ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هشتاد و چهارم - دی 1401)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هشتاد و چهارم - دی 1401)

null

طلیعه سخن

۱۳ دی ماه مصادف است با سالروز شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی، لذا شایسته است بیش از پیش ابعاد معرفتی و شخصیتی آن سردار شجاع و نیز مفهوم قدرت و ابرقدرتی ایران منبعث از شهادت آن سردار شجاع در منطقه و جهان مورد واکاوی قرار گیرد.

شهادت یوم الله[١] است چرا که مولّفه ای منبعث از حکمت، فطرت و عدالت است و در راستای صلح جهانی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمۀ اطهار (علیهم السلام)[٢] قابل تحلیل و ارزیابی است، در این میان شهادت سردار دلها که به شدت در مسیر سیرو سلوک مردمی حرکت می کرد نشانه هایی عمیق از قدرت و اقتدار را در ابعاد مختلف به ویژه ابعاد نظامی و سیاسی به منصۀ ظهور رساند.

بی جهت نیست که سیاستمداران و صاحبان قدرت در آمریکا با اذعان به کارآمدی ابرقدرتی مکتب شهید سلیمانی در منطقه، جنایت آفرینی کرده و به زعم باطل خود برای از میان برداشتن مولفۀ قدرت ایران اسلامی اقدام نمودند که در عمل از این ترور طرفی نبستند و با ذلت و حقارت از عراق و افغانستان خارج شدند.

آری تجلی ابرقدرتی مکتب شهید سلیمانی آن سیاستمدار بزرگ که بازتولید مبانی حِکمی انقلاب اسلامی و فرزند معرفتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) محسوب می شود در برتری بر قدرت های منطقه ای و نفوذ روز افزون در امت اسلامی و جنبش های آزادی بخش محقق گردید و اینچنین نفوذ مشروع نظام اسلامی  با تلفیق اهرم های نرم افزاری و سخت افزاری جمهوری اسلامی ایران، یعنی ابرقدرتی فکری و معرفتی و عقیدتی توأم با زمان شناسی در مبارزه با جریان های تروریستی تکفیری، مرهون زحمات بی وقفۀ شهید سلیمانی است.

در واقع نشانه های ابرقدرتی ایران منبعث از شهادت سردار دلها به افول و فروپاشی نظام سرمایه داری جهان یعنی آمریکا منجر شد که وقایع خاورمیانه به ویژه فرار حقیرانۀ آمریکا از عراق و افغانستان و تضعیف دیپلماسی آمریکایی در معادلات جهانی هم چون جنگ اوکراین مویّد این مدعاست.

در این میان بی شک آن سردار سجاع سلسله جنبان تحقق اقتدار و امنیت ملی و عزتمندی نظام اسلامی به شمار می آید چرا که با آموزه های دینی به عنوان یک جهان پدیداری خاص، همگان را به خضوع و فروتنی در برابر ایثارگری خود واداشته که این مسألۀ به تنهایی از اقتدار قدرت نظامی ایران در منطقه حکایت دارد.

در تبیین این مسأله باید گفت فراساختار ها همیشه عامل تولید قدرتند؛ لذا کنشگری را در جامعه افزایش داده و ساختار اجتماعی را به شدت تقویت می سازند.

 در این میان شهید سلیمانی نماد برجسته جمع اضداد بود، از یک سو مهربانی ها و محبت های بی حدوحصر سردار دلها نسبت به آحاد مردم از آن رو که خود نه از نخبگان اشراف بلکه از توده های مردم بود و همۀ مردم را به ویژه نوجوانان، جوانان، دختران باحجاب و کم حجاب و و بی حجاب را به شدت جذب می کرد. و از سوی دیگر شجاعت ها و دلاوری ها در میدان نبرد در مبارزه با آمریکا و ایادی اش که شهرۀ عام و خاص بود.

 به راستی فقدان حضور سردار دلها در مدیریت بحران های اجتماعی اخیر و تزریق آرامش به جامعه به شدت احساس می شود چرا که فراساختارها به مثابۀ سیمان اجتماعی[٣] به شمار می آیند که پیوند و استحکام موزاییک های اجتماعی را بر عهده دارند و به راستی پارادایم حاج قاسم اینگونه بود و به شدت تولید قدرت می نمود چرا که نه سوژه محوری، بلکه مردم محوری را سرلوحه همۀ اعمال و رفتار خود قرار می داد.

در این میان خدمات مردمی حاج قاسم از جمله حضور در میان مردم سیل زده خوزستان و دیگر بحران های کشور به خوبی ساختاری مهم در عدالت طلبی و مطالبه گری در رفع محرومیت ها را آشکار می سازد چرا که شهید سلیمانی اهل عمل بود لذا فلسفه ساز بود و زمان ساز و مفهوم ساز و این است رمز تولید قدرت شخصیت های فراساختار.

نکتۀ جالب توجه این است که شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی نیز توأم با برکات بی حدو حصر است؛ از جمله تسریع فروپاشی غرب و اضمحلال شبکه های عنکبوتی غرب گرایی در کشور، در واقع یکی از اهداف ترور سردار دلها از سوی استکبار ایجاد تأخیر در فروپاشی غرب بود لیکن شهادت حاج قاسم قطار سقوط غرب را تسریع بخشید و اینچنین در اقصی نقاط جهان موج عدالت طلبی و بومی گرایی فزونی یافت به نحوی که در چند سال اخیر رشد اجتماعی منبعث از عدالت طلبی با تم سوسیالیستی در کشورهای مختلف غربی شدت یافت و اینچنین خون پاک سردار دلها فلسفه ساز شد.

هم چنین مکتب شهید سلیمانی به علت بهره گیری از فطرت،عدالت، مصلحت و حکمت هویت های مشترک مردم عراق و ایران را به شدت تقویت کرد به نحوی که ارتباطات میان مذهبی در پسا شهادت سردار دلها و ایام اربعین و دیگر مناسبت های مذهبی به شدت تقویت شد و اینچنین دیپلماسی عمومی قدرت و هویت خواهی در منطقه به بار نشست.

در خاتمه باید گفت مردم شاه کلید معرفتی تولید قدرت در مکتب شهید سلیمانی است چرا که آنان بر خلاف مسئولان در همۀ وقایع اجتماعی سردرمدار و کنشگرند و این مولفۀ راهبردی هویت ملی ایرانیان را در بر می گیرد، پیوند ذاتی مردم و مکتب حاج قاسم[٤] یعنی آیندۀ جهان، یعنی تحقق کثرت در وحدت و وحدت در کثرت.

[١]«يَسۡـَٔلُهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ؛تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا میکنند، و او هر روز در شأن و کاری است!»؛ (سورۀ رحمن، آیۀ٢٩).

[٢]«أنَا مَدینَهُ الحِکمَهِ وعَلِیٌّ بابُها...؛ من شهر حکمتم و علی دروازه آن است...»؛ (عوالی اللآلی: ج ۴ ص ۱۲۳ ح ۲۰۶).

[٣]social cement

[٤] رهبر انقلاب: شهید سلیمانی ملیترین و امتیترین شخصیت ایران و دنیای اسلام بود و هست

پیام ها و بیانیه ها

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به مناسبت رحلت
حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد صادق روحانی رحمت الله عليه

بسم الله الرحمن الرحیم
إنا لله وإنا إليه راجعون

ارتحال عالم ربانی و فقیه عالیقدر حضرت آیت الله آقای حاج سید محمد صادق حسینی روحانی رضوان الله علیه موجب تأسف و تأثر فراوان گردید.

این عالم فرزانه سالیان متمادی از عمر شریف خویش را به تعلیم علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام گذارنده و شاگردان و آثار و کتب ارزندهای را به یادگار نهادند.

اینجانب این مصیبت وارده را به ولی الله الاعظم امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف، حوزه های علمیه و به خصوص به بیت معظم و شاگردان و بازماندگان و منسوبین آن فقید سعید تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان علوّ درجات، و برای بازماندگان صبر و اجر خواستارم.

پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)
به چهارمین همایش تجلیل از گسترش دهندگان مذهب تشیع «بیدارگران»
یادمان مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید مجتبی موسوی لاری

بسم الله الرحمن الرحیم
والصلاه علی نبینا محمد وآله الطاهرین

قبل از هر چیز از برگزارکنندگان این همایش تشکر می کنم؛ همایشی که به تجلیل از گسترش دهندگان مذهب حقه تشیع می پردازد.

قال الرضا علیه السلام: «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،» فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»

بر اساس روایتی از امام رضا علیه السلام، آن حضرت برای کسانی که امر اهل بیت علیهم السلام را زنده نگاه دارند درخواست رحمت الهی کرده و در پاسخ سوال کننده از اینکه زنده نگاه داشتن امر شما چگونه است می فرماید: فراگیری علوم ما و آموختن این علوم به مردم، زنده نگاه داشتن امر ماست، زیرا اگر مردم زیبایی ها و محاسن سخنان ما را دریابند همانا از ما پیروی خواهند کرد.

بی تردید نکوداشت و تجلیل از کسانی که در نشر و گسترش مذهب تشیع و احیا و معرفی معارف اهل بیت علیهم السلام فعالیت می کنند نیز مصداق احیای امر اهل بیت علیهم السلام و کاری شایسته و سودمند است. شجره مبارکه عالمان و مروجان مکتب اهل بیت علیهم السلام که در طی قرن ها از عقاید شیعه دفاع کرده و در گسترش معارف و علوم اهل بیت علیهم السلام کوشیده اند، به حق بیدارگران جوامع انسانی نام گرفته اند که با تلاش های ایشان، مردم با کلام اهل بیت علیهم السلام آشنا شده و به آن گرویده اند.

امیدواریم همایش مذکور که به همین هدف برپا شده است در رسیدن به اهداف خویش مشمول توفیق الهی گردد.

مرحوم حجت الاسلام والسلمین سید مجتبی موسوی لاری شیرازی که عالمی متواضع و بی اعتنا به شهرت بود از فعالین پرتلاش این عرصه به شمار می آمد و به وظیفه خویش در قبال ترویج و ابلاغ پیام مکتب اهل بیت علیهم السلام در داخل و خارج کشور با تألیف و ترجمه و ارسال کتاب های سودمند، اهتمام داشت.

خداوند درجات این روحانی خدوم را متعالی و به همه تلاشگران در این عرصه خصوصا برگزارکنندگان این همایش توفیق عنایت فرماید.

پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته
به همایش مسئولیت اجرای قانون اساسی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاة علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

در آغاز سخن از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در همایش «مسئولیت اجرای قانون اساسی» تشکر مینمایم و امیدوارم إن شاء الله این همایش به اهداف مورد نظر دست یافته و گامهایی سودمند در راستای اجرای هر چه بهتر قانون اساسی در جامعه اسلامی و پیشرفت کشور بردارد.

بیتردید تجربه تدوین قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تجربهای ارزشمند بود. قانونی که بنیان آن شریعت نورانی اسلام و برخوردار از حمایت مردم از همه اقوام، مذاهب و سلائق بود و با توجه به جوانب مختلف و در راستای تبیین و تقنین وظایف و حقوق حکومت و مردم تدوین گردید.

مشارکت نخبگان در تدوین، دقت و تعمق در مواد قانونی، رعایت دو اصل مهم جمهوریت و اسلامیت و ... همگی از ویژگیهای قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده که آن را ماندگار و پابرجا کرده است.

بدیهی است که تدوین قانون، بخشی از راهی است که باید پیموده میشد اما مهمتر از آن التزام به قانون و تعهد به رعایت آن و پرهیز از قانون گریزی و قانون شکنی است. زیرا هر قدر قانون مترقی بوده اما التزامی به اجرای آن نباشد، منشا اصلاح مشکلات و کاستی های یک جامعه نخواهد بود.

به نظر می رسد در این باره توجه به چند نکته شایسته است:

١. دستگاه قانون گذاری کشور تجربیات آن ایام را مورد توجه قرار داده و در تصویب قوانین نهایت دقت و موشکافی را به کار بندد و با شناخت کامل از جوانب یک موضوع درباره آن قانونی تصویب نماید. تحلیل درست، سودمندی قوانین در زندگی مردم و تسهیل امور می باید همواره در انشاء و تصویب قوانین مورد توجه باشد.

٢. وظیفه اصلی قانون ایجاد نظم و هماهنگی در جامعه و پرهیز از تشتت و سلیقه گرایی است. قانونی که واقعگرا نباشد زمینه ساز تخلف و سرپیچی را فراهم میسازد. آشنایی با مشکلات مردم، شناخت کاستیهای قوانین در حال اجرا و موانع موجود در اجرای قانون و مانند آن، عوامل موثر در تدوین قوانین سودمند است.

٣. قوانین جامع و صریح راه را بر تخلفات شِبه قانونی می بندد و اجازه دورزدن قانون با استفاده از خلأهای قانونی را، سلب می کند که این با همفکری مجریان و قانونگزاران ممکن است.

٤. مجریان قانون أولا بر اجرای آن مصمم باشند حتی اگر آن را ناقص می دانند چراکه آسیبها و خطرات بی قانونی بسیار بیشتر از قانون ناقص است و ثانیاً همه مواد قانون را اجرا کنند. توجه به بخشی از قانون و غفلت یا تغافل از بخشی دیگر، سزاوار نیست.

٥. روشنگری و اقناع اذهان عمومی در مراحل تدوین و تصویب و اجرای قانون و بیان آثار و منافع قوانین و زوایای مختلف آن برای مردم سبب جلب افکار و آراء خواص و عموم مردم شده و بستر مناسبی را برای اجرای آن در جامعه فراهم کرده و مردم اثر مثبت آن را در جامعه احساس می کنند.

این جانب برای همه خدمت گزاران نظام اسلامی و هم چنین مردم عزیز ایران و همه کسانی که دل درگرو این سرزمین مقدس دارند از درگاه خداوند متعال، آروزی موفقیت و سعادت داشته و امیدوارم با همکاری و همفکری میان همه بخش های کشور، شاهد پیشرفت و بالندگی در زمینه قوانین و اجرای آن در کشور و تحقق جامعه دیندار همراه با عدالت و رفاه باشیم.

گزارش تصویری

دیدار آیت الله علی کریمی جهرمی با آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

دیدار فرزندان و اعضای بیت مرحوم آیت الله مصباح یزدی رحمه الله با آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

مجلس سوگواری شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها

تصویرسازی

یادداشت

١
درآمدی بر سیره ی اجتماعی حضرت زینب سلام الله علیها
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
(دام ظله)

مطابق بعضی از روایات امروز مطابق با میلاد با سعادت عقیله ی بنی هاشم زینب کبری سلام الله علیها است؛ همان بانوی بزرگواری که در پيشرفت اسلام، بزرگترين فداكارى را به خرج داده و با ايمانى محكم و تفكرى عالى هنگامى كه ضرورتهاى سياسى و اجتماعى ايجاب می کرد توانست، با حفظ جهات عفّت، وارد صحنه ها ی اجتماعی شود.

قابل توجّه اين است كه رویکردهای اجتماعی آن حضرت به ویژه در واقعه ی کربلا ورای از آثار عاطفى، روانى و اخلاقى، بسیار قابل ملاحظه است که باید مورد بررسی قرار گیرد.

زینب کبری سلام الله علیها؛ بهترین الگوی مشارکت اجتماعی و بیداری اسلامی

همواره در ميان دانشمندان بر سر اين موضوع جرّ و بحث وجود داشته كه آيا زن و مرد واقعا از نظر آفرينش و جنبه هاى حقوقى يكسانند يا متفاوتند و غالباً عقيده بر اين بوده كه از نظر ساختمان جسمانى و جنبه هاى عاطفى و عقلانى تفاوتهايى در ميان آنها وجود دارد. بى آنكه اين تفاوتها از شخصيّت زن بكاهد و يا بر شخصيّت مرد بيفزايد، ولى بى شك اين تفاوت مى تواند سبب تفاوت مسئوليت هاى آنها در اجتماع شود.

از نظر اجتماعى، بسيارى معتقد به مردسالارى بودند كه اين تفكّر افراطى سبب شده گروهى راه مخالف آن را در پيش گيرند و معتقد به زن سالارى شوند. جمعى نيز اين هر دو روش را نفى كرده و روش منطقى انسان سالارى را برگزيده اند.

آنچه از منابع اسلامى و منطق عقل، در اين زمينه استفاده مى شود اين است كه شخصيّت انسان داراى بُعد انسانى و الهى است و عمده ترين ارزش هاى انسانى در آن مطرح است، فرقى ميان مرد و زن نيست، هر دو در پيشگاه خدا يكسانند و هر دو مى توانند راه قرب الى اللّه را تا بى نهايت ادامه دهند و به تعبير ديگر، راه تكامل براى هر دو به طور يكسان گشوده است.

با توجه به اختلاف دامنه دارى كه بين نيروهاى جسمى و روحى زن و مرد وجود دارد، جنس زن براى انجام وظايفى متفاوت با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتى دارد، لذا سهم بيشترى از عواطف و احساسات به زن داده است، در حالى كه وظايف خشن و سنگين تر اجتماعى بر عهده جنس مرد گذارده شده است به هر حال اين مانع از آن نخواهد بود كه زنان در اجتماع ، كارها و وظايفى را كه با ساختمان جسم و جان آنها مى سازد، عهده دار شوند، و در كنار انجام وظيفه مادرى، وظايف حساس ديگرى را نيز انجام دهند. خلاصه آنكه زن در اسلام يك ركن اساسى اجتماع به شمار مى رود.

لذا وقتی زینب کبری سلام الله علیها احساس کرد اساس دين و اسلام و قرآن در خطر افتاده است، و عدم واكنش در برابر فساد اموی، نظم كلّى جامعه را به هم مى ریزد و براى كلّ اجتماع خطر دارد لذا رسالت خود را در امتداد قيام امام حسين عليه السلام در عاشورا و كربلا و در صحنه اجتماع به نحو احسن به منصه ی ظهور رساند.

به عنوان نمونه در كلام حضرت زينب عليها السلام آمده است در آن هنگام كه حضرت زينب سلام الله علیها به درازه كوفه رسيد در یک سخنرانى آتشين مردم را مورد خطاب قرار داده، فرمود: «انَّما مَثَلُكمْ كَمَثَلِ الَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ...؛ مَثَل شما مردم بى وفا و پيمان شكن كوفه، مثل آن زن احمق و أبله و نادانى است كه ريسمان تابيده محكم خود را از هم گسيخته مى سازد». كسانى كه با ادبيّات عرب آشنا هستند، درمى يابند كه اين خطبه چقدر ارزشمند است. به عقيده ما حضرت زينب عليها السلام از بازار آشفته كوفه دست گشود و پايه هاى تخت و تاج حكومت يزيد را در شام به لرزه درآورد و مقدّمه سرنگونى بنى اميّه و انقلاب ها و شورش هاى بعدى را فراهم كرد.

لذا خطبه هاى افشاگرانه حضرت زينب سلام الله علیها در کوفه و شام بيدارى اسلامی را رقم زد و جوّ اجتماعى کوفه و شام بر اثر بيدارى و آگاهى مردم به سبب خطبه هاى كوبنده زينب كبرى سلام الله علیها چنان ملتهب شده بود كه هر لحظه ممكن بود به يك شورش عمومى بر ضدّ یزید منتهى شود.

فرانقش هدايتگری و سيرهی اجتماعی حضرت زینب سلام الله علیها

زندگى اجتماعى انسان نه در مرحله قانون گذارى، و نه در مرحله ضمانت اجرا، و نه تأمين عدالت اجتماعى بدون هدايت جهان غيب و ذات پاك الهى ممكن نيست، در حقيقت انبياء و پيامبران حلقه اتصال جهان انسانيت با «عالم غيب اند».

لذا گويا تلاش هاى همه انبياى گذشته مقدّمه اى بود براى ظهور پيامبر خاتم و سپردن پرچم هدايت بشرى به دست آن حضرت تا دامنه قيامت. مى دانيم اين آيين كه خاتم اديان الهى بود، در عصر حكومت معاويه و يزيد مورد تهديد قرار گرفت، به ويژه در سلطنت يزيد؛ و بيم آن مى رفت كه ثمرات تلاش هاى انبيا و به ويژه پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم به فراموشى سپرده شود. در چنين شرايطى شهادت امام حسين عليه السلام به احياى آيين خدا کمک كرد و درخت توحيد و نبوّت را طراوت و سرسبزى تازه اى بخشيد.

در این میان حضرت زینب سلام الله علیها در پی آن بود تا همگان از اهداف عالى و ارزشمند قيام امام حسين عليه السلام آگاه شوند به ویژه آنکه آگاهى بخشی از طریق هدايت بهترين روش در ارتقای حیات اجتماعى است.

لذا لحن گيراى حضرت زینب سلام الله عليها که سخنانش تا اعماق جان و روح انسان نفوذ مى كند بيانگر اين واقعيت است كه او سخنورى بليغ، و خطيبى نستوه بود، البته زينب سلام الله عليها اين ارث را از پدر و مادر هر دو در اختيار گرفته بود كه با خطابه آتشينش در بازار كوفه و مجلس يزيد، لرزه بر اندام جنايتكاران بنى اميّه افكند و پايه هاى كاخ حكومت غاصبانه آنها را متزلزل ساخت و بذرهاى انقلاب را بر ضد اين حكومت جبار و جائر در قلوب مردم كوفه و شام پاشيد. و پيام خونين كربلا را به گوش مردم رساند.

آری سیره ی اجتماعی حضرت زینب کبری سلام الله علیها نشان می دهد ایشان هدفى را دنبال مى كند و آن هدف نیز احیاء اسلام و هدايت مردم و توسعه در بينش آنها بود.

گستره امر به معروف و نهی از منکر در سیره ی اجتماعی حضرت زینب سلام الله علیها

«امر به معروف و نهى از منكر» سياست عالى اجتماعى است؛ اين دو فريضه، ضامن گسترش ايمان و اجراى همه قوانين فردى و اجتماعى مى باشد و ضامن اجرا عملا بر خود قانون مقدم است.

تأثير دو وظيفه الهى «امر به معروف» و «نهى از منكر» در تأمين عدالت اجتماعى و اجراى قوانين و مبارزه با منكرات و كم شدن جنايات و زندانيان و كمك به پيشرفت فرهنگ اجتماعى غير قابل انكار است؛ و تجربه نشان داده است جامعه اى كه اين دو وظيفه را به طور صريح و آگاهانه انجام دهد بسيار پاك و در امن و امان خواهد بود، و اگرآنها كه اين دو را به فراموشى بسپرند و در برابر تخلّفات و نابسامانى ها و گناهان بى تفاوت بمانند، گرفتار عواقب شومى مى شوند، و فساد حتّى به داخل خانه و كاشانه آنها كشيده مى شود، و در چنين اجتماعى هيچ كس در امنيّت نخواهد بود.

مقصود از امر به معروف و نهى از منكر كه دو ركن بزرگ اجتماعى اسلام به شمار مى روند، همان دعوت و راهنمايى افراد به كارهاى نيك و سودمند و بازداشتن آنان از كارهاى زشت و مبارزه با انواع انحراف هاى اجتماعى و اخلاقى است.

اینگونه است که امام حسين عليه السلام نه تنها با سخنانش به افشاى جنايات بنى اميّه پرداخت كه با شمشير بر ضدّ آنان به مبارزه برخاست و تا پاى جان ايستادگى كرد و اين حركت خويش را «امر به معروف و نهى از منكر و اصلاح امور جامعه» ناميد و در بيان و سخنان خويش، به طور مكرّر از اين فريضه بزرگ ياد كرد، و با صراحت، يكى از انگيزه هاى حركتش را احياى همين امر مهم شمرد.

بر این اساس گستره ی امر به معروف و نهى از منكر در سیره ی اجتماعی حضرت زینب سلام الله علیها چشمگیر است به عنوان نمونه خطبه های حضرت زينب سلام الله عليها مصداق بارز امر به معروف و نهى از منكر است. لذا آن حضرت در شهر شام با شجاعت و شدّت کامل به یزید اعتراض کرد و فرمود: آيا اين از عدالت است كه تو زنان و كنيزان خود را پشت پرده ها بنشانى، ولى دختران رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم را اسير كرده و به اين و آن سو بكشانى و در حالى كه پرده حرمت آنان را دريده و چهره هاى آنان را در معرض ديد مردم قرار داده اى، آنها را توسط دشمنان در شهرهاى مختلف بگردانى، تا مردم هر كوى و برزن به تماشاى آنان بنشينند وافراد دور و نزديك و پست و شريف به چهره هايشان چشم بدوزند، با آنكه همراه آنان مردان و حمايت گرانشان نبودند.

بی تردید سیره ی اجتماعی زینب کبری سلام الله علیها در اهتمام به آن فریضه ی بزرگ نشان می دهد امر به معروف و نهی از منکر در حقيقت ضامن اجراى بقيّه وظايف فردى و اجتماعى است و در حقيقت در حكم روح و جان آنهاست و با تعطيل آنها تمام احكام و اصول اخلاقى ارزش خود را از دست خواهد داد.،

عدالت خواهی و ظلم ستیزی؛ دو شاخصه بارز در سیره اجتماعی حضرت زینب سلام الله علیها

بدیهی است جامعه در سايه عدالت، شكوفا و فعال و مترقى مى شود. لذا زمانى پايه هاى عدالت در جامعه محكم مى شود كه سنن الهى كه ضامن خير و سعادت انسان هاست زنده شود و بدعت هايى كه مردم را به فساد و تباهى و ظلم و تبعيض مى كشاند متروک شود. حکومتی که عكس اين كار را انجام دهد، به طور طبيعى غرق ظلم و فساد و تباهى خواهد شد و بدترين خلق خداست؛ چرا كه نه تنها خود را تيره بخت مى كند، بلكه جامعه اى را به بدبختى و تيره روزى مى كشاند.

از سوی دیگر ظلم نیز به انواع تاريكى هايى اطلاق می شود كه در صحنه اجتماع ظاهر مى گردد.

در این بین يزيد در ظلم و جنايات آن قدر پيشرفت كرد كه مسعودى مورخ معروف درباره اش گفته: «سيره يزيد، همان روش فرعون بود؛ بلكه بايد گفت فرعون در ميان مردم، بيش از يزيد به عدالت رفتار مى كرد».

لذا امام حسين عليه السلام در نامه اى به مردم كوفه، يكى از اهدافش را جلوگيرى از ظلم و ستم ظالمان و اجراى عدالت بيان مى كند و مى فرمايد:« بى شک مى دانيد كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در زمان حياتش فرمود: هر كس حاكم ظالمى را مشاهده كند كه (در اثر ظلم و جور) محرّمات الهى را حلال شمرده، و عهد و پيمان هاى الهى را شكسته، و با سنّت و سيره رسول خدا مخالفت كرده، و در ميان بندگان خدا با گناه و دشمنى عمل مى كند، و در مقابل چنين حاكم ستمگرى هيچ گونه عكس العمل گفتارى يا رفتارى از خود بروز ندهد، خداوند چنين انسانى را در جايگاه همان ظالم ستمگر داخل مى كند (و سرنوشت هر دو يكى است!)».،

حضرت زینب سلام الله علیها نیز به زیرکی به این نکته اشاره دارند؛ آن­گاه که فرمودند: «وَسَيَعْلَمُ مَنْ سَوّى لَكَ وَ مَكَّنَكَ مِنْ رِقابِ المُسْلِمِينَ، بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا، وَأَيُّكُمْ شَرٌّ مَكاناً، وَأَضْعَفُ جُنْداً؛ به زودى آن كس كه حكومت را براى تو هموار ساخت و تو را بر گرده مسلمين سوار كرد، خواهد دانست كه چه كيفر بدى نصيب ظالمان خواهد شد و خواهد فهميد كه جايگاه چه كسى بد است و لشكر چه كسى ضعيف تر و ناتوان تر است».

شکی نیست که زينب کبری سلام الله علیها برای اجراى حق و عدالت از هیچ تلاشی فروگذار نکرد؛ به عنوان نمونه آن بانوى شجاع اسلام با چند جمله كوبنده، به حضور يزيد در محكمه عدل الهى در قيامت اشاره مى كند، در آن دادگاهى كه قاضى آن خداست و خصم او پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم و شاهدانش فرشتگان خدا هستند و پايان چنين دادگاهى روشن است.

سخن آخر: (زينب کبری سلام الله علیها؛ الگوی حيات اجتماعی زنان)

در خاتمه باید گفت بی تردید عظمت مقام، ویژه مردان بزرگ نیست بلکه زنان بزرگى هم بوده اند که تاریخشان نشانه عظمتشان، الگو و اسوه اى براى زنان جهان بوده اند. در واقع زنان نمونه جهان هم چون مردان نمونه، مقیاس سنجش اعمال انسان ها هستند و هر کس به آن اندازه که به آنها شباهت دارد، وزن دارد. و آنها که از ایشان بیگانه اند، کم وزن یا بى وزن اند.

در این میان همگان به ویژه بانوان در جامعه ی اسلامی باید از حضرت زینب سلام الله علیها که با  تحمل و بردباری در کربل و با ایمانى محکم و تفکرى عالى، نقش آفرینی در حیات اجتماعی  اسلام را به منصه ی ظهور رساند الگو گرفته و آن حضرت را  سرمشق و اسوه خود قرار دهند.

یادداشت

٢
عقلانیت در سیره ی فاطمی
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)

از مسائلی که در هر زمان و علی الخصوص در زمان کنونی باید بر آن تکیه کرد مسأله ی عقلانیت در اسلام است. اهمیت این مسأله وقتی آشکار می شود که بدانیم بسیاری از ادیان توحیدی، از عقلانیت فاصله گرفته اند. لذا وقتی به مسیحیت می گوییم تثلیث با توحید نمی سازد می گوید: این کار عقل نیست و می گویند مذهب عقلانی نیست بلکه کار دل است.

 همچنین وقتی به متصوفه می گوییم که وحدت وجود صحیح نیست و اگر چنین باشد دیگر خالق و مخلوق و رازق و مرزوقی نیست و لازمه ی آن این است که خداوند در روز قیامت خودش را عقاب کند و خودش را در بهشت ببرد، آنها در جواب می گویند: این مسأله کار عشق است نه عقل.

متأسفانه جمعی از مسلمین هم به سبب دور ماندن از مکتب اهل بیت علیهم السلام معتقد به جبر شده اند. وقتی می گوییم این کار با عدالت خداوند سازگار نیست زیرا من مجبورم گناه کنم و بعد خدا هم مرا عذاب می کند. آنها در جواب می گویند: مذهب با عقل جدا است.

و یا اشاعره می گویند: احکام تابع مصالح و مفاسد نیست و توجه ندارند که در این صورت ترجیح بلا مرجح می شود زیرا چرا این واجب شده است و آن حرام؟

این گونه انحرافات فکری و عقیدتی در حالی است که  معارف ناب شیعی به برکت اهل بیت علیهم السلام بر  محور عقلانیت استوار است. و از آنجا که قریب به هفتاد آیه مربوط به عقل می باشد، لذا در کتب حدیثی شیعه نیز احادیث عقل و جهل مطرح شده است و احادیث بسیاری در این زمینه وارد شده است.

بی شک امروزه چیزی که به انسان جاذبیت می دهد مسأله ی پیروی از عقل است. به ویژه آنکه دین بر اساس عقلانیت است و اگر عقلانیت از دین جدا شود، دین جزء خرافات می شود. اینگونه است که پیروان اهل بیت علیهم السلام پیرو عقل هستند.

لذا از ابن عباس نقل شده است كه منظور از آيه «فَاسْئَلُوا اهْلَ الذِّكْرِ؛ از آگاهان بپرسید... هُوَ مُحَمَدٌ و عَلى وَ فاطِمَةُ وَالحَسَنُ و الحُسَيْنُ عليهم السلام هُمْ، اهْلُ الذِكْرِ وَ الْعِلْمِ وَالْعَقْلِ وَالبَيانِ، وَ هُمْ اهْلُ بَيْتِ النُبُوَّةِ ... آنها محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهما السلام اند آنها اهل ذكر و علم و عقل و بيانند و آنها اهل بيت نبوت اند.»،

از این رو بزرگترین سرمایه ای که به تشیع قدرت و قوت می دهد تا در برابر هجمه ها و موانع بایستد عقلانیت شیعه است؛ بنابراین با طرح منطق عقلانی شیعه به ویژه سیره ی عقلانی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در برابر انحرافات، می توانیم به اصول و مبانی دفاع عقلانی آن حضرت از دین رهنمون شویم و از سوی دیگر همگان را به سوی آن آموزه های بی بدیل جذب کنیم.

توحید گرایی و نفی باطل؛ تبلور عقلانیت فاطمی

بدیهی است توحيد پايه اصلى دين است و در همه چيز نقش اساسى دارد؛ خداوند يكى است، دعوت انبياء به سوى یک چيز بوده است، در روز رستاخيز همه انسان ها در یک روز مبعوث مى شوند، كعبه و قبله همه مسلمانان یک نقطه است، قرآنِ تمام مسلمانان يكى است؛ خلاصه اين كه، توحيد اصل اساسى است كه در تمام اصول و فروع دين ما جريان دارد. بدين جهت، توحيد تنها یک اصل از اصول دين نيست، بلكه در تمام اصول و فروع دين جريان دارد. توحيد همچون نخ تسبيح است كه تمام دانه هاى تسبيح را به هم متّصل مى كند، به گونه اى كه اگر توحيد نباشد دين تحقّق نمى يابد.همان گونه كه اگر نخ نباشد تسبيح شكل نمى گيرد.

از سوی دیگر اسلام نه تنها پايه مسائل فكرى و عقيده اى را بر اساس «توحيد و وحدت» گذارده، بلكه در مسائل اجتماعى و سياسى و اقتصادى نيز اصل «توحيد و وحدت» زير بناى اجتماع اسلامى را تشكيل مى دهد.

اینچنین است که خطبه تاريخى بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام هنگامی كه مى ديد تجاوز آشكار، توأم با ناديده گرفتن بسيارى از احكام اسلام، جامعه اسلامى را گرفتار يك انحراف شديد از تعاليم اسلام و سنّت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم و گرايش به برنامه هاى جاهلى مى كند، و از سوى ديگر مقدمه اى است براى خانه نشين كردن اميرمؤمنان على عليه السلام، لذا با بیان پيچيده ترين مسائل مربوط به «توحيد» تحليلی فشرده و عميق پيرامون مسأله توحيد و صفات پروردگار و اسماى حسنى و هدف آفرينش بیان نمود.

بیان این مسأله که روح توحيد همان اخلاص است، و پاک كردن روح از غير خدا، و دل دادن در گرو محبّت او و سر نهادن بر فرمانش، و خلاصه هر چه در مخالفت با اوست بدست فراموشى سپردن و هر چه غير اوست به طاق نسيان زدن!، هم چنین تبیین این امر که در حقيقت، توحيد در سرشت آدميان از آغاز نهفته است، و اين نور الهى در اعماق جان همه انسان ها مى درخشد، و هر كس در باطن خويش فرياد «الله اكبر» را مى شنود به هنگام وزش طوفان هاى سخت زندگى و پاره شدن پرده هاى غفلت و بى خبرى از هر زمان آشكارتر مى درخشد، و هر كس را بى اختيار به سوى خود جذب مى كند و «لا اله الا هو» مى گويد.

هم چنین آن حضرت در فرازی می فرماید:«وَ اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شريكَ لَهُ، كَلِمَةً جَعَلَ الْاخْلاصَ تَأْويلَها؛ من شهادت مى دهم كه معبودى جز خداوند يكتا نيست؛ بى مثال است؛ و شریک و مانند ندارد. اين سخنى است كه روح آن اخلاص است»

از تأويل توحيد به اخلاص در تعالیم آن حضرت می توان دریافت مسأله امامت در كلمه توحيد درج است چرا كه توحيد شاخه هايى دارد كه يكى از شاخه هايش توحيد در حاكميت و ولايت و رهبرى است، و مى دانيم امامان ولايت و رهبرى خود را از سوى خدا مى گيرند، نه اينكه از خود استقلالى داشته باشند.

آن حضرت به این مسأله اشاره می کند که آنچه پيامبر صلّى الله عليه وآله بعد از خود در ميان امت به يادگار گذارده، كتاب الله ناطق، و قرآن صادق، و نور آشكار و روشنايى پر فروغ است.

همان فرشته نجاتى كه با منطق فصيحش دلايل توحيد را آشكار ساخته، و مبانى عقيدتى را با براهين روشنش استحكام بخشيده و برنامه هاى عملى را كه در مسير تكامل انسانيّت مورد نياز اوست تبيين كرده و «مُجاز» را از «ممنوع»، «نيك» را از «بد»، و «حق» را از «باطل» مشخص نموده است.

لذا عقلانیت توحیدی آن حضرت نشان می دهد حقيقت فطرت توحيد نمى تواند از بقيه اصول اعتقادى جدا باشد، چرا كه چنين خداوند حكيمى بندگان را عبث نيافريده، مسلّماً تكاليف و برنامه هايى براى تكامل آنها قرار داده كه بايد به وسيله رسولانش ابلاغ گردد، و به وسيله جانشينان آن رسول حفظ شود، و از طريق ولايت و تأسيس حكومت الهى اجرا گردد، و نتائج آن در جهان ديگر ظاهر شود.

عدالت طلبی در سیره ی فاطمی؛ شکوه عقلانیت دینی

بی تردید فروع دين همواره پرتوى از اصول دين است، لذا پرتو عدالت پروردگار در جامعه بشرى فوق العاده مؤثّر است، و مهم ترين پايه جامعه انسانى را عدالت اجتماعى تشكيل مى دهد، انتخاب اصل عدالت به عنوان یک اصل از اصول دين، رمزى است به احياى عدل در جوامع بشرى و مبارزه با هر گونه ظلم و ستم.

از این رو عدالت طلبی از بديهى ترين اصول اخلاقى اجتماعى است که بدون وفاى به عهد و پيمان در جوامع انسانى پياده نمى شود، در این میان پيمان شكنان در صف ظالمان و جبارانند و هر انسانى با فطرت خدادادی خويش چنين افرادى را ملامت و سرزنش و تحقير مى كند و اين نشان مى دهد كه لزوم وفاى به عهد يك امر فطرى است.

گفتنی است عدالت به معنای «قرار گرفتن هر چيز در جاى خويش» است، اين معنى از عدالت در تمام عالم آفرينش، در منظومه ها، در درون اتم، در ساختمان وجود انسان، و همه گياهان و جانداران حكمفرماست.

معنى ديگر عدالت «مراعات حقوق افراد» است، و نقطه مقابل آن «ظلم» يعنى حق ديگرى را گرفتن و به خود اختصاص دادن، يا حق كسى را گرفتن و به ديگرى دادن، يا تبعيض قائل شدن، به اين ترتيب كه به بعضى حقوقشان را بدهند و به بعضى ندهند.

نقطه مقابل عدالت ظلم قرار دارد که شخص يا كار يا چيزى را در موقعيتى كه شايسته آن نيست قرار دهند.

در این میان بانوى اسلام فاطمه زهرا سلام الله علیها براى پيشرفت اسلام و اجراى حق و عدالت بزرگترين فداكارى را به منصۀ ظهور رساند و با ايمانى محكم و تفكرى عالى در راستای عدالت طلبی تلاش نمود.

به ویژه آنکه بدانیم این رویکرد حضرت فاطمه سلام الله علیها در حالی اتحاذ شد که گردهمايى سقيفه هيچ گونه مشروعيّتى نداشت: نه مشروعيت دينى و نه مشروعيت نظام هاى معمول سياسى دنيا، زیرا معيار، انتخاب اصلح نبود؛ لذا مطلقا سخنى از وصاياى پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در امر خلافت به ميان نيامد با اينكه همه مى دانستند پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم طبق روايت معروف، فرموده بود: «إنّي تارك فيكم الثّقلين: كتاب اللّه و عترتي، ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدي أبدا؛ من دو چيز گرانمايه را در ميان شما به يادگار مى گذارم كه اگر به آنها چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و خاندانم را».

پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نه يك بار، بلكه چندين بار و در موارد مختلف آن را بيان كرد و فرمود، قبل از هر چيز به سراغ قرآن و اهلبيت عليهم السّلام بروند و تمايلات خويش را بر سرنوشت مسلمانان حاكم نكنند؟ هم چنین حديث شريف «غدير» كه به طور متواتر از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نقل شده، هشدارى جدی به صاحبان حکومت شورایی بود.

از آنجا که عدل الهى بدون اتمام حجّت كافى، پياده نمى شود، به همين دليل، خداوند از طريق رسول ظاهر، كه سلسله انبيا و اوليا هستند و رسول باطن، كه عقل و خرد آدمى است حقّ و باطل را تبيين فرموده تا هيچ كس به عذر جهل و نادانى- براى تبرئه خويش در برابر خلاف كارى ها متوسّل نشود.

از این جهت آن حضرت در خطبه ی فدکیه در بيان فلسفه احكام ضمن عبارات كوتاهى بر ضرورت تحقق عدالت تأکید کرده و می فرماید: عدالت اجتماعى موج كينه ها را از دل مى شويد، و به نابسامانى ها، سامان مى بخشد. هم چنین خداوند از طريق قبول رهبرى پيشوايان معصوم، به مسلمانان نظام اجتماعى سالم مى دهد و در خط توليد، و دور از هر گونه نفاق و پراكندگى، به حركت در مى آورد.

از سوی دیگر بانوى اسلام عليها السلام بار ديگر به مسأله مسئوليت مسلمانان در برابر اسلام و قرآن، ضرورت اهتمام عدالت فردی را به غاصب خلافت امیر المؤمنین علی علیه السلام گوشزد می کند، و آنها را به تقوا دعوت مى كند؛ مخصوصاً روى مسأله عاقبت و پايان كار تكيه كرده، و بر اين اصل اصرار می ورزد كه: مراقب باشيد و كارى كنيد كه مسلمان از دنيا برويد! قلب و جان خود را به نور علم و دانش روشن سازيد كه فقط آگاهان احساس مسئوليت مى كنند و از خدا مى ترسند و در خط تقوا گام بر مى دارند.

زندگی محوری در سایه ی دفاع از حریم ولایت و امامت

همه مفسران شيعه در اين زمينه اتفاق نظر دارند كه رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شؤون زندگى از طرف خداوند و پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به امامان معصوم علیهم السلام سپرده شده است، و غير آنها را شامل نمى شود. و البته كسانى كه از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده بگيرند، با شروط معينى اطاعت آنها لازم است نه به خاطر اين كه اولى الامرند، بلكه به خاطر اين كه نمايندگان اولى الامر مى باشند.

لذا ولايتپذیری و ارتباط با ائمه علیهم السلام تنها از طريق ايمان خالص به خداوند و پيروى از مكتب آنها است و به اين طريق ثابت مى شود كه پيوند واقعى پيوند مكتبى است چه كسانى كه در زمان آن انوار الهی زندگى داشته و پيروى كردند و چه كسانى كه بعد از حیات ظاهری امامان معصومین علیهم السلام به مكتب و برنامه های اهل بیت علیهم السلام وفادارى نشان دادند. تا از طریق پیوند با ولايت، اعمال انسانها از مسير صحيح هدايت گردد و همانند مريضى باشد كه زير نظر طبيب آگاه معالجه مى شود.

داستان غم انگيز فدک که تاريخ اسلام را در برگرفته، به خوبى نشان مى دهد كه توطئه بزرگى براى كنار زدن اهل بيت پيامبر صلوات الله علیهم اجمعین از متن حكومت و خلافت اسلامى و ناديده گرفتن مقام ولايت و امامت در جريان بود، توطئه اى حساب شده و در تمام ابعاد. لذا دغدغه اصلی حضرت زهرا سلام الله علیها دفاع از ولایت بود؛ سیره ی اجتماعی آن حضرت در دفاع از حریم ولایت نیز موید این مدعاست، که اگر مسلمانان خواهان هدايت هستند، بايد به ولایت حضرت على علیه السلام تمسک جویند.

در این بین اخلاق على، رفتار على، گفتار على، خطبه هاى پرسوز و گداز على علیه السلام، نامه هاى مشحون از معارف بلند على، كلمات قصار سراسر حكمت آميز على، تاريخ زندگانى سراسر عبرت آموز على، آداب معاشرت پرجاذبه على، مديريّت قوى و نيرومند على، نحوه برخورد مهربانانه و خوب على با افراد و اقوام و شخصيّتهاى داخلى و خارجى، ارشاد و هدايت پرسوز و گداز على و بويژه زندگى ساده على بايد الگو و اسوه همه مسلمانان باشد.

رویکرد علانی آن حضرت در دفاع از ولایت و امامت نشان داد كه زنان و مردان دوش به دوش يكديگر در سایه ی ولایت علوی در مسير زندگى به سوى خدا، و به سوى ارزش هاى انسانى گام بر مى دارند، در صورتى كه از شرايط يكسانى در اين مسير برخوردارند.

دفاع از دین؛ شکوه عقلانیت در فقه فاطمی

انبيا و اولياى الهى در طول تاريخ براى پيشبرد اهداف مقدّس خويش، درصدد تشكيل حكومت برآمدند؛ چرا كه بدون شك با تشكيل حكومت، بهتر مى توان مردم را به سوى ارزش هاى معنوى و انسانى سوق داد و در راه بسط عدالت اجتماعى كوشيد و فرامين الهى را به صورت ضابطه مند اجرا كرد و به برقرارى عدل و دفع ظلم و شرك و بيدادگرى كمك نمود.

همچنين بسيارى از احكام الهى است كه بدون تشكيل حكومت نمى توان آنها را اجرا كرد و يا -لا اقل- به طور مطلوب تحقّق نمى يابد.

از اين رو، پيامبران پيشين تا آنجا كه شرايط اجازه مى داد، درصدد تشكيل حكومت دينى بودند و پيامبر بزرگ اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم نيز در نخستين فرصت، اقدام به تشكيل حكومت اسلامى در مدينه كرد و خود شخصاً رهبرى اين حكومت را به عهده گرفت.

آن حضرت براى ادامه خطّ حاكميّت صالحان به فرمان الهى در روز عيد غدير خم، على عليه السلام را به جانشينى خود و امامت مردم پس از خويش منصوب كرد. از اين رو، در روايات ما، از ولايت و رهبرى، به عظمت ياد شده است، از جمله در روايت معروف امام باقر عليه السلام مى خوانيم: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْياءَ: عَلَى الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَالْوِلايَةِ؛ اسلام بر پنج اصل اساسى بنيان نهاده شده است: بر نماز، زكات، حج، روزه و ولايت».

آنگاه در پاسخ به اين سؤال كه از اين پنج اصل كدام یک برتر است، مى فرمايد: «أَلْوِلايَةُ أَفْضَلُ، لِأَنَّها مِفْتاحُهُنَّ، وَ الْوالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَ؛ ولايت از همه چيز برتر است؛ چرا كه ولايت (و تشكيل حكومت اسلامى) كليد بقيّه است و والى (امام) راهنماى مردم نسبت به آن چهار امر مهم مى باشد».،

متأسّفانه پس از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم رهبرى امّت اسلامى در جايگاه اصلى خويش قرار نگرفت و اميرمؤمنان على عليه السلام را از خلافت دور نگه داشتند؛ لذا حضرت فاطمه سلام الله علیها اساس دين و اسلام و قرآن را در خطر دید؛ از این رو دفاع همه جانبه ی حضرت فاطمه سلام الله علیها از حریم ولایت درست در راستاى همين هدف بود، چرا كه اساس اسلام به خطر افتاد. از این جهت آزادگى و شجاعت و دفاع از دين و ارزش هاى اسلامى با نام حضرت فاطمه سلام الله علیها عجين شده است.

بنابراین دفاع آن حضرت از حريم قدس علوى و حمايتش از اميرمؤمنان على عليه السلام در دوران پر درد و رنج پس از رحلت پیامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم در واقع حمایت همه جانبه از دین مبین اسلام است که بر كسى پوشيده نيست.

بر این اساس دفاع از دین و ولایتمداری حضرت زهرا سلام الله علیها به عینه قابل مشاهده است؛ به عنوان نمونه در خطبه ی فدکیه می خوانیم: «وَيْحَهُمْ انّى زَعْزَعُوها عَنْ رَواسِي الرِّسالَةِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّةِ وَ الدَّلالَةِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الْامِينَ وَ المطّلعِينِ بِامُورِ الدُّنْيا وَ الدِّين؛ واى بر آنها، چگونه خلافت را از كوه هاى محكم رسالت، و شالوده هاى متين نبوّت و رهبرى، و جايگاه نزول وحى و جبرئيل امين، و آگاهان در امر دنيا و دين ، كنار زدند؟».

سخن آخر: «سیره فاطمی»؛ الگوی متعالی در عقلانیت دینی

سیره ی عقلانی حضرت زهرا سلام الله علیها الگو و درسى است بزرگ براى همه انسان هاى آزاده و با هدف و همه ايثارگران و فداكاران تاريخ بشر؛ آن حضرت همچون شمعى مى سوخت تا اطراف خود را روشن سازد و گمراهان را نجات دهد و مدافع حق و عدالت باشد.

درود و تحيّات بى حد بر حضرت فاطمه زهراء عليها السلام كه با تلاش و صبر و قيام و قعودش مشعل دين را براى هميشه پر فروغ نگهداشته و پويندگان حقيقت را از چشمه آب حيات سيراب نمود.

پرونده ویژه

١
بازخوانی گفتمان بسیج
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)

در وهله ی نخست هفته ی بسیج و سالروز تشکیل بسیج مستضعفین و موفقیتها و دستاوردهای بی بدیل آن نهاد انقلابی را به تمامی بسیجیان عزیز تبریک می گویم.

گاهى مردم در شناخت ارزش ها گرفتار اشتباه مى شوند، ارزش واقعى را رها كرده و به دنبال مسائلى مى روند كه از نظر ارزشى در درجات بعد قرار گرفته است. در چنين مواردى براى بيان حقيقت افتخار و مباهات نه تنها مانعى ندارد بلكه گاهى یک وظيفه است

در این میان بسیج مجموعه پرارزشی است که فضاهای معرفتی جامعه را به خود اختصاص داده است؛ لیکن بهره گيرى صحيح از آن مرهون شناخت و معرفت كافى آن است، لذا مسئولان بسیج را به اطلاعرسانی کافی از سیر گفتمانی آن شجره ی طیبه، به افکار عمومی توصیه میکنم تا مردم قدر این نهاد ارزشی  را بیشازپیش بدانند.

خاستگاه گفتمانی بسیج مردمی در اسلام

تشکیل بسيج مردمى ناظر به مقاومت در ابعاد مختلف جهاد اسلامى است که نشان دهنده ی شكل خاص نيروهاى نظامى و ويژگى هاى آن در حكومت اسلامى است.

لازم به ذکر است در کنار نیروهای نظامی در حکومت اسلامی، نقش بسيج و نيروهاى مردمی در جاى خود محفوظ است، بلكه بدون آن كار گروه هاى نظامی، بازدهى مطلوب ندارد، همانگونه كه نقش اين نيروى عظيم را در جنگ تحميلى هشت ساله ايران و عراق به خوبى مشاهده كرديم؛ كه اگر آنها نبودند، بخش هاى عظيمى از ايران در برابر تهاجم عراق به كلّى از دست می رفت و اين نيروى عظيم بسيج بود كه سپاهيان صدام را كه از سوى قدرت هاى بزرگ كاملًا حمايت می شد، عقب راند و ناكام كرد.

بنابراين اگر بعضى تصور كنند كه مسأله بسيج مردمى مخصوص زمانى بوده است كه فنون نظامى پيچيده امروز وجود نداشت مانند عصر پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم، سخت در اشتباه اند؛ امروز نيز نقش بسيج مردمى در دفاع از كشورهاى اسلامى به ویژه در پیروزی ارتش مردمی سوریه و بسیج مردمی عراق در برابر داعش جاى انكار نيست.

اگر بسيج در جاى ديگر دنيا كمتر وجود دارد، و دولت هاى پيشرفته صنعتى هرگز نمی توانند از آن استفاده كنند؛ به خاطر آن است كه اعتقاد به وجوب جهاد به عنوان یک فريضه بزرگ الهى در ميان آنها نيست، و آنها نبرد را تنها وظيفه دولت می دانند ولى در اسلام جهاد وظيفه فرد فرد مسلمانان است.

ارزش والاى شهادت و عظمت مقام شهيدان در اسلام چيزى نيست كه در جاى ديگرى وجود داشته باشد، به همين دليل انگيزه بسيجى تقريباً در ميان ديگران نيست، ولى در ميان مسلمين هميشه وجود داشته و دارد.

البته در كشورهايى كه اين اعتقاد و فرهنگ حاكم نيست وقتى كارد به استخوانشان برسد، و كشورشان در معرض نابودى قرار گيرد، ممكن است نيروى بسيج مردمى تشكيل شود، ولى در اسلام هميشه و در همه حال اين نيرو وجود دارد.

بنابراين «حكومت اسلامى» با ارج نهادن بر اين فرهنگ دينى بايد براى نيروى بسيج مردمى حتى در حال صلح، اهميت فوق العاده اى قائل شود؛ بلكه بايد بسيجيان را تدريجاً با فنون نظامى پيشرفته عصر و زمان آشنا سازد؛ تا به هنگام خطر بتواند تمام كسانى را كه قدرت حمل اسلحه دارند به ميدان نبرد بفرستد.

آری حكومت اسلامى هرگز نبايد سنت اسلام را در استفاده از نيروى بسيج مردمى ناديده بگيرد.

مردم گرایی؛ مهمترین شاخصه ی معرفتی بسیج

بر خلاف حکومت های استکباری که مسأله استبداد رأى و ترجيح دادن تمايلات شخصى بر منافع مردم مطرح است، لیکن در حکومت اسلامی که بر اساس اراده اللَّه شکل می گیرد، خداوند اراده اى جز تأمين مصالح واقعى بندگانش ندارد، اين نوع حكومت در حكومت انبياء و جانشينان راستين آنها و كسانى كه خط انبياء را ادامه مى دهند ديده مى شود، و در دنيا بسيار كم است. به تعبیر دیگر مردم سالارى دينى که نه تنها منافع مردم كشور خود، بلكه منافع كشورهاى همسايه و تمام دنيا (رضاى خلق) را بايد تأمين کند.

حال اين برنامه را با آنچه كه در دنياى امروز وجود دارد و شعار حمايت از خلق مى دهند، مقايسه كنيد؛ مسئله دموكراسى، حقوق بشر و آزادى انسانها امروزه شعارى رياكارانه در تمام دنياى غرب است؛ وقتى مى گويند دموكراسى منظورشان جامعه اى است كه حافظ منافع آنها باشد. اگر حكومتى در خدمتشان باشد از ليست سياه خارج است و اگر حكومتى در مقابل آنها و مخالف برنامه هاى آنها باشد، در ليست سياه جاى دارد. اينها در شعارهايشان فريبكارند. بايد جوانان را بيدار كرد و بيچاره كسانى كه آلت دست آنها هستند؛ تا آنجا كه به دردشان بخورند مى دوشند و وقتى به دردشان نخوردند دور مى اندازند.

لیکن اسلام با گفتمان بسیج بهترين راه را براى مردمى بودن، معرّفى مى كند؛ اگر ما مسائل مردمى اسلام را پر رنگ نشان داده و عمل كنيم جاذبه اسلام چند برابر مى شود و وقتى مردم ببينند كه من به صورت متكلّم وحده سخن نمی گويم و همه جا منافع مردم را در نظر مى گيرم به اين آيين و گفتمان برآمده از آن گرايش مى يابند.

بدین ترتیب شجره ی طیبه ی بسيج منبعث از اختیار و اراده ی آحاد مردم است؛ از این رو حضور مردم به ویژه جوانان بهعنوان قاطبه بسیج و محدود نبودن بسیج به قشر خاص، ازجمله دلایل کلیدی است که سبب شده تمام جامعه را در برگرفته و موجب پیشرفت کار بسیج شود. به نحوی که که فايده و قسمت مهم منافعش براى مردم و جامعه است.

اینگونه است که رویکرد بسیج به گونه ای است که وقتى كارى را كه منافع بيشتر و اشتغال زايى كمترى دارد رها كرده و كارى را كه اشتغال زايى بيشتر و منافع كمترى دارد، انتخاب مى كند تا مردم بيشترى از آن نفع ببرند.

بسیج، درد اصلی جامعه را شناخته است

این مسأله ی راهبردی نشانگر اين است كه نهاد بسیج به جنبه مردمى اهميّت بيشترى مى دهد؛ در ميان غربی ها كجا سراغ از دفاع مظلوم داريد؟! آنها به دنبال حفظ منافع خود هستند. ما بايد شعارهاى مردمى اسلام را در ساحت بسیج، در سخن و عمل تبليغ كنيم تا جاذبه اسلام، دنيا را بگيرد.

بنابراین با توجه به تاکیدات دین مبین اسلام، همواره کمک به مردم و انسان ها از دستورات اصلی بوده که بحمد الله بسیج به آن توجه می نماید به نحوی که رویکردهای بسیج در خصوص خدمت رسانی به مردم تحسین برانگیز است.

آری بسیج، نقاط اصلی درد جامعه را یافته و می داند که شناخت مشکلات و دردها، نیمی از معالجه است که الحمدلله بسیج وارد آن شده است؛ به عنوان نمونه زلزله زدگان، مشکلات زیادی دارند که به ویژه با فرارسیدن زمستان، سختی هایشان نیز  بیشتر می شود که باید سرپناه مطمئنی برای آنان احداث نمود؛ در این میان خدمات بسیج در مناطق زلزله زده بسیار ارزشمند است.

انگیزه الهی بسیج  و نفی سکولاریسم

بی تردید انگیزه ی بسیج به مانند سپاه و ارتش، دینی، مکتبی و مذهبی است. لذا با انگیزه وارد میدان می شوند؛ مخصوصاً که همه تحت یک فرماندهی و یک پرچم جمع شده اند. لیکن دنیای استکبار متشکل از افرادی بسیار بی منطق است؛ آمریکایی ها با پول هنگفت و دلار سربازها را به میدان می فرستند و سربازهای آنها هم دائما در فکر فرار هستند.

حال آنکه پیروزی ما در جنگ تحمیلی هشت ساله بر همه ثابت کرد که در آن روز که نه ارتشی در کار بود نه معلوم بود سلاح دست کیست و نه برنامه ریزی دفاعی داشتیم. دشمن ما در حد اعلای امکانات و ما در حد ادنای امکانات بودیم، ولی با لطف خداوند و رهبری امام و کمک گرفتن از نیروی مذهب و استفاده از نیروی شهادت بعد از هشت سال بدون اینکه حتی یک وجب از خاک ما به دست دشمن بیفتد جنگ به اتمام رسید؛ زیرا که ما هر چه در برنامه های انقلاب داشتیم از نیروی مذهب بود. بهره گرفتن از نماز شب، دعاهای کمیل و ندبه، شروع عملیات با اسامی اهل بیت علیهم السلام و موارد دیگر. خود انقلاب را هم با استفاده از فلسفه ی عاشورا و کمک گرفتن از نیروی مذهب جلو بردیم. امروز هم اگر دشمن به ما حمله نمی کند به دلیل ترس او از همین نیرو است زیرا می داند که اگر به ما حمله کند، بسیجیان، و دیگر قوای نظامی جلو می آیند و پروایی از کشته شدن هم ندارند.

لذا بسیج در حكومت دينى، اجراى قوانين حكومت اسلامی را جزء فرايض و واجبات الهى مى شمرد و به آن به صورت يك وظيفه دينى نگاه مى كنند و همين، انگيزه نيرومندى براى اجراى آن ايجاد مى كند تا آنجا كه بسيارى از افراد حاضرند در قالب بسیج مردمی جان خود را نيز فدا كنند و شهادت را كه از افتخارات بزرگ است پذيرا شوند. این مهم و آثار مثبت ديگرى كه در حكومت هاى دينى است آن را از حكومت غير دينى جدا مى سازد.

از سوی دیگر حكومت هاى غیر دینی و سكولار با كنار گذاشتن آموزه هاى دينى و نقش خداوند در زندگى بشر در حقيقت اومانيسم و انسان محورى و تكيه بر عمل و تجربه گرايى و بى نيازى از وحی را به ارمغان گذاشته اند و آن گاه كه بشر بخواهد در زمين خدايى كند نتايج آن وحشتناك خواهد بود. بی جهت نیست که قدرت های شیطانی در سند ٢٠٣٠، در تعریف واژه خشونت، كه عقايد و افعال مذهبى، را به نظر آنها شامل مىشود. سپاه و بسیج ما را نیز مصداق خشونت قلمداد کردند.

اینچنین است که می گوییم با توجه به انگیزه بسیج که یک انگیزه الهی است و یک انگیزه فوقالعاده قوی است، مسئولان نیز باید از این انگیزه معنوی استفاده بیشتری ببرند.

دین مداری و مقاومت؛ رمز پیروزی بسیج مردمی در برابر داعش

بی شک مقاومت تنها راهبرد پیروزی در برابر دشمنان خارجى، دشمنان حقيقت، دشمنان عدالت و دشمنان فضيلت و دين است.

ناگفته پيداست که هم مظلوم موظف به مقاومت در برابر دشمنان اسلام و فرياد بر آوردن است، و هم مؤمنان ديگر موظف به پاسخگويى او هستند، همانگونه كه در قرآن کریم می خوانيم: «وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ؛ هر گاه آنها از شما براى حفظ دين خود يارى بطلبند بر شما است كه آنها را يارى كنيد».

اين برنامه مثبت و سازنده به ظالمان هشدار مى دهد كه اگر دست به ستم بيالايند مؤمنان ساكت نمى نشينند، و در برابر آنها بپا مى خيزند، و هم به مظلومان اعتماد مى بخشد كه اگر استغاثه كنند ديگران بيارى آنها مى شتابند.

به هر حال وظيفه هر مظلومى اين است كه اگر به تنهايى قادر بر دفع ظلم و ستم نيست سكوت نكند، و با استفاده از نيروى ديگران به مقابله با ظلم قيام نمايد، و وظيفه همه مسلمانان است كه به نداى او پاسخ مثبت دهند.

در چنين زمانى بايد شرايط زمان و نقشه هاى دشمن را بدانيم و مجهّز باشيم و بسيج شويم؛ درباره کمکهای مردمی در اسلام به اندازهای صحبت شده و روایت داریم که عجیب است؛ در حالی که اساس تفکرات حشدالشعبی و مدافعان حرم منبعث از تفکرات دینی و مذهبی بود؛اعتقادات دینی خمیرمایه اصلی کار است و چون دشمن از سلاح بسیار موثر و مهم معنویت بی بهره است، نمی تواند پیروز شود.

اینچنین است که سردار سلیمانی و یارانش با انگیزه های الهی بر گروه تروریستی داعش پیروز شدند.

لذا با توجه به نتایجی که از پیروزیهای اخیر گرفتیم، باید سرمایه اصلی خودمان را حفظ، تقویت و تکمیل کنیم، نسل جوان پیروزیهای انقلاب را ندید اما پیروزیهای اخیر مقاومت جانشین پیروزیهای انقلاب شد. نسل جوان باید باید لمس کند و ببیند که افتخارات دینی، عقاید دینی و پایبند بودن به اصول اسلام چه آثاری دارد.

باید هوشیار باشیم و بدانیم که دشمن می خواهد سرمایه اعتقادات دینی و مذهبی جوانان کشور را بزند به طوری که امروز به شکل های مختلف در حال هجمه به این سرمایه عظیم است. دشمنان در فضای مجازی شبهاتی ایجاد میکنند تا اعتقادات را از بین ببرند و به مسائل اخلاقی خدشه وارد کنند، دشمنان میخواهند چیزی را که سلاح اصلی است از دست ما بگیرند؛ باید کاملاً مراقب باشیم و این سلاح را حفظ کنیم.

ضرورت تشکیل بسیج جهانی اسلام

بدیهی است مردم ایران با گفتمان بسیج در مقابل دشمنان اسلام خوب ايستاده و استقلال فكرى را خوب به نمايش گذاشتند؛ وقتى ايران اسلامی با بسیج عمومی در برابر ابرقدرتها مى ايستد و يا حزب الله که در حقیقت بسیج مردمی لبنان به شمار می آید به تنهايى در مقابل اسرائيل مى ايستد، و یا بسیج مردمی عراق و سوریه می توانند با قدرت بر داعش فائق آیند نشان می دهد همه مسلمانان مى توانند با بسیج عمومی در برابر دشمن بايستند.

آری امروز کشورهای اسلامی و حتی کشورهای غیر اسلامی هم نیاز به بسیج را احساس میکنند. زیرا مجامع جهانى، شوراى امنيت، حقوق بشر و... ياران ظالم و دشمنان مظلومند و نمى توانند از ملّت های مظلوم هم چون  فلسطين حمايت كنند و اگر به فرض بخواهند محكوميّتى براى اسرائيل داشته باشند، آمريكا آن را وتو مى كند؛ لذا تنها راه ما اين است كه ملّت هاى مسلمان بسيج شده و بر سران سازشكار فرياد بزنند، تا آنها ببينند موقعيتشان متزلزل مى شود، بلكه گامى بردارند به ویژه آنکه عدّه مسلمانان در دنيا زياد است .اميدواريم كه امت اسلامی و دیگر جوامع بشری  چنين كنند و اين وضع اسف بار ان شاء الله پايان يابد.

جایگاه بسیج در ایجاد تمدن نوین اسلامی

در تاریخ انقلاب این مسأله را به خوبی حس کردیم. جنگ تحمیلی بلای بزرگی بود ولی سبب شد که نیروی نظامی ما از قوی ترین نیروهای موجود در منطقه باشد؛ در این بین شجره ی طیبه ی بسیج نتیجه ی همان جنگ تحمیلی بوده است.

جنگ پدیده ی بدی است ولى گاهى يك جنگ سخت و طولانى استعداد یک ملّت را شكوفا مى كند، پراكندگى را مبدّل به وحدت و عقب ماندگى ها را به سرعت جبران مى نمايد.

يكى از تاريخ نويسان معروف غرب مى گويد: «هر تمدن درخشانى در طول تاريخ در نقطه اى از جهان ظهور كرده به دنبال اين بوده است كه يك كشور مورد هجوم یک قدرت بزرگ خارجى قرار گرفته، و نيروهاى خفته آنها را بيدار و بسيج كرده است»!

در زمان ما نیز مثلا تحریم ها یک نوع بلا به حساب می آید ولی در کنار آن در موارد بسیاری مانند کارخانه ها، داروها و مسائل نظامی به خودکفایی رسیدیم.

البته واكنش همه افراد و همه جامعه ها در برابر حوادث تلخ زندگى يكسان نيست. گروهى گرفتار يأس و ضعف و بدبينى مى شوند و نتيجه منفى مى گيرند، امّا افرادى كه زمينه هاى مساعد دارند در برابر اين حوادث تحريك و تهييج شده به حركت درمى آيند و مى جوشند و مى خروشند، و نقطه هاى ضعف خود را به سرعت اصلاح مى كنند.

به عنوان نمونه مولفۀ غيرت دینی به صورت صحيح و معتدل و مثبت يك نيروى دفاعى عظيم است كه به كمك آن مى توان بر دشمنان و مخالفان پيروز شد، چرا كه اين نيروى باطنى هنگامى كه جان و مال و ناموس و دين و ايمان يا استقلال یک كشور در معرض تهديد قرار مى گيرد بسيج مى شوند، و تمام نيروهاى ذخيره وجود انسان را به حركت در مى آورد، و گاه یک انسان غيور در تحت تأثير عامل غيرت، نيرويى به اندازه ده انسان پيدا مى كند و تا حد ايثار و فداكارى، ايستادگى و پايمردى نشان مى دهد، به همين دليل، غيرت يكى از اسباب عزّت و سربلندى و اقتدار تمدنی یک نظام به شمار می آید.

هم چنین یکی از اقدامات خوب بسیج در این مسأله این است که نیروهای خودش را تربیتکرده و این (حلقههای فکری صالحین) خیلی خوب است که محیط بسیج تربیتگر خود افراد بسیجی در نظریه پردازی است.

اهمیت اتصال بسیج به حوزه ی علمیه

بسیج باید سرزنده تر از گذشته باشد، لذا با توجه به فعالیتهای تربیتی بسیج باید گفت؛ اتصال بسیج به حوزه علمیه، اقدام بسیار ارزشمندی است که امروز در بسیج وجود دارد.

بی شک ارتباط و اتصال بسیج با حوزه علمیه امری مهم و بسیار پر برکت خواهد بود که امیدواریم با مدیریت جدید سازمان بسیج مستضعفین تحول عمدهای در این مسأله پیدا شود.

سخن آخر

واقعاً امام راحل به عنوان بنیانگذار بسیج، فکر خوبی کردند و به سراغ برنامهای رفتند که همه جا با پیروزی همراه است. لذا می بینیم امروز بسیج باعث شکست دشمن شده و یقیناً دشمنان باوجود بسیج بهجایی نخواهند رسید چراکه بسیجیان کارهای دشمن را در صحنههای گوناگون خنثی میکنند. اینجانب نیز همواره به یاد بسیجیان هستم و دعایشان میکنم.

پرونده ویژه

٢
بازخوانی هویت و رسالت «دانشجو»
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)

سخن گفتن از دانشجویان، سخن گفتن از میلیونها نفر است، زیرا آنچه به دانشجویان عرضه می شود عرضه به اقشار بسیار گسترده ای از مردم است. بازخوانى تاريخ انقلاب نشان می دهد دانشجویان از جمله عوامل کلیدی پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می آیند؛ دانشجویانی که در کنار دیگر اقشار مردم با دست خالى در مقابل ارتش نيرومند زمان شاه ایستادند و پيروز شدند. و هم اکنون نیز در رشد و پیشرفت جامعه ی اسلامی نقش انکار ناپذیری ایفا می کنند.

لیکن در این میان و با گذشت زمان و آميختن سليقه ها و افكار شخصى و گرايش هاى مختلف و دراز شدن دست مفسده جويان به سوى جوانان و دانشجویان این مرز و بوم، اين روح زلال كه از فطرت پاک نشأت می گیرد با عبور از مغزهاى برخی جریانات غرب زده تدريجاً تيره و تار گشته، و صفاى نخستين خود را از دست می دهد. حال آنکه «دانشجو» در جستجوى راه رستگارى است و همى خواهد زنگار شبهات و اوهام را از آينه درون بزدايد و به سالكان طريق حق پرستى ملحق گردد؛ لذا ضرورت بازشناسى‏ چشم انداز راهبردی دانشجویان با تأکید بر هویت و رسالت حقیقی آینده سازان نظام اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد.

علم آموزی؛ مهمترین رسالت دانشجویان

در آموزه های اسلامی طلب علم بر زن و مرد مسلمان واجب شده است؛ لذا در كلمات پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم است‏: «طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُل مُسْلم وَ مُسْلمة؛ تحصيلِ دانش بر هر مرد و زن مسلمانى واجب است.» در روایتی از امام صادق عليه السلام نيز می خوانیم:‏ «طلَبُ العِلم فِريضة على كل حال؛ کسب علم در هر حال، واجب است».،

براى آگاهى از توجه اسلام به علم و ارج نهادن به آن، كافى است به اين حديث بنگريم كه پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود:«اغدُ عالماً او مُتَعَلّما او مستمِعاً او مُحِبّا و لا تكن الخامس؛ يا دانشمند باش يا دانشجو يا شنوا از دانشمندان و يا دوستدار آنان، و هرگز نفر پنجمى نباش كه هلاک خواهى شد!»

لذا دانشجو برای آنکه به مقامات عاليه علمى برسد باید تلاش و كوشش را در فراگيرى‏ علم‏ افزايش ‏دهد، دانشجویان هرگز نبايد از فراگيرى‏ علم‏ و دانش خسته شوند يا گمان كنند به مرحله نهايى علم و دانش رسيده اند باید بدانند به سمتى حركت می كنند كه هر قدر جلوتر می روند وسيع‏تر می شود.

البته باید دانست اصل ماهیت علم آموزی باید در چهار مرحله طى شود، اوّل: فراگيرى‏ علم‏، دوم: تثبيت آن علم، سوم: توسعه و تكميل آن، و چهارم: نشر آن در ميان مردم است.

دانشجویان و نهضت مطالبه گری

بدیهی است تجسّس به معنى جستجوگرى‏ در اعمال و امور مربوط به ديگران و زندگى خصوصى ديگران مذموم است و سبب ناامنى اجتماع و سرچشمه انواع خصومت ها می شود، و آتش كينه توزى و دشمنى در جامعه روشن شود، و جهنمى به وجود آيد كه تمام افراد اجتماع در آن در عذاب باشند.

لیکن جستجو گری و مطالبه گری در مورد سرنوشت جامعه و تلاش برای رشد و پیشرفت نظام اسلامی، و پيش‏گيرى از نفوذ عوامل بيگانه و توطئه و تخریب نظام اسلامی بسیار مثبت و راهگشاست

از سوی دیگر از نظر تكوين و آفرينش نيز خداوند، حسّ مطالبه گری‏ را در ذات انسان قرار داده است؛ انسان، همواره مايل است از چيزهايى كه نمی داند، بپرسد و بداند. اين حس در دانشجویان شديدتر است؛ که از حقیقت جویی آن ها حکایت دارد، لذا وظیفه ی نخبگان جامعه ی اسلامی است كه با محبّت و مدارا به اين نياز روحى‏شان پاسخ مثبت دهند.

بعضى فكر می كنند اگر از مسائل اصول عقايد سؤال كنند نشانه كفر و بی اعتقادى است؛ در حالى كه اين پرسش ها براى تحقيق بيش‏تر و استحكام بخشيدن به عقيده است. دانشمندان و آگاهان، به ويژه عالمان دينى وظيفه دارند كه در هر حال و در هر شرايط، براى پاسخ به سؤالات اعلام آمادگى كنند و با محبّت و احترام از پرسش كنندگان استقبال كنند.

باید مراقب بود تا فضای علمی دانشگاه به آنجا منتهی نشود که ابتدایی ترين شرط هدايت و راهيابى كه تحقيق و جستجوگرى و مطالبه‏ گری است از دانشجویان سلب شود، به نحوی که شور و عشق يافتن حق از وجود آنان رخت بر بندد، و اگر چشمه آبى زلال بر در خانه آنها نیز بجوشد صورت از آن برگردانده و اصلا به آن نگاه نکنند.

در این میان عادت كردن به بحث و گفت و گوهاى بی حاصل و آميخته با لجاجت، ترس از جستجوگرى‏ و تحقيق، وسواس و دودلى، و تسليم شدن در برابر شبهات و در حالت انفعالى فرو رفتن از جمله موانع تحقق مطالبه گری در فضای دانشجویی است.

از سوی دیگر اصل عدالت خواهی و مطالبه گری برای دانشجویان یک واجب حیاتی است به ویژه در آنجا که جامعه در معرض طغيان ها و آشوب هاى شديد اجتماعى قرار می گيرد. یعنی دامنه نابرابری ها به اينجا برسد كه عده اى، در توزيع منابع اوليه، امكانات زيستى و مشاغل و فرصت هاى اجتماعى با تبعیض بيش از حقّ و توان و استعداد خود در نظر بگیرند.

دانشجو و معنویت

اگر چه علم خورشيد زندگى و فروغ پربهاى حيات و شيرين ترين ميوه اى است كه انسان از نخستين روز پيدايى تاكنون چشيده است امّا تمام اين ارزش ها و آثار و قدر و قيمت ها براى علم و طالب علم، هنگامى است كه‏ در مسير صحيح قرار داشته باشد. عالِم كه ظرف علم است، اگر داراى باطن آلوده و روح پليد و كدورت قلب و ظلمت روان باشد، علمش در كجا مصرف خواهد شد؟

دانشمندى هم كه از هدايت و صلاح و تربيت و آراستگى و صفاى باطن و معنويّت‏ دل دور باشد، بلكه عالِم‏ گمراه و دانشمند هوی پرست و شخص باسواد خودخواه از قاتل و ظالم بدتر و ضررش بيشتر است، بدين رو از بزرگان اسلام نقل شده است: «اذا فَسَدَ العالِمُ فَسَدَ العالَمُ‏؛ هرگاه دانشمند فاسد شود، جهان فاسد خواهد شد». متأسّفانه در روزگار ما بيشتر دانشمندان دچار هواى نفس‏اند، هواى نفسى كه مانند ريشه درخت در تمام زواياى زندگيشان ريشه دوانده و از اعمال و اخلاق و كردارشان پيداست كه گويى هواى نفس براى آنان والاترين معبود و بهترين محبوب و عزيزترين معشوق است.

با این تفاسیر باید گفت همان گونه كه اميد به نتايج لذت بخش پيروزى در امتحانات و بيم از تبعات کسب نمرات پایین و تمام نيروی يك دانشجو را براى پيمودن مسير علوم و دانش ها بسيج می كند، بيم و اميد در پيمودن راه معنويت نيز ضرورى است. ‏

زیرا علم‏ بدون‏ معنویت و آرمان خواهی، و اشتغال به سرگرمي ها و همراهی با دوستان ناباب و حتی عبادت بی تفكر هيچكدام ماندنى نيست و به طور كلى دنيا و امور وابسته به آن پايدار نيست.

البته حقیقت آن است که حضور جوانان مومن دانشجو در مناسبت های مختلف مذهبی حاکی از عزم و اراده ی کامل جوانان متدین این مرز و بوم در  تهذیب و خودسازی، نگرش درگذشته و تصمیم برای آینده است که شکوه این پدیده ی معنوی، مساله بسیار مهمی است آن هم در دنیایی که به شدت  آلوده شده است.

لازم به ذکر است دانشجویان برای تحقق این مهم باید به عقلانیت دینی تکیه کنند؛ یعنی نه به كلى در جهان ماده فرو ‏روند كه معنويت‏ به فراموشى سپرده شود، و نه آن چنان در عالم‏ معنى فرو می روند كه از جهان ماده به كلى بى خبر گردند، لذا نه همچون گروه عظيمى از يهود جز گرايش مادى چيزى را نشناسند و نه همچون راهبان مسيحى به كلى ترك دنيا گويند.

دانشجویان و اخلاق مداری

مسائل اخلاقی در اسلام از اهمیت بسیاری برخوردار است اخلاق مداری به هر كار شايسته اى كه وسيله تكامل نفوس و پرورش اخلاق‏ و قرب الى اللَّه و پيشرفت جامعه انسانى در تمام زمينه ها شود اطلاق می شود. اين تعبير حتى كارهاى كوچكى همچون برداشتن يك سنگ مزاحم را از سر راه مردم شامل می شود، تا نجات ميليون ها ميليون انسان از گمراهى و ضلالت و نشر آیين حق و عدالت در تمام جهان. لیکن متاسفانه در این ایام مورد تهاجم شدیدی واقع شده است و دارد به صورت نگران کننده ای در می آید. علت آن هم این است که مسائل اخلاقی متولی خاصی ندارد.

باید توجه کنیم که مسائل اخلاقی اگر خراب شود اثر آن در مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و سایر امور نیز ظاهر می شود. رشوه خواری، مواد مخدر، طلاق ها و غیره همه از همین جنبه ناشی می شود.

در این زمینه باید خطاب به همه دانشجویان گفت دانشگاه مرکز علم است و بايد مرکز ادب و احترام باشد. مردم انتظار دارند هر چه سواد بيشتر می شود ادب بيشتر باشد. فضای حوزه ها هم بايد همين باشد.

متأسفانه شاهدیم عده ای از جوانان با پدر و مادر خود هم همينطور با تندی و پرخاشگری برخورد می کنند و با برادر بزرگ خود هم همينطور. کسی نمی گويد حرف نزنيد، ولی همراه با ادب. مردم از دانشگاه ها و حوزه ها انتظار ادب دارند. شايد عده ی کسانی که رعايت اين مسائل را نکنند زياد نباشد ولی به نام دانشگاه تمام می شود.

من واقعا رنج می کشم از فضایی که در برخی از دانشگاه ها پیدا شده است و اخلاق مداری به فراموشی سپرده شده است؛ حال آنکه خداوند به جمعيتی رحم می کند که آنها به خود رحم کنند. ما درس خوانده ايم مردم از ما انتظار دارند. اميدوارم همه اين مسائل را رعايت کنند که اگر چنين نکنند، نه که را قيمتی ماند نه مِه را.

رسالت دانشجویان در صیانت از ارزش های نظام اسلامی

در عصری به سر می بریم که قدرت های استکباری برای از ميان بردن ارزش‏ هاى‏ نظام اسلامى از همۀ اهرم ها استفاده می کنند ، از این رو به  مسئولان در جلسه ای گفتم فکر نکنید محفوظ بودن ارزش های اسلامی برای قیامت است، اگر در این دنیا می خواهید این ارزش ها را حفظ کنید باید برای صیانت از ارزش های والای نظام هم چون شهادت طلبی ، عدالت خواهی و استکبار ستیری تلاش بیشتری از خود نشان دهید.

به هرحال وظيفه همه ما در تمام برهه هاى تاريخ بايد حفظ نظام ارزشى اسلام در تمام بخش هاى آن اعم از اقتصادى، فرهنگى، نظامى و سياسى باشد، اين وظيفه رسالتى است بر عهده حوزه ها و دانشگاه ها و اولين پاسدار اين آرمان هاى اصيل، روحانى و دانشجو است كه تشكيل دهنده دو قشر فعال و متفكر جامعه هستند، آنها بايد در اين مسئله دقيق باشند و نگذارند وزن شخصيت را با وزن ثروت ها بسنجند.

البته بر خلاف آن چه دشمنان اسلام تبلیغ می کنند، پایه های این نظام مستقل است؛ اما نباید از توطئه های دشمن غافل شویم. باید دشمنان مان را خوب بشناسیم و برای مقابله با آن ها همیشه آماده باشیم.

آرمان خواهی و انقلابی گری با چاشنی آینده نگری؛ مهمترین رسالت دانشجویان

بر خلاف مکاتب غربی که رفاه و لذت‏خواهى، معيار همه چيز است و انسان مساوى با نيازها و خواسته هاى مادى است و آرمان‏ نهايى همه فعاليت ها و رفتارهاى انسان، در محدوده تنگ مادى و لذات جسمانى خلاصه می شود.

لیکن در اسلام بر آرمان خواهی و انقلابی گری برای تحقق آینده ای درخشان تأکید شده است، آينده‏ بسيار روشنى که بعد از بروز تاريكی ها و آشكار شدن ظلمت ها به مسلمين نويد داده شده است، آينده اى كه به دست تواناى مهدى عجّل الله تعالی فرجه الشریف موعود رقم‏ می خورد، و با طلوع خورشيد جمالش، تاریک ها و ظلمت ها رخت بر می بندد.

 لذا آرمان خواهی دانشجویان باید با چاشنی آینده نگری و ایجاد زمینه های معرفتی ظهور همراه باشد، اینگونه است که بر خلاف آنچه بعضى فكر می كنند، رابطه امام در زمان غيبت بكلّى از مردم بريده نيست؛ بلكه آن گونه كه از روايات اسلامى بر می آيد گروه كوچكى از آماده ترين افراد كه سرى پرشور از عشق خدا، و دلى پرايمان، و اخلاصى فوق العاده براى تحقّق بخشيدن به آرمان‏ اصلاح جهان دارند، با او در ارتباطند و از طريق اين پيوند تدريجاً ساخته می شوند؛ و روح انقلابى بيشترى كسب می كنند؛ انقلابى سازنده و بارور براى ريشه كن ساختن هر گونه ظلم و بيدادگرى در جهان!

ممكن است آنها خودشان پيش از اين قيام از دنيا بروند ولى به هر حال آمادگى و تعليمات انقلابى را به نسل هاى آينده شان، و به ديگران منتقل می سازند، و در پرورش گروه نهايى سهيم و شريكند.

لزوم اهتمام دانشجویان به حل مسائل اجتماعی جامعه

‏زندگى اجتماعى‏ انسان، هزاران دشواری ها، كشمكش ها، تخاصم و درگيری ها را به همراه دارد که در جهت حلّ معضلات اجتماعى و رفع‏ نزاع ها و حلّ و فصل امور، باید یک محيط گرم همكارى و هماهنگى كامل براى رفع‏ مشكلات زندگى به وجود ‏آيد كه به جاى تنازع بقا، تعاون بقا بر آن حكومت می كند. در چنين اجتماعى افراد می توانند از حدّاكثر آزادى به منظور رشد فكرى، اخلاقى و عملى استفاده كنند و به کمک يكديگر، در راستای رفع مسائل و بحران های اجتماعی جامعه اقدام نمایند.

در این میان دانشجویان و جنبش های دانشجویی بايد به مردم نزدیک شوند و براى رفع‏ مشكلات آنها بکوشند.

بنابراین برای پیشرو بودن در هر دانشی، نباید تنها به پژوهشهای ذهنی ‏و مقالهنویسی قناعت کرد، ‏باید به جنبههای کاربردی هم پرداخته شود و علوم مختلف را برای ‏حل مشکلات و برطرف کردن نیازهای جامعه به کار ‏بست. زیرا علمی که گره از کار جامعه باز نکند، شبه علم است؛ باید به مردم و متخصصان ‏توصیه کرد دانش خود را در راه حل مشکلات کشور بکار بگیرند و دانشگاهها نیز باید همین ‏رویه را در ‏تربیت دانشجویان در پیش بگیرند تا مردم به وجود آنها افتخار کنند.

مطابق آنچه به ما گفتند برخی از شعارهایی که در روز دانشجو و دیگر مناسبت ها  سر داده می شود سیاسی است، در ‏حالی که باید دانشجویان ‏و دانشگاهیان نیازها و کمبودهای علمی خود و مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه را فریاد بزنند.

البته برای تحقق این مطالبه، نقش دولت در تأمین هزينه های دانشگاه ها به ویژه دانشگاه های علوم انسانی در راستای رفع مسائل اجتماعی از جمله مصارف ضرورى شمرده شده و براى جامعه اجتناب ناپذير است و بر حكومت اسلامى است كه به تأمين هزينه هاى اين‏گونه امور اهتمام جدّى داشته باشد.

سياست بازی؛ بلای جان دانشجويان

تأسف آور است که هم اینک فضای برخی دانشگاه ها فضای پرخاشگری شده است و برخی دانشجویان از تعالیم اسلامی فاصله گرفته اند؛ البته ما مخالف فضای نقد و انتقاد در مراکز علمی و دانشگاهی نیستم، طلبه و دانشجو باید انتقاد و ایرادات خود را بیان کند؛ اگر انتقاد و یا نقدی صورت می گیرد باید در حوزه علمیه و یا دانشگاه مودبانه و محترمانه و به دور از فضای پرخاشگری و سیاسی بازی باشد.

این که هرکس بیاید شعارهای زننده سر دهد زیبنده هیچ مرکز علمی و دانشگاهی نیست. لذا اینجانب نسبت به سیاست زده شدن دانشگاه ها هشدار می دهم هرچند ما مخالف اظهار نظر ‏اساتید و دانشجویان در مسائل ‏سیاسی نیستیم، لیکن این که تنها به این ‏مقوله بپردازند، و حتی دانشگاه را به یک باشگاه و حزب سیاسی تبدیل کنند به هیچ عنوان قابل قبول نیست و مردم را نیز به شدت نگران می کند.

رسالت دانشجویان در نظریه پردازی و تولید فکر

علم وطن ندارد و ما در فراگیری دانش تعصب نداریم، لیکن نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که نباید تنها مصرف کننده باشیم بلکه باید تولید کننده باشیم.

لذا کار ما صرفاً ترجمه کارهای دیگران نباشد، باید مبادله داشته باشیم و باید به این حد برسیم؛ لذا اینکه اخیرا می بینیم دانشجویان و دانشگاهیان ما مسائل تازه ای را در علم کشف می کنند اسباب خوشحالی ما است.

البته اصرار غربی ها این است که ما وابسته باشیم، از این رو ما نباید این ذلت را بپذیریم بلکه باید در علم تولید کننده باشیم، از این رو نسبت به جاسازی افکار و مطالب انحرافی در علوم وارداتی از غرب باید هوشیار بود.

برای تولید گرایی نیز باید مراقب بود که علومی که در دانشگاه ها خوانده می شود تصفیه شود و فرهنگ های غلط از آن جدا شود. دانشجویی که برای تحصیل به خارج فرستاده می شود باید چنان ساخته شده باشد که نه تنها تحت تأثیر فرهنگ غرب نباشد بلکه بتواند بر آنها تأثیر گذار باشد. حتی علومی که از خارج آورده می شود باید تصفیه شود و مطابق فرهنگ اسلامی شود. اهمیت این نکته در بخش علوم اسلامی و انسانی که با مسائل مذهبی و دینی و معرفتی سر و کار دارد بیشتر است.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت آینده کشور در دست دانشجویان و طلاب خواهد بود لذا حوزه های علمیه و دانشگاه ها شخصیت های آینده را تربیت می کنند و اگر این ها وضع قابل ملاحظه ای داشته باشند آینده انقلاب قابل تضمین است.

معرفی کتاب

سیری در کتاب
«فیلسوف نماها»
اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
(مدظله)

آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله العالی) در دوران قبل از انقلاب و بعد از آن، همواره از هیچ تلاشی برای تحقق انقلاب اسلامی و تداوم نهضت اسلامی فروگذار نکرد.

معظم له با درک وضعیت فکری جوانان در رژیم سابق، به ویژه در برهه زمانی بعد از شهریور ١٣٢٠ شمسی که حزب توده در حال نشر اندیشه خود در ایران بود و توانست تفکر التقاطی مارکسیسم و کمونیسم و خداباورستیزی را در دانشگاه ها و علاوه بر این در حوزه کارگری برخی از کارخانه ها نفوذ دهد به توطئه های دشمنان پی برده بود و در این زمینه تلاش های شایانی از خود بر جای نهاد.

از جمله این تلاش ها تألیف کتاب «فیلسوف نماها» بود که که با زبانی داستانی به نقد فلسفه های غربی و ادعاهای فیلسوفان مادیگرا (فلسفه ماتریالیسم) میپرداخت و عقاید مارکسیستی را نقد می کرد که با استقبال عظیمی از سوی جوانان و روشنفکران مواجه شد که البته هنوز هم طراوت و جامع بودن خود را در میان دیگر کتب حفظ کرده است.

تألیف این کتاب كه آكنده از انتقادهای اجتماعی است درست یک سال پس از كودتای ٢٨ مرداد٣٢ آن هم در اوج خفقان و در سال هایی كه رژیم كودتا می كوشید هر گونه ارتباط اجتماعی را از بین ببرد و با ایجاد سازمان های سركوب گر، از طریق رادیو و انواع كتاب ها و نشریات به ترور فكری دست بزند اقدامی جسورانه بود.

انگیزۀ تألیف اثر

معظم له در بیان انگیزۀ تألیف اثر می نویسد: دومین کتابی که شروع کردم، فیلسوف نماها بود علتش هم این بود که کمونیست ها تبلیغات زیادی شروع کرده بودند، شاید من آن وقت ٢٦- ٢٥ ساله بودم. تبلیغات کمونیستی به قدری مسموم بود که بسیاری از جوان ها به خصوص دانشگاه ها را جذب کرده بود. فکر کردیم باز مسوولیتی داریم با عده ای از دوستان جلساتی جهت مبارزه با مارکسیست ها و کمونیست ها تشکیل دادیم از جمله افراد جلسات آقای امام موسی صدر و بعضی از مراجع فعلی بودند و شخصیت های دیگر. و به این ترتیب بحث و بررسی شروع شد. من به آقایان گفتم می خواهم بحث ها را بنویسم. می آورم درجلسات می خوانم اگر نقدی هم بود، بفرمایید و من تکمیل می کنم. بعداً همین مباحث به نام کتاب فیلسوف نماها منتشر شد و شاید حدود سی و چند بار چاپ شد و دربعضی کشورها مثل افعانستان و تاجیکستان نفوذ کرد که زبانشان فارسی بود روی هم رفته خیلی این کتاب مؤثر افتاد و به عنوان کتاب سال هم شناخته شد.

وجه نام گذاری کتاب

مولّف در در بیان علت نامگذاری کتاب مینویسد: كمونيسم از بدو پيدايش، «فلسفه‏» را براى تبليغات علمى و فرهنگى خود استخدام كرد و براى تكميل انجام اين مأموريت، مكتبى به نام «ماركسيسم‏» كه تكيه‏گاه آن منطق‏ دياليكتيك‏ بود، ترتيب دادند و به اين وسيله به خواسته‏ هاى «اقتصادى و حزبى» خود، لباس فلسفه پوشانيدند!

رجال‏ سياسى‏ شوروى نيز با همه بى‏اطلاعى از فلسفه، اين «فيلسوف مآبى‏» را از دست نداده بلكه در ترويج آن كوشيدند به طورى كه امروز تا سخنى از كمونيسم به ميان مى‏آوريم خود را با يك مشت «فيلسوف نما»! روبه‏رو مى‏بينيم! ولى خوشبختانه با اين همه نتوانستند قيافه حقيقى خود را در پشت ماسك اين «فلسفه ساختگى‏» مخفى كنند و از همه جالب‏ تر اينكه خودشان نيز بدون توجه، به اين حقيقت اعتراف كرده ‏اند!

«فیلسوف نماها» در یک نگاه

نقد مذهب از نظر كمونيست ها و نقد ماترياليسم تاريخي، قانون عليت، نظم، تصادف و عالم حيوانات و شگفتي هاي آن، فرق بين ماترياليسم ديالكتيك، پاسخ مكتب هاي مهم فلسفي، تعريف متافيزيك، مكتب اكنوستيسيم و نظريات سوفسطائي ها، اصول ماترياليسم ديالكتيك و انواع حركت از نظر فلسفه و فرق اساسي بين ديالكتيك و متافيزيك از جمله مهم ترین بخش های کتاب است که مولّف به آن پرداخته است.

ساختار اصلی کتاب

کتاب «فیلسوف نماها» در سه بخش اصلی تقسیم شده است که عبارتند از:

١. خطر نزدیک می شود!

٢. آيا خدا مولود پندار ماست؟!

٣. ماترياليسم دياليكتيك‏

کتابی در ژانر رمان

در این میان نكته ای كه بیش از همه اهمیت دارد اقدام خلاف جریان و ساختارشكنانه ی مولف در آن برهه ی زمانی خاص است؛ یعنی، استفاده ی به جا از قالب جذاب رمان برای مقابله با جریان های انحرافی.

لذا سبک کتاب رمان است، و خط داستانی ای دارد که در سراسر کتاب درمورد طرز فکر کمونیست هاى جهان و نقاط ضعف و اشتباه منطق آن ها را با یک رشته حقایق اجتماعى و تاریخى آمیخته و در قالب داستانى شیرین و جالب پی گیری می شود اما کتاب هدفی ورای داستان گویی صرف می جوید و غیر از وجه ادبی خود رویه ی آموزشی دارد.

از این رو کتاب در دوره خود به شدت با استقبال عامه روبه رو شده و با سی بار تجدید چاپ در شمار پرفروش ترین و تاثیرگذارترین کتاب های دهه سی قرار گرفت؛ همه چیز کتاب در خدمت آن است که راحت تر خوانده شود، نثر ساده کتاب و صفحات ابتدایی اول کتاب که مولف به شرح اصطلاحات پیچیده موجود در متن پرداخته همه این کارکرد را دارند.

در واقع نویسنده بنا بر احساس تكلیفی كه در آن موقعیت می كرده، تمام سعی خود را كرده تا با بهره گیری از فرم جدید و جذابی چون رمان به ایدئولوژی های موجود نقب بزند و آن ها را نقد كند.

خلاصه داستان

داستان کتاب درباره پسر جوانی به نام محمود است، جوانی كه در زمینه ی علوم اسلامی و فلسفه ی قدیم تحصیل كرده و پس از درگذشت پدرش، گرداندن امور خانواده (مادر و دو خواهرش) به عهده ی اوست. داستان از نقطه ای شروع می شود كه محمود محض سر در آوردن از فلسفه ی جدید (كه همان ماتریالیسم باشد) به واسطه ی دوستش نادر، به محافل پنهانی کمونیسم ها پا می گذارد و از خطاها و جنایت های آنان مطلع می شود و شروع به افشاگری می کند و با واکنش های سخت سران کمونیسم مواجه می گردد. وی مورد ترور بیولوژیکی قرار میگیرد؛ اما جان سالم بهدر می برد. او در نهایت با توطئه ای به زندان می افتد و سرانجام به جزیره خارک تبعید می شود. وی، مدتی بعد در یک شورش سیاسی آزاد می شود.

داستان با جملاتی پر از التهاب شروع می شود. وحشتی که قهرمان داستان با آن درگیر است حال و هوای اجتماعی آن روزگار را نشان می دهد. فیلسوفنماها که همان اعضای حزب توده هستند، نقش های بد داستان هستند که قهرمان داستان با آن ها مقابله می کند. آنان افراد فاسد و فرصتطلبی هستند که در لباس فلسفه و صلح درآمده اند و ادعای طرفداری از طبقه کارگر دارند.

گزارش محتوایی اثر

مولف در ابتدای کتاب، اصطلاحاتی نظیر کمونیسم و آتئیسم را توضیح داده است. سپس منابع خود در داستان را ذکر نموده است.

هم چنین معظم له در فرازی از کتاب به بررسی نقش جنگ جهانی دوم در ایجاد دو قطب متضاد سیاسی در جهان و تاثیر آن در فرهنگ ملت ها پرداخته و بازماندن از آبادی جهان، جنگ ها و درگیری های منطقه ای را از جمله آثار آن می داند. ایشان معتقد است سیر تمدن کنونی غرب به سمت خودخواهی و خودپرستی است.

نظریه حزب کارگر درباره مذهب، تبیین نظر کمونیست ها درباره پیدایش دین، رابطه جامعه، مذهب و اقتصاد مانند نظرات لنین، علل مادی ظهور اسلام از منظر ماتریالیست ها، نظریه تبدل انواع داروین و تبیین فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک از منظر اندیشمندان این مکتب از جمله مباحث کتاب به شمار می رود.

لازم به ذکر است مطالب کتاب قبل از انتشار به صورت یک کتاب کامل، به صورت داستان دنبالهدار در نشریه مجموعه حکمت چاپ می شد.

گفتنی است اين اثر نفیس، نخستین بار در مرداد ۱۳۳۳ش در یک جلد و در٤٠٠صفحه و در قطع رقعی، به همت انتشارات دارالكتب الاسلاميه تهران به زیور طبع آراسته شده که تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

معارف اسلامی

ضرورت بحث از حجاب و پوشش بانوان در جامعه؟!

پرسش:

چرا این قدر به بحث حجاب پرداخته می شود؟! آيا این یک استراتژی سياسی است يا اينكه به لحاظ شرعی و دينی واجب و لازم است؟

پاسخ اجمالی:

اگر الزامی به حجاب در جوامع دینی مشاهده می شود، طبق فرامین الهی و برای حفظ منافع و مصالح عالی است؛ نه یک استراتژی سياسی موقت. حجاب‏ از واجبات و مسلّمات، بلكه از ضروريّات دين‏ اسلام است؛ دین انسان را ملزم به صیانت از گوهر حیاء در پوشش، نگاه، گفتار، رفتار و آرایش می نماید. این وجوب دینی حجاب فرآیندی منطبق با فطرت توحیدی و در راستای حفظ گوهر حیاء است که در تمدن ها و ادیان پیشین نیز بدان پرداخته می شد. بازشناسایی زنان به عفت و مصونیت از آزارها؛ حفظ مردان از شعله غریزه؛ مصونیت خانواه؛ کاهش فرزندان نامشروع؛ حفظ ارزش و احترام زن؛ استواری اجتماع و حفظ نيروی فعال و كم كردن هزينه اقتصادی و ايجاد آرامش روحی زنان و مردان و ... از حکمت های وجوب دینی حجاب است.

پاسخ تفصیلی:

حجاب‏ از مسلّمات و واجبات بلكه از ضروريّات دين‏ اسلام است. مخصوصا در زمان ما همه كسانى كه با مسلمانان معاشرت دارند فهميده اند كه يكى از برنامه هاى تمام فِرَق مسلمين حجاب است كه كم كم به يك شعار تبديل شده و به آن پايبند هستند.(١) با این حال تصویب آن به عنوان یک قانون بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی و مجازات متخطیان از آن به خصوص در سال های اخیر، موجب سم پاشی ها و تبلیغات سوئی علیه این حکم مسلّم اسلامی شده به طوری که ممکن است این شبهه و شائبه برای عده ای پدید آمده باشد که پرداختن به بحث حجاب، بیشتر از آنکه حکمی فقهی و شرعی باشد، یک استراتژی سیاسی و یک شعار ایدئولوژیک از سوی نظام حاکم است.

زدودن این شبهه و از بین بردن این شائبه را از مسیر ایستگاه های ذیل می توان دنبال کرد:

مفهوم فطری و بین الأدیانی حیا و رابطه آن با حجاب

اهمیت مسئله حجاب در مؤلفه های دینی از آنجا نمایان می گردد که حکم حجاب فرآیندی منطبق با فطرت توحیدی و در راستای حفظ گوهر حیاء است، چه اینکه بهترین پوشش و محافظ دین الهی در وجود آدمی حفظ گوهر حیاء است. امام علی(علیه السلام) می فرماید: (نیكوترین پوشش دین حیا است)؛ «أَحْسَنُ مَلَابِسِ الدِّينِ الْحَيَاء»(٢) حیاء به قدری در مولفه های دینی اهمیت دارد که امام حسین(علیه السلام) بی حیائی را برابر با بی دینی دانسته، می فرماید: (آن كه حیا ندارد؛ دین هم ندارد)؛ «لَا حَيَاءَ لِمَنْ لَا دِينَ لَه‏».(٣) با تأکید بر همین مؤلفه «حیا» ست که می گوییم اهمیت حجاب به عنوان یک هنجار اجتماعی، تنها یک استراتژی سياسی گذرا و رویکردی تاکتیکی نیست.

پوشش زن و مرد از زمان حضرت آدم و حوا(عليهما السلام) بوده(٤) و از سكه ها، تنديس ها، نقاشی ها و آثار به جا مانده ديگر از دوره های قبل، معلوم می شود كه همه اقوام و ملل گذشته پوشش نسبتاً كاملی داشته اند(٥) از كتاب مقدس فهميده می شود كه در عهد سليمان نبی(عليه السلام) زنان علاوه بر پوشش بدن، صورت را نيز با روبند می پوشانيدند(٦) در زمان ابراهيم پيامبر(عليه السلام) هم اين سنت رايج بوده است(٧) در ايران باستان، در دوره مادها، هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان همواره زنان لباسی به صورت شنل، قبا يا چادری داشته اند كه قامت آن ها را می پوشانده است(٨) و... .

از همه این مطالب بر می آيد كه علاوه بر محافظت در برابر سرما و گرما، عامل فطری «حیاء» در مسئله پوشش و حجاب نقش محوری داشته است و الّا باید در هنگام اعتدال هوا و در بين بسياری از اقوام، پوشش يا حذف می شد و يا به حداقل می رسيد در حالی که این گونه نیست. جالب تر اينكه به حکم «حیاء» حد پوشش زنان هميشه بيشتر از مردان بوده است.

بنابراین احکام اسلامی، تنها انسان را به حفظ گوهر فطری درونی خود که همان «حیاء» است ملزم می نماید. گوهری که هم بايد در پوشاندن بدن صیانت گردد(٩) هم در حفظ و كنترل چشم(١٠) هم در گفتار و لحن صدا(١١) هم در راه رفتن و ساير رفتارها(١٢) و هم در آرايش نكردن در ميان مردم.(١٣)

حجاب در آموزه های اسلامی و تجربه حکمرانی معصومین(ع)

علاوه بر موضوع حیاء، فقها و مفسران حداقل شش آیه از قرآن را دال بر لزوم رعایت پوشش شرعی می دانند. برای مثال در آیه ٣١ سوره نور می خوانیم که: «و به زنان با ايمان بگو چشم هاى خود را [از نگاه هوس ‏آلود] فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و [اطراف] روسرى‏ هاى خود را بر سينه خود افكنند [تا گردن و سينه با آن پوشانده شود]».(١٤) پوشاندن سر و گردن از دید نامحرم و لزوم آشکار نساختن زینت ها، در این آیه صریحا مورد اشاره قرار گرفته است.

همچنین در آیه ٥٩ سوره احزاب می خوانیم: «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها [روسرى‏ هاى بلند] خود را بر خويش فرو افكنند. اين كار براى اينكه [از كنيزان و آلودگان] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است».(١٥)

این آیات به صراحت بر لزوم رعایت پوشش شرعی و پوشیدگی هنگام مواجهه زنان با نامحرمان دلالت دارند.

علاوه بر آیات قرآن، احادیث بسیار زیادی نیز از معصومین درباره وجوب حجاب به دست ما رسیده است که تعدادی از آنها صریحا بر لزوم رعایت آن به عنوان واجبی شرعی دلالت دارند(١٦) و گروهی دیگر نیز به بیان عواقب دردناک اخروی متخطیان از دستور حجاب می پردازد.(١٧)

اما شاید مهم تر از همه، اقدامات عملی ای است که بعضی از معصومین(علیهم السلام) برای اقامه حکم حجاب در جامعه انجام داده اند. در میان متون روایی و تاریخی، برخی موارد را می یابیم که نشان می دهد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) از موضع حکومت درباره حفظ عفت عمومی و چگونگی حضور زنان یا مردان در اجتماع موضع گیری و دخالت کرده اند.

از حضرت علی(علیه السلام) دو روایت در خطاب با مردم کوفه و در هشدار به رفتارهای منافی عفت و حیای عمومی نقل شده که بسیار می تواند برای ما راهگشا باشد. آن حضرت یک جا می فرماید: «يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِی الطَّرِيقِ أَ مَا تَسْتَحْيُون‏»(١٨)؛ (ای عراقیان! باخبر شده ام که زنان تان در راه با مردان برخورد می کنند آیا شرم نمی کنید). نیز از ایشان روایت شده که خطاب به همان اهل عراق فرمود: «أَ مَا تَسْتَحْيُونَ وَ لَا تَغَارُونَ نِسَاءَكُمْ يَخْرُجْنَ إِلَى الْأَسْوَاقِ وَ يُزَاحِمْنَ الْعُلُوج‏»(١٩)؛ (آیا شرم نمی کنید و به غیرت نمی آیید که زنان تان راهی بازارها و مغازه ها می شوند و با افراد بی دین برخورد می کنند).

این دو حدیث اگرچه مستقیما ناظر به مسأله اختلاط زنان و مردان نامحرم با یکدیگر است اما سیاق خطاب امام در اینجا نشان می دهد که حضرت شان از جایگاه حکومت و برای محافظت از اخلاق و حیای عمومی چنین سرزنشی را متوجه سهل انگاری عراقیان کرده است.

روایت تاریخی دیگری که می تواند برای ما بسیار راهگشا باشد، روایتی است که راجع به حادثه ای در حجه الوداع پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) گزارش شده است. این روایت نیز اگرچه مستقیما ناظر به حجاب نیست اما از حساسیت حکومت اسلامی در زمان رسول خدا(ص) به مسأله عفت و لزوم رعایت بایسته های اخلاق جنسی در جامعه حکایت دارد.

در این روایت تاریخی می خوانیم که درحجه الوداع زنی جوان و زیبا از طایفه خثعم برای پرسیدن مسئله ای به حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) رسید و در آن حال فضل بن عباس پسر عموی حضرت پشت سر ایشان سوار بود. نگاه هایی میان آن زن و فضل رد و بدل شد. پیامبر(ص) متوجه شد که آن دو به هم خیره شده اند و زن جوان به جای آنکه توجهش به جواب مسئله باشد همه توجهش به فضل است که جوانی نورس و زیبا بود. و از این رو رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) با دست خود صورت فضل را چرخانید.(٢٠)

از عایشه نیز نقل شده که گفته است: «دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادرى من بود در حالى که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز وارد شد و هنگامى که او را دید از او روى برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامى که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روى خود موضع دیگرى را نمایان کند».(٢١)

از بعضى از روايات نیز استفاده مى شود كه در صدر اسلام بعضى از زنان، در امور مربوط به زنان (مسائل حجاب‏ و امثال آن) نظارت داشتند؛ از جلمه زنى به نام‏ «سحراء بنت نهیک» كه در بازارها گردش مى كرد و امر به معروف‏ و نهى از منكر مى نمود.(٢٢)

با وجود چنین بیاناتی که ده ها مثال دیگر نیز می توان به آن افزود، آیا باز هم می توان ادعا نمود که موضوع پوشش زنان و تأثیر آن در عفت و حیای عمومی، الزامی غیر دینی و غیرشرعی و صرفا سیاسی باشد؟

جنبه های عمومی و اجتماعی حجاب و مسئولیت حکومت اسلامی در قبال آنها

بی تردید آن چه تا اینجا گفته شد، ثابت می کند که حکم حجاب، موضوعی است که الزام به آن نه از ایدئولوژی ها و استراتژی های سیاسی بلکه از اصیل ترین منابع دینی، قویا قابل اثبات است. با این حال، حجاب جنبه های عمومی و اجتماعی بسیار فراوانی دارد که گاه ممکن است در نظر برخی بی دقتان، به عنوان امری سیاسی تلقی شود. این به خاطر نگاه همه جانبه اسلام به تمام تبعاد فردی و اجتماعی آدمی در جامعه است.

نکته بسیار ظریفی که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، موضوع وظیفه حکومت اسلامی در حاکم کردن هنجار برتر در اجتماع است. در جامعه اسلامی گروه کمی از افراد هستند که از اراده قوی و ايمان قلبی محکمی برخوردارند و تحت هر شرايطی ملتزم به قانون و شرع می مانند و جو جوامع پيرامون تاثيری در آنان نمی گذارد. در طرف مقابل نيز گروه کمی هستند که بنای لا ابالی گری دارند و خوی سرکشی و تمرد از هنجارهای قانون و شرع در نهادشان نهفته است. بين اين دو طيف، اکثريت مردم تابع وضع موجود ومتأثر از فضای عمومی اند!

بی ترديد در هر جامعه ای متوليان تربيت اجتماعی و مسئولين اجرای قانون، بايد اين بستر را ايجاد کنند که جو عمومی جامعه يا همان «وضع موجود» مشوق و محرک افراد به سمت همرنگی با گروه اول و تبعيت از قانون و هنجارهای صحيح اجتماعی باشد و گروه دوم خود را در انزوا و مطرود حس کند.

سوال اينجاست که چرا بايد وضع موجود را کسانی شکل بدهند که از گروه دوم اند در حالی که ابزار قانون و شرع مدافع گروه اول است؟ چرا بايد فرزند زن مسلمان در محيط مدرسه کم کم از اينکه مادرش چادر به سر می کند خجالت بکشد؟ چرا اکثريت معمولی جامعه به رنگ اقليت آلوده دربيايند و کم کم آلودگی گروه های کج رو به عنوان هنجار شناخته شود؟! چرا اقليت متخلف از قانون و شرع هنجار سازی کنند؟!(٢٣) آیا حکومت اسلامی وظیفه ندارد برای صیانت از کیان اخلاقی جامعه روز به روز حمایت خود را از گروه اول (به عنوان رعایت کنندگان هنجارهای جامعه) بیشتر و فعالیت های گروه دوم (هنجارشکنان) را محدودتر سازد؟ بی گمان چنین است.

موضوع حجاب و بی حجابی اگرچه در وهله اول موضوعی شخصی است و آثار وضعی و تکلیفی اش در آینده فرد متبلور می شود اما این موضوع نافی آثار اجتماعی آن در عرصه اجتماعی نیست. وقتی «بی حجابی» خارج از محدوده و حوزه خصوصی افراد اتفاق می افتد، موضوعی برای دخالت و مسئولیت حکومت می شود. زیرا حکومت اسلامی نمی تواند در قبال نشر یافتن فسادها و تباهی ها و بدعت ها دست روی دست بگذارد.

اصولا یکی از وظایف دولت و حاکم اسلامی آن است که زمینه ساز سعادت دنیوی و اخروی مردم و فراهم آورنده بستر رشد و تعالی آنان باشد و این مهم بدون دفع و رفع زمینه های فساد و مبارزه با عوامل تباهی و اشاعه خوبیها و ترویج نیکیها میسر نیست.

متون دینی ما نیز چنین وظیفه ای را برای حاکم و حکومت تعریف کرده اند. در توصیههای پبامبر(صلی الله علیه وآله) به معاذبن جبل آن گاه که وی را به یمن فرستاد آمده است: «أَمِتْ أَمْرَ الْجَاهِلِيَّةِ إِلَّا مَا سَنَّهُ الْإِسْلَامُ وَ أَظْهِرْ أَمْرَ الْإِسْلَامِ كُلَّهُ صَغِيرَهُ وَ كَبِيرَه‏»(٢٤)؛ (کار جاهلی را بمیران و امر مربوط به اسلام را چه کوچک و چه بزرگ آشکار نما).

همچنین در نامه حضرت علی(علیه السلام) به یکی از کارگزارانش یعنی عثمان بن حنیف آمده است: «فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ‏ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَة»(٢٥)؛ (بدان که بهترین بندگان خدا پیش او پیشوای عادلی است که هدایت شده باشد و هدایت نماید سنت شناخته شده را بر پا دارد و بدعت ناشناخته را بمیراند).

به عنوان نمونه با اینکه برای ترک خود روزه «حد شرعی» یا «تعزیر» قرار داده نشده است و دادگاه نسبت به آن حق هیچ گونه دخالتی ندارد، اما «روزه خواری در ملأ عام» جرم بوده و مجازات دارد. این نوع برخورد، به دلیل حساسیت اسلام نسبت به سلامت جامعه است و از همین رو است که امر به معروف و نهی از منکر را از اهمّ واجبات قرار داده است. امیرالمومنین(علیه السلام) در مورد اهمیت این کار می فرماید: (همه اعمال نیک در برابر امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره ای در برابر دریاست)؛ «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي‏ بَحْرٍ لُجِّي».(٢٦)

حفظ منافع و مصالح عالی خانواده و جامعه در گروی حفظ حجاب

رعایت حجاب موجب جلب منافع و مصالحی کلی برای بانوان و نهاد خانواده می شود. منافع و مصالحی که هیچ گاه از چشم شارع مقدس دور نمانده و برای ضمانت بقای شان در جامعه، به تشریع قوانینی برای حفظ آن پرداخته است. منافع و مصالحی مانند:

١. بازشناسایی زنان به عفت و مصونیت از آزارها:

خداوند متعال می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْن».(٢٧) برخی از علما این آیه را این گونه ترجمه می کنند: «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب ها [روسرى ‏هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه به [عفت] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، بهتر است».

يعنی حجاب برای خود زن در بعد اجتماعی عامل محوری جهت بازشناسی وی به عفت و حیاء است و همین شاخصه سبب می گردد تا خود زن مورد آزار و تعرض اشخاص لاابالی و بزه کار قرار نگيرند. حجاب يك «نه» بزرگ به مجرمانی است كه قصد سوء استفاده از زن و آزار جنسی وی را دارند، که اگر این نه بزرگ یعنی حجاب از طرف جامعه زنان انجام نپذیرد افزایش نیروهای امنیتی جهت حفظ امنیت زنان از آزار های جنسی، نیز کارگر نخواهد بود، لذا می بینیم در برخی کشورها وجود پدیده بی حجابی هرساله موجب چه آمارهایی از آسیب ها و جنایات جنسی علیه زنان می شود.

٢. مصونیت اجتماعی مردان از شعله های غریزه جنسی:

یکی از آیات وجوب حجاب آيه ٣١ سوره نور است: «وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىجُيُوبِهِنَّ»؛ (و به زنان با ایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، و زینت خود را [مانند لباس های زیبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقداری که [طبیعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت] پیداست [در برابر کسی] آشکار نکنند، و [برای پوشاندن گردن و سینه] مقنعه های خود را به روی گریبان هایشان بیندازند).

در حکمت و شان نزول این آیه آمده است که جوانى از انصار در مسير خود با زن بدحجابى رو برو شد، جوان جلب او گشت تا اينكه وارد كوچه تنگى شد ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوانی در ديوار صورتش را شكافت! او به نزد رسول خدا شکایت برد و آیه مورد بحث نازل گردید و زنان را ملزم به حجاب نمود.(٢٨)

به طور کلی برهنگى زنان، مردان و خصوصا جوانان را در يك حال تحريك دائم قرار مى دهد كه سبب فرسایش اعصاب آنها و ايجاد هيجان هاى بيمار گونه عصبى مى ‏گردد. غريزه جنسى نيرومندترين غريزه آدمى بوده و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده، تا آنجا كه گفته ‏اند: هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى‏ كنيد مگر اينكه پاى زنى در آن در ميان است! آيا دامن زدن مستمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعله‏ ور ساختن آن بازى با آتش نيست؟(٢٩) البته که برهنگى زنان، بازی با آتش غریزه مردان است که تبعات و ناهنجاری های جبران ناپذیر فردی و اجتماعی را به همراه دارد.

٣. مصونیت کانون خانواده از آسیب طلاق:

آمارهاى قطعى و مستند نشان مى‏ دهد كه با افزايش برهنگى در جهان، میزان طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است، چرا كه برهنگی سبب هوس هاى سركش شده و به هر قيمتى انسان را به دنبال هوس می کشاند، و به اين ترتيب شخص هر روز دل به دلبرى مى‏ بندد و با ديگرى وداع مى‏ گويد.

در محيطى كه حجاب است (و احکام ديگر الهى رعايت مى‏ شود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است. ولى در «بازار آزاد برهنگى» كه عملا زنان به صورت كالاى مشتركى (لا اقل در مرحله غير آميزش جنسى) در آمده‏ اند ديگر قداست پيمان زناشويى مفهومى نمى‏ تواند داشته باشد و خانواده‏ ها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى‏ شوند و كودكان بى‏ سرپرست مى‏ مانند.(٣٠)

٤. مصونیت جامعه از خطرات فحشاء و فرزندان نامشروع:

يكى از دردناك ترين پيامدهاى بى حجابى افزایش فحشاء و فرزندان نامشروع است، که نيازى به ارائه ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربى كاملا نمايان است.«فحشاء» و از آن بدتر «فرزندان نامشروع» سر چشمه انواع جنايت ها و مفاسد اجتماعی است، در انگلستان، هر سال پانصد هزار فرزند نامشروع به دنيا مى‏ آيد، خطراتى كه فرزندان نامشروع براى امنيت جامعه به وجود آورده ‏اند، به گونه‏ اى است كه در بسيارى از پرونده‏ هاى جنايى پاى آنها در ميان است. مساله گسترش فحشاء حتى براى آنها كه هيچ اهميتى براى مذهب و برنامه‏ هاى اخلاقى قائل نيستند فاجعه آفرين است. بنابراين هر چيز كه دامنه فساد جنسى را در جوامع انسانى گسترده ‏تر سازد تهديدى براى امنيت جامعه ‏ها محسوب مى‏ شود، و پى‏ آمدهاى آن هر گونه حساب كنيم به زيان آن جامعه است.(٣١)

پرهیز از برهنگی و پایبندی به حفظ حجاب خصوصا توسط بانوان آثار مثبت دیگری نیز جهت برقراری مصالح فردی و اجتماعی دارد از جمله: «حفظ ارزش و احترام زن»، «استواری اجتماع و حفظ نيروی های فعال»، «كم كردن هزينه اقتصادي»، «ايجاد آرامش روحي زنان و مردان» و... .

به هر حال اگر الزامی به حجاب در جوامع دینی مشاهده می شود طبق فرامین الهی و برای حفظ این منافع و مصالح عالی است نه یک استراتژی سياسی موقت. امروزه در بسياری از کشورها، برای رسیدن به مصالح اجتماعی سوادآموزی الزامی است زیرا همگان به نیکی می دانند اين کاری است که مي بايست بشود و مصالح و فوائدش عايد خود اين افراد و اجتماع می گردد، لذا هیچ کس از این نوع الزام ها یک استراتژی سياسی برداشت نمی کند.

پی نوشت:

(١). كتاب النكاح‏، مكارم شيرازى، ناصر، انتشارات مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم‏، ١٤٢٤هـ ق، چاپ اول‏، ج ‏١، ص ٥٣.

(٢). غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: رجائى، سيد مهدى، دارالكتاب الإسلامی، قم، ١٤١٠ هـ ق، چاپ دوم، ص ١٩٣.

(٣). بحار الأنوار، مجلسى، محمّد باقر بن محمّد تقى، دار إحياء التراث العربی، ١٤٠٣ هـ ق، چاپ دوم، بيروت، ج ‏٧٥، ص ١١١.

(٤). سوره اعراف، آیات٢٠، ٢٢، ٢٦ و ٢٧؛ سوره طه، آیه ١٢١.

(٥). تاريخ لباس، كاكس روت تريزويل، ترجمه: بزرگمهر، شیرین، توس، تهران ۱۳۸۰هـ ش، ص ١١.

(٦). عهد قديم، سفر غزل غزل های سليمان، باب ٥.

(٧). عهد قديم، سفر تكوين، باب ١٤.

(٨). زن به ظن تاريخ، حجازی، بنفشه، روشنگران و مطالعات زنان، تهران، ١٣٧٥هـ ش، ص ٧١، ١١٥، ١٤١ و ١٩٨.

(٩). سوره احزاب، آیه ٥٩: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ ... وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىجُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ...»؛ (و به زنان با ایمان بگو ... و زینت خود را ـ جز آن مقدار از آنان که نمایان است ـ آشکار ننمایند، و روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند، وزینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا...). سوره نور، آیه ٣١؛ «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ...»؛ (اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسرى هاى بلند خود را بر خویش فرو افکنند ...).

(١٠). سوره نور، آیه ٣٠ و ٣١: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ... * وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ ...»؛ (به مؤمنان بگو چشمهاى خود را فرو گیرند ... * و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را فرو گیرند ...).

(١١). سوره احزاب، آیه ٣٢: «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا»؛ (ای همسران پيامبر! شما همچون يكي از زنان معمولي نيستيد اگر تقوي پيشه كنيد، بنابراين به گونه‏ اي هوس انگيز سخن نگویيد كه بيماردلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگویيد).

(١٢). سوره نور، آیه ٣١: «... وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ...»؛ (و پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود).

(١٣). سوره احزاب، آیه ٣٣: «... وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى»؛ (... و همچون جاهليت نخستين ظاهر نشويد).

(١٤). «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ».

(١٥). «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْن‏».

(١٦). ن.ک: الكافی، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، ‏محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران‏، ١٤٠٧هـ ق، چاپ چهارم‏، ج ٥، ص ٥٢١ و ٥٣٢؛ عيون الحكم و المواعظ، ليثى واسطى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسنى بيرجندى، حسين‏، دار الحديث‏، قم‏، ١٣٧٦هـ ش، چاپ اول‏، ج ٣٠٣.

(١٧). بحار الأنوار، همان، ج ٨، ص ٣٠٩؛ جامع أحاديث الشيعة، معزی ملایری، اسماعیل، نشر صحف، قم، ١٣٧٣هـ ش، ج ٢٠، ص ٢٤١.

(١٨). الكافی، همان، ج ٥، ص ٥٣٧.

(١٩). همان.

(٢٠). صحیح البخاری، البخاری، محمد بن إسماعيل، تحقیق: محمد زهير بن ناصر الناصر، دار طوق النجاة، بیروت، ١٤٢٢هـ ق، چاپ اول، ج ٨، ص ٥١.

(٢١). الدر المنثور، السیوطی، عبد الرحمن بن أبی بكر جلال الدين، دار الفكر، بيروت، بی تا، ج ٦، ص ١٨٠.

(٢٢). پيام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، ١٣٨٦هـ ش‏، چاپ نهم‏، ج ‏١٠، ص ٢٣٥.

(٢٣). این پاراگاراف بخشی از مقاله «حجاب اجباری» نوشته فاضل ارجمند حجت الاسلام و المسلمین سيد محمدجواد بنی سعيد برای پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی است: https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=1&lid=0&mid=252809&catid=0&start=1&PageIndex=0

(٢٤). بحار الأنوار، همان، ج ٧٤، ص ١٢٧.

(٢٥). نهج البلاغة، سید رضی، محمد بن حسين، تصحیح / تعلیق: صبحی صالح، هجرت، قم، چاپ اول، ١٤١٤هـ ق، ص ٢٣٤ و ٢٣٥.

(٢٦). نهج البلاغة، همان، ص ٥٤٢.

(٢٧). علامه محمد جواد مغنیه در تفسیر این آیه، یعنی آیه ٥٩ سوره احزاب می گوید: «ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ‏ بالعفة و الصون، فإن الحجاب يحجز بين المرأة المتحجبة و بين طمع أهل الفسق و الريب»؛ (اين كار براى اينكه به [عفت] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است. چرا که حجاب مانع طمع ورزی فاسقان از زنان محجبه می گردد.). ن.ک: تفسير الكاشف، مغنيه، محمد جواد، دار الكتب الإسلاميه، تهران، ١٤٢٤هـ ق، چاپ اول، ج ‏٦، ص ٢٤٠).

(٢٨). تفسير نمونه، آيت الله العظمى مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، ١٣٧٤ هـ ش، چاپ سی و دوم، ج‏ ١٤، ص ٤٣٥.

(٢٩). همان، ج‏١٤، ص ٤٤٤.

(٣٠). همان، ج‏١٤، ص ٤٤٥.

(٣١). همان، ج‏١٤، ص ٤٤٥ و ٤٤٦.

احکام شرعی

تحصیل پزشکی

لزوم اخذ تخصص مجاری ادرار و كليه برای زنان

اكثر پزشكان مجارى ادرار و كليه، مرد هستند; آيا گرفتن اين تخصّص جهت كم كردن ارتباطات غير هم جنس، براى خانمها واجب است؟

با توجّه به اينكه نگاه به غير همجنس، در مورد عورت گناه سنگينترى دارد، لازم است به عنوان واجب كفايى گروهى از همجنسها اين دوره را بگذرانند.

فراگیری تخصص قلب و عروق توسط بانوان

غالب پزشكان متخصّص قلب را آقايان تشكيل مىدهند، آيا به منظور كاهش ارتباطات با جنس مخالف، اخذ مدرك تخصّصى قلب براى خانمها واجب كفايى است؟

آرى واجب كفايى است.

تحصیل زنان در رشته سونوگرافی

جهت تشخیص بعضى از بیمارى ها، از جمله بیماریهاى زنان، بیشتر از سونوگرافى استفاده مى شود، و متخصّص زن در آن کم است، آیا بر دانشجویان دختر واجب است که در این رشته تحصیل کنند؟

لازم است به عنوان واجب کفایى عدّه اى در این رشته تحصیل کنند.

تحصیل در رشته های پر درآمد پزشکی

برخى از رشتههاى پزشكى درآمد مناسبترى دارد، لذا متخصّص كافى در آن رشته تربيت شده است. امّا رشته هايى وجود دارد كه درآمد آن نسبت به آنچه در بالا آمد كمتر است، لذا متخصّص كافى هم ندارد. آيا دانشجويان مىتوانند براى كسب درآمد بيشتر به تحصيل در رشتههاى مورد نظر بپردازند؟

در صورتى كه به اندازه كافى براى رشتههاى ديگر طبيب وجود داشته باشد مانعى ندارد.

اولویت تعیین رشته برای دانشجویان پزشکی

چه امورى بايد مهمترين اولويّتهاى تعيين رشته براى دانشجويان پزشكى باشد؟ درآمد بيشتر و زحمت كمتر؟ نيازهاى جامعه؟ كاهش برخورد با غير همجنس يا امور ديگر؟

مهمتر از همه نياز جامعه و سپس كاهش برخورد با غير هم جنس است.

لزوم عمل بر اساس شروط و مسئولیتی که دانشجو پذیرفته

دانشجويانى كه با استفاده از امكانات دولت اسلامى تحصيل كرده، و موفّق بر اخذ مدرك پزشكى شدهاند، آيا مىتوانند از مسئوليّتهايى كه شرع و قانون بر عهده آنها گذاشته شانه خالى كنند؟ مثلاً براى خدمت به بيماران به مناطق محروم نروند، يا اصلاً در كشور خود طبابت نكنند، و بدين منظور هجرت كنند؟

بايد به اين مسئوليتها شرعاً عمل كنند.

مصرف وجوهات شرعیه برای هزینه های تحصیل

فرزندم در رشته پزشكى تحصيل مىكند، و إنشاءالله پس از فراغت از تحصيل قصد خدمت به برادران و خواهران دينى خود را در كشور ايران اسلامى دارد. ولى اكنون در تأمين هزينههاى تحصيلى او با مشكل مواجه شدهام. آيا مجاز هستم بخشى از وجوهات شرعيّه خويش را به ايشان اختصاص دهم؟

مجاز هستيد از یک سوم سهم مبارك امام براى اين منظور هزينه كنيد.

تقلب کردن در کنکور

هرگاه دانشجويى (خداى ناكرده) در كنكور تقلّب كند، و قبول شود، چنانچه شك يا يقين داشته باشد كه تقلّب مذكور تأثيرى در قبولى نداشته، اكنون كه مىخواهد شروع به تحصيل كند وظيفهاش چيست؟

اگر شك داشته باشد اشكالى ندارد، و اگر يقين داشته باشد و موارد تقلب كم و محدود بوده آن هم مانعى ندارد، در غير اين صورت اشكال دارد. و در هر حال تقلب كردن خواه كم باشد يا زياد كار حرامى است.

شرکت در کنکور پزشکی بر خلاف ضوابط و مقررات

من بر خلاف ضوابط و مقرّرات در كنكور شركت كرده، و در رشته پزشكى قبول شدهام. مثلاً مشمول بوده و دفترچه آماده به خدمت تهيّه نكردهام، يا سرباز فرارى بوده و با جعل پايان خدمت امتحان دادهام، يا از اين قبيل، ولى در امتحانات تقلّبى نكردهام، و اكنون دچار عذاب وجدان شدهام، وظيفه شرعى من چيست؟

اگرچه كار خلاف شرعى كردهايد، ولى فعلاً مىتوانيد به تحصيلات خود ادامه دهيد.

تحصیل علوم حوزوی توسط دانشجویان پزشکی

دانشجويان با استعدادى هستند كه در رشته پزشكى يا مهندسى مشغول به تحصيلند، و در عين حال علاقه خاصى به تحصيل در علوم اسلامى دارند. وظيفه شرعى آنها چيست؟

بهتر اين است كه تحصيلات دانشگاهى را به پايان برسانند، سپس به تحصيلات حوزوى بپردازند.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1401/09/30 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 165