ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هشتاد و سوم - آذر 1401)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هشتاد و سوم - آذر 1401)

طلیعه سخن

١٢ آذر مصادف است با روز جهانی معلولین، از آنجا که چهارچوب های نظری و فکری همدلی، مهرورزی و محبّت، مفاهیمی به شدت انسانی اخلاقی فرهنگی و دینی و ارتباطی است لذا فارغ از علت و کیفیت معلولیت ها و ناتوانی ها و مسائل مرتبط با آن، ضرورت ترسیم چارچوب های تئوریک در تقویت ساختار هنجاری جامعه و ارتقای سیاست گذاری های مسئولان و نیز کارکردهای انجمن های خودجوش مردم نهاد در حمایت همه جانبه از معلولان در قالب یک فرهنگ عمومی انکار ناپذیر است.

اهمیت این مسأله وقتی دو چندان می شود که بدانیم در آموزه های اسلامی به ویژه در آیات و روایات،[١] کمک، مهرورزی و خدمت به معلولان دردر قالب ساختار اجتماعی و ارتباطی ترسیم شده است که این مهم یعنی همدلی و تکریم معلولین به شدت بر مدار عاطفه و امور ارتباطی و دانشی استوار است.

بی شک طرح مسألۀ حقوق معلولان در قالب ارائۀ طرح حقوق شهروندی به تنهایی برای تحقق تکریم معلولین کافی نیست بلکه این مسأله نیازمند دانش عمومی است؛ چرا که باورها منبعث از دانش است؛ یعنی باورهایی که در فرهنگ عمومی است و بر اساس آن انسجام فرهنگی شکل می گیرد؛ در واقع بازتولید دانش عمومی به باورعمومی نقش اساسی در جهان پدیداری و نظام معنایی یک جامعه ایفا می کند، در این میان دین یا به بیان دقیق تر مذهب دانش های عمومی را به باوری عمومی تبدیل می کند و اینگونه استانداردهای فکری عمومی شکل می گیرد.

اینگونه است که هنر شکل می گیرد و این مولّفه معرفتی و زیبایی شناسانه استانداردسازی فکری را در سطح جامعه جاری و ساری می سازد، در نتیجه اخلاقیات به معنی عام آن در جامعه شکل می گیرد و کنش های استاندارد در جامعه نهادینه می شود که از آن می توان به خلقیات و فرهنگ عمومی یک جامعه یاد نمود.

پس از استاندارد سازی خلقیات توسط هنر، نوبت به نهادهای حقوقی و قانون گذار برای رسمیت بخشی به گزاره های انسجام یافته و مقبول و مشروع در مواجهه با جامعۀ هدف یعنی اشخاص دارای معلولیت می رسد که در قالب ارتباطات بروز و ظهور می یابد.

آداب و روش یک جامعه اخلاق مدار از حقوق یک جامعه نشأت می گیرد و اینچنین هنجار(مهرورزی) و ارتباطات موثر به خودی خود شکل می گیرد و قابلیت ها و خلاقیت ها اوج می گیرد.

در این بین موضوع میان ذهنیت نقش اساسی در همدلی موثر با افراد معلول ایفا می کند، برای شناخت و فهم دقیق جمعیت هدف باید به یک تقوای درونی و تهی شدن از خود(اپوخه)[٢] و درک کامل مخاطب(همدلی) نایل شد.

از این رهگذر برای حمایت از اشخاص دارای معلولیت باید به چارچوب های مفهومی آنان دست یافت که شاه کلید این مسأله نیز در گرو همدلی و میان ذهنیت بر مبنای زندگی روزمره جامعۀ معلولان است.

بدین ترتیب وقتی مردم با معلولان مواجه می شوند به یک نوع همدلی و همراهی نائل می شوند؛ به عبارت دیگر از کثرت به وحدت و از وحدت به کثرت می رسند و اینچنین رویکرد تمدنی و اجتماعی تکریم معلولین در جامعه نهادینه می شود و این فرآیند متعالی منبعث از فرهنگ عمومی به یک تمدن اجتماعی در قالب همدلی رهنمون می شود.

تحقق همدلی بر مدار میان ذهنیت نگاه ترحم آمیز به جمعیت معلولان را مرتفع می سازد و اینچنین وارد نظام ارتباطی جامعۀ معلولان شده و نظام تولید و تبادل معنا بر اساس ارادۀ مخاطب (جامعۀ معلولان) شکل می گیرد.

در بازنمایی این فرآیند ارتباطی موثر می توان به تاریخ و سیرۀ پیامبران و اولیای دین تمسک جست؛زیرا انبیای الهی بر اساس چهارچوب های شناختی و فکری قوم خود ورود می کردند: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ؛ ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم».[٣]

لذا ارتباط موثر مسئولان و مردم با معلولان در گرو فهم نظام معنایی و فضای ذهنی و فرهنگی جامعۀ معلولین میسر است، در این بین بهره گیری از آموزه های دینی و مذهبی در کنار بهره گیری از فرهنگ و زبان روزمره، به تولید تشخص و احساس هویت و تعلق اجتماعی معلولان منتهی می شود که این دستاورد مهم به جامعۀ معلولان آرامش می بخشد و آنان را از اضطراب و اضطرار می رهاند و بدین ترتیب اشخاص دارای معلولیت احساس بیگانگی از خود و جامعه نخواهند داشت.

از سوی دیگر می توان با مخاطب شناسی صحیح در رابطه با مطالبات و نیازهای مهم جامعۀ معلولان به سیاست گذاری موثر در زمینه های اقتصادی، ورزشی و  فرهنگی ... اقدام نمود.که تجربۀ موفق برخی کشورهای توسعه یافته در در حوزه توانمندسازی و اشتغال معلولان مویّد این مدعاست.

از سوی دیگر نقش تشکّل ها و انجمن های مردم نهاد در حمایت از اشخاص دارای معلولیت انکار ناپذیر است؛ چرا که خلأ موجود میان نهادهای دولتی و مردم  با معلولان را به خوبی پر کرده و به ندای معلولان به صورت متمرکز در قالب خدمات متعدد اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و فرهنگی پاسخ می دهد.

اینگونه است که رفع نیازهای و مطالبات جمعیت معلولان توسط انجمن های خودجوش، تضادهای طبقاتی و اجتماعی و افسردگی و خشونت های اجتماعی را به شدت کاهش می دهد.

بدیهی است ورود انجمن های مردم نهاد و خودجوش به ساختار های سیاسی کشوربه مثابۀ تقویت شبکۀ رأی سازی بر مبنای فرهنگ و نه سیاست عمل کرده و در ادامه با اعطای امتیازهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و ورزشی به معلولان؛ آنان را ازاحساس تنهایی می رهاند و احساس تعلقات گروهی را در جامعۀ معلولان ارتقا می بخشد، در نتیجه فضای اجتماعی و عاطفی گسترش یافته و احساس همبستگی در جامعه رواج می یابد.

[١] ر.ک: (سوره نور آیه ۶۱)؛ (سوره عبس، آیات ۱ تا ۷)؛ (نهج الفصاحه ص ۵۹۷ ک ۲۹۱۶)؛ (بحار ج۷۵ ص۱۵)...

[٢] (به یونانی: ἐποχή ) (به انگلیسی: Epoché )

[٣] سوره ابراهیم، آیۀ٤.

پیام ها و بیانیه ها

پیام آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)
در پی حادثه تروریستی در حرم مطهر حضرت احمد بن موسی
علیهما السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

إنا لله وإنا إلیه راجعون

با نهایت تأثر و اندوه از حمله تروریستی در آستان حضرت احمد بن موسی علیهما السلام و شهادت و مجروح شدن قریب چهل نفر از زائرین آن بارگاه ملکوتی مطلع شدم. مردان و زنان و کودکان بیگناهی که آماج گلولههای جنایتکاران تکفیری قرار گرفته و در محل عبادت با خداوند یکتا به خون غلطیدند.

این روزها که امنیت کشور عزیزمان تهدید شده است، فرصتی برای دشمنان و بدخواهان کشور و مردم و انقلاب مهیا گردیده تا در سایه حوادث اسفبار اخیر، به جنایات و پلیدیهایی که در سر داشتهاند جامه عمل بپوشانند و جریانهای تکفیری که نه از اسلام بهرهای بردهاند و نه از انسانیت، با ترور زنان و کودکان بیدفاع، این گونه دست به جنایت بزنند.

اما بدانند که مردم این سرزمین و به خصوص مردم دیار فارس که همواره دیار جوانمردان و دینداران و محبین اهل بیت علیهم السلام بوده و هست از توطئههای دشمن به خوبی آگاه بوده و در راه دفاع از دین و سرزمین خویش آماده مجاهدت میباشند و به زودی جنایتکاران کیفر اعمال وحشیانه خود را خواهند دید و زبانه آتشی را که افروختهاند، دامن خودشان را خواهد گرفت.

اینجانب با دلی اندوهگین و آکنده از غم، این مصیبت جانسوز را به محضر حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و آستان رفیع شاهچراغ و اهالی استان فارس و خطه شیراز و خصوصا وابستگان شهدای این جنایت هولناک تسلیت عرض نموده و علو درجات برای این شهدای والا مقام و صبر و شکیبایی برای بازماندگان و عافیت و بهبودی برای مجروحان را از درگاه خداوند متعال مسألت مینمایم.

پیام تسلیت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله) به مناسبت رحلت
مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد واحدى جهرمى رحمت الله علیه

بسم الله الرحمن الرحيم

إنا لله وإنا إليه راجعون

خبر رحلت مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد واحدى جهرمى رحمة الله علیه موجب تأسف و تأثر فراوان گرديد.

اين عالم فرزانه سالهاى متمادى به نمايندگى از مرحوم امام خمينی قدّس سرّه در سوريه به فعاليتهاى تبليغى اهتمام داشت و خدمات فراوانى به مكتب اهلبيت علیهم السلام در آن ديار نمود.

اينجانب رحلت اين روحانى خدوم را به عموم علاقهمندان اهل بيت علیهم السلام و خانواده و وابستگان و منسوبين ايشان تسليت عرض نموده و از خداوند متعال براى وى علوّ درجات و براى بازماندگان صبر و اجر مسألت دارم.

دیدارها

با فشار نمی توان مسأله ی حجاب و کمبود جمعیّت را حل کرد

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار با دکتر عین اللهی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور از فعالیتها و پیشرفتهای که در علوم پزشکی کشور حاصل شده، تشکر کرده و فرمودند: وزارت بهداشت و درمان افزون بر ارتقاء سطح سلامت و بهداشت کشور، باید نسبت به مسائل درمانی قشر ضعیف کشور به خصوص بیماران صعب العلاج کمک کند.

ایشان تولید بعضی از اقلام دارویی و واکسنها توسط شرکتهای داخلی را از جمله ثمرات تحریمها دانسته و افزودند: تحریمهای آمریکا و غرب فرصتی ایجاد کرد تا در این تولیدات به خودکفایی برسیم.

معظم له افزودند: مسألهی افزایش جمعیت کشور پیش از آن که یک مسئله درمانی باشد، اخلاقی است. باید مردم بدانند که آنچه سبب حفظ مملکت میشود، جمعیت کشور است. چین به سبب جمعیتی که دارد در بسیاری از مسائل، حرف اول را در دنیا میزند.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، شعار جمعیت کمتر، زندگی بهتر را اشتباه دانسته و تأکید کردند: برخی تنها آرامش و آسایش امروز خودشان را ملاحظه میکنند، اما فردا وقتی جمعیت کم و پیر شد، با کمبود و پیری جمعیت، نسل آینده شما چه خواهد شد؟ اینکه اجازه نمیدهیم محیط زیست تخریب شود، برای این است که محیط زیست تنها برای ما نیست، بلکه برای آیندگان هم است، بنابراین به فکر آیندگان بودن، خود یک مسئله مهم است.

ایشان تأکید کردند: مسائل فرهنگی بیشتر از آموزش سرچشمه میگیرد نه از فشار؛ اینکه بخواهیم با فشار، مسئله حجاب و یا کمبود جمعیت را حل کنیم، درست نیست و بدون کار فرهنگی مناسب، نتیجهای نخواهیم گرفت.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ادامه حوزهی علمیه را دارای ظرفیت عظیم فرهنگی، تربیتی و اجتماعی برشمرده که میتواند در جهت ارتقاء سطح سلامت و بهداشت کشور، به وزارت بهداشت کمک نماید.

ایشان وجود بیمارستانها، درمانگاهها و مراکز بهداشتی در سطح کشور به خصوص مناطق محروم که به همت حوزه و مراجع تقلید بنا گردیده و به صورت خیریه جهت درمان بیماران ناتوان و ضعیف فعّال هستند را از نمونههای آن برشمردند.

معظم له افزودند: وزارت بهداشت میتواند با ایجاد مراکزی در قم و آموزش به طلاب، از آنان برای درمان در مناطق محروم استفاده نماید.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به هزینه بالای ویزیت پزشکان اشاره کرده و فرمودند: برخی از پزشکان، برای منفعت بیشتر خودشان، بیماران را به مطبشان ارجاع میدهند، و در آنجا هم هزینههای سنگینی بر آنها تحمیل میکنند، که مناسب است با مسائل فرهنگی و تربیتی نسبت به این مسأله هم اقدام گردد.

کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت کالاها مردم را به شدت آزار می دهد

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار دکتر مخبر معاون اول رئیس جمهور با اشاره به تلاش دولت در حل مشکلات کشور فرمودند: امروز کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت کالاها مردم را به شدت آزار می دهد.

ایشان افزودند: با توجه به افزایش درآمدهای دولت، مردم انتظار دارند که در سفره های خود آن را احساس کنند.

معظم له با اشاره به اینکه برخی از تجار و کسبه از بالارفتن قیمت ارز سوء استفاده می کنند، فرمودند: باید دولت نظارت کاملی بر بازار داشته باشد، به محض افزایش نرخ دلار، برخی از کسبه

با اینکه اجناس را به نرخ ارز پایین تهیه کردند، ولی به قیمت روز محاسبه کرده و می فروشند که واقعاً بی انصافی است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دریافت سود توسط نظام بانکی کشور و ورود گسترده ی کالا به صورت قاچاق را از دیگر مشکلات سیستم اقتصادی دانسته که باید دولت نسبت به اصلاح آن اهتمام ویژه داشته باشد.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به آشوب های موجود در کشور اشاره کرده و افزودند: در این قضایای اخیر بخشی از مشکلات متوجه برخی تصمیم گیری های غلط است که می بایست برنامه ریزی بهتری می شد.

معظم له افزودند: در طرف مقابل برخی توطئه گران یا افراد فریب خورده نیز اقدام به آتش زدن و تخریب و ریختن خون بی گناهان می کنند که باید با جدیت با آن مقابله شود، البته باید برای انتقادها گوش شنوا داشت و موقعیت مناسبی برای اظهار صحیح آن فراهم کرد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در مسأله ی حجاب نیز فرمودند: باید با کار فرهنگی مسأله ی حجاب را حل کرد، نه با فشار.

ایشان در پایان این دیدار خبررسانی سریع و به موقع را از اولویت های مهم دولت برشمرده و خواستار تقویت آن شدند.

در ابتدای این دیدار دکتر مخبر گزارشی از وضعیت کشور و عملکرد دولت ارائه داد.

گزارش تصویری

گردهمایی طلاب و اساتید و مسئولان واحدهای آموزشی تحت اشراف آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

مراسم بزرگداشت شهدای حرم احمد بن موسی علیهما السلام در مسجد اعظم قم

تصویرسازی

یادداشت

آثار و بركات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

بر مبنای بعضی از روایات، امروز مصادف است با سالروز وفات حضرت معصومه سلام الله علیها،که رحلت ایشان در سال ٢٠١ بوده است از این رو سن مبارک ایشان ٢٨ سال بوده است. حال با تأمل در زندگانی و نیز تعابیر بی بدیل زیارتنامه ی آن حضرت می توان دریافت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نزد خداوند مقام فوق العاده ای است و به صرف اینکه ایشان دختر، خواهر و عمه ی امام است بسنده نمی شود.

عظمت و مقام والای حضرت معصومه سلام الله عليها

در زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها عرضه می داریم «يا فاطمة اشفعى‏ لى فى الجنة، فان لك عند الله‏ شأناً من الشأن؛ اى فاطمه مرا در بهشت شفاعت كن چرا كه در پيشگاه خدا داراى‏ جايگاه با عظمت هستى».

اگر در حدیثی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلم می فرماید؛ «پاره تن من در قم مدفون میشود و هر کس به زیارت او بیاید بهشت بر او واجب خواهد شد»؛ معلوم می شود کریمه ی اهل بیت سلام الله علیها از مقام بسیار بالایی برخوردار است.

مقام علمی حضرت معصومه سلام الله عليها

مخصوصاً دربارۀ مقامات والاى علمى حضرت معصومه سلام الله عليها برخی روایات قریب به این مضمون وارد شده است: در عصر امام كاظم عليه السلام جمعى از شيعيان وارد مدينه شدند تا خدمت آن حضرت رسيده و سؤالاتشان را از او بپرسند، اما حضرت در سفر بود. به ناچار سؤالات را تحويل خانواده حضرت دادند تا در فرصتى ديگر پاسخ‏ آن را بگيرند. به هنگام بازگشت به وطن براى خداحافظى به خانه حضرت رفتند. حضرت فاطمه معصومه‏ سلام الله عليها سؤالات‏ را به همراه جواب هايش به آنها داد. شادمان به سمت وطن حركت كردند. اتفاقا در مسير بازگشت امام كاظم عليه السلام را ملاقات كرده، و داستان را براى آن حضرت بازگو نمودند. امام نوشته را گرفت و مطالعه كرد. پاسخ‏ هاى حضرت معصومه عليها السلام همگى صحيح بود. امام سه بار فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش به فدايش باد.»،

این سخن و تعبیر را پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم برای تجلیل و قدردانی از دخترش زهرا علیها السلام و مقامات او، بارها بیان فرموده بود حال پدر بزرگوار حضرت معصومه سلام الله عليها، امام كاظم علیه السلام، نیز درباره ی وی چنین جمله ای فرموند.

قم؛ حرم اهل‏ البيت عليهم السلام‏

امام صادق عليه السلام فرمود: «ان لله حرما وهو مكة، وان‏ للرسول حرما وهو المدينة، وان لاميرالمؤمنين حرما وهو الكوفة، وان لنا حرما وهو بلدة قم، وستدفن فيها امرأة من‏ اولادى تسمى فاطمة، فمن‏ زارها وجبت له الجنة؛ خداوند حرمى دارد كه مكه است، و براى پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم هم حرمى است و آن مدينه است. و حرم‏ اميرالمؤمنين عليه السلام كوفه است. و حرم ما اهل ‏البيت شهر قم است. و بزودى در قم، زنى از فرزندان من به نام فاطمه دفن مى‏ شود كه هر كس مرقد او را زيارت كند بهشت بر وى واجب مى‏ گردد».

امام صادق عليه السلام اين سخن را قبل از تولد امام كاظم عليه السلام پدر بزرگوار حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها بيان كرد. لذا روايات متعدّدى در مورد اهميّت قم وارد شده كه آن هم به دليل مدفن پاك حضرت معصومه سلام الله عليها و هم به دليل حضور شيعيان از صدر اسلام در اين شهر است كه عش آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین بوده است.

بهشت، پاداش زائران حضرت معصومه سلام الله عليها

امام رضا علیه السلام در این زمینه می فرماید: «إن للجنّة ثمانیة ابواب و لأهل قم واحد منها فطوبى لهم ثم طوبى لهم ثم طوبى لهم؛ بهشت هشت در دارد که اهل قم یکى از آن درهاى هشت گانه را در اختیار دارند خوشا بحال آنها، خوشا بحال آنها، خوشا بحال آنها».

مى دانیم درهاى بهشت مثل درهاى این دنیا نیست، بلکه درهاى بهشت اسبابى است که انسان ها را به بهشت مى برد، حال امام رضا علیه السلام در این روایت مى فرماید یکى از درهاى بهشت در قم است، یعنى در این سرزمین عاملى وجود دارد که مى تواند مردم را به بهشت دعوت کند اما آن عامل همان قبر حضرت معصومه سلام الله عليها است که امام صادق علیه السلام درباره آن مى فرماید: در آینده نزدیک زنى از نسل من در این جا دفن مى شود « فمن زارها وجبت له الجنّة.»،

البته وجبت له الجنة مطلق نیست یعنی این گونه نیست که بهشت بر او واجب شده است و او هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد بلکه وجوب جنت مشروط است. در میان صحابه کسانی بودند که یک روز بهشت بر آنها واجب بود و یک روز هم بر علیه علی علیه السلام قیام کردند و بسیاری را به کشتن دادند و خودشان هم کشته شدند و وجبت لهم النار شدند. از این رو وجوب بهشت مشروط است.

با این تفاسیر باید گفت زیارت با این همه ثواب که در روایات براى آن بیان شده، یک زیارت ساده معمولى نیست بلکه زیارتى است که عارفاً بحقّها باشد، یعنى وقتى به اینجا براى زیارت مى آید در افعال خود باز نگرى کرده و با توبه به اصلاح خویشتن بپردازد که این سبب مى شود، اینجا درى از درهاى بهشت باشد.

با این اوصاف باید قداست این شهر حفظ شود و جهات دینى، بیشتر از جاهاى دیگر در آن رعایت شود چرا که «لنا حرماً و هو قم». باید در قم بیش از جاهاى دیگر مواظب باشند نباید تبلیغ کلاس هاى موسیقى بر در و دیوار این شهر دیده شود، مسئله اعتیاد در قم نباید باشد و یا طلاق و پرونده هاى منکراتى در دادگاه هاى قم باید از همه جا کمتر باشد، چون حرم اهل بیت علیهم السلام و عش آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین محسوب مى شود و درى از درهاى بهشت در آن است و ما نباید در مقابل این مسائل بى تفاوت باشیم و همه مسئولیم و هر کسى به اندازه خودش مسئول است. باید وسائل اطّلاع رسانى از قم بقدرى قوى باشد که به تمام دنیا بتوانند اطّلاع رسانى کنند و فقط نباید به ایّام تبلیغى اکتفا شود.  

آثار و بركات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در شکل گیری و توسعه حوزه ی علمیه قم

و از جمله جاذبه های وجود حضرت معصومه سلام الله عليها این است که حوزه ی علمیه ی بسیار مهم قم در کنار مدفن آن حضرت برقرار و تشکیل شده است، در سراسر جهان اسلام اعم از حوزه های علمیه ی شیعی هم چون حوزه ی مهم نجف، کربلا، حوزه ی مشهد، اصفهان و شیراز..، و یا حوزه های علیمه اهل سنت هم چون الازهر، مکه، مدینه ...لیکن حوزه ای با این وسعت و گستردگی وجود ندارد و عجیب این است که تحقق این مسأله یکی از معجزات امام صادق علیه السلام است که بروز و ظهور چنین مرکز عظیم علمی در قم را پیشگویی کردند و فرمودند:

 «ستخلوا كوفة من المؤمنين و يأزر عنها العلم كما تأزر الحية فى جاجره ثم يظهر العلم ببلدة يقال‏ لها قم‏ و تصير معدنا للعلم و الفضل حتى لايبقى فى الأرض مستضعف فى الدين حتى المخدرات فى الحجال و ذلك عند قرب ظهور قائمنا ... فيفيض العلم منه إلى ساير البلاد فى المشرق و المغرب فيتم الله حجته على الخلق حتى لايبقى أحد على الأرض لم يبلغ إليه الدين و العلم ثم يظهر القائم عليه السلام؛ به زودى علم و دانش از كوفه برچيده مى‏ شود ... سپس در شهرى به نام «قم» آشكار مى‏ گردد و معدن علم و دانش مى ‏شود، تا در سراسر زمين افرادى كه از اسلام آگاهى ندارند، باقى نمانند، حتى زنانى كه به حجله مى‏ روند (و كم سن و سالند) و اين به هنگام نزديك شدن قيام رهبر انقلابى ماست ... علم و دانش از اين شهر به ساير شهرها در شرق و غرب جهان سرازير خواهد شد و خداوند بدين وسيله حجت خود را بر مردم تمام مى‏ كند، تا كسى روى زمين باقى نماند كه اين آگاهى به او نرسيده باشد، سپس آن قيام كننده قيام خواهد كرد».

لازم به ذکر است ما در صدد تعیین وقت ظهور نیستیم، لیکن این حدیث نشان می دهد ان شاء الله ظهور نزدیک است، هم چنین امروزه می توان مشاهده کرد مبلغان مبرز و مجرب از حوزه علمیه قم به همه نقاط جهان مسافرت های متعدد تبلیغی انجام می دهند؛ به عنوان نمونه تا چند سال قبل در اندونزی آمار شیعیان بسیار اندک بود لیکن هم اکنون جمعیت شیعیان اندونزی به بیش از یک میلیون نفر می رسد.

هم چنین در آمریکای جنوبی، استرالیا و... شماری از مبلغان حوزۀ علیمه قم بدان نقاط سفر کرده اند، هم چنین کتاب های متعدد شیعی نیز به زبان های مختلف و در سراسر جهان منتشر می شود و از آن هم مهمتر راه اندازی شبکه تلویزیونی ولایت است که در قم احداث شده و به زبان فارسی و عربی تقریباً تمام دنیا را تحت پوشش قرار می دهد؛ بی شک این مسأله مهم تحقق کامل پیش بینی امام صادق علیه السلام است.

از سوی دیگر امام صادق علیه السلام در روایتی مهم مىفرماید: آگاه باشید، براى بهشت هشت دراست؛ که سه تای آن به سوى قم باز مىشود. در آنجا بانویى قبض روح مىشود. او از جمله فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى علیهما السلام است؛ به شفاعت او همه شیعیان داخل بهشت مىگردند.

این روایت را می توان از این منظر نگریست که حوزه ی علمیه، علم تفسیر، علم فقه و علم کلام و عقاید دارد هر کدام از آن سه علم، دری از درهای بهشت است و سه در از در های بهشت در آنجا گشوده می شود.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت به جهت اهميّت قم دشمن برنامه هاى خاص و بودجه هاى فراوانى براى آلوده كردن آن اختصاص داده است. بنابراین باید بر روى برنامه ريزي­ هاى دشمن حسّاسيّت داشته باشيم.

متأسّفانه فساد در بعضى از جوانان نفوذ كرده، اگر چه كم است ولى كم آنها در قم زياد است. لذا پدران و مادران مراقب جوانانشان باشند و نيروى انتظامى و دستگاه قضايى، جمعيّت ناصحان، صدا و سيما، روزنامه ها و روحانيت بايد مراقب اين برنامه ها باشند.

امیدواریم در سایه حضور حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم، بتوانیم به وظایف شرعی خود عمل کنیم.

پرونده ویژه

اهمیت کتاب و کتابخوانی
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

نظام جهان هستى از علم و دانش بى پايانى سرچشمه گرفته، و بسان كتاب بسيار عظيمى است كه با خامه دانشمندى با دانشى بى پايان نگاشته شده است، بنابراين هر صفحه بلكه هر خط و كلمه اين كتاب بزرگ آفرينش محتوى حقيقت برجسته اى است، و درخور هرگونه مطالعه و دقت.

اين طرز جهان بينى کمک غير قابل انكارى به تفكر و انديشه مداوم و پى گير در سازمان آفرينش، و در نتيجه اهتمام به کتاب و کتابخوانی و كمك به پيشرفت علوم و دانش هاى انسانى مى كند؛يك قطعه كوچك نى يا چيزى شبيه آن، و كمى مادّه رنگين و سپس سطورى كه بر صفحات ناچيزى رقم زده مى شود، امّا در واقع اين همان سرچمشه پيدايش تمام تمدن هاى انسانى و پيشرفت علوم و دانش ها و بيدارى انديشه ها و شكل گرفتن مذهب ها، و سرچشمه آموزش و پرورش و هدايت و آگاهى بشر است.

از این رو، دانشمندان، دوران هاى زندگى بشر را به دو دوران زنده تقسيم مى كنند: «دوران تاريخ» و «دوران قبل از تاريخ»، و مى گويند دوران تاريخ انسانها از زمانى شروع شد كه کتابت و کتابخوانی آغاز شد؛ زمانی که انسان قلم به دست گرفت و توانست ماجراى زندگى خود را بر صفحات بنويسد و پيش از آن را دوران قبل از تاريخ مى گويند.

اهمیت کتاب و کتابخوانی در قرآن

علم و دانش آن قدر در دين اسلام اهمّيّت دارد كه سرآمد و غايت تمام فضائل شمرده شده است؛ لذا قرآن مجيد همه جا تكيه بر علم و دانش مى كند و مخاطبان اصلى قرآن، عالمان و آگاهان و متفكّران هستند، هر چند اين كتاب عزيز براى همه انسان ها مفيد و قابل استفاده است. بنابراين، هرچه ظرفيّت علمى انسان بالاتر رود، بهره او از قرآن بيشتر خواهد شد.

هم چنین تعليم به وسيله قلم است كه سرچشمه آموزش «مالم يعلم» مى باشد و به اين ترتيب آغاز وحى با آغاز حركت علمى نشأت گرفته از قلم همراه بوده، و اين بسيار پرمعنى و براى هر مسلمانى آموزنده است. همين گونه تعبيرات بود كه توجّه عميق و مستمّر مسلمانان را به كتاب و كتابخانه و تعليم علوم جلب و جذب كرد.

گفتنی است كتاب مى تواند در بسيارى از موارد به عنوان یک سند و مدرك معتبر مورد استناد و استفاده قرار گيرد؛ اصولًا تكيه فراوان قرآن بر مسئله كتاب و كتابت در مورد كتب آسمانى انبياء، چه در امور دنيا و چه درباره نامه اعمال و دادگاه قيامت، همگى بيانگر اهميت اين موضوع از ديدگاه اسلام و قرآن است.

اهميّتى كه قرآن براى كتاب و كتابت قائل است به يقين يكى از انگيزه هاى حركت علمى مسلمين در آغاز اسلام بوده است؛ در قرآن به آيات فراوانى در اين باره برخورد مى كنيم: «ن وَالْقَلَمِ وَ ما يَسْطُروُنَ ...؛ ن، سوگند به قلم و آنچه مى نويسند.»، «اقْرَءْ وَ رَبُّكَ الْاكْرَمُ- الَّذى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ- عَلَّمَ الانْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ؛ بخوان كه پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است - همان كسى كه به وسيله قلم تعليم نمود - به انسان آنچه را نمى دانست ياد داد.»

هم چنین در فراز قرآنی دیگر می خوانیم: «...وَ لا يَأبَ كاتِبٌ انْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ؛ کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتند، همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد».

جالب اينكه در فراز دیگر از کلام وحی مى خوانيم: «وَ لايُضارُّ كاتِب وَلا شَهيد؛ نبايد به نويسنده و شاهد (به خاطر حق گويى) زيانى برسد». که نشان می دهد موهبت قلم مى تواند براى يارى افراد جامعه به کار رود، همچنين عدم مزاحمت نسبت به نويسندگان و به تعبير ديگر حفظ آزادى قلم را در اين مفهوم گسترده می توان دریافت، مطالبه ای كه بشريّت بعد از قرنها، به آن رسيده هر چند در عمل هنوز گرفتار مشكلات فراوان است.

فراموش نكنيم اين آيات در محيطى نازل شد كه از عقب مانده ترين محيط هاى جهان بود و در آنجا كسى به اهميّت قلم و نوشتن واقف نبود؛ تعداد كسانى كه مختصر سوادى براى خواندن و نوشتن داشتند، در تمام سرزمين مكّه كه بزرگترين مركز عبادى و سياسى واقتصادى حجاز بود؛ به گفته بعضى از دانشمندان به بيست نفر نمى رسيد، همين انديشه ها سبب گسترش خواندن و نوشتن و تأليف كتابها و ترجمه كتاب هاى ديگران و گسترش علوم در جهان اسلام شد.

جایگاه کتاب و مطالعه در روايات اسلامى

در مورد اهميت كتاب و كتابت، روايات بسيار فراوانى از پيامبر گرامى اسلام و ائمّه معصومين عليهم السلام رسيده است. در حديثى از پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم مى خوانيم كه فرمود: «قَيّدُوا الْعِلْمَ؛ علم و دانش را به زنجير كشيد (تا از ميان شما فرار نكند)». شخصی عرض كرد: «وَ ما تَقْييدُهُ؟؛ چگونه آن را به زنجير كشيم؟» فرمود: «كِتابَتُهُ»: «با نوشتن».

 در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم كه فرمود: «اكْتُبُوا الْعِلْمَ قَبْلَ ذَهابِ الْعُلَماءِ وَ انَّما ذَهابُ الْعِلْمِ بِمْوتِ الْعُلَماءِ؛ علوم و دانش ها را پيش از آنكه دانشمندان از ميان شما بروند بنويسند چرا كه (اگر ننويسيد) علم و دانش با مرگ علما از ميان مى رود».

امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود: «اكْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَكَ فى اخْوانِكَ فَانْ مِتَ فَوَرِّثْ كُتُبَك بَنِيْكَ، فَانَّهُ يأتى عَلَى النّاسِ زَمان هَرْجَ ما يَأنِسُونَ فيهِ الّا بِكُتُبِهِمْ»: «بنويس و دانش خود را در ميان برادرانت منتشر ساز، و اگر از دنيا رفتى كتاب هايت را به ارث براى فرزندات بگذار، زيرا زمان پرفتنه اى مى آيد كه مردم تنها به كتاب هايشان انس مى گيرند». در حديث ديگرى از آن حضرت مى خوانيم: «مَنَّ اللَّهُ عَلَى النّاسِ بَرِّهم وَ فاجِرهُمْ بِالْكِتابِ وَالْحِسابِ وَلَوْلا ذلِكَ لَتَغالَطُوا»: «خداوند بر مردم اعم از نيكان و بدان به وسيله نوشتن و حساب منّت گذارده، و اگر كتاب و كتابت نبود، مردم به غلط مى افتدند».

على عليه السلام نیز در یک تشبيه بسيار جالب و در كلامى فشرده و كوتاه مى فرمايد: «الْكُتُبُ بَساتينُ الْعُلَماءِ»: «كتاب ها باغ هاى دانمشندان اند». باغ و بوستان هم داراى مناظر زيبا، هم هواى لطيف، هم انواع ميوه ها، و هم انواع برگ ها و گل ها و گياهان دارويى دارد، و در واقع كتاب ها نيز همه اين آثار را در بر دارد.

در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم تعبير بسيار جالبى آمده كه اهميّت فوق العاده كتاب و كتابت را به طرز شگفت انگيزى بيان مى كند؛ فرمود: «ثَلاث تَخْرُقُ الحُجُبَ، وَ تَنْتَهى الى ما بَيْنَ يَدَىِ اللَّه: صَريرُ اقْلامِ الْعُلَماءِ، وَ وَطْىُ اقْدامِ الُمجاهِدينَ، وَ صَوْتُ مَغازِلَ الُمحْصَناتِ؛ سه صدا است كه حجاب ها را پاره مى كند و به پيشگاه با عظمت خدا مى رسد؛ صداى گردش قلم هاى دانشمندان (به هنگام نوشتن بر صفحه كاغذ يا لوح) و صداى قدم هاى مجاهدان (در ميدان جهاد)، و صداى چرخ نخ ريسى زنان پاكدامن». در واقع هر يك از اين سه صدا در ظاهر بسيار آهسته است، و در باطن بسيار پر غوغا و هر كدام اشاره به يكى از مسائل بنيادى جامعه هاى بشرى است، «علم و كتابت» «جهاد و شهادت» و «كوشش و كار»!.

ترسیم جایگاه کتاب و کتابخوانی در عصر طلایی تمدن اسلامی

تا آن روز كه مسلمانان از تعاليم عاليه اسلام انحراف پيدا نكرده بودند، علم و دانش برق آسا در ميان آنان در حال پيشرفت بود، گواه ما همان كتابخانه ها و دانشگاه هاى عظيم اسلامى است كه امروز در صفحات تاريخ منعكس است؛ در آن زمانى كه وسايل چاپ و كاغذسازى به طرز امروز اختراع نشده بود، تنها كتابخانه مراغه چهارصد هزار جلد كتاب و كتابخانه بيت الحكمه در بغداد چهار ميليون كتاب داشت! و كتابخانه هاى ساير كشورهاى اسلامى از كتابهاى علمى و طبيعى مملو بود.

لذا در محيط هاى اسلامى به خاطر تأكيد زيادى كه اسلام روى مسأله علم و دانش داشته و دارد، از قرن دوّم هجرى كتابخانه هاى عظيم و پرشكوهى تأسيس شد كه مورّخان غير مسلمان، اعجاب خود را از اين كتابخانه ها پنهان نمى كنند.

جرجى زيدان مورّخ معروف مسيحى بحث مشروحى درباره كتابخانه هاى بغداد، اندلس، مصر وساير نقاط آورده است كه بيانگر شكوفايى علمى عظيم مسلمين در قرون نخستين اسلام است.

از جمله كتابخانه هاى مهمّى كه نام مى برد، «كتابخانه بيت الحكمة» در بغداد است كه تمام كتابهايى كه در علم طبّ و علوم ديگر، و همچنين علوم اسلامى تدوين يافته بود در آنجا گردآورى كرد. بسيارى از شخصيت هاى بغداد، كتابخانه ها ديگرى به پيروى از بيت الحكمة تأسيس كردند و هزاران كتاب در آن نيز گردآورى شد.

هم چنین در شهر قرطبه كتابخانه اى تأسيس شد؛ كه از تمام دنيا كتابهايى را در آن گردآورى کردند، حتی گروهى از تجّار با سرمايه كلان مأمور شدند كه در اطراف جهان گردش كنند و كتب علمى را جمع آورى نمايند؛ بعضى عدد كتابهاى اين كتابخانه را «چهارصد هزار مجلّد» برآورد كرده اند. اين عدد با توجّه به اينكه تمام كتابها در آن زمان خطّى بود، و براى نوشتن يك كتاب هفته ها يا ماه ها و سالها لازم بود قلمزنى شود؛ بسيار عظيم و قابل توجّه است.

بسيارى از حاکمان اسلامی «اندلس» كتابخانه هايى تأسيس كردند حتّى گفته مى شود تنها در «قرناطه» هفتاد كتابخانه عمومى بود، و اينها همه به خاطر آن بود كه از سوى مردم علاقه به كتاب شديداً ابراز مى شد، تا آنجا كه جمع آورى كتاب، و تشكيل كتابخانه، از نشانه هاى عظمت و شخصيّت محسوب مى شد؛ حتّى رؤسايى كه از خواندن و نوشتن بى بهره بودند سعى داشتند كتابخانه قابل ملاحظه اى در خانه خود تأسيس كنند!

در عصر «فاطميّون مصر» نيز كتابخانه هاى بزرگى تأسيس شد كه بعضى آنها را «خزانة الكتب» مى دانستند، و اموال سرشارى در جمع آورى انواع كتابها صرف مى كردند، و گاه از يك كتاب نسخه هاى زيادى به خطوط مختلف و با تزيينات گوناگون جمع آورى مى شد؛ تا آنجا كه نوشته اند در كتابخانه اى كه «يعقوب بن كلس» آن را تأسيس كرد ٣٤٠٠ نسخه مختلف «قرآن مجيد»، و ١٢٠٠ نسخه از «تاريخ طبرى» وجود داشت، و مجموعه كتابهاى آن كتابخانه را يك ميليون و ششصد كتاب نوشته اند كه تنها ٦٥٠٠ نسخه آن كتب ستاره شناسى و هندسه و فلسفه بود.،

ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدّن مى نويسد: «كتابخانه خلفاى فاطمى صدها كتاب مزيّن به نقّاشى، از جمله ٢٤٠٠ قرآن داشته است، كتابخانه خليفه در قاهره در دوران الحاكم بامراللَّه يكصد هزار و در دوران المستنصر دويست هزار كتاب داشت». هر گاه اين اعداد را با تعداد مجلّدات كتابخانه هاى كنونى در بسيارى از شهرها مقايسه كنيم، تفاوت آشكارى در ميان آنها مى بينيم، با اينكه امروز مسأله كثرت كتاب با توجّه به اختراع صنعت چاپ و پيشرفت فوق العاده آن مسأله بسيار ساده اى است؛ در حالى كه در گذشته كه تنها كتابهاى خطّى وجود داشت اين اعداد و ارقام فوق العاده مهم بود.

 ویل دورانت در جمله ديگرى می گوید: «در غالب مسجدها كتابخانه اى بود، در بيشتر شهرها نيز كتابخانه هاى عمومى بود كه تعداد زيادى كتاب داشت، و درهاى آن به روى طالبان علم گشوده بود ... تنها فهرست كتابهاى موجود در كتابخانه هاى عمومى «رى»، ده جلد قطور شده بود! كتابخانه «بصره» به دانشورانى كه در آنجا مطالعه مى كردند، مقرّرى و اعانه هايى مى داد!، هنگامى كه مغولان بغداد را ويران كردند؛ سى و شش كتابخانه عمومى در آنجا بود و اين غير از تعداد بى شمار كتابخانه هاى خصوصى بود، زيرا رسم بود كه هر يك از ثروتمندان مقدار زيادى كتاب داشته باشند!، بعضى از بزرگان مانند«صاحب بن عباد» به قدر همه كتابخانه ها اروپا كتاب داشتند، در هيچ يك از كشورهاى جهان به جز چين در ايّام « مينگ هوانگ» نظير شوق و علاقه اى كه ازقرن ٨ تا ١١ ميلادى (دوّم تا پنجم هجرى) در قلمرو اسلام براى جمع آورى كتاب بود به وجود نيامد، و در اين چهار قرن، زندگى فرهنگى مسلمانان به اوج رسيد».،

در بسيارى از قرون ديگر مخصوصاً قرون وسطى كه اروپائيان در تاريك ترين وضع، زندگى مى كردند؛ كشورهاى اسلامى مهد علم و فرهنگ و تمدّن بودند. لیکن در قرون اخير كه بعضى از سران كشورهاى اسلامى به جان يكديگر افتادند و بيگانگان نيز دامن به اين آتش نفاق زدند، دوران ركود و جمود مسلمانان آغاز گرديد، فرهنگ مسلمانان از توسعه و رشد بازمانده و اكثريّت جوامع اسلامی، به رکود علمی مبتلا شده است.

کتاب؛ مهمترین ابزار در انتقال مفاهیم و دانش بشری

بدیهی است مقوله ی كتاب و كتابخوانی هميشه در طول تاريخ آثار فوق العاده اى، در آموزش و پروش و انتقال علوم از نسلى به نسل ديگر و تكامل فرهنگ هاى بشرى ایفا کرده است.

اصولًا تفاهم ميان انسانها و انتقال افكار، با کتاب امکان پذیر است و پيوند ميان هر انسانى را با انسان هاى ديگر در تمام قرون و اعصار و تمام نسل هاى امروز و گذشته و آينده برقرار مى سازد. به همين دليل يكى از دانشمندان مى گويد: «بَيانُ اللِّسانِ تُدْرِسُهُ الاعْوامُ وَ ما تُثْبِتُهُ الاقْلامُ باقٍ عَلَى مَرِّ الايّامِ؛بيان زبان، با گذشت سالها كهنه و فراموش مى شود، ولى آنچه را قلم ثبت مى كند همواره باقى و برقرار است.» و به همين دليل اين معنى در ميان دانشمندان معروف بوده است كه: «تراشيده هاى نوك قلم را زير دست و پا نريزد، چرا كه آن هم احترام دارد!»

رسالت دولت در ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعۀ اسلامی

اگر مسلمين در همان قرون نخستين ظهور اسلام با سرعت شگفت آورى به سوى علوم و فنون و دانش ها روى آوردند و نهضت علمى پردامنه اى را كه بخشى از كرانه هاى آن، به اروپا نيز كشانده شده به وجود آوردند؛ ريشه هاى آن در فرهنگى بود كه اسلام در اين زمينه به آنها آموخته بود، و پر واضح است كه حكومت اسلامى بايد به اين مسأله كه مايه حيات و شكوفايى دين و دنياى آنهااست اهميّت دهد.

در وهلۀ نخست «حكومت اسلامى» موظّف است خواندن و نوشتن را در سطح جامعه اسلامى آن چنان گسترش دهد كه يك فرد بى سواددر جامعه وجود نداشته باشد، و همه از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار گردند؛ و هر گونه كوتاهى در اين زمينه براى حكومت اسلامى مسئوليّت آفرين است.

هم چنین حكومت اسلامى بايد براى تشويق علما و دانشمندان و نويسندگان و محقّقان از تمام وسايل استفاده كند؛ و آنچه انگيزه تقويت اين كار مى شود، فراهم سازد؛ براى خلق آثار بديع علمى امتيازات و جوايز قابل ملاحظه قائل شود، و مقام عالمان و دانشمندان و محقّقان را آن چنان گرامى دارد؛ كه همه قشرها تشويق به علم و دانش شوند.

توسعه مدارس و دانشگاه ها و تعمق برنامه هاى آن، و بهره گيرى از ابتكارات دانشمندان اسلامى، و حتّى محققّان بيگانه، در اين زمينه بايد در رأس برنامه هاى حكومت اسلامى باشد؛ و مطالبات اسلام در آیات و روایات را در اين مقوله تحقق بخشد.

افزایش تعداد کتابخانه های عمومی؛ رسالت کلیدی دولت در ترویج  کتابخوانی

فلسفه تشكيل كتاب و كتابخانه از قديمى ترين ايّام براى انسانها شناخته شده است؛ به همين دليل از هزاران سال پيش كتابخانه ها در نقاط مختلف جهان تشكيل يافت هر چند بعضى بسيار ساده و ابتدايى بود. در این میان تعليمات اسلام به شدت بر پيشرفت امر آموزش و پرورش و تأسيس كتابخانه ها و شكوفايى علم و دانش مؤثّر تأکید دارد،

لذا يكى از وظايف مهمّ حكومت اسلامى در ترویج فرهنگ مطالعه، تشكيل كتابخانه عمومى است؛ چرا كه بسيارى از مردم قدرت تهيّه كتاب هاى متعدّد را ندارند؛ در حالى كه خواهان علم و طالب دانش اند، و به فرض كه توانايى دانش داشته باشند ضرورتى ندارد كه سرمايه هاى عظيمى در هر خانه معطّل بماند، چه بهتر كه به صورت كتابخانه هاى عمومى در آيد كه هم صرفه جوى فراوانى در هزينه ها بشود، و هم عموم مردم از هر قشر و هر طبقه اعم از فقير و غنى و متوسّط و كوچك و بزرگ دسترسى به انواع كتاب هاى دينى و علمى و ادبى و تاريخى و سياسى داشته باشند.

با این تفاسیر تشكيل كتابخانه هاى عمومى و خصوصى براى توده مردم و براى خصوص محقّقان و دانشمندان، به نحوی كه فراگير علوم مختلف باشد، از وظايف اصلی دولت است و هرگونه سرمايه گذارى در اين راه نه تنها مطلوب شارع مقدّس اسلام است، بلكه سبب قدرت و قوّت مسلمين و مبارزه با نابسامانى ها و ناهنجارى ها و مفاسد مختلف فردى و اجتماعى، و نيز سبب پيشرفت جامعه اسلامى خواهد شد.

زیرا وسايل ارتباط جمعى در حكومت اسلامى نمى تواند تنها در اختيار مسائل خبرى و سياسى و سرگرمى بوده باشد؛ بلكه بايد بخش عظيمى از آن به نشر علوم و دانش ها به صورتى كه مطبوع همه طباع افتد بپردازند؛ و آخرين دستاوردهای علمى در عرصه های مختلف اعم از علوم انسانی و علوم فنی و تجربی در نخستين فرصت به صورت گسترده در جامعه اسلامى نشر يابد، تا ازهر گونه رکورد علمی و عقب ماندگى فکری مسلمين جلوگيرى شود.

اصلاح مطالعه؛ نقشه راه اصلاح فرهنگ جامعه

بی شک انسان يك موجود فرهنگى است، يعنى اعمال و رفتار او بازتابى از مجموعه تفكّرات و آگاهى هاى اوست، و هر گونه اصلاح و دگرگونى در وضع جامعه بدون نفوذ در فكر و روح او امكان پذير نيست؛ درست به همين دليل در جوامع امروزى براى رسيدن به اهداف مختلف سياسى و اجتماعى و نظامى و اقتصادى به ویژه مقابله با چالش های فرهنگی، باید سعى شود با وسايل ارتباط جمعى به ویژه كتاب و ترویج فرهنگ مطالعه در راستای ارتقای فرهنگ جامعه عمل شود، بسيارى از آگاهان ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه ی اسلامی را به عنوان نقشه صحيح در اصلاح فرهنگ و مهمترين ركن جامعه مى شناسند، البته تحقق این مهم، سرمايه گذارى بسيار سنگينى را  می طلبد.

اين يك واقعيّت است نه مبالغه و اغراق؛ چرا كه اگر برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در طريق نشر فرهنگ صحيح و سالم، برنامه ريزى جامع و مؤثّرى داشته باشند؛ محيط قانون گذارى و اجرایى و قضائى سالم مى شود؛ و بار همه آنها سبك تر مى گردد و افراد جامعه به صورت خودكار به وظايف خويش عمل مى كنند.

سخن آخر

بی شک تأکید بر ضرورت بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی در جامعه شاه کلید دست یابی به قلّه هاى معرفت و فرهنگ و تمدّن است، به ویژه آنکه در فرهنگ اسلام علم و عالم و دانشمند حرف اول را مى زنند و ساير مواهب الهى تحت سلطه و سيطره آنهاست.

اميدواريم بار ديگر مسلمانان با الهام گرفتن از دستورهاى اسلام و بر مبنای عنصر کتاب و ترویج کتابخوانی، نهضت علمى خود را تعقيب كنند و تمدن نوین اسلامی را پایه ریزی نمایند.

معرفی کتاب

سیری در کتاب
«از تو سوال می کنند»
اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
(مدظله)

بی شک مقولۀ پرسش و پرسشگری، پویایی آحاد جامعه به ویژه نسل جوان را رقم خواهد زد؛ چرا که قلب و روح پرسشگر در پی حق طلبی است و جهل و تعصب را بر نمی تابد.

اینگونه است که در ظلمانی ترین روزهای تاریخ بشریت که به جهالت و نادانی مباهات می شد گرمای حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آن آخرین ذخیرۀ رسالت و نبوت با معجزه ای معرفتی و اندیشه ای به نام قرآن کریم همراه شد و دین مبین اسلام به مثابۀ کامل ترین دین به منصۀ ظهور رسید.

گفتنی است پرسش هایی از سوی برخی افراد با انگیزه های آموختن و آزمودن در محضر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح گردید، برخی از آن پرسش ها در قرآن کریم تحت عنوان «یسئلونک» درباره ی موضوعات مختلفی چون قیامت، انفاق، شهر حرام، هلال ماه، محیض، خمر و میسر و ...بیان شده و پاسخ هایی به فراخور حال مخاطبان مبتنی بر اهداف مختلف قرآن ازجمله برهان آوری، مراجعه به درون و تذکر، اقناع و تاثیر وجدانی و فطری ارائه شده است.

در این بین مفسران و اندیشمندان بزرگ به تبیین و شرح آن ها اهتمام ورزیده اند که کتاب ارزشمند آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله العالی) با عنوان « از تو سوال می کنند: مجموعه سوالات قرآنی از پیامبر اکرم (ص)» از جملۀ آن آثار به شمار می آید، اثری فاخرکه در راستای توجه روز افزون علاقمندان به مفاهیم بلند قرآن و ترغیب پژوهشگران به پژوهش های قرآنی به زیور طبع آراسته شده است.

«از تو سوال می کنند» در یک نگاه

«از تو سوال می کنند» مجموعه ‏ای از پرسش ‏های دینی و شرعی است که پاسخ آن از قرآن استخراج شده است.

سلسله مباحث این کتاب حاصل سلسله سخنرانی های مرجع عالیقدر جهان تشیع، مفسر خوش فکر قرآن، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی است، که در ماه مبارک رمضان سال ١٤٢٨ هـ . ق (مطابق با سال ١٣٨٦ هـ . ش) در شبستان امام خمینی حرم کریمه اهل بیت حضرت معصومه (علیها السلام) پس از اقامه نماز ظهر و عصر، برای خیل عظیم روزه داران تشنه معارف ناب اسلامی بیان شد که پس از تنظیم و تصحیح و تنقیح و ذکر مآخذ و مراجع مطالب و حذف مکررات و توضیح نقاط مجمل، برای مخاطبان طراحی گردیده است.

ساختار اصلی کتاب

در قرآن مجيد ١٥ جمله با «يسئلونك» شروع شده، كه خداوند طىّ آن سؤالات مردم از پيامبر (صلى الله عليه و آله) را نقل كرده، و سپس پاسخ آن ها را بيان مى‏دارد. اين ١٥ آيه بر محور ١٢ موضوع استوار است که مولف بدان پرداخته است.

عناوین دوازده گانۀ کتاب عبارتند از:

١. «هلال ماه»٢. «انفاق» ٣. «ماه هاى حرام» ٤. «شراب و قمار» ٥. «يتيمان و كودكان بى سرپرست» ٦.«خوردنى‏ هاى حلال»٧. «قيامت و زمان برپايى آن» ٨. «انفال»٩.« ماهیت روح» ١٠. «عادت ماهانه زنان» ١١.«سوال دربارۀ کوه ها» ١٢. «ذوالقرنين».

گزارش محتوایی اثر

گسترۀ سوالات

نویسنده در بیان گستره مباحث و موضوعات آیات در سؤالات و جواب هاى قرآنى در کتاب، اینگونه می نویسد: برخى جنبه عقيدتى دارد، و بعضى پيرامون احكام شرعى و حلال و حرام سخن مى‏گويد، و برخى از آيات مذكور بر محور مسائل اخلاقى و مستحبّات نظير انفاق و بخشش به ديگران دور مى‏زند، و برخى ديگر جنبه تاريخى دارد، و بعضى جنبه فلسفى.

هلال ماه

مولّف در آغاز بر ضرورت پرسش‏ های دینی و پاسخ آن از دیدگاه آیات و روایات تأکید کرده و به موضوع هلال ماه در آيه ١٨٩ سوره بقره و شأن نزول آن آیه و تبیین هدف آفرينش ماه و تغييرات آن پرداخته و اینگونه نتیجه گرفته است: هلال ماه هم به زندگى طبيعى و عادى ما نظم مى‏بخشد، و هم با استفاده از اين تقويم طبيعى اعمال و عباداتمان را بجا مى‏آوريم.

انفاق

معظم له در ادامه انفاق در راه خدا را با استناد به آیاتی از سوره بقره مورد بررسی قرار داده و به منزلت و فضیلت ایمانی آن اشاره کرده و از انفاق با عنوان نشانه ‏های رحمت و پرهیزکاری یاد کرده است.

تفسير اجمالى چه چيز و به چه كسى انفاق نماييم، مقدار و كميّت انفاق، هماهنگى تكوين و تشريع در انفاق، بیان آيات متعدّدى از قرآن مجيد پيرامون انفاق و تشریح زواياى مختلف آن و شرايط انفاق از أهم مطالبی است که در این بخش مورد واکاوی قرار گرفته است.

در بخشی از کتاب می خوانیم: هنگامى كه سنّت انفاق و كمك به نيازمندان در جامعه كمرنگ و يا ترك شود، فاصله طبقاتى زياد مى گردد، يعنى روز به روز بر ثروت ثروتمندان و فقر نيازمندان افزوده مى شود، و اين فاصله به جايى مى رسد كه نتيجه آن ناهنجاري ها و شورش هاى اجتماعى مى شود، و در شورش ها عدّه اى از ثروتمندان جان خود را از دست مى دهند. بنابراين ترك انفاق توسّط ثروتمندان ممكن است منتهى به هلاكت آنها شود، و لذا براى رهايى از هلاكت لازم است انفاق كنند.

فلسفه تحریم شراب و قمار

جنگ در ماه ‏های حرام و فلسفه تحریم آن در این ماه ‏ها، شراب و قمار، برخورد با یتیمان و اهمیت ویژه این موضوع، از دیگر مباحثی است که مؤلف در ادامه به گونه ‏ای استدلالی و تحلیلی با بهره گیری از آیات قرآن به آن ها پاسخ داده است.

ديدگاه اسلام در مورد جنگ و صلح، فلسفه مادّى و معنوىتحريم شراب و قمار و فلسفه اكرام يتيمان از أهم عناوین مطروحه در این بخش به شمار می رود.

در بخشی از کتاب با عنوان قمارهاى نامرئى می خوانیم:

در عصر و زمان ما قمارهاى مرموزى پيدا شده كه در لباس تجارت و معامله و پورسانت و مانند آن صورت مى گيرد،. بدين شكل كه براى خريد فلان كالا مبلغی به حساب فلان شركت ريخته مى شود، سپس شخص خريدار به جستجوى مشترى مى پردازد، چنانچه دو مشترى به شركت معرّفى كند پورسانتى به او تعلّق مى گيرد. دو مشترى جديد هم هر كدام به دنبال دو مشترى ديگر مى روند تا از اين ناحيه هم پورسانتى به خود آن ها تعلّق گيرد و هم به معرّف اوّل، و چهار مشترى جديد هم هر كدام به دنبال دو مشترى ديگر رفته، و اين كار به همين شكل ادامه پيدا مى كند. و پس از چند ماه وقتى كه سرگروه به حساب بانكى خود نگاه مى كند متوجّه مى شود كه مبلغ كلانى به عنوان پورسانت به حسابش ريخته اند، در حالى كه نه توليدى وجود دارد نه تجارتى نه زراعتى نه دامدارى و نه هيچ كار مثبت ديگرى.

بلكه شركت مذكور كلاه افرد بسيارى را برداشته، و عمده پول را به جيب خود زده و مبالغى را هم به سرگروه ها داده، و افراد رديف آخر مالباختگان واقعى هستند. با توجّه به سود سرشار اين قمار جهانى براى شركت اصلى و سرشاخه ها، هنوز هم برخى از آن ها فعاليّت مى كنند.

فلسفه حرام و حلال بودن خوردنی ها

مولّف در بخش دیگر از کتاب، که حاوى ششمين سؤال و جواب قرآنى است خوردنی‏ های حلال و حرام را با توجه به مضامین و محتوای آیات قرآن تعریف کرده است و فلسفه تحریم گوشت ‎های حرام را هم تبیین کرده است.

در فرازی از اثر می خوانیم: حكمت خداوند ايجاب مى كند كه محرّمات قبل از تحريم داراى مفسده، و واجبات قبل از وجوب داراى مصلحت باشد. خرد مى گويد سرقت كار زشت و بدى است و مفاسدى به دنبال دارد، خداوند هم حكم به تحريم شراب مى دهد. عقل و خرد تصرّف در اموال مردم بدون جلب رضايت صاحبان آن را كار زشت و بدى مى داند، خداوند هم هماهنگ با حكم عقل آن را حرام مى كند. همه محرّمات و واجبات مفسده و مصلحت دارد، منتها مفسده بعضى از محرّمات، و مصلحت بعضى از واجبات را درك كرده، و برخى ديگر را هنوز درك نكرده ايم.

حوادث هول‏انگیز قیام قیامت

معظم له در مبحث پایانی کتاب به برخی دیگر از پرسش ‏های دینی و شرعی با عناوین زمان قیامت، انفال، ماهیت روح، سرنوشت کوه‏ ها و حوادث هول‏انگیز قیام قیامت، سرگذشت شگفت‏انگیز ذوالقرنین و عادت ماهانۀ بانوان به تفصیل پرداخته و ذیل هر یک از این پرسش ‏ها، عناوین فرعی دیگری طرح کرده تا ذهن مخاطبان را به آیات مربوطه معطوف سازد.

در بخش پایانی اثر می خوانیم: گروهى شفاعت را بى شباهت به پارتى بازى هاى دنيا نمى دانند، در حالى كه شفاعت به عنوان يك نيروى محرّك مى گويد: مأيوس نشويد، راه حق را همچنان ادامه دهيد و دست از تلاش و كوشش در اين راه برنداريد، و اگر لغزشى از شما سر زده، شفيعانى هستند كه به اجازه خداوند رحمان كه رحمت عامش همگان را فرا گرفته، از شما شفاعت مى كنند.

شفاعت، دعوت به تنبلى، يا فرار از زير بار مسئوليت، و يا چراغ سبز در برابر ارتكاب گناه نيست، شفاعت دعوت به استقامت در راه حق و تقليل گناه در سر حدّ امكان است.

لازم به ذکر است اين اثر نفیس، با تهیه و تنظیم حجه الاسلام علیان نژادی نخستین بار در سال ١٣٨٧ در یک جلد و در ٢٤٠صفحه، در قطع وزیری (شومیز)، توسط انتشارات امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) به زیور طبع آراسته شده که تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

معارف اسلامی

مخالفت اسلام با هنر!

پرسش :

مدّتها نقّاشی کردن و مجسمه سازی در جامعه مسلمانان حرام بوده است، طبق آیه ٦٩ سوره یاسین، شعر گفتن شایسته پیامبر نیست، همچنین هنوز تکلیف موسيقی در برخی از مذاهب اسلام مشخص نيست و مصداق لهو شمرده می شود؛ آيا اقتضای دين اسلام و دينداری مسلمانان مخالفت با هنر است؟!

پاسخ اجمالی:

سیره و روایات پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نشان می دهد شعر شعرایی که ذوق هنری خود را در راه اهداف مقدس قرار دهند، از این حکم استثنا می شوند. در موسیقی نیز فقط نوع خاصی از آن که «غنا» نام می گیرد و اثرات روانی و اجتماعی زیان باری دارد حرام است. در مجسمه سازی نیز برخی پژوهش های فقهی جدید که حکم پرستش بت ها را از مجسمه سازی جدید نفی می کنند قائل به جواز آن تحت برخی شرایط است و همه اینها ادعای مخالفت اسلام را با اصل هنر نفی می کند.

از آن گذشته مطاله تاریخ تمدن اسلامی نشان می دهد ظهور اسلام و تطورات تاریخی آن موجب پدید آمدن و رشد رشته های هنری دیگری ای هم چون معماری (در مساجد و ابنیه اسلامی)، نگارگری (در کاشی کاری های مساجد و تذهیب مصاحف مشرف) و خطاطی (در نگارش مصاحف و کاشی نوشته های مساجد) شد و این موضوع دلیل دیگری برای رد مخالفت اسلام با هنر است.

پاسخ تفصیلی:

مخالفت گزاره های قرآنی و احکام شرعی با شعر، موسیقی، مجسمه سازی و تصویرگری، می تواند برای آحاد جامعه اسلامی و هنرمندان مسلمان این شبهه را به وجود بیاورد که دین اسلام نگاهی منفی و نکوهش گرا به هنر و حرفه هنرمندان به عنوان یکی از عناصر ارزشمند فرهنگ هر جامعه انسانی دارد. آیا چنین برداشتی از اسلام و آموزه های آن صحیح است؟ آیا اقتضای دین اسلام و متدین شدن به آن، مخالفت با هنر است؟

برای پاسخ دادن به این پرسش ابتدا تک تک مثال هایی را که در سؤال صدر بحث مورد پرسش قرار گرفته اند بررسی ای اجمالی می کنیم و نهایتا به جمع بندی خواهیم پرداخت.

شعر و ادبیات

یکی از آیاتی که مستمسک این پرسش کنندگان راجع به مخالفت اسلام با هنر قرار گرفته، «آیه ٦٩ سوره یس» است. این در حالی است که مراجعه به حقیقت و شأن نزول این آیه نشان می دهد که در آن يكى از رايج ترين اتهاماتى كه مشرکین براى پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) مطرح مى كردند، عنوان می شود و پاسخ دندان شكن و آموزنده ای به آن داده می شود و آن هم اتهام شعر و شاعرى است.

این آیه تصریح می کند که: (ما به او تعليم شعر نداديم و شايسته او نيست كه شاعر باشد)؛ «وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ‏». این اتهام به این خاطر بود که جاذبه و نفوذ قرآن در دل ها براى همه‏ كس محسوس بود و زيبایی هاى لفظ و معنا و فصاحت و بلاغت آن قابل انكار نبود، حتى خود مشركان چنان مجذوب آهنگ و بيان قرآن مى شدند كه گاه شبانه به طور مخفيانه به نزديكى منزلگاه پيامبر(ص) مى آمدند تا زمزمه تلاوت او را در دل شب بشنوند. اينجا بود كه براى توجيه اين پديده بزرگ و اغفال مردم از اين وحى آسمانى، زمزمه ایراد اتهام شعر و شاعرى به پيامبر(ص) را در همه جا سر دادند.

اینکه قرآن تصریح می کند شايسته پيامبر(ص) نيست كه شاعر باشد به این خاطر است که خط «وحى» از خط «شعر» كاملا جدا است.(١) به هر حال این آیه تنها در صدد نفی اتهام «شاعری» از پیامبر(ص) است. پیامبری که مأموریت های سرنوشت ساز الهی برای هدایت بشر داشت و شایسته نبود که شأن و مقام و مرتبه اش چیزی هم سنگ «شاعر»ی در کنار دیگر شاعران دانسته شود. اما آیا این آیه در صدد مذمت شاعران به طور کلی است؟ چنین به نظر نمی آید.

دیگر آیه ای که در این بحث مورد سوءاستفاده پرسش کنندگان راجع به مخالفت اسلام با هنر قرار گرفته، آیه ٢٢٤ سوره شعرا است. در این آیه می خوانیم: «وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُون‏»؛ (شاعران كسانى هستند كه گمراهان از آنان پيروى مى كنند).

برای فهم معنای صحیح این آیه باید پیش از هر چیز به این نکته توجه کنیم که این آیه در ضمن چند آیه(٢) قرار گرفته که همگی آنها در پاسخ به یکی از تهمت های كفار به پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) وارد شده اند كه پیامبر را شاعر می خواندند. این آيات مى گويد خط مشى پيامبر از خط شعرا جدا است. زیرا شعراء به طور معمول دارای ویژگی هایی هستند که در پیامبر اکرم(ص) به هیچ وجه وجود ندارد.

از جمع بندی این آیات می توان نتیجه گرفت که قرآن سه نشانه برای چنین شاعرانی برمی شمارد: نخست اينكه پيروان آنها گروه گمراهان اند و با الگوهاى پندارى و خيالى از واقعيت ها مى گريزند. ديگر آنكه آنها مردمى بى هدف اند و خط فكرى آنها به زودى دگرگون مى شود و تحت تاثير هيجان ها به آسانى تغيير مى پذيرند و سوم اينكه آنها سخنانى مى گويند كه به آن عمل نمى كنند و حتى در آنجا كه واقعيتى را بيان مى دارند خود مرد عمل نيستند. اما هيچ يک از اين اوصاف سه گانه بر پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) تطبيق نمى كند. او درست نقطه مقابل اين حرفهاست. او در عالمى مملو از واقع بينى براى نظام بخشيدن به جهان انسانى سیر می کند و سر تا پا عمل است و حتى دشمنان او، وى را به عزم راسخ و استقامت عجيبش و اهميت دادن به جنبه هاى عملى مسائل مى ستايند. شاعر كجا و پيامبر اسلام كجا؟

با این مقدمه می گوییم بدون شک ذوق شعر و هنر شاعرى مانند همه سرمايه ‏هاى وجودى انسان در صورتى ارزشمند است كه در يک مسير صحيح به كار افتد و از آن بهره گيرى مثبت و سازنده شود اما اگر به عنوان وسيله ای مخرب براى ويران كردن بنيان اعتقاد و اخلاق جامعه و تشويق به فساد و بى بند و بارى مورد استفاده واقع شود و يا انسانها را به پوچى و بيهودگى و خيال پرورى سوق دهد، يا تنها يک سرگرمى بى محتوا تلقى گردد بى ارزش و حتى زيان بار است.

به طور کلی ارزيابى اسلام نیز درباره شعر و شاعری و مجاز بودن یا نبودن آن بر اساس هدف ها و جهت گيری ها و نتيجه ها است. حضرت علی(علیه السلام) خطاب به گروهى از ياران شان که در يكى از شب هاى ماه رمضان به هنگام افطار سخن شان به شعر و شاعران کشیده بود، در اشاره به همین ملاک فرمودند: «اعْلَمُوا أَنَّ مِلَاكَ أَمْرِكُمُ الدِّينُ وَ عِصْمَتَكُمُ التَّقْوَى وَ زِينَتَكُمُ الْأَدَبُ وَ حُصُونَ أَعْرَاضِكُمُ الْحِلْم‏»(٣)؛ (بدانيد ملاک كار شما دين است و مايه حفظ شما تقواست. زينت شما ادب و دژهاى محكم آبروى شما حلم و بردبارى است). این حدیث تصریح دارد به اینکه شعر فقط یک وسيله است و معيار ارزيابى آن هدفى است كه شعر در راه آن به كار گرفته مى شود.

این وسیله در طول تاريخ ادبيات اقوام و ملل جهان گاهی اوقات مورد سوءاستفاده قرار گرفته و اين ذوق لطيف الهى در محيط هاى آلوده آن چنان به ننگ كشيده شده است كه گاه از مؤثرترين عوامل فساد و تخريب بوده است. برای مثال در عصر جاهليت كه دوران انحطاط فكرى و اخلاقى قوم عرب بود «شعر» و «شراب» و «غارت» همواره در كنار هم قرار داشتند. از سویی دیگر گروهى اين هنر بزرگ و ذوق لطيف ملكوتى را كه به قدری به دروغ آلودند كه ضرب المثل معروف «أحسَنُهُ أكذَبه»؛ (بهترين شعر دروغ ترين آن است) به وجود آمد. گروهی نیز شعر را در خدمت ظالمان و جباران درآوردند و به خاطر صله ای ناچيز، ابیات اشعارشان را مملوء از تملق و چاپلوسى ساختند. شاعرانی نیز بودند که با اشعارشان جنگ هایی را برافروختند و انسانها را براى غارت و كشتار به جان هم انداختند و صفحه زمين را از خون بى گناهان رنگين کردند.

با این حال چه كسى مى‏ تواند اين حقيقت را انكار كند كه اشعار سازنده و هدف دار در طول تاريخ حماسه هاى فراوان آفريده است و گاه قوم و ملتى را در برابر دشمنان خونخوار و ستمگر آن چنان بسيج كرده كه بى پروا برصف دشمن زده و قلب او را شكافته اند. چه كسى مى تواند انكار كند كه گاه شعری اخلاقى آن چنان در اعماق جان انسان نفوذ مى كند كه يک كتاب بزرگ و پر محتوا كار آن را انجام نمى دهد. در حديثی نبوی نیز در اشاره به جایگاه شعر می خوانیم: «إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةً وَ إِنَّ مِنَ الْبَيَانِ لَسِحْرا»(٤)؛ (بعضى از اشعار حكمت است و پاره اى از سخنان سحر).

از ائمه اهل بيت(علیهم السلام) نيز توصيف فراوانى درباره اشعار و شعراى با هدف و دعا در حق آنان و جايزه فراوان به آنها به دست ما رسیده است. شاعرانی که در دفاع از حق اشعارى گفتند كه به گفته امام صادق(علیه السلام) با هر بيتی، جایگاهی در بهشت برای خود خریدند.(٥) شعرا همچنین گاه در دوران هاى خفقان بارى كه حكام بيدادگر همچون بنى اميه و بنى عباس نفسها را در سينه ها حبس كرده بودند، با گفتن اشعاری احساسی و حماسی قلبها را جلا دادند و پرده هاى دروغ و تزوير را كنار زدند. چنین شاعرانی نه تنها در گفتمان قرآنی و دینی نکوهش نمی شوند، بلکه به گفته امام صادق(ع) روح القدس این اشعار را بر زبان آنها جاری می کند.(٦) این گروه از شاعران گاهى چنان آثار جاودانه اى از خود به يادگار گذاشتند كه پيشوايان بزرگ اسلام مردم را به حفظ اشعار آنها توصيه مى فرمودند چنان كه درباره اشعار شاعری به نام «عبدى» از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «یا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمْ شِعْرَ الْعَبْدِيِّ فَإِنَّهُ عَلَى دِينِ اللَّه‏»(٧)؛ (به فرزندان خود اشعار عبدى را بياموزيد كه او بر دين خدا است).

چنین شاعران پاک و هدف داری که اهل عمل و حقیقت اند و به راستی و پاکی نیز دعوت می کنند، حتی در آیه ٢٢٧ سوره شعراء که شاعران را نکوهش می کند نیز استثنا شده اند، آنجا که می خوانیم: «إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏»؛ (مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام مى دهند و خدا را بسيار ياد مى كنند و به هنگامى كه مورد ستم واقع مى شوند به دفاع از خويشتن [و مؤمنان] برمى خيزند [و از شعر در اين راه كمک مى گيرند] آنها كه ستم كردند به زودى مى دانند كه بازگشت شان به كجاست‏).(٨)

بنابراین توضیحات مشخص می شود که ادعای مخالفت دین اسلام با شعر و ادبیات به عنوان یکی از رشته های هنری چه اندازه ادعایی غیرمستند و دور از حقیقت است.

موسیقی

درباره موسیقی نیز بحثی که در شعر و ادبیات گفتیم به گونه دیگری مطرح می شود. باید توجه داشته داشتیم آنچه در ابواب فقهی و در کتاب های احکام مورد نهی و تحریم قرار گرفته انواعی از ساز و آوازهاست که تحت عنوان «غنا» قرار بگیرند و هر صوت خوش و زيبائى «غنا» نیست. زيرا در روايات اسلامى آمده و سيره مسلمين نيز حكايت مى كند كه قرآن و اذان و مانند آن را با صداى خوش و زيبا باید خواند.

در تشخیص غنا نیز آنچه از مجموع كلمات فقهاء در اين زمينه مى توان استفاده كرد، اين است كه غنا آهنگ هاى طرب انگيز و لهو و باطل است. به عبارتی روشن تر غنا آهنگ هایى است متناسب با مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد. به تعبيری ديگر غنا به صوتى گفته مى شود كه قواى شهوانى را در انسان تحريک مى نمايد و انسان در آن حال احساس مى كند كه اگر در كنار آن صدا شراب و فساد جنسى نيز باشد كاملا مناسب است.

البته در تشخیص مصادیق «غنا» - مانند همه مفاهیم موارد مشكوكى وجود دارد كه انسان به راستى نمى داند فلان صوت مناسب مجالس فسق و فجور است يا نه. چنین مواردی، البته بعد از آگاهى كافى از مفهوم عرفى غنا، به حكم اصل برائت محكوم به حليت است. بنابراین توضیحات روشن می شود که صداها و آهنگ هاى حماسى ای كه متناسب ميدان هاى نبرد و يا ورزش و يا مانند آن است، چنین مواردی دليلى بر تحريم آن وجود ندارد.

با این توضیحات تفاوت میان غنا و موسیقی های ناسالم روشن می شود و موسیقی های سالم و حلالی که گوش دادن به آنها اشکالی ندارد روشن می شود و نیز روشن می شود که ادعای کلی مخالفت اسلام با اصل موسیقی به عنوان یکی دیگر از رشته های هنری تا چه اندازه غیر دقیق و دور از تحقیق است.

فقط در پایان این بحث باید دلایل و فلسفه حرمت «غنا» بیان گردد. در مرور اجمالی و خلاصه وار دلایل حرمت غنا به مفاسد ذیل الذکر برخورد می کنیم:

الف) تشويق به فساد اخلاقی: تجربه نشان داده است كه بسيارى افراد تحت تأثير غناء، راه تقوا و پرهيزكارى را رها كرده و به شهوات و فساد روى مى آورند و مجالس غنا معمولا مراكز انواع مفاسد است و آنچه به اين مفاسد دامن مى زند همان غناء است.

ب) غافل شدن از ياد خدا: تعبير به «لهو» كه در تفسير «غنا» در بعضى از روايات اسلامى آمده است اشاره به همين حقيقت است كه غنا انسان را آنچنان مست شهوات مى كند كه از ياد خدا غافل مى سازد. در حديثى از حضرت على(عليه السلام) مى خوانيم: «كُلُّ مَا أَلْهَى عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ فَهُوَ مِنَ الْمَيْسِر»(٩)؛ (هر چيزى كه انسان را از ياد خدا غافل كند [و در شهوات فرو ببرد] آن در حكم قمار است).

ج) آثار زيان بار بر اعصاب: غنا و موسيقى در حقيقت يكى از عوامل مهم تخدير اعصاب است و به تعبير ديگر مواد مخدر گاهى از طريق دهان و نوشيدن وارد بدن مى شوند(مانند شراب)، گاهی از طريق بویيدن و حس شامه(مانند هروئين)، گاهی از طريق تزريق(مانند مرفين) و گاهی از طريق حس سامعه است(مانند غنا). به همين دليل گاهى غنا و آهنگ هاىی مخصوص، چنان افراد را در نشئه فرو مى برد كه حالتى شبيه به مستى به آنها دست مى دهد و در بعضى از كتبى كه در زمينه آثار زيان بار موسيقى بر اعصاب آدمى نوشته شده است حالات جمعى از موسيقى دانان و خوانندگان معروف آمده است كه به هنگام اجراى برنامه گرفتار سكته و مرگ ناگهانى شده و در همان مجلس جان خود را از دست داده اند.

د)غنا يكى از ابزارهای استعمار: استعمارگران جهان هميشه از بيدارى مردم مخصوصا نسل جوان وحشت داشته اند به همين دليل بخشى از برنامه هاى گسترده آنها براى ادامه استعمار فرو بردن جامعه ها در غفلت و بى خبرى و ناآگاهى و گسترش انواع سرگرمی هاى ناسالم است. توسعه غنا و آهنگ های ناسالم نیز يكى از مهم ترين ابزارهایى است كه آنها براى تخدير افكار مردم بر آن اصرار دارند.(١٠)

نقاشی و مجسمه سازی

صریح ترین بیانات قرآنی درباره مجسمه سازی را می توان در دو آیه دید. آنجا که از مجسمه سازی جنیان به دستور حضرت سلیمان سخن به میان می آید. در آیه ١٣ سوره سبأ می خوانیم: (برای او هر چه می خواست از نمازخانه ها و مجسمه ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه ها و دیگ های چسبیده به زمین می ساختند)؛ «يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحاريبَ وَ تَماثيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُور». حضرت سلیمان به صنعتگران خود که از جنیان بودند دستور داده بود معابد، مجسمه ها[غیر جاندار]، ظروف بزرگ به اندازه حوض و دیگ های بزرگ بسازند و آنها هم از دستورهای سلیمان اطاعت می کردند. از جمله آثار هنری که توسط جنیان و به دستور حضرت سلیمان که پیامبری و پادشاهی را با هم داشت، ساخته شد، مثال ها و مجسمه هاست و بنا بر نظر مفسران، منظور از تمثال هایی که جنیان برای حضرت سلیمان می ساختند، نه مجسمه و تمثال انسان و حیوان، بلکه مجسمه موجودات غیر جاندار بوده است.

آیه دیگری که در آن نیز از مجسمه سازی سخن گفته شده است، پیرامون سخن حضرت ابراهیم در نهی از پرستش بت ها توسط عموی خویش آزر است آنجا که در آیه ٥٢ سوره انبیاء می خوانیم : (آن گاه که به پدر[عموی] خود و قومش گفت: این مجسمه هایی که شما ملازم آنها شده اید چیستند؟!)؛ «إِذْ قالَ لِأَبيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثيلُ الَّتي‏ أَنْتُمْ لَها عاكِفُون‏». این دو از آیه از قرآن به اضافه آیاتی که درباره مجسمه سازی با واژه های «اصنام» و «انصاب» یاد نموده(١١)، مجموعه آیاتی است که درباره هنری های تصویری و یا تجسمی سخن گفته است.(١٢)

بر این اساس مجسمه سازی را از دیدگاه ارزشی می توان به سه محور کلی تقسیم نمود:

الف) مجسمه سازی در جهت منفی: به این معنا که هدف از مجسمه سازی اموری باشد که به هیچ وجه مورد تأیید دین اسلام و سایر مکاتب الاهی نیست. مانند ساخت مجسمه برای پرستش. خداوند در آیه ٩٥ سوره صافات به چنین شخصی می فرماید: «أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون‏»؛ (آیا آنچه خود آن را تراشیده اید، می پرستید). بدیهی است امروزه صنعت مجسمه سازی را به منظور چنین هدفی جز در میان قبایل دور افتاده نمی توان مشاهده نمود.

ب) مجسمه سازی در جهت مثبت: با اینکه بسیاری از موارد مجسمه سازی در راستای اهداف غیر توحیدی بوده اما مواردی را نیز می توان تصور نمود که این هنر در خدمت اهداف دینی قرار گیرد. مثل مجسمه سازی حضرت عیسی(علیه السلام) که پرنده ای را از گل می ساخت تا برای اثبات معجزات و قدرت خدا روح در آن بدمد و آن را زنده کند.(١٣) همچنین می توان نوعی از مجسمه سازی مثبت را در نظر گرفت که هدف آن احترام به بزرگان دینی و ترویج آرمان های پذیرفته شده الهی باشد. درباره این نوع از مجسمه سازی می توان گفت متأسفانه با مراجعه به تاریخ درمی یابیم که مجسمه هایی از این نوع نیز هر چند در آغاز با اهداف مثبتی ساخته شده بودند اما در نهایت به گونه ای با آنان برخورد شد که با اهداف اولیه، هیچ سازگاری نداشت. احترام فوق العاده به انبیا و نیکان گاهی سبب می شد که تمثال آنها را بعد از مرگ شان مورد احترام قرار دهند و با گذشت زمان این تمثال ها جنبه استقلالی پیدا کرده و احترام نیز تبدیل به پرستش می شد.(١٤)

ج) مجسمه سازی بدون هدف ارزشی: گاهی هنرها را بدون توجه به هیچ هدف ارزشی چه مثبت و چه منفی رشد و گسترش می دهند. به عبارتی دیگر هنر را برای هنر می خواهند و بس. بدیهی است قرآن که شاخصه افراد مؤمن را «همیشه به یاد خدا بودن می داند».(١٥) هرگونه رفتار بی هدفی که نتیجه طبیعی آن دوری از یاد خداست را نمی پسندد.

بعداز بیان این مقدمه می گوییم در روایات به جا مانده از اهل بیت(علیهم السلام) بیاناتی بسیاری دیده می شوند که صریحا نگهداری از مجسمه و مجسمه سازی را منع می کند.(١٦) البته روایات دیگری نیز وجود دارند که می توان از آنها دلیل این منع را که همان جلوگیری از بت پرستی است - استنباط کرد.(١٧) این بیانات نشانگر آن است که باید به گونه ای رفتار نمود که هیچ شائبه پرستش و یا حتی تعظیم این تصاویر به وجود نیاید و دلیل اصلی حرمت ساخت این گونه تصاویر نیز همین دسته از روایات دانسته شده است.

در واقع که آنچه از سوی قرآن نهی شده، ساختن مجسمه موجودات جاندار همچون انسان و حیوان بوده که بت پرستان به پرستش آن می پرداختند و مطلق مجسمه سازی تحریم نشده است و ممنوعیت ساخت مجسمه ها و تمثال های دارای روح به خاطر توجه آموزه های دینی به مسائل اعتقادی است. با توجه به پیشینه تاریخی اسلام که در زمانی ظهور نمود که بت پرستی و شرک، رویکرد رایج توده مردم تلقی می شد، بی تردید مهم ترین وظیفه انبیاء، رهانیدن توده مردم از شرک و دوگانه پرستی بود. از این رو پرهیز دادن برجسته آیات قرآن از شرک، مهم ترین عامل دوری مسلمانان در قرون نخستین اسلام از هنرهای تجسمی و تصویری است و به تدریج که از گرایش به بت پرستی و شرک در قرون میانه کاسته شد، از ممنوعیت و عدم گرایش به این دسته از هنرها در نزد عالمان اسلامی و توده مردم، کاسته شده است. به همین جهت وقتی حضرت عیسی(علیه السلام)، مجسمه پرندگان را می ساخت و به اذن خداوند به آن روح می دمید، چون شائبه شرک و بت پرستی در عیسی(ع) وجود نداشت، این عمل شرک آلود قلمداد نمی شد. در آیه ٤٩ سوره آل عمران می خوانیم: «جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ (همانا من برایتان از گِل همچون شکل پرنده می سازم، سپس در آن می دمم و به حکم خداوند پرنده می گردد). بنابرایت طبیعی است اگر مجسمه سازی در جوامع گذشته در مسیر شرک و بت پرستی استفاده نمی شد، هیچ گاه حرام و ممنوع نمی شدند.(١٨)

تمامی این نکات ما را بر آن می دارد به این موضوع بسیار مهم و ظریف نکته توجه کنیم که با استناد به منابع دینی و نگرشی جدید به دنیای امروز موضوع مجسمه سازی یک بار دیگر و با دقت بیشتر و با این نگاه که «مجسمه سازی دیگر برای پرستش نیست»، در حال بررسی توسط دانشمندان دینی است و برخی از فقهای معاصر نیز با انجام بررسی هایی در منابع دینی، حرمت مجسمه سازی به صورت عام را مورد تردید قرار دادند.(١٩) با این نگاه می گوییم مخالفت اسلام با مجسمه سازی و نقاشی نیز به صورت کلی مورد بحث است و مجسمه سازان مسلمان در بسیاری از کشورهای اسلامی تحت شرایطی اقدام به ساخت تندیس ها و سردیس هایی می کنند.

جمع بندی:

اینکه فهرست کردن چند حکم اسلام برای نتیجه گیری درباره مخالفت اسلام با اصل هنر چندان منطقی و مستدل به نظر نمی رسد. از آن گذشته مطاله تاریخ تمدن اسلامی نشان می دهد ظهور اسلام و تطورات تاریخی آن موجب پدید آمدن و رشد رشته های هنری دیگری ای هم چون معماری(در مساجد و ابنیه اسلامی)(٢٠)، نگارگری(در کاشی کاری های مساجد و تذهیب مصاحف مشرف)(٢١) و خطاطی(در نگارش مصاحف و کاشی نوشته های مساجد) شد و این موضوع دلیل دیگری برای رد مخالفت اسلام با هنر است.

پی نوشت:

(١). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، درالکتب الاسلامیه، تهران، ١٣٧١ هـ ش، چاپ دهم، ج ١٨، ص ٤٣٨ و ٤٣٩.

(٢). آیات ٢٢٥ و ٢٢٦ سوره شعرا: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ في‏ كُلِّ وادٍ يَهيمُون* وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ»؛ (آيا نمى بينى آنها در هر وادى سرگردانند؟*و سخنانى مى گويند كه [به آنها] عمل نمى كنند).

(٣). بحارالانوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، بی تا، چاپ دوم، ج ٣٤، ص ٣٤٦.

(٤). من لا يحضره الفقيه‏، ابن بابويه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، قم، ١٤١٣ هـ ق، چاپ دوم، ج ٤، ص ٣٧٩.

(٥). «مَنْ قَالَ فِينَا بَيْتَ شِعْرٍ بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ»؛ (هر كسى درباره ما بيت شعرى بگويد خدا خانه اى در بهشت براى او بنا مى كند): بحارالانوار، همان، ج ٢٦، ص ٢٣١.

(٦). مَا قَالَ فِينَا قَائِلٌ بَيْتَ شِعْرٍ حَتَّى يُؤَيَّدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ: همان.

(٧). همان، ج ٧٦، ص ٢٩٣.

(٨). ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج ١٥، ص ٣٧٥ تا ٣٨٧(با تلخیص).

(٩). بحارالانوار، همان، ج ٧٠، ص ١٥٧.

(١٠). ر.ک: یکصد وهشتاد پرسش و پاسخ، مکارم شیرازی، ناصر، تهيه و تنظيم: حسینی، سید حسن، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ١٣٨٦هـ ش، چاپ چهارم، ص ٢١٠ تا ٥١٤.

(١١). ن.ک: آیه ٩٠ سوره مائده، آیه ٧٤ سوره انعام.

(١٢). درآمدی بر روشناسی هنر اسلامی، موسوی گیلانی، سید رضی، نشر ادیان، قم، ١٣٩٥ هـ ش، چاپ دوم، ص ٥٠ و ٥١.

(١٣). سوره آل عمران آیه ٤٩: «أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّه‏»؛ (من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى سازم سپس در آن مى دمم و به فرمان خدا پرنده اى مى گردد).

(١٤). تفسیر نمونه، همان، ج ١٩، ص ٣٦٧.

(١٥). سوره آل عمران، آیه ١٩١: «الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏»؛ (همان ها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آن گاه كه بر پهلو خوابيده اند ياد مى كنند و در اسرار آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند).

(١٦). راوی در ارتباط با حکم تصاویر درخت و خورشید و ماه، نظر امام صادق(علیه السلام) را جویا می شود. ایشان در پاسخ می فرمایند: «اگر تصویر موجودات زنده نباشد، ایرادی ندارد»: وسائل الشیعه، حر عاملی، محمد بن الحسن، آل البیت، قم، ١٤٠٩ هـ ق، ج ١٧، چاپ اول، ص ٢٩٧؛ ابو بصیر می گوید که به امام صادق(علیه السلام) گفتم ما فرش هایی که در آن تصاویری وجود دارد بر زمین پهن می نماییم آیا ایرادی دارد؟ امام در پاسخ فرمودند که «آنچه به عنوان فرش بر زمین انداخته و زیر دست و پا قرار گرفته لگدمال می شود ایرادی نداشته اما مکروه است که چنین تصاویری را بر دیوارها و تخت ها نصب نماییم»: همان، ص ٢٩٦؛ محمد بن مسلم می گوید که از امام باقر(علیه السلام) پرسیدم، آیا می توان در حالی که تصاویری در مقابل من بوده و به آنها می نگرم نماز بخوانم؟ امام فرمودند: «خیر! پارچه ای بر روی تصویر بینداز! البته اگر این تصویر در سمت راست و چپ و یا پشت سر و زیر پا و یا بالای سرت باشد ایرادی ندارد، اما تنها اگر در جهت قبله ات قرار گرفته پارچه ای بر آن بیانداز و نماز بخوان»: همان، ج ٥، ص ١٧٠.

(١٧). برای مثال از امام صادق(ع) روایتی ذیل آیه ١٣ سوره سبأ نقل شده است که ایشان می فرمایند: «جنیان به دستور حضرت سلیمان مجسمه های مردان و زنان را درست نمی کردند بلکه منظور مجسمه درختان، گیاهان و امثال آن بوده است. ن.ک: قاموس قرآن، قرشی بنایی، علی اکبر، دارالکتب الاسلامیه، ١٣٧٨هـ ش، چاپ سیزدهم، ج ٦، ص ٢٣٦.

(١٨). درآمدی بر روشناسی هنر اسلامی، همان، ص ٥٠ و ٥١.

(١٩). ارشاد الطالب الی التعلیق علی المکاسب، تبریزی، جواد، قم، موسسه اسماعیلیان، ١٤١٦هـ ق، چاپ سوم، ج ١، ص ١٢٣.

(٢٠). ن.ک: تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، کیانی، محمد یوسف، انتشارات سمت، تهران، ١٣٨٨ هـ ش، چاپ یازدهم، ص ٧، ٣٩، ٥٣ و ١٠٣؛ هنر و معماری اسلامی(١)، اتینگهاوزن، گرابار، ریچارد، الگ، ترجمه: آژند، یعقوب، انتشارات سمت، تهران، ١٣٨٧ هـ ش، چاپ هفتم، ص ٢٠، ٢٥، ٢٨، ١٧٥، ٢٣٢، ٢٩٨، ٣٧٥، ٣٨٠، ٣٨٥، ٣٩٠، ٣٩٤، ٤١٢ و ٥١٢.

(٢١). ن.ک: هنر و معماری اسلامی(١)، همان، ص ١١٩، ٣٠٦، ٥٠١، ٥١٨، ٥٣٢.

احکام شرعی

احکام خیارات

فسخ معامله در صورت اطلاع از معیوب بودن کالا

شخصی وسیله ای را خریداری کرده اما ٢ روز بعد از معامله متوجه شده این وسیله دارای عیب های درونی بسیار زیادی می باشد و فروشنده این مطالب را ذکر نکرده بود، آیا هم اکنون می تواند معامله را فسخ و ضرر و زیان خود را بگیرد؟

در صورتیکه جنس مورد معامله عیب پنهانی داشته و شما از آن بی خبر بوده اید می توانید معامله را فسخ کنید.

ادعای مشتری به فاسد بودن مبیع بعد از تحویل

این جانب مقدارى خرما به شرط تحویل در دفتر شرکت فروخته ام و مشترى آن را از ایران خارج کرده، و بعد از گذشتن چند ماه ادّعا دارد که خرما از اوّل فاسد بوده، آیا این ادّعا قابل قبول است؟

هرگاه فروشنده منکر وجود عیب در موقع فروش باشد، و خریدار دلیلى بر سخن خود نداشته باشد، قول فروشنده پذیرفته مى شود. امّا خریدار حق دارد از او بخواهد نزد حاکم شرع قسم یاد کند.

مفهوم خيار تخلّف از شرط

منظور از خیار تخلّف از شرط چیست؟

در صورتى كه در معامله فروشنده يا خريدار شرط كند كارى را براى طرف مقابل انجام دهد، يا جنس طرز مخصوصى باشد، سپس به آن شرط عمل نكند، در اين صورت طرف مقابل مى‏تواند معامله را فسخ كند، به این خیار تخلّف از شرط گویند.

عدم پرداخت به موقع ثمن توسط مشتری

چنانچه معامله اى انجام شود، و مشترى در موعد مقرّر ثمن معامله، یا قسمتى از آن را پرداخت نکند، و مثمن را نیز به دیگرى بفروشد، آیا بایع اوّل مى تواند معامله را فسخ و مثمن را از دست مشترى دوّم، یا مشتری هاى بعد از او بگیرد؟ اگر مشترى در معامله اوّل به بایع چک داده باشد، و چک در موعد مقرّر پاس نشود، تفاوتى در حکم مسأله ایجاد مى کند؟

در صورتى که شرط کرده که در فلان موعد بپردازد، و مشترى تخلّف از شرط کرده، فروشنده خیار تخلّف از شرط دارد. و اگر عین مال به دیگرى منتقل شده، باید مشترىِ متخلّف مثل، یا قیمت آن را، به بایع بازگرداند.

اسقاط حق خیار

آیا حقّ خیار را مى توان ساقط کرد؟

جایز است.

عدم تعلق ارش در صورت اسقاط همه خیارات

اگر در مبایعه نامه اى طرفین کافّه خیارات را اسقاط نمایند، آیا خریدار مى تواند به ادّعاى معیوب بودن مبیع، مطالبه ارش نماید؟ به عبارت دیگر، آیا با اسقاط کافّه خیارات، علاوه بر سقوط خیار عیب، مطالبه ارش نیز ساقط مى شود؟

آرى مطالبه ارش نیز ساقط مى شود.

بطلان اسقاط خیارات در صورت عدم اطلاع از قیمت واقعی

اگر کسى بدون اطّلاع از نرخ روز، سهم الارث خود را به مبلغی به برادرانش بفروشد، در حالى که سهم نامبرده چندین برابر آن مبلغ ارزش داشته است چنین معامله اى چه حکمى دارد؟ ضمناً خریداردر پای سند همه خیارات در آن معامله را ساقط کرده آیا این معامله صحیح است؟

اگر نمی دانسته اید و مغبون شده اید حق فسخ معامله را دارید؛ ولی با توجه به این که پای سند را امضا کرده اید، باید ثابت کنید که نمی دانسته اید و الا از شما پذیرفته نمی شود و هر گاه ثابت شود سهم او، در آن زمان چنین قیمتی داشته و او بی خبر بوده، اسقاط خیارات شامل آن نمی شده، و می تواند معامله را فسخ کند.

شامل شدن اسقاط کافه خیارات بر عیب مخفی

چنانچه در معامله ای اسقاط کافه خیارات از مشتری به عمل آید آیا شامل عیب مخفی نیز می شود؟

آری، شامل می شود.

مسقط خیار بیع

چه نوع تصرفاتی در مبیع و مثمن مسقط خیارات است؟

هر گونه تصرف صاحب خیار در جنس مورد معامله که نشانه رضایت به معامله با بی اعتنایی به استفاده از حق خیار باشد، موجب اسقاط است.

ضمان فروشنده حیوان در صورت تلف

قبل از انقضای مدت خیار

در خيار حيوان اگر در روز دوم تلف شود يا عيبي پيدا كند، ضمان يا عدم ضمان بر عهده ي كيست؟

چنانچه به صورت طبیعی اتفاق بیافتد فروشنده ضامن است.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1401/08/30 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 33