حركتى شود.

امام حسين عليه السلام نخست با اين جمله: «وَ عَلَى الْإِسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ‏ الْأُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزِيدَ؛ زمانى كه امّت اسلامى گرفتار زمامدارى مثل يزيد شود، بايد فاتحه اسلام را خواند». تصريح كرد كه با وجود خليفه ‏اى همچون يزيد، فاتحه اسلام خوانده است و ديگر اميدى به بقاى دين خدا در حكومت يزيد نمى ‏رود.

استکبار ستیزی؛ تبلور آزادگی

گفتنی است ظلم ستيزى‏ در واقع مكتبى است براى پرورش صفات برجسته انسانى‏ است،از جملۀ این خصلت­ ها می­ توان به مقولۀ«آزادگی» به عنوان یکی از شاخصه های کلیدی در مبارزه با طاغوت اشاره نمود؛ در این باره امام حسین علیه السلام می­ فرماید: «وَيْحَكُمْ يا شيعَةَ آلِ أَبي سُفْيانَ! إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ، وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَكُونُوا أَحْراراً في دُنْياكُمْ هذِهِ، وَارْجِعُوا إِلى‏ أَحْسابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَبَاً كَما تَزْعُمُونَ‏؛ واى بر شما! اى پيروان آل ابى سفيان! اگر دين نداريد و از حسابرسى روز قيامت نمى‏ ترسيد لااقل در دنياى خود آزاده باشيد، و اگر خود را عرب مى‏ دانيد به خلق و خوى عربى خويش پايبند باشيد».

بى شک، خواست خدا بدون حكمت نيست، حكمت بالغه الهى ايجاب مى‏ كرد كه با شهادت امام و يارانش و اسارت همسر و خواهر و دخترانش از يك سو، پرده از چهره‏ ننگين حاكمان ظالم و بى ايمان بنى اميّه برداشته شود و جهان اسلام بر ضدّ آنها بشورند و از سوى ديگر، امام حسين عليه السلام و يارانش جايگاهى در تاريخ جهان پيدا كنند كه اسوه و قدوه ملّت­ هاى مظلوم گردند و درس آزادگى‏ را از مكتب آنها فراگيرند، لذا آزادگى‏ و شجاعت و دفاع از دين و ارزش‏ هاى اسلامى با نام امام حسين عليه السلام عجين شده است.

تحقق عدالت؛ شاخصه ای کلیدی در استکبار ستیزی

حضرت سیدالشهداء عليه السلام در نامه‏ اى به مردم كوفه، يكى از اهداف قیامش را جلوگيرى از ظلم و ستم ظالمان و اجراى عدالت بيان مى‏ كند و مى ‏فرمايد: بى شک مى‏ دانيد كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در زمان حياتش فرمود: هر كس حاكم ظالمى را مشاهده كند كه (در اثر ظلم و جور) محرّمات الهى را حلال شمرده، و عهد و پيمان ‏هاى الهى را شكسته، و با سنّت و سيره رسول خدا مخالفت كرده، و در ميان بندگان خدا با گناه و دشمنى عمل مى‏ كند، و در مقابل چنين حاكم ستمگرى هيچ‏گونه عكس ‏العمل گفتارى يا رفتارى از خود بروز ندهد، خداوند چنين انسانى را در جايگاه همان ظالم ستمگر داخل مى ‏كند (و سرنوشت هر دو يكى است!)».

امام حسين عليه السلام در اين نامه كه ظاهراً خطاب به مردم كوفه، امّا در حقيقت مخاطب آن همه انسان‏ هاى آزاده جهان است پيام رسول اللَّه صلّى الله عليه وآله وسلّم را در مبارزه با ظلم و ستم و بى‏ عدالتى بيان مى‏ كند، و ضمن اعلان هدف قيامش، همه را به همكارى در اين مبارزه دعوت مى ‏كند.

آن حضرت در روز عاشورا خطاب به مردم کوفه سخن از عدالتی می­ گوید که حاکم باید در جامعه بگستراند: وَ يَداً عَلَيْهِمْ لِأَعْدائِكُمْ، بِغَيْرِ عَدْلٍ‏ أَفْشَوهُ فيكُمْ، يك پارچه به يارى دشمنانتان برخاستيد. بى آن‏كه آنان در ميان شما به عدل رفتار كرده باشند.

استکبارستیزی؛ عامل کلیدی در نجات بشریت از طواغیت

يكى ديگر از شاخصه ­های استکباری ستیزی در مکتب امام حسین عليه السلام، كه در زيارت اربعين‏ نیز به آن اشاره شده، مبارزه با جهل و نجات مردم از ضلالت و گمراهى است. چنان که خطاب به آن حضرت از زبان معصومین نقل شده است: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ‏ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ، وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ؛ امام حسين عليه السلام خون قلبش را در راه تو داد (و نهايت ايثار و فداكارى را كرد) تا بندگانت را از جهل و نادانى و حيرت و سرگردانى نجات دهد».

سخن آخر

امروزه در جوامع انسانى مسئله استكبار، سخن اوّل را در مفاسد جهانى و نابسامانى‏ هاى اجتماعى بشر مى ‏زند و بلاى بزرگ بشريّت در عصر ما نيز همين استكبار است لذا هدف امام حسين عليه السلام چيزى جز ظلم ستيزى‏ و مبارزه با ظالمان نبود. لیکن باید اذعان نمود مسأله ظلم ستيزى‏ منحصر به جهان اسلام نيست، تعليماتى را كه امام حسين عليه السلام در كربلا به نسل بشر داد، مى ‏تواند راه گشاى تمام امّت ‏ها گردد.

از این رو باید مدّعی گردید با یک بررسى دقيق پيرامون تاريخ حماسه ‏ساز عاشوراى حسينى به اين نتيجه مى ‏رسيم كه عاشورا و كربلا با گذشت زمان از صورت یک حادثه تاريخى بيرون آمده و تبديل به یک مكتب شده است، مكتبى انسان‏ ساز و افتخار آفرين! نه تنها براى مسلمين جهان بلكه از مرزهاى اسلام نيز فراتر رفته و طبق مدارك موجود، تحسين بسيارى از متفكّران جهان را برانگيخته و از آن به عنوان الگويى براى‏ نجات و رهايى ملّت‏ هاى مظلوم و ستم ديده ياد مى‏ كنند، و مكتبش را مكتب ظلم ستيزى‏ و زندگى با عزّت و شرف و آزادى مى ‏دانند.

معرفی کتاب

سیری در کتاب

«هم قدم با زائرین اربعین»

سبک زندگی اسلامی منبعث از عملکردهای روزمره مردم در ابعاد مختلف عقیدتی و عبادی و مناسکی، علمی ،اخلاقی، فردی، اجتماعی، خانوادگی، تجاری ، زراعی،حقوقی، سیاسی، کیفری، معیشت و غیره است که از فقه و احکام هدایت بخش آن نشأت می گیرد.

در این میان فرهنگ سوگواری و عزداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و مناسک راهپیمایی عظیم اربعین حسینیمانند سایر اعمال دینی، احکام و آدابی(فقه پیاده روی) دارد و یکی از شاخصه های سبک زندگی اسلامی به شمار می رود.

از این رو فقیه عالی قدر جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی) با تألیف کتاب «هم قدم با زائرین اربعین» به مهم ترین مسائل و آداب مبتلابه مربوط به مناسک اربعین پرداخته که از جهت گستردگی و تنوّع احکام فقهی در موضوع بیان احکام و مسائل شرعی مرتبط با مناسک اربعین، کاملترین کتاب فقهی به شمار می آید.

 انگیزۀ تألیف اثر

در مقدمه کتاب می خوانیم: ترسیم چهارچوب تئوریک فقهی در ساحت زندگی انسانی در راستای حصول «جهان پدیداری» و «شناخت شناسی انسان» است، لیکن تحقق این امر در گرو این است که جایگاه والای فقه و احکام شرعی در زندگی انسانها از جمله مناسک راهپیمایی اربعین حسینی و اعمال زائرین در آن گردهمایی عظیم به عنوان پدیده ای شگرف در ترازوی فقه قرار گیرد تا شاخصه های کمی و کیفی آن اجتماع بزرگ تبیین شود .

ساختار اصلی کتاب

ساختار اصلي كتاب در یک مقدمه و سه بخش تنظیم شده است که عبارتند از:

بخش اول: استفتائات اربعين؛ بخش دوم: چهل حديث در مورد امام حسين عليه السلام؛ بخش سوم: زيارت اربعين.

استفتائات دربارۀ اربعین

بخش نخست کتاب با عنوان استفتائات اربعين، مشتمل بر ١١٠ استفتاء در ابواب فقهی مرتبط با احکام اربعین حسینی است که  شامل پاسخهای حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی) به سوالات شرعی مقلدین در موضوعات زیارت اربعین، رضایت همسر، والدین و...، رعایت قوانین، هزینه سفر زائران، پیاده روی، موکب ها، احکام زیارت، طهارت و نجاست، وضو و غسل زائران، حکم حائض و مستحاضه و جنب در حرم، نماز زائران، روزه در سفر زیارتی، نذورات، اموال حرم، اموال گم شده و متفرقه است.

معظم له در فرازی از کتاب در پاسخ به استفتاء حکم سفر به کربلا بدون ویزا در ایام اربعین فرمودند: ایرانی ها توجه داشته باشند که این برنامه در کشور عراق است و حاکمیت آن کشور مال آنهاست، آنها میزبان هستند و باید تدبیر میزبان را پذیرفت، از این رو افراد نباید بدون گذرنامه بروند و فشار بیاورند تا از کشور خارج شوند. این کار نادرست است و در این صورت نمی توانند نماز را شکسته بخوانند چون سفر آنها اشکال دارد.

چهل حدیث درباره امام حسین(ع)

در مکتب تشیع شخصیت و فضائل و زیارت امام حسین علیهالسلام از موقعیت ویژهای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است.

در این میان بخش دوم کتاب دربردارندۀ سی حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد فضائل امام حسین علیه السلام است که عبارتند از:

١.زائر اهل بیت علیهم السلام زائر خداست ٢.وفا کردن به عهد با زیارت قبور ائمه علیهم السلام٣.زائر اهل بیت علیهم السلام، زائر پیامبر صلی الله علیه واله٤.زیارتی بهتر از حج٥. اگر مردم می دانستند٦. برکت در روزی و طول عمر ٧.زیارتی برابر با هزار حج و عمره مقبول٨. مصافحه با صد و بیست هزار پیامبر٩. آمرزش به برکت زیارت قبر امام حسین علیه السلام١٠. شروع مغفرت الهی با اولین گام های زائر١١. انجام صله رسول الله صلی الله علیه واله١٢.دعای پیامبر و اهل بیت علیهم السلام نثار زائر قبر امام حسین علیه السلام١٣.فریضه بودن زیارت قبر آن حضرت علیه السلام١٤.ثواب زیارت با معرفت١٥.زیارتی برتر از بیست عمره و حج١٦.ضمانت امیرالمؤمنین علیه السلام برای برآورده شدن حوائج١٧.زائر قبر آن حضرت زیر پرچمش به بهشت می رود١٨.زائر قبر امام حسین علیه السلام بنده گرامی خدا١٩.مباهات خداوند به زائران قبر امام حسین علیه السلام٢٠. نجات از فزع اکبر٢١. برترین اعمال٢٢.اثر خسارت بار ترک زیارت آن حضرت٢٣. نقصان ایمان تارک زیارت قبر امام حسین علیه السلام٢٤.اشتیاق ملکوتیان به زیارت قبر امام حسین علیه السلام٢٥.باغی از باغ های بهشت٢٦.هفتاد هزار فرشته دعاگوی زائران٢٧. زیارتی برای محرومان از فیض زیارت از نزدیک٢٨.زیارت از دور و نزدیک٢٩. کیفیت زیارت از راه دور٣٠. هر قدم هزار ثواب.

هم چنین در كتابهاى روايى و تاريخى معتبر اهل سنت، روايات فراواني در مورد فضيلت و عظمت امام حسين (ع) وجود دارد که در اين نوشتار به ده روايت اشاره شده که عبارتند از:

١. جوانمردی امام حسین علیه السلام در بیان ابن صباغ٢. خبر شهادت امام حسین علیه السلام به پیامبر توسط جبرئیل ٣. توصیف شجاعت امام حسین الیه السلام در بیان محمود عقاد ٤. خبر شهادت امام حسین علیه السلام توسط رسول الله صلی الله علیه واله ٥. ذکر شهادت آن حضرت سیصد سال قبل از بعثت ٦. آسمان بعد از شهادت امام حسین علیه السلام ٧. گرفتن خورشید بعد از شهادت امام حسین علیه السلام ٨. گریه و عزاداری امامان شیعه علیهم السلام ٩. اقامه عزا برای امام حسین علیه السلام در سال ٣٥٢ قمری ١٠. اشک علی علیه السلام در مسیر جنگ صفین.

پیاده روی اربعین چه ثوابی دارد؟

در بخش دوم کتاب در روایتی نورانی از امام صادق(ع) در ارتباط با ثواب کسی که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، می خوانیم : بشیر بن دهان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: «زائر قبر حسین علیه السلام با اولین گامی که بر می دارد و از اهل بیتش جدا می شود، مغفرت گناهانش آغاز می گردد، سپس پیوسته با قدم هایی که بر می دارد پاک تر می شود تا به قبر آن حضرت برسد، هنگامی که نزد قبر مطهر آمد، خداوند سبحان می فرماید: «بنده من! از من طلب کن تا عطایت کنم، دعا کن تا به اجابت رسانم» و بر خداست که آنچه را بنده اش در این راه بذل کرده، به او برگرداند»[١]

در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «کسی که پیاده به زیارت قبر حسین علیه السلام برود خداوند متعال به ازای هر قدمی که بر می دارد هزار حسنه برایش ثبت و هزار گناه از وی محو می فرماید...»[٢]

آداب زیارت

معظم له در فراز پایانی کتاب به مهم ترین آداب زیارت اربعین پرداخته و در ادامه به آسیب شناسی مناسک اربعین حسینی اشاره کرده و در پایان کیفیت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام در روز اربعین را به تفصیل بیان کرده است. گفتنی است فهرست منابع در پایان کتاب ذکر شده است.

در فرازی از بخش پایانی کتاب می خوانیم: از هر گونه ایجاد مزاحمت و ناراحتی برای دیگران بپرهیزد و هنگام ازدحام، بر بوسیدن ضریح که سبب ناراحتی دیگران می شود، اصرار نداشته باشد و بداند که بوسیدن ضریح آن گونه که بعضی از عوام می پندارند شرط قبولی زیارت نیست و سعی کند از آلوده کردن این حرم های مقدس بپرهیزد و حداکثر نظافت را که از مهم ترین دستورات اسلام است رعایت کند.

لازم به ذکر است اين اثر نفیس با تهیه و تنظیم حجه الاسلام مطهری فرد در سال ١٣٩٨، در یک جلد و در ١١١ صفحه در قطع رقعی توسط انتشارات امام علی بن ابی طالب علیه السلام به زیور طبع آراسته شده است.

 

[١] کامل الزیارات، ص ١٣٢.

[٢] وسائل الشیعه، ج ١٤، ص ١٤٠.

معارف اسلامی

حرکت تاریخی امام حسین (علیه السلام)

قیام اصلاح طلبانه یا سودای تشکیل حکومت؟

پرسش :

آیا امام حسین(ع) قیام کرد؟ اگر قیام کرده بود چرا فرزندانش را با خود برد؟! و اگر قصد قیام داشت، چرا به اندازه کافی آذوقه به همراه نبرد؟! ایشان تنها از سوی عده ای دعوت به تشکیل حکومت شده بود و به این نیت سفر کرد!

پاسخ اجمالی:

انحرافات تدریجی پیش آمده در جامعه اسلامی سبب قیام امام حسین(ع) علیه آنها شد. این حقیقت، در سخنان آن حضرت که هدف حرکت اصلاح طلبانه خود را امر به معروف و نهی از منکر و احیای سنت رسول خدا(ص) و امام علی(ع) معرفی می کند به راحتی قابل مشاهده است. ایشان اگرچه خود را برای حکومت محق تر از هر کس می دانستند و این موضوع را بارها هنگام توضیح دلایل شان برای سرباز زدن از بیعت با یزید، صریحا اعلام کردند، اما سخنان مرگ آگانه شان در کنار عدم انصراف از ادامه مسیر کوفه هنگام رسیدن خبر خیانت کوفیان، بهترین گواه بر این حقیقت است که هدف والای حضرت اباعبدالله نه سودای قدرت و حکومت، بلکه قیام برای اصلاح جامعه اسلامی بود.

بله در این مسیر اگر امور به گونه ای جریان می یافت که حضرت می توانست با رهبری یک حکومت متمرکز در کوفه، به اهداف اصلاح گرانه شان جامه عمل بپوشانند، حتما از چنین امری استقبال می کرد، اما از آنجایی که افق نگاه حضرت بسیار بلند و هدف گذاری های شان سطح بندی های مختلفی داشت، با محقق نشدن آن هدف نیز ایشان به گونه ای دیگر به هدف اصلاح گرانه شان رسیدند یعنی با تقدیم خون خود و اصحاب با وفای شان و رسوا ساختن بنی امیه.

درباره چرایی همراه ساختن خانواده نیز باید گفت که این رفتار علاوه بر حکمتی که در رسواسازی حکومت اموی به وسیله سخنرانی های حضرت زینب و سایر افراد کاروان اسیران داشت، امری مرسوم در بین اعراب آن زمان بوده است، آن چنان که می بینیم که حتی پیامبر(ص) نیز در جنگ های شان، همسران شان را همراه با خود می بردند.

پاسخ تفصیلی:

برای دستیابی به فهم صحیحی از انگیزه حرکت مصلحانه حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) باید چهار مؤلفه اساسی را در تحلیل درست این واقعه تاریخی مدنظر قرار داد:

١. وضعیت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی جامعه و حاکمان زمان امام حسین(ع)

انحرافات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در جامعه اسلامی با رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آغاز شد و روز به روز گسترش پیدا کرد. کار به جایی رسید که در عصر عثمان و معاویه ارزش های اسلامی و معنوی یکی پس از دیگری جای خود را به ارزش های مادی و جاهلی دادند؛ که این روند انحرافی در اواخر عمر معاویه به اوج خود رسید.(١) در این دوره تاریخی مبارزه با مبانی و ارزش های اسلامی شکل علنی به خود گرفت و بار دیگر جاهلیت با همه ویژگی هایش ظهور یافت و دین اسلام در معرض نابودی قرار گرفت.

به طور کلی مبارزه با قرآن کریم و سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مرحله جدیدی وارد شده و شکل علنی به خود گرفت. لذا خطر اضمحلال دین، جدی شد.(٢) و همه اینها به خاطر رفتارهای ضد دینی حکومت و زمام داران وقت بود. معاویه از وقتی خلیفه شد، ابزارهای دینی و دنیوی را به استخدام درآورد و جامعه را از ارزش های الهی و معنوی تهی ساخت و به سوی ارزش های مادی و جاهلی سوق داد.(٣)

فضای کلی به این گونه بود که بنی امیه عده ای را با تطمیع و جماعتی را با تهدید مطیع خود ساخته بودند. خواص امت در مقابل ستمکاران سکوت کرده و عوام امت نیز هر یک به طریقی گرفتار بدبختی و تباهی شده بودند. در حالی که سنت های مبارک پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) یکی بعد از دیگری از بین می رفت؛ کسی فریاد نمی کشید و امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی تعطیل شده بود. سرسپردگی به دنیا فخر شمرده می شد. ارزش های دینی و معنوی رنگ باخته بودند. اولیای خدا در رنج و شکنجه گرفتار آمده بودند. فقر و بی چیزی جماعتی از خلق را به ستوه آورده بود. سنت های جاهلی بار دیگر در جامعه اسلامی رخ می نمود و جماعتی به احیای آن سنت ها فخر می فروختند. حکام با هوس بازی و خودخواهی در منجلاب سلطنت غوطه می خوردند و در برابر خدای متعال گستاخی می کردند. فحشا و منکرات آشکارا انجام می گرفت و حتی در مقدس ترین شهرها استعمال آلات لهو و لعب و شراب خواری رواج یافته بود.(٤)

اما این تباهی و سقوط با به حکومت رسیدن یزید به اوج خود رسید. یکی از ویژگی های یزید بن معاویه که نزد مورخین مشهور است این است که اهل لهو و لعب و اهل مسکرات بوده است. امام حسین(علیه السلام) در یکی از نامه های خود به معاویه، بعد از یادآوری بدعت های او می نویسد: «ثُمَّ وَلَّيْتَ ابْنَكَ وَ هُوَ غُلَامٌ يَشْرَبُ الشَّرَابَ وَ يَلْهُو بِالْكِلَابِ فَخُنْتَ أَمَانَتَكَ وَ أَخْزَيْتَ رَعِيَّتَكَ وَ لَمْ تُؤَدِّ نَصِيحَةَ رَبِّكَ فَكَيْفَ تُوَلِّي عَلَى أُمَّةِ مُحَمَّدٍ(ص) مَنْ يَشْرَبُ الْمُسْكِرَ وَ شَارِبُ الْمُسْكِرِ مِنَ الْفَاسِقِينَ وَ شَارِبُ الْمُسْكِرِ مِنَ الْأَشْرَارِ وَ لَيْسَ شَارِبُ الْمُسْكِرِ بِأَمِينٍ عَلَى دِرْهَمٍ فَكَيْفَ عَلَى الْأُمَّة»(٥)؛ (سپس فرزندت یزید را ولیعهد خود نمودی. او جوانی است که شراب می خورد و اهل بازی با سگ هاست. تو در امانت خیانت کردی و امور رعیت را به تباهی کشاندی و به خیرخواهی و [اوامر] پروردگارت بی توجهی نمودی. [ای معاویه] چگونه [وجدانت قبول کرد] شخص شارب خمر را بر امت محمد(ص) ولایت بدهی در حالی که شراب خوار از فاسقان و از اشرار شمرده می شود. شراب خوار بر درهمی امین نیست چگونه می تواند بر امتی امین باشد)؟!

امام(ع) در بیان دیگری چنین فرموده است: «یزِيدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْر...وَ مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَه‏»(٦)؛ (شخصیتی چون من با یزید شراب خوار بیعت نمی کند). یزید علنا شراب می خورد و غنا گوش می داد و در مدح غنا و شراب شعر می سرود و دیگران را به این امور ترغیب می کرد.(٧)

در مواجهه با چنین وضعیتی امام حسين(عليه السلام) با هدف احياى دين خدا قيام و حركت خويش را آغاز كرد. در مرحله نخست - اگر ممكن است - با تشكيل حكومت اسلامى و در غير اين صورت با شهادت خود و يارانش به مقصود بزرگ خود برسد.

به هر حال، مى بايست دين و سنّت فراموش شده رسول خدا(صلى الله عليه و آله) را زنده كرد و چه كسى سزاوارتر از فرزند رسول خداست كه پيش گام چنين حركتى شود؟

تأمل صحیح و دقیق در تاریخ نشان می دهد که آن حضرت در اين راه موفّقيّت بزرگى را نصيب خود کرد. هر چند ایشان و یاران با وفای شان به شهادت رسيدند ولى تكانى به افكار خفته مسلمين دادند و لرزه بر اندام حكومت جبّاران افكندند و در نتيجه اسلام را زنده ساختند و از اضمحلال دستاوردهاى نهضت نبوى(صلى الله عليه و آله) جلوگيرى كردند و مسلمانان را از حيرت و گمراهى نجات دادند.

در زيارت معروف اربعين مى خوانيم: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ»(٨)؛ (او [حسين] خون پاكش را در راه تو نثار كرد تا بندگانت را از جهالت و حيرت گمراهى نجات دهد).(٩)

٢. بیانات امام حسین(ع) در نقاط مختلف حرکت اصلاح گرانه خود

یکی از بهترین اسناد قابل بررسی هنگام تحلیل انگیزه های قیام حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) مطالعه سخنان و نامه های ایشان است. آن حضرت از زمان حرکت از مدینه و بعد از آن در مکه و در مسیر کربلا و حتی در روز واقعه، بیانات و مکتوباتی را متوجه برخی بستگان، اصحاب، عموم مردم و حتی دشمنان شان کرده اند که مطالعه دقیق آنها می تواند فهم اهداف حرکت اصلاح گرانه آن حضرت را مقدور سازد.(مجموع این بیانات را محقق ارجمند مرحوم آیت الله محمد صادق نجمی در کتاب ارزشمند «سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا» گرد آورده است).

در اینجا برای رعایت اختصار، برخی از برجسته ترین بیانات آن حضرت را با هم مرور می کنیم:

امام در پاسخ فرماندار مدینه که به حکم یزید، می خواست به اجبار از امام حسین(علیه السلام) بیعت بگیرد، فرمود: «ای امیر! ما خاندان نبوت و معدن رسالت و محل آمد و شد فرشتگان و جایگاه رحمت هستیم. خداوند امور را با ما می گشاید و با ما می بندد. یزید مردی فاسق، باده گسار، آدم کش و اهل فسق و فجور آشکار است. همانند من با کسی همانند او بیعت نمی کند».(١٠)

علاوه بر آن، امام حسین در بخشی از وصیت نامه خود برای برادرشان محمد حنفیه می نویسد: «... و من از سرِ مستى و طغیان و فساد انگیزى و ستم کارى قیام نکردم. تنها براى اصلاح در امّت جدّم به پا خواستم. مى خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم. و به روش جدّم و پدرم على بن ابى طالب(علیه السلام) رفتار نمایم. هر کس سخن حقّ مرا پذیرفت پس خداوند به پذیرش (و پاداش) آن سزاوارتر است و هر کس دعوت مرا نپذیرفت صبر مى کنم تا خداوند میان من و این مردم به حق داورى کند که او بهترین داوران است».(١١)

همچنین ایشان هنگام سفر به کربلا فرمودند: «بار خدایا! تو می دانی كه آنچه از ما اظهار شده برای رقابت در قدرت و دستيابی به كالای دنيا نيست، بلكه هدف ما اين است كه نشانه های دينت را به جای خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم تا ستمديدگان از بندگانت امنيت يابند و به واجبات و سنّت ها و دستورهای دينت عمل شود».(١٢)

همچنین از دیگر بیانات به جا مانده از ایشان در این سفر پر مخاطره این است که فرمود: «هان ای مردم! پيامبر خدا فرموده است كسی كه زمامداری ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال می سازد و عهدش را می شكند و با سنّت پيامبر(صلی الله عليه وآله) مخالفت می ورزد و در ميان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل می كند ولی در مقابل او با عمل يا گفتار اظهار مخالفت ننمايد بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنّم اندازد».(١٣)

همچنین از ایشان نقل شده که هنگام مواجهه با لشکر حر ضمن سخنانی آنها را این گونه مورد عتاب قرار داد که: (آيا نمى بينيد به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگيرى نمى گردد در چنين شرايطى بر مؤمن لازم است راغب ديدار پروردگارش [شهادت] باشد)؛ «الا تَرَوْنَ الَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ، وَ الَى الْباطِلِ لا يُتَناهى‏ عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِي لِقاءِ رَبِّهِ حَقّاً حَقّاً».(١٤)

همه این بیانات نشان گر روح انقلابی و مبارز آن حضرت در مقابل انحرافات پدید آمده در اسلام و تصمیم ایشان در اقدام عملی علیه دستگاه ظالم حاکم بود. یعنی امر به معروف و نهی از منکر ایشان صرفا امری زبانی نبود بلکه عمل به این فریضه الهی را به منتهاى اوج خود رساند و بالاترين مرحله عملى آن را انجام داد و با شجاعتى وصف‏ ناپذير به همگان اعلام كرد: «أَيُّهَا النَّاسُ! فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ يَصِبرُ عَلى‏ حَدِّ السَّيْفِ، وَ طَعْنِ الْأَسِنَّةِ، فَلْيَقُمْ مَعَنا وَ إِلَّا فَلْيَنْصَرِفْ عَنا»(١٥)؛ (اى مردم! هر كس از شما در برابر تيزى شمشير و زخم نيزه ها شكيبا است با ما بماند و الّا از ما جدا شود).

٣. تشکیل حکومت اسلامی

انبيا و اولياى الهى در طول تاريخ براى پيشبرد اهداف مقدّس خويش، درصدد تشكيل حكومت برآمدند؛ چرا كه بدون شك با تشكيل حكومت، بهتر مى توان مردم را به سوى ارزش هاى معنوى و انسانى سوق داد و در راه بسط عدالت اجتماعى كوشيد و فرامين الهى را به صورت ضابطه مند اجرا كرد و به برقرارى عدل و دفع ظلم و شرك و بيدادگرى كمك نمود.

همچنين بسيارى از احكام الهى وجود دارد که بدون تشكيل حكومت نمى توان آنها را اجرا كرد و يا لا اقل به طور مطلوب تحقّق نمى يابد. با تشكيل حكومت دينى و پذيرش حاكمان صالح به خوبى مى توان به اجراى احكام الهى كمك كرد و اصول، اخلاق و احكام شريعت را تحقّق عينى بخشيد.

امام حسين(عليه السلام) كه شايسته و وارث حاكميّت نبوى و علوى و رهبر معنوى امّت اسلامى بود، براى احياى ارزش هاى اسلامى و بسط قسط و عدل و مبارزه با ستمگران به هدف تشكيل حكومت اسلامى به پا خاست به اين قصد كه اگر ممكن شود با تشكيل حكومت اسلامى و گرنه با شهادت خويش و يارانش، چهره واقعى بنى اميّه را آشكار سازد و به ريشه كن ساختن درخت ظلم و كفر و نفاق شان بپردازد و اسلام و امّت مظلوم اسلامى را يارى كند.

آن حضرت در خطبه اى با صراحت هدف از تلاش و تكاپوى خويش را چنين بيان مى كند: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ مَا كَانَ مِنَّا تَنافُساً فِي سُلْطانٍ، وَ لا الِتماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ، وَ لكِنْ لِنَرَىَ الْمَعالِمَ مِنْ دِينِكَ، وَ نُظْهِرَ الْإِصْلاحَ فِي بِلادِكَ، وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ، وَ يُعْمَلُ بِفَرَائِضِكَ وَ سُنَّتِكَ وَ أَحْكامِكَ‏»(١٦)؛ (خداوندا! تو مى دانى كه آنچه از ما (در طريق تلاش براى بسيج مردم) صورت گرفت، به خاطر رقابت در امر زمامدارى و يا به چنگ آوردن ثروت و مال نبود، بلكه هدف ما آن است كه نشانه هاى دين تو را آشكار سازيم و اصلاح و درستى را در همه بلاد بر ملا كنيم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و فرايض و سنّت ها و احكامت مورد عمل قرار گيرد).

پس از مرگ معاويه و به خلافت رسيدن يزيد، شرايط براى مبارزه با ستمگران و تشكيل حكومت اسلامى - بيش از زمان گذشته - فراهم شده بود و امام حسین در اين مسير اقداماتى را در پيش گرفت:

الف) ترك بيعت با يزيد (و اعلام عدم شايستگى او براى خلافت):

با توجّه به اين كه امام حسين(عليه السلام) يزيد را هرگز شايسته اين جايگاه رفيع نمى دانست و خود را به حق شايسته ترين فرد براى امر خلافت مى ديد با يزيد بيعت نكرد و حكومت او را به رسميّت نشناخت. از اين رو، هنگامى كه خبر مرگ معاويه به مدينه رسيد و آن حضرت توسّط والى‏ مدينه احضار شد، امام(ع) در پاسخ به عبداللَّه بن زبير كه پرسيد چه خواهى كرد؟ فرمود: (هيچ گاه با يزيد بيعت نخواهم كرد، چرا كه امر خلافت پس از برادرم حسن تنها شايسته من است)؛ «إِنِّي لَاأُبايِعُ لَهُ أَبَداً، لِأَنَّ الْأَمْرَ إِنَّما كانَ لِي مِنْ بَعْدِ أَخِي الْحَسَنِ‏».(١٧)

همچنين و همان طور که پیش از این نیز اشاره شد به والى مدينه نيز فرمود: «إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلِفُ الْمَلائِكَةِ ... وَ يَزيدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ الْخَمْرِ، قاتِلُ النَّفْسِ الُمحَرَّمَةِ، مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ، وَ مِثْلِي لا يُبايِعُ لِمِثْلِهِ‏»(١٨)؛ (ما از خاندان نبوّت و معدن رسالت و جايگاه رفيع رفت و آمد فرشتگانيم ... در حالى كه يزيد مردى است، فاسق، مى گسار، قاتل بى گناهان؛ او كسى است كه آشكارا مرتكب فسق و فجور مى شود. بنابراين، هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد).

علاوه بر آن امام(علیه السلام) در پى اصرار «مروان بن حكم» براى بيعت با يزيد، با قاطعيّت فرمود: «وَ عَلَى الْإِسْلامِ ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزِيدَ، وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّه(ص) يَقُولُ: الْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ أَبِي سُفْيانَ‏»(١٩)؛ (هنگامى كه امّت اسلامى به زمامدارى مثل يزيد گرفتار آيد، بايد فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است).

در واقع امام(ع) با اين جمله، عمق فاجعه زمامدارى يزيد را بيان مى كند و با استشهاد به كلام رسول خدا(صلى الله عليه و آله) تصدّى خلافت توسّط فرزندان ابوسفيان را حرام مى شمارد.

ب) تصريح به شايستگى خود براى خلافت‏:

امام حسين(عليه السلام) علاوه بر آنكه يزيد را شايسته اين جايگاه والا نمى دانست، به شايستگى خود نسبت به امر ولايت و حاكميّت اسلامى تصريح مى كند. در واقع امام(ع) با اين جملات در مسير تشكيل حكومت اسلامى و به عهده گرفتن خلافت مسلمين حركت مى كند.

امام حسين(عليه السلام) در خطبه اى كه پس از نماز عصر در جمع لشكريان «حرّ» خواند، فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ! أَنَا ابْنُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ نَحْنُ أَوْلى‏ بِوِلايَةِ هذِهِ الْأُمُورِ عَلَيْكُمْ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعِينَ ما لَيْسَ لَهُمْ‏»(٢٠)؛ (اى مردم! من فرزند دختر رسول خدايم، ما به ولايت اين امور بر شما [و امامت مسلمين] از اين مدّعيان دروغين سزاوارتريم). همه اينها علاوه بر مواردى است كه امام حسين(ع) در حيات معاويه و آنگاه كه مسأله ولايتعهدى يزيد مطرح شد به شايستگى خويش بر امر خلافت تأكيد ورزيد و در منابع حدیثی نیز ثبت شده است.(٢١)

ج) پاسخ به دعوت كوفيان‏:

از نمودهاى تلاش امام حسين(عليه السلام) براى تشكيل حكومت اسلامى، پاسخ به دعوت‏ كوفيان جهت پذيرش رهبرى قيام بر ضدّ حكومت نامشروع يزيد است. همچنین فرستادن مسلم به عقیل به کوفه به عنوان سفیر و برای ارزیابی دعوت آنان و بسيج نيروها و گرفتن بيعت از مردم، حكايت از عزم امام(ع) جهت تشكيل حكومت اسلامى و الهى دارد.

با توجّه به اين كه كوفه مركز علاقمندان و شيعيان على بن ابى طالب(ع) بود، پس از مرگ معاويه و به دنبال يك گردهمايى در منزل «سليمان بن صرد خزاعى» جمعى از بزرگان كوفه نامه اى به محضر امام(ع) نوشته و براى پذيرش رهبرى آن حضرت جهت برپايى نهضتى همگانى اعلام آمادگى كردند.(٢٢)

مگر امام(ع) از سرنوشت خود مطلع نبود؟

این مؤلفه ها موضوع قصد آن حضرت را برای تشکیل حکومت اسلامی ثابت می کند اما ممکن است این سؤال به ذهن برسد که آيا امام حسين(عليه السلام) از شهادت خويش و يارانش در مسير حركت به سوى كوفه و قيام بر ضدّ يزيد، آگاه بود، يا خير؟ و اگر از اين امر مطّلع بود، آگاهى به شهادت با قيام و برنامه ريزى براى تشكيل حكومت اسلامى چگونه سازگار است؟!

بر اساس شواهد تاريخى جاى هيچ ترديدى نيست كه امام حسين(عليه السلام) از فرجام قيام خويش آگاه بود و با يقين به شهادت، نهضت خويش را آغاز كرد.

روايات و اخبارى كه از طريق شيعه و اهل سنّت از پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) در موضوع شهادت امام حسين(ع) نقل شده است به اندازه اى مشهور بود كه ابن عبّاس مى گويد: «ما كُنّا نَشُكُّ أهْلَ الْبَيْتِ وَ هُمْ مُتَوافِرُونْ أنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِىٍّ عليه السلام يُقْتَلُ بِالطَّفِ‏»(٢٣)؛ (مااهل بيت همگى ترديدى نداشتيم كه امام حسين(ع) در سرزمين طف [كربلا] به شهادت خواهد رسيد).

چنان كه از مفاد روايت فوق استفاده مى شود، نه تنها امام، بلكه عموم اهل بيت حتّى از محلّ شهادت آن حضرت با اطّلاع بودند. علّامه مجلسى در بحارالانوار هفتاد و يك روايت در اين باره نقل كرده است.(٢٤)

با ملاحظه اين سخنان و نمونه هاى فراوان ديگر از اين دست، شكّى باقى نمى ماند كه امام(علیه السلام) نه تنها از اصل كشته شدن خويش آگاهى داشت بلكه دقيقاً از محلّ شهادت و نيز قاتلان خود با اطّلاع بوده است.

اينك با توجّه به اين كه امام(عليه السلام) از سرانجام اين حركت آگاه بود اين سؤال مطرح مى شود كه چگونه اطمينان امام به شهادت با حركت آن حضرت براى دستيابى به حكومت اسلامى قابل جمع است؟! يعنى چگونه مى شود امام(ع) هم سرانجام كار را بداند و به شهادت خويش و يارانش يقين داشته باشد و در عين حال به قصد تشكيل حكومت اسلامى قيام كند؟ پاسخ به اين سؤال به اندازه اى اهمّيّت دارد كه برخى از نويسندگان را كه نتوانستند بين «اداى وظيفه» و «آگاهى از نتيجه» وفق دهند، بر آن داشت تا به طور كلّى آگاهى امام از فرجام كار را انكار كنند! و تمام ادلّه تاريخى و روايى را كه در اين موضوع وارد شده است، زير سؤال برند! غافل از آنكه نتيجه كار نمى تواند تعيين كننده وظيفه مردان الهى باشد.

در فرهنگ دين، آنچه مهم است تشخيص وظيفه و عمل به آن است و امّا رسيدن به نتيجه دلخواه، در مرحله دوم قرار دارد. تعاليم قرآن و اسلام و سيره معصومين(عليهم السلام) گوياى اين واقعيّت است كه جمع بين «وظيفه» و «نتيجه» هر چند اولويّت دارد، ولى «عمل به وظيفه» مقدّم بر «رسيدن به نتيجه» مى باشد.

به عبارت ديگر: بر هر فرد با ايمانى لازم است در مسير انجام وظيفه گام نهد، هر گاه به نتيجه مطلوب برسد چه بهتر؛ و اگر نرسد نفس اين كار كه وارد مسير انجام وظيفه شده، خود مطلوب مهمّى است كه مى تواند افراد بهانه جو را به كار وادارد. زيرا بسيار مى شود كه بهانه جويان به بهانه اين كه حصول نتيجه مشكوك است، از انجام وظيفه و رسيدن به نتيجه باز مى مانند.

اين است كه امام(عليه السلام) در كنار سخنانى كه با صراحت از شهادت خويش و يارانش ياد مى كند، در عين حال از انگيزه هاى الهى حركت خويش نيز به عنوان وظيفه الهى و تكليف دينى، سخن به ميان مى آورد و حتّى در روز عاشورا پيش از آغاز جنگ به همين نكته اشاره كرده، مى فرمايد:«أَلا قَدْ أَعْذَرْتُ وَ أَنْذَرْتُ، الا إِنِّي زاحِفٌ بِهذِهِ الْأُسْرَةِ عَلى‏ قِلَّةِ الْعِتادِ وَ خَذَلَةِ الْأَصْحابِ‏»(٢٥)؛ (گاه باشيد! كه من حجّت را تمام كردم و از عاقبت شوم مخالفانِ حق، خبر دادم. آگاه باشيد! كه من با همين خانواده، با وجود نداشتن سپاه و بى وفايى ياران، جهاد خواهم كرد).

آرى، امام(عليه السلام) درصدد اداى وظيفه است و نداشتن سپاه و كمى ياران، خللى در عزم او وارد نمى كند. اين است كه امام با وجود اين كه كاملًا از عاقبت امر آگاه بود، با انگيزه تشكيل حكومت اسلامى قيام كرد و اين درست به حكم «عمل به وظيفه» بوده است.

سيره امامان معصوم(عليهم السلام) همواره بر طبق «تكليف دينى» و «عمل به وظيفه» بوده است. آنان از اين منظر در هرحال احساس پيروزى مى كردند. و به تعبير آیه ٥٢ سوره توبه به «إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ‏»؛ (يكى از دو نيكى) - شهادت يا پيروزى
مى رسيدند.

بر همين مبنا است كه امام حسين(عليه السلام) مى فرمايد: «إِنْ نَزَلَ الْقَضاءُ بِما نُحِبُّ فَنَحْمَدُ اللَّهَ عَلى‏ نَعْمائِهِ، وَ هُوَ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ أَداءِ الشُّكْرِ، وَ إِنْ حالَ الْقَضاءُ دُونَ الرَّجاءِ، فَلَمْ يَعْتَدُّ مَنْ كانَ الْحَقُّ نِيَّتَهُ وَ التَّقْوى‏ سَريرَتَهُ‏»(٢٦)؛ (اگر قضاى الهى بر آنچه مى پسنديم نازل شود، خداوند را بر آن نعمت سپاسگزاريم و براى شكرگزارى از او يارى مى طلبيم و اگر تقدير الهى ميان ما و آنچه به آن اميد داريم مانع شود، [و به شهادت برسيم] پس كسى كه نيّتش حق و درونش تقوا باشد از حق نگذشته [و به وظيفه خود عمل كرده است]).

با اين بيان روشن است كه هيچ منافاتى بين آگاهى از سرانجام كار (شهادت) و عمل به وظيفه (قيام براى تشكيل حكومت اسلامى) نيست.(٢٧)

٤. اصرار بر بیعت نکردن با یزید به عنوان راهبردی اصولی در نهضت اصلاح گرانه امام حسین(ع) و ارتباط آن با حرکت به طرف کوفه

واقعیّت موجود آن عصر چنین بود که یزید اجازه نمی داد کسی چون امام حسین(علیه السّلام) بدون بیعت با او راحت به زندگی مشغول شود؛ چون امام حسین(ع) کسی نبود که به آرامی زندگی کند، در این صورت تنها انتخاب یزید در صورت عدم بیعت، کشتن امام بود. از طرفی، گذشته از شام، مدینه و مکّه و به طور کلّی حجاز در شرایطی نبود که در برابر خواست یزید مبنی بر کشتن امام، مقاومتی از خود نشان دهد.

امام می بایست به جای دیگری می اندیشید. رفتن به مکه به صورت موقت پسندیده بود؛ زیرا به هر روی، این شهر حرم تلقی می شد و برای مدتی می توانست امنیت داشته باشد. اما همین شهر نیز نمی توانست به عنوان سنگری دائمی مورد توجه قرار گیرد. به علاوه که مکه، هواداری خاصی از امام نمی کرد و حتی در جریان بیعت با امیر المومنین(علیه السّلام) هم، مکه با تانی بیعت کرده بود.

در این صورت تنها عراق که کانون شیعیان امام بود می توانست مورد توجه قرار گیرد. این منطقه از جهات دیگری نیز از شام متنفر بود. درخواست کوفه از امام این احتمال را تقویت کرد و با اوج گرفتن این دعوت، درصد احتمال پیروزی رو به فزونی نهاد.

البته معنای این تحلیل این نیست که هیچ خطری در عراق نبوده است، اما سوال این است که اگر امام بنا داشت در جایی مستقر شود، کجا را باید بر می گزید؟ آیا امام حسین(علیه السّلام) کسی بود که بیعت کند؟ آیا یزید کسی بود که اجازه دهد امام بدون بیعت، زنده بماند؟

اگر امام به عراق نمی رفت، در آن صورت همه کتب تاریخی نمی نوشتند: اگر به عراق رفته بود پیروز می شد؟ یا چرا به نامه های مردم پاسخ مثبت نداد؟ چرا اجازه داد که در حجاز به دست عمّال یزیدبه شهادت برسد و هیچ اقدامی نکند؟ این سوالات و نمونه آنها، مواردی است که در صورت عدم انتخاب و مسافرت به کوفه در ذهن هر عاقلی مطرح می شد.

به هر حال پاسخ امام به تمام دعوت های به ظاهر خیرخواهانه ای که ایشان را به مماشات با یزید توصیه می کرد منفی بود و برای همین نیز مکه از سوی عمال یزید برای امام حسین در حال ناامن شدن بود. از نکاتی که امام در موارد متعدد بدان اشاره فرموده، این است که یزید و عمّالش اجازه ادامه حیات را در مکّه به او نخواهند داد و به هر صورت او را به قتل خواهند رساند.

امام(علیه السّلام) در برابر اعتراض ابن عباس، فرمود: «لَاَنْ أُقْتَل‏َ خَارِجاً مِنْهَا بِشِبْرَیْنِ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنْ اَنْ أُقْتَل‏َ خَارِجاً مِنْهَا بِشِبْرٍ»(٢٨)؛ (این که دو وجب دورتر از مکّه کشته شوم، بهتر از آن است که یک وجب دورتر کشته شوم). این نکته علاوه بر اشاره به حفظ حرمت مکّه به این نکته نیز توجه می داد که جان امام در خطر است و حضرت باید در این باره اقدامی بکند.

نیز آن حضرت در برابر اعتراض ابن عمر فرمود: «انَّ الْقُوْمَ لَایَتْرُکُونِی ... فَلَایَزَالُونَ حَتَّی اُبَایِعَ وَ اِنِّی کَارِهٌ فَیَقْتُلُونَنِی»(٢٩)؛ (این گروه مرا رها نخواهند کرد ... آنها اصرار دارند تا من بیعت کنم و من نمی خواهم چنین کنم، بنابراین آنها مرا خواهند کشت). این جمله به خوبی وضعیّت امام و واقعیّت موجود را نشان می دهد.

امام در مورد دیگری فرمود: «وَ لَوْ کُنْتُ فِی جُحْرِ هَامَّهٍ مِنْ هَوَّامِ الْاَرْضِ لَاَسْتَخْرِجُونِی وَ یَقْتُلُونَنِی»(٣٠)؛ (اگر در سوراخ جانوران بیابان نیز پنهان شوم مرا بیرون آورده و به قتل خواهند رساند).

همچنین زمانی که از امام پرسیدند که چرا برای رفتن عجله می کند، امام فرمود: «لَوْ لَمْ اَعْجَلْ لَاُخِذْتُ»(٣١)؛ (اگر تعجیل نکنم مرا دستگیر خواهند کرد) و بار دیگر فرمود: «اِنَّ بَنِی اُمَیَّهَ اَخَذُوا مَالِی فَصَبَرْتُ وَ شَتَمُوا عِرْضِی فَصَبَرْتُ وَ طَلَبُوا دَمِی فَهَرِبْتُ»(٣٢)؛ (بنی امیّه مالم را گرفتند، صبر کردم، به آبرویم تعرّض کردند، صبر کردم، خواستند خونم را بریزند، گریختم).

این نقلها شاهد صدق این گفته است که به هر حال آنها تصمیم بر قتل او داشتند و امیدی به زنده بودن، به صورتی که بیعتی نیز صورت نگیرد، نمی توانسته وجود داشته باشد. طرف دیگر قضیه رفتن به سمت عراق است. وقتی قرار شد آن حضرت از مکّه خارج شود، کدامین نقطه می بایست انتخاب می شد؟

در فاصله ماه شعبان تا ذی حجه که امام در مکه بود، نامه های مکرّری از عراق به دست او رسید. این نامه ها به شکلی بود که بعدها به صورت دلیل عمده امام برای رفتن به عراق شد. در بسیاری از موارد وقتی اعتراض به رفتن می شد، امام مساله نامهها را مطرح میکرد.(٣٣) هنگامی که امام در برابر حرّ رسید، همین نامهها را دلیل آمدن خود ذکر کرد. زمانی که عمر بن سعد علّت آمدن امام را به عراق جویا شد، پاسخ، همان نامه ها بود.

امام در برابر این نامه چه می توانست بکند؟ او تا مسلم را نفرستاده بود، اطمینان کافی نداشت، امّا اکنون نامه نماینده اش رسیده بود که بهترین دلیل بر بیعت مردم کوفه با امام(علیه السّلام) بود. از این رو در برابر اعتراض ابن عباس در آخرین مرحله، امام به او فرمود: «من می دانم که تو اهل نصیحت کردن هستی، امّا مسلم به من نامه نوشته که مردم بر بیعت و یاری من اجتماع کرده و من نیز تصمیم به رفتن گرفته ام».(٣٤)

در پایان، با توجه به آنچه گفته شد و به عنوان جمع بندی می گوییم که همان طور که گفتیم امام(علیه السلام) نمی خواست به هیچ وجه موافقتی با یزید و حاکمیّت او داشته باشد حتی اگر این مخالفت منجر به شهادت او بشود. در عین حال در پی چاره بود تا در صورت امکان، انقلابی را علیه یزید برپا کرده و خود بر جامعه حاکمیّت پیدا کند. این چهار چوب، خواست امام بود.

جهان اسلام همان طور که دیدیم از نظر سیاسی در آن شرایط ویژگی های خاصی داشت که عموما مساعد با اهداف و خواست های اصلاح گرانه ایشان نبود. بنابراین باید به گونه ای رفتار می کردند که بتوانند با توجه به آن شرایط به اهداف خویش در جهت دفاع از اسلام و اقامه حکومتی عادلانه با موفقیت دست یابند.

طبیعی است که امام به تناسب، اهدافی در چند سطح را در نظر داشت. دستیابی به حکومت می توانست بالاترین موفقیتی باشد که امام به آن می اندیشد. اما این گونه نبود که با منتفی شدن زمینه های این هدف حداکثری، ایشان حرکت اصلاح طلبانه و انقلابی خود را ناکام و تمام شده تلقی کنند و از میانه راه بازگردند.

علم و دانش و دوراندیشی و پیش بینی امام از شرایط سیاسی روز - حتی بنابر علم و بصیرت داشتن به عنوان انسانی عادی و بدون در نظر داشتن آگاهی های غیبی - از بسیاری از کسانی که با تحلیل پیشینه سرشار از بی وفایی مردم کوفه، سرنوشت چنین سفری را برای آن حضرت، پر از ناکامی می دانستند، بیشتر بود.

گذشته از این حتی اگر - نستجیر بالله - فرض را بر این بگذاریم که امام بدون اطلاع از عاقبت کار، در ابتدا تحت تأثیر وعده ها و نامه های اهل کوفه قرار گرفت و به امید اقامه حکومت در آنجا، از ورود عبیدالله به زیاد به کوفه و منقلب شدن امور، غافلگیر ،شد معنایی نداشت پس از رسیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی در کوفه و افتادن زمام امور به دست امویان و ضعیف شدن جبهه شیعیان، باز هم مسیرش را به طرف این شهر ادامه دهد و جان مبارک خود و عزیزترین کسانش را قربانی دستیابی به هدفی (در اینجا منظور «حکومت» است) کند که از ابتدا احتمال تحقق آن بسیار پایین بود.

مشخص است که هدف امام از حرکت اصلاح گرانه خود منحصر در دستیابی به حکومت نیست و حتی اگر دستیابی به حکومت هم امری در دسترس نبود به هر روی امام به عنوان آمر به معروف و ناهی از منکر، طرح دیگری برای ادامه نهضت و پیشبرد رسالت خویش در نظر گرفته بود. به فرض که در این حد نیز موفقیتی به دست نمی آورد می توانست مطمئن باشد که با ریخته شدن خونش درخت اسلام را آبیاری کرده و مردم را نسبت به وضعیت ناهنجاری که در آن به سر می برند، آگاه کرده است. آیا این چیزی غیر از قیام و برپایی نهضتی آزادی خواهانه و عدالت طلبانه توسط آن حضرت است؟(٣٥)

نکته پایانی؛ حکمت همراه ساختن خانواده در سفر به عراق؟

در اینجا باید اشاره ای کوتاه به چرایی همراهی خانوده آن حضرت نیز داشت. امام حسین(علیه السلام) می خواستند با همراه کردن خانواده خود و اسارت آنها بعد از شهادت شان، برای تمام تاریخ سندی معتبر و زنده در مظلومیت خاندان اهل بیت(علیهم السلام) و رسوایی امویان از خود باقی بگذارند. خطبه های آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) نقش بسیار مؤثری در رسوایی اقدامات جنایتکارانه یزید و دستگاه خلافت اموی داشت.

سِـرّ نی در نينـوا می مـاند اگر زينـب نبـود

کــربلا در کـربلا می مـاند اگر زينب نبود

چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنـگ

پشـت ابری از ريا می ماند اگر زينب نبود (٣٦)

گذشته از همه اینها، امام حسین(علیه السلام) با همراه کردن خانواده شان با خود، مرتکب عملی غیر معمول و بی سابقه نشدند. چرا که به همراه بردن زنان و فرزندان سنتی عربی بود و اینان همراه نیروهای تحت فرماندهی به جنگ فرستاده می شدند. در جنگ های زمان پیامبر(صلوات الله علیه) نیز مسلمانان و مشرکان زنان خود را همراه می بردند.(٣٧)

پی نوشت:

(١). زمینه های قیام امام حسین(ع)، عبدالحمیدی، حسین، زمزم هدایت، تهران، ١٣٨٣هـ ش، چاپ دوم، ص ٣٧١.

(٢). همان.

(٣). همان.

(٤). همان، ص ٣٧٢.

(٥). بحارالانوار، علامه مجلسی، دار إحياء التراث العربی، بیروت، ١٤٠٣هـ ق، چاپ دوم، ج ٦٣، ص ٤٩٥.

(٦). همان، ج ٤٤، ص ٣٢٥.

(٧). زمینه های قیام امام حسین(ع)، همان، ص ٣٧٨.

(٨). بحارالانوار، همان، ج ٩٨، ص ٣٣١.

(٩). عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، مکارم شیرازی، ناصر، ناشر: مولف‏، قم، بی تا، چاپ اول، ص ٢٣٤.

(١٠). «أَيُّهَا الْأَمِيرُ إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ وَ بِنَا فَتَحَ اللَّهُ وَ بِنَا خَتَمَ اللَّهُ وَ يَزِيدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لَا يُبَايِعُ مِثْلَه». (بحارالانوار، همان، ج ٤٤، ص ٣٢٥).

(١١). «وَ أَنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً، وَ لا بَطِراً، وَ لا مُفْسِداً، وَ لا ظالِماً، وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعرُوفِ وَ أَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ، وَ أَسیرُ بِسیرَةِ جَدِّی وَ أَبی عَلىِّ بْنِ أِبی طالِب(علیه السلام)، فَمَنْ قَبِلَنِی بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللّهُ أَوْلى بِالْحَقِّ، وَ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ هذا أَصْبِرُ حَتّى یَقْضِىَ اللّهُ بَیْنی وَ بَیْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ». (همان، ج ٤٤، ص ٣٢٩-٣٣٠).

(١٢). «اَللّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنافُساً فِی سُلْطان، وَ لا التماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ، وَ لکِنْ لِنَرَىَ الْمَعالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فِی بِلادِکَ، وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ، وَ یُعْمَلُ بِفَرَائِضِکَ وَ سُنَّتِکَ وَ أَحْکامِکَ». (همان، ج ٩٧، ص ٨٠-٨١).

(١٣). «أَيُّهَا النَّاسُ؛ إِنَّ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: «مَنْ رَأى‏ سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلّاً لِحُرُمِ اللَّهِ، ناكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، يَعْمَلُ فِي عِبادِاللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ، وَ لَا قَوْلٍ، كانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ». (همان، ج ٤٤، ص ٣٨٢).

(١٤). همان، ج ٤٤، ص ٣٨١.

(١٥). ينابيع المودة، قندوزى حنفی، سلیمان بن ابراهیم، دارالاسوه، قم، ١٤١٦هـ ق، چاپ اول، ص ٤٠٦.

(١٦). بحارالانوار، همان، ج ٩٧، ص ٨٠-٨١.

(١٧). مقتل الحسين، خوارزمى، موفق بن احمد، مكتبة المفيد، قم، بی تا، چاپ اوّل، ج ١، ص ١٧٢.

(١٨). بحارالانوار، همان، ج ٤٤، ص ٣٢٥.

(١٩). همان، ج ٤٤، ص ٣٢٦.

(٢٠). الفتوح ابن اعثم، ابن عثم کوفی، احمد، دارالندوة الجديدة، بيروت، بی تا، چاپ اول، ج ٥، ص ١٣٧.

(٢١). برای مثال ر.ک: موسوعة كلمات الحسين عليه السلام، لجنه الحدیث فی معهد باقرالعلوم، دارالمعروف، قم، ١٣٧٣هـ ش، چاپ اول، ص ٢٦٥.

(٢٢). عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، همان، ص ٢٥٥.

(٢٣). مقتل الحسين خوارزمى، همان، ج ١، ص ١٦٠.

(٢٤). ر.ک: بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٢٣ تا ٢٦٦.

(٢٥). همان، ج ٤٥، ص ٩.

(٢٦). تاريخ طبرى، طبری، محمّد بن جرير، مؤسسه اعلمى، بيروت، ١٤٠٣هـ ق، چاپ چهارم، ج ٤، ص ٢٩٠.

(٢٧). عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، همان، ص ٢٤٧ تا ٢٦٩، با تلخیص.

(٢٨). جمل من انساب الأشراف، البلاذرى، أحمد بن يحيى بن جابر، تحقيق: زكار، سهیل، زركلى، ریاض، دارالفكر، بيروت، ١٤١٧ هـ ق، چاپ اول، ج ٣، ص ١٦٤.

(٢٩). همان.

(٣٠). الفتوح، همان، ج ٥، ص ١١٦.

(٣١). تاريخ طبرى، همان، ج ٤، ص ٢٩٠.

(٣٢). الفتوح، همان، ج ٥، ص ١٢٤.

(٣٣). جمل من انساب الأشراف، همان، ج ٣، ص ١٦٣ تا ١٦٥.

(٣٤). مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين بن على، دار الاندلس، بیروت، ١٣٨٥هـ ق، ج ٣، ص ٥٤ و ٥٥.

(٣٥). حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(علیهمالسلام)، جعفریان، رسول، موسسه انصاریان، قم، ١٣٨١هـ ش، چاپ ششم، ص ١٩٩.

(٣٦). سروده ی قادر طهماسبی.

(٣٧). مقاله «ارزیابی حرکت امام حسین(ع)»، ابو علم، توفیق، ترجمه: امینی، عبدالله، نشریه علمی تخصصی حکومت اسلامی، پاییز ١٣٨١هـ ش، شماره ٢٥، ص ٢٣.

احکام شرعی

برگزاری مراسم اربعین

چرا فقط امام حسین (علیهالسلام) اربعین دارد و براى دیگر امامان (علیهمالسلام) اربعین نمیگیرند؟ آیا به خاطر آمدن اسیران است و یا علّت دیگرى دارد؟

علّت آن نقش بسیار مهمی بود که شهادت امام حسین (علیهالسلام) در بقاء اسلام داشت. بهعلاوه مصائب آن حضرت، قابلمقایسه با مصائب هیچیک از معصومین (علیهمالسلام) نیست.

محاسبه اربعین

با توجه به اینکه محرم بیستونه روز بوده، چرا اربعین بیستم ماه صفر است؟

به نظر میرسد در سال ٦١ محرم سی روز بوده است.

شرکت زنان در پیادهروی اربعین

شرکت زنان در پیادهروی اربعین چه حکمی دارد؟

نباید از شکوه اربعین چیزی کاست و شرکت زنان اشکالی ندارد ولی جهات شرعی را باید کاملاً رعایت نمایند؛ و بهتر است که با محارم خود بروند.

پیادهروی نمادین اربعین

آیا پیادهروی به حرم دیگر ائمه معصومین علیهمالسلام یا امامزادگان در روز اربعین بهصورت نمادین، مشروع و جایز است؟

روايت خاصي نداريم، ولي بهعنوان يك حركت نمادين مانعي ندارد، مخصوصاً اگر موجب تعظيم شعائر اسلامی (بزرگداشت ارزشهای اسلامی) شود.

نماز زائرین اربعین

افرادی که در ایام اربعین بهصورت پیادهروی به کربلا میروند، به چه صورت میباشد؟

نماز آنها در بین راه شکسته میباشد و زمانی که وارد عراق و کربلا نیز شدند نماز بهصورت شکسته خوانده میشود مگر اینکه ده روز در کربلا توقف داشته باشند و در ضمن: در چهار محل مسافر مخيّر است نماز را تمام يا شكسته بخواند: «شهر مکه»، «شهر مدینه» (در این دو شهر تفاوتی بین شهر قدیم و جدید نیست، «مسجد کوفه» و «حرم حضرت سیدالشهدا علیهالسلام» و منظور از حرم، قسمت زیر گنبد و رواقها است. البتّه افضل در اين موارد، نماز تمام است.

مصرف باقیمانده نذورات اربعین

مقداری پول و یا اجناس توسط مردم جهت برگزاری مراسم اربعین نذر شده که کمی از آن باقیمانده است. وظیفه ما نسبت به باقیمانده آن چیست؟

نذورات اضافه را طبق نزدیکترین روش به آنچه نذر کردهاند صرف نمایند و در مورد نذورات فاسدشدنی میتوانید در مجالس دیگر مصرف کنید و اگر آنها هم نیاز ندارند آن را بفروشید و پول آن را در مجالس عزادارى آینده در همان مکان صرف کنید.

توصیه معظم له در مورد گرانی در ایام زیارت اربعین

چرا با گرانیهایی که در آستانه و ایام اربعین رخ میدهد مانند اینکه کرایه اتوبوس را گران میکنند یا هزینه ویزا و پاسپورت را افزایش میدهند برخورد نمیشود؟ مرجع عالیقدر کاری کنید اقدامی کنید؟

شکی نیست که دولت باید تا آنجا که ممکن است رعایت حال زوّار را بکند، ضمناً توجه داشته باشید که زیارت اربعین هزینههای زیادی نیز برای دولت دارد.

پوشیدن لباس سیاه تا اربعین

آيا پوشيدن لباس سياه تا اربعين مستحب است؟

بهعنوان تعظیم شعائر مانعی ندارد.

اصرار زائرین به حضور در مواکب ایرانی

مردم عراق در ایام اربعین موکبهایی برپا میکنند و در بین راه از زوّار تقاضا مینمایند از غذا و وسایلی که آنها تهیّه کردهاند استفاده کنند، اما برخی از زوّار اصرار دارند که از موکبهای ایرانی استفاده نمایند که این امر سبب دلسردی مردم عراق و کمرنگ شدن پذیرایی آنها گردیده است؛ لطفاً در این مورد توصیهای بفرمایید؟

بهتر است این قید را بردارند و اگر موکب مناسبی بود، استفاده کنند.

جایگزینی پیادهروی دیگر بهجای پیادهروی اربعین

میخواستم بدانم پیادهرویهایی که بهجای پیادهروی اربعین انجام میشود مورد تائید است؟

سزاوار است بهجای این امور مجالس پرشکوه حسینی تشکیل شود.

بیمه زائران اربعین

با توجه به وجود مخاطرات و تهدیدات پیش روی زائرین حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) در مراسم اربعین حسینی و با عنایت به اشتیاق وافر دوستداران آن حضرت به شرکت در این گردهمائی عظیم خواهشمند است نظر معظم له در خصوص بیمه زوار اربعین را بیان فرمائید؟

هر گاه بیمه عادلانه باشد کار خوبی است ولی بیمه عادلانه آن است که حوادثی که تخمین زده می شود، بیش از مجموع مبلغی که می گیرند هزینه نداشته باشد و معروف است که آنچه را می گیرند، بیشتر است و سزاوار است مسئولین با مردم به طور شفاف و صادقانه پاسخ گویند.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1401/06/01 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 160