هنگامی که کشوری مورد تهدید و تجاوز قرار میگیرد و مردم آن کشور در معرض هجوم واقع میشوند، موضوع دفاع و جهاد مطرح میشود.[1]
جهاد مهمّترین سنگ زیر بنای اسلام و ستون اصلی این خیمه است، جهاد است که کاخ اسلام را برپا داشته و آن را گسترش داده است.
اگر جهاد نبود، اسلام این آیین نجاتبخش و مایه رحمت و برکت برای مردم جهان نبود. جهاد چیزی جز ایستادگی در برابر تجاوز دشمن و مقاومت در مقابل ظلم و فساد، و بذل جان و مال و فداکاری در این راه نیست.[2]
در روایات اسلامی، مسئله جهاد، به شکل گسترده مطرح شده است[3] [که در نگاشته حاضر به آن اشاره میشود].
محبوبترین نزد خداوند
در روایت بسیار جالبی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم چنین رسیده است: «مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی مِنْ قَطْرَةِ دَمْعٍ مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ أَوْ قَطْرَةِ دَمٍ أُهْرِقَتْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ هیچ قطرهای محبوبتر در نزد خدا از قطره اشک از خوف خدا یا قطره خون ریخته شده در راه خدا نیست».[4]
چه زیبا و چه بلند است کلام آن زیبای بلند مرتبه که دو گوهر گرانبها را مَثَل آورده که یکی مثل دُرّ سفید و دیگری چون یاقوت است.[5]
در حدیثی که مرحوم صدوق در خصال آورده، امام سجّاد علی بن الحسین علیه السلام میفرماید: «مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ قَطْرَتَینِ: قَطْرَةِ دَمٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَطْرَةِ دَمْعَةٍ فِی سَوَادِ اللَّیلِ لَا یرِیدُ بِهَا عَبْدٌ إِلَّا اللَّهَ عَزَّ وَجَلّ؛ هیچ قطرهای در پیشگاه خداوند متعال از دو قطره محبوبتر نیست: قطره خونی که در جهاد فی سبیل اللّه ریخته شود و قطره اشکی که در تاریکی شب [از چشم مؤمنی] سرازیر گردد، درحالیکه جز خدا را در نظر نداشته باشد».[6]
در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام میخوانیم: «مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ قَطْرَةٍ مِنْ دُمُوعِ عَینٍ فِی سَوَادِ اللَّیلِ مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ وَمَا مِنْ قَدَمٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ مِنْ خُطْوَةٍ إِلَی ذِی رَحِمٍ أَوْ خُطْوَةٍ یتِمُ بِهَا زَحْفاً فِی سَبِیلِ اللَّه؛ هیچ قطرهای محبوبتر در پیشگاه خدا از قطره خونی که در راه او ریخته میشود، یا قطره اشکی که در تاریکی شب از خوف او جاری میگردد، نیست، و هیچ گامی محبوبتر در پیشگاه خدا از گامی که برای صله رحم برداشته میشود، یا گامی که پیکار در راه خدا با آن تکمیل میگردد نمیباشد».[7]
اگر تاریخ اسلام را ورق بزنیم میبینیم، قسمت مهمی از افتخارات را شهیدان آفریدهاند، و بخش عظیمی از خدمت را آنان کردهاند.
نه تنها دیروز، امروز نیز فرهنگ سرنوشتساز «شهادت» است که لرزه بر اندام دشمنان میافکند، و آنها را از نفوذ در دژهای اسلام مأیوس میکند، و چه پر برکت است فرهنگ شهادت برای مسلمانان، و چه وحشتناک است برای دشمنان اسلام.[8]
در صف مجاهدان
امام سجاد علیه السلام در آخرین جمله از دعای اول صحیفه سجّادیه که کاملترین صورت حمد و سپاس الهی را منعکس میکند، عرضه میدارد: «حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِی السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِیائِهِ، وَنَصِیرُ بِهِ فِی نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُیوفِ أَعْدَائِهِ، إِنَّهُ وَلِی حَمِید؛ خداوند را حمد و سپاس میگوییم که ما را در زمره سعادتمندان از دوستانش جای دهد و در صف شهیدانی درآورد که با شمشیر دشمنانش شربت شهادت نوشیدند. او سرپرستی است ستوده».
از این جمله معلوم میشود که ممکن است حمد و ستایش پروردگار سبب دو افتخار بزرگ شود، افتخار قرار گرفتن در صف سعادتمندان از اولیاء اللّه و افتخار قرار گرفتن در صف شهدایی که در میدان جهاد، با شمشیر دشمنان به افتخار شهادت رسیدهاند.[9]
رهبانیت امت من!
در حدیث پر معنایی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم چنین میخوانیم که در عصر آن حضرت، فرزند «عثمان بن مظعون» یکی از اصحاب پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم از دنیا رفت، او شدیداً اندوهگین شد، تا آنجا که گوشهای از خانهاش را به عنوان مسجد برگزید و مشغول عبادت شد - و همه کار را ترک کرد و منزوی گردید - این خبر به رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم رسید. او را صدا زد و به او فرمود: «یا عُثْمَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی لَمْ یکْتُبْ عَلَینَا الرَّهْبَانِیةَ إِنَّمَا رَهْبَانِیةُ أُمَّتِی الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّه؛ ای عثمان! خداوند متعال وظیفه ما را رهبانیت قرار نداده، رهبانیت امّت من جهاد در راه خدا است». اشاره به این که اگر میخواهی ترک دنیا کنی، از یک طریق مثبت مانند جهاد در راه خدا و شهادت فی سبیل اللّه ترک دنیا کن؛ نه به صورت منفی و منزوی شدن».[10]
جهاد، دری از درهای بهشت
یکی از بابهای بهشت «بابُ المُجاهِدین»[11] است؛ یعنی جهاد و مبارزه با دشمن به قصد جلب رضای خدا از اسباب ورود به بهشت است.
حضرت علی علیه السلام در این خصوص فرمودند: «فَاِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیائِهِ؛ بیشک جهاد دری است از درهای بهشت، که خداوند آن را به روی دوستان خاصّ خود گشوده است».[12]
در آیه 214 سوره بقره چنین میخوانیم: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ؛ آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید [بدون اینکه سختی و رنج ببینید] و هنوز نیامده است مثل کسانی که قبل از شما بودند، ناراحتی جنگ و سختی و شدت درونی را کشیدند».[13]
این آیه نشان میدهد که بدون تحمل سختی و مشقت توقع دخول در بهشت توقعی بیجاست. چرا چنین نباشد که: «إِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَکَارِهِ وَإِنَّ النَّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَوَات؛ بهشت پیچیده به سختیها و آتش جهنم پیچیده به شهوات است».[14]
از لابهلای جهادها و دریاهای آتش و فراز و نشیبهای خطرناک باید بگذری، تا به بهشت برسی، ولی رسیدن به آتش جهنم از لابهلای هوا و هوسهاست.[15]
در حدیثی از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم میخوانیم: «الْمُجَاهِدُونَ فِی اللَّهِ تَعَالَی قُوَّادُ أَهْلِ الْجَنَّة؛ مجاهدان راه خدا رهبران اهل بهشتند».[16]
عزت و عظمت جهاد
در حدیثی از امام صادق علیه السلام میخوانیم که از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم نقل فرمود: «اغْزُوا تُورِثُوا أَبْنَاءَکُمْ مَجْدا؛ پیکار کنید تا برای فرزندان خود، شکوه و عظمت به ارث بگذارید».[17]
امام علی علیه السلام در گفتار حکیمانه مبسوط، به فلسفههای بخش مهمی از احکام اسلامی اشاره کرده از جمله [در بیان فلسفه جهاد] میفرماید: «وَالْجَهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلاَمِ؛ [خداوند]، جهاد را، سبب عزت و سربلندی اسلام و [مسلمانان] قرار داده است».[18]دلیل آن روشن است؛ اگر مسلمانان در برابر حیلهها و حملات و تهاجمات دشمنان خاموش بنشینند و به جهاد برنخیزند چیزی نمیگذرد که عظمت آنها پایمال دشمنان میشود و عزت و سربلندی تبدیل به ذلّت و سربهزیری میگردد.
اینگونه است که امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه معروف جهاد میفرماید: «فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیائِهِ وَهُوَ لِبَاسُ التَّقْوَی وَدِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَةُ وَجُنَّتُهُ الْوَثِیقَةُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّل؛ [آگاه باش] جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی یاران خاصش گشوده، جهاد، لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است و مردمی که از جهاد رویگردان شوند خداوند لباس ذلت بر تن آنها میپوشاند و بلاها به آنها هجوم میآورند».[19]
همچنین در حدیث پرمعنایی از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در اهمیت جهاد میخوانیم: «مَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ذُلًّا فِی نَفْسِهِ وَفَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَمَحْقاً فِی دِینِه؛ کسی که جهاد را ترک کند، خداوند، لباس ذلّت بر او میپوشاند و در زندگی مادّی نیز گرفتار فقر و تنگدستی میشود و دین او بر باد میرود».[20]
از این حدیث، به خوبی استفاده میشود که ترک جهاد، هم زندگی معنوی انسان را به خطر میافکند و هم زندگی مادّی او را.[21]
بهترین عمل
در حدیثی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم میخوانیم که فرمود: «إِنَّ أَحَبَ الْأَعْمَالِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ الصَّلَاةُ وَالْبِرُّ وَالْجِهَاد؛ بهترین اعمال نزد خداوند متعال نماز است و نیکوکاری و جهاد».[22]
در حدیثی دیگر از آن حضرت میخوانیم: «إِنَّ فَوْقَ کُلِ بِرٍّ بِرّاً حَتَّی یقْتَلَ الرَّجُلُ شَهِیداً فِی سَبِیلِ اللَّه؛ در برابر هر نیکی، نیکی بهتری وجود دارد تا به شهادت در راه خدا رسد که برتر از آن چیزی متصور نیست».[23]
فریضه جهاد
در حدیثی از امام امیر مؤمنان علی علیه السلام میخوانیم: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ فَرَضَ الْجِهَادَ وَعَظَّمَهُ وَجَعَلَهُ نَصْرَهُ وَنَاصِرَهُ وَاللَّهِ مَا صَلَحَتْ دُنْیا وَلَا دِینٌ إِلَّا بِه؛ خداوند جهاد را واجب کرده و آن را بزرگ شمرده، و آن را یار و یاورش قرار داده، به خدا سوگند نه دنیا و نه دین جز با جهاد اصلاح نمیشود».[24]
«اصبغ بن نباته» که از یاران خاص علی علیه السلام است از آن حضرت نقل میکند که فرمود: «کَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَی الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَنَفْسِهِ حَتَّی یقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَجِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَی مَا تَرَی مِنْ أَذَی زَوْجِهَا وَغَیرَتِه؛ خداوند جهاد را بر مردان و زنان واجب کرده است. جهاد مرد در این است که مال و جان خود را انفاق کند تا آنجا که در راه خدا شهید شود و جهاد زن در این است که در برابر آزاری که از شوهرش میبیند و در برابر تعصبها و حساسیتهای او صبر پیشه کند».[25]
سخن آخر: (خدا را، خدا را...)
امام علی علیه السلام در توصیهای مهم میفرماید: «وَاللّهَ اللّهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ وَأَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ؛ خدا را خدا را که در جهاد با مال و جان و زبان خویش در راه خداوند کوتاهی نکنید [و از هر سه وسیله در این راه بهره گیرید]».[26]
منظور از جهاد با انفس همان حضور در میدانهای جنگ برای حفظ اسلام و کشورهای اسلامی در مقابل دشمنان است و جهاد به اموال کمکهای مالی است که برای بسیج لشکر اسلام در زمانهای گذشته میشد و امروز هم تمام کمکهایی که در مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی برای حفظ اسلام و مسلمانان میشود مشمول آن است. جهاد به زبان نیز همان دفاعهای منطقی و تبلیغات مستمر برای پیشرفت اسلام است و امروز استفاده از تمام رسانههای ارتباط جمعی را دربرمیگیرد.[27]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
منابع:
1. تفسیر نمونه
2. پیام امام امیر المومنین علیه السلام
[1] دائرة المعارف فقه مقارن، ج۳، ص۷۱.
[2] آیین ما (اصل الشیعة)، ص202.
[3] دائرة المعارف فقه مقارن، ج۳، ص۷۱.
[4] شرح ابی الحدید (ط - قم)، ج10، ص147.
[5] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (شرح خطبه متقین)، ج2، ص91.
[6] خصال (ط - قم)، ج1 ، ص50، ح60؛ (عرفان اسلامی: شرحی جامع بر صحیفه سجّادیه، ج3، ص434).
[7] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج97، ص14، ح31.
[8] تفسیر نمونه، ج21، ص406.
[9] عرفان اسلامی: شرحی جامع بر صحیفه سجّادیه، ج2، ص128.
[10] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج8، ص170،ح112؛ (اخلاق در قرآن، ج۳، ص۴۵۴).
[11] پیام قرآن، ج۶، ص۳۱۱.
[12] نهج البلاغه، خطبه ۲۷؛ (کشتی نجات (چهل حدیث از امام رضا علیه السلام)، ص۳۹).
[13] شاید بتوان گفت «بأساء» ناراحتی ناشی از جنگ و «ضرّاء» ناراحتی ناشی از بیماریهای درونی است.
[14] نهج البلاغه، خطبه 176.
[15] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (شرح خطبه متقین)، ج2، ص221.
[16] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج97، ص15، ح34؛ (تفسیر نمونه، ج21، ص406).
[17] الکافی (ط - الإسلامیة)، ج5 ، ص8، ح12؛ (پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج۲، ص144).
[18] نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲
[19] نهج البلاغه، خطبه ۲۷؛ (پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج14، ص88).
[20] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج97، ص9، ح6.
[21] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج2، ص144.
[22] وسائل الشیعة (ط - قم)، ج4، ص40، ح4459- 7؛ (پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج7، ص725).
[23] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج71، ص83، ح95؛ (تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۴۰۶).
[24] کافی (ط - الإسلامیة)، ج5 ، ص8، ح11؛ (تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۷۶).
[25] همان، ص9، ح1؛ (پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج۱۳، ص۱۲۵).
[26] نهج البلاغه، نامه 47.
[27] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج۱۰، ص۲۷۹.









